تنها یکی از ما زنده خواهد ماند؛ 10 بازی برتر که شما را در مقابل شریکتان قرار می‌دهند

23 مهر 1400 - 18:35

بازی‌های ویدئویی می‌توانند روی بسیاری از احساسات ما دست بگذارند و ما را در موقعیت‌های دشواری قرار دهند. یکی از این موقعیت‌ها هنگامی است که نویسندگان بازی تصمیم می‌گیرند در بخشی از داستان، ما را در مقابل دوستان یا شریکانمان قرار دهند. کسانی که از ابتدای بازی با ما بوده‌اند و ما را در ماموریت‌های مختلف همراهی کرده‌اند و اکنون باید با خود آن‌ها بجنگید. معمولاً این صحنه‌ها، به دلیل وابستگی مخاطب به کاراکترهای داستان بار احساسی بالایی دارند و در یاد می‌مانند. امروز قصد داریم 10 بازی برتر که ما را در جریان داستان، مقابل دوستانمان قرار می‌دهند با یکدیگر مرور کنیم.

در این مقاله تمرکز ما بر روی شخصیت‌های خائن نبوده، ولی در بسیاری از این بازی‌ها، دلیلی این‌که مجبور می‌شوید با یک دوست مبارزه کنید، خیانت او به شماست. بنابراین با شخصیت‌های خائن زیادی در این لیست برخورد خواهید کرد! بازی‌های بسیاری از این روش برای تاثیرگذارتر کردن داستان خود استفاده کرده‌اند و طبیعتاً در این مقاله مجال حرف زدن از تمام آن‌ها نیست، بنابراین به 10 بازی که این موضوع در روند داستان‌سرایی آن‌ها تاثیر زیادی داشته، بسنده کرده‌ایم. هم‌چنین سعی کرده‌ام محدودیتی از نظر فرنچایز و شرکت سازنده در ایم لیست اعمال نکنم.

قبل از شروع مقاله، باید به شما عزیزان هشدار دهم این مقاله پر از اسپویل است! بنابراین پیشنهاد می‌کنم اگر قصد تجربه‌ی بازی خاصی از این لیست را دارید، متن مربوط به آن را مطالعه نکنید.

خب دیگر، مقدمه چینی را تمام کنیم و برویم سر اصل مطلب! این شما و این 10 بازی برتر که ما را در مقابل دوستان و شریکان‌مان قرار می‌دهند.

Yakuza

لیست را به دو دلیل با Yakuza شروع می‌کنم. اول این‌که سری Yakuza یکی از سری‌هایی است که به اندازه‌ی لیاقت‌شان به آن‌ها توجه نمی‌شود. دوم این‌که در این سری نه یک‌ بار، بلکه چندین بار در مقابل دوستان و شرکای قدیمی خود قرار می‌گیرید و باید آن‌ها را از میان بردارید. تعداد صحنه‌های این‌چنینی آن‌قدر در این سری زیاد است که می‌شود کل این لیست را با بازی‌های یاکوزا پر کرد!

نویسندگان سری خوش‌ساخت یاکوزا، چندین بار از این روش برای تاثیرگذاری بیشتر داستان‌شان استفاده کرده‌اند، ولی شاید به‌یادماندنی‌ترین آن‌ها، خیانت آکیرا نیشیکیاما (نیشیکی) به برادر قسم‌خورده‌ی خود کازوما کیریو باشد. پس از این که نیشیکی رئیس خود را می‌کشد، کازوما مسئولیت این قتل را بر عهده می‌گیرد تا او به زندان نرود. اما زمانی که کازوما در زندان به سر می‌برد، نیشیکی خانواده‌ی خود را به عنوان یکی از هم‌پیمانان Tojo Clan که در واقع بزرگ‌ترین باند یاکوزای منطقه است معرفی می‌کند. این جریان پس از آزادی کازوما از زندان هم ادامه پیدا می‌کند و کار به جایی می‌رسد که کازوما و نیشیکی در مقابل هم قرار می‌گیرند. در واقع دو دوستی که تا قبل این جریانات مانند برادر بودند، به دشمنان خونی یکدیگر تبدیل می‌شوند. مطمئناً هر کس دیگری هم که ده سال از عمرش را به خاطر فردی دیگر در زندان بگذراند و بعد از همان فرد خیانت ببیند، تا آخر عمرش با او دشمن می‌شود! خیانت نیشیکی یکی از دردناک‌ترین خیانت‌های سری یاکوزا است که به یکی از جالب‌ترین رویارویی‌های تاریخ بازی‌های ویدئویی منجر می‌شود.

Army of Two: The Devil’s Cartel

Army of Two از عناوین خوب شرکت الکترونیک آرتس است که طرفداران زیادی دارد. فرنچایز The Devil’s Cartel از این سری در سال 2013 برای کنسول‌های Xbox 360 و Play Station 3 منتشر شد و علی‌رغم مشکلات بسیاری که داشت، توانست فروش نسبتاً خوبی داشته باشد. البته از سال 2013 تا به امروز فرنچایز جدیدی از این مجموعه ساخته نشده و به نظر هم نمی‌رسد الکترونیک آرتس به این زودی‌ها بخواهد بازی جدیدی از این مجموعه منتشر کند.

Army of Two روایت‌گر جریان دو دوست و هم‌رزم به نام‌های Rios و Salem است که در نبردهای بسیاری شانه به شانه در کنار یکدیگر جنگیده‌اند. در Army of Two: The Devil’s Cartel، طی یک سری اتفاقات، Salem اعضای گروه را رها کرده و از آن‌ها جدا می‌شود. پس از چند سال، او که به جبهه‌ی مقابل پیوسته با نام El Diablo برمی‌گردد و در مقابل دوست سابق خود Rios قرار می‌گیرد. رفتن Salem از گروه و پیوستن او به دشمن یکی از اتفاقات غیرمنتظره‌ی این بازی و یکی از خیانت‌های به یادماندنی تاریخ بازی‌های ویدئویی به شمار می‌آید.

Metal Gear Solid 3

وقتی حرف از داستان‌سرایی در بازی‌های ویدئویی می‌شود، یکی از اولین نام‌هایی که به ذهن هر گیمری می‌رسد، نام استاد هیدئو کوجیما است. حتی اگر کسی بازی‌های کوجیما را دوست نداشته باشد، نمی‌تواند مهارت او را در داستان‌سرایی انکار کند. Metal Gear Solid 3 یکی از بهترین داستان‌های تاریخ بازی‌های ویدئویی را دارد که به نظرم هر گیمری باید حداقل یک بار آن را تجربه کند. این بازی هم‌چنین یکی از بهترین رویارویی دو دوست را به تصویر کشیده که در تاریخ گیم ماندگار خواهد بود.

در جریانات سومین نسخه‌ی بازی، The Boss که دوست و استاد شماست به شما خیانت می‌کند و به دشمن می‌پیوندد. شما که از این موضوع ناراحت و عصبانی‌اید، او را پیدا کرده و طی نبردی دراماتیک او را شکست می‌دهید. اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود و بعدها می‌فهمید که The Boss در واقع به شما خیانت نکرده و این سیاست‌های کثیف کشور بوده تا از او به عنوان یک جاسوس دوطرفه استفاده کند. این‌که مجبور باشید با دوست و شریک خود مبارزه کنید، به خودی خود قلب آدم را به درد می‌آورد، چه برسد به این‌که بفهمید او را بیهوده کشته‌اید! 3 Metal Gear Solid بدون شک جای مهمی در 10 بازی برتر این لیست دارد.

Ghost of Tsushima

گوست آو سوشیما کمی بیشتر از یک سال است که منتشر شده، اما از همان روز انتشار تا به حال، بسیاری از گیمرها را شیفته‌ی خود کرده است. Ghost of Tsushima در کنار دو عنوان The Last of Us 2 و Cyberpunk 2077، از مورد انتظارترین بازی‌های سال پیش میلادی بود و برخلاف آن دو عنوان که با اعتراضات زیادی از سوی برخی گیمرها مواجه شدند، این بازی توانست خیلی بی‌حاشیه در میان بهترین عناوین سال 2020 جای بگیرد.

گذشته از گرافیک هنری فوق‌العاده و گیم‌پلی جذاب بازی، Ghost of Tsushima روایت‌گر یکی از بهترین داستان‌های سال‌های اخیر صنعت بازی است. بازی شما را در نقش یک سامورایی به نام جین ساکای (Jin Sakai) قرار می‌دهد تا با سربازان بی‌رحم مغول مبارزه کرده و سرزمین مادری خود را پس بگیرید. عموی جین که در واقع استاد و نزدیک‌ترین فرد به اوست، همواره به جین اخطار می‌دهد که از سنن سامورایی‌ها سرپیچی نکند و به شکل مستقیم با دشمنان مبارزه کند. جین که زجر کشیدن مردم و نابود شدن سرزمین مادری‌اش را از نزدیک می‌بیند، این سنت‌ها را کنار گذاشته و از حیله‌های جنگی در مبارزات استفاده می‌کند. این موضوع باعث می‌شود که حکومت مرکزی حکم اعدام جین را صادر کند و وظیفه‌ی اجرای این حکم بر عهده‌ی کسی نیست به جز عمویش! تحمل رویارویی این دو نفر که در طول بازی رابطه‌ی بسیار عمیقی دارند، برای هر گیمری سخت است. Ghost of Tsushima با باس فایت آخرش، شما را بر سر یک دو راهی بسیار سخت قرار می‌دهد و یکی از غم‌انگیزترین پایان‌های بازی‌های ویدئویی را رقم می‌زند.

Grand Theft Auto V

مجموعه‌ی Grand Theft Auto یا GTA، مانند یک طنز اجتماعی در مورد زندگی آمریکایی است. در دنیای پر از خلاف و درگیری GTA، داستان‌های جالبی نهفته که این سری را به یکی از بهترین فرنچایزهای کل تاریخ تبدیل می‌کنند. بازی GTA V، آخرین بازی از این مجموعه است که در سال 2013 به شکل بین نسلی برای کنسول‌های نسل هفتم، هشتم و PC منتشر شد. با این‌که هشت سال از انتشار این بازی می‌گذرد، اما GTA V هنوز هم یکی از جذاب‌ترین بازی‌های موجود در بازار است که هم‌چنان فروش بسیار بالایی دارد.

GTA V شما را در نقش سه خلافکار به نام‌های تروِر، مایکل و فرنکلین قرار می‌دهد که شخصیت‌هایی بسیار متفاوت از یکدیگر دارند. در پایان این بازی، یک میلیونر به نام Devin با فرنکلین تماس می‌گیرد و سه گزینه پیش پای او می‌گذارد. گزینه‌ی اول کشتن ترور، گزینه‌ی بعدی کشتن مایکل و گزینه‌ی آخر Deathwish است. در صورت انتخاب گزینه‌ی آخر، که سخت‌ترین انتخاب هم هست، همگی با هم به سراغ Devin می‌روید تا او را بکشید. اما پس از 60، 70 ساعت بازی کردن و خو گرفتن با این سه خلافکار دوست‌داشتنی، دو گزینه‌ی دیگر واقعاً ناجوانمردانه هستند! با این‌که سازندگان شما را مجبور به کشتن همراهان‌تان نمی‌کنند، اما اگر بخواهید بازی را به شکل کامل به پایان برسانید، باید همه‌ی پایان‌های آن را امتحان کنید. GTA V به راحتی در بین 10 بازی برتر لیست قرار می‌گیرد.

Splinter Cell: Conviction

سری Splinter Cell، بدون شک یکی از بهترین فرنچایز‌های شرکت پرآوازه‌ی یوبیسافت است. Splinter Cell: Conviction عنوانی بود که در سال 2010 برای کنسول‌های نسل هفتمی و PC منتشر شد و نقدهای مثبتی هم از سایت‌‌ها و مجلات بازی دریافت کرد. فروش خوب این بازی باعث شد تا یوبیسافت بلافاصله روی بازی بعدی مجموعه با نام Blacklist کار کند که در سال 2013 منتشر شد.

اگر Splinter Cell: Conviction را در حالت Co-op بازی کرده باشید، می‌دانید که بازی پایان خوشی ندارد! حالت Co-op این بازی در زمان خود بسیار جذاب و دوست‌داشتنی بود و می‌توانستید با یکی از دوستان خود به شکل Split Screen بازی کرده و از کمی مخفی‌کاری دونفره لذت ببرید. بخش Co-op شما را در نقش دو مامور ناشناخته قرار می‌داد که باید در پایان بازی روبه‌روی هم قرار می‌گرفتند. در مرحله‌ی آخر، بازی ناگهان از حالت Split Screen خارج می‌شد و صدایی در گوش هر دو طرف می‌گفت “Eliminate him”! بازی شما را در موقعیتی قرار می‌داد که باید یکی از شما دیگری را می‌کشت، وگرنه بازی تمام نمی‌شد. این پایان، خاطرات باحالی را برای دوستان صمیمی رقم زده و به طور قطع و یقین شایستگی حضور در این لیست را دارد.

A Way Out

یکی از بازی‌های Co-op بسیار باکیفیتی که در سال‌های اخیر تولید و بازار عرضه شده، بازی A Way Out است. سازنده‌ی این بازی خوش‌ساخت Hazelight و ناشر آن الکترونیک آرتس بود. بازی فروش خوبی داشت و نمرات نسبتاً خوبی از سوی منتقدین دریافت کرد. مانند Splinter Cell: Conviction، در این بازی نیز باید به شکل Split Screen مراحل را با دوست خود پشت سر می‎‌گذاشتید تا به مرحله‌ی آخر و پلات تویست مهم بازی برسید.

A Way Out شما را در نقش دو خلافکار قرار می‌دهد تا با کمک هم از زندان فرار کنید، اما پس از ماجراهای بسیاری که از سر می‌گذرانید، مشخص می‌شود یکی از این دو نفر، در واقع پلیس مخفی بوده است. پس از این‌که این موضوع را می‌فهمید، بازی شما را در مقابل دوست‌تان قرار می‌دهد. این یکی از غم‌انگیزترین رویارویی‌های سال‌های اخیر بازی‌های ویدئویی است که با مرگ یکی از دو شخصیت اصلی بازی به پایان می‌رسد.

GTA: San Andreas

خب، می‌رسیم به عنوانی که احتمالاً همه‌تان می‌دانستید قرار است در لیست حضور داشته باشد! ما گیمرها هر جا که حرف از خیانت و خنجر زدن از پشت باشد، یاد بیگ اسموک (Big Smoke) در بازی GTA: San Andreas می‌افتیم! این رویارویی آن‌قدر در دنیای بازی‌ها مهم است که لیست بدون آن کامل نمی‌شود. راک استار استاد ساختن پلات تویست‌های این‌چنینی است و علاوه بر سری GTA، در بازی Bully و Red Dead Redemption نیز شاهد چنین تکنیک‌هایی در داستان‌سرایی بوده‌ایم.

چیزی که رویارویی با Big Smoke را به یکی از سخت‌ترین رویارویی‌های تاریخ از نظر احساسی تبدیل می‌کند، حس اعتمادی است که در تمام این مدت به او داشتید. هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد که Big Smoke که از صمیمی‌ترین دوستان شما در کل بازی است ناگهان تصمیم بگیرد به شما خیانت کند! این همه خاطره و لحظات خوشی که با هم گذراندید در عرض چند ثانیه جلوی چشمان‌تان می‌سوزد و خاکستر می‌شود. شمایید و دوست خائنی که باید او را بکشید. GTA: San Andreas به دلایل بسیاری به یکی از به‌یادماندنی‌ترین بازی‌های تاریخ تبدیل شده و خیانت Big Smoke نیز یکی از این دلایل است!

MAFIA

بدون شک فرنچایز مافیا، یکی از نوستالژیک‌ترین فرنچایزها برای گیمرهای ایرانی است! داستانی که این بازی در سال 2002 برای‌مان روایت کرد، تا به امروز در زمره‌ی بهترین داستان‌های نوشته‌شده برای یک بازی ویدئویی است. علاوه بر داستان خوب، سازندگان با طراحی گیم‌پلی نوآورانه و شخصیت‌پردازی قوی، یک بازی نسبتاً کامل ساخته‌اند که سال پیش، نسخه‌ی بازسازی شده‌ی آن نیز به بازار آمد.

این بازی روایتگر داستان یک راننده‌ی تاکسی به نام تامی آنجلو است که طی وقایعی به یک خانواده‌ی مافیایی به ریاست دون سالیاری می‌پیوندد. شما و دو تن از دوستانتان با نام‌های پالی و سَم، دائماً از جانب سالیاری مامور به انجام کارهای مختلف و کثیف می‌شوید. این روند تا جایی ادامه پیدا می‌کند که او به شما دستور می‌دهد فرانک، مشاور و نزدیک‌ترین فرد او را به دلیل خیانت بکشید. این‌جاست که می‌فهمید مافیا خیلی هم شبیه به یک خانواده نیست و کسی که امروز با او دوست هستید، شاید فردا دشمن‌تان باشد! در مرحله‌ی آخر، بازی شما را در مقابل دوست صمیمی‌تان سَم قرار می‌دهد. او از سمت سالیاری مامور شده تا شما را بکشد و نهایتاً طی یک مبارزه‌ی سخت و نفس‌گیر، شما او را از پا درمی‌آورید. مافیا به دلیل داستان بی‌نظیری که دارد، شایسته‌ی حضور در لیست ماست.

Red Dead Redemption 2

رد دد ریدمپشن 2 بدون شک یکی از شاهکارهای راک استار است که با گیم‌پلی جذاب، شخصیت‌پردازی و داستان بی‌نقص، گرافیک فنی عالی و طراحی محیط بی‌نظیر، نامش را در میان بهترین بازی‌های تاریخ جای داده است. رد دد ریدمپشن 2 خودِ معنای هنر است و تجربه‌ی آن برای هر گیمری از نان شب واجب‌تر است! این بازی در سال 2018 برای PS4 و Xbox One و در سال 2019 برای PC منتشر شد و توانست نظر بسیار مثبت منتقدین و گیمرها را به خود جلب کند.

داستان بازی Red Dead Redemption 2 پر از فراز و نشیب است. شما در نقش یک کابوی به نام آرتور مورگان قرار می‌گیرید که عضوی از یک گروه بزرگ به رهبری داچ است. این گروه مانند خانواده‌ی آرتور می‌ماند و در طول 60، 70 ساعتی که بخش داستانی بازی به طول می‌انجامد، با تک‌تک کاراکترهای گروه ارتباط برقرار می‌کنید. اما در یک سوم پایانی بازی، همه‌چیز عوض می‌شود و تصمیم‌های خودخواهانه و نادرست داچ، اعضای گروه را یکی یکی به کشتن می‌دهد. در این میان یکی دیگر از اعضای گروه به نام مایکا که از ابتدا با آرتور لج دارد، زیرآب او را پیش داچ می‌زند و او را به خیانت متهم می‌کند. شما در این بازی به چشم خود می‌بینید که چطور یک گروه صمیمی از هم می‌پاشد و کار به جایی می‌رسد که همه بر روی هم هفت‌تیر می‌کشند. Red Dead Redemption 2 نه تنها یک بازی بی‌نظیر، بلکه یکی از بهترین نمونه‌های رویارویی دوستان در مقابل یکدیگر است.

این لیستی از 10 بازی به‌یادماندنی بود که شما را در مقابل دوستان و شریکانتان قرار می‌دهند. نظر شما چیست؟ شما کدام‌ بازی‌ها به این لیست اضافه می‌کنید؟ در بخش نظرات با ما در ارتباط باشید!

مطالب مرتبط



نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • Amiragha گفت:

    هیچ بازیی بدتر از a way out نبود
    ینی داشتم با پسر عمم بازی میکردم
    این آخر که فهمید من پلیسم
    ینی اصا اعصابمون خورد شد!
    اون آخر بازی یه جوری از همدیگه نفرت داشتیم!
    خیلی باحال بود
    از اون موقع بود که من عاشق جوزف فارس شدم
    هیچ وقت اون مرحله رو یادم نمیره
    انقدر ازم نفرت داشت آخرش ازش باخت دادم!
    پایان اون اتفاق افتاد!!!
    وای خداااااا
    دلم دوباره هوس a way out کرد

    • Paprika گفت:

      منم دقیقا با پسر خالم بازی میکردیم چقدر شوکه شده بودیم !
      منم چون با دسته بودم و شوتینگم بده مردم ):
      ———————–
      همین بازی جدید جوزف فارسم خیلی حال داد بهمون مخصوصا مینی گیم هاش دمش گرم واقعا ….
      take it two انصافا حقشه نامزد گاتی امسال بشه (بهترین بازی خانوادگی که فکر کنم راحت میبره )

    • Gamer 207 گفت:

      منم با پسر خالم بازی میکردیم خیلی عصابم خورد شد سر این لحظه آخری یعنی زد نابود کردمون تا حدی که نمی‌خواستیم ادامه بدیم

    • Nikator1383 گفت:

      من با اجیم بازی میکردم
      اخر بازی فقط دسته رو نکرد ت حلقم😂😂😂😂

    • Nathan گفت:

      من با بابام بازی کردم
      با این که خب یه کم سرعتم گرفته میشد اما خیلی لذت بردیم بابام اهل گیم نیست اما خب باهم تمومش کردیم خلاصه خوش گذشت

  • SHadDelZero گفت:

    واقعا مقاله خوبی بود

  • اوسعلی گفت:

    و یادی کنیم از مرحله “تیله بازی” در سریال squid game (قسمت 6)

    تشکر بابت مقاله

    • ممنون بابت اسپویل!

    • Ali984 گفت:

      اون قسمت فوق العاده بود….

  • Sackboy گفت:

    هشدار! تصویر و تیتر مطلب حاوی اسپویل است! 😐😐

  • منتقد گفت:

    مقاله عالی بود خسته نباشین

  • آرین گفت:

    سلام
    تو بایوشاک و پورتال هم یجورایی قرار می‌گیریم…

  • 🌺🌺.

  • hamidreza68 گفت:

    سلام حمیدرضا هستم ۳۲ سالمه…a way out داشتم و یه دسته بیشتر نداشتم از تجربش محروم شدم..آقا ندای خوارز ۲ چرا اضاف نکردید..دو برادر بنام توماس و ری عاشق یه دختر میشن و دعواشون میشه.ولی دختره توماس رو میخاد..ری زورش میگیره هم دخترو میخاد هم طلا. ری رودر روی توماس می ایسته..ولی این بین ویلیام برادر کوچکشان بین این دو میانجی میشه که به دعواشون خاتمه بده دست میکنه کمرش انجیل در بیاره که ری خیال میکنه اسلحه میخاد در بیاره که میزنه میکشتش…ری از مرگ برادرش ویلیام متاثر میشه و در ندای خوارز یک به کشیش تبدیل میشه و از گذشته اش توبه میکنه و همیشه از مرگ برادرش ناراحت هست و از خداوند طلب آمرزش و مغفرت داره…چقد این بازی زیبا بود…

  • Mohzad گفت:

    Way Out رو با برادرم بازی کردم، اخرش اشک توی چشمام جم شد، اون لحظه شخصیت بازی برام مهم نبود، چون برادرم رو می‌دیدم بجاش.

  • adams-khersi گفت:

    تروور که عشق بود ولی مایکا از همون اول تو رد دد لاشی بود، همون اول بازی که رفتیم از زندان آزادش کردیم به جای اینکه سوار اسب شیم جیم بزنیم مارو کشوند دم خونه یارو که فقط گان اشو پس بگیره که مجبور شدیم سره این داغون کلی مأمور بکشیم تا آخره بازی بانتی زنده و مرده تو بلک واتر برامون بزنن

  • scar گفت:

    اونقدر که از باس فایت آخر بازی مافیا متنفر شدم از هیچ کارکتری توی هیچ بازی،فیلم یا کتابی متنفر نشدم