از عرش به فرش؛ ۱۰ بازی بزرگی که ما را ناامید کردند

۱۲ اسفند ۱۳۹۹ - ۰۸:۳۱

در اغلب مواقع، عرضه‌ی یک بازی بزرگ با هایپ زیادی همراه است. این مهم می‌تواند به خاطر سابقه‌ی توسعه‌دهنده‌ی بازی، شهرت فرنچایز مربوط یا محتوای تبلیغاتی آن باشد. این‌ها همگی دلایل موجهی برای هیجان‌زده شدن هستند. بازی‌های زیادی بوده که در حد و اندازه‌ی این هایپ ظاهر شده و تا سالیان متمادی در یاد و خاطر بازی‌بازان ماندگار می‌شوند. با این حال طی سالیان اخیر، چندین بازی ابدا در حد هایپ خود ظاهر نشده و حسابی ما را ناامید کرده‌اند. در این مقاله به چنین عناوینی نگاهی خواهیم انداخت.

Anthem

چند سالی می‌شود که بایوور (Bioware) روند نزولی خود را آغاز کرده است. با این حال حتی بدبین‌ترین هواداران این استودیو هم انتظار عنوانی به بدی Anthem را نداشتند. Anthem پیش از عرضه هایپ و تبلیغات گسترده‌ای داشت، اما در نهایت به سطل آب سردی بر سر هواداران این استودیو تبدیل شد. در این بازی خبری از داستان‌گویی معروف بایوور نبود. هم‌چنین کسانی که به دنبال یک لوتر شوتر با کیفیت بودند هم ناامید شدند. به این‌ها مشکلات فنی و تصمیمات طراحی عجیب را اضافه کنید تا نتیجه یکی از ناامیدکننده‌ترین بازی‌های بزرگ چند سال اخیر شود. مدتی پیش نیز بازسازی این اثر به صورت کامل لغو گردید.

Fallout 76

خوشبختانه Fallout 76 با وجود مشکلات، به بازی بسیار بهتری نسبت به زمان عرضه تبدیل شده است.

Fallout 76 از زمان معرفی مورد بدبینی و انتقاد بسیاری از هواداران قرار گرفت. Fallout فرنچایزی است که با شخصیت‌ها، ماموریت‌ها، داستان‌ها و گیم‌پلی انتخاب‌محور شناخته می‌شود. به همین سبب یک Fallout تماما آنلاین چندان ایده‌ی خوبی به نظر نمی‌رسید. متاسفانه بدبینی هواداران بی‌دلیل نبود و Fallout 76 به فاجعه‌ای به هنگام عرضه تبدیل شد. موتور تاریخ مصرف گذشته‌ی بتسدا (Bethesda) منجر به عنوانی شد که پر از باگ و گلیچ بود. البته باید به بتسدا اعتبار لازم را داد. آن‌ها با Fallout 76 مانده و آن را تبدیل به اثر بسیار بهتری کردند. به لطف بسته‌های الحاقی رایگان Wastelanders و Steel Dawn، این بازی هم‌اکنون به یک Fallout واقعی بسیار نزدیک‌تر است. با این حال به هنگام عرضه، Fallout 76 یک ناامیدی کامل بود.

Warcraft 3: Reforged

از Warcraft 3 نه تنها به عنوان یکی از بهترین بازی‌های بلیزارد (Blizzard)، بلکه به عنوان یکی از بهترین بازی‌های استراتژی تاریخ یاد می‌شود. یک ریمستر که در حد و اندازه‌ی نسخه‌ی اصلی نباشد به اندازه‌ی کافی بد است. با این حال Warcraft 3: Reforged به نحوی توانست که تجربه‌ی اصلی را هم برای بسیاری از بازی‌بازان خراب کند. مشکلات فنی، تصمیمات عجیب در طراحی، حذف محتوای بازی اصلی و عدم حضور ویژگی‌های مورد انتظار منجر به خلق پکیج شدیدا ناامیدکننده‌ای شدند. هم‌چنین بلیزارد سیاست عجیبی را در رابطه با محتوای خلق‌شده توسط بازی‌بازان پیش گرفت. هم‌چنین Reforged به نوعی جایگزین Warcraft 3 اصلی شد (هر دو از یک کلاینت استفاده می‌کنند) که تنها منجر به بدتر شدن اوضاع می‌شود.

Left Alive

برخی معتقد بودند که Left Alive یکی از بزرگ‌ترین غافلگیری‌های ۲۰۱۹ خواهد بود. از طرفی آن‌ها درست می‌گفتند. کسی انتظار نداشت این بازی تا این حد ضعیف باشد.

Front Mission بزرگ‌ترین فرنچایز بازی‌های ویدیویی نبوده و Left Alive هم مورد انتظارترین بازی سال نبود. با این حال با توجه به گیم‌پلی مخفی‌کاری بازی و حضور یوجی شین‌کاوا (Yoji Shinkawa)، یکی از هنرمندان Metal Gear، کنجکاوی بسیاری نسبت به این بازی برانگیخته شد. متاسفانه Left Alive پر از مشکلات فنی، انیمیشن‌های بد و جلوه‌های بصری زشت بود. هم‌چنین گیم‌پلی بازی به لطف کنترل‌های خشک و هوش مصنوعی ضعیف یک کابوس کامل بود.

The Order: 1886

برای عنوانی با این ظاهر و اتمسفر منحصر به فرد، The Order: 1886 در نهایت یک بازی ناامیدکننده بود.

بگذارید عادل باشیم. The Order: 1886 نقاط قوت خود را دارد. بازی ایده‌‌ی بسیار جالبی داشته و هنوز هم یکی از زیباترین بازی‌های پلی‌استیشن ۴ است. با این حال بازی اصلا نتوانست در حد انتظارات ظاهر شود. سیستم تیراندازی سوم-شخص آن بسیار تکراری و بدون خلاقیت بوده که در تضاد کامل با اتمسفر جذاب آن قرار می‌گیرد. مدت زمان کوتاه بازی در کنار روایتی نامتعادل و پر فراز و نشیب، باعث شدند تا داستان به پتانسیل کامل خود نرسد.

Ghost Recon Breakpoint

وقتی Ghost Recon در سال ۲۰۱۷ خود را با Wildlands از نو تعریف کرد، کسی آن‌قدر هیجان‌زه نشد. کسی نگفت که Wildlands بازی فوق‌العاده‌ای است. اما همه‌ی آن‌هایی که بازی را تجربه کرده بودند، متوجه‌ی پتانسیل فرمول جدید یوبی‌سافت (Ubisoft) شدند. Ghost Recon Breakpoint آن پتانسیل را کاملا له کرد. هوش مصنوعی افتضاح دشمنان، مشکلات فنی زیاد و یک سیستم کاملا غیرضروری (و مشکل‌دار)، بازی را به The Division ضعیفی تبدیل کرده بودند. با این حال مثل Fallout 76، شاهد پیشرفت نسبی بازی از زمان عرضه بوده‌ایم. البته بازی هنوز پتانسیل Wildlands را کامل نمی‌کند، اما در شرایط بهتری قرار دارد.

Cyberpunk 2077 (نسخه‌ی کنسولی)

حتی فارغ از مشکلات فنی زیاد، Cyberpunk 2077 نتوانست در حد و اندازه‌ی وعده‌های سی‌دی پراجکت رد ظاهر شود.

Cyberpunk 2077 احتمالا مورد انتظارترین بازی یک دهه‌ی گذشته بود. سی‌دی پراجکت رد (CD Projekt RED) هم هر کاری می‌توانست را کرد تا سطح هایپ بازی در بالاترین حد ممکن باشد. شاید آن‌ها نباید این کار را می‌کردند. بازی بر روی رایانه‌های شخصی علی‌رغم باگ‌های زیاد، تجربه‌ی بسیار خوبی است. با این حال بر روی کنسول‌ها، با فاجعه‌ی کاملی از نظر فنی مواجه هستیم. وضعیت تا حدی بد بود که سونی بازی را کاملا از فروشگاه دیجیتالی پلی‌استیشن حذف کرد. این قضیه در نهایت منجر به سقوط شدید ارزش سهام سی‌دی پراجکت رد شد. از این شرکت برای عدم عمل به وعده‌ها هم شکایت شد. Cyberpunk 2077 تجربه‌ای برای سایر استودیوها و شرکت‌ها در رابطه به هایپ بیخودی است.

Marvel’s Avengers

حتی پیش از عرضه‌ی Marvel’s Avengers، هواداران از سمت و سوی بازی راضی نبودند. بسیاری دوست داشتند تا اولین اقتباس بزرگ از Avengers، یک بازی تک‌نفره‌ی سینماتیک با تمرکز بر روی داستان باشد. با این حال اسکوئر انیکس (Square Enix) به دنبال یک بازی سرویس‌محور با المان‌های لوتر بود. مشخص شد که بار دیگر حق با هواداران است. Marvel’s Avengers ابدا در حدی که انتظار می‌رفت نبود. ماموریت‌های تکراری، سیستم لوت کاملا ناکارآمد و مشکلات فنی زیاد منجر به استقبال نه چندان گرم از سوی هواداران و بازی‌بازان شد. در نهایت بازی نتوانست شروع خوبی داشته باشد و اسکوئر انیکس هم ضرر مالی زیادی را تحمل کرد. هم‌چنین پشتیبانی پس از عرضه‌ی بازی هم چندان قوی نبوده و فواصل زیاد بین عرضه‌ی به‌روزرسان‌های جدید، باعث کاهش دائمی تعداد بازی‌بازان شده است.

Need for Speed Payback

فرنچایز Need for Speed در دهه‌ی گذشته چندان خوب ظاهر نشده، اما بدون شک Need for Speed Payback نهایت افت این سری بوده است. به جای تمرکز بر روی یک گیم‌پلی آزادانه، مکانیک‌های تعقیب و گریز جذاب و قابلیت شخصی‌سازی زیاد ماشین‌ها، Need for Speed Payback پر از کات‌سین‌های افتضاح، سکانس‌های برنامه‌ریزی‌شده و شخصی‌سازی محدود بود. از نظر مکانیکی بازی هنوز هم آن قدر بد نبود. با این حال نقاط قوت آن زیر کوهی از پرداخت‌های درون برنامه‌ای دفن شده بودند. سیستم لوت‌باکس‌های افتضاح بازی هم باعث بدتر شدن بیش از پیش تجربه‌ی نهایی شده بود.

Homefront: The Revolution

Homefront: The Revolution نمونه‌ی کلاسیکی از عنوانی بوده  است که در ظاهر می‌توانست بازی خوبی باشد، اما مشکلات زیاد جلوی تبدیل شدن این مهم به واقعیت را گرفته‌اند. بازی بخش داستانی بلندی داشت و مبارزات آن هم در مواقعی حقیقتا سرگرم‌کننده بودند. با این حال ایرادات زیادی در این بازی وجود داشت. سیستم مخفی‌کاری سطحی، روایت داستان آشفته، طراحی تکراری و همانند بسیاری از بازی‌های این فهرست، مشکلات فنی باعث غیر قابل بازی بودن Homefront: The Revolution در بسیاری از لحظات آن شده بود.

45
8
برچسب‌ها: ، ، ، ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید