TGS 2020 | کپکام به دنبال عرضه‌ی Resident Evil Village برروی کنسول‌های نسل هشتمی است

PC ، PS4 ، PS5 ، TGS 2020 ، Xbox One ، Xbox Series S ، Xbox Series X ، اخبار بازی ۴ مهر ۱۳۹۹ - ۱۷:۱۱

شرکت کپکام (Capcom) در جریان مراسم TGS 2020 اعلام کرد که احتمال عرضه‌ی بازی Resident Evil Village برروی کنسول‌های پلی‌استیشن ۴ و اکس‌باکس وان نیز وجود دارد.

بازی Resident Evil Village اولین بار در جریان رویداد پلی‌استیشن ۵ به صورت رسمی معرفی شد. در اوایل اعلام شد که این بازی تنها برروی پلتفرم‌های پلی‌اسیتشن ۵، اکس‌باکس سری اکس و رایانه‌های شخصی عرضه می‌شود، اما کپکام امروز به صورت رسمی اعلام کرد که به دنبال انتشار این بازی برروی کنسول‌های پلی‌استیشن ۴ و اکس‌باکس وان است. البته این شرکت عرضه‌ی بازی را برروی کنسول‌های نسل هشتم قطعی نمی‌داند.

آقای تسویوشی کاندا (Tsuyoshi Kanda)، از تهیه‌کنندگان بازی Resident Evil Village، در این خصوص گفت:

در حالی که هم‌اکنون بازی Resident Evil Village برای عرضه برروی پلتفرم رایانه‌های شخصی و کنسول‌های پلی‌استیشن ۵ و اکس‌باکس سری اکس و سری اس در دست توسعه است، ما به دنبال این هستیم تا این بازی برروی کنسول‌های نسل هشتمی پلی‌استیشن ۴ و اکس‌باکس وان نیز عرضه کنیم. البته در این خصوص قولی نمی‌دهیم. با این وجود ما همه‌ی تلاش خود را برای ارائه‌ی یک تجربه‌ی وحشت و بقایی عالی در کنسول‌های نسل فعلی انجام خواهیم داد.

همچنین کپکام تصویری از ایتن (Ethan)، شخصیت اصلی بازی Resident Evil Village را منتشر کرده که در قسمت زیر قابل مشاهده است.

Resident Evil Village برای عرضه در سال ۲۰۲۱ میلادی در نظر گرفته شده است.

12345678910(32 رای, میانگین آرا 9٫41 از 10 )
Loading...
برچسب‌ها: ، ، ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • Old Gamer Amir گفت:

    تلاش کنید که خوب میکنید

    نظر محبوب به انتخاب کاربران 36Thumb up 1Thumb down
  • UMK3 گفت:

    معلومه که از سود انتشار نسل ۸ نمیگذرن

    27Thumb up 1Thumb down
  • Parham84 گفت:

    شما فقط بازی رو خفن کنید

    16Thumb up 1Thumb down
  • shayanchayjan گفت:

    اینا دارن واسه کنسول ۱.۶ ترافلاپسی اینو پورت میکنن بعد خبر مضخرفی میاد بیرون که رو ps5 به مشکل خورده

    33Thumb up 7Thumb down
  • Ayex گفت:

    خدارو شکر این فک کنم خبر خوبی برا ما ایرانیا بود

    8Thumb up 1Thumb down
  • ALFAR3D گفت:

    باو اینا یکم رو بازی کار کنن یه خروجی مثل رزیدنت ۷ و ۲و۳ رو میتونن بیگیرن رو نسل ۸ که به نظرم کافیه….تنبل بازی در نیارید….

    10Thumb up 1Thumb down
  • PARASITE EVE 2 گفت:

    کاش از خدا یچیز دیگه میخواستم! Laugh

    9Thumb up 0Thumb down
  • yazdan azizi گفت:

    همون طور که در خبر قبلی رزیدنت اویل گفتم این خبر هم خوبه هم بد ولی من خوشحالم که اگر تا عرضه این بازی نتونستم پلی استیشن ۵ بگیرم این بازی رو نسل هشت می یاد.
    جالبه که چهره ایتن رو تا حدودی نشون می دند نشون می ده شاید دارند رو شخصیت پردازی ایتن بیشتر کار می کنند.به امید موفقیت این بازی.

    5Thumb up 0Thumb down
  • Grandwarden گفت:

    واقعا کار درست هم همینه.امیدوارم این اتفاق بیفته.

    4Thumb up 0Thumb down
  • joel گفت:

    جانمی جان Heart Heart Heart Heart Heart خدا کنه عرضه بشه واسه نسل هشتیا

    4Thumb up 1Thumb down
  • handsomekiller47 گفت:

    دوستان من به خاطر علاقه زیادی که به سری رزیدنت اویل دارم این داستان رو نوشتم خواهش میکنم بخونیدش و نظرتون رو بگید. سعی میکنم ادامش بدم. ممنونSmile
    پیشبینی من از داستان
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    داستان ابتدا امیلی شخصیت دوم داستان را نشان میدهد که در جای گورستان مانندی میخواهد قبر شیطان بزرگ رو پیدا کند، شیطانی که باعث شیوع چیزی مثل طاعون شده و کل دهکده و اطراف آن مثل قلعه رو فرا گرفته. امیلی که اخرین شانس خود را برای فهمیدن این که چه طور این شیطان را پیدا و نابود کند، امتحان میکند، در اخرین تلاش توسط موجودی اعجاب برانگیز یعنی پیرزن جادوگر به تسخیر ذهنی وی درمیاید و جادوگر تا میخواهد کنترل کامل بر امیلی پیدا کند، زنگ کلیسا دهکده به صدا درمیاید و باعث میشود تا جادوگر برای چند لحظه عقل خود را از دست بدهد و در این چند لحظه ، امیلی فرصت میکند از چنگ وی بگریزد. امیلی مشاهده میکند که ظاهر دهکده نسبت به قبل داره بدتر میشود و رنگ سیاهی دارد کل منطقه رو دربرمیگیرد و همه جا به شکل بسیار وحشتناکی ترسناک میشود، او به سختی مشاهده میکند که یه شخصی دارد به سراغ او میاید و چون محیط اطراف بسیار تاریک و مه الود شده است ، امیلی نمیتواند تشخیص دهد که او چه کسی است، امیلی که خیلی ترسیده است ناگهان یه نفر از پشت به او نزدیک میشود و دست خونین خود را بر آغوش امیلی میذارد، امیلی بسیار وحشت زده میشود و با مشت به صورت طرف میکوبد اما وقتی چهره شخص رو میبیند ، میفهمد که او موجودی وحشتناک نبوده بلکه پدر خودش بوده است. پدر امیلی که اسمش رو میذاریم چارلز ، خیلی سریع بدون این که چیزی بگوید دست دخترش را میگیرد و به سمت کلبه ای که رو به رو ی انها هست میروند، در را با دو ضربه میشکند و وارد کلبه میشوند. در را به کمک کمدی که آنجا است هول میدهند تا کسی نتواند وارد شود. در آنجا امیلی درحالی که زیاد سر هوش نیست با انگشت اشاره به سمت جلو را نشان میدهد و به زمین میافتد و بیهوش میشود. چارلز سریع برمیگردد و جلوی خود شخصی که تاریکی چهره اش را پوشانده است ، رو به رو میشود. چارلز بی وقفه با تیکه چوبی که در زیر پایش قرار دارد به سمت ان موجود یورش میبرد و با چنان ضربه به موجود میکوبد که باعث شکسته شدن اپن چوب میشود. آن موجود که میبیند ضربه ای خورده است با غرشی بسیار بلند به طرف چارلز میپرد و تماما کامل بر چارلز تسلط پیدا میکند. آن موجود دهن خود را نزدیک چارلز میبرد و با دندان هایی بسیار تیز همانند یک گرگ ، صورت چارلز را ….
    پایان قسمت ۰
    قسمت ۱
    ۲ هفته قبل(۷ فوریه ۲۰۲۱)
    ایتن وینترز که شخصیت اصلی زمان رزیدنت اویل ۷ بود، بعد از واقعه دردناکی که در عمارت بیکر ها سپری کرده بود این بار با آرامش در کنار همسر خود یعنی میا و فرزند تازه متولد خود زندگی جدیدی را آغاز کرده است.چهار سال از آن زمان گذشته است ولی همچنان در رویای خود کابوس هایی در رابطه با خانواده بیکر ها در اختیار دارد. ایتن برای این که آن کابوس ها را فراموش کند، با خانواده خود مزرعه ای را خریداری کرده است و به دور از شهر و شلوغی به زندگی خود ادامه می¬دهد. البته ایتن قبلا در دانشگاه امیر کبیر رشته مهندسی کشاورزی رو گذرونده بود و چنان در مزرعه و کشاورزی خبره شده بود که میتوانست به کسب و کار در مزرعه بپردازد. همسرش میا هم چون تازه بچه داری رو شروع کرده بود و هیچی حالیش نبود، کاری جز خونه داری و بچه داری ، کار دیگری نمیکرد. ایتن همیشه بعد از عصر به خانه خود برمیگشت و شب را با خانواده خود میگذراند. البته ایتن آشپزیش خیلی خوب بود و چنان قرمه سبزی ای درست میکرد که میشد انگشت های دستت هم باهاش بخوری خلاصه این که در ایران خیلی چیز ها یاد گرفته بود و زبان فارسی هم خوب بلد شده بود و بعضی وقت ها به همسر خود یاد میداد مثلا به فارسی میگفت خیلی دوست دارم بعد از میا درخواست میکرد آن جمله را در لغت نامه دهخدا ای که تو سالگرد ازدواجشون بهش هدیه داده بود را از آن پیدا کند البته چون میا خیلی خنگه دو هفته طول کشید تا بفهمه یعنی چی. به خاطر همین ایتن از یادگیری به همسرش پشیمان شد. ایتن فرزند خودش که یک دختر بود را خیلی دوست داشت. دخترش تازه ۵ ماهه رو گذرونده بود. ایتن دختر خود را از بغل میا می گیرد و با خود به سمت استخر مزرعه میرود. ایتن به دخترش میگوید که من هیچوقت نمیذارم که اتفاقی برای تو بیوفته و تمام تلاشم رو میکنم که در آینده زندگی ایده آلی رو داشته باشی. ما هیچ وقت ولت نمیکنیم و تا ابد در کنار هم هستیم. سپس ایتن دختر خود را در حالی که در آغوش خود در اختیار دارد با دستان خود دخترش را درون استخر پر از آب می اندازد سپس شروع به اشک ریختن می کند و همان جا لبه استخر می ایستد و به غرق شدن دخترش می نگرد سپس همسرش میا وارد می شود و با حالتی عصبانی و متعجب ایتن را می گیرد و به او می گوید: تو چه مرگت شده عوضی چرا این کار رو کردی؟ به من جواب بده آ.شغال. ایتن صورت خود را به سمت میا می چرخاند و با لبخندی ملیح به میا می گوید: من مجبور بودم فهمیدی عجوزه. میا که خیلی قاطی کرده بود چنان تکون میخورد که می خواست ایتن رو به داخل استخر پرت کند اما این ایتن است که میا را با یک دست خود گردن میا رو میگیرد و او را بالا میبرد و با دست قوی خود میا را خفه میکند سپس او را داخل استخر در کنار بچه خود می اندازد. ایتن که با چشمانی اشک بار که لبخند ملیحی دارد میگوید: متاسفم ایتن من این کار رو باید خیلی وقت پیش میکردم سپس ایتن در دور دست یه نفر را می بیند که خیلی به پیرزن ها میخورد. یک عصا هم در دست دارد که دو تا سر اسکلت به آن چسبیده است. سپس ایتن به خود می آید یه نفر دستش را بر شونه ایتن میگذارد. ایتن به سمت عقب برمیگردد و ناگهان جک بیکر را میبیند.جک به ایتن می گوید: به خانواده خوش آمدی پسر جون و با مشتی محکم به صورت ایتن، ایتن در داخل استخر پرت می شود و به سمت تونل مانند هدایت می شود . در این تونل که همه چیز بر عکس است و بسیار عجیب غریب که بعد انسان نمیتواند آن را درک کند. در این تونل ایتن خیلی چیز ها میبیند. در یکی از صحنه ها زنی را میبیند ک در اتاق نشیمن در مبلی نشته است و کتابی در دستان خود دارد. ایتن فکر میکند که آن شخص همسرش میا هست و ب او میگوید من رو ببخش میا من نمیخواستم این طور بشه. آن زن میگوید: تا چند روز دیگه من ازت ممنون میشم ایتن. سپس چهره خود را به صورت نیم رخ نشان میدهد ولی آن چهره، چهره میا نبود بلکه خیلی چهره پیر و خرفتی داشت و ناگهان شروع به خندیدن با صدای بلند کرد. ایتن گوش های خود را میگیرد و به زانو مینشیند و میگوید: تو از جون من چی میخوای؟ پیر زن جواب می دهد: بچه نازنین تو رو میخوام عزیزم.پیر زن دوباره شروع به خندیدن میکند و میخندد و میخندد و میخندد و از این کار دست بر نمیدارد. ایتن اسلحه کلتی که جلوش قرار دارد، برمیدارد و آن را سمت پیر زن میگیرد و میگوید: بچه من کجاست؟ پیر زن میگوید: قراره دخترت رو پیش اون ببرم. ایتن میگه اون کیه؟ پیر زن میخندد و میگوید بعدا متوجه میشوی. سپس ایتن به او شلیک میکند اما پیر زن غیب میشود و در جای دیگری ظاهر میشود. دوباره ایتن شلیک میکند اما فایده ای ندارد چون پیر زن خیلی سریع است و خیلی زود تلپورت میکند.پیر زن میگوید خیلی از بازی باهات لذت بردم اون دنیا میبینمت. سپس عصای خود را چنان تکان میدهد که باعث به حرکت در آوردن اسلحه ایتن میشود. دست ایتن غفل میشود و کنترل خود بر آن را از دست میدهد. پیستول به سمت ایتن برمیگردد و در آن هنگام ایتن میگوید: لعنتیییییییییییییی. نههههههههههه. سپس به مغز ایتن شلیک میشود و در جا میمیرد.
    پایان قسمت ۱

    13Thumb up 3Thumb down
    • yazdan azizi گفت:

      داداش قیمه ها رو ریختی تو ماست ها.قشنگ رزیدنت اویل ۴،رزیدنت اویل ۷،shining (اونجا که میا رو دید بعد قیافش پیر زن بود )،شاتر آیلند(ایتن دختر و زنش رو کشت با هم قاطی کردی.ولی از شوخی که بگذریم واقعا دوست دارم مرحله اول بازی توی کابوس ایتن در خونه بیکر ها باشیم.ولی به شکل عجیبی منم فکر می کنم میا قبل از اومدن ردفیلد مرده بوده یا کشته شده بوده می خوان مثل داستان سایلنت هیل ۲ کنند که تو شهر سایلنت هیل یک ماریایی بود که شبیه مری بود ولی مدل موهاش فرق می کرد.

      0Thumb up 0Thumb down
      • handsomekiller47 گفت:

        سلام دادش اره ترکیبی شد ولی اینو جدی ننوشتم همین جوری به خاطر هایپی که برام ایجاد شد که قراره برای کنسول های نسل هشت شاید بیاد. خیلی خوشحال شدم. اره به نظر من هم این که مرحله اول تو کابوس بیکر ها باشیم خیلی جذاب میشه و یه ارتباطی هم با نسخه هفت پیدا میکنه.میا هم شاید از اول نمرده باشه و در کل داستان زنده باشه به خاطر این که میگن صحنه های روان شناسی زیادی داره و ممکنه خیلی از صحنه ها دروغین باشند.
        ممنون که خوندی Wink

        0Thumb up 0Thumb down
    • Ozhan گفت:

      خوب بود ولی هنوز خیلی الفاست داستانت
      نقات حساسش خیلی زیاده شاید مخاطب رو گیج کنه یا ریتمش خیلی تنده مخصوصا نیمه اولش و خیلی سوالا روهم بی جواب میذاره
      وسطاشم مث این رمان های ایرانی میشه یکم ROTFL
      ولی درکل خوب بود یکم بیشتر روش کار کن

      0Thumb up 0Thumb down
      • handsomekiller47 گفت:

        سلام اره داستان آلفاست و خیلی ابتدایی هست ولی من اینو جدی ننوشتم اصلا نویسندگی بلد نیستم Grin فقط به خاطر دل خودم نوشتم. به خودم گفتم که قسمت صفر رو خیلی هیجانی شروع کنم که و سوال های زیادی رو بی جواب بذارم تا بیننده جذب بشه بعدش داستان از ابتدا و با آرامش دنبال بشه. اره وسطاش هم برای خنده نوشتم که یکم هم فان بشه ولی انگار اصلا به نمیخورن Smile
        باز هم ممنون ازت که خوندی In Love

        0Thumb up 0Thumb down
  • Reza KL گفت:

    خداکنه بیاد مخصوصا واسه ما ایرانیا ولی از یه طرفم میترسم فقط واسه فروش بیشتر آقای کاندا شب بد خواب میشه و صبح با عصبانیت به کل تیم میگه یا اینو واسه نسل ۸ هم پورت میکنین یا ( یک یک تون Cool Cool Wink ) بعدم میاد این بیانیه رو صادر می کنه. حالا اینا رو بیخیال امیدوارم شخصیت پردازی ایتن رو بهتر انجام بدن چون من کلا تو رزیدنت اویل ۷ نتونستم خیلی باهاش ارتباط برقرار کنم.

    1Thumb up 0Thumb down