روزی روزگاری: نقد نسخه‌ی اول Devil May Cry؛ سرآغاز یک افسانه

31 شهریور 1400 - 18:00

“به عمارت بزرگ و خالی از سکنه‌ای که در آن قرار داری می‌نگری. از خود می‌پرسی: آیا می‌توانم به آن زن اعتماد کنم؟ چگونه از سیر و پیاز زندگی من خبر دارد؟ اگر نقشه‌ی شومی در سر می‌پروراند چه؟
دودل می‌شوی و اندکی شک در دلت رخنه می‌کند؛ اما هیچ چیز جلودارت نیست، چرا که یاد هدف و انگیزه‌‌ی اصلی خودت از این سفر می‌افتی؛ یاد این‌که، کسی که جان مادر و برادرت را گرفته، باید تقاص پس دهد. به ناچار باید به آن زن مرموز و عجیب اعتماد کنی. عزم خود را جزم می‌کنی و دست به سوی شمشیر جادویی‌ات می‌بری تا با آن به سمت هیولاها و کابوس‌های پیش رو در مسیرت هجوم آوری و آن‌ها را نابود سازی‌. باید هرجور شده جواب سوالاتت را پیدا کنی، اما می‌دانی که سفر سختی در انتظارت است. سفری که بعد از آن، شاید دیگر آن دانته‌ی سابق نباشی …”

اگر بازی Doom را آغازگر سبک اکشن اول شخش و سری متال گیر را خالق و پیش‌برنده‌ی سبک مخفی کاری بدانیم، احتمالا با بنده هم عقیده باشید که Devil May Cry هم پی‌ریز اصلی سبک هک اند اسلش امروزی محسوب می‌شود و این سبک بعد از عرضه‌ی این بازی بود که به معنای امروزی خود شناخته شد و نام خالق این سری یعنی Hideki Kamiya را هم بر سر زبان‌ها انداخت و ماندگار ساخت.
نسخه‌ی اول دویل می کرای ترکیب و معجون جادویی و بی‌نظیری را تشکیل داد، ترکیبی از اسلحه‌های گرم و شمشیرهای جذاب و فوق العاده خوش دست، موسیقی‌هایی بی‌نظیر و پرهیجان به همراه دشمنانی قدرتمند که نیاز به استراتژی‌های درست و فکر شده برای مبارزه داشته باشند‌
با ما همراه باشید تا به بررسی و تجزیه و تحلیل بخش‌های مختلف این بازی شاهکار و تاریخ‌ساز بپردازیم.

دوستان عزیز به دلیل این‌که نسخه‌ی اول دویل می کرای خیلی قدیمی شده، اگر قرار بود از خود بازی عکس قرار دهم، واقعا عکس‌های کیفیت پایینی می‌شدند و کیفیت بصری مقاله‌ پایین می‌آمد. لذا تصمیم گرفتم اکثر عکس‌های مقاله را به تصاویری جذاب از دانته اختصاص دهم.

گیم‌پلی:
عموما کسی که به سراغ یکی از نسخه‌های این سری می‌آید، بیشتر از هرچیزی به دنبال تجربه‌ی مبارزاتی خفن و لذت‌بخش و متنوع بوده و این بخش یعنی گیم‌پلی، در این بازی و در کل این سری، جایگاه والاتر و مهم‌تری را به خود اختصاص داده و به همین دلیل، نقد امروزمان را با همین مورد مهم آغاز می‌کنیم‌.
خب اول از همه از تنوع دشمنان صحبت کنیم‌. بازی به گونه‌ای است که شما هرگز احساس نمی‌کنید که نوع خاصی از دشمنان برای شما تکراری شده‌اند و از مبارزه با آن‌ها دیگر لذت نخواهید برد. بازی سرجمع ۲۰ مرحله دارد و حدودا هر چهار_پنج مرحله‌ای یکبار شما با یکی دو دشمن جدید مواجه خواهید شد که واقعا برای آن زمان خیلی خیلی زیاد و خوب محسوب می‌شده و از این نظر بازی عالی است.
برویم سراغ طراحی باس فایت‌ها. باید بگویم نام عناوین میازاکی و دارک سولز بد در رفته! چرا که باس‌فایت‌های این بازی واقعا مشکل‌ساز و سخت هستند و کنترل بازی خیلی خیلی سخت‌تر از کنترل راحت و سر راست بازی‌های امروزی است و مثلا برای یک dodge و جاخالی معمولی باید ۳ ۴ تا دکمه را همزمان فشرده باشید (البته این موضوع برای آن زمان و با امکانات آن دوره، ابدا نکته‌ای منفی نبوده و بنده صرفا از حیث چالش‌برانگیز بودن خدمتتان عرض می‌کنم).
برای فرار از دست ضربات سنگین و مهلک باس‌های این بازی، دو راه بیشتر در اختیار ندارید: یا جاخالی دهید و یا این‌که به بالا بپرید! که البته شخصا در این سری پریدن را بیشتر ترجیح میدم، چرا که اولا در عین حال که می‌پرید، شما یک فرصت برای ضربه زدن به دشمن‌ هم دارید که خود فرصت خیلی خوب و ارزشمندی است و دوم هم این‌که جاخالی دادن در نسخه‌های اولیه این سری، خیلی خیلی فرایند طاقت‌فرسایی است و باید همزمان دکمه‌ی R1 و دایره را فشرده و دانته را به سمت چپ و یا راست هدایت کنید تا تازه دانته جان بیاید و غلت بزند! البته مجددا تاکید کنم که این‌ها را اصلا و ابدا به عنوان نکته‌ی منفی در نظر نخواهیم گرفت و مقتضیات زمان عرضه‌ی بازی بوده‌اند (و بعدها هم در نسخه‌ی سوم وضعیت جاخالی دادن بسیار بهبود یافت چرا که یکی از چهار استایل بازی، کاملا مختص به این قابلیت بود و به راحتی با دکمه‌ی دایره می‌توانستید این عمل را انجام دهید). نکته‌ی مهم در این قسمت مقاله البته، همان بحث چالش برانگیز بودن باس‌های بازی بود که در واقع شما با عناوینی مثل هک اند اسلش‌های امروزی طرف نبودید که بتوانید با چشم بسته فشردن چندتا دکمه، پشت سر هم و بدون استراتژی و فکر، به راحتی باس‌ها را شکست دهید و تازه جالب است بدانید محدودیت‌هایی هم برای تعداد مراتب کشته شدن دانته برای شما وجود داشت و اگر آیتم yellow orb شما تمام می‌شد، بایستی به آخرین سیو خود برگردید و در واقع دیگر امکان بهره‌گیری از چک پوینت و دوباره زنده شدن در آخرین محل، برایتان وجود نداشت. بیایید یکم بیشتر این آیتم را توضیح دهیم.

در نسخه‌های سوم به بعد سری دویل می کرای (و حتی نسخه‌ی ریبوت ساخته شده توسط نینجا تئوری) یک آیتم زرد رنگ کاربردی و البته بسیار کم‌یاب وجود دارد به اسم gold orb و به این صورت است که اگر شما در وسط میدان مبارزه، مثلا در هنگام مبارزه با باس‌های بازی، شکست بخورید و خط سلامتی‌تان کاملا به اتمام برسد، با استفاده از این آیتم می‌توانید مجددا به ادامه‌ی مبارزه برگردید و شانس برنده شدن خودتان را افزایش دهید (چیزی عینا شبیه به resurrect stone در نسخه‌ی ریبوت گاد او وار). حالا ولی در نسخه‌ی اول دویل می کرای (و یک حالت خاص و غیرمعمول در دویل می کرای ۳ که ذکرش از حوصله‌ی این مطلب خارج است) قضیه فرق می‌کند. در این بازی حتی استفاده از چک پوینت‌‌ها هم رایگان نیست و تنها کاری که این آیتم برای شما انجام می‌دهد، این است که می‌گذارد پس از شکست در میدان مبارزه، دوباره در آخرین اتاق نزدیک به آن محل زنده شوید و در واقع اگر موجودی این آیتم شما به اتمام رسیده بود، پس از شکست مجبور بودید مرحله را از ابتدا آغاز کنید که انصافا خیلی حالت دشواری بود و استرس خیلی فراوان‌تری به بازیکن القا می‌کرد‌‌. البته باتوجه به کوتاه بودن مدت زمان مراحل این نسخه، مقدار وضعیت از حالت بحرانی خارج می‌شد و بیشتر یک نقطه‌ی قوت برای این بازی محسوب می‌شد که نتیجه‌ی همین موارد بالا باعث شد تا سال‌ها از این بازی به عنوان یک هک اند اسلش چالش برانگیز و هاردکور یاد کنند.
تنوع سلاح‌های بازی (مثل همه‌‌ی عناوین فوق‌العاده‌ی سری دویل می کرای) عالی است و در طول بازی، مدام سلاح‌های جدیدی در اختیار شما قرار خواهد گرفت که خود انگیزه‌ و کشش بی‌نظیری برای ادامه دادن و پیش رفتن در بازی محسوب می‌شوند. از شمشیرهای خوش‌‌دست بازی گرفته تا دستکش‌های قدرتمند آتشین، کلت‌های سریع و شات‌گان و … که جذابیت مبارزات بازی را دو چندان می‌کنند‌‌‌. نقطه‌ی قابل توجه در این بازی، بالانس بسیار عالی بین سلاح‌های گرم و سلاح‌های سرد در این عنوان است به طوری که شما تمایل دارید تا از هر دو نوع سلاح موجود استفاده کنید، یعنی نه این جور است که شما از اول تا آخر بازی را با شمشیر و سایر سلاح‌های سرد بروید که بازی با دیگر هک اند اسلش‌های موجود تفاوتی نداشته باشد، و نه هم به شکلی است که فقط و فقط از سلاح‌های گرم استفاده کنید و با بی‌نهایت بودن تیر این اسلحه‌ها، عطش کم‌مهماتی خود از سری رزیدنت ایول را در این بازی تلافی کنید!
منتها یک نکته‌ی منفی این وسط وجود دارد و آن هم تفاوت زیاد و قابل توجه قدرت خود سلاح‌های گرم بازی‌ است، به این معنی که شات‌گان که اسلحه‌ی دوم بازی است، به مراتب از اسلحه‌های اول دانته یعنی دوتا کلت آن، قوی‌تر است و شما بعد از گرفتن شات‌گان دیگر محال است تمایلی به استفاده از دو کلت داشته باشد. ماجرا بعد از دریافت اسلحه‌ی سوم بازی یعنی grenade launcher بدتر می‌شود و این سلاح به قدری قوی است که حقیقتا دو اسلحه‌ی قبلی باید جلویش لنگ بیندازند!
موضوع وقتی بدتر می‌شود که بدانید شما در آن واحد فقط یک اسلحه‌ی گرم و یک اسلحه‌ی نزدیک‌زن در اختیار دارید و مثلا اگر بخواهید بین شات‌گان و کلت سوییچ کنید، باید وسط مبارزه وارد منوی بازی شوید و از بخش inventory این جور تغییرات را اعمال کنید (خوشبختانه این مشکل در نسخه‌های بعدی برطرف شد و مثلا در نسخه‌ی سوم شما همزمان دو سلاح گرم و دو سلاح سرد می‌توانستید حمل کنید و سوییچ بین آن دوتا هم بسیار راحت بود).

در عمارت بزرگ و پهناور بازی (که شباهت‌هایی هم به آن عمارت ترسناک و مخوف نسخه‌ی اول رزیدنت ایول دارد) می‌توانید یک مجسمه‌ی بزرگ پیدا کنید و در آن‌جا سلاح‌های مختلف دانته را ارتقا ببخشید و آیتم‌های مختلفی (شامل orb‌های موجود با قابلیت‌ها و مزایای متفاوت) خریداری کنید. اولین نکته‌ی جالب در این بخش، این است که بعد از خرید هر orb، قیمت آن افزایش پیدا می‌کند که باعث می‌شود شما مجبور شوید خیلی هوشمندانه و حساب شده از این آیتم‌ها استفاده کنید و بازی برای شما به اصطلاح عین کیک و حلوا نشود تا راحت به سلاخی دشمنان بپردازید! نکته‌ی دیگر، تنوع بی‌نظیر کامبوهای اسلحه‌های دانته است. برای تمامی سلاح‌های دانته کلی فوت و فن خفن و جذاب وجود دارد که متاسفانه عموما در ابتدا در دسترس نیستند و شما با جمع‌آوری orbهای قرمز باید به تدریج آن‌ها را با قیمت گزاف! خریداری نمایید. جالب است بدانید که خیلی از این کامبوها در نسخه‌های بعدی سری هم دیده می‌شوند؛ برای مثال به کامبوی Stinger اشاره می‌کنم که برای حمله به دشمنانی که با فاصله نسبت به شما قرار دارند، مناسب است و شما این کامبو را در نسخه‌ی سوم و حتی نسخه‌ی ریبوت هم خواهید دید. در فضای خارج و نزدیک به این مجسمه، یک موسیقی و ساندترک بی‌نظیر پخش می‌شود که واقعا از بس زیبا و دوست‌داشتنی بود، دلم می‌خواست فقط برای چند دقیقه کنترلر را کنار بگذارم و به آن‌ گوش فرا دهم‌.
یکی دیگر از قابلیت‌های دانته در این نسخه، Devil Time Gauge است که در واقع باعث فعال سازی بعد شیطانی دانته می‌شود (می‌دانید دانته نیمه شیطان، نیمه انسان است _ این قدرت هم از پدر او یعنی Sparda به دانته به ارث رسیده و منشا داستانی فعال شدن این قابلیت هم به نسخه‌ی سوم این سری که پیش‌درآمدی برای نسخه‌ی اول است بازمی‌گردد و خب چون اسپیول است، آن را برای شما بازگو نمی‌کنیم). موقع فعال سازی این قابلیت، قدرت و سرعت دانته به حد قابل توجهی افزایش می‌یابد و جالب است که این قدرت برای شمشیر دوم دانته یعنی Alastor و دستکش‌های آتشین وی یعنی Ifirit، ویژگی‌های متفاوتی دارد که مختص خود آن سلاح هستند که خود این مورد نکته‌ی بسیار مثبتی برای بازی محسوب می‌شده. هنگام استفاده از دستکش‌ها، بهره‌گیری از این قابلیت باعث می‌شود که به تدریج خط سلامتی دانته پر گردد که این مسئله یک استراتژی و تاکتیک مهم در مبارزات به حساب می‌آید و استفاده‌ی هوشمندانه از آن، می‌تواند ضامن برنده شدن شما باشد.
در بازی یک سری side mission و مرحله‌ی فرعی هم وجود دارد که البته بیشتر حالت چلنج دارند و مثلا بازی به شما دستور می‌دهد که در مدت زمانی محدود، تعداد خاصی از یک نوع دشمن را در مکانی خاص از پای درآورید.
اشاره کردیم که قیمت خرید چه برای کامبوها چه برای آیتم‌ها در فروشگاه بازی زیاد است. یکی از راه‌های به دست آوردن پول در بازی که به شکل red orb وجود دارد، کشتن دشمنان بود و نکته‌ی جالب این بود که در بازی وقتی به اتاق‌های قبلی باز می‌گشتید، دشمنان زنده می‌شدند و می‌توانستید به این طریق، به فارم کردن red orb بپردازید (دارک سولز بازاش کجان؟!).
در بازی blue orb هم وجود داشت که جمع کردن ۴ تا از آن‌ها، باعث افزایش ظرفیت و مخزن سلامتی دانته می‌شد، این آیتم را هم علاوه بر خرید مستقیم در فروشگاه بازی، می‌توانستید یکی در side missionها پیدا کنید که به آن اشاره کردیم، و یا در یک سری مناطق مخفی و نسبتا دور از دسترس در بازی.

زاویه‌ی دوربین بازی خیلی خیلی بهتر از آن بازی‌های دوربین ثابت و ایزومتریک نسل پنجم و ششم کار شده و جهش بزرگ و عالی برای عناوین سه بعدی محسوب شده منتها در محیط برخی باس‌ها یک سری وسایل مثل ستون‌های متعدد جلوی روی شما قرار می‌گیرند و دیدن شما را با مشکل مواجه می‌سازند که البته تعدادشان هم خوشبختانه چندان زیاد نیست.

گرافیک:

اگر نسخه‌های اولیه‌ی رزیدنت ایول را تجربه کرده باشید، به شباهت غیر قابل توصیفی بین آن‌ها و بازی اول Devil May Cry پی خواهید برد. نسخه‌ی اولیه‌ی هردو سری در یک عمارت بزرگ، مرموز و عجیب و غریب روایت می‌شود که رازهای زیادی پشت پرده‌ی خود جای داده و البته موانع و راه‌های مخفی زیادی را هم در بر می‌گیرد.
طراحی این بازی در زمان خودش جزو بهترین و سرآمدترین‌ها محسوب می‌شده و زمانی که بازی‌های سه بعدی تازه داشتند کم کم باب می‌شدند، یکی از بهترین جلوه‌های بصری ممکن در آن زمان را به تصویر کشیده است.
همان‌گونه که در بخش گیم‌پلی هم ذکر شد، بازی از تنوع خیلی خوبی در زمینه‌ی باس‌ها و دشمنان معمولی برخوردار است و باید گفت که این دشمنان و باس‌ها از کیفیت بصری خیلی خوبی (باتوجه به استانداردهای ۲۰ سال پیش) برخوردار بوده‌اند. البته بازی یک باس فایت کریه عنکبوتی شکل دارد که چندین بار هم با او مواجه خواهید شد که به دلیل وجود مواد مذاب بر روی جسم زخمت خود تجهیزات و امکانات بیشتر و مدرن‌تری برای نمایش بی‌نقص از خود نیاز داشته و شاید از سایر دشمنان یک مقدار با کیفیت کمتری جلوه دهد. با این حال بازی از زمینه‌ی گرافیکی چه برای طراحی دشمنان، چه برای فضا سازی و محیط و چه در خصوص کیفیت تکسچرها و قیافه‌ی صورت شخصیت‌ها و … نمره‌ی کامل را می‌گیرد و حرف و حدیثی در این زمینه باقی نمی‌گذارد.
بازی سرجمع حدود ۴۵ دقیقه کات‌سین دارد که همگی بسیار بسیار زیبا و عالی هستند و البته حالت سینمایی هم ندارند (مثل نسخه‌های اولیه سری گاد او وار و پرنس او پرشیا).
طراحی هنری مناطق بازی واقعا شگفت‌انگیز کار شده و برای مثال، به یک کشتی بزرگ در بازی اشاره می‌کنم که محل برخورد و مبارزه با یکی از باس‌‌های پهناور و عظیم بازی بود. رندر کردن همچین مواردی در پلی استیشن ۲ آن زمان‌ها، واقعا کار خارق‌العاده‌ای بوده و نشان از کیفیت و بزرگی شرکت کپ‌کام و شینجی میکامی و دیگر دست‌اندرکاران این بازی بزرگ دارد.

داستان:
مقدمه‌ی مقاله را با توضیحات مختصری از داستان این بازی آغاز کردیم. در کل می‌توان سری دویل می کرای را از نظر داستانی، به یک پازل بزرگ تشبیه کرد که قطعات مختلف آن کم کم در آن جای می‌گیرند (به جز نسخه‌ی دوم که از همه نظر، من جمله داستانی چیز جدید و چندان مهمی به سری اضافه نکرد). قطعات این پازل نسخه به نسخه تکمیل شده‌ و ما وقتی از دور به آن نگاه می‌کنیم، شاهد عظمت و ارزش واقعی آن خواهیم بود.
داستان نسخه‌ی اول خیلی جذاب و مرموز آغاز می‌شود و در حدی هست که بازیکن را تا آخر پای بازی نگه دارد تا پرده از راز ماجراهای شک برانگیز بازی بردارد. منتها از نظر شخصیت پردازی و دیالوگ و … بازی یک مقدار (حداقل به نسبت نسخه‌‌های سوم و چهارم) کمبود دارد و در ده قسمت میانی بازی هم کلا خبری از کات‌سین و روایت نبود و صرفا به دلیل گیم‌پلی بازی را دنبال می‌کردید که البته برای این بازی و در آن زمان، اصلا نقطه‌ی ضعفی هم به حساب نمی‌آمده.
در یک جمع بندی کلی بخواهم داستان بازی را نقد کنم، باید بگویم از نظر پایه‌گذاری یک داستان، واقعا عالی عمل کرده بوده و بذر بسیار خوب و پرپتانسیلی را در زمین صنعت گیم کاشته است، منتها ما ثمرات و حاصل این بذر را در نسخه‌های سوم به بعد مشاهده کردیم و داستان تبدیل به یکی از نقاط قوت اصلی آن نسخه‌ها بدل گشت.

صداگذاری:
ساندترک همیشه نقطه‌ی قوت سری دویل می کرای بوده و خواهد بود. بازی معمولا در سکوت به سر می‌برد تا این‌که هیولاها و demonها به سمت شما و دانته هجوم می‌آورند‌. موسیقی بازی ناگهان شروع به پخش می‌کند و هیجان و استرس شما را چندین و چند لول بالاتر می‌برد.
ساندترک بازی تشکیل شده از موسیقی‌های راک و موسیقی‌هایی که با گیتار نواخته می‌شوند و البته همان‌طور که قبلا هم اشاره کردم، بازی یک سری موسیقی آرام هم دارد که یکی از آن‌ها در اطراف مجسمه‌ی shop بازی پخش می‌شود که محال است از آن خوشتان نیاید و از شنیدنش لذت نبرید.
صداگذاری شخصیت‌های بازی هم خیلی خوب کار شده و از همه بهتر هم، صداگذار کرکتر دانته است که کاملا مناسب با یک شخص بزن بهادر و شجاع و نترس است و جذابیت این شخصیت دوست داشتنی را دو چندان می‌نمود. البته همان‌جور که در بخش مربوط به داستان گفتم، بازی از مشکل کمبود دیالوگ رنج می‌برد و واقعا حرف‌های خیلی خیلی کمی در بازی رد و بدل می‌شود و کات‌سین زیادی هم وجود دارند که زیاد با شخصیت‌هایی جز دانته اخت بگیرید و با آن‌ها آشنا شوید.

جمع‌بندی:
بازی دویل می کرای، در ابتدا قرار بوده که نسخه‌ی جدیدی از سری رزیدنت ایول باشد ولی خب خوشبختانه این اتفاق نیفتاد و یک سری کاملا جدید و متفاوت پدید آمد. سری فوق‌العاده‌ای که شخصیت اصلی جذاب و دوست داشتنی‌اش هم از تفنگ استفاده می‌کند و هم از سلاح سرد، نه کاملا ژاپنی است و نه تمی تماما غربی دارد. در تمام زمینه‌ها، چه گیم‌پلی، چه گرافیک و چه صدا‌گذاری و داستان، عالی کار کرده و پیش‌رو و آغازگر یکی از بهترین فرنچایزهای کل صنعت گیم شده است و تا همیشه افتخاری برای کپکام محسوب خواهد شد و هواداران آن هم، همیشه چشم انتظار عرضه‌ی نسخه‌های جدید برای آن هستند.

سخن آخر:
بین جوامع مختلف گیمینگ، یک بحثی که خیلی اوقات وجود دارد، این است که دانته برتر است یا کریتوس؟ و کدام فرنچایز بین دویل می کرای و گاد او وار، از ارزش و اعتبار بالاتری برخوردار است؟

بیایید این صحبت را مورد بررسی و کنکاش قرار دهیم. نسخه‌های اولیه گاد او وار به چه نوع موسیقی‌ای احتیاج داشتند؟ به موسیقی‌هایی حماسی و epic.
نسخه‌های مختلف دویل می کرای چطور؟ بدون شک سبک راک مناسب‌ترین سبک موسیقی برای بازی بود.
و همگی می‌دانیم هر دو بازی بهترین موسیقی‌های دو سبک بالا را در خود جای داده‌اند و در این زمینه هیچ نقصی به هیچ کدامشان وارد نیست.

از نظر صداگذاری شخصیت‌های کریتوس و دانته موضوع را بررسی کنیم. بله شخصا صدای گرفته و باابهت کریتوس را بیشتر می‌پسندم، ولی آیا اصلا همچین صداگذاری (که معمولا اکتش به صدایی فراموش نشدنی مبدل می‌شود) برای یک جوان موسفید مثل دانته قابل استفاده بوده؟ قطعا خیر!

از نظر شخصیت‌پردازی هم حکایت همین است. هر دو کرکتر یک جورهایی به دنبال انتقام هستند. منتها ماهیت داستان کریتوس کسی بود که عطش انتقام چشمانش را کور کرده است و او به جز گرفتن جان خدایان، چیز دیگری برایش اهمیت ندارد.
ولی دانته که جوان‌تر است و حالا طبق نسخه‌های مختلف در نظر می‌گیریم که علاوه بر نیمه‌ی شیطانی، یا یک نیمه‌ی انسانی دارد یا فرشته‌گونه و کسی است که به جز انتقام از Mundus که مادرش را به قتل رسانده، اهداف دیگری مثل نجات بشر را هم در سر می‌پروراند و اتفاقا همین اهداف انسانی هستند که یک جورهایی اختلافات دانته و برادرش را پدید می‌آورند.
از نظر گیم‌پلی و طراحی باس‌فایت‌ها هم که دیگر جای صحبتی باقی نمی‌ماند و همگی می‌دانیم هردو عنوان شاهکار هستند.
خلاصه بخواهم بگویم، گاد او وار و دویل می کرای، در کنار هم، بهترین عناوین هک اند اسلش تاریخ بازی‌های ویدیویی هستند و همگی در سبک و ژانر خود، به بی‌نظیرترین شکل ممکن عمل کرده‌اند و اگر طرفدار هر کدامشان باشید، مطمئن هستم که بهترین لحظات زندگی‌تان را در آن بازی و آن سری سپری کرده‌اید و هیچ بازی هک اند اسلش دیگری هم نمی‌تواند جای این دوتا سری شاهکار و بی‌نظیر را برایتان پر کند (مگر نسخه‌های جدیدی از خودشان!).

محمد کرامت‌ فرMoein MM2Shougo MakishimaAli Hassan nejadP.morganDARKSIRENdeathwingskanamematrix4221489AXEL STONEKurosSpider-Mah04FaridJavad62MonekyPlusAHM.GamerBookerneverdiesمعین سلیمانیMahyarMsmآرینmore
برچسب‌ها: ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • Adler گفت:

    بچه ها یک سوال دارم می‌دونم ربطی ندارد ولی لطفا جوابم را بدید
    من ماینکرافت تو ps4 دارم ولی هر وقت که یکم از بازی رو میبرم جلو یک دفعه دیگه نمیتونم به چیزی دست بزنم یا چیزی رو خراب کنم میشه بگید باید چکار کنم تا حالا چند بار شده

  • Ali984 گفت:

    با تشکر از آقای کرامت فر👍 این بازی یکی از اولین بازیهایی بود که تجربه کردم. واقعا زمان خودش بازی فوق العاده ای بود. البته به نظرم نسخه پنجم بهترین نسخه سری Devil May Cry هست و بعد از God of War 2018 بهترین بازی هک اند اسلش تاریخه‌.

  • be name pc گفت:

    یکی از شاهکارای نسل ۶ واقعا خوش حالم این فرانچایز خلق شد یکی این یکیم بایونتا از بهترینای هک اند اسلش نسخه ی سوم از همه ی قسمتاش زیباتر و قشنگ تر بود داستان دارک و فضاسازی و اتمسفر دارک گیم پلی و سیستم مبارزات بی نقص و گرافیک معرکه زمان خودش صداگذاری و موسیقی متنای شاهکار کاش برای نسخه ی پنجم هم تتسویا شیباتا رو می اوردن برای اهنگسازیش لول دیزاین و پازلا و معماهای بسیار سخت چی بود این فرانچایز

  • solid گفت:

    نقد عالی بود آقای کرامت فر میشه نسخه سوم رو هم نقد کنید

    • سلام دوستِ خوبم
      نسخه‌ی اصلی دویل می کرای ۳ قبلا توی سایت نقد شده
      ولی اگه عمری باقی بود نسخه‌ی ادیشن ویژه شو روی ps4 نقد میکنم⚘⚘❤
      ممنون از شما

      • solid گفت:

        ممنون آقای کرامت فر ولی اون نقد اصلا قابل مقایسه با نقد حرفه ای فعلا سایت نیست بیشتر حالت مقاله آموزشی برای گیم پلی dmc3 هست تا نقد اگر وقت داشتید لطفا نقد کنید خواهش

        • AXEL STONE گفت:

          اموزشی نیست یک یاداوری خاطرات هست نقد DMC3هم که موجوده…
          نقد واقعی و کامل بازی اینجاست: https://gamefa.com/wp-content/uploads/2021/09/IMG_20210922_192119_549.jpg

          • solid گفت:

            دوست عزیز منظور نقد بازی devil may cry 3 نه نقد آقای کرامت فر درباره dmc1 در کامنت کمی مشکل اومده بخاطر املا خودکار کیبورد گوشی
            شما اگر نقد dmc3 رو بخوانید متوجه منظور من میشید چون بیشتر از نیم مقاله از تحلیل مکانیک ها و استایل ها مبارزی دانته هستد تا نقد و همچنان هیچ نامی از شخصیت پردازی موسیقی و داستان نشده برای همین خاطر بازی devil may cry 3 دوباره نقد بشه امیدوارم منظور رو گرفته باشید

  • خیلی ممنون بابت نقد این masterpiece
    اون مقایسه اخرم خیلی جالب بود فقط یک bayonetta کم داشت بنظرم اگه یه مقاله واسه مقایسه dmc و god و bayonetta مینوشتین خیلی جالب میشد…واسه خودم بهترین ها اول dmc بعد bayonetta بعدم god

  • Truegamer گفت:

    همین چند وقت پیش نسخه hd remaster رو بازی کردم…
    باید بگم به نسبت قدیمی بودن بازی همچنان تجربه اش لذت بخشه من حتی بیشتر از بازیهای امروزی حال کردم باهاش..
    لعنتی کشتن باس هاش بیشتر از باس های دارک سولز استرس داشت
    قشنگ خیس عرق میشدم مخصوصا باس آخر بازی که باید نقطه ضعفشو پیدا میکردی..
    devil’s never cry

    • یه سوال
      من نسخه ۳ رو همون اصلیشو رو پیسی زدم، تغییرات گرافیکیش رو ریمستر چجوره؟

      • سلام دوست عزیز
        اولا بگم که دویل می کرای کلا یکی از بدترین پورت‌ها رو روی پی سی داشت و از ماوس پشتیبانی نمی کرد و کلا بازی کردنش یک چیز عذاب آوری بود!!!
        جدای از اون کیفیت بصری بازی هم خیلی پیشرفت کرده و رون تر هم شده ولی بافت‌ها خیلیی تفاوت زیادی نکردن ولی باز خوبه

      • AXEL STONE گفت:

        تغیر خاصی نداره متاسفانه و هزار افسوس ریمستر سازی کپکام هیچ قیمتی دارا نیست… یعنی توقع نداشته باشید که واقعا ریمستر بروزی باشه و از تغیر: تغیر داره نه که نداره اما اصلا چیز خاصی نیست.

    • بله دقیقا همین جورِ دوست عزیز
      واقعا باس‌هاش خیلی چالش برانگیز و سخت هستند
      اتفااقا بعضی از باس‌ها و مکان‌هاش کاملا یادآور سولز هستن برام
      مثل اون دوتا برادر تو دویل می کرای ۳ که وقتی کشتی شون شمشیر میشن
      خیلیی مثل ارنیستون و … بودن

  • کاش ریمیک کنن این سه گانه رو، فکرش بکنید با انجین غولی که کپکام داره سه گانه رو ریمیک کنه! ماشالا گیم پلیشونو هم اینقدر فوق العادست دست بهشون نزنه هم هیچ ایرادی نداره!
    نسخه ۱ رو من بخاطر خیلی قدیمی بودنش هیچوقت رغبت نکردم پلی بدم، افسوس میخورم چرا اینقدر دیر عاشق این فرنچایز شدم! سالها همه بهم پیشنهاد میکردن که آقا برادر من ، عزیز من، خو …… ی من😄 بشین dmc 3 و ۴ رو پلی بده😄 از فضاسازی بازی خوشم نمیومد حقیقتش، فکر نمیکردم بازی داستان چندانی داشته باشه، نسخه پنجم دیگه عاملی بود که منو مجبور کرد این فرنچایز رو شروع کنم و توی همون ۱ ساعت اول، من عاشق این بازی شدم و به یکی از ۵ بازی برتر نسل شد برام، دیگه بعدش با خجالت تو رو رفقا نگاه میکردیم😄 و دیگه بعدش dmc 4 و dmc 3
    نسخه پنجم رو هم برای بار سوم الان دارم پلی میدم و خیلی جالب بود که این مقاله مصادف شد باهاش و یکم درمورد این فرنچایز افسانه ای صحبت کنیم
    تشکر❤

    • AXEL STONE گفت:

      در مورد جمله ی اولتون خیلی لذت بردم راستش من خیلی توی این فکر هستم و حرف شما همان همان حرفای دلم بود.

      داداش نسخه DMC1 گرافیکش کمتر از نسخه ی DMC3 نیست اگر میتونید بگیرد حتما بازیش کنید و همچنین نسخه ی DMC2 اما نسخه ی DMC2 متاسفانه نقص و اشتباهات خودش را دارد اما اگر بتونید بازیش کنید در نهایت خیلی لذت میبرید چونکه باسهای بسیار خوب و لذت بخشی دارد👍😁💞
      خجالتی نداره داداش گلم راستش من خودم به شخصه با فرنچایز DEAD SPACE اینطوری بودم و چنین فکری در موردش داشتم اما متوجه شدم خدایی از نسخه اولش تا نسخه اخرش واقعا بازی بسیار خوبیه و داستانش واقعا شاهکار احساسی هست که باید شنیده بشه.

  • ShinjiMikami گفت:

    بهترین بازی هک اند اسلش خالص تاریخ
    هیچ شخصیتی در سبک هک اند اسلش مثل دانته و ورجیل نمیشه. اصلا از تیپ و قیافشون سبک هک اند اسلش مشخصه.
    Dmc 3 بهترین بازی عمرمه که تجربش کردم از همون پیتزا تا اون پایان غم انگیز شاهکار بود. بی نظیر بود. بی رقیب بود.
    اولین و بهترین تجربه ی من در بین همه ی بازیا DMC 3 هست. بازی که به شخصیت و حال و احوال خودم نزدیک میدونم. من با این و ایول ۴ چه خاطراتی دارم. به به
    امیدوارم نسخه ی ششمش بهترین باشه. دوست دارم شاهد دوباره ی فضای تاریک و خشن بازی باشم.

    • ShinjiMikami گفت:

      با مقایسه ی گاد و دویل هم موافق نیستم. گاد حماسی تره ولی دویل هک اند اسلش تره. برای من دویل می کرای بهترینه و رقیبی نداره. چه از نظر هک اند اسلش بودن چه تنوع سلاح ها و مبارزات و چه از نظر داستان غم انگیز و عالی و چه موسیقی های دث متال و هوی متال که اساس و پایه ی هک اند اسلش خالصه. حتی تیپ و قیافه و رفتارات ورجیل و دانته هک اند اسلش تره.
      گاد در بین هک اند اسلش های حماسی بهترینه. هرکدوم از این دو بازیا خوبیای بخصوص خودشون رو دارند. گاد بیشتر به سبک کسلوانیا نزدیک تره نه دویل می کرای.

    • AXEL STONE گفت:

      داداش گلم من با شما کاملا موافقم👍😁💞 راستش DMC برای بهتر شدن همیشه جا داشته و دارد چونکه اتمسفر و پتانسیل بسیار فراوانی دارد.

  • Avowed fan گفت:

    من ارپی جی فنم ولی این بازی خیلی خوشه در سبک خودش خودشم قسمت سوم و پنجمش 😍 خیلی دوسش دارم

  • nima- گفت:

    مگر میشه اسم Dmc بیاد و خاطرات شیرین من به یادم نیافته؟ از اولین بار که در عالم بچگی تجربش کردم و به نوعی به دنیای تخیل من یه شکل خاصی بخشید تا اخرین بار که با همون دانته خفن و خاص اما پیر تر داشتم پدر شیاطینو در می آوردم،جدا از اینکه افتخار پایه گذار یه سبکه برا خودش برای من حداقل یک شاهکار تلقی میشه در کنار بازیایی مثل بایوشاک و اکارنیا او تایم
    خیلی ممنون که این مقالرو نوشتید.

  • Farshidmc گفت:

    دیسک سه نسخه اش گرفتم
    بازی خوبیه

  • یک بازی قدیمی ولی عالی،بچه ها دقت کردین دانته یجورایی مثل لیانه؟

  • Farid گفت:

    لذت بردم از نقد
    تو وصف این بازی و یا به عبارتی نسل ششم میتونم بگم چیزی نبودن جز افسانه
    افسانه نبودن ولی واس کسی که اون نسل رو ندیده باشه چیزی از افسانه کم نداره
    .
    .
    خسته نباشید آقای کرامت فر

  • دستتون درد نکنه آقای کرامت فر بابت این نقد زیباتون🌹
    واقعا فرنچایز devil may cry یکی از بهترین هک اند اسلش های تاریخ است، نسخه 1 و 3 به نوعی در این سبک انقلابی ایجاد کرد، نسخه 5 و DMC هم یکی از بهترین دنباله ها و ریبوت های این فرنچایز بی‌نظیر کپکام هستند، با تشکر از گیمفا و آقای کرامت فر بابت نقد نسخه اول دویل می کرای 🌹🌹🌹

  • سلام خدمت دوستان نمی‌دونم چند نفر از شما دویل ۱ در زمان خودش تجربه کردین با نه ولی میتونم بگم به عنوان اولین نسخه شاهکار بود بعد از اون نسخه ۳ وبعد ۴ البته جسارت خدمت دوستان نشه نسخه ۵ بجز گرافیک خیلی ضعیفتر نسبت ۳و۴ بود شاید باور نکنید من خودم به شخصه یکی از طرفدارهای سر سخت این بازی هستم و برای هر عنوانش چند صد ساعت وقت گذاشتم حتی نسخه ضعیفش مثل ۲وخود dmc وخیلی روی نسخه ۵ حالم گرفته شد بخاطر ضیف شدن نرو البته این نظر شخصی هست وجسارت خدمت دوستان نکردم امید وارم تو نسخه‌ای بعدی شاهد عمل کرد بهتر این بازی باشیم

    • AXEL STONE گفت:

      متاسفانه نسخه ی DMC5 هرچه خوب بود هرچه جالب بود بخاطر موجودیت دانته و رجیل و قوی بودن این دو شهصیت در تمام زمینها بود اما نقص اصلی بازی تیکه تیکه بودن نقشه بود و فکر میکنم این بخاطر داستان بود که نقشه ی بازی اینگونه تیکه تیکه شد اما باز هم میتونستن نقشه را یک نواخت بکنن تا بازی از سیناماطور بودن بیرون بیاد و گیمر را در دنیای DMC ازاد بذارن و اینگونه یک بازی بینقصی ارائه بدن به ما… اما این کار حجم و وقت بیشتری میطلبید. موفق باشید به امید آن روز بزرگ👍😁✌️🌺💞

      • نقص اصلی V بود!
        بازی کلا خیلی سریع بین کارکترا سوییچ میشد، ناسلامتی هک اند اسلشه آدم تا میخواس دستش به کومبو های nero عادت کنه میرفت رو V 🙃
        این تنها ایراد بازی بود بنظرم

        • اونم با کمبو های شخمی ای که وی داشت و یه تنه گند میزد به بازی😑

          • V فقط گیمپلی و مبارزاتش واسه یه بازی H&S در حد dmc مناسب نبود بعدم تعداد مراحلش فقط ۶ تا بود که از نظر من واسه تنوع بد نبود…
            گند زدن کجا بود؟!!

            • ببین ما با نرو و دانته داریم کیف میکنیم ، یهو بازی میاد مارو میزاره جای وی که بخوایم مقایسه کنیم مثل آبگوشته با عدسی😂
              همین میاد pace بازی رو برای حدودا دو ساعت کاملا میگیره ، که واقعا خراب می‌کنه بازی رو ، از این گذشته کلا گیم پلی وی با هر معیاری حساب کنی به معنای واقعی کلمه بد بود

              • گیمپلی V اصلا بد نبود منتها ما داریم بازی H&S تجربه میکنیم به همین مقدار میخوره تو ذوقمون(البته واسه من اینطور نبود)گیمپلی V هم کلی ویژگی های مثبت خودشو داشت فقط H&S نبود و در مقابل نیرو و دانته کم‌ میاورد

        • AXEL STONE گفت:

          نه اصلا شخصیت V ویژگیهای خاص خودش را داشت میتونستن راحت یک DLC ازش بسازن ولی خوب در بازی گذاشتن… من با شخصیت وی خیلی کیف کردم چالشی بود.
          به نظرم مراحل V میباس ویژه میشدن مثلا بعد از اتمام بازی مراحلش را به ما میبخشیدن خیلی جالب میشد.
          ولی خوب این کار را نکردن و با زمان اصلی داستان مخلوطش کردن. مشکل اصلی بازی یک نواخت نبودن نقشه ی بازی هست متاسفانه نقشه ی بازی بطور تیکه تیکه هست اگر برید مرحله ی بعدی دیگه امکان نداره از همان مرحله به نقشه ی اول برگردید و این لطمه ی خیلی بزرگیه به بازی.
          نسخه های سابق بجز ریبوت همگی نقشهاشون یک نواحت بود با اتمسفر بسیار زیبا مثلا من مرحله ی یکی مانده به اخر هم اگر باشم متونستم بدو بدو برگردم به اولین جای شروع بازی و این یک کاملا بازی را از حالت تکرار خارج میکند و ادم حس میکنه با یک بازی کاملی طرفه.

          • این موردی رو که گفتی بشدت باهاش مخالفم به هیچ وجه نمیشه همچین چیزی رو که در تمام بازیهای خطی وجود داره رو ایراد حساب کرد و بنظرمن اصلا نکته ی مثبت هم هست چون مجبوریم داخل هر مرحله محیط بازی رو با دقت بگردیم تا orb های پنهان رو پیدا کنیم چون امکان بازگشت به مکان وجود نداره…درسته داخل نسخه های قبلی این قابلیت بود ولی نبودش در dmc5 به هیچ عنوان نشانه وفادارنبودن بازی به نسخه های قبلیش نیست و بنظرمن dmc5 یکی از معدود بازیهایی هستش که کاملا به ریشه های خودش وفاداره و همین عامل باعث شد تا بهترین بازی اکشن سال ۲۰۱۹ بشه.

            • AXEL STONE گفت:

              نظر ما اشتباه و نظر شما درسته؟ اول نظر مارو اشتباه تفسیر میدید بر حسب بیحسابی بعد میایید بدون شرح میگید به نظرم نکته ی مثبتیه؟

              دوست گلم چیزی که گفتید به سلیقه ی شخصی خودتونه ما در نسخه های سابق قبل از ریبوت در این بازی زندگی کردیم و تمامی جاهای مخفیشو پیدا کردیم و همین برای ما یک لذت خاصی بخشید.
              حالا جالب اینجاست که محیط نقشه های بازی هم بسیار کوچیک بود کاشکی که یکم مخیطهاش بزرگتر میشد من خودم فن سر سخت DMC هستم.

              حالا کی گفته به نسخه های سابقش وفاداری نداره؟ مگیم میباس مثل همه ی نسخه ها این نسخه ام مپش باز و یک نواخت باشه… دوست گلم اگر بهترین اکشن شد بخاطر تنوع فراوان کمبوها بودش کمبو میزدیم یجورایی بینهایت بود و میشد با شخصیت دانته حد اقل انواع کمبوهارو زد که هیچ حتا رویال گاردش یک چیز خفنتری در بیاد برای گیمرها و انواع مبارزات را هم داشت این بازی از دانته بگیرید تا نرو تا ویV که واقعا تنوع خاصی داشت.
              متاسفانه ارزش تکرار بازی با این مپ جدید به شدت پایین اومده.

              • من نگفتم نظر شما اشتباهه این نظر شخصیه شماست و منم کسی نیستم که بتونم تغییرش بدم صرفا وقتی کامنتت رو خوندم این ایرادی که گرفتی و به عنوان”لطمه ی خیلی بزرگ به بازی” ازش یاد کردید واسم جالب بود چون من نقدهای زیادی رو خوندم و هیچ جا ندیدم همچین ایرادی از بازی بگیرن و برعکس از محیط های فوق العاده زیبای بازی که نسبت به نسخه های قبلی یه مقدار گسترده تر شده(اشاره کردی که کوچیکه نقشش) هم به شدت تعریف کردن پس این ایرادم صرفا نظرشخصی شماست نه فکت.
                “متاسفانه ارزش تکرار بازی با این مپ جدید به شدت پایین اومده”
                با اینم بشدت مخالفم و صرفا یک نظر شخصیه نه فکت بازی ارزش تکرار بالایی داره و کلی دلیل عالی وجود داره تا دوباره به تجربه بازی بپردازیم که بارزترینشون درجه سختیشه و واسه یه مپ(که مشکلی هم درش نیست) ارزش تکرار بازی پایین نمیاد

                • AXEL STONE گفت:

                  در کل چیزی که گفتید معنایی نداره راستش بازیها درحال اپن ورلد شدن هستن چرا DMC باید بره سراغ کمتر و کوچکتر شدن؟ چیزی نمونده که دیگه دوبعدیش بکنن! کاملا تو باغ نیستید
                  عنوان DMC از لحاض تاریخ تا داستان یک عنوان بسیار بزرگیه و میباس بزرگتر باشه حتا پازلهاشو هم پاک کردن… بابا دنیای گیم به سوی بزرگتر شدن هست چرا باید این بازی اینگونه محتود بشه حرف شما اصلا به هیچ وجه صحیح نیست همه میدونن حالت تکرار شدن بازی به شدت بالا رفته حالا شما میگید اشتباه نیست عجبه والله.
                  من کاری به نقد کسی ندارم بازی از این جا لطمه خوره منتقدی که میگه زنده شدن دانته با اوربهای قرمز اشتباه این دیگه منتقد درستی نیست و اکثرا این ایراد را گرفتن در حالی که نکته ی مثبتیه ما خودمون بازی میکنیم و جمع بندی میکنیم قرار نیست هرچ منتقد بگه بگیم اره همونه.

                  شما بموید با این منتقدیم ببینم چی دستتون میاد… یا فن کپکام در حد فن بوی هستید که دوست ندارید کسی بازیاشو نقد بکنه یا این که فن ساده ی DMC هستید و برای پیشرفت بازی فکر جدیدی ندارید. من فن این بازی هیتم و دوست دارم بزرگتر باشه تا بیشتر در آنبه هنوان بازی کامل رکنم.

                  والله این که میگی نسبت به محیطهای قبلی زیباتر و گسترده تر شده مرا میخندانی حتما برید DMC1 بازی کنید تا بدانید در آن زمان قبل بیست سال چه محیط حجیم و خفنی داشته خود DMC3 از اوجا الهام گرفته… شما قشنگ گول گرافیکو خوردید جالب اینجاست که حتا پازلی برای بازی نذاشتن من راستش نقدم را خیلی وقته انجام دادم و خیلی از بچها و دوستان قبولش کردن.
                  درجات سختش همیشه از اولین نسخه عالی بوده من تمامی درجات سختش را رفتم البته همه سری را اینطوری تمام کردم چونکه فنشم اگر دوست داشتید میتونم برای شما مدرکی قاطع بدم اما نقشه ی بازی باید گسترده باشه دیگه کسی اینطوری نقشه نمیزنه و خیلی خزه من دنبال بزرگتر شدن بازی هستم شما به سوی خلاصه و خلاصه تر شدن بازی و هرچی که منتقد گفت هستید.
                  موفق باشید.

              • داریم راجب یه بازی بحث میکنیم در میدان جنگ که نیستیم که در نصف کامنتت خواستی بگی شما پرو گیفر و فن سرسخت dmc و منم نوب اماتور…اصلا قبول دارم شما پرو گیمر منم نوب اماتور که‌حتی dmc هم تجربه نکرده!!!ولی حتی یک نوب هم حق داره تا نظرشو راجب بازی اعلام کنه یا حقایق رو واسه دیگران روشن کنه این از این…
                از همین جمله ی اولت واضحه که فن بازیایی مثل ویچر۳ هستی و اونقدر رو بازی تعصب پیدا کردی که حتی بازیهای خطی مثل dmc رو هم خواستار گسترده ترشدن یا حتی open world شدنش هستی…کاملا واضحه که با دید غلطی داری به dmc5 نگاه میکنی فکر کنم شما انتظار یه بازی open world رو داشتی و هی داری میگی بازی مپش کوچیک شده در حالی که‌نسخه های قبلی بازی هم همین بودن و حتی dmc 5 یه‌مقدار حتی گسترده ترهم شده بعد شما میگی بازی داره دوبعدی میشه؟؟!اصلا ادم یه چیزایی میشنوه شاخ درمیاره…من این مشکل رو فقط از زبان شما شنیدم هیچ گیمر دیگه ایی رو ندیدم که همیچین ایراد مسخره ایی از بازی بگیره جالبه به عنوان فکت هم قبولش داری یعنی سازنده های بازی اشتباه کردن بعد شما درست میگی؟؟!اونهمه منتقد و گیمر که بازی رو تجربه کردن ک.و.ر بودن بعد شما اگاهی و حرفت سنده؟؟!واقعا که
                با اینکه هیچ شناختی از من نداری داخل کامنتت من رو نوب کپکام و فن متعصب dmc خطاب کردی درحالی که کاملا غلطه و من هیچکدوم نیستم قبولم نداری الان واست بگم که بهترین بازی سال ۲۰۱۹ واسه‌من نه re2 هستش نه dmc5 و شاهکار میازاکی یعنی sekiro هستش(اینو گفتم تا بفهمی که همه حرفات درست نیست)
                dmc5 بازی بینقصیه…کاملا غلطه این حرف یکی از نکات منفی که من در بازی دیدم ساده شدن بازی نسبت به نسخه های قبلیشه و در کنار dmc2 ساده ترین عنوان سریه و حتی با اینکه مبارزه با باس ها طولانیه ولی همیشه دست بالا رو ما داخل مبارزات داریم و خیلی کم پیش میاد تا شکست بخوریم و حتی اگر شکست هم بخوریم اون قابلیت استفاده از red orb ها واسه زنده شدن دوباره بازی رو از اون که هست اسون تر میکنه و بنظرم استفاده از red orb ها واسه زنده شدن دوباره کاملا نکته منفیه…مثلا مبارزه ایی که با ورجیل داشتیم فرسنگ ها با اون یکی dmc3 فاصله داره اصلا به ضعیف ترین شکل ممکن هم که باهاش بجنگیم بازهم red orb ها مارو پیروز میدان میکنه که واقعا چالش بازی رو از بین میبره.این نکته منفی رو گفتم تا بدونی که فن بوی کپکام نیستم و نکات منفی دیگه ایی هم داخل بازی مثل استفاده ی نادرست از برخی شخصیت ها مثل کیریه هست که خب نمیگمشون که کامنتم طولانی میشه ولی اون مشکلی که شما از بازی گرفتید واقعا مضحکه.

                • AXEL STONE گفت:

                  داداش گلم مرا اشتباه فهمیدید… عنوان DMC برای بزرگتر شدن در حد یک بازی که همه دوستش داشته باشن نیاز به چیزای مهمی دارد.
                  من فن این بازی هستم و خوب هر گیمری برای بازی مورد علاقه اش یک ارزوهایی دارد و حتا همچنین شما و در ادامه نظر شما محترمه اما شما نظر مرا قبول نکردید در حالی که اگر نظر درستی نباشه اشتباه هم نیست.
                  جنگ چرا؟ دور از جان داداش گلم ولی من نظر شخصیمو دیگه داده بودم که شما نقد کردید: راستش من وقتی با شما حرف زدم شمارو جمع بستم و این نشانه ی احترام من به شماست /منتی نیست فقط توجیهتون میکنم/ عیبی نداره خیلیا مارو اشتباهی میفهمند و فهمیدند😁💎🌺.
                  فن ویچر هم هستن ویچر هیچ نقصی نداره خیلی استانداره برای خودش… اگر تعصبی میبودم که نقد نمیکردم من کل بازی را نقد کردم تعصبم روی شخصیت محبوبمه که دانته هست.
                  من نمیخام اوپن ورلد بشه میخام نقشش مثل سابق بشه.
                  گستردگی نقشه های دی ام سی اگر کمی بزرکتر بودن وضیفشه نا سلامتی دنیا در حال پیشرفت هست ولی نقشهاش خیلی هم محدوده و حرف نهایی من باید نقشش تک پارچه میشد مثل سابق که نه فقط یک پارچه بود بلکه یک جا چندین مکان برای خروج و ورد داشت.
                  الانم به شما میگم که نقشهاش بسیار نا چیز بود حالا اگر دوست داشتید شاخ در بیارید برای خودتونه دیگه ولی بازی نیاز به نقشهای اول دارد و حتا رزیدنت اویل هم میباس تبدیل به سوم شخص بشه تا اول شخص.
                  خوب چرا دیگر بازیها در حال گسترده شدن هستن؟ ایا به اینم فکر میکنید؟ معلومه مشکل دارید با بزرگی بازیا… هیچی عزیزم بیخیال
                  یعنی سازنده ادم نیست؟ یا سازنده ادمه و ما ادم نیستیم؟ خوب عزیزم مگر توجهی ندارید که بازیا دارن بزرگتر میشن؟ اخه عنوان ORI که دو بعدیه نقشش بازه و حتا بازتر شده دیگه چرا حرف سازنده رو میاری ممکنه سازنده مشاکلی داشته با موتور گرافیکیش چونکه بعضی از موتورای گرافیکی توانشون پایین برای یک نواخت شدن بازی که من فکر میکنم اصلا تغسیر خود کپکامه. ما بازی میخاییم که همون بازی خودمون باشه.
                  درضمن اصلا من بعد چند سال وقتی بازی ریبوت را بازی کردم بعد چند سال فهمیدم که بازی چرا تکرار داره اصلا ساده نیست که مستقیما متوجه بشی عیب یک بازی اینه و منتقدین تازه نفس هزاران بازی دارن نقد میکنن که حتا نمیدونن رویال گارد اصلا چیه و چه امکانات فراوانی داره.

                  من در این بابت دیگه حرفی ندارم خدایی بازی پر از نقص هست که حتا پازل ساده دروغکی هم نداشت.

                  نگفتم حتما فلانی که میگم که ایگونه میزنید الانم میگم روی حرف خودم هستم. دارید میگید هیچ کدام نیستید خوب شما یک گیمر فن ساده ی DMC هستی داداش بیخیال خدایی چونکه ما فنهای این عنوان در ارزوهای دیگری سر میبریم و شما تازه نفس به یک فن اصلی یک بازی گیر دادید.
                  به من ربطی نداره این انتخاب نظر خودت شماست و به علاقه ی خود شماست بستگی دارد.

                  این بار میخندم ناراحت نباشید:
                  “dmc5 بازی بینقصیه…کاملا غلطه این حرف یکی از نکات منفی که من در بازی دیدم ساده شدن بازی نسبت به نسخه های قبلیشه”
                  😂خوب وقتی ما میگیم خار میزنیم؟ اخه گلم دارم میگم که پازلهارو پاک کردن نقشه های بازی ساده شده و غیر خشن شدن که هیچ نقشه تیکه تیکه شده در حالی که در نقشه ی DMC3 گم میشدم گاهی و همینش یک لذته که هر فردی هم نتوانست درکش کنه.
                  DMC2 زیبایی های خودش را دارا بود چالشهای خودش را داشت یادش بخیر که چه لذتی باهاش بردم و نبردم اما خوب مملوء از ایراد بودش… مثلا در گوشها پاور اپ میشدیم و همچنین در گوشها ایتمها ی سرد و گرم به دست ما میرسید و ایتمها هیچ فرقی با هم نداشتن در حالی که در شکل تنوع داشتن و ایطوری قشنگ ربلیون را زیر سوال میبردن و باید گفت که خدارو شکر که تاثیر بدی نداشتن بر رمحبوبیت ربلیون و از ربلیون برتر هم نبودن و نشدن و فقط شکلشون فرق میکرد.
                  .
                  استفاده از اُرب خوب اگر اسونه چونکه شما دارید روی حالت اسان بازی میکنید و خیلیها که مثل شما گیمر حرفه ایی نیستن داداش گلم روی سان اف سپاردا بازی کنید… شرط میبندم اربی برای شما نخواهد ماند مگر این که حرفه ایی باشید و باخت زیاد را قبول بکنید.
                  نکته ی مثبت اوربهای قرمز برای عروج شخصیتها اینجاست: وقتی ایتم ها را فول پاور کنیم همیشه در DMCهای سابق اوربهای قرمز یجورای بی ارزش میشدند و با این کار آقای ایتسونو سان یک ارزش و قیمت جدیدی به اوربهای قرمز بخشیدن و جالب اینجاست هم که مجبور هم نیستید از اورب زنید برای زنده شدن میتونید گزینه ی نه را انتخاب بکنید… دیگه اگر میخوایید بگید نه بازم اشتباه این دیگه داستانش جداست و بهتره که بحثو جمع کنیم و من که از اول جمعش کردم اما به احترام شما پاسخ دادم.

  • Ninja theorey گفت:

    گذر از بازیهای ps1 یکدفعه به این بازی انقلابی بود که دیگر تجربه اش رخ نداده .دستگهای ps2 باید می دادیم دی وی دی کنن تا این بازی پخش کنه.در کل گرافیک و مراحل بی نظیری داشت .بعد از شاهکار شماره ۳ این بازی رو به افول و خسته کننده شده.

  • AXEL STONE گفت:

    به به عجب مقاله ی فوق العاده ایی مرسی آقای کرامت فر واقعا دمتون گرم😊🌺💞

  • 30nabhl گفت:

    کاش تو نسخه بعدی ورجیل بخش داستانی خودشو داشته باشه
    هر سری فقط یه dlc میدن مراحل قبلیو با ورجیل بری