عدالتی در کار نیست… | Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها – قسمت دوم

۳۰ دی ۱۳۹۷ - ۱۷:۳۰

دنیای بازی ها رایانه ای هم مانند خیلی از دیگر صنایع و حوزه های عظیم دنیا که مبالغ وحشتناکی در آنها جابجا می شود، زیاد بر پایه عدالت محض قرار ندارد و خیلی مواقع بر پایه “قدرت پول” است که سمت و سویش را تغییر می دهد. وقتی پول عطیمی به درون یک حوزه وارد شود احتمالات زیادی برای فاسد شدن برخی روندها و یا خوشبینانه تر بگویم، برای تحت تاثیر قرار گرفتن افراد مختلف به وجود می آید. قطعا در سال های اخیر قضیه پررنگ شدن شدید امتیاز متا در فروش و موفقیت یا شکست یک بازی و اهمیت پیدا کردن نقدها و نمرات سایت های مختلف، پای موارد مخفی و عادلانه عمل نکردن و مغرضانه نمره دادن و این جور مسائل را هم به حوزه ژورنالیسم بازی های ویدئویی باز کرده است. اصلا بدون توجه به حرف های من خودتان همین الان ذهنتان را از همه چیز خالی کنید و به چند سال اخیر و قضایای عجیب و غریبی که در مورد بازی ها و نمره ها و جنجال ها و.. پیش آمده است فکر کنید. انگار که خیلی وقت ها یک جای کار می لنگیده است. حتما هم نباید پول و رشوه باشد ها. بلکه خیلی وقت ها و بهتر است بگویم اکثر وقت ها قصد و غرض و دوستی و دشمنی و نوستالژی و .. هستند که بدون توجه به این که اصلا فلان بازی چی هست، نمره آن را تعیین می کنند، مخصوصا با پایین تر رفتن سن منتقدین و احساسی تر بودن آن ها. خلاصه که خیلی وقت ها واقعا شاهد بی عدالتی های واضحی در دنیای بازی ها هستیم که واقعا “بهترین کلمه اش در برخی موارد “نامردی محض” است. خیلی وقت ها هم نقش بزرگ بودن شرکت و پول زیاد داشتن است که یک بازی را به موفقیت می رساند و از آن طرف یک سازنده کم نام و نشان تر که ریسک می کند و عنوان بی نظیر و بزرگی مثل لردز او فالن می سازد، چنان با خیال راحت می کوبند توی سر خودش و بازیش که دیگر بلند نشود. بله… همان طور که قبلا هم گفته ام “پول لعنتی همه کار می کند. هر طور که بخواهد دید دنیا را تغییر می دهد. خوب را بد و بد را خوب نشان می دهد و شرکت های بزرگ با استفاده از آن و قدرتی که به نام تبلیغات پدید می آورد، اصطلاحا کلاغ را جای قناری به ما غالب می کنند! در اقتصاد و بازاریابی، پول پارامتری را پدید می آورد که از مهم ترین ارکان بازاریابی است و “تبلیغ” نام دارد. قدرت تبلیغ بی نهایت بالاست و می تواند باعث زیر و رو شدن وضعیت یک محصول در بازار شود و شکست و موفقیت تولید کننده را رقم بزند. قطعا وقتی برای خرید می رویم و بین چند محصول باید انتخاب کنیم آنهایی را برمی گزینیم که نامشان را شنیده ایم و بین آنها هم باز محصولی را بر میداریم که نامش را بیشتر شنیده باشیم. به همین خاطر هم هست که اغلب می بینیم جیب شرکت های بزرگ مدام پرتر می شود و خیلی از کوچکترها از دور خارج می شوند. زیرا که شرکت های بزرگ به خاطر توانایی مالی می توانند به صورتی وحشتناک بازی های حتی معمولی و شاید ضعیف خود را آنقدر تبلیغ کنند که همه برای انتشار آن ها هایپ شوند و حتی بازی های معمولی این شرکت ها را به خاطر همین تبلیغات بخرند. مثلا کمپانی مانند یوبیسافت می آید یک حجم عظیم و وحشتناک از تبلیغ را برای عنوان واچ داگز انجام می دهد و همه را هایپ می کند و از آن به عنوان برترین رقیب جی تی ای یاد می کند در حالی که بعد انتشار میبینیم چقدر فرق کرده و تنها یک بازی خیلی خوب است و بس. اما این مهم نیست زیرا تبلیغات کار خود را کرده و همه باری را خریده اند و موفقیتی تجاری برای این غول محبوب بازیسازی رقم خورده است. از سوی دیگر یک شرکت کوچکتر یا تیمی مستقل می آید عنوانی عالی را می سازد ولی توان تبلیغات عظیم را ندارد و نمی تواند روزی یکی دو ویدئو از بازیش منتشر کند و بر روی بیلبوردهای شهر نام آن را نمیبینیم. به این شکل بازی فوق العاده زیبای آن ها چنان که شابسته اش است دیده نمبشود و شاید زیاد هم نفروشد و بسیاری حتی نام آن را نیز نشنوند.” قطعا همه ما بازیبازها در طول دوران گیمر بودنمان نتوانسته و نخواهیم توانست همه بازی ها را تجربه کنیم بلکه باید بین آن ها بر اساس سبک و علاقه و سلیقه خود انتخاب نماییم. اما باز هم در این بین هستند بازی هایی که از دستمان در می روند و با این که شاید از آن ها خوشمان می آمد ولی نامشان را نمی شنویم که این می تواند به دلایل مختلف مثل همان عدم تبلیغات کافی یا داشتن سازنده های کوچک تر یا متای ناحق و پایین باشد.

Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها – قسمت دوم

در این مطلب تمرکز ما بر روی چنین بازی هاییست. یعنی عناوینی که به نوعی چه از سوی منتقدین و چه از سوی بازیبازان در حقشان اجحاف شده است و اصطلاحا Underrated هستند، حالا برخی کمتر و برخی بیشتر.  شاید به واسطه این مطلب شما با برخی از عناوینی آشنا شوید که ببینید باب میلتان هستند ولی به خاطر نمره و … تجربه اش نکرده اید و اکنون هوس کنید که به سراغ آن ها بروید و شاید تجربه ای لذتبخش داشته باشید. در حقیقت در این مطلب دو قسمتی قصد داریم تا به ۲۶ عدد از عناوین زیبا و جذابی که به نوعی چه از سوی منتقدین و چه از سوی بازیبازان در حقشان بی انصافی شده است و بازی های Underrated محسوب می شوند، اشاره کنیم و آن ها را همراه شما برشماریم تا شاید بعد از آشنایی با برخی از آنها بر حسب سلیقه به سراغ تجربه کردنشان بروید. عناوینی که به واقع حیف است اگر بازیباز بوده و آن ها را تجربه نکرده باشید. به مانند همیشه و در مقالات ۱۰ برتر و ۲۰ برتر و … قبل از شروع این مطلب باید نکاتی را ذکر کنم که از شما عزیزان خواهشمندم آن ها را مطالعه نمایید تا شک و شبهه ای برای شما دوستان پیش نیاید. قطعا جدا از این لیست که بنده تهیه کرده ام تعداد بسیار زیادی گزینه های دیگر وجود داشته اند که می توانستند در این مطلب حاضر باشند اما به هر حال تعداد محدودیت دارد و نویسنده، انتخاب هایی را که از نظر وی برتر بوده اند در لیست جای داده است. پس دقت کنید که این مقاله، “Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها” به انتخاب بنده است، زیرا که اساس چنین مقالاتی این گونه است و سلیقه شخصی نیز بسیار اهمیت دارد. رتبه بندی و ترتیبی که در این لیست برای بازی های مختلف لحاظ شده است کاملا نظر شخصی نویسنده است و هیچ معیار و میزانی برای درست یا غلط بودن آن وجود ندارد زیرا پای سلیقه مطرح است البته سلیقه منطقی. به هر حال چه خوشمان بیاید و چه خیر، سلیقه شخصی نیز در چنین مقالاتی در همه جای دنیا بسیار اهمیت دارد. قطعا در رده بندی این بازی ها سلائق و علائق با هم متفاوت است و بر اساس تجربه و خاطراتی که هر شخص دارد جایگاه ها را تعیین می کند و قاعدتا هر شخصی از هر بازی که بیشتر از آن خاطره داشته باشد و به آن علاقمند باشد، آن را بالاتر قرار خواهد داد. البته ما در این مطلب سعی کرده ایم تا بازی هایی را قرار دهیم که یک وفاق جمعی بین بسیاری از بازیبازان دنیا در مورد اجخاف شدن در حقشان برقرار است و عناوین قرار گرفته در این لیست در خیلی از ویدئوها و مطالب مربوط به بازی های Underrated، با مطلب ما مشترک هستند. در نظر داشته باشید عنوانی که مثلا من در رتبه ششم قرار داده ام دلیلی بر این نیست که آن بازی حتما و به صورت وحی منزل، ششمین بازی Underrated دنیا است، بلکه برای من این گونه است و شاید برای شما اول یا دهم باشد و یا شاید اصلا در لیست شما حضور نداشته باشد. نکته بعدی این که تمامی گزینه های این لیست بر اساس داشته ها و اطلاعات نویسنده گرد آوری شده اند و در این مطلب قرار گرفته اند. شاید شما عقیده داشته باشید که مثلا عنوان دیگری می توند به جای فلان شماره از این لیست قرار بگیرد و یا جایگاه آن فرق کند. در اینجا نیز معیار و میزان ثابتی نداریم و عقل و منطق در کنار احساس و خاطرات است که در ذهن هر شخص با هم ترکیب می شوند و اسم هایی مختلف را به عنوان خروجی بیرون می دهند. پس بهتر است تا این مطلب را به عنوان یک مقاله سرگرم کننده که به همراه آن برخی خاطراتتان را مرور خواهید کرد و شاید با چند بازی زیبا که آنها را تجربه نکرده اید آشنا خواهید شد، نگاه کنید. با بیان این نکات اگر تا کنون به خواندن مقاله ادامه داده اید از شما دعوت می کنم تا در ادامه مطلب قسمت دوم “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید.

۱۴ – Immortal: Unchained

Immortal: Unchained

سازنده بازی:  Toadman Interactive

ناشر بازی: Toadman Interactive, Sold Out Sales & Marketing Ltd.

ژانر:  Action-RPG

پلتفرم های مقصد: PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows

سال انتشار:  ۲۰۱۸

امتیاز متا:  ۴۹/۱۰۰

از زمانی که اولین تریلر Immortal: Unchained را دیدم نامش را یادداشت کردم و ۲ نکته را از همان ابتدا با دیدن تریلر بازی می دانستم.  یکی این که بازی وقتی منتشر شود قطعا به خاطر تقلید، کوچک بودن سازنده و دلایل دیگر که بهتر است نگویم، نمراتش را خیلی پایین خواهند داد و دوم هم این که می دانستم من و عاشقان سولز بدجور با این بازی کیف خواهیم کرد. هر دو مورد نیز درست از آب در آمد. بازی Immortal: Unchained عنوانیست در ژانر اکشن نقش آفرینی که توسط استودیو Toadman Interactive ساخته شد و در سال ۲۰۱۸ توسط Toadman Interactive و Sold Out Sales برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One و Microsoft Windows منتشر گردید. Immortal: Unchained عنوانی بود که خیلی حیف شد و خیلی در حقش بی مهری صورت گرفت و از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود تقدیر نشد و با بی رحمی و تنگ نظری منتقدین و به خاطر ناشناس بودن سازنده یا به دلایلی دیگر که ما از آن خبر نداریم، نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۴۹/۱۰۰ به کار خود پایان داد که واقعا یک جنایت بزرگ است آن هم در حالی که شاهد یک نقش آفرینی بسیار خاص و دارای پتانسل بالا بودیم. ما در گیمفا این چنین عناوینی را برای شما معرفی می کنیم تا اگر احیانا به خاطر متا سراغشان نرفته اید بدانید که متای این بازی ها هرگز بیانگیز کیفیتشان نیست. مگر می شود کسی که یک عمر سری سولز و .. را بازی کرده است بنشیند پای یک بازی که از سولز الگو گرفته و َآن بازی افتضاح باشد و محتوا نداشته باشد و آن شخص ۵۰ ساعت بازی کند؟ یعنی بازی که نمره اش ۴ است را می شود ۵۰ ساعت بازی کرد؟ اصلا اینها به کنار. چطور بازی که کمبود محتوا دارد تا ۵۰ ساعت گیم پلی دارد؟!! محتوا این نیست که یک بازی بتواند ۵۰ ساعت یک گیمر با سال ها تجربه بازی را بنشاند پای خودش و به او موارد جدید و لذتبخش ارائه دهد؟ اگر این نیست پس محتوای یک بازی چیست؟ شرم بر کسانی باد که با اعتبار یک سازنده کوچک و حاصل چند سال زحمتش راحت بازی می کنند، به هزاران دلیل که خودشان بهتر می دانند. Immortal: Unchained اگر بازی فرام سافتور بود اکنون داشت با متای حدود ۸ برای خودش می چرخید و کیف می کرد اما حالا ننگ نمره ۴ بر پیشانی اش می بیند. ننگی که بیشتر شایسته آن کسانی است که با یکی دو ساعت بازی، فاتحه یک عنوان ۵۰ ساعته را می خوانند و حتی سازنده و ناشرش را ورشکست می کنند.

مگر می شود کسی که یک عمر سری سولز و .. را بازی کرده است بنشیند پای یک بازی که از سولز الگو گرفته و َآن بازی افتضاح باشد و محتوا هم نداشته باشد و آن شخص ۵۰ ساعت بازی کند؟! یعنی بازی که نمره اش ۴ است را می شود ۵۰ ساعت بازی کرد؟ اصلا بازی با نمره ۴ یعنی قابل بازی است؟ اینها به کنار. چطور بازی که کمبود محتوا دارد تا ۵۰ ساعت گیم پلی دارد؟!! محتوا این نیست که یک بازی بتواند ۵۰ ساعت یک گیمر با سال ها تجربه بازی را بنشاند پای خودش و به او موارد جدید و لذتبخش ارائه دهد؟ اگر این نیست پس محتوای یک بازی چیست؟

یک درخواست از شما دارم. دو سه ساعت بازی را تجربه کنید ببینید این بازی باید ۴ باشد؟ آخه ناسلامتی وقتی به بازی هایی که ۴ گرفتن در تاریخ نگاه می کنیم تقریبا این است که نمره ۴ یعنی بازی که اصلا نمی شود آن را بازی کرد، نه بازی که اصلا اگر بگوییم ۱۰۰ درصد هم تقلید سولز است، خب المان ها و مکانیک های سولز می شوند ۴؟ مورد دوم هم که درست از آب در آمد، برخورد سولز دوستان و هاردکور دوستان با این بازی بود که به طور خیلی جالبی یوزر اسکور این بازی خیلی از متا بالاتر است. معنی این یوزراسکور آن است که بازیبازان که فقط برای لذت بردن بازی می کنند، کلی با این عنوان کیف کرده اند و اکثر سولز دوستان و هاردکوربازها امتیازی که حق بازی است را به آن داده اند چون برایشان مهم نیست سازنده اش کوچک است، بلکه برایشان مهم است که یک بازی شبیه سولز باشد و لذتش را ببرند. باید به ۲-۳ منتقدی که به این بازی امتیاز داده اند بگویم “آخه بی انصافا ۴؟؟ تو رو خدا یه دو سه ساعت بازی کنید ببینید ۴ میشه اصلا هر طوری حساب کنید؟ حالا باز بگو اصلا ۶ یه چیزی. ولی ۴ میدونی یعنی در حد چه بازی هایی؟ بازی هایی که کلا اجرا نمیشن و کلا بازی نمی شن!! نه بازی که کل المان هاش واسه دارک سولز هستن و ۴۰ ساعت محتوا داره و نوآوری هم کرده!! ببخشید خیلی این موضوع گیر کرده در دلم… بگذریم… چرا اینطوری با بازی و زحمت یه سازنده بازی می کنید و نابودش می کنید که دیگه بره محو شه.” درست است که در دنیای امروز، بازی های بزرگ از بازیسازان کوچک را نابود می کند، اما خیالتان تخت باشید که تا من هستم نمی گذارم این بازی ها را لااقل گیمرهای کشورم از دست بدهند!

Immortal: Unchained اگر بازی فرام سافتور بود اکنون داشت با متای حدود ۸ برای خودش می چرخید و کیف می کرد اما حالا ننگ نمره ۴ بر پیشانی اش می بیند. ننگی که بیشتر شایسته آن کسانی است که با یکی دو ساعت بازی، فاتحه یک عنوان ۵۰ ساعته را می خوانند و حتی سازنده و ناشرش را ورشکست می کنند.

Immortal: Unchained عنوانی است که هر طرفدار و عاشق سری سولز و بازی های هاردکور باید حتما تجربه کند و خودش را به چالش بکشد، اما یک نکته را اکیدا باید اعلام کنم. یا اصلا و ابدا به سراغ تجربه Immortal: Unchained نروید و کلا بی خیالش شوید و یا اگر سراغش می روید حداقل آن را ۳-۴ ساعت بازی کنید و بعد از یک ساعت نگویید اصلا خوب نیست. هر چقدر و هر ساعتی که در Immortal: Unchained جلوتر می آیید و بیشتر با قلق بازی آشنا می شوید، بازی بهتر و لذت بخش تر می شود و مدام شما به عنوان یک طرفدار سولز خوشحال تر می شوید. هر یک ساعتی که از این بازی می گذرد شما مدام به فکر امتیاز ۴ هستید و در ذهنتان مرورش می کنید که چطور می شود به این بازی ۴ داد. واقعا این را به عنوان یک نویسنده یا منتقد نمی گویم. بلکه به عنوان یک گیمر می گویم که این بازی را وقتی ۳-۴ ساعت پایش بنشینید و سختی اش دستتان بیاید و قلقش را یاد بگیرید، سپس واقعیتش را خواهید دید و یک سولز لایک خیلی لذتبخش با حال و هوای جدید را تجربه خواهید کرد. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی که به نوعی در حقشان اجحاف شده یاد کنیم، بایستی از Immortal: Unchained نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه چهاردهم قرار می گیرد.

۱۳ –  Bioshock: The Collection

Bioshock: The Collection

سازنده:  Irrational Games ,2K Australia ,2K Marin

ناشر: ۲K Games

ژانر:  Action Adventure – First Person Shooter

پلتفرم مقصد:  Microsoft Windows ,Xbox 360 ,Xbox One ,PlayStation 3 ,PlayStation 4 ,OS X ,iOS ,Linux

سال انتشار:  ۲۰۰۷-۲۰۱۷

امتیاز متا:  Bioshock : 96/100  –  بازی Bioshock 2 : 88/100  – بازی BioShock Infinite : 94/100 – بازی Bioshock: The Collection : 84/100

بایوشاک کالکشن می توانست اصلا در لیست نباشد چون همه منتقدین و .. می دانند که این کالکشنی از ۳ تا از برترین های تاریخ است و هیچ کس در ابرشاهکار بودن بایوشاک شک ندارد، اما خب دقیقا به همین دلیل هم اصلا این بازی می تواند برود اول این لیست! چرا؟ آخه خب آقایون منتقد عجبیب و غریب که همگی هم قبول دارید این فرنچایز از برترین های تاریخه، پس چطوری کالکشن ۳ بازی با متاهای ۹۶ و ۹۴ و ۸۸ باید بشود ۸۴!! حتی کیفیت فنی ریمستر هم بسیار بالا بود و نمی دانم چطور همچین چیزی رخ می دهد در مورد نمرات! واقعا ۸۴ برای بایوشاک؟ خجالت نمی کشید؟ بگذارید تا ابتدا در مورد این ۳ بازی ابرشاهکار صحبت کنیم. سال ۲۰۰۷ بود که افسانه Bioshock متولد شد و به منصه ظهور رسید. در آن سال عنوانی با نام Bioshock که توسط  ۲K Games و Irrational Games ساخته شده بود توسط شرکت ۲K Games برای پلتفرم های ایکس باکس ۳۶۰ و رایانه های شخصی منتشر گردید (یک سال بعد برای پلی استیشن ۳، منتشر شد) و شاید حتی سازندگانش نیز فکر موفقیتی که برایشان در راه بود نمی کردند. بازی بلافاصله تبدیل به یکی از برترین عناوین آن سال شد و همه جا صحبت از آن بود و در تمامی منابع و مجامع خبری معتبر تحسین و تحسین و تحسین بود که از بایوشاک و کن لوین سازنده جوان آن می شنیدیم. امتیازات فوق العاده یکی پس از دیگری برای بازی اعلام می شدند که برخی از مهمترین آنها شامل امتیاز ۱۰۰ از وبسایت گیم اسپای، امتیاز ۱۰۰ وبسایت یوروگیمر، امتیاز ۱۰۰ وبسایت گیم شارک، امتیاز ۹۷ وبسایت IGN و امتیاز ۹۰ گیم اسپات بودند که همگی نشان از عنوانی فراتر از یک شاهکار داشتند. سرانجام با سیلی از امتیازات فوق العاده که بسیاری از آنها امتیاز ۱۰۰ و ۱۰ بودند، بایوشاک موفق گردید تا امتیاز متای رویایی ۹۶ را کسب نماید که نام این بازی و این سری و البته خالق آن یعنی کن لوین را برای همیشه در تاریخ این صنعت و هنر جاودانه کرد. داستان این بازی در شهری به نام رپچر رخ می دهد. شهری در اعماق اقیانوس که ایده‎ های بزرگی را در بطن خود داشته است، ایده‎هایی از تاسیس یک آرمان ‎شهر بر اساس افکار یک ایدئالیست و یک شخص آرمان‎ گرا به نام اندرو رایان. فردی که بی‎شک یک نابغه بود و اگر نبوغ خود را در راه‎ های بهتری غیر از جدا کردن جامعه‎ای از مردم برای بردن به یک آرمان‎شهر، به کار می‎گرفت می ‎توانست یکی از برترین افراد تاثیر گذار تاریخ بشریت باشد. وقتی به تفکرات و ایده‌ های اندرو رایان می‌ نگریم و صحبت‌ های وی را مطالعه می کنیم، بی‌شک به نبوغ و عزم بالای وی برای رساندن بشریت به آزادی و دادن حق انتخاب به همه و از بین بردن اختلاف طبقاتی، پی می‌ بریم اما این نبوغ در راه صحیحی استفاده نشد و در نهایت به یک تراژدی ختم شد، به آرمان شهری که تبدیل به فاجعه بشری و شکست محض شد. با چه امید و آرزوهایی مردم پای به این شهر گذاشتند و در جستجوی کمال و رستگاری دست در دست خانواده هایشان زندگی در رپچر را آغاز کردند و گمان می‎بردند که فرزاندانشان چه عاقبت بخیر، فرهیخته، موفق و باعث افتخار بشریت خواهند گردید اما چه گمان می‎کردند و چه شد. همین مردم مدتی بعد وحشیانه در شهر به جان هم افتاده بودند و بر سر ذره‎ای Adam به راحتی یکدیگر را پاره پاره می‎کردند و قتل و غارت، تمدن و فرهنگ آن‎ها شده بود. ساختمان‎های شیک و زیبا، تالارهای پر طمطراق و اعیانی، نماهای جذاب و که در جای جای رپچر به چشم می‎خوردند، همه و همه حکایت از آرزوهای بزرگی داشت که اندرو رایان برای این شهر و ساکنین آن در سر می‎پرورانده است و قرار بوده تا بهنرین جامعه انسانی که تاکنون در دنیا وجود داشته است در اعماق اقیانوس شکل بگیرد و سرنوشت نسل بشر را تغییر دهد، اما چه زود این رویاها، کابوسی مرگبار شدند و چه زود آرمان‎های شکل دادن تمدن ایده‎آل تبدیل به آرزویی محال شدند….

آخه خب آقایون منتقد عجبیب و غریب که همگی هم قبول دارید بایوشاک از برترین های تاریخه، پس چطوری کالکشن ۳ بازی با متاهای ۹۶ و ۹۴ و ۸۸ باید بشود ۸۴!! حتی کیفیت فنی ریمستر هم بسیار بالا بود و نمی دانم چطور همچین چیزهای عجیبی رخ می دهد در مورد نمرات! 

 نسخه دوم سری با نام Bioshock 2 سه سال بعد از بازی اول در سال ۲۰۱۰ برای رایانه های شخصی و پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ منتشر گردید و به دلیل این که در این نسخه خالق سری یعنی کن لوین کارگردان بازی نبود، امتیازات آن از هر دو بازی قبلی و بعدی خودش پایین تر شد و متای ۸۸ را کسب کرد که این امتیاز به تنهایی نمایانگر یک بازی بی نظیر است ولی برای سری بایوشاک پایین محسوب می شود! اصلا فکر نکنید که نسخه دوم لذتش خیلی کمتر از بازی اول باشد و در واقع باید گفت فضاسازی، تنوع مراحل، اتمسفر و گیم پلی و … در این نسخه ضعیف تر از بازی اول نیست. حتی برخی المان های گیم پلی این بازی در بازی اول هم جذاب تر بودند و قرار گرفتن در نقش یک بیگ ددی قدرتمند همان چیزی بود که همه ما آرزو داشتیم. تنها باید گفت عمق داستان و روایت آن بود که بین بازی اول و دوم تفاوت ایجاد می کرد که این موضوع هم مشخصا به دلیل حضور نداشتن کن لوین در بازی دوم بود. BioShock Infinite نیز که سومین بازی سری به حساب می آیدذ توسط استودیو Irrational Games ساخته شد و در سال ۲۰۱۳ توسط ۲K Games برای پلتفرم های پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ و رایانه های شخصی منتشر گردید. این عنوان بعد از انتشار با سیلی از تحسین طرفداران و منتقدان مواجه شد و به عنوان یکی از برترین بازی های آن سال معرفی گردید و حتی در برخی موارد به عنوان بازی سال نیز انتخاب شد. این عنوان موفق گردید تا امتیاز متای ۹۴ را کسب نماید گه کاملا هم شایسته این شاهکار فوق العاده بود. BioShock Infinite انواع و اقسام جوایز مختلف را نیز در بخش های مختلف دریافت کرد که  از این جوایز می توان به VGX Award برای بهترین آهنگ در بازی، VGX Award برای بهترین شوتر، VGX Award برای بهترین شخصیت سال، BAFTA Games Award برای بهترین موسیقی سال و Kerrang! Award برای برترین بازی سال، اشاره کرد. داستان Bioshock Infinite بی نظیر بود. داستانی که در اصل بر اساس رویای آمریکایی نوشته شده بود ولی پیچ و تاب های بسیار آن و دخیل کردن ماجرای بوکر و الیزابت و … آن را تبدیل به یکی از برترین داستان ها در تاریخ بازی های رایانه ای کرده است.

سولاخ کرد!!

به مانند دو عنوان قبلی بایوشاک، داستان Bioshock Infinite نیز حول یک آرمان شهر می چرخید، یک آرمان شهر مرده و رویایی نابود شده. رپچر آرمان شهری مرده در زیر اقبانوس بود و کلمبیا آرمان شهری به فنا رفته در دل ابرها و آسمان. اما هر دو یک فلسفه داشتند. هر دو توسط فردی بسیار باهوش و نابغه بنا شده بودند که شاید در ابتدا واقعا قصد بدی از ساخت شهر نداشته اند اما در گذز رمان، قدرت آن ها را فاسد کرده و شهر در مسیر نابودی قرار گرفته است. در نسل هشتم خوشبختانه ناشر سری تصمیم گرفت کالکشن ریمستر شده این ۳ بازی را عرضه نماید و به این شکل بود که بازی Bioshock: The Collection در ژانر اکشن ماجرایی و شوتر اول شخص که توسط Irrational Games ,2K Australia و ۲K Marin ساخته شد، در سال ۲۰۱۶ توسط کمپانی ۲K Games برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One و Microsoft Windows و البته Mac منتشر گردید. Bioshock: The Collection از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود تقدیر نشد و به طور عجیبی نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۸۴/۱۰۰ به کار خود پایان داد که واقعا برای یک کالکشن با ۳ شاهکار از برترین های تاریخ خیلی عجیب است، مخصوصا این که کیفیت ریمستر بازی هم خیلی بالا بود، دوستان خواهش می کنم قدر این ۳ گانه ارزشمند را بدانید و آن را از دست ندهید. هر بازی را که انجام ندادید مهم نیست ولی خودتان را از بایوشاک محروم نکنید. می توانم آن قدر از بایوشاک بنویسم و بگویم که اندازه یک کتاب حرف داشته باشد و تازه باز هم مطمئنم که نتوانسته ام در دل خودم راضی باشم که حق مطلب را در مورد این سری ادا کرده ام.

تابلوی نقاشی تشریف دارن ایشون!!

فرنچایز بایوشاک برای من جزو ۲-۳ فرنچایز برتر تاریخ بازی های رایانه ای نیز هست و به واقع باید بگویم طراحی هنری شهر رپچر و کلمبیا را هیچ وقت و در هیچ بازی دیگری تاکنون مشاهده نکرده ام. بایوشاک مصداق بارز هنر ناب، تعریف کامل بازی بی نقص و برترین نماینده هنر و صنعتی به نام بازی های رایانه ای در دنیا برای نشان دادن زیبایی های آن است. ساخته مردی که عمر و جوانی خود را پای آن ریخت و از شیره وجودش برای آن مایه گذاشت و سرانجام نیز ساخت این سری پیرش کرد. وقتی مصاحبه مدتی قبل کوین لوین را که در پاسخ به سوال آیا دوباره هم از این سری بازی خواهید ساخت؟” کن لوین در پاسخ سوال بالا به خبرنگار گفت “بایوشاک مرا پیر کرد، زندگی ام را تغییر داد”. این حرف کاملا در چهره این نابغه نیز پیداست. وی وجود خود را پای بایوشاک گذاشت و به همین خاطر هم هست که با تمام وجود عاشق و دلباخته بایوشاک می شویم. مقداری که آن را تجربه کنید دیگر راه بازگشتی از آن نیست زیرا تازه می فهمید این مرد بزرگ، این نابغه، چه الماسی ساخته است. بازی های ۳ گانه بایوشاک عناوینی هستند که انگار هر بار بازی می کنید تازه چیز جدیدی یاد می گیرید و بازی برای شما نکته و فلسفه جدیدی را رو می کند که شما را به فکر وا می دارد و همچنین با گیم پلی فوق العاده متنوع خود و تعداد بسیار زیاد روش هایی که می توانید در مبارزات استفاده نمایید، ارزش تکرار بسیار بالایی می یابد و هرگز برای شما خسته کننده نمی شود. Bioshock از آن شوترهای بی کیفیتی که بازی می کنیم و مولتی پلیر دارند، نیست. Bioshock فقط بازی نیست. اصلا و ابدا یک بازی خالی نیست. Bioshock یک معنا و یک مفهوم است. Bioshock یک فلسفه است. همینطور از کنار آن نگذریم. به آن فکر کنید، آن وقت است که تازه ذهنتان باز می شود و آن وقت است که وقتی می خواهید بخوابید از فکر آن بیرون نمی آیید. Bioshock از شما فکر می خواهد. Bioshock قوه تخیلتان را به کار می کشد. Bioshock شما را عاشق بازی می کند و عاشق فکر کردن به بازی ها. داستان Bioshock را تا به حال ندیده اید و نخواهید دید. همان طور که قبلا نیز خدمت شما عرض کرده ام فکر شما و دنیای گیمری شما قبل از Bioshock و بعد از Bioshock با هم فرق خواهد داشت و دیگر آن گیمر قبل نیستید. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که متاسفانه امتیازاتشان در حد کیفیتشان نبوده و به نوعی در حقشان اجحاف شده یا Underrated قلمداد می شوند، یاد کنیم، بایستی از Bioshock: The Collection نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها” در جایگاه سیزدهم قرار می گیرد.

۱۲ –  Dead Space 3

Dead Space 3

سازنده: Visceral Games

ناشر:  Electronic Arts

ژانر: Survival-Horror

پلتفرم مقصد: PlayStation 3, Xbox 360 و Microsoft Windows

سال انتشار:  ۲۰۱۳

امتیاز متا: ۷۶/۱۰۰

همان طور که همیشه گفته ام، جدا از گندکاری های استاروارز بتلفرانت ۲ و لوت باکس و… برای من بدترین کار الکترونیک آرتز، تعطیل کردن ویسرال گیمز بود که با هر ۴ بازی ساخته آن کلی خاطره خوب دارم. زمانی که صنعت بازی در عطش یک وحشت بقای بی نظیر می سوخت، ویسرال گیمز فرنچایزی را خلق کرد که بی شک در کنار بزرگترین فرنچایزهای وحشت بقای تاریخ در کنار بزرگانی چون رزیدنت اویل و سایلنت هیل قرار می گیرد. فرنچایزی خوفناک و بسیار خوش ساخت به نام Dead Space که دوباره علاقمندان وحشت بقا را زنده کرد و جانی دوباره به این ژانر بخشید و با چندین تفنگ، وقتی صدای برخی دشمنان مخوفش به نام نکرومورف ها را می شنیدیم دلمان می خواست برویم زیر تخت قایم شویم!  Dead Space باعث شد علاقمندان و طرفداران سبک وحشت بقا بعد از مدت‌های طولانی رنج بردن از نبود یک بازی خوب در این سبک، با این عنوان بی نظیر دلی از عزا در بیاورند و غرق در وحشت ناب و تلاش برای بقا شوند. بازی اول این فرنچایز که در سال ۲۰۰۸ منتشر گردید، موفقیت فوق العاده ای را کسب کرد و بازخوردهای مثبتی را چه از سوی منتقدان و چه بازیبازان دریافت نمود و متای ۸۹ را به خودش اختصاص داد که یک افتخار بی نظیر برای یک آی پی جدید به شمار می رفت. موفقیت بازی اول سبب شد تا  نسخه دوم بازی نیز ساخته شود که بدون شک برترین نسخه این ۳ گانه نیز هست. سپس نوبت به تکمیل ۳ گانه رسید و به این شکل بود که بازی Dead Space 3 در ژانر  وحشت بقا و شوتر سوم شخص که توسط استودیو فقید و دوست داشتنی Visceral Games ساخته شد، در سال ۲۰۱۳ توسط کمپانی Electronic Arts برای پلتفرم های PlayStation 3, Xbox 360 و Microsoft Windows منتشر گردید.

در بخش گیم پلی در این بازی نیز شاهد اکثر المان های آشنا و معرکه دو بازی قبل بودیم در کنار برخی موارد جدید و از همه مهم تر، قابلیت بازی کردن کواپ که سازندگان برای تکراری نشدن بازی و این که دقیقا مثل دوتای قبلی نباشد در بازی قرار داده بودند، ولی یک جورهایی می شود گفت اثر معکوس داد و کلی به این موضوع اعتراض شد و این اعتراضات و در ادامه نمرات بازی، باعث شد پرونده این سری شاید برای همیشه بسته شود.

Dead Space 3 با این که از دو بازی شاهکار نخست ضعیف تر بود ولی اصلا و ابدا نه در حد بازخوردهای بی زحمانه ای که دریافت نمود. به شخصه دو بار این عنوان را به پایان رساندم و لذت بسیار بسیار زیادی را از آن بردم. بیشتر منتقدان به وجود بخش کواپ گیر داده بودند و می گفتند که این بازی باید فقط حس تنهایی داشته باشد و…  در هر حال به خاطر این موارد بود که با بازی Dead Space 3 از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود رفتار نشد و با بی رحمی منتقدین، نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۷۶/۱۰۰ به کار خود پایان داد که قطعا این متا در دنیای امروز که بازیبازها به طور عجیب و غریبی چشمشان به متا است، در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بود و حتی شاید دلیل اصلی تعطیل شدن استودیو ویسرال گیمز توسط الکترونیک آرتز و ادامه نیافتن این سری نیز همین بازخوردهای نسخه سوم Dead Space بود.

آخ که چقدر مخوف بودن این نکرومورف ها و چقدر صداشون وحشتناک بود… چقدر هم کیف داشت وقتی با پا لهشون می کردیم و مطمئنم که اون صدای له شدنشون توی یاد هر کسی که این سری رو تجربه کرده هست و یکی از لدتبخش ترین صداهای تاریخ بازی هاست!

داستان نسخه سوم با یک سکانس جذاب در سیاره تماما برفی Tau Volantis در سال ۲۳۱۴ آغاز می شود و شاهد هستیم که یک سری از سربازان (S.C.A.F.) یا Sovereign Colonies Armed Force در این سیاره به دنبال یافتن یک کدکس برای Dr. Earl Serrano هستند و طی اتفاقاتی که رخ می دهد و کدکس را پیدا می کنند، همه کشته می شوند و نفر آخر هم یک نفر دیگری که زنده مانده را می کشد و سپس خودکشی می کند. سپس داستان بازی به ۲۰۰ سال بعد و سراغ شخصیت اصلی سری یعنی آیزاک کلارک می آید. دو نفر به سراغ وی می ایند و می گویند به او نیاز دارند که Ellie و تیم گمشده اش را پیدا نمایند. به این ترتیب است که وقایع بعدی داستان بازیرقم می خورد. در بخش گیم پلی در این بازی نیز شاهد اکثر المان های آشنا و معرکه دو بازی قبل بودیم در کنار برخی موارد جدید و از همه مهم تر، قابلیت بازی کردن کواپ که سازندگان برای تکراری نشدن بازی و این که دقیقا مثل دوتای قبلی نباشد در بازی قرار داده بودند، ولی یک جورهایی می شود گفت اثر معکوس داد و کلی به این موضوع اعتراض شد و این اعتراضات و در ادامه نمرات بازی، باعث شد پرونده این سری شاید برای همیشه بسته شود. بدون شک برای من و خیلی از کسانی که Dead Space 3 را تجربه کرده ایم، این بازی به عنوان یکی از Underrated تربن بازی های تاریخ قلمداد می شود، و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها” در جایگاه دوازذهم قرار می گیرد. یکی از بزرگترین آرزوهایم در دنیای گیمینگ، انتشار ۳ گانه ریمستر این سری بی نظیر برای نسل هشتم است و امیدوارم که روزی این اتفاق رخ دهد.

۱۱ –  Nier

Nier

سازنده:  Cavia

ناشر: Square Enix  

ژانر:  Action RPG

پلتفرم مقصد:   PlayStation 3, Xbox 360 

سال انتشار:  ۲۰۱۰

امتیاز متا:  ۶۸/۱۰۰

از وقتی شاهکار بی بدیل Nier Automata در نسل هشتم عرضه شد و شگفت انگیز عمل کرد، توجه خیلی ها به بازی نخست این سری در نسل هفتم هم جلب شد که عنوانی بود که کسی زیاد آن را نمی شناخت و با این که مانند اتوماتا خاص و عجیب و جذاب بود ولی منتقدین و بازیبازان درنسل هفتم روی خوشی به آن نشان نداده بودند، البته بنده که می دانید نقش آفرینی از زیر دستم در نمی رود و در همان نسل هفتم به طور کامل این عنوان را تجربه کردم! بازی Nier عنوانیست در ژانر اکشن نقش آفرینی که توسط استودیو Cavia ساخته شد و در سال ۲۰۱۰ توسط Square Enix برای پلتفرم های PlayStation 3 و Xbox 360 منتشر گردید. خیلی راحت باید در همین ابتدا بگویم اگر از بازی های “خاص” خوشتان می آید و یا طرفدار خیلی پر و پاقرص نقش آفرینی هستید و یا از بازی کردن و تجربه Nier Automata لذت برده اید قطعا بازی اصلی Nier نیز می تواند برایتان خوشایند بوده و ارزش آن را داشته باشد که سراغ کنسول های نسل هفتمی خود رفته و آن را تجربه نمایید زیرا یک تجربه خاص و شبیه به همان تجربه Nier Automata را برایتان به همراه دارد البته اصلا نه در سطح و کیفیت Nier Automata که یک شاهکار محض است بلکه در سطح یک بازی نقش آفرینی باکیفیت، خاص، متفاوت و جذاب. داستان این بازی هزار سال بعد از پایان پنجم عنوان Drakengard  رخ می دهد و شما را در نقش شخصیتی به نام نایر قرار می دهد که در تلاش برای یافتن دارویی برای بیماری دخترش Yonah که با نام Black Scrawl شناخته می شود است. در طول بازی، نایر با یک کتاب سخنگو که با نام Grimoire Weiss خطاب می شود و با همراهی دو شخصیت دیگر با نام های Kainé و Emil به ماجراجویی می پردازد تا بتواند درمانی برای دخترش بیاید و ماهیت وجودی موجوداتی عجیب به نام Shade که در زمین حضور دارند را نیز درک کند. کلیت داستان بازی جذابیت دارد و شاهد داستان خاص و مرموزی هستیم ولی می توانیم بگوییم روند روایت آن است که مقداری بی روح و بیشتر از حد افسرده است.

اگر ادامه این بازی رو ایرانیا می ساختن احتمالا یه خواهر برای شخصیت اصلی پیدا می کردن به اسم نیره!!

البته می توان این نوع روند روایت را به حساب خاص بودن بازی گذاشت و بگوییم عنوانی که همه چیزش خاص است روند روایتش نیز خاص است ولی بالاخره این بازی در بازار بازی ها عرضه شده و منتقدین و بازیبازان آن را با دیگر بازی های هم سبکش مقایسه کرده اند و به خاطر همین بیش از حد خاص بودن خیلی ها با آن ارتباط برقرار نکرده و خوب آن را نفهمیده اند که این موضوع کاملا از امتیازات بازی مشخص است. Nier از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود تقدیر نشد و با بی رحمی و تنگ نظری منتقدین یا به دلایلی دیگر که ما از آن خبر نداریم، نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۶۸/۱۰۰ به کار خود پایان داد که قطعا این متا در دنیای امروز که بازیبازها به طور عجیب و غریبی چشمشان به متا است، در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بوده و بازی Nier به نوعی با بی عدالتی و بی رحمی صنعت امروز بازی های رایانه ای روبرو شد و هرگز در حد شایستگی اش از آن تقدیر نشد. ولی ما اینجا در گیمفا چشممان را روی این بازی ها نمی بندیم و همه را برای شما معرفی می کنیم تا اگر احیانا به خاطر متا سراغشان نرفته اید بدانید که متای این بازی ها هرگز بیانگیز کیفیتشان نیست. موسیقی بازی که توسط Keiichi Okabe ساخته شده بود بسیار زیبا بوده و ساندترک این عنوان بارها مورد تحسین قرار گرفت و به خاطر قطعات زیبایی که داشت مورد توجه بسیاری از دوست داران موسیقی نیز واقع شد و همان طور هم که می دانید این موضوع ادامه دار هم هست و در بازی Nier Automata نیز شاهد ساندترک شاهکاری از زیباترین قطعات موسیقی بودیم.

Nier جزو آن بازی هایی در صنعت بازی است که در زمان خودش مطابق ارزشش با آن رفتار نشد و مثل بازی هایی از قبیل okami و … هر چه که به جلوتر آمده ایم قدر و منزلت آن بیشتر شده و بیشتر آن را درک می کنند. در واقع اکنون و بعد از انتشار اتوماتا به بازی اصلی سری هم عمیق تر نگاه کرده و بیشتر به عمق آن و هدفی که دارد توجه می نمایند و شاید اگر امروز منتقدان، بازی Nier را دوباره نقد کنند شاهد امتیازات خیلی بهتری برای آن باشیم.

در تک تک لحظات و صحنه های بازی شاهد موسیقی هایی بسیار زیبا هستیم که در کنار داستان بازی واقعا تطابق خوبی با هم داشته و همواره شاهد و شنوای قطعات موسیقی متناسب با حال و هوای بازی هستیم. Nier جزو آن بازی هایی در صنعت بازی است که در زمان خودش مطابق ارزشش با آن رفتار نشد و مثل بازی هایی از قبیل okami و … هر چه که به جلوتر آمده ایم قدر و منزلت آن بیشتر شده و بیشتر آن را درک می کنند. در واقع اکنون و بعد از انتشار اتوماتا به بازی اصلی سری هم عمیق تر نگاه کرده و بیشتر به عمق آن و هدفی که دارد توجه می نمایند و شاید اگر امروز منتقدان، بازی Nier را دوباره نقد کنند شاهد امتیازات خیلی بهتری برای آن باشیم. خوشبختانه اسکوئر انیکس این سری را رها نکرد و در نسل هشتم دوباره به سراغ آن رفت و شاهکاری جاودانه به نام Nier Automata را برای ما به ارمغان آورد که یکی از برترین بازی های نسل هشتم تا به امروز است. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که متاسفانه امتیازاتشان در حد کیفیتشان نبوده یاد کنیم، بایستی از Nier نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “۲۰ بازی عالی که بی رحمانه در حقشان ظلم شد” در جایگاه یازدهم قرار می گیرد.

۱۰ –   Mad Max  

Mad Max

سازنده:  Avalanche Studios  

ناشر:  .Warner Bros

ژانر:   Action-Adventure, Vehicular Combat

پلتفرم مقصد:  PlayStation 4, Xbox One, Xbox 360, Microsoft Windows, Linux  

سال انتشار:   ۲۰۱۵  

امتیاز متا:   ۷۳/۱۰۰

از همان زمانی که فیلم سینمایی جذاب و هیجان انگیز Mad Max با بازی تام هاردی روی پرده نقره ای رفت. با توجه به دنیای فیلم و داستان آن کاملا واضح بود که این اثر می تواند دستمایه ساخت یک بازی رایانه ای جهان آزاد جذاب نیز قرار بگیرد. همین اتفاق نیز رخ داد و مکس دیوانه پای به دنیای بازی ها هم گذاشت! Mad Max عنوانیست در ژانر اکشن ماجرایی همراه با مبارزات ماشینی که توسط استودیو Avalanche Studios که خالقین جاست کاز هستند ساخته شد و در سال ۲۰۱۵ توسط Warner Bros برای پلتفرم های PlayStation ۴ و Xbox One و رایانه های شخصی منتشر گردید. در مبارزات بازی شما می توانید از تمامی اسلحه های دشمنان استفاده کنید و آن ها را از روی زمین بردارید. در بازی انواع اسلحه های سرد مثل چوب، چماق، تبر، میله ی فلزی و…. وجود دارند و همچنین انواع اسلحه های گرم مثل مسلسل، اسنایپر و…. نیز در اختیار شما خواهند بود و سیستم مبارزات پیاده بازی نیز مانند مبارزات ماشینی جذاب هستند. در واقع باید گفت تنوع در گیم پلی برگ برنده ی بازی است. با وجود مبارزات ماشینی، مبارزات پیاده، اسلحه های سرد و گرم، قابلیت های شخصی سازی برای ماشین ها و شخصیت بازی، قابلیت گشت و گذار آزاد در محیط و جمع کردن منابع و….. سبب شده اند تا کمتر گیمری از انجام بازی خسته و بی حوصله شود. اگر بخواهیم بازی Mad Max را دقیقا در قالب یک سبک بگنجانیم باید گفت این عنوان یک بازی اکشن ماجرایی سوم شخص با محوریت مبارزات ماشینی و یا به قول خودمان ماشین جنگی می باشد.

خیلی خیلی عالی بود این بازی و همه چیزش لذتبخش بود. نقشه این بازی رو مثل کف دست پاکسازی کردم و هیچ گونه کار خاصی باقی نمونده بود برای انجام دادن. خیلی اشتباه کردین اگر این بازی رو تجربه نکردید.

بله… ماشین ها نقش خیلی خیلی مهمی در بازی دارند. برای ماشین ها قابلیت های شخصی سازی بی نطیری در نظر گرفته شده است و حتی کوچکترین جزییات آن ها نیز قابل شخصی سازی و مسلح کردن هستند. از سوار کردن انواع اسلحه های مرگبار بر روی ماشین ها گرفته تا تقویت کردن بدنه ی ان ها و قرار دادن میخ های تیز و برنده بر روی لاستیک ها همه و همه در بازی وجود دارند. همچنین نکته ی دیگری که در مورد مبارزات ماشین ها در بازی قابل ذکر است تخریب پذیری فوق العاده آن ها می باشد که جذابیت بسیار زیادی را به این بخش از بازی بخشیده است و حس واقعی بودن را هر چه بیشتر برای گیمر به ارمغان می اورد. در مورد مبارزات تن به تن یکی از مواردی که بسیار به چشم می آید شباهت سیستم مبارزه با عناوین Batman می باشد که بر پایه استفاده از ضدحمله بنا شده است. با وجود این گیم پلی جذاب و داستان قابل قبول، Mad Max از لحاظ بازخوردها نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۷۳/۱۰۰ (تازه بالاترین متایش ۷۳ شد وگرنه متای اصلیش ۶۹ شده است) به کار خود پایان داد که شاید تقریبا امتیاز خوبی باشد ولی قطعا باعث می شود خیلی “متاپرستان” که تعدادشان هم زیاد است به سمت آن نروند. Mad Max نیز از عناوینی است که با بی مهری صنعت بازی های رایانه ای روبرو شد و هرگز در حد لیاقتش از آن تقدیر نشد.

در دوره ای زندگی می کنیم که گند متا در اومده دیگه!

صحبت از داستان بازی شد و بد نیست کمی هم در مورد موضوع داستان حرف بزنیم. در داستان این بازی مکس که تنها مشغول سفر است و روزگار می گذراند طی حمله ای توسط گروهی از غارتگران به سرکردگی Scabrous Scrotus (پسر Immortan Joe که در فیلم سینمایی شخصیت منفی اصلی بود) همه چیز خود را اعم از لباس و اسلحه و اذوقه و حتی ماشین خود را از دست می دهد و در افتاب کشنده ی بیابان رها می شود تا بمیرد.اما وی در برابر مرگ مقاومت می کند و نا امید و خسته تصمیم می گیرد تا وسایل و تجهیزات خود را از غارتگران پس بگیرد. در ادامه وی با مکانیکی به نام Chumbucket اشنا می شود که در ساخت و تجهیز کردن انواع ماشین ها و تا دندان مسلح کردن آن ها بسیار کارکشته و خبره است. پس از آشنایی با وی و امیدوارتر شدن مکس به انتقام گرفتن از غارتگران، وی و Chumbucket با هم متحد می شوند تا با کمک یکدیگر و البته ماشین های مجهزی که Chumbucket می سازد بتوانند به هدف خود دست یابند. سپس آن ها با هم به جستجوی متحدانی دیگر و همچنین تجهیزات و غذا و اسلحه و… می پردازند که البته این وظیفه شماست تا این کارها را در دنیای دیوانه وار اخرآلزمان انجام دهید و ادامه داستان بازی را در دست بگیرید. محور اصلی گیم پلی بازی که سازندگان بر آن تاکید زیادی داشته اند مبارزات با ماشین های تا دندان مسلح با یکدیگر است و عمده ی گیم پلی بازی حول این محور می چرخد. در Wasteland مرد بدون ماشین مانند مرد بدون خانه است!!! در نهایت باید بگویم زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که متاسفانه امتیازاتی در حد لیاقتشان نگرفتند یاد کنیم، بایستی از Mad Max نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها” در جایگاه دهم قرار می گیرد.

۹ –  Shadows of the Damned

Shadows of the Damned

سازنده بازی: Grasshopper Manufacture

ناشر بازی:  Electronic Arts

ژانر:  Action-Adventure

پلتفرم های مقصد: PlayStation 3, Xbox 360

سال انتشار: ۲۰۱۱

امتیاز متا:  ۷۶/۱۰۰

 Shadows of the Damned عنوانیست که گاهی به شما استرس می دهد، گاهی شما را می خنداند، گاهی شما را می ترساند، گاهی شگفت زده می کند، گاهی اکشن محض است، گاهی شوتر سوم شخص، گاهی پازل، گاهی وحشت بقا و گاهی هم عنوانی دوبعدی و ساید اسکرولر. همین تنوع است که آن را تبدیل به عنوانی جذاب کرده است که سازندگانش از ریسک کردن نترسیده و ایده هایشان را در بازی پیاده کرده اند. در مورد بازی Shadows of the Damned بهترین نکته ای که می توان بیان کرد آن است که این بازی از آن قبیل عناوینی است که اگر تک تک و بسیار ریزبینانه و دقیق مانند یک منتقد سخت گیر به هر بخش بازی Shadows of the Damned جداگانه نگاه کنیم ایرادات تقریبا زیادی را می توان از آن گرفت ولی وقتی در قالب یک بازیباز، کلیت آن را به عنوان یک “بازی” که هدفش سرگرم کردن است بسنجیم، Shadows of the Damned یک بازی بسیار بسیار جذاب و دیوانه وار است که هرگز بازی مانند آن را تجربه نکرده اید و بدون هیچ شکی از آن لذت خواهید برد. Shadows of the Damned به معنای واقعی یک بازی بسیار خوش ساخت و جذاب بود که هر بازیبازی را به خود جذب می کرد و پر بود از لحظه های هیجان انگیز و موجودات عجیب و دیوانه‌بازی های مخصوص سودا ۵۱! بگذارید ابتدا با توضیحاتی کلی در مورد این بازی شروع کنیم. بازی Shadows of the Damned عنوانیست در ژانر اکشن ماجرایی با رگه هایی از وحشت و بقا در قالب یک شوتر سوم شخص که توسط استودیو Grasshopper Manufacture ساخته شد و در سال ۲۰۱۱ توسط کمپانی Electronic Arts برای پلتفرم های PlayStation 3 و Xbox 360 منتشر گردید. قبل از انتشار این بازی نخستین نکته ای که در مورد بازی بسیار به چشم می آمد نام بزرگ سازندگان آن تریلرهای جذابی بود که منتشر شده بود. در لیست سازندگان این عنوان نام استاد شینجی میکامی (پدر وحشت بقا و خالق رزیدنت اویل) به عنوان تهیه کننده، گوییجی سودا (سودا ۵۱) به عنوان نویسنده و آهنگساز افسانه ای سایلنت هیل یعنی Akira Yamaoka به چشم می خورد که هر کدام به تنهایی برای جذاب کردن یک بازی و جلب کردن توجه ها به آن کافی هستند چه برسد به این که هر ۳ با هم در یک بازی کار کنند.

در دوران بازی های تکراری و همیشه مانند هم، وجود افراد خلاقی مثل سودا ۵۱ با دل و جرات بالا و ریسک پذیری، لازم است و باعث می شود تا هنوز هم بازی های خاص را در این صنعت ببینیم و بتوانیم از تجربه بازی هایی مثل Killer 7 و Shadows of the Damned و No More Heroes و Killer is Dead و Lollipop Chainsaw و Black Knight Sword بهره مند شویم و مقداری از حال و هوای تکرار بیرون برویم

اتفاقا به دلیل همین نام های بزرگ هم انتظارات به حد وحشتناکی از بازی بالا رفته بود و سبب شد تا بعد از انتشار، بازی را بسیار سخت گیرانه تر از حالت معمول نقد کنند که البته حق هم داشتند زیرا از بزرگان انتظار اشتباه کمتری می رود. Shadows of the Damned همان عنوان خاصی است که انتظار داریم وقتی نام سودا ۵۱ را در یک بازی بشنویم، ساخته شود و همان امضای جنون آمیز همیشگی عناوین این بازیساز بزرگ و با دل و جرات را همراه خود دارد و دنیای خاص و شخصیت های خاص و قوانین خاص دنیای بازی و المان های خاص گیم پلی و البته همان طنز سیاه همیشگی بازی های این بازیساز را با خود دارد و هر چند که وی کارگردان بازی نبوده است ولی خوب می دانیم که عناوین استودیو گراس هاپرز مستقیما حاصل اندیشه و سبک بازیسازی وی هستند. با توجه به حضور استاد میکامی و آکیرا یامائوکا در این بازی، باید گفت این عنوان محصول کیفیت بالای کار شینجی میکامی در زمینه ساخت شوتر سوم شخص با تم وحشت است که در ترکیب با دیوانه بازی های خاص و منحصر به فرد سودا ۵۱ و با موزیکی عالی از Akira Yamaoka، معجونی را پدید آورده است که تجربه کردن آن برای هر علاقمندی به این سبک، حداقل برای یک بار واجب است و اگر بازی دارای حالت نیوگیم پلاس بود (که متاسفانه نیست) قطعا تجربه آن برای چند بار هم قابل پیشنهاد بود، زیرا که یک عنوان بسیار خوش ساخت، خاص و جذاب است.  وقتی اخیرا مجددا به سراغ پلی استیشن ۳ خود رفته و این بازی را مجددا تجربه کردم، هنوز هم برایم از خیلی بازی های جدید، جذاب تر و جالب تر بود و واقعا نکاتی دارد که هر بازیبازی را از جنون خاص سودا ۵۱ و بازی هایش شگفت زده و متعجب می کند. شک نکنید که اگر این بازی تجربه نکرده اید هنوز هم دیر نیست که به سراغ آن بروید و یک شوتر سوم شخص به معنای کلمه “خاص” را بازی کنید.

واقعا خیلی از منتقدین با نمراتی که به این بازی دادند کاملا مشخص بود که حتی اصلا بازی را نفهمیده اند و کلا آن را درک نکرده اند در حالی که Shadows of the Damned یک بازی خیلی خیلی عالی با رگه های طنز و وحشت و جنون و عاطفی و جهنم با موسیقی های زیبا بود که خیلی ها از درک آن عاجز ماندند وگرنه بدون شک ۳ نابغه به نام های میکامی، سودا ۵۱ و یامائوکا هر کدام به تنهایی برای یک بازی کافی هستند چه برسد که هر ۳ باهم یک بازی بسازند و قطعا این بازی آن قدر عجیب خواهد شد که خیلی ها نمی توانند آن را درک کنند و همین اتفاق هم برای Shadows of the Damned رخ داد.

قطعا Shadows of the Damned در داستان و شخصیت پردازی و گرافیک و برخی موارد گیم پلی، ضعف هایی دارد که برخی از آنها بزرگ و تاثیرگذار هم هستند، ولی باید بدانید که عناوین سودا ۵۱ همیشه همین طور هستند و هدف وی ساختن یک بازی خاص و متفاوت با همه بازی های دیگر است و در این راه آن قدر نکات مثبت و یونیک هم به بازی هایش اضافه می کند تا بدون توجه زیاد به ضعف ها، بتوانیم از عناوین وی همواره لذت ببریم و دل و جرات او در ساخت انواع و اقسام عناوین مختلف که هر بار هیچ ربطی به هم ندارند و حتی سبک هایشان هم گوناگون است، تحسین کنیم، زیرا که در دوران بازی های تکراری و همیشه مانند هم، وجود افراد خلاقی مثل سودا ۵۱ با دل و جرات بالا و ریسک پذیری، لازم است و باعث می شود تا هنوز هم بازی های خاص را در این صنعت ببینیم و بتوانیم از تجربه بازی هایی مثل Killer 7 و Shadows of the Damned و No More Heroes و Killer is Dead و Lollipop Chainsaw و Black Knight Sword بهره مند شویم و مقداری از حال و هوای تکرار بیرون برویم. عناوینی که شاید ضعف داشته باشند ولی خاص بودن و یونیک بودن آن ها تمام مشکلات را به کنار می زند و نکات مثبت پرتعدادشان هستند که در یاد بازیباز باقی خواهند ماند. Shadows of the Damned از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود تقدیر نشد و با بی رحمی منتقدین یا به دلایلی دیگر که ما از آن خبر نداریم، نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۷۶/۱۰۰ به کار خود پایان داد که قطعا این متا در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بوده و بازی Shadows of the Damned به نوعی با بی عدالتی و بی رحمی صنعت امروز بازی های رایانه ای روبرو شد. واقعا خیلی از منتقدین با نمراتی که به این بازی دادند کاملا مشخص بود که حتی اصلا بازی را نفهمیده اند و کلا آن را درک نکرده اند در حالی که Shadows of the Damned یک بازی خیلی خیلی عالی با رگه های طنز و وحشت و جنون و عاطفی و جهنم با موسیقی های زیبا بود که خیلی ها از درک آن عاجز ماندند وگرنه بدون شک ۳ نابغه به نام های میکامی، سودا ۵۱ و یامائوکا هر کدام به تنهایی برای یک بازی کافی هستند چه برسد که هر ۳ باهم یک بازی بسازند و قطعا این بازی آنقدر عجیب خواهد شد که خیلی ها نمی توانند آن را درک کنند و همین اتفاق هم برای Shadows of the Damned رخ داد.

شک نکنید که اگر اکنون به سراغ کنسول های نسل هفت خود بروید و این بازی را تجربه کنید “کلی” کیف خواهید کرد

البته با تمام این سخت گیری ها باز هم خیلی از منتقدان آن را تحسین کردند و امتیازاتی را مانند نمره فوق العاده عالی ۹۳ از Game Informer، امتیاز ۸۵ از GameSpot، امتیاز ۸۰ از GameSpy و ۷۰ را از آی جی ان دریافت نمود. امتیاز کاربران به بازی بیشتر بود (۸۱) و مشخص بود که بازیبازان لذت بیشتری را از این عنوان برده اند. Shadows of the Damned ضعف هایی داشت که گاه کم هم نبودند، ولی واقعا نکات مثبت و جذاب آن به حدی بیشتر بودند که نکات منفی نمی توانستند به اصل تجربه و لذت شما از بازی خدشه ای عمیق و اساسی وارد کنند و بازیبازانی که این عنوان را تجربه کردند اکثرا بعد از پایان بازی لبخندی از رضایت را بر لب داشتند و همیشه از Shadows of the Damned به عنوان یک عنوان جذاب و زیبا و البته یک بازی یونیک و خاص یاد خواهند کرد و ما بازیبازان خوب می دانیم که در این صنعت به بازی هایی مانند Shadows of the Damned و سازندگانی مانند سودا ۵۱ و شینجی میکامی و حتی آهنگسازان نابغه ای مثل یامائوکا خیلی نیاز داریم. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که متاسفانه امتیازاتشان در حد کیفیتشان نبوده و به نوعی در حقشان اجحاف شده یا Underrated قلمداد می شوند، یاد کنیم، بایستی از Shadows of the Damned نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها” در جایگاه نهم قرار می گیرد.

۸ –  Dante’s Inferno

Dante’s Inferno

سازنده: Visceral Games

ناشر:  Electronic Arts

ژانر:  Hack and Slash

پلتفرم های مقصد: PlayStation 3, Xbox 360, PlayStation Portable

سال انتشار:  ۲۰۱۰

امتیاز متا:  ۷۵/۱۰۰

Dante’s Inferno هم از آن بازی هایی است که وقتی یادش می افتم و به برخوردی که با آن شد فکر می کنم واقعا حرصم می گیرد و خونم به جوش می آید. مخصوصا به این خاطر که سازنده این بازی یعنی استودیو توانمند ویسرال گیمز که بعدا دد اسپیس را هم خلق کرد در ادامه تعطیل شد و شاید اگر این بازی جوری که شایسته اش بود امتیاز دریافت می کرد اکنون هم شاهد نسخه های بعدی Dante’s Inferno بودیم و هم شاهد نفس کشیدن استودیو ویسرال گیمز، اما متاسفانه این موضوع عملی نشد. بازی Dante’s Inferno عنوانیست در ژانر هک اند اسلش که توسط Visceral Games ساخته شد و در سال ۲۰۱۰ توسط کمپانی Electronic Arts برای پلتفرم های PlayStation 3, Xbox 360 و PlayStation Portable منتشر گردید. نکته اصلی که بر محوریت آن حسابی بازی را کوبیدند این بود که Dante’s Inferno تقلیدی از God of War است و همین برداشت غلط و نادرست به بازی ضربه بزرگی زد. درست است که این عنوان از شاهکار خدای جنگ الهام گرفته بود اما همه چیزش، باور کنید همه چیزش با آن فرق داشت و از داستان و روایت و فضاسازی و دنیای بازی و المان های گیم پلی و درخت ارتقای مهارت ها و انتخاب در مورد سرنوشت انسان های گناهکار و … همه و همه کاملا متفاوت با شاهکار انحصاری سونی بودند و فقط شاید چون نوع ضربه زدن و جنگیدن دانته شبیه به کریتوس بود (آن هم تا حدودی) سریعا برچسب “گاد او وار کلون” را به آن چسباندند و از خلق یک فرنچایز جذاب که می توانست نسخه های بعدی بسیار بهتری داشته باشد جلوگیری کردند. قبلا دیده ایم که القاب “بازی تقلیدی” و “کلون” و باعث به وجود آمدن نفرت در برخی از بازیبازها نسبت به بعضی عناوین فوق العاده مانند Lords of the Fallen و Salt and Sanctuary شده اند و آن ها را به همین دلیل کوبیده اند، در حالی که الهام گرفتن و عشق داشتن به یک سری، چیز بدی نیست.

مهم نیست برخی شباهت ها و الهام ها در یک بازی از فرنچایز دیگری وجود دارد، بلکه وقتی تعداد تفاوت ها آن قدر زیاد هستند که کاملا یک جایگاه مجزا و یک شخصیت مستقل را به آن بازی می دهند، به هیچ وجه نباید از اصطلاح تقلید محض و کلون استفاده کنیم. قضیه در مورد Dante’s Inferno با سری God of War نیز دقیقا به همین شکل است. این دو بازی به حدی متفاوت هستند که نمی شود به بازی دانته لقب تقلید داد.

عنوان Dante’s Inferno نیز از قربانیان ابتدایی این جریان است که قبل از تمامی عناوین یاد شده به این نفرین دچار شد و در حقش جفا گردید. برخی اعتقاد داشتند که Dante’s Inferno یک تقلید محض از God of War است و برخی دیگر می گفتند که این بازی تنها از آن فرنچایز بی نظیر الهاماتی گرفته است و شخصیتی کاملا مجزا دارد. دیدگاه بنده به مانند نظرم در مورد سایر عناوینی که در طول این سال ها به این نفرین دچار شده اند، از همان ابتدا مطابق با نظریه دوم بود و کاملا معتقد بودم و هستم که Dante’s Inferno عنوانی کاملا مجزا با شخصیت منحصر به فرد است که تنها و تنها الهاماتی عالی از سری God of War گرفته و از برخی نکات مثبت آن به روش خود استفاده کرده است. بگذارید تا رجوع کنیم به نکته ای که قبلا در مقاله ای مربوط به همین موضوع که در خصوص مقایسه بازی Nioh و سری سولز بود، مطرح کردیم. در آنجا تفاوت های بسیار زیاد آن دو بازی را با هم برشمردیم و به این موضوع اشاره کردیم که مهم نیست برخی شباهت ها و الهام ها در یک بازی از فرنچایز دیگری وجود دارد، بلکه وقتی تعداد تفاوت ها آن قدر زیاد هستند که کاملا یک جایگاه مجزا و یک شخصیت مستقل را به آن بازی می دهند، به هیچ وجه نباید از اصطلاح تقلید محض و کلون استفاده کنیم. قضیه در مورد Dante’s Inferno با سری God of War نیز دقیقا به همین شکل است. این دو بازی به حدی متفاوت هستند که نمی شود به بازی دانته لقب تقلید داد.

Dante’s Inferno هم از آن بازی هایی است که وقتی یادش می افتم و به برخوردی که با آن شد فکر می کنم واقعا حرصم می گیرد و خونم به جوش می آید. مخصوصا به این خاطر که سازنده این بازی یعنی استودیو توانمند ویسرال گیمز که بعدا دد اسپیس را هم خلق کرد در ادامه تعطیل شد و شاید اگر این بازی جوری که شایسته اش بود امتیاز دریافت می کرد اکنون هم شاهد نسخه های بعدی Dante’s Inferno بودیم و هم شاهد نفس کشیدن استودیو ویسرال گیمز، اما متاسفانه این موضوع عملی نشد.

استودیو ویسرال گیمز استودیوی کوچکی نیست که بخواهد یک بازی تقلیدی بسازد و این سازنده در ادامه مسیر خود قبل از تعطیل شدن سابقه ساخت دد اسپیس را دارد که فرنچایزی بی نظیر است. Dante’s Inferno از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود تقدیر نشد و با بی رحمی و تنگ نظری منتقدین، نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۷۵/۱۰۰ به کار خود پایان داد که قطعا این متا در دنیای امروز که بازیبازها به طور عجیب و غریبی چشمشان به متا است، در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بوده و بازی Dante’s Inferno به نوعی با بی عدالتی و بی رحمی صنعت امروز بازی های رایانه ای روبرو شد و هرگز در حد شایستگی اش از آن تقدیر نشد. ولی ما اینجا در گیمفا چشممان را روی این بازی ها نمی بندیم. تازه با تمام این بی مهری ها باز هم Dante’s Inferno آن قدر خوب بود که خیلی از منتقدان آن را تحسین کردند و امتیازاتی را مانند ۹۲ از Cheat Code Central، امتیاز ۹۰ از Destructoid، امتیاز ۸۰ از VideoGamer و ۷۵ را از آی جی ان دریافت نمود اما چه سود. کلیت سیستم ارتقای شخصیت دو شاخه بازی (که کاملا آن را شبیه بازی های نقش آفرینی می کند)، سیستم “Punish or Absolve” یا همان “تطهیر یا تنبیه”، تصمیم گیری در مورد گناهان افراد و حتی سلاح های بازی و … کاملا از پایه و اساس در Dante’s Inferno و God of War متفاوتند و در واقع بسیاری از نمره هایی که از این عنوان کم شد به خاطر ضعف های بازی نبود، بلکه به خاطر لقب تقلیدی بودن از God of War بود که تازه باید گفت اگر بخش هایی تقلید هم هست، از عنوانی است که بی نظیر بوده و از بزرگترین بازی این سبک تقلید کرده است، آن هم با کیفیت بالا. حتی داستانی که سازندگان بازی دانته به سراغش رفته اند هم هرگز دست کمی از افسانه و اساطیر خدایان یونان که سری God of War می بینیم ندارد و اگر God of War به خدایان یونان می پردازد، Dante’s Inferno هم سراغ کمدی الهی که یکی از برترین آثار هنری است رفته است و از آن به عنوان زمینه و پایه بازیشان استفاده کرده اند.

داره میگه دهنت سرویسه!!

کلیت بازی Dante’s Inferno نیز با God of War متفاوت است و در این بازی با گناه ها و جهنم و طبقات و حلقه های آن سروکار داریم نه خدای خدایان و خدای دریا و خدای خورشید. در واقع تنها و تنها تنها شباهت هایی که بین این دو سری وجود دارد در برخی المان های گیم پلی و مبارزات و برخی پازل های محیطی مشابه است که اصلا و ابدا در حدی نیستند که بازی را به یک تقلید تبدیل کنند. Dante’s Inferno به معنای واقعی یک هک اند اسلش فوق العاده خوش ساخت و جذاب بود که هر طرفدار این سبک را پای خود میخکوب می کرد و پر بود از مبارزات عالی و باس های مخوف و فضاسازی های فوق العاده. Dante’s Inferno ضعف هایی داشت که گاه کم هم نبودند ولی واقعا نکات مثبت و جذاب آن به حدی بیشتر بودند که نکات منفی نمی توانستند به تجربه و لذت شما از بازی خدشه ای عمیق و اساسی وارد کنند و بازیبازانی که این عنوان را تجربه کردند اکثرا بعد از پایان بازی لبخندی از رضایت را بر لب داشتند و همیشه از Dante’s Inferno به عنوان یک هک اند اسلش خوش ساخت و زیبا یاد خواهند کرد. اگر ذره ای و حتی ذره ای به سبک هک اند اسلش علاقمند هستید بگذارید خیلی رک و بدون تعارف و بدون توجه به نمرات بازی (که هیچ گاه برایم مهم نیستند) به شما بگویم که Dante’s Inferno یکی از “بهترین”، “با کیفیت ترین” و زیباترین بازی های هک اند اسلشی است که می توانید در نسل هفتم تجربه کنید و عنوانی است که به راحتی باید آن را به هر بازیبازی پیشنهاد کرد. مخصوصا اگر به موضوعاتی مثل جهنم و گناه و مجارات و .. علاقمندید و همچنین به مبارزاتی بسیار سریع و جذاب بر پایه کمبوهای مختلف و با المان های نقش آفرینی علاقه دارید، Dante’s Inferno همان عنوانی است که می خواهید و شاید از زیر دستتان در رفته باشد مخصوصا اگر خیلی به متا اهمیت داده باشید. اکنون وقتش است که به سراغ پلی استیشن ۳ یا ایکس باکس ۳۶۰ و یا پلی استیشن پرتابل خود بروید و یکی از بهترین هک اند اسلش های نسل هفت با نام Dante’s Inferno را تجربه نمایید و اگر از آن لذت بردید بگویید “فلانی راست می گفت”. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که متاسفانه امتیازاتشان در حد کیفیتشان نبوده و به نوعی در حقشان اجحاف شده یا Underrated قلمداد می شوند، یاد کنیم، بایستی از Dante’s Inferno نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها” در جایگاه هشتم قرار می گیرد.

۷ – The Saboteur

The Saboteur

سازنده: Pandemic Studios

ناشر: Electronic Arts

ژانر: Action-adventure game

پلتفرم مقصد: PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows

سال انتشار: ۲۰۰۹

امتیاز متا: ۷۶/۱۰۰

وقتی که بازی The Saboteur فکر می کنیم در وهله اول یاد یک نکته می افتیم که از همه المان ها پررنگ تر بود و آن هم رنگ بندی دنیای بازی بود که کاملا این عنوان را از هر بازی دیگری متمایز می کرد. The Saboteur عنوانی بود که فضاسازی بی نظیری داشت و استفاده از رنگ بندی خاص سبب شده بود تا این عنوان در یاد هر بازیبازی که آن را تجربه می کرد باقی بماند. The Saboteur واقعا به معنای کلمه مثل هیچ بازی دیگری نیست و کاملا خاص است. شاید هم همین خاص بودن به مذاق برخی منتقدان خوش نیامد اما بدون هیچ شکی The Saboteur از بازی هایی است که متای آن بیانگیز کیفیت ان نیست. ابتدا توضیحاتی کلی را در مورد این بازی بیان می کنیم تا هر چه بیشتر با این بازی آشنا شوید. بازی  The Saboteur عنوانیست در ژانر اکشن ماجرایی سوم شخص جهان آزاد “نئو نوآر” که توسط Pandemic Studios ساخته شد و در سال ۲۰۰۹ و در نسل هفتم توسط کمپانی Electronic Arts برای پلتفرم های PlayStation 3, Xbox 360 و Microsoft Windows منتشر گردید. بازی در دوران جنگ جهانی دوم و در کشور های آلمان و فرانسه دنبال می شد. شخصیت اصلی بازی با نام  Sean Devlin یک مکانیک ماشین های مسابقه ای با ملیت ایرلندی بود. بعد از این که در مسابقات گرند پریکس ۱۹۳۹ و در حالی که وی داشت قهرمان می شد توسط Kurt Dierker که یک کلنل نازی بود، مورد خیانت قرار گرفت و جایزه را از دست داد، او و بهترین دوستش Jules Rousseau تصمیم به انتقام از کلنل نازی مذکور می گیرند. سپس آن ها گیر می افتند و Dierker در جلوی Sean، بهترین دوستش Jules را در حال بازجویی و با این فکر که آن ها  عامل های انگلیسی هستند که برای جاسوسی او آمده اند، اعدام می کند.

بازی از لحاظ گیم پلی یک شوتر سوم شخص با المان های گشت و گذار در دنیای آزاد بازی و انجام ماموریت های اصلی و فرعی و … بود که تنوع خوبی را در اختیار بازیباز قرار می داد. اصلا و ابدا به متای ۷۶ این بازی نگاه نکنید زیرا The Saboteur یک بازی بسیار خاص است. از جلوه های بصری و گرافیکی و رنگ بندی خاص ان گرفته تا ترکیب فضای نئو نوآر با جنگ جهانی و داستانی جالب. The Saboteur عنوانی است که از تجربه کردن آن لذت می برید مخصوصا اگر به موضوع جنگ جهانی و ماموریت های خرابکاری و توطئه و .. علاقمند باشید.

Sean فرار می کند و به عضویت نیروی مقاومت فرانسه در می آید. ادامه داستان بازی روند انتقام گیری او از کلنل و تلاش برای کشتن وی و انواع و اقسام کارشکنی ها را دنبال می کند. در The Saboteur از جنگ جهانی به عنوان یک بک گراند برای داستان اصلی بازی که انتقام گیری قتل Jules، تامین امنیت Veronique، خواهر Jules و نهایتا کشتن کلنل نازی بود، استفاده شده بود. The Saboteur از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود تقدیر نشد و با بی رحمی منتقدین یا به دلایلی دیگر، نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۷۶/۱۰۰ به کار خود پایان داد که قطعا این متا در دنیای امروز که بازیبازها به طور عجیب و غریبی چشمشان به متا است، در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بوده و بازی  The Saboteur به نوعی با بی عدالتی و بی رحمی صنعت امروز بازی های رایانه ای روبرو شد و هرگز در حد شایستگی اش از آن تقدیر نشد. ولی ما سعی می کنیم همه را برای شما معرفی کنیم تا  دانید که متای این بازی ها هرگز بیانگر کیفیتشان نیست.

 The Saboteur عنوانی بود که فضاسازی بی نظیری داشت و استفاده از رنگ بندی خاص سبب شده بود تا این عنوان در یاد هر بازیبازی که آن را تجربه می کرد باقی بماند. The Saboteur واقعا به معنای کلمه مثل هیچ بازی دیگری نیست و کاملا خاص است. شاید هم همین خاص بودن به مذاق برخی منتقدان خوش نیامد اما بدون هیچ شکی The Saboteur از بازی هایی است که متای آن بیانگیز کیفیت ان نیست.

بخش هایی از پاریس که شدیدا توسط نازی ها کنترل می شدند با رنگ سیاه و سفید دیده می شدند به استثناء رنگ چشم شخصیت ها، لامپ های شهر، خون، نماد آبی گروه مقاومت فرانسه و برخی نمادهای المانی که با قرمز روشن نمایش داده می شدند و فضایی بی نظیر به بازی بخشیده بودند. بازی از لحاظ گیم پلی یک شوتر سوم شخص با المان های گشت و گذار در دنیای آزاد بازی و انجام ماموریت های اصلی و فرعی و … بود که تنوع خوبی را در اختیار بازیباز قرار می داد. اصلا و ابدا به متای ۷۶ این بازی نگاه نکنید زیرا The Saboteur یک بازی بسیار خاص است. از جلوه های بصری و گرافیکی و رنگ بندی خاص ان گرفته تا ترکیب فضای نئو نوآر با جنگ جهانی و داستانی جالب. The Saboteur عنوانی است که از تجربه کردن آن لذت می برید مخصوصا اگر به موضوع جنگ جهانی و ماموریت های خرابکاری و توطئه و .. علاقمند باشید. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که متاسفانه امتیازاتشان در حد کیفیتشان نبوده و به نوعی در حقشان اجحاف شده یا Underrated قلمداد می شوند، یاد کنیم، بایستی از  The Saboteur نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها” در جایگاه هفتم قرار می گیرد.

۶ –  Mafia II

Mafia II

سازنده بازی: ۲K Czech و Feral Interactive

ناشر بازی:  ۲K Games

ژانر:  Action-Adventure, Open World

پلتفرم های مقصد: PlayStation 3, Xbox 360 و Microsoft Windows و Mac

سال انتشار:  ۲۰۱۰

امتیاز متا:  ۷۴/۱۰۰

  جالب است بدانید که محبوبیت بازی نخست سری مافیا این سری در کشور ما شاید بیشتر از تمام جهان باشد و به نوعی خیلی از بازیبازان در کشور ما با بازی اول MAFIA خیلی خیلی خاطرات خوبی دارند و علاقه شدید به این بازی در کشور ما موج می زند که البته در تمام دنیا هم هست ولی انگار در ایران خیلی بیشتر قدر این بازی را می دانند. بد نیست تا ابتدا کمی در مورد فضا و کلیت این فرنچایز بزرگ صحبت کنیم. در ۳ بازی مختلف این سری شاهد حضور پروتاگونیست هایی هستیم که سعی دارند درجه و رتبه خود را در بین گروه های جنایتکاری و گانگستری بالا ببرند که البته انگیزه و هدف آن ها در بازی های مختلف، متغیر است. آنتاگونیست های بازی هم معمولا افرادی هستند که بیشترین نقش را در مسیر رشد پروتاگونیست بازی داشته اند و یا دوست صمیمی او بوده ولی نهایتا به وی و سازمان او خیانت کرده اند. عناوین مافیا در شهرهایی خیالی که برگرفته از شهرهای مختلف آمریکا هستند رخ می دهند و معمولا نیز در یک دوره تاریخی خاص که به سبب یک موضوع خاص شناخته شده است؛ واقع می شوند.

نمیدونم چرا هر چقدر که بارها و بارها تلاش کردم تا مافیا ۲ و مافیا ۳ رو بازی کنم و تموم کنم، بعد از ۲-۳ ساعت نتونستم ادامه بدم. در حالی که همه چیز خوب بود!! اصلا انگار با من جور در نمی آید!

از دوره Great Depression (افسردگی شدید مردم آمریکا) در بازی اول گرفته تا ۱۹۶۰s New Bordeaux در بازی سوم. گیم پلی بازی به صورت جهان آزاد است که بازیباز می تواند در آن به گشت و گذار در محیط و انتخاب و انجام ماموریت های اصلی بپردازد تا در داستان بازی پیشروی نماید. همچنین ماموریت های جانبی نیز در بازی وجود دارند ولی نه به شکلی که فکر کنید که با یک نقش آفرینی طرف هستید زیرا که به صورت خیلی خطی تری در این بازی وجود دارند. سری عناوین مافیا تا به امروز بازی های مختلفی را در اختیار بازیبازان قرار داده اند که شامل عناوین Mafia III ،Mafia II Mobile ،Mafia II: Joe’s Adventures ،Mafia II: Jimmy’s Vendetta ،Mafia II: The Betrayal of Jimmy ،Mafia II ،Mafia و همین طور Mafia III: Rivals می باشند و در بین آن ها بدون شک محبوب ترین و موفق ترین بازی همان نسخه اول سری یعنی بازی Mafia است.

در ۳ بازی مختلف این سری شاهد حضور پروتاگونیست هایی هستیم که سعی دارند درجه و رتبه خود را در بین گروه های جنایتکاری و گانگستری بالا ببرند که البته انگیزه و هدف آن ها در بازی های مختلف، متغیر است. آنتاگونیست های بازی هم معمولا افرادی هستند که بیشترین نقش را در مسیر رشد پروتاگونیست بازی داشته اند و یا دوست صمیمی او بوده ولی نهایتا به وی و سازمان او خیانت کرده اند.

با موفقیت بازی اول نوبت به عنوان دوم رسید که انتظارات از آن خیلی بالا بود و انصافا هم سازندگان یک بازی خیلی عالی را در سبک و استایل این سری ساختند ولی منتقدین لااقل از نظر نمره، زیاد با این حرف موافق نبودند. بازی Mafia II نیز عنوانیست در ژانر اکشن ماجرایی جهان آزاد که توسط ۲K Czech و Feral Interactive ساخته شد و در سال ۲۰۱۰ توسط کمپانی ۲K Games برای پلتفرم های  PlayStation 3, Xbox 360 و Microsoft Windows و همینطور Mac منتشر گردید. Mafia II از لحاظ بازخوردها نتوانست امتیازاتی که شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۷۴/۱۰۰ به کار خود پایان داد که و هرگز در حد شایستگی اش از آن تقدیر نشد و بدانید که متای این بازی کاملا بیانگیز کیفیتش نیست. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی که Underrated قلمداد می شوند، یاد کنیم، بایستی از Mafia II نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها” در جایگاه ششم قرار می گیرد. اما به وجود هر نمره و نقدی، کسی نمی تواند کتمان کند که نام مافیا از آن نام هایی است که در صنعت بازی جاودانه اند و هر وقت که آن نام را می شنویم به صورت یک اسطوره از آن یاد می کنیم و می گوییم “واااای… یادش بخیر… عجب شاهکاری بود.”

۵ – Castlevania: Lords of Shadow 2

Castlevania: Lords of Shadow 2

سازنده بازی: Mercury Steam

ناشر بازی:  Konami

ژانر: Action-Adventure, hack and slash

پلتفرم های مقصد:PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows

سال انتشار: ۲۰۱۴

امتیاز متا: ۶۳/۱۰۰

 در سال ۲۰۱۰ بود که عنوان جدیدی از یکی از قدیمی ترین فرنچایزهای تاریخ بازی های رایانه ای به نام سری کسلوانیا منتشر گردید که این بار این عنوان بر خلاف سبک همیشگی این سری که معمولا اکشن ماجرایی و دو بعدی بوده است، یک بازی کاملا هک اند اسلش ۳ بعدی بود که اتفاقا بسیار نیز موفق ظاهر شد و خود را به عنوان یکی از برترین عناوین هک اند اسلش که تا به امروز تجربه کرده ایم در دل بازیبازان جای داد. نام این عنوان Castlevania: Lords of Shadow بود. سری عناوین Castlevania که البته در ‍ژاپن با نام Akumajō Dracula یا همان “Devil’s Castle Dracula” شناخته می شوند، یک سری عناوین اکشن ماجرایی با تم فانتزی تاریک محسوب می شوند که متعلق به کمپانی کونامی هستند و حول محور خانواده بلمونت که خانواده ای از شکارچیان خون اشام هستند و مبارزات آنها با دراکولا می گردد. با موفقیت بازی نخست کاملا مشخص بود که نسخه دومی هم در راه خواهد بود و همین اتفاق رخ داد. Castlevania: Lords of Shadow 2 که یک اکشن ماجرایی و هک اند اسلش بود نیز مانند عنوان اولیه توسط استودیو مرکوری استیم ساخته و توسط کونامی در اواخر فبریه ۲۰۱۴ برای پلتفرم های Xbox 360 و PlayStation 3 و رایانه های شخصی منتشر گردید و این بار نامی از کوجیما پروداکشنز نیز در آن به چشم نمی خورد. در ژاپن نیز بازی با نام Akumajō Dracula: Lords of Shadow 2 منتشر گردید و البته مدتی بعد یک بسته الحاقی نیز برای این عنوان منتشر شد. بازی هم در دنیای مدرن و هم در دنیای فانتزی دنبال می شد و داستان دراکولای تضعیف شده که در واقع همان گابریل بلمونت نسخه اول است را دنیال می کند که قصد دارد دشمن نسخه قبلی خود را که باعث تبدیل وی به دراکولا است، یعنی شیطان را از بین ببرد. گیم پلی دقیقا مانند عنوان قبلی است با این تفاوت که این بار بازی یک عنوان جهان آزاد است. بازیباز کنترل دراکولا را برعهده دارد و انواع و اقسام حملات قدرتمند و سلاح ها را در اختیار دارد. با این که بازی همانند نسخه اول بسیار زیبا و عالی ظاهر شد ولی نتوانست بازخوردهای عنوان قبلی را دریافت کند که این از موضوعاتی است که من هیچ وقت نتوانستم ان را درک کنم زیرا که نسخه دوم به مانند بازی اول لذتبخش و عالی است و حتی جهان آزاد شدن ان باعث شده است تا لذت بخش تر نیز بشود اما بسیاری از منتقدین چنین عقیده ای نداشتند. حال دلیل این بازخورد منفی حذف نام کوجیما پروداکشنز از کنار نام مرکوری استیم بود یا هر چیز دیگری،

به خدا قسم امتیاز ۶ برای این هک اند اسلش معرکه، شرم آور است. به خدا شرم آور است.

Castlevania: Lords of Shadow 2 نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۶۳/۱۰۰ (روی پلی استیشن ۳) به کار خود پایان داد که قطعا این متا در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بوده و بازی Castlevania: Lords of Shadow 2 هرگز در حد شایستگی اش تقدیر نشد و شاید تنها اگر مانند نسخه اول نام کوجیما کنار نام این عنوان بود امتیاز آن حداقل ۲۰ تا بالاتر بود زیرا منتقدین نشان داده اند که نام کوجیما خودش ۲۰-۳۰ نمره دارد. منتقدین باز هم ثابت کردند که اگر یک سازنده کوچک یک بازی بزرگ و AAA بسازد هر چقدر هم بازی خوب باشد آن را له خواهند کرد مانند بازی Lords of the Fallen که هنوز داغ بی انصافی منتقدان در مورد ان بر روی دلم مانده است و Castlevania: Lords of Shadow 2 نیز در مقیاسی پایین تر، همان مسیر را پیش رفت و با بی مهری منتقدین مواجه شد در حالی که آن قدر هم حقش نبود. در واقع این گونه باید بگویم که اگر نسخه اول خوب بود، پس نسخه دو هم قطعا خوب است زیرا که هیچ موردی و کم و کسر خاصی ندارد از بازی اول و اگر قرار به نمره پایین است بازی اول هم باید نمره پایین می گرفت که البته این هم ناحق بود زیرا که هر دو بازی عناوین زیبا و فوق العاده ای در سبک هک اند اسلش و اکشن ماجرایی بودند که در طول یک نسل، زیاد از آنها نمی بینیم.

کمتر پیش می اید که عنوانی در این سبک با کیفیت Castlevania: Lords of Shadow 2 بازی کنید و کسانی که عاشقانه بازی های هک اند اسلش را دوست دارند، خوب منظور حرف من را می فهمند. باز هم تاکید می کنم که در مورد این بازی به نقدها و امتیازات هیچ توجهی نکنید و اگر به خاطر امتیاز متای آن، بازی را تجربه نکرده اید و از آن گذشته اید به سراغش بروید زیرا که یک تجربه لذتبخش در انتظار شماست که تنها وقتی آن را بازی کنید خواهید فهمید که حق Castlevania: Lords of Shadow 2 خیلی بیشتر از امتیازاتی بوده که به آن تعلق گرفته است

Castlevania: Lords of Shadow 2 از نظر بنده آن عنوانی نیست که در نقدها از آن خوانده اید. به گفته ها اعتماد نکنید و تنها آن ها را در کنار ذهن خود داشته باشید و خودتان بازی را تجربه کنید تا تصمیم نهایی و نظرتان در مورد بازی مشخص گردد. قطعا منتقدانی که به لردز او فالن امتیاز ۶ می دهند توانایی این که به Castlevania: Lords of Shadow 2 نیز به خاطر کوچک بودن سازنده و همراه نبودن نام کوجیما در این نسخه، امتیاز ۵ بدهند را نیز دارا هستند، اما به واقع حق بازی این امتیازات نیست، لااقل از دیدگاه بنده این امتیازات برای بازی عادلانه نیست. درست است که بازی ضعف هایی دارد اما نه در این حد که امتیاز ۵-۶ به آن بدهیم. Castlevania: Lords of Shadow 2 عنوانی بسیار لذتبخش است و مهمترین نکته ان این است در یک سال حتی یکی دو عنوان خوب در این سبک مانند ان منتشر نمی شوند و در بازار بازی های امروزی، این سبک عناوین هک اند اسلش ناب در ترکیب با با اکشن ماجرایی یا جهان ازاد، برای بازیبازان و علاقمندان ارزش بسیار زیادتری دارند نسبت به زمانی که تقریبا تمامی بازی ها در همین سبک هک اند اسلش و Beat ’em up بودند.

Castlevania: Lords of Shadow 2 هرگز در حد شایستگی اش تقدیر نشد و شاید تنها اگر مانند نسخه اول نام کوجیما کنار نام این عنوان بود امتیاز آن حداقل ۲۰ تا بالاتر بود زیرا منتقدین نشان داده اند که نام کوجیما خودش ۲۰-۳۰ نمره دارد. منتقدین باز هم ثابت کردند که اگر یک سازنده کوچک یک بازی بزرگ و AAA بسازد هر چقدر هم بازی خوب باشد آن را له خواهند کرد

درست است که بازی ضعف هایی دارد و خیلی هم کم تعداد نیستند، اما آنقدر شدید نیستند که تجربه شما را کاملا تلخ کنند. در واقع کمتر پیش می اید که عنوانی در این سبک با کیفیت Castlevania: Lords of Shadow 2 بازی کنید و کسانی که عاشقانه بازی های هک اند اسلش را دوست دارند، خوب منظور حرف من را می فهمند. باز هم تاکید می کنم که در مورد این بازی به نقدها و امتیازات هیچ توجهی نکنید و اگر به خاطر امتیاز متای آن، بازی را تجربه نکرده اید و از آن گذشته اید به سراغش بروید زیرا که یک تجربه لذتبخش در انتظار شماست که تنها وقتی آن را بازی کنید خواهید فهمید که حق Castlevania: Lords of Shadow 2 خیلی بیشتر از امتیازاتی بوده که به آن تعلق گرفته است. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که متاسفانه امتیازاتشان در حد کیفیتشان نبوده و به نوعی در حقشان اجحاف شده یا Underrated قلمداد می شوند، یاد کنیم، بایستی از Castlevania: Lords of Shadow 2 نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها” در جایگاه پنجم قرار می گیرد.

۴ – The Surge

The Surge

سازنده:  Deck13 Interactive

ناشر:  Focus Home Interactive

ژانر:  Action RPG

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, Xbox One و Microsoft Windows

سال انتشار:  ۲۰۱۷ 

امتیاز متا:  ۷۲/۱۰۰

دقیقا مثل سری سولز، در بازی Surge هم هر بار که بازی تمام می شد طی چهار مرتبه بلافاصله و بی درنگ از ابتدا آن را شروع کردم و تا زمان گرفتن تروفی پلاتینیوم از لحظه لحظه آن لذت بردم. قطعا وقتی یک بازی می تواند چنین کاری را با یک طرفدار کهنه کار نقش آفرینی و سری دارک سولز انجام دهد یعنی خیلی خیلی بازی خوش دست و جذاب و خفنی است. صحبت از عنوان زیبای The Surge است. عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی که توسط Deck13 Interactive (که می توان گفت هنرمندترین طرفداران سری دارک سولز و آقای میازاکی در دنیا، هستند با دو بازی بی نظیر لردز او فالن و Surge) ساخته شد و در سال ۲۰۱۷ توسط کمپانی Focus Home Interactive برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One و Microsoft Windows  منتشر گردید. ذره ای شک نکنید که The Surge، جزو برترین عناوین الهام گرفته شده از دارک سولز در دنیاست. باز هم تاکید می کنم ذره ای به متا توجه نکنید و اگر بنده را به عنوان کسی که سال هاست طرفدار دارک سولز است قبول دارید، رتبه این بازی در لیست من را ببینید و بر این اساس کیفیتش را بسنجید. بازی پر است از رازهای مختلف که درست مانند سری سولز جذابیت دارند و باید آن ها را کشف کنید. The Surge با بهره بردن صحیح و جذاب از المان های پرطرفدار سری Dark Souls و قرار دادن آن ها در لباسی کاملا پیشرفته و دارای بالاترین تکنولوژی ها، توانست تا بعد از انتشار از نظر فروش موفق عمل کرده و بازخوردهای نسبتا خوبی را هم دریافت نماید، البته اصلا نه در حد شایستگی اش. در واقع The Surge از لحاظ بازخوردها و امتیازات در سطحی که شایسته اش بود تقدیر نشد و با بی رحمی و تنگ نظری منتقدین نهایتا با امتیاز متای ۷۲/۱۰۰ به کار خود پایان داد و به شکل عجیبی با بی عدالتی و بی رحمی صنعت امروز بازی های رایانه ای روبرو شد.

یک نکته بازی Surge که به معنای واقعی شگفت انگیز است و واقعا یادآور سری سولز است، موضوع نوع راهیابی مراحل به هم و ایجاد مبانبرها در بازی است که واقعا مختان گاها سوت می کشد و از این که چقدر بی نظیر مراحل به هم وصل می شوند و از آخرین بخش بازی به اولین بخش آن میان بر می خورد و همه جا به طرزی شگفت انگیز به هم وصل می شوند، واقعا در بازی هنگ می کنید و سازندگان را تحسین خواهید کرد.

کلا یک نکته خیلی عجیب است. سازنده لردز او فالن هم Deck13 Interactive و CI Games بودند و سازنده این بازی بی نظیر که از لردز او فالن هم پخته تر و برتر است نیز Deck13 Interactive است و هر دو بازی هم با بی مهری مرگبار و شدید منتقدین مواجه شدند و نمی دانم قضیه روابط این سازنده با سایت های بزرگ چیست اما خلاصه خیلی عجیب است رفتار آن ها با عناوین این سازنده. لردز او فالن با متای ۶۸ و Surge با متای ۷۲ تازه در بهترین نسخه، اما این رسالت ماست که شما را از بازی های فوق العاده ای که شاید به خاطر نمره، خود را از آن ها محروم کنید، آشنا نماییم. امیدوار هستم که نسخه دوم سری با تریلرهای بی نظیری که از آن دیده ایم باز هم به سرنوشت نمرات بازی اول دچار نشود. البته خدا را شکر گویا فروش بازی اول خوب بوده است که حالا شاهد نسخه دوم خواهیم بود. یک نکته بازی Surge که به معنای واقعی شگفت انگیز است و واقعا یادآور سری سولز است، موضوع نوع راهیابی مراحل به هم و ایجاد مبان برها در بازی است که واقعا مختان گاها سوت می کشد و از این که چقدر بی نظیر مراحل به هم وصل می شوند و از آخرین بخش بازی به اولین بخش آن میان بر می خورد و همه جا به طرزی شگفت انگیز به هم وصل می شوند، واقعا در بازی هنگ می کنید و سازندگان را تحسین خواهید کرد.

به دو نیمه‌ی ۴۵ دقیقه ای تقسیمش کرد!!

درجه سختی بازی کاملا بالاست و عنوانی مناسب هاردکور بازان و طرفداران سولز است و باید حسابی صبر داشته باشید و لول بزنید و سلاح و زره ارتقا دهید و ست های جدیدتر بسازید تا بتوانید راحت تر پیشروی کنید. وقتی کشته شوید آیتم های tech scrap می مانند همان جا و یک بار وقت دارید برگردید و آن ها را بردارید و تازه “زمان مشخص شده برای انجام این کار” هم دارید و بعد از زمانی آن ها از بین می روند. هر چقدر هم که بیشتر دشمن بکشید قبل از این که به پایگاه بروید و استراحت کنید، ضریب گرفتن آیتم از دشمنان بالاتر می رود و می توانید مقدار خیلی خیلی بیشتری tech scrap بگیرید.  اکثریت قریب به اتفاق بازی های سولز لایک که از آن سری الهام گرفته اند، مثل سولز همگی بر پایه مبارزات قدیمی با سلاح سرد و کلاسیک هستند ولی The Surge کلا زمینه و تمش با دارک سولز فرق دارد و سراغ تکنولوژی بسیار پیشرفته رفته است و در قالب ابرسربازها و ارتقای فیزیکی انسان، عنوانی را کاملا وفادار به ریشه های دارک سولز خلق کرده است که  در یک کلمه می گویم چیزی از یک بازی شاهکار برای “سولز دوستان” کمتر ندارد و آن قدر گسترده و عمیق است و آن قدر ارزش تکرار دارد که هر بار بازی کنید باز هم برای دفعه بعد انگیزه دارید. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که متاسفانه امتیازاتشان در حد کیفیتشان نبوده و به نوعی در حقشان اجحاف شده یا Underrated قلمداد می شوند، یاد کنیم، بایستی از The Surge نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها” در جایگاه چهارم قرار می گیرد.

۳ –  Spec ops: The Line

Spec ops: The Line

سازنده:  Yager Development, Darkside Game Studios, Polygon Magic

ناشر: ۲K Games

ژانر:  Third-person shooter

پلتفرم مقصد:  PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows, Linux

سال انتشار:  ۲۰۱۲

امتیاز متا:  ۷۷/۱۰۰

Spec ops: The Line عنوانی است که با اتمسفر سنگین و تلخ خود می تواند هر بازیبازی را اندوهگین نماید و بسیار تاثیرگذار عمل کند، ولی کم لطفی های زیادی را دید و خیلی حیف شد که تبدیل به یک فرنچایز ادامه دار نشد. عنوانی که وقتی آن را انجام دهید چنان به عمق داستان و انتخاب ها و گیم پلی بازی کشیده می شوید که در پایان بازی و دیدن ارزش تکرار بالای آن با خود می گویید ۷۷؟ واقعا فقط ۷۷؟ خیلی بی انصافی است. بازی Spec ops: The Line عنوانیست در ژانر شوتر سوم شخص که توسط استودیو Yager Development ساخته شد و در سال ۲۰۱۲ توسط کمپانی ۲K Games برای پلتفرم های PlayStation 3, Xbox 360 و Microsoft Windows منتشر گردید. Spec ops: The Line در بخش داستان بسیار بسیار مورد توجه و تحسین قرار گرفت و داستان فراتر از شاهکار و روایت بی نظیر و استثنایی و بسیار غمگین آن بود که اصلی ترین نقطه قوت بازی بود و هر گاه صحبت از برترین داستان ها، برترین پایان ها، برترین روایت ها و واقعی ترین نمایش تلخی های جنگ و تصمیمات سخت مطرح باشد نام بازی Spec ops: The Line را خواهیم شنید. الحق و والانصاف که این بازی داستان بی نظیری داشت و به واقع بدون هیچ گونه تعارفی، زشتی جنگ عواقب انتخاب های سخت و مرگبار در جنگ و تاثیری که روی مردم عادی می گذارد را نشان می داد. چیزی به نام خوبی و خوشحالی و “برد” در جنگ وجود ندارد. وقتی از بین بد و بدتر، بدون هیچ چاره و گریزی، بد را انتخاب کنید و مثلا انتخاب کنید که به جای ۱۰۰ نفر، ۳۰ نفر کشته شوند، در دنیای واقعی و همینطور در عنوانی مثل Spec ops: The Line، اصلا دلیلی بر این نیست که با خود حس کنید موفق شده اید و خوشحال باشید، بلکه بار گناه و عذاب وجدان تا ابد بر دوشتان سنگینی می کند و اگر شما را دیوانه نکند، مطمئنا عذاب سختی را به شما تحمیل خواهد کرد. بدتر آن است که بدانید یک تصمیم که در زمان اتخاذ آن درست به نظر می رسیده است، باعث خلق یک فاجعه شده است و این از درون شما را خواهد خورد.

Spec ops: The Line حتی در زمینه گیم پلی هم چیزی از یک بازی خوش ساخت و عالی کم نداشت و بازی بسیار منحصر به فردی بود. با آن طوفان های شن دبی و تصمیمات خیلی خیلی سخت و تاثیرگذار در داستان بازی و ارزش تکرار بالا و تیراندازی خوش دست، امتیاز Spec ops: The Line می توانست و می بایست خیلی بالاتر می بود

اینها همه مواردی هستند که در بازی  Spec ops: The Line با آن ها دست به گریبان خواهید بود و داستان و روایت غمگینی را از فاجعه ای که “جنگ” خلق می کند خواهید شنید. Spec ops: The Line از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که لیاقتش را داشت تقدیر نشد و نهایتا با امتیاز متای ۷۷/۱۰۰ به کار خود پایان داد ولی بسیاری بر این باورند که حق این بازی بسیار بیشتر بود و عنوانی که در آن یکی از برترین داستان های تاریخ بازی های رایانه ای را شاهد هستیم که زشتی جنگ واقعی را نشان می دهد و به معنای واقعی کلمه غمگین و ناراحت کننده است، حقش بیشتر از ۷۷ است، آن هم وقتی که سایر بخش های بازی هم بسیار باکیفیت هستند. بله… Spec ops: The Line حتی در زمینه گیم پلی هم چیزی از یک بازی خوش ساخت و عالی کم نداشت و بازی بسیار منحصر به فردی بود. با آن طوفان های شن دبی و تصمیمات خیلی خیلی سخت و تاثیرگذار در داستان بازی و ارزش تکرار بالا و تیراندازی خوش دست، امتیاز Spec ops: The Line می توانست و می بایست خیلی بالاتر می بود و این حرف اکثریت بازیبازان دنیاست و البته عده ای هم مخالف آن هستند. Spec ops: The Line تعداد ۴ پایان فوق العاده تاثیرگذار و سنگین داشت که اصلا شوخی نداشتند و ذره ای مثبت و Happy Ending نبوده و ابایی از بیان واقعیت نداشتند و اثر واقعی تصمیمات سخت بازیباز را به او نشان می دادند. در واقع بازی نشان می داد در چنین تراژدی هایی اصلا سمت مثبت و منفی و رستگار شدن و … نداریم و آخر چنین فجایعی، به صورت دو سر باخت تمام شده و عواقب کشتار مردم، چه با هدف منفی و چه بر اساس گول زدن خود و مثلا دیدن Greater Good، گریبان همه را خواهد گرفت و سرانجام آن ها را به زمین خواهد زد.

Spec ops: The Line عنوانی است که با اتمسفر سنگین و تلخ خود می تواند هر بازیبازی را اندوهگین نماید و بسیار تاثیرگذار عمل کند، ولی کم لطفی های زیادی را دید و خیلی حیف شد که تبدیل به یک فرنچایز ادامه دار نشد. عنوانی که وقتی آن را انجام دهید چنان به عمق داستان و انتخاب ها و گیم پلی بازی کشیده می شوید که در پایان بازی و دیدن ارزش تکرار بالای آن با خود می گویید ۷۷؟ واقعا فقط ۷۷؟ خیلی بی انصافی است.

صداگذاری های شخصیت های بازی فوق العاده بود و شاهد هنرمایی Nolan North بزرگ در نقش شخصیت اصلی بازی یعنی Captain Martin Walker بودیم و در این زمینه نیز بازی کاملا استانداردهای جهانی داشت. به شخصه گمان می کنم که منتقدان در آن ابتدا که می خواستند بازی را نقد کنند، نگاهی به نام سازنده کم نام و نشان بازی یعنی Yager Development انداختند و بازی را در سطح شناخته شده بودن این سازنده پایین آوردند و به آن فرصت دیده شدن به عنوان یک بازی فارغ از نام سازنده اش را ندادند و با دیدی منفی آن را نقد کردند. بدون شک امتیازات این بازی برای گیمرهایی که امروزه فکر می کنند هر بازی زیر ۸ باشد “به درد نخور” است، در فروش بازی نیز تاثیرگذار بود و از چشم خیلی ها افتاد و آن را نخریده و تجربه نکردند تا بازی تقریبا شکست بخورد. در واقع باید بگوییم بازی Spec ops: The Line بدجوری با بی عدالتی صنعت امروز بازی های رایانه ای روبرو شد، در حالی که می توانستیم امروز منتظر نسخه دوم فوق العاده ای از آن باشیم. هرگاه که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که متاسفانه در حقشان اجحاف شده یا Underrated قلمداد می شوند، یاد کنیم، بایستی از Spec ops: The Line نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها” در جایگاه سوم قرار می گیرد.

۲ – Lords of the Fallen

سازنده بازی: Deck13 Interactive ,CI Games

ناشر بازی: CI Games ,Square Enix ,Ubisoft

ژانر:  Action role-playing

پلتفرم های مقصد: Microsoft Windows, PlayStation 4, Xbox One, iOS, Android

سال انتشار: ۲۰۱۴

امتیاز متا: ۶۸/۱۰۰

این Lords of the Fallen هم از آن بازی های پایه ثابت لیست ها و ۱۰ برترهای ما شده است و هر چقدر در دنیا در حقش نامردی کردند در گیمفا قدرش را دانستیم و باعث شدیم خیلی از شما عزیزان سراغش بروید و کیف کنید! عنوانی که بعد از ۴ بار بازی کردن آن و انجام محتوای الحاقی‎اش هنوز که هنوز است متوجه نشده‎ام که چرا این بازی چندان مورد اقبال منتقدان قرار نگرفت و واقعا چه ایراد بزرگی داشت؟ Lords of the Fallen با بهره بردن صحیح و جذاب از المان های پرطرفدار و بی نظیر سری Dark Souls و قرار دادن آن ها در قالب یک بازی کاملا مجزا و دارای شخصیت و وزن منحصر به فرد، یکی از عناوین باکیفیت، هاردکور و جذاب نسل هشتم محسوب می شود. Lords of the Fallen عنوانیست در ژانر اکشن نقش آفرینی که توسط Deck13 Interactive و CI Games ساخته شد و در سال ۲۰۱۴ توسط کمپانی های CI Games ,Square Enix و Ubisoft برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One و Microsoft Windows منتشر گردید.  از همان زمان که اولین ویدئوهای معرفی Lords of the Fallen منتشر شد نوید عنوانی خوب و قدرتمند را داد. مشخص بود که این بازی، سری پرطرفدار سولز را به عنوان منبع الهام خود قرار داده است ولی از همه لحاظ نسبت به آن متفاوت عمل کرده است و چه از نظر گرافیکی و چه سایر موارد، تقلیدی از سری سولز به شمار نمی‌رود. حتی بازی در بخش گیم‌پلی نکته‌ای جدید را اضافه کرده است که اگر در سری سولز نیز اضافه شود نقطه قوتی برای آن به شمار خواهد رفت و بازی را جذاب‌تر خواهد کرد. درست است که این عنوان از سری سولز الهام گرفته است، اما این به شکل یک تقلید محض نیست.

بعد از سال‌ها تجربه بازی کردن عناوین مختلف مخصوصا نقش‌آفرینی خود را در جایگاهی می‌بینم که لااقل بتوانم بگویم کدام عنوان این سبک ضعیف و کدام بازی قوی است و باور کنید که صمیمانه و بدون تعصب می‌گویم که Lords of the Fallen بدون هر گونه اغراق، یکی از برترین نقش‎آفرینی‌هایی است که در نسل هشتم عرضه شده است و با گرافیک فنی و هنری عالی، گیم‎پلی استوار و محکم، سیستم پاداش و جزای ریسکی، مبارزات کاملا جذاب، زره‌ها و تجهیزات بی‎نظیر و درجه سختی نسبتا بالا، موفق می‌شود تا کاملا شما را جذب و پای بازی میخکوب کند.

بازی با مکانیک‎ها و تغییراتی که به خود دیده، کاملا شخصیت بونیک خود را حفظ کرده و از هر بازی دیگری متمایز می شود. در حقیقت این عنوان کاملا از زیر سایه وسیع و نام بزرگ سولز بیرون می آید و انگ تقلیدی بودن به آن نمی چسبد. واقعا از این سازنده انتظار ساخت عنوانی با کیفیت Lords of the Fallen را نداشتیم و به عقیده من بسیاری از نقدها و نمرات متوسطی که به این عنوان تعلق گرفت به دلیل همین نام سازنده آن بود که نام بزرگی نبود و خیلی ‌ها انتظار چنین عنوان قدرتمندی را از آن نداشتند و شاید بدون تجربه کردن کامل آن، بر آن تاختند و بیهوده از آن امتیاز کم کردند در حالی که این رفتار کاملا ناعادلانه بود و معتقدم که اگر در جلوی نام سازنده Lords of the Fallen اسم‌هایی مثل فرام‌سافتور یا بایوویر و … بود توجه بسیار بیشتری به آن می‌کردند و بازی تبدیل به یک عنوان تحسین شده می‌شد. در حالی که به نظر من وقتی استودیویی ناشناخته با کارنامه‎ای نه چندان پربار، یک عنوان بسیار زیبا و جذاب می‌سازد بایستی خیلی بیشتر به آن توجه کرد و به ویژه منتقدان و مراجع گیمی مختلف در دنیا باید بیشتر به آن بپردازند و به سازندگان این نوید را بدهند که راه درستی را پیش گرفته‌اند و با رفع برخی مشکلات بازی که ناشی از کم‌تجربگی است، می‌توانند در ادامه عناوین بسیار بهتری بسازند و خیلی موفق‌تر عمل کنند. اما در عمل می بینیم که مثلا در مورد بازی Lords of the Fallen عکس این قضیه اتفاق می‌افتد و منتقدان با بازی بسیار سختگیرانه‌تر از عناوین شرکت‌های بزرگ و خوش‌نام برخورد می‌کنند و مواردی را که در بازی‎های اسم و رسم دار گاهی نادیده می‌گیرند، به شدیدترین شکل در عناوینی که سازندگانش کمی کوچکتر و کم آوازه‌تر هستند، لحاظ می‌کنند و از بازی امتیاز کم می‌کنند.

ین Lords of the Fallen هم از آن بازی های پایه ثابت لیست ها و ۱۰ برترهای ما شده است و هر چقدر در دنیا در حقش نامردی کردند در گیمفا قدرش را دانستیم و باعث شدیم خیلی از شما عزیزان سراغش بروید و کیف کنید! عنوانی که بعد از ۴ بار بازی کردن آن و انجام محتوای الحاقی‎اش هنوز که هنوز است متوجه نشده‎ام که چرا این بازی چندان مورد اقبال منتقدان قرار نگرفت و واقعا چه ایراد بزرگی داشت؟

بعد از سال‌ها تجربه بازی کردن عناوین مختلف مخصوصا نقش‌آفرینی خود را در جایگاهی می‌بینم که لااقل بتوانم بگویم کدام عنوان ضعیف و کدام بازی قوی است و باور کنید که صمیمانه و بدون تعصب می‌گویم که Lords of the Fallen بدون هر گونه اغراق، یکی از برترین نقش‎آفرینی‌هایی است که در نسل هشتم عرضه شده است و با گرافیک فنی و هنری عالی، گیم‎پلی استوار و محکم، سیستم پاداش و جزای ریسکی، مبارزات کاملا جذاب، زره‌ها و تجهیزات بی‎نظیر و درجه سختی نسبتا بالا، موفق می‌شود تا کاملا شما را جذب و پای بازی میخکوب کند. صحبت از زره ها شد… باور  کنید همان طور که بارها و بارها گفته ام تا به امروز در هیچ عنوان نقش‌آفرینی از برترین‌ ها تا ضعیف‌ترین‌ ها، زره ها و تجهیزاتی با ابهت ‎تر، زیباتر و جذاب ‎تر از زره‎های Lords of the Fallen ندیده‎ ام. باور کنید که در بازی به قدری محو زره های زیبای آن می‌ شوید که هر چند دقیقه یک بار آن ها را عوض می ‎کنید تا از تنوع آن‎ ها لذت ببرید.  بازی حتی در بخش گرافیک و داستان و گیم پلی نیز کاملا موفق عمل کرده است و نکاتی دارد که واقعا تجربه آن را لذتبخش می کند. Lords of the Fallen در بخش گیم پلی حتی یکی از المان های اصلی سری سولز را نیز ارتقا داده است و آن را جذاب تر کرده و بازیباز را بیشتر به فکر وا می دارد. آن ها در بازی خود سیستم پاداش و جزایی را قرار داده‌اند که حمل کردن یا نکردن روح‌ ها با خودتان را برای شما تبدیل به یک دغدغه کنند. در بازی دارک سولز شما می‌دانید که اصلا نباید مقدار زیادی روح با خود حمل کنید و این اشتباه است، ولی در Lords of the Fallen علاوه بر این، می‌دانید که هر چقدر روح بیشتری همراهتان باشد هنگام مبارزات با دشمنان روح‌ های بسیار بیشتری را کسب می‌کنید و مثلا وقتی که مقدار زیادی از روح‌ ها همراهتان است شاید یک دشمن وقتی کشته می ‎شود دو یا ۳ برابر بیشتر به شما روح می ‎دهد و این برای شما تبدیل به یک چالش می ‎شود که آیا سریع روح‌ ها را خرج کنید و یا آن‎ ها را هنگام مبارزات همراه خود ببرید و کلی روح بیشتر بگیرید که این سیستم پاداش و جزا بازی را بسیار جذاب می ‎کند.

در بازی دارک سولز شما می‌دانید که اصلا نباید مقدار زیادی روح با خود حمل کنید و این اشتباه است، ولی در Lords of the Fallen علاوه بر این، می‌دانید که هر چقدر روح بیشتری همراهتان باشد هنگام مبارزات با دشمنان روح‌ های بسیار بیشتری را کسب می‌کنید و مثلا وقتی که مقدار زیادی از روح‌ ها همراهتان است شاید یک دشمن وقتی کشته می ‎شود دو یا ۳ برابر بیشتر به شما روح می ‎دهد و این برای شما تبدیل به یک چالش می ‎شود که آیا سریع روح‌ ها را خرج کنید و یا آن‎ ها را هنگام مبارزات همراه خود ببرید و کلی روح بیشتر بگیرید که این سیستم پاداش و جزا بازی را بسیار جذاب می ‎کند.

Lords of the Fallen بعد از انتشار با کج سلیقگی منتقدین یا به دلایلی دیگر که ما از آن خبر نداریم با امتیاز متای ۶۸/۱۰۰ به کار خود پایان داد تا یکی از عجیب ترین امتیازهای متای تاریخ در مورد یک بازی عالی رقم بخورد اما این امتیاز هرگز نمی تواند ناقض این باشد که Lords of the Fallen  یک انتخاب عالی برای دوستداران اکشن نقش آفرینی های چالش برانگیز است و ما اینجا در گیمفا چشممان را روی این بازی های عالی که به آنها ظلم شده است نمی بندیم و همه را برای شما معرفی می کنیم تا اگر احیانا به خاطر متا سراغشان نرفته اید بدانید که متای این بازی ها هرگز بیانگیز کیفیتشان نیست. باور کنید که یکی از عجیب ترین، بی معنی ترین و ناحق ترین امتیاز متا در تاریخ بازی های رایانه ای “از نظر بنده” مربوط به این بازی است. اگر Lords of the Fallen از سولز تقلید کرده باشد، قطعا Nioh هم همین کار را کرده است. چطور است که باید از آن به حق تحسین شود و Lords of the Fallen را بکوبند و له کنند. شک نکنید که این بازی هیچ چیزی در زمینه کیفیت از Nioh کمتر ندارد. من عاشق هر دو بازی هستم ولی بدون تعصب و بعد از تجربه چندین باره هر دو آن ها می گویم Lords of the Fallen و Nioh نه از هم قویترند و نه ضعیفتر. خیلی بی‌انصافی است که یک بازی به حق خود نرسد و با آن طوری که باید، برخورد نشود. بازی که ضعیف است باید نقد شود و ایراداتش گفته شود و امتیاز هم از آن کسر گردد و بر عکس عنوانی که قوی وقدرتمند است هم بایستی نقد شود و به حق خود که امتیازات عالی است برسد، ولی صحیح نیست که عنوانی خوب و زیبا بیش از حد سختگیرانه و متفاوت با دیگر بازی‌ها نقد شود و به دلایل نه چندان حرفه‎ای یا به دلیل این که مثلا سازندگان آن بازی‎های بزرگی در آن سبک نساخته‎اند و نامشان چندان پرآوازه نیست، امتیاز آن کسر گردد. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که Underrated قلمداد می شوند، یاد کنیم، بایستی از Lords of the Fallen نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها” در جایگاه دوم قرار می گیرد. باید بگویم کمترین لیاقتی که بازی Lords of the Fallen دارد این است که جای اعداد امتیاز متای آن برعکس شوند، زیرا که این کمترین حقی است که این اکشن نقش آفرینی زیبا و قدرتمند دارد. اوضاع در صنعت گیم انگار برعکس است، البته برعکس که چه عرض کنم، زیرا تقریبا در همه دنیا و همه حوزه ها همین بی عدالتی و چربیدن قدرت و پول بر ضعیف تر ها وجود دارد.

۱ – Darksiders III

Darksiders III

سازنده بازی:  Gunfire Games

ناشر بازی: THQ Nordic

ژانر:  Action-Adventure RPG

پلتفرم های مقصد: PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows

سال انتشار:  ۲۰۱۸

امتیاز متا:  ۶۴/۱۰۰

چند ماه قبل این جایگاه برای لردز او فالن بود ولی بعد از عرضه Darksiders III و بی رحمی عجیب منتقدین در قبال این بازی معرکه، قطعا باید از این بازی به عنوان رتبه اول Underrated ترین در تاریخ بازی ها نام ببرم. لااقل لردز او فالن ۶۸ و ۷۰ شد، ولی Darksiders III را دیگر واقعا منتقدین شورش را در اوردند و افتضاح به بار اوردند با این سطح از ناحقی و بی انصافی. دیگر اصلا کسی به بازی کار ندارد. بازی را ۲۰ قسمت می کنند و جدا جدا بخش های مختلفش را می کوبند و نمره را پرت می کنند توی صورت سازنده بازی. بگذارید تا در ابتدا مثل همه شماره های لیست، با معرفی این بازی شروع کنیم. بازی Darksiders III عنوانیست در ژانر اکشن ماجرایی و نقش آفرینی که توسط Gunfire Games ساخته شد و در سال ۲۰۱۸ توسط کمپانی THQ Nordic برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One و Microsoft Windows منتشر گردید. واقعا باید بگویم تیم سازنده بازی سوم در استودیو گان‌فایر گیمز که در واقع از تعداد خیلی زیادی از کارکنان سابق این استودیوی تعطیل شده هستند و قبلا بر روی نسخه اول و دوم کار کرده اند، به خوبی توانسته اند از پس ساخت یکی از مورد انتظار ترین بازی های سال که بسیاری از بازیبازان چشم به انتشار آن داشتند بر آیند و یک بازی عالی را عرضه نمایند که کاملا ارزش بازی کردن و وقت گذاشتن را داراست و قطعا چه طرفدار این سری باشید و چه تنها دنبال یک اکشن ماجرایی با المان های نقش آفرینی و مبارزات هک اند اسلش عالی هستید، از بازی کردن Darksiders III خیلی کیف خواهید کرد.

یعنی اصلا همین حرکت و اینطور زیبا جاخالی دادن و صحنه آهسته شدن و یک ضد حمله عالی زدن می تواند برای عنوانی با نمره ۶ باشد؟ یعنی بازی با نمره ۶ اینقدر مبارزاتش خفن و جذاب است و دقیق و چالش برانگیز است؟

اگر بخواهم بهترین جمله را به طور خلاصه در مورد Darksiders III بگویم این است که ” Darksiders III بهترین و لذتبخش ترین ترکیب ممکن از بازی اول و دوم سری است که چندین ساعت با گیم پلی جذاب، مبارزات چالش برانگیز، سلاح ها و Hollow های بسیار جذاب فیوری و دنیای پیچیده و پر از رمز و رازش شما را سرگرم می کند.” Darksiders III عنوانی بود که خیلی حیف شد و خیلی در حقش بی مهری صورت گرفت و از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود تقدیر نشد و نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۶۴/۱۰۰ به کار خود پایان داد که جدا نمره ناحقی است آن هم در حالی که شاهد یک هک اند اسلش و اکشن ماجرایی و نقش آفرینی بسیار خاص و خوش ساخت و جذاب هستیم. وقتی نمرات بازی Darksiders III منتشر شد من مثل کسی که هنگ کرده باشد همین طور خیره شده بودم و از تعجب دهانم باز مانده بود! به خدا قسم خیلی خیلی واضح است که کیفیت Darksiders III ار هر دو بازی قبلی سری بهتر است و اکثریت افرادی که آن را بازی کرده اند نیز چنین نظری دارند و این را تایید می کنند. نسخه سوم ترکیبی عالی از دو بازی اول و دوم با چالش خیلی بیشتر و سخت تر شدن مبارزات است.

وقتی نمرات بازی Darksiders III منتشر شد من مثل کسی که هنگ کرده باشد همین طور خیره شده بودم و از تعجب دهانم باز مانده بود! به خدا قسم خیلی خیلی واضح است که کیفیت Darksiders III ار هر دو بازی قبلی سری بهتر است و اکثریت افرادی که آن را بازی کرده اند نیز چنین نظری دارند و این را تایید می کنند. نسخه سوم ترکیبی عالی از دو بازی اول و دوم با چالش خیلی بیشتر و سخت تر شدن مبارزات است.

یعنی می توان گفت که تقریبا از همه نظر این بازی پیشرفت کرده است و در بدترین حالت حقش همان نمره دو بازی قبل است اما آن نمه ها کجا و ۶۴ کجا. خواهش می کنم گول نمرات Darksiders III را نخورید و خودتان را از تجربه آن محروم نکنید، هر چند که می دانم عاقل تر از این حرف ها هستید و خوشبختانه انگار دارد کم کم گول خوردن بازیبازان کشورمان از امتیاز متای یک بازی کمتر می شود و خیلی هوشیارتر شده ایم مخصوصا با تعداد زیاد سایت های عجیب و غریب که به متا راه پیدا کرده اند و هر چه دلشان می خواهند می گویند و هر نمره ای که می خواهند می دهند و توضیحش را هم نمی دهند که چرا؟ وقتی که Darksiders III را بازی کنید به نمرات آن خواهید خندید. بدجور هم خواهید خندید و شاید هم باید گریه کرد! روز به روز نمرات بازی ها دارند عجیب تر و ناعادلانه تر می شوند و البته برخی شرکت ها مصون هستند و انگار یک هاله مقدس دورشان است و همیشه ۹۷ و ۱۰۰ می شوند حتی با دنیایی از مثلا مشکلات فنی و باگ، اما یک بازی دیگر با همان مشکلات فنی و باگ، کلی نمره از آن کم می شود. موضوع بالا گرفتن نمره برای باز های شاهکار و عالی و گذشت از ایرداتشان نیست زیرا این خیلی هم خوب است، بلکه مشکل ثابت نبودن و عادل نبودن معیار و مقیاس برای سنجش دو بازی است. در واقع عیبی ندارد که یک بازی عالی کلی نمره اش بالا شود و از عیب هایش بگذریم و به آن ۱۰ بدهیم، ولی باید برای بازی دیگر نیز مقداری عادلانه تر رفتار کنیم برای همان عیب هایی که در بازی قبلی ندید گرفتیم. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی که به نوعی در حقشان اجحاف شده یاد کنیم، کاملا منطقی است اگر از Darksiders III در صدر این لیست نام ببریم و واقعا شایسته است اگر بگوییم Darksiders III تبدیل به Underrated ترین بازی تاریخ شده است.

 

1
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • Gerdoo365 گفت:

    سلام. مقاله بسیار خوبی بود. از شما تشکر میکنم که از تجربیات خود نهایت استفاده را نمودید و این بازیهای خوب را به کاربران سایت معرفی کردید که گوشه چشمی به آنها برای آینده داشته باشیم. راستش من یک پیشنهاد دارم.:
    «لطفا بازیهایی که به نظر شما بیشتر از استحقاقشان نمره گرفته اند را نیز در مقاله ای مثل این دو مقاله معرفی کنید تا بدانیم چه بازیهایی هستند.»
    من دو درخواست از شما دارم :
    ۱) لطفا سیو کامل بازیهایی که انجام میدهید برای دانلود قرار دهید. ترجیحا نسخه کامپیوتر.
    ۲) لطفا از بازی کردن خودتان فیلم بگیرید و برای دانلود قرار دهید. مطمعنا فیلم بازی کردن آدم با تجربه و با سابقه ای مثل شما خیلی جذاب است.
    ممنون از زحمات شما.

    0
    0
    • farshadx گفت:

      قبلآ یه همچین فایلی داشتم
      یادش بخیر هر بازیی که تموم میکردم سیو بازیو بر میداشتم
      pc که عوض کردم همه اش رفت که رفت
      الآ بازیهای جدید پیدا کردن فایل سیو خودش یه مشکله البته نکه نشه پیدا کرد ولی سخته
      به نظرم همه کسایی که اینجان میتونن از بازیشون فیلم بگیرن و بفرستن و گلچینش رو دوستان تدوین کنن و بزارن همه ببینیم

      0
      0
  • Novasa2 گفت:

    اون بازیایی که برای پلتفرم پی سی بودو اکثرا من تجربه کردم…از اینکه تو این لیست بودن خ تعجب کردم..چون به حق عالی بودن..نمیگم خالی از ایراد چون هیچ بازی بدون ایراد نیست…شخصا لرد آف فالنو تجربه نکرده بودم و دارم دانش میکنم…تو این لیست ولی یکی دوتا بازیو ذکر نکردید..یکی.kane and lynch dead men که تو متا نامردی روزگار بود ولی من کلا با متا کاری ندارم..یکیم سری استارکرفت که داستان بازیش تقریبا با ی چیزی مثه ارباب حلقه ها برابری میکنه لعنتی..یکیم بازی اوری بلایند فارست که واقعا من باهاش انس گرفتم

    0
    0
  • UNCLE.HITLER گفت:

    من که اصلا باورم نمیشه یه castelvanai 2 نمره ۶۳ دادن نامردا !!!!! . من اونو رو ps3 سال ها پیش بازی کردم و یکی از برترین بازهای عمرمه یعنی نفقط رو ps4 بلکه حتی در بین بازی های ps4 که داشتم و pc !!!!! امیدوارم این نقد های کورکورانه منتقدا مال سال های پیش باشه و تجربه از این خرابکاریهاشون کسب کرده باشن

    0
    0