نقد و بررسی بازی El Hijo: A Wild West Tale ؛ فرار در غرب وحشی

۳ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۹:۰۰

غرب وحشی پتانسیل بسیار بالایی برای ساخت عناوین گوناگون دارد. البته به دلیل وجود عناوین بزرگی نظیر Red Dead Redemption در سبک اکشن، بازی‌سازان کمی به سراغ ساخت بازی در این سبک می‌روند و در عوض شاهد آثار خلاقانه‌تر در سبک‌های دیگر نظیر بازی‌های مخفی‌کاری هستیم. El Hijo عنوانی است که قصد دارد داستان کودکانه‌ای را در فضای وسترن و با گیم‌پلی مخفی‌کاری به بازیکنان ارائه بدهد. در ادامه به بررسی این بازی می‌پردازیم.

مقدمه El Hijo

El Hijo: A Wild West Tale

معرفی سازنده El Hijo

پیش از شروع نقد بازی در مورد سازنده آن توضیحات مختصری می‌دهیم. سازنده این بازی Honig Studios است. این شرکت آلمانی، به گفته خودش یک استودیوی تولید محتوای دیجیتال است و علاوه بر بازی در زمینه ساخت نرم‌افزار هم فعالیت کرده است و پیش از این بازی، چندین نرم‌افزار و یک بازی دیگر هم تهیه کرده بود. در روند ساخت این بازی استودیوی Quantumfrog که یک استودیوی آلمانی دیگر است و در زمینه ساخت بازی و نرم‌افزار فعالیت دارد هم به Honig Studios کمک کرده است.

تلفظ کلمه El Hijo

قبل از شروع نقد باید به نام بازی هم اشاره کنیم. El Hijo در زبان اسپانیایی به معنی فرزند پسر (Son) است و تلفظ آن هم برخلاف نحوه نگارشش به صورت ال هیجو نیست، بلکه ال ای‌هو خوانده می‌شود.

داستان بازی

با این مقدمه کوتاه به سراغ بررسی El Hijo می‌رویم. داستان بازی پیرامون یک مادر و فرزندش در دنیای بی‌رحم غرب وحشی است. آنان در کنار یکدیگر در خانه‌ای چوبی زندگی می‌کنند و پدر خانواده هم مدتی است که از دنیا رفته است. یک روز تعدادی راهزن که از قضا در زمینه برده‌داری هم فعالیت می‌کنند به آنان حمله کرده و خانه آنان را آتش می‌زنند. مادر هم مجبور می‌شود به همراه پسرش به سرعت از خانه‌شان فرار کند. از آنجایی که مادر جای دیگری برای نگهداری فرزندش ندارد، مجبور می‌شود به سراغ یک صومعه برود تا فرزندش را به راهب‌های آنجا بسپارد تا روزی به سراغ فرزندش بیاید.

بیش‌تر داستان بازی در قالب تعدادی میان‌پرده روایت می‌شود.

داستان بازی به این شکل شروع می‌شود و هر چند در طول بازی یکی دو اتفاق مهم دیگر‌ هم می‌افتند اما در کل هدف سازندگان ارائه داستانی پیچیده نبوده است و کل روایت بازی به شکلی خیلی ساده و معمولی جلو می‌رود. راهبان در صومعه از بچه‌ها برای کار‌های فیزیکی سخت استفاده می‌کنند و به هر شکل او تصمیم می‌گیرد که از صومعه فرار کند تا به مادرش برسد. در قسمت‌هایی از بازی هم کنترل بازی به سراغ مادر‌ خانواده می‌رود که مجبور است از میان کمپ‌های راهزنان به شکل مخفیانه فرار کند.

داستان بازی از لحاظ شخصیت‌پردازی و جزئیات دیگر داستانی هم خیلی قوی عمل نمی‌کند. البته مدت زمان تمام کردن خود بازی هم چندان طولانی نیست و نمی‌توان انتظار داشت یک بازی ۳-۴ ساعته که کاملاً متمرکز بر گیم‌پلی است، داستان خیلی پیچیده‌ای داشته باشد؛ اما به هر حال پتانسیل داستانی بهتر برای این بازی وجود داشت و متأسفانه سازندگان از آن استفاده چندانی نکرده‌اند.

بینایی دشمنان در سایه‌ها تقریبا صفر مطلق است.

گیم‌پلی El Hijo

بعد از داستان نوبت به گیم‌پلی بازی می‌رسد. همان طور که پیش‌تر هم اشاره کردیم، بازی در سبک مخفی‌کاری ساخته شده است. متأسفانه سازندگان قصد نداشتند تغییر ویژه‌ای در این سبک اعمال کنند و صرفاً سعی کرده‌اند یک تجربه استاندارد در این سبک ارائه بدهند.

عنصر نور در El Hijo

به طور کلی چند عنصر اساسی در بازی وجود دارد. مهم‌ترین عنصر که البته رفتار نسبتاً عجیبی هم دارد، نور است. در تمامی باز‌ی‌های مخفی‌کاری نور نقشی اساسی دارد و شخصیت شما در سایه به راحتی قابل شناسایی نیست و در عوض در زیر نور، به راحتی توسط دشمنان شناسایی می‌شود. در این بازی نکته‌ای که وجود دارد این است که عملاً دشمنان محیط‌های تاریک را کلاً نمی‌بینند. حتی اگر یک متر هم با آنان فاصله داشته باشید و در سایه باشید، آنان تا زمانی که مستقیماً به شما برخورد نکنند شما را نمی‌بینند. این رفتار بسیار عجیبی در بازی است. عجیب بودن آن مخصوصاً از اینجا ناشی می‌شود که در بعضی جاها شاهد این هستیم که یک دشمن، شما را در سایه‌ای در فاصله ۱ متری خود تشخیص نمی‌دهد ولی در محیط نورانی در فاصله ۲۰ متری به راحتی شما را خواهند دید. به هر حال این رفتار عجیب، ساختار اصلی گیم‌پلی بازی را تشکیل داده و البته باعث می‌شود به شدت بعضی از معماهای بازی ساده بشوند.

از طریق پرتاب کردن سنگ و ایجاد حواس پرتی می‌توانید به راحتی از کنار راهب‌های صومعه عبور کنید.

عناصر اساسی دیگری که در بازی وجود دارند، موارد رایج دیگری هستند که در سبک مخفی‌کاری استفاده می‌شوند. مخفی شدن در میان لوازم موجود در محیط، استفاده از وسیله‌ای برای تولید صدا و پرت کردن حواس دشمنان و همچنان کاور گرفتن و خم شدن پشت اجسام برای دیده نشدن از دیگر عناصر مهم بازی هستند.

ابزارهای شما در بازی

تقریباً از همان اوایل بازی یک تیر‌کمان سنگی در اختیار دارید که برای تولید صدا در یک نقطه خاص و یا شکستن بعضی از آیتم‌ها می‌توان از آن استفاده کرد. بعداً در بازی یک عروسک کوکی هم به دست می‌آورید که می‌توانید به سمت دشمنان بفرستید تا حواس آنان را از نقطه‌ای خاص پرت کنید. هر دوی این عناصر در حل معماهای بازی به کار می‌روند و معماهای بعضاً جالبی به کمک آن‌ها خلق شده است.

معماهای بازی هر چند بعضاً طراحی جالبی دارند اما عموماً بسیار ساده طراحی شده‌اند و در حد جابه‌جایی یک جعبه به یک نقطه دیگر و مواردی از این دست هستند و برای حل آنان خیلی نیاز به تحلیل روابط پیچیده اجزای محیط ندارید. البته جامعه هدف بازی هم افراد حرفه‌ای سبک مخفی‌کاری و معمایی نبوده‌اند و بیش‌تر بازیکنان کم سن و سال‌تر و همچنین افرادی که با این سبک خیلی آشنایی ندارند جامعه هدف سازندگان بوده‌اند،‌ از این رو نمی‌توان به این مورد، ایراد گرفت.

با مخفی شدن پشت اجسام مختلف هم می‌توانید خود را از دید پنهان کنید.

تاکید بیش‌تر El Hijo بر معماها نسبت به مخفی کاری

با همه این موارد، یک نکته که در مورد طراحی مراحل این بازی جلب توجه می‌کند این است که به نظر می‌رسد این بازی بیش‌تر از این که یک عنوان مخفی‌کاری باشد، یک بازی در سبک معمایی و پازل است. در تعداد زیادی از مراحل بازی تنها یک شیوه پیشروی وجود دارد و عملاً آزادی عملی را که در بازی‌های سبک مخفی‌کاری برای عبور از مرحله وجود دارد، در این عنوان شاهد نیستیم. البته همان طور که در بند قبل هم گفته شد، به نظر می‌رسد که هدف بازی راضی کردن مخاطبان حرفه‌ای این سبک نبوده است و بعضی از معماهای بازی آن‌قدر ساده هستند که اصلاً راه‌حل دیگری برای حلشان مطرح نشود؛ اما به هر حال لازم بود این نکته در نقد بازی گفته می‌شد تا انتظار یک بازی مخفی‌کاری پیچیده را نداشته باشید.

در مراحل اولیه اگر راهب‌ها شما را ببیند، دنبالتان می‌کنند اما اکثر اوقات می‌توان به راحتی از دستشان فرار کرد. در مراحل بعدی بازی، راهزن‌ها به سلاح مجهز هستند و به محض دیده شدن، شکست خواهید خورد.

در بازی نوعی سیستم مشابه Collectible‌های بازی‌های دیگر هم به عنوان مأموریت فرعی قرار داده شده است. از آنجایی که بچه‌های زیادی در دنیای بازی به بردگی و کار در معدن، صومعه و … گرفته شده‌اند، می‌توانید با رفتن به سراغ آن‌ها در هر مرحله، آنان را به فرار تشویق کنید. در این قسمت سازندگان کمی بازی را دشوارتر طراحی کرده‌اند تا انجام آن نیاز به مهارت بیش‌تری داشته باشد.

در نهایت و با تمام مواردی که گفتیم، می‌توان به این نتیجه رسید که در بعد گیم‌پلی El Hijo: A Wild West Tale سعی داشته یک تجربه نسبتاً استاندارد و البته ساده از سبک مخفی‌کاری و پازل را به بازیکنان ارائه بدهد و در آن نسبتاً موفق بوده است. اگر از طراحی عجیب سیستم نور در بازی بگذریم، با یک اثر نرمال در سبک پازل رو به رو خواهیم بود که عناصر مخفی‌کاری هم در تار و پود آن تنیده شده است. بازی سعی ندارد که آزادی عمل بالای بازی‌های مخفی‌کاری را به شما ارائه دهد و در عوض هدف اصلی آن ارائه یکسری معمای نسبتاً خوش‌ساخت ولی ساده است که به کمک مکانیزم‌های مخفی‌کاری حل بشوند و در این زمینه هم تقریباً موفق بوده است.

می‌توانید با سنگ زدن به مترسک‌ها باعث پرواز کلاغ‌ها و پرت شدن حواس سگ‌ها بشوید.

گرافیک El Hijo

بعد از گیم‌پلی نوبت به گرافیک بازی می‌رسد. همان طور که از تصاویر بازی هم مشخص است، سازندگان استایل کارتونی خاصی را برای بخش هنری بازی انتخاب کرده‌اند. این استایل باعث شده که بازی هویت گرافیکی ویژه‌ای پیدا کرده و با وجود سه بعدی بودن محیط‌ها، حس و حال یک بازی دوبعدی زیبا را به شما بدهد. از بعد فنی طبیعتاً این سبک هنری باعث می‌شود که با عنوان سنگینی رو به رو نباشیم و همین طور نیز هست. بازی از لحاظ پرفرمنس وضعیت خوبی دارد و ایراد خاصی در این زمینه به آن وارد نیست.

موسیقی و صداگذاری

در نهایت به موسیقی و صداگذاری بازی می‌رسیم. برای موسیقی همان طور که انتظار می‌رود از قطعات وسترن جذابی برای بازی استفاده شده است که هر چند خیلی به یادماندنی نیستند ولی در کل نقش خود را در فضاسازی ایفا می‌کنند. برای صداگذاری نیز وضعیت به همین شکل است و صداهای اشیای مختلف، شکسته شدن و … همگی به شکلی مناسبی در بازی قرار گرفته‌اند و هر چند شاهد عملکرد خارق‌العاده‌ای در این زمینه نیستیم، اما ایراد خاصی هم به آن وارد نیست.

هر‌چند El Hijo در کل بازی آسانی است اما معماهای جالبی هم دارد و طراحی مراحل آن نسبتا استاندارد انجام شده است.

نتیجه‌گیری نهایی

بازی El Hijo: A Wild West Tale عنوان نسبتاً خوبی در سبک پازل و مخفی‌کاری است که سعی کرده بازیکنان کم‌تجربه‌تر این سبک را مخاطب قرار دهد. معماهای بازی اکثراً سرراست هستند و پیچیدگی زیادی ندارند اما اصول کلی این سبک را به خوبی رعایت کرده‌اند. در زمینه گرافیک هنری هم این عنوان عملکرد بسیار خوبی دارد. در نهایت، می‌توان گفت این بازی تجربه‌ای نسبتاً استاندارد و لذت‌بخش اما نه چندان چالش‌برانگیز را برای بازیکنان کم‌تجربه‌تر ارائه می‌کند اما طرفداران باتجربه این سبک نیز می‌توانند در مدت زمان کوتاه بازی به خوبی از آن لذت ببرند.

نکات مثبت:

  • طراحی هنری بسیار خوب

  • طراحی جالب بعضی از معماهای بازی

  • موسیقی قابل قبول

نکات منفی:

  • عدم استفاده از پتانسیل‌ داستان

  • نبود چالش جدی در بازی

  • کوتاه بودن بازی

امتیاز گیمفا

9
0
برچسب‌ها: ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید