این فوق‌العاده است! | نقد و بررسی بازی Bloodstained: Ritual of the Night

۴ تیر ۱۳۹۸ - ۰۹:۰۰

به شخصه از عناوین دو بعدی نقش آفرینی با حال و هوای بازی های متروییدوانیا و دارای فضای فانتزی تاریک و سیاه خیلی خوشم می آید و به محض این که تصویر یا تریلری از چنین عنوانی می بینم ناخودآگاه یک گرایش و کشش خاصی را نسبت به آن حس میکنم که باعث می شود نامش را یادداشت کرده و در صدد تجربه کردنش بر آیم. اگر بخواهم مثالی برای چنین عناوینی بزنم دقیقا می شود بازی هایی از قبیل Salt and Sanctuary و Castlevania Symphony of the Night و Castlevania Mirror of Fate. یکی از عناوین جدیدی که به محض این که چند وقت پیش تریلری از آن دیدم شدیدا جذبش شدم یک بازی دو بعدی تاریک نقش آفرینی به نام Bloodstained: Ritual of the Night بود که واقعا هر تصویر و تریلری که از آن میدیدم بیشتر به این بازی علاقمند می شدم. عنوانی که توسط ساخته شد و توانست خیلی زود کمپین کیک استارتر خود را با موفقیت پشت سر بگذارد و چند روز قبل توسط کمپانی ۵۰۵ Games برای رایانه های شخصی، پلی استیشن ۴، نینتندو سوییچ و ایکس باکس وان منتشر گردید.

اگر به دنیال تجربه یک بازی دو بعدی نقش‌‌ آفرینی  پر از گشت و گذار و اکتشاف و باس‌ فایت‌ های زیبا و بازگشت به عقب برای لوتینگ آیتم ها و … هستید، Bloodstained: Ritual of the Night همان عنوانی است که انتظارش را می‌کشید.

در این مطلب قصد داریم تا در مورد المان‌ها و خصوصیات مختلف این بازی زیبا صحبت کنیم و آن را از زوایای مختلف بررسی کنیم تا تصمیم‌گیری برای انتخاب یا عدم انتخاب آن را برای شما آسان‌تر کنیم. هرچند که به نظر بنده تجربه این بازی برای تمام گیمرهای علاقمند به بازی های دو بعدی نقش آفرینی و متروییدوانیا واجب است. چرایی این موضوع را در این مقاله برای شما عزیزان شرح خواهم داد. لازم به ذکر است که بازی Bloodstained: Ritual of the Night که چند روز قبل در تاریخ ۱۸ ژوئن سال جاری میلادی منتشر شده است موفق شده تا امتیاز متای عالی ۸۴ را از منتقدان دریافت کند. امتیازی که بسیاری عناوین بزرگ و نام دار AAA هم توان رسیدن به‌ آن را ندارند. بدون شک وقتی عنوانی در سبک دو بعدی و کلاسیک از تمام وبسایت ها و مجامع بزرگ و بین المللی بازی های رایانه ای امتیاز عالی می گیرد و متای ۸۴ را کسب می کند، نشان دهنده آن است که یک بازی کیک استارتری و کوچک و بی سرو صدا نیز می تواند از بسیاری از بزرگترین بازی ها نیز بزرگتر و برتر باشد که Bloodstained: Ritual of the Night دقیقا از همین نوع بازی ها است.

هر نوع سلیقه ای که داشته باشید بسیار بعید است که از تجربه Bloodstained: Ritual of the Night لذت نبرید. بدون شک دوستداران عناوین دو بعدی نقش آفرینی یا بازی های متروییدوانیا می توانند با عنوان Bloodstained: Ritual of the Night یکی از بهترین تجربه هایشان در این سبک را کسب کنند. Bloodstained: Ritual of the Night عنوانی است که همیشه شور و شوق شما را برای ادامه حفظ می کند و در این راه، طراحی هنری و گرافیک بسیار زیبا و گیم پلی و مبارزات سرگرم کننده و المان های نقش آفرینی جذاب و عمیق، نقش اساسی را ایفا می کنند.

Bloodstained: Ritual of the Night در رده بازی هایی قرار دارد که به آن ها بازی یونیک می گوییم، بازی هایی که تعدادشان اصلا زیاد نیست و یک ویژگی خاص در آنها حال چه در گرافیک یا طراحی و چه در گیم پلی، این عناوین را از سایر بازی ها جدا می کند. بازی هایی مثل Salt and Sanctuary و Castlevania Symphony of the Night و همین Bloodstained: Ritual of the Night از این عناوین خاص دو بعدی هستند که به محص دیدن حتی تصاویری از آنها متوجه می شوید که با یک بازی متفاوت از سایر عناوین روبرو هستید. Bloodstained: Ritual of the Night قطعا یکی از همین عناوین خاص است؛ یک بازی الهام گرفته شده از یکی از شاهکارهای کلاسیک کسلوانیا که به روز شده و تلفیقی از هنر و بازی به بهترین شکل در هم تنیده شده اند تا ترکیبی لذت بخش به نام Bloodstained: Ritual of the Night را شکل دهند.

Bloodstained: Ritual of the Night یک داستان کاملا ساده و معمولی و کلیشه ای دارد که یکی خوب مطلق است (همان پروتاگونیست بازی) و یک عده هم بدی و سیاهی مطلق (آنتاگونیست) که می خواهند دنیا را به نابودی بکشند و قهرمان ما نباید بگذارد این اتفاق رخ دهد. در حقیقت سیاهی و شیطان مطلق را داریم در برابر سپیدی و نیکی محض. این قضیه کل داستان Bloodstained: Ritual of the Night و بازی هایی در این سبک و قالب است و کمتر پیش می آید که عنوانی در این ژانر از این قالب پیروی نکند و از آن خارج گردد.

Bloodstained: Ritual of the Night به معنای واقعی کلمه یکی از بهترین و باکیفیت ترین عناوین ۲ بعدی است که می توانید تجربه کنید و بدون شک جزو برترین بازی های دو بعدی نسل هشتم محسوب می شود. در این مطلب قصد داریم تا به طور کامل به بررسی نقاط قوت و ضعف عنوان Bloodstained: Ritual of the Night بپردازیم و آن را از زوایای مختلف همراه شما عزیزان واکاوی کنیم راحت تر بتوانید در مورد تجربه یا عدم تجربه آن تصمیم گیری نمایید، هر چند که پیشنهاد من به شما این است که حتما این بازی زیبا زا در لیست خود قرار دهید. پس اگر به هر دلیلی به این عنوان علاقمند هستید و برایتان جذابیت دارد، پیشنهاد می کنم در ادامه مقاله نقد و بررسی Bloodstained: Ritual of the Night با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید.

داستان و شخصیت ها تا به اینجا که در بازی چندین ساعت جلو رفته ام چیز خاصی نداشته است و خبری از داستان عمیق و شخصیت های چند وجهی در بازی نیست و احتمالا هم نخواهد بود. البته قطعا در چنین سبکی مقدار امتیازی که باید به خاطر این موضوع از بازی کسر کنیم بسیار کمتر از عناوین اکشن ماجرایی و داستان محور است زیرا در این سبک بازی های دو بعدی، معمولا همیشه شاهد داستان های ساده و سرراست فانتزی و نبرد بین خیر و شر مطلق هستیم. در واقع باید گفت هیچ شخصی عنوانی مثل Bloodstained: Ritual of the Night را برای لذت بردن از داستان قدرتمند و چندلایه آن تجربه نمی کند

اصولا مقوله داستان های عمیق با پیچش های داستانی زیاد و شخصیت های پرداخت شده، خیلی با بازی های دو بعدی جور در نمی آیند و “معمولا” عناوینی در این سبک و قالب، هیچ ادعایی در مورد این که یک داستان بی نظیر و چند لایه با شخصیت هایی عمیق و .. دارند، نداشته و ندارند و البته کسی هم در این مورد انتظار بالایی از آن ها ندارد. بازی Bloodstained: Ritual of the Night در بخش داستانی لااقل تا اینجا که من چندین ساعت در بازی پیش رفته ام، پیچیدگی و عمق خاصی نداشته است و موضوع نبرد خیر و شر را دنبال می کند و البته همانطور که گفته شد در این سبک عناوین، داستان هرگز در مرکز اهمیت قرار نداشته و ندارد و بیشتر به عنوان یک اهرم برای به جلو راندن بازیباز، دادن دلیلی به او برای پیشروی در بازی، قانع کردنش برای کارهایی که باید انجام دهد و توجیه چرایی انجام آن ها استفاده می شود و نه یک رکن اساسی و حیاتی برای بازی که بار آن را به دوش خود بکشد.

طراحی دنیای بازی واقعا دیدنی است و به بهترین شکل، مناطق گوناگون نقشه بزرگ بازی به هم وصل می شوند و یک پیوستگی بسیار خوبی بین آنها وجود دارد که این نشانه هوشمندی سازندگان در خلق دنیایی یکپارچه است. سیستم سفر سریع از درون برخی اتاق های نقشه به اتاق های دیگر وجود دارد که باید این اتاق ها را یک بار پیدا کنید و سپس روی نقشه به رنگ سبز در می آیند و از آن به بعد قابل استفاده هستند و این موضوع با توجه به بازگشت های چندین باره به مناطق قبلی در بازی، در بازی بسیار به کارتان خواهد آمد. اتاق های قرمز هم برای سیو کردن هستند

در بازی شما در نقش دختری به نام Miriam یا همون مریم خانم خودمون قرار می گیرید که به همراه یک نفر دیگر  به نام Gebel تنها بازماندگان گروهی از انسان های تقویت شده به لحاظ جادویی (مثل ویچرها)  هستند که برای مبارزه با شیاطینی که پایشان به دنیای انسان ها باز شده است، چندین سال قبل خلق شده اند یا بهتر است بگویم تقویت شده اند. حالا بعد از ۱۰ سال شیاطین دوباره حمله کرده اند و Miriam که به خوابی عمیق رفته بوده است دوباره بر می خیزد و می بیند Gebel که یک دوست خیلی خوب برای Miriam و مثل یک برادر برای انسانی به نام (که دوست Miriam نیز هست) بوده و یک انسان خوش قلب و خوب به حساب می آمده است، باعث این حمله بوده است و تبدیل به شخصیت منفی اصلی بازی آنتاگونیستی بی احساس شده است پای کلی از شیاطین مخوف را به دنیا باز کرده است و دیگر نشانی از آن دوست خوب و انسان خوش قلب ندارد و سیاهی تمام وجودش را فرا گرفته است.

گرافیک و طراحی های هنری یکی از اصلی ترین دلایلی بود که در همان وهله اول باعث شد به Bloodstained: Ritual of the Night علاقمند شوم و مرا جذب خود کرد. امیدوارم این موضوع در تصاویری که از بازی برای شما تهیه کرده ام نیز مشخص باشد، البته اگر سلیقه تان با این مدل “طراحی های فانتزی تاریک و کسلوانیا گونه” جور باشد.

او هم مانند Miriam بسیار قدرتمند است و می تواند از قابلیت های جادویی به نام shad ها استفاده کند. Miriram با کمک و برخی شخصیت های دیگر، راهی سفری پرخطر برای تعقیب و رسیدن به Gebel و متوقف کردن او می شود و البته این سفر برای او اصلا آسان نیست زیرا Gebel نزدیک ترین و بهترین دوست او بوده است. همان طور که می بینید Bloodstained: Ritual of the Night یک داستان کاملا ساده و معمولی و کلیشه ای دارد که یکی خوب مطلق است (همان پروتاگونیست بازی) و یک عده هم بدی و سیاهی مطلق (آنتاگونیست) که می خواهند دنیا را به نابودی بکشند و قهرمان ما نباید بگذارد این اتفاق رخ دهد. در حقیقت سیاهی و شیطان مطلق را داریم در برابر سپیدی و نیکی محض. این قضیه کل داستان Bloodstained: Ritual of the Night و بازی هایی در این سبک و قالب است و کمتر پیش می آید که عنوانی در این ژانر از این قالب پیروی نکند و از آن خارج گردد.

بپرید پشت درشکه!! فقط مراقب باشید درشکه چی گولتون نزنه ببره مسیر انحرافی!

در مجموع باید بگویم داستان و شخصیت ها تا به اینجا که در بازی چندین ساعت جلو رفته ام چیز خاصی نداشته است و خبری از داستان عمیق و شخصیت های چند وجهی در بازی نیست و احتمالا هم نخواهد بود. البته قطعا در چنین سبکی مقدار امتیازی که باید به خاطر این موضوع از بازی کسر کنیم بسیار کمتر از عناوین اکشن ماجرایی و داستان محور است زیرا در این سبک بازی های دو بعدی، معمولا همیشه شاهد داستان های ساده و سرراست فانتزی و نبرد بین خیر و شر مطلق هستیم. در واقع باید گفت هیچ شخصی عنوانی مثل Bloodstained: Ritual of the Night را برای لذت بردن از داستان قدرتمند و چندلایه آن تجربه نمی کند و دلایل دیگری مانند گرافیک هنری و طراحی محیط ها و المان های گیم پلی جذاب، ارکان اساسی و اصلی بازی هستند.

در بازی قابلیت craft کردن یا ساختن تمام آیتم ها و تجهیزات و غذاهای مختلف و محلول های گوناگون را هم دارید. برای ساختن آنها باید مواد خام مورد نیاز را از کشتن دشمنان و انجام ماموریت های جانبی و یافتن صندوق های گنج، جمع آوری کنید. قابلیت خرید و فروش انواع مختلف آیتم ها نیز در بازی وجود دارد که نقش پررنگی هم در بازی ایفا می کتد زیرا خیلی وقت ها نیاز به طلا دارید تا بتوانید چند آیتم سلامتی بخرید. البته خودتان هم می توانید این محلول های سلامتی و محلول های درمانی سم و نفرین و .. را بسازید ولی باید آیتم های مورد نیازشان را جمع کنید. امکان dismantle کردن آیتم ها به جای فروش آنها را هم دارید تا بتوانید مواد اولیه به دست آورید و باید این را مدیریت کنید که چه مواردی را بفروشید و کدام آیتم ها را dismantle کنید.

گرافیک و طراحی های هنری یکی از اصلی ترین دلایلی بود که در همان وهله اول باعث شد به Bloodstained: Ritual of the Night علاقمند شوم و مرا جذب خود کرد. امیدوارم این موضوع در تصاویری که از بازی برای شما تهیه کرده ام نیز مشخص باشد، البته اگر سلیقه تان با این مدل “طراحی های فانتزی تاریک و کسلوانیا گونه” جور باشد. ابتدا به سراغ گرافیک فنی می رویم که معمولا در این سبک ها بحث کمتری دارد و خیلی یک بازی دو بعدی باید افتضاح باشد که در آن مشکل فنی و افت فریم و .. ببینیم. از لحاظ گرافیک فنی Bloodstained: Ritual of the Night یک بازی کاملا باثبات و عاری از مشکل و باگ است که البته خب این چیز عجیب و خیلی شگفت انگیزی هم نیست و اصلا انتظاری غیر از این از چنین عنوانی با این سبک و سیاق نمی رود. البته باید به این اشاره کنم که در طول تجربه چندین ساعته و طولانی من از بازی تنها یک بار دکمه های کنترل و شخصیت اصلی قفل شدند  و هیچ حرکتی نمی توانستم انجام دهم و از آنجایی که سیوهای بازی دستی هستند و گاها بین اتاق های سیو فاصله می افتد، مجبور شدم که از بازی خارج شوم و بازی را از سیو قبلی مجددا شروع کنم.

سیستم ذخیره بازی از عناوین کلاسیک پیروی می کند و بارها ممکن است یادتان برود بازی را ذخیره کنید و کشته می شوید و ناگهان می فهمید که باید از ۲۰ دقیقه قبل بازی را آغاز کنید. گاهی هم فاصله بین اتاق های سیو زیاد است و مجبور می شوید هی برگردید به اتاق سیو قبلی تا پیشرفت و لولتان را ذخیره کنید منتها موضوع اینجاست که وقتی از اتاق سیو بیرون بروید کل دشمنان تمام مناطق بازی ریست شده اند. البته این فقط برای اتاق سیو نیست بلکه از هر اتاق که به اتاق دیگری بروید و دوباره برگردید به همان اتاق قبلی، دشمنان مدام ریست می شوند. به همین دلیل باید برای سیو کردن بازی خیلی دقت کنید و همیشه یادتان بماند که باید سریع پیشرفتتان را سیو کنید و این برای ما که خیلی وقت ها به سیو خودکار عادت کرده ایم می تواند آزار دهنده باشد ولی خب حس نوستالژی عجیبی دارد و یاد دورانی می افتیم که سیو خودکار و حتی قبل تر از آن اصلا سیو وجود نداشت!! در واقع این موضوع نمی تواند یک نکته منفی محسوب می شود زیرا فقط باید حواستان جمع باشد و به قانون این بازی که سیو دستی است عادت کنید.

برویم سراغ گرافیک هنری بازی Bloodstained: Ritual of the Night. باید بگویم طراحی های دستی مناطق مختلف دنیای بازی از قصر ها و سالن های پر طمطراق گرفته تا محیط های باز دارای ستون های سنگی که دور آنها را سبزه ها پوشانده اند و تونل و دالاب های زیرزمینی به حدی زیبا هستند که شما را عاشق بازی می کنند و این طراحی ها با یک نوع حس غم و سیاهی بی نظیر ترکیب شده اند تا یکی از زیباترین عناوین دو بعدی که تاکنون دیده ایم خلق شود. وقتی به تصاویر و ویدئوهای بازی Bloodstained: Ritual of the Night نگاه می کنیم نوعی حس خاص از تاریکی و تباهی دنیای بازی به ما انتقال می یابد که بازیباز علاقمند به این نوع از طراحی را کاملا به خود جذب می کند. در واقع Bloodstained: Ritual of the Night از لحاظ گرافیک هنری و طراحی های دنیای بازی عنوانی است که لحظه لحظه شما را بیشتر به تحسین هنر خود و طراحی های فانتزی تاریک و زیبایش وا می دارد و باعث می شود تا مدت های زیادی این عنوان در یاد و خاطره شما باقی بماند و هر گاه که به عنوانی فانتزی با طراحی و سبک گرافیکی تاریک و کسلوانیا گونه فکر کنید، نام Bloodstained: Ritual of the Night قطعا در ذهنتان نقش خواهد بست.

بازی از تنوع بسیار عالی در دشمنان و باس ها برخوردار است و واقعا به هر منطقه جدیدی که وارد می شود کلی دشمن جدید اضافه می شوند و کلا سیستم دشمنان تغییر می کند. شاید در این چندین ساعت که بازی کرده ام چیزی بیشتر از ۲۵ نوع دشمن مختلف را دیده ام و قطعا وقتی وارد بخش های بعدی شوم تعدادشان بیشتر هم خواهد شد.

گیم پلی Bloodstained: Ritual of the Night به معنای واقعی فوق العاده است و دقیقا از آن نوع دو بعدی هایی است که خوراک خودم است و کاملا بر پایه لول زدن شخصیت و ارتقای قدرت ها و لوت کردن تجهیزات بهتر و گشتن کل نقشه چند طبقه بازی برای یافتن کل صندوق ها و گنج هاست. در بازی با پیشروی در بخش های مختلف نقشه و کشتن دشمنان و شیاطین، امتیاز XP دریافت می کنید که باعث می شود لول شخصیت Miriam بالاتر رفته و قوی تر شود تا راحت تر بتوانید در بازی پیشروی کنید. طراحی دنیای بازی واقعا دیدنی است و به بهترین شکل، مناطق گوناگون نقشه بزرگ بازی به هم وصل می شوند و یک پیوستگی بسیار خوبی بین آنها وجود دارد که این نشانه هوشمندی سازندگان در خلق دنیایی یکپارچه است. سیستم سفر سریع از درون برخی اتاق های نقشه به اتاق های دیگر وجود دارد که باید این اتاق ها را یک بار پیدا کنید و سپس روی نقشه به رنگ سبز در می آیند و از آن به بعد قابل استفاده هستند و این موضوع با توجه به بازگشت های چندین باره به مناطق قبلی در بازی، در بازی بسیار به کارتان خواهد آمد. اتاق های قرمز هم برای سیو هستند و باید بازی را به صورت دستی ذخیره کنید. سیستم ذخیره بازی از عناوین کلاسیک پیروی می کند و بارها ممکن است یادتان برود بازی را ذخیره کنید و کشته می شوید و ناگهان می فهمید که باید از ۲۰ دقیقه قبل بازی را آغاز کنید. گاهی هم فاصله بین اتاق های سیو زیاد است و مجبور می شوید هی برگردید به اتاق سیو قبلی تا پیشرفت و لولتان را ذخیره کنید منتها موضوع اینجاست که وقتی از اتاق سیو بیرون بروید کل دشمنان تمام مناطق بازی ریست شده اند.

طراحی های دستی مناطق مختلف دنیای بازی از قصر ها و سالن های پر طمطراق گرفته تا محیط های باز دارای ستون های سنگی که دور آنها را سبزه ها پوشانده اند و تونل و دالاب های زیرزمینی به حدی زیبا هستند که شما را عاشق بازی می کنند و این طراحی ها با یک نوع حس غم و سیاهی بی نظیر ترکیب شده اند تا یکی از زیباترین عناوین دو بعدی که تاکنون دیده ایم خلق شود.

البته این فقط برای اتاق سیو نیست بلکه از هر اتاق که به اتاق دیگری بروید و دوباره برگردید به همان اتاق قبلی، دشمنان مدام ریست می شوند. به همین دلیل باید برای سیو کردن بازی خیلی دقت کنید و همیشه یادتان بماند که باید سریع پیشرفتتان را سیو کنید و این برای ما که خیلی وقت ها به سیو خودکار عادت کرده ایم می تواند آزار دهنده باشد ولی خب حس نوستالژی عجیبی دارد و یاد دورانی می افتیم که سیو خودکار و حتی قبل تر از آن اصلا سیو وجود نداشت!! در واقع این موضوع نمی تواند یک نکته منفی محسوب می شود زیرا فقط باید حواستان جمع باشد و به قانون این بازی که سیو دستی است عادت کنید. گشت و گذار و اکتشاف در بازی به اندازه خود مبارزات بازی اهمیت دارد و نقشه بازی معمولا راهنمای خوب و مفیدی برای هدایت شما در بازی به شمار می رود، هر چند که می توانست شامل آیکون ها و موارد بیشتری باشد که بازیباز بتواند در سفرهای چندین باره برگشت به محیط های قبلی، راحت تر به سراغ آیتم ها و بخش های مورد نظرش برود.

باس های بازی بسیار عالی، متنوع، دشوار و داری طراحی های فوق العاده هستند که یکی دو تا از آنها را در تصاویر این مقاله می توانید ببینید که بسیار بزرگ و عظیم هستند و کشتنشان هم کار سختی است و طراحی های جالب و مخوفی نیز دارند.

شخصیت Miriam را می توانید در بخش های مختلف شخصی سازی کنید. از سلاح های گوناگون یک دستی و دو دستی و نیزه گرفته تا شلاق و حتی سلاح گرم را می توانید برای او تجهیز نمایید که هر کدام مقدار آسیب خاصی دارند و همچنین نوع آسیب خاصی را وارد می کنند (هم از نظر مدل آسیب مثل Thrust و slash و … و هم از نظر المان های آسیب مثل آتش و برق و…). هر کدام از این سلاح های سر نیز بسته به اندازه و یک دستی یا دو دستی بودنشان سرعت ضربه خاصی دارند و سلاح های دو دستی که وزن بیشتری دارند و قدرتشان هم بیشتر است، سرعت ضربه کمتری دارند. از بخش سر شخصیت اصلی گرفته تا تن پوش و حلقه و گردنبند و… را نیز می توانید با آیتم های مختلف تجهیز کنید و باید سعی کنید تا در بازی مدام تجهیزات بهتر کسب کنید یا بسازید تا stat های شخصیت اصلی بازی در بخش های مختلف مثل Strength و Intelligence و Luck و… بالاتر برود و میزان دافع او در ضربات فیزیکی و جادویی را نیز بیشتر کنید. همچنین جدا از تجهیزات، در طول بازی می توانید شخصیت اصلی را از نظر “ظاهری” نیز تغییر دهید و از مدل مو گرفته تا رنگ مو و چشم ها و ترکیب رنگ لباس ها و… را عوض کنید تا ظاهر او برایتان تکراری نشود. البته همه مدل موها و .. آزاد نیستند و برخی را باید دز طول بازی از صندوق های گنج و.. به دست بیاورید.

کلا انجمن حمایت از حیوانات با این بازی احتمالا مشکل داره چون از کله سگ شیتزو تریر گرفته تا خرگوش نصفه ی جهنمی در بازی وجود دارند و گازتان می گیرند!!

در بازی تعداد خیلی زیادی اتاق‌ و راهروهای مخفی و دیوارهای کاذب وجود دارد همچنین مسیرهای میانبر مختلفی نیز برای راحت‌تر شدن رفت و آمد در بازی قرار داده شده‌اند. در قسمت‌هایی از بازی قابلیت هایی پیدا می‌کنید و یا توانایی‌هایی کسب می‌کنید که دسترسی شما به بخش‌هایی که قبلا به آن دسترسی نداشتید را باز می‌کنند و برای رفتن به آن قسمت‌ها باید به عقب برگردید که این یک امر مهم و ارزشمند است و کاملا ارزش وقتی که برای بارگشتن به عقب صرف کنید را دارد و اگر مانند بنده باشید هر بار با کسب هر توانایی و قابلیت جدید به اول مرحله باز می‌گردید تا مبادا چیزی را از دست داده باشید. در بازی قابلیت craft کردن یا ساختن تمام آیتم ها و تجهیزات و غذاهای مختلف و محلول های گوناگون را هم دارید.

در مورد رمز و رازها و بخش های جالب بازی در اینترنت مدام با صحبت هایی از یک “پیانو” که می توانید در بازی بنوازید روبرو می شدم و فکر کردم که شاید یک راز مخفی است. به هر حال ان ها را نخواندم چون می خواستم خودم بازی را تجربه کنم ولی مدام دنبال یک پیانو بودم و در بخشی از بازی که اتفاقا مخفی هم نبود در یک محیط زیبا به یک پیانو برخورد کردم و دوست داشتم ببینم پس حالا که این مخفی نبود چرا این قدر در موردش صحبت بود.وای که چه لحظه شگفت انگیزی در انتظارم بود. Miriam پشت پیانو نشست و قطعه ای را نواخت که به حدی زیبا بود که باور کنید تا الان شاید ۱۰ بار گوش داده باشم و فقط در همان جا ۴ بار پشت سر هم وی را نشاندم پشت پیانو تا دوباره بنوازد و بعد به هم به سراغ یافتن آهنگ و ضبط کردن آن و ..رفتم تا بتوانم همیشه آن را گوش کنم. دوستان واقعا موسیقی های بازی و مخصوصا این موسیقی خاص، زیبا و شاهکار است و وقتی آن را گوش کنید کاملا می فهمید چه می گویم. از چنین بازی اصلا انتظار چنین ساندترکی نداشتم ولی به بهترین شکل ممکن Bloodstained: Ritual of the Night و سازندگان موسیقی آن مرا سورپرایز کردند.

برای ساختن آنها باید مواد خام مورد نیاز را از کشتن دشمنان و انجام ماموریت های جانبی و یافتن صندوق های گنج، جمع آوری کنید. قابلیت خرید و فروش انواع مختلف آیتم ها نیز در بازی وجود دارد که نقش پررنگی هم در بازی ایفا می کتد زیرا خیلی وقت ها نیاز به طلا دارید تا بتوانید چند آیتم سلامتی بخرید زیرا گاها در بازی خیلی لازمتان می شود و بازی هم بدجوری خسیس است در دادن این آیتم ها. البته خودتان هم می توانید این محلول های سلامتی و محلول های درمانی سم و نفرین و .. را بسازید ولی باید آیتم های مورد نیازشان را جمع کنید. امکان dismantle کردن آیتم ها به جای فروش آنها را هم دارید تا بتوانید مواد اولیه به دست آورید و باید این را مدیریت کنید که چه مواردی را بفروشید و کدام آیتم ها را dismantle کنید.

جدا از تجهیزات، در طول بازی می توانید شخصیت اصلی را از نظر “ظاهری” نیز تغییر دهید و از مدل مو گرفته تا رنگ مو و چشم ها و ترکیب رنگ لباس ها و… را عوض کنید تا ظاهر او برایتان تکراری نشود. البته همه مدل موها و .. آزاد نیستند و برخی را باید دز طول بازی از صندوق های گنج و.. به دست بیاورید.

Miriam قابلیت استفاده از shard ها را نیز دارد که در واقع همان جادوها و قدرت های ویژه او هستند و از نوار مانا یا MP مصرف می کنند. این shard ها ده نوع مختلف دارند که می توانید آنهایی را که بیشتر به کارتان می آیند (از نظر قابلیت حمله و دفاع و Passive و میزان مانایی که مصرف می کنند) در ۵ بخش و Category مختلف تجهیز کنید که شامل shard های هجومی، Passive و Familiar و… هستند که در هر شاخه باید یک shard را به دلخواه خود از بین موارد گوناگونی که در بازی به دست می آورید و واقعا تنوع شگفت انگیزی دارند انتخاب نمایید. صحبت از shard هایFamiliar شد و باید بگویم این ها در واقع یک همراه برای شما هستند (اگر سریال Chilling Adventures of Sabrina را دیده باشید می دانید که این Familiar ها نوعی همراه ابدی برای جادوگرها هستند که به نوعی به هم گره خورده اند) که در مبارزات کمکتان می کنند.

در بازی تعداد خیلی زیادی اتاق‌ و راهروهای مخفی و دیوارهای کاذب وجود دارد همچنین مسیرهای میانبر مختلفی نیز برای راحت‌تر شدن رفت و آمد در بازی قرار داده شده‌اند. در قسمت‌هایی از بازی قابلیت هایی پیدا می‌کنید و یا توانایی‌هایی کسب می‌کنید که دسترسی شما به بخش‌هایی که قبلا به آن دسترسی نداشتید را باز می‌کنند و برای رفتن به آن قسمت‌ها باید به عقب برگردید که این یک امر مهم و ارزشمند است و کاملا ارزش وقتی که برای بارگشتن به عقب صرف کنید را دارد و اگر مانند بنده باشید هر بار با کسب هر توانایی و قابلیت جدید به اول مرحله باز می‌گردید تا مبادا چیزی را از دست داده باشید. در بازی قابلیت craft کردن یا ساختن تمام آیتم ها و تجهیزات و غذاهای مختلف و محلول های گوناگون را هم دارید.

مثلا می توانید یک شوالیه نقره ای را به عنوان Familiar خود انتخاب کنید یا یک موجود پری مانند و…. که در هر زمان بخواهید می توانید آنها را عوض کنید و البته میتوانید هر کدام را هم با جمع آوری آیتم های مربوطه اش ارتقا دهید. در بازی shard های مختلف را به صورت رندوم با شکست دشمنان مختلف کسب می کنید و می شود گفت هر shard که از هر دشمن می گیرید در واقع قابلیت حمله کردن همان دشمن را برای شما به همراه می آورد و یا اصلا می توانید خود آن دشمن را به صورت یک روح موقتی احضار کنید تا حمله اش را انجام بدهد و برود و هر حمله بسته به نوع shard و قدرتی که دارد مقدار مشخصی از نوار مانای شما می کاهد. مثلا شما یک باس را می کشید که مثل یک هشت پا است و وقتی shard ان را بگیرید می توانید بعدا کاری کنید که یکی از پاهای وی به صورت جادویی ظاهر شود و به دشمنان ضربه بزند.

گاهی حس می کنید در بازی تعادل سختی مقداری به هم می ریزد و گاهی انگار بازی خیلی آسان می شود و بعد ناگهان به یک باس می رسید که خیلی خیلی سخت می شود و بارها شما را می کشد و باید کلی آیتم سلامتی که کمیاب و گران هم هستند مصرف کنید. البته این عدم تعادل فقط در بخش هایی از بازی به چشم می خورد و همیشگی نیست ولی خب به هر شکل از نکات منفی است که در گیم پلی بازی می توان به آن اشاره کرد.

بازی از تنوع بسیار عالی در دشمنان و باس ها برخوردار است و واقعا به هر منطقه جدیدی که وارد می شود کلی دشمن جدید اضافه می شوند و کلا سیستم دشمنان تغییر می کند. شاید در این چندین ساعت که بازی کرده ام چیزی بیشتر از ۲۵ نوع دشمن مختلف را دیده ام و قطعا وقتی وارد بخش های بعدی شوم تعدادشان بیشتر هم خواهد شد. باس ها هم بسیار عالی، متنوع، دشوار و داری طراحی های فوق العاده هستند که یکی دو تا از آنها را در تصاویر می توانید ببینید که بسیار بزرگ و عظیم هستند و کشتنشان هم کار سختی است. گاهی حس می کنید در بازی تعادل سختی مقداری به هم می ریزد و گاهی انگار بازی خیلی آسان می شود و بعد ناگهان به یک باس می رسید که خیلی خیلی سخت می شود و بارها شما را می کشد و باید کلی آیتم سلامتی که کمیاب و گران هم هستند مصرف کنید. البته این عدم تعادل فقط در بخش هایی از بازی به چشم می خورد و همیشگی نیست ولی خب به هر شکل از نکات منفی است که در گیم پلی بازی می توان به آن اشاره کرد.

در بازی shard های مختلف را به صورت رندوم با شکست دشمنان مختلف کسب می کنید و می شود گفت هر shard که از هر دشمن می گیرید در واقع قابلیت حمله کردن همان دشمن را برای شما به همراه می آورد و یا اصلا می توانید خود آن دشمن را به صورت یک روح موقتی احضار کنید تا حمله اش را انجام بدهد و برود و هر حمله بسته به نوع shard و قدرتی که دارد مقدار مشخصی از نوار مانای شما می کاهد. مثلا شما یک باس را می کشید که مثل یک هشت پا است و وقتی shard ان را بگیرید می توانید بعدا کاری کنید که یکی از پاهای وی به صورت جادویی ظاهر شود و به دشمنان ضربه بزند.

نهایتا در خصوص بخش گیم پلی عنوان Bloodstained: Ritual of the Night باید گفت این بازی موفق می شود تا با گیم پلی بسیار متنوع و جذاب خود بازیباز را کاملا به بازی علاقمند نگاه داشته و سازندگان بالانس فوق العاده ای را بین بخش های  گوناگون گیم پلی برقرار کرده اند و در این زمینه بازی کاملا متوازن است و هیچ بخشی در آن بیش از حد یا کمتر از حدی که باید باشد، نیست و همین توازن سبب می شود که حتی لحظه ای هم گیم پلی بازی برایتان خسته کننده نشود و همیشه آن جذابیت و زیبایی خود را که در ترکیب با طراحی مراحل بی نظیر بازی و دنیای یکپارچه آن است، برای بازیباز حفظ نماید و حتی او را به بازی کردن چند باره این بازی نیز مشتاق نماید. در واقع Bloodstained: Ritual of the Night ارزش تکرار بسیار بالایی دارد و رسیدن به بخش های مختلف دنیای بزرگ بازی و  یافتن آیتم ها و گنج های پنهان در کل مراحل، دلیل بسیار خوبی برای بازگشت دوباره به دنیای فانتزی و تاریک Bloodstained: Ritual of the Night هستند.

از بخش سر شخصیت اصلی گرفته تا تن پوش و حلقه و گردنبند و… را می توانید با آیتم های مختلف تجهیز کنید و باید سعی کنید تا در بازی مدام تجهیزات بهتر کسب کنید (یا بسازید)) تا stat های شخصیت اصلی بازی در بخش های مختلف مثل Strength و Intelligence و Luck و… بالاتر برود و میزان دافع او در ضربات فیزیکی و جادویی را نیز بیشتر کنید.

یکی از بخش هایی که واقعا قبل از بازی اصلا فکرش را هم نمی کردم که تا این حد زیبا باشد ساندترک معرکه بازی است که تا وقتی آن را تجربه نکنید نمی توانید باور کنید چقدر زیباست و چقدر عنوانی در این سبک می تواند در زمینه موسیقی عالی باشد و کاملا در می یابید که چرا سازندگان بازی ساندترک کامل آن را به صورت جداگانه برای فروش گذاشته اند. در مورد رمز و رازها و بخش های جالب بازی در اینترنت مدام با صحبت هایی از یک “پیانو” که می توانید در بازی بنوازید روبرو می شدم و فکر کردم که شاید یک راز مخفی است. به هر حال ان ها را نخواندم چون می خواستم خودم بازی را تجربه کنم ولی مدام دنبال یک پیانو بودم و در بخشی از بازی که اتفاقا مخفی هم نبود در یک محیط زیبا به یک پیانو برخورد کردم و دوست داشتم ببینم پس حالا که این مخفی نبود چرا این قدر در موردش صحبت بود.

شاید یک گنج در اولین منطقه بازی را بتوانید حداقل بعد از ۱۰-۱۵ ساعت جلو رفتن و به دست اوردن یک قابلیت خاص، به دست اورید. به همین خاطر یاد مدام با کمک نقشه بازی جاهایی که روی نقشه هنوز خالی هستند و ابی نشده اند را گشت و گذار کنید تا با قابلیت های جدیدی که می گیرید راهتان را در آن ها باز کنید

وای که چه لحظه شگفت انگیزی در انتظارم بود. Miriam پشت پیانو نشست و قطعه ای را نواخت که به حدی زیبا بود که باور کنید تا الان شاید ۱۰ بار گوش داده باشم و فقط در همان جا۴ بار پشت سر هم وی را نشاندم پشت پیانو تا دوباره بنوازد و بعد به هم به سراغ یافتن آهنگ و ضبط کردن آن و ..رفتم تا بتوانم همیشه آن را گوش کنم. دوستان واقعا موسیقی های بازی و مخصوصا این موسیقی خاص، زیبا و شاهکار است و وقتی آن را گوش کنید کاملا می فهمید چه می گویم. از چنین بازی اصلا انتظار چنین ساندترکی نداشتم ولی به بهترین شکل ممکن Bloodstained: Ritual of the Night و سازندگان موسیقی آن مرا سورپرایز کردند.

شخصیت Miriam را می توانید در بخش های مختلف شخصی سازی کنید. از سلاح های گوناگون یک دستی و دو دستی و نیزه گرفته تا شلاق و حتی سلاح گرم را می توانید برای او تجهیز نمایید که هر کدام مقدار آسیب خاصی دارند و همچنین نوع آسیب خاصی را وارد می کنند (هم از نظر مدل آسیب مثل Thrust و slash و … و هم از نظر المان های آسیب مثل آتش و برق و…). هر کدام از این سلاح های سر نیز بسته به اندازه و یک دستی یا دو دستی بودنشان سرعت ضربه خاصی دارند و سلاح های دو دستی که وزن بیشتری دارند و قدرتشان هم بیشتر است، سرعت ضربه کمتری دارند.

از همان دقایق اول که شروع به تجربه Bloodstained: Ritual of the Night کردم می دانستم که انتخابم درست بوده و با یکی از عناوین برتر سبک دو بعدی در نسل هشتم طرف هستم. Bloodstained: Ritual of the Night به معنای واقعی کلمه یک بازی دو بعدی زیباست. استایل گرافیکی خاص و فانتزی تاریک، انواع و اقسام مناطق مختلف، گیم پلی عمیق و المان های نقش آفرینی جذاب و همین طور باس فایت های به یاد ماندنی و هیجان انگیز سبب شده اند تا با عنوانی عالی طرف باشیم. باید واقع بین باشیم؛ سازندگان بازی واقعا هیچ اشتباه بزرگی را مرتکب نشده اند و حتی اشتباهات کوچک آن ها نیز بسیار بسیار کم‌ تعداد است. این عنوان معنای کامل یک بازی دو بعدی نقش آفرینی فانتزی است و از همه نظر مطابق با استانداردهای عناوین کلاسبک و شاهکار ۲ بعدی عمل می کند و آن ها را کاملا به روز کرده و ارتقا می دهد.

واقعا طراحی های بازی معرکه و بی نهایت متنوع است.. ای حوض خون گرفته تا تونل های فاضلاب و قصرهای زیبا و شهرهای سوخته و…

هر نوع سلیقه ای که داشته باشید بسیار بعید است که از تجربه Bloodstained: Ritual of the Night لذت نبرید. بدون شک دوستداران عناوین دو بعدی نقش آفرینی یا بازی های متروییدوانیا می توانند با عنوان Bloodstained: Ritual of the Night یکی از بهترین تجربه هایشان در این سبک را کسب کنند. Bloodstained: Ritual of the Night عنوانی است که همیشه شور و شوق شما را برای ادامه حفظ می کند و در این راه، طراحی هنری و گرافیک بسیار زیبا و گیم پلی و مبارزات سرگرم کننده و المان های نقش آفرینی جذاب و عمیق، نقش اساسی را ایفا می کنند. اگر از طرفداران عناوین دو بعدی نقش آفرینی مثل Salt and Sanctuary و Castlevania Symphony of the Night یا Castlevania Mirror of Fate یا عناوین متروییدوانیا هستید بایستی حتما عنوان Bloodstained: Ritual of the Night را تجربه کنند زیرا که قطعا تجربه‌ ای لذت‌ بخش و جدید ولی با حس و حال آشنا برای آن‌ها خواهد بود و کلی از این ماجراجویی لذت خواهید برد.

Bloodstained: Ritual of the Night یک تجربه بی‌نهایت جذاب از گشت و گذار، ماجراجویی، نقش‌آفرینی و مبارزات و باس فایت های هیجان انگیز است. بازی به شکلی زیبا شما را در دنیای فانتزی، تاریک و محزون خود قرار می‌دهد و از شما می خواهد ماجراجویی خود را از دل تاریکی و سیاهی برای رسیدن به روشنایی و امید بخشیدن به انسان ها آغاز کنید. ماجراجویی که واقعا لذتبخش و جذاب است و ساعات خیلی خوشی را برای شما رقم می زند.

اگر هم آشنایی با سری عناوین یاد شده ندارید و به دنیال تجربه یک بازی دو بعدی نقش‌‌ آفرینی  پر از گشت و گذار و اکتشاف و باس‌ فایت‌ های زیبا و بازگشت به عقب برای لوتینگ آیتم ها و … هستید، Bloodstained: Ritual of the Night همان عنوانی است که انتظارش را می‌کشید. Bloodstained: Ritual of the Night یک تجربه بی‌نهایت جذاب از گشت و گذار، ماجراجویی، نقش‌آفرینی و مبارزات و باس فایت های هیجان انگیز است. بازی به شکلی زیبا شما را در دنیای فانتزی، تاریک و محزون خود قرار می‌دهد و از شما می خواهد ماجراجویی خود را از دل تاریکی و سیاهی برای رسیدن به روشنایی و امید بخشیدن به انسان ها آغاز کنید. ماجراجویی که واقعا لذتبخش و جذاب است و ساعات خیلی خوشی را برای شما رقم می زند.

1
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • mehrdad65 گفت:

    واقعا بازی خوبیه
    ولی متاسفانه بازیای خوب جایگاهی در فروش ندارن
    و این خیلی غم انگیزه

    0
    0
    • درود بر شما ممنون از نظرتون.
      البته خب معیار موفقیت هم برای این بازی ها فرق داره ب بازی های بزرگ. مثلا این بازی که با کیک استارتر ساخته شده یعنی کل پولش رو مردم دادن و ساخته شده. این یعنی هر مقدار نسخه ای که بفرشوه برای سازنده ها سود حساب میشه و معمولا هم این بازی های خوب که نمرات خوبی هم می گیرن گاها ۵۰۰ هزار تا یک میلیون نسخه می فروشن و این یعنی سود خیلی بالا برای سازنده ها. اگر این بازی های نفروشن که خب مدام ساخته نمیشن. قطعا سود قابل قبولی دارن که باز هم میبینیم مدام ساخته میشن.
      https://t.me/Gametal

      0
      0
  • rezamaki1362 گفت:

    مثل همیشه انطور بازیها عالین ROTFL

    0
    0
  • Hamid گفت:

    سلام اقای اقابابایی خسته نباشید نقد بسیار عالی بود کلا میدونستم یه نمره بسیار خوب میگیره از نمره متاش هم معلوم بود.
    لطفا یه نقد هم از my friend pedro برید خیلی عالیه.

    0
    0
    • سلام به شما حمیدرضا جان. سلامت باشید انشالله. خیلی ممنونم از نظرتون. لطف کردید که خوندید.
      بله حتما نقدش رو می نویسیم. در مورد بازی فارست هم که دیدم در دو سه مقاله من در مورد نقدش نوشته بودید بهتون پیام خصوصی دادم در موردش که بی ادبی نشه و فکر نکنید که من جواب ندادم ۲-۳ بار به پیامتون. انشالله نقد اون رو هم می نویسیم.
      https://t.me/Gametal

      0
      0
  • Clara گفت:

    بازی های metroidvania حداقل تو کشور ما که خیلی طرفدار ندارن ولی به هرحال برا منی که عاشق سیمفونی آو نایت بودم خیلی دوست داشتنی جالبه گیمفا هیچ بازی رو از قلم نمیندازه

    0
    0
  • kavehd2 گفت:

    تو عکسها همش یه استایل ایستاده Hypnotized

    0
    0
  • sonicer گفت:

    چقدر شبیه symphony of the night کستلوانیا ساخته شده لازم شد بازیش کنم.

    0
    0
  • bomberman گفت:

    دوستان شرمنده میدونم ربطی به پست نداره ولی مگه قرار نبود بازی heavy rain دیروز برا pc بیاد؟

    0
    0
  • با سلام عرض خسته نباشید خدمت آقا سعید
    نقد بسیار عالی بود انگار تهیه اش واجبه
    راستی آقا سعید چرا دیگه جدیدا جواب کامنت های کاربر هایی که زیر نقد یا راهنمایی های که نوشتید هست رو نمیدید؟
    آیا مشکلی پیش اومده ؟
    به هر حال امیدوارم تندرست و سلامت باشید

    0
    0
    • سلام و عرض ادب خدمت شما. سلامت باشید انشالله. خیلی لطف کردید که مطالعه فرمودید و امیدوارم لذت ببرید ازش.
      عرض کنم به حضورتون که واقعا شرمنده ام به این خاطر که این مدت نتونستم جواب بدم در مقالت دبه کامنتها. باور کنید همه رو یکی یکی میخونم همیشه ولی این زندگی واقعا اینقدر شلوغ و پیچیده میشه که نذاشته این مدت بتونم وقت کنم و پایخ بدم به نظرات همیشه پر از لطف و محبت شما. خیلی خیلی ازتون معذرت میخوام و امیدوارم به بزرگی خودتون ببخشید و من رو محروم نکنید از نظرات خوبتون در مقالات که انگیزه من برای نوشتن هستن و تک تک همه رو میخونم. انشالله سعی میکنم همه مقالات رو پاسخ بدم از این به بعد تا هر قدرکه مقدور بود ولی اگر گاهی نشد لطفا ببخشید دیگه. امیدوارم که همیشه شما هم سلامت و موفق باشید. یک دنیا سپاس
      https://t.me/Gametal

      0
      0
  • Mojtaba VMPR گفت:

    برای من این بازی ۱۰ از ۱۰ هست. چون باعث شد خاطرات تمام روزهای خوبی که با سری کستلوانیا داشتم زنده شه.واقعا در سطح symphony of the night و rondo of blood ظاهر شد.از وقتی دانلودش کردم یه ضرب بازی کردمش و هر لحظه اش برام لذت بخش بوده.هم طراحی هنریش . هم گیم پلیش .حتی گرافیکش هم واقعا قویه. در بخش موسیقی هم که معرکه است. همون قدر که ایگاراشی در ساختش قوی بوده میچیرو یامانه در اهنگ سازیش قوی بوده. ساندترک های این حتی از castlevania aria of sorrow از زیباتر بوده. دوستان از دست ندید این عنوان رو که ب نظیره و تو سبک مترویدوانیا یکی از بهترین هاست.پارسال curse of the moon و امسال ritual of the night. قطعا در اینده میتونه تبدیل به یک سری بازی شاید به بزرگی کستلوانیا بشه. یاد روزهای خوب کستلوانیا و شخصیت های نمادینش مثل soma و alucard و richter بخیر.
    واقعا از خوندن نقدتون لذت بردم اقای اقابابایی. واقعا زیبا و قوی نوشتید. خوشحالم که این بازی رو خودتون نقد کردید چون از نوشته های قبلیتون میدونم که سری کستلوانیا رو خیلی قبول دارید. خسته نباشید

    0
    0
    • سلام خدمت شما مجتبی جان. خیلی از لطف شما ممنونم که مطالعه فرمودید مقاله رو. باعث افتخارمه که رضایت داشتید از نقد و بررسی و خیلی ازتون متشکرم به خاطر حمایت و محبتتون. تمام مواردی که در مورد بازی فرمودید درسته و واقعا این یکی از برترین بازی های ساخته شده در این سبکه تا به امروز. موسیقیش هم که اصلا قابل توضیح نیست از زیبایی.
      https://t.me/Gametal

      0
      0
  • چقدر همچین بازی نیاز بود واقعا … نمرشم که دادید ۸٫۷ دیگه رسما باید تجربش کنم منتظر نقد بودم ببینم چطوره …
    دستتون درد نکنه فقط این سختی اذیت کننده نشه اوکیه واقعا دیگه توی این نسل خیلی سختی کشیدیم بسه به خدا Neutral
    دارک سولزای ۱ و ۲ و۳ ، bloodborne بعد sekiro بعد دوباره بازی هایی که از سولز الهام گرفته بودن
    بعدش دوباره code vein که ۵ مهر میاد اونم باید بازی کنیم ادم دیگه میمونه ROTFL
    تازه یسری تروفی هایی مثل تروفی های re2 remake که برای پلاتش نیاز بود هم واقعا شیره ی جون منو کشید
    اینم یهو بخواد وسط بازی سخت بشه که دیگه هیچی Neutral
    قشنگ حال و هوای Castlevania رو داره
    فقط آقا سعید این روی ps4 نقد شده یا pc ?

    0
    0
    • MetallicA گفت:

      با اجازه‌ی آقای آقابابایی، باید بگم که ایشون با کنسول پلی استیشن بازی رو انجام دادن ولی واقعا میشه گفت دوران بازی‌های خوب روی کنسول، و ضعیف روی پی سی گذشته و در حال حاضر من که تاحالا ندیدم یه بازی مولتی پلتفرم کوچک‌ترین فرقی بین نسخه کنسولی و پی سیش باشه

      0
      0
  • MetallicA گفت:

    من هنوز نخوندم مقاله رو ولی وقتی اسم بازی رو دیدم حسابی هیجان‌زده شدم چون تغییراتی رو که سازندها تو بازیشون به وجود اوردن دیده بودم و اون تغییرات به اصطلاح «کمپلت!» برام خیلی جذاب بود. برم نقد رو بخونم ، تشکر از نویسنده عزیز

    0
    0
    • MetallicA گفت:

      اینو بگم که تصاویر اولیه بازی به معنی واقعی کلمه «تاریک» بودن همونطور که کارگردان و تیمش میخواستن ولی این محیط‌ها واقعا به دل مخاطب نمی‌نشستن و تیم سازنده این رو فهمید. پس کارگردان دست بکار شد و بازی رو حسابی «رنگی» کرد، در عین اینکه محیط‌ها یه فانتزی تاریکی دارن و این ترکیب خیلی جذابه

      0
      0