گیفت کارت
گیفت کارت

چرا سال ۱۹۹۸ یکی از بهترین سال های تاریخ بازی های ویدئویی می باشد؟

۱۳ دی ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۰

چه سالی بهترین سال در تاریخچه بازی های رایانه ای بود؟ چه سالی بیشترین و تاثیر گذارترین بازی ها را داشته است؟! فکر می کنم پس از مطالعه قسمت اول و قسمت دوم این سری مقاله در سایت گیمفا به خوبی با سبک و سیاق و شکل آن اشنا شده اید. امروز به قسمت سوم این سری مقالات می رسیم. مقاله ای که این بار سال ۱۹۹۸ و اتفاقات بزرگی که برای دنیای گیم در این سال افتاد را به زیر ذره بین می برد.

۱۹۹۸ سالِ اولین ها بود. اولین بازی داستانی تیر اندازی محور، اولین نسخه سه بعدی Legend of Zelda، اولین بازی شبیه سازی مخفی کاری مدرن، اولین بازی نقش آفرینی ژاپنی، اولین بازی که تکنیک ها و جهت های سینمایی را تقلید می کرد، و اولین بازی نقش آفرینی (RPG) که اکنون به رهبر این ژانر تبدیل شده است.

۱۹۹۸ سالی بود که تکنولوژی سه بعدی رشد کرد. اولین نسخه Unreal Engine با معرفی یک تیراندازی اول شخص با همین نام، به بازار ارائه شد؛ این تکنولوژی در صدها بازی از جمله BioShock، Gears of War و Mass Effect به کار گرفته شد. همچنین این سال، سال ارائه بازی شرکت Rockstar Games بود، سالی که شرکت سِگا (Sega) از بازی Saturn به Dreamcast در سرزمین خود خیز برداشت و نسل بعدی بازی ها شروع شد. مهم نیست شما کی بودید یا چه سیستمی را داشتید، اما لیست زیر نشان می دهد که ۱۹۹۸ سالی بود که در آن یک چیز واقعاً باورنکردنی برای دنیای بازی های ویدیویی وجود داشته است.

Half-Life/Valve

اولین بازی Valve نشانمان داد که عنوان داستانی ، تیر انداز اول شخص ،نیازی نبود که از طریق صحنه قطع بازی یا دیالوگ نشان داده شود بلکه می توانست در خود محیط اطراف هم دیده شود. Half-Life شما را در وسط یک فاجعه قرار می داد؛ تهاجم بیگانه از طریق نفوذ یک قطره اشک در مرکز تحقیقات زیرزمینی شروع شد.حس محیطی که Valve در طول بازی برای ما ساخت حتی تا به امروز باقی مانده است. تنها یک دلیل وجود دارد که چرا مجموعه بازی های اکشن اول شخص بسیار خواهان داشت : چون حتی در سال ۱۹۹۸، شرکت  Valveاستاد این صنعت بود.

The Legend of Zelda : The Ocarina of Time / Nintendo EAD

اگرچه شرکت سونی از همان ابتدا کنسولهای سه بعدی به بازار ارائه داد، اما Nintendo را به منظور ارزیابی اینکه چگونه از فراز و نشیب بازی های قدیمی با ابعادی جدید استفاده کنند، این کار را نکرد.با این حال Nintendo تقریبا کار خودش را انجام داد، اول با کمک Super Mario 64 تعریف جدیدی از بازی پرشی (سکوبازی) ارائه داد و بعد The Legend of Zelda را به همراه The Ocarina of Time به صورت سه بعدی به بازار داد. مجموعه ی Hallmark مهمترین مجموعه در زمینه سرزمین سه بعدی Hyrule بود و ابعاد جدید آن امکان ایجاد معماهای جدیدی را داد که تا قبل از آن نتوانسته بودیم حل کنیم. The Ocarina of Time هم از اولین بازی هایی بود که از اکشن های بافت حساس استفاده کرد، بنابراین این میراثش امروز تقریبا در هر بازی هیجانی، ماجرایی احساس می شود. این عنوان بر بسیاری از آثار این ژانر تاثیر شدیدی گذاشت…

Banjo-Kazooei /Rare

علی رغم اینکه Super Mario 64 نشان داد که چگونه بازی های پرشی به صورت ۳بعدی کار می کنند، اما Rare بود که از این فرمول استفاده کرد و خودش را ارتقا داد. دنیای Banjo-Kazooie بسیار بزرگ بود و با سبکی جذاب ارائه داده شد که Nintendo 64 را به انتهای کار خود رساند ؛ این بازی پر بود از شخصیت های رنگارنگ که دیالوگهای جالب و با مزه ای می گفتند.Banjo و Kazooie قابلیتهای بسیاری داشتند که یکی پس از دیگری به روشهای جالبی کامل می شدند، در حالی که قابلیتهای اضافه تر با بالاتر رفتن مرحله ها، باز می شدند، چیزی که در آن زمان کاملا جدید بود. به همین دلیل است که Banjo-Kazooie و Rare جزو بهترین ها هستند.

StarCraft : Brood War /Blizzard

هم نسخه اصلی StarCraft و هم نسخه پیشرفته آن، Brood War در سال ۱۹۹۸ ارائه شدند، برای همین هر دوی آنها را در این بخش بررسی می کنیم. دلیل خوبی دارد : اگرچه Vanilla StarCraft یک بازی استراتژیکی بی درنگ بود اما تنها Brood War به اندازه ای قوی بود که توانست ساخت بازی های رقابتی را، آنطور که امروز می شناسیم، رهبری کند.

بدون StarCraft و Brood War نمیتوانستیم صحنه های رقابتی قوی و هیجان انگیز داشته باشیم. Brood War چیستان دنیای بازی ها ست: به اندازه ای عمیق است که استراتژی های زیادی تا انتهای بازی ادامه دارد، در عین حال به اندازه ای ساده است که هر کس می تواند بازی کند.

Grim Fandango /LucasArts

علی رغم این واقعیت که هیچ اشاره یا کلیک واقعی اتفاق نمی افتد، اما  Grim Fandango بعنوان بازی شناخته شده است که اوج بازی های ماجراجویی اشاره و کلیک است. مثل سایر ژانرهای آن زمان، بازی های ماجراجویی به دنبال این بودند که چگونه می شود به نمایش سه بعدی رو آورد. اگرچه Grim Fandango به خاطر نمایش سه بعدی اش شناخته نمی شود و به خاطر طراحی بی نظیرش معروف است که هر نوع واسطه ای را در بازی از میان بر می دارد و آنرا با معادله های موجود در جهان جایگزین می کند. و به علاوه تمام این ها، صداگذاری بازی، راوی بی نظیر و بالغ آن، جهت های خلاقانه و آهنگ عالی اش، یک سفر خاطره انگیز در اعماق زمین را برایمان به جا گذاشت.

Thief: The Dark Project/ Looking Glass Studios

بازی Thief : The Dark Project آنگونه که امروزه می شناسیم پیشگام سبک مخفی کاری مدرن است. یکی از اولین بازی هایی است که از نور و سایه برای اختفا در محیط سه بعدی استفاده کرده، همچنین این اجازه را به شما می دهد که مشعلها را خاموش کرده و تاریکی بیشتری برای پنهان کردن خود بسازید. همچنین شنیده شدن صداهای مختلف موقع راه رفتن، شما را مجبور می کرد توجه بیشتری به محیط بازی داشته باشید. نگهبانان و شهروندان واکنش های طبیعی به حضور شما داشتند اما اجسام خاص و استراق سمع مکالمات بازی را به پیش می برد. بیشترین کاری که The Dark Project انجام داد این است که اساس همه ی بازی های  اول شخص مدرن را داده و میدهد.

Baldur’s Gate/ BioWare

این همان جایی است که داستان شرکت BioWare با بازی های نقش آفرینی شروع می شود. بازی Baldur’s Gate اولین حرکت شرکت سازنده در زمینه نقش آفرینی بود و یکی از بخش های اساسی تقویت بازی های PC بود. همچنین این بازی توانست تمام قواعد Dungeons & Dragons را به چیزی تبدیل کند که در بازی های پرشی به خوبی کار میکرد. Baldur’s Gate ، با کمک دنیای وسیعش به سوی کشف و جستجوی اتفاقات مختلف، فرمول BioWare را معرفی کرد = چیزی که در بازی های نقش آفرینی بعدی شرکت سازنده ارتقا یافت.

Pokemon Red & Pokemon Blue / Game Freak

این بازی از فرمول بازی های نقش آفرینی ژاپنی استفاده کرد و توانست از جنبه ترکیب آن در زمینه حفظ حیات وحش بازی جدیدی بسازد. اما تمام بازی در خصوص فن آرایش و چیدمان و سلایق شخصی نبود؛ هر Pokemon به یک سیستم جنگی عمیقی وصل می شد که به خاطر ارتباط میان عناصر و انواع حمله ها مورد تقدیر قرار گرفت. این بازی درباره نجات جهان یا دفاع از مردم عادی نبود؛ بلکه درمورد تبدیل شدن به بهترین نوع خود شما بوده است. واقعیت این است که ما نیز در سال ۲۰۱۴ هنوز دنبال این هستیم که به آن برسیم و آن را تجربه کنیم، مسئله ای که گواه موفقیت این بازی هاست.

Metal Gear Solid / KCEJ

هرچند که نسخه اصلی Metal Gear یکی از اولین بازی های ژانر مخفی کاری بود ، اما بازی Metal Gear Solid—که با سری مجموعه پلی استیشن ارائه شد—به خاطر کمکهایش به ژانر مخفی کاری معروف نیست. بلکه Metal Gear Solid بخاطر یکی از اولین بازی های ویدئویی سینمایی مشهور است. صحنه های متعدد و طولانی قطع بازی تکنیک های فیلم سازی را تداعی می کرد و شخصیت هایش با صداگذاری و دوبله کامل خلق شدند. حتی این بازی توانست با کمک مشخصه های سخت افزار پلی استیشن ،دیوار چهارم را از طرق خلاقانه ای بشکند، کاری که قبلا انجام نشده بود. این سبک سینمایی در سایر مجموعه های Metal Gear Solid حفظ شد ، و به یکی از مهیج ترین داستان هایی تبدیل شد که در صنعت بازی تا به امروز روایت شده است. همانطور که هنوزم که هنوز است متال گیر شاهکاری است در عرصه داستان سرایی..

این مقاله از سایت GameSpot ترجمه شده است.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید