ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

بحث روز | آیا مقوله “Open World شدن بازی ها” تبدیل به یک معضل در صنعت گیم شده است؟

اختصاصی گیمفا
بحث روز | آیا مقوله “Open World شدن بازی ها” تبدیل به یک معضل در صنعت گیم شده است؟

در مقاله ای که چندی پیش خدمت شما عزیزان ارائه گردید، به طور مفصل درباره ی تاریخچه ی open world, ویژگی‌ها و برخی از مهم ترین فرانچایز های این مقوله صحبت کردیم. حال در این مقاله با رویکردی جدید و از جنبه ای دیگر به open world میپردازیم.آیا open world تبدیل به یک معضل در صنعت گیم شده است؟؟؟ایا تبدیل برخی عناوین خطی به عناوین جهان آزاد کار درست و عقلانی بوده است؟؟ با گیمفا همراه باشید تا به این مسأله بپردازیم

این مقاله به طور کامل به تمامی سوال ها جواب نمی دهد و به همه چیز نمی پردازد، چون بحث هایی از این قبیل با نظرات مختلف معنا پیدا می کند و برخی نتیجه گیری ها بر عهده خوانندگان است و چون قبلا در مقاله ای بسیار طولانی به اکثر جنبه های open world پرداختیم از ذکر دوباره ان اطلاعات خودداری می کنیم و ففط به برخی مسائل خاص می‌پردازیم. مقاله قبلی و مرتبط با این مقاله را می توانید از اینجا مطالعه کنید.

شاید در نگاه اول حضور گرالت در این مقاله معنا نداشته باشد، اما هر جایی که سخن از بازیهای open world، نقش افرینی و در کل صنعت گیم مطرح است. نام Witcher 3 و Geralt انجا میدرخشد…

در اهمیت وجود بازیهای جهان آزاد شکی وجود ندارد. اگر نگاهی به خاطرات تک تکمان بیاندازیم، بخش قابل توجهی از آن را عناوین open world به خود اختصاص داده اند. کسی هست که با GTA San Andreas خاطره نداشته باشد و ساعت ها مشغول انجام مراحل اصلی و فرعی و گشت و گذار در خیابان ها نبوده باشد؟کسی هست که از گرالت دوست داشتنی خاطره نداشته باشد و ساعت ها مشغول انجام کارهای مختلف در باتلاق ها، جنگل ها و مناطق دیگر نبوده باشد؟مثال های زیادی وجود دارند. اگر به مورد انتظارترین بازی های هر سال نیز نگاهی بیاندازیم، بیشتر عناوین open world هستند. فرانچایزهایی چون Assassins creed, Far cry, Elder scrolls, Fallout, A Legend of Zelda و… همه و همه در ریشه ی صنعت گیم نفوذ کرده اند و از آن جدا نمی شوند. اما بحث ما نکات مثبت و قوت این عناوین نیست. بلکه سوال این است، آیا روی اوردن بیش از حد استودیوها و.ناشران به ساخت عناوین open world از یک طرف، و جهان ازاد شدن نسخه های جدید عناوین خطی از طرف دیگر، برای صنعت گیم به طور کلی مشکل ساز نمی شود؟ در ادامه مقاله به سه بخش تقسیم می شود، ابتدا به دلایل گرایش بیش از حد سازنده ها به عناوین جهان نگاهی می اندازیم، سپس به برخی از ناموفق ترین بازیهای open world را با یگدیگر بررسی می کنیم و در آخر به جمع بندی میپردازیم.

بلاشک مهم ترین دلیل گرایش به سمت عناوین جهان آزاد از سوی سازندگان، بحث فروش و جنبه ی مالی است. بعد از شروع نسل هفتم که تازه بازیها کم کم رنگ و بوی کامل تر و جدی تری به خود گرفته بودند و گران تر هم شده بودند، کم کم بازیبازان و مخاطبان به سمت عناوینی جذب شدند که بتواند با هزینه برابر، آن ها را برای مدت بیشتری سرگرم سازد. مخاطبان جواب این مشکل را در دو نوع عناوین یافتند. اول عناوینی که بخش انلاین پر و پیمان و کاملی داشتند، و دوم عناوین جهان ازاد که ده ها ساعت گیم پلی به ارمغان می آوردند. اگر به آن سال ها نگاهی بیاندازید به خوبی متوجه می شوید این سلیقه و خواست مخاطبان کم کم جامه عمل پوشید. کم کم تمامی عناوین خطی دارای بخش چند نفره و آنلاین شدند و از طرف دیگر در آن سال ها بود که فرانچایزهای جهان آزاد جدیدی متولد شدند. مانند تولد سری Assassins Creed. کم کم گرایش بازیبازان به سمت این دو دسته بازیها تغییر کرد و به خصوص در نسل هشتم این تغییر کاملا محسوس بود و عناوین خطی کاملا به حاشیه برده شدند. آن دسته سازندگانی که همچنان به ساخت بازیهای خطی اصرار داشتند، با فروش بسیار پایین عناوینشان، به خوبی متوجه محبوبیت کم عناوین خطی که بخش آنلاین هم نداشتند شدند. کاهش مخاطبان عناوین خطی و مدت زمان گیم پلی از یک طرف، و افزایش چشمگیر محبوبیت بازیهای open world از طرف دیگر باعث شد هم درصد قابل توجهی از IP های جدید جهان ازاد باشند، و هم نسخه های جدید برخی فرانچایزهایی که کاملا خطی بودند نیز تبدیل به بازیهایی جهان باز یا نیمه خطی شوند. اگر میزان فروش بازیهای خطی و.مرحله ای در حد مناسبی باقی می ماند ممکن بود هنوز سازندگان ساخت آن دسته عناوین را مد نظر قرار دهند، اما فروش اکثرا پایین و کمتر انتظارات عناوین خطی، باعث شد سازندگان برای ضرر نکردن از ساخت بازی، ماهیت بازی را تغییر دهند

11 سال از تولد فرانچایز Assassins creed می گذرد و این فرانچایز در طول این سالها پستی و بلندی های بسیار به خود دیده است. از عناوین درخشانی چون Assassins creed 2, Assassins creed Black flag و Assassins creed odyssey گرفته، تا عناوین ضعیف تری چون Assassins creed Unity, محبوبیت فوق‌العاده این سری، به محبوبیت کلی عناوین Open World نیز کمک کرده است. از طرف دیگر با بررسی شماره های مختلف به نوعی کی توان به تکامل بازیهای جهان آزاد به خوبی پی برد. از نسخه های اولیه که فقط شامل شهر و فعالیت های بزرگ و کوچک مختلف می شدند. تا نسخه های اواسط سری که المان های نقش آفرینی را به سری تزریق کردند تا دو نسخه اخر که کاملا رنگ بوی نقش آفرینی به سری بخشیدند.

اگر به آمار و ارقام هم نگاهی بیاندازیم این موضوع بیشتر برایمان روشن می شود.وقتی فروش بازی Evil within 2 در مقیاس جهانی به زحمت به یک میلیون نسخه می رسد، یا فروش یکی از بهترین شوتر های نسل.هشتم، یعنی Wolfenstein 2 تعریفی ندارد(با وجود کیفیت بسیار مطلوب بازی)، ولی عناوین ضعیف تر با کیفیت به مراتب پایینتر به لطف جهان ازادا بودن و داشتن برخی ویژگی های دیگر، فروش چند برابری را تجربه می کنند، به خوبی متوجه می شویم جهان باز بودن به تنهایی می تواند مقوله ی کیفیت را کنار بزند. نکته ای که اصلا برای صنعت گیم سودمند نیست. به خصوص که این امر باعث می شود ناشران و.سازندگان دیگر تمایلی به ساخت عناوین باکیفیت خطی نداشته باشند و ساخت یک عنوان جهان آزاد معمولی را به خاطر فروش نسبتا تضمین شده ترجیح دهند. البته همچنان عناوین خطی وجود دارند و خواهند داشت چون اقتضای بعضی سبک ها اجازه نمی دهد همه ی عناوین تبدیل به open world شوند. مانند عناوین ترسناک. حتی فکر یک Silent hill یا outlast در قالب open world عجیب به نظر می رسد…

Homefront the Revolution یکی دیگر از عناوینی بود که در دام جهان آزاد بودن افتاد. پتانسیل بازی به مراتب بیشتر از چیزی بود که حاصل شد و open world بودن بازی از یک طرف باعث شد شاهد مراحل تکراری بسیار باشیم، و از طرف دیگر به دلیل وسعت و جزئیات، مشکلات فنی و گرافیکی متعددی گریبان گیر این بازی شود.

مسأله دیگر مدت زمان گیم پلی بازی های open world درمقایسه با دیگر بازیهاست. چند سالی است مدت زمان گیم پلی برای مخاطبان بسیار مهم تلقی می شود و حتی گاهی اوقات ممکن است خرید یا عدم خرید یک بازی را از طرف مخاطب مشخص سازد. اینجاست که بار دیگر اهمیت عناوین جهان ازاد مشخص می شود. بازیهای open world در کل حداقل بیست و پنج تا سی ساعت گیم پلی را در اختیار بازیبازان قرار می دهند که این عدد برای برخی بازیها همچون Skyrim و The Witcher 3 Wild hunt به بیش از ۲۰۰ ساعت هم می تواند برسد که عدد خارق العاده ایست. اما در کل همین میزان گیم پلی به مراتب بیشتر باعث شده است مخاطبان به این دسته عناوین علاقه بیشتری نشان دهند. از طرف دیگر سازندگان نیز که از علاقه بازییازان به خوبی مطلع شده اند، سعی می کنند به هر طریقی مدت زمان گیم پلی بازی خود را افزایش دهند. هر چند این کار از طریق اضافه کردن مراحل تکراری و کارهای مشابه صورت گیرد. تنها حالتی هم که.یک عنوان خطی می تواند فروش خوبی داشته باشد هم این است که بازی، بخش چندنفره و انلاین مناسبی به بازیبازان ارائه دهد. اما اگر بازی خطی باشد، بخش چند نفره نداشته باشد و هشت تا ده ساعت گیم پلی ارائه دهد، احتمال موفقیت بازی از لحاظ فروش زیاد نیست، مگر اینکه بازی انحصاری باشد و یا ویژگی خاصی دارا باشد.

حدس میزنم تعداد زیادی از شما دوستان با این حرف موافق نباشید، اما Metal gear solid V Phantom Pain, عنوان درخشانی نبود. بزرگ ترین مشکل من با این بازی Open world بودن بی دلیل ان فقط به دلایل تبلیغاتی و تجاری بود. دیگر نه خبری از مراحل مختلف با طراحی های منخصر بفرد مانند نسخه های پیشین بودیم. نه کات سین و صحنه های سینمایی فوق العاده ای در بازی وجود داشت. خود اسنیک هم در طول کل بازی ده.جمله هم حرف نمیزد!!!برخی از افراد کم حرفی بیش از حد اسنیک را ناشی از گذشته او میدانستند که در پاسخ باید بگویم بر این اساس کریتوس می بایست در نسخه آخر God of war کاملا لال باشد جون گذشته ای بسیار سیاه داشت. در کل فکر می کنم اگر Metal gear solid V Phantom Pain عنوانی خطی بود می توانست فوق العاده عمل کند…

برویم سراغ برخی از بدترین عناوین جهان ازاد که بهتر بود به شکل دیگری ساخته می شدند. بلاشک رتبه یک این لیست، متعلق به Metal gear solid v می باشد که حتی می توان از این بازی به عنوان بازی یاد کرد که منتقدان بیش از حد ان به آن توجه کردند و از ان تعریف نمودند. Metal gear solid v دقیقا به خاطر مسائل مالی و افزایش طول گیم پلی و اگاهی کونامی از این قضیه که یک بازی که بخش چند نفره ندارد و خطی باشد، نمی تواند به اندازه ی یک بازی جهان ازاد یا انلاین محور فروش کند،تبدیل به عنوانی جهان باز شد. اما چه جهان بازی؟ دنیایی به شدت تکراری، مشابه و که فقط از تعدادی Outpost و یکسری حیوانات در دشت ها تشکیل شده بود. طراحی مراحل بازی واقعا ضعیف بود و بعد از چند ساعت فقط داستان می توانست بازیباز را به ادامه بازی ترغیب کند. البته  پایان داستان هم نقاط ابهام زیادی به جای گذاشت و تکلیف مخاطبان را روشن نساخت. هر چند فروش بازی حدود سه تا پنج میلیون نسخه براورد شده است که به نظر راضی کننده می رسد، اما باید قبول کرد بازی از لحاظ اتمسفر و ویژگی‌های مختلف هرگز به نسخه های سوم و چهارم نمی رسد.به هر حال اگر این بازی open world نبود، به نظرم میتوانست بهتر عمل کند و به ریشه ها نیز پایبند بماند.

دیگر بازی که به عنوان یک بازی جهان ازاد عملکرد مطلوبی نداشت، عنوان L.A Noire است. هنوز بعد از گذشت چندین سال نمی توانم به خوبی درک کنم که هدف سازندگان از ساخت این بازی در قالب یک عنوان open world چه بوده است؟دنیایی نسبتا بزرگ ولی تماما خالی که فقط در ان تعدادی گاراژ وجود داشت و یکسری مراحل تصادفی و دیگر هیچ. اگر سازندگان این بازی را از حالت جهان ازاد خارج می کردند و در فضایی بسته و خطی روایت می کردند، می توانستیم شاهد برترین بازی کاراگاهی تاریخ باشیم. به جای ساخت و خلق دنیایی بزرگ، سازندگان می توانستند گان پلی بازی را کامل کنند، سلاح های بازی را زیاد کنند و به داستان بازی کمی رنگ و لعاب اضافه کنند. اما افسوس که سازندگان به خاطر جهان ازاد کردن بازی، خیلی چیزها را فدا کردند.

L.A NOIRE را می توان یکی دیگر از بزرگترین بازیهایی دانست که به علت کم دانشی و تصمیمات اشتباه پتانسیل خود را نابود کرد و باعث ضرر هنگفت استودیو سازنده نیز شد. اگر سازندگان به جای تصمیم حممقانه برای جهان باز کردن بازی، بازی را خطی طراحی می کردند، آن وقت می توانستد تمرکز خود را بر روی گان پلی بازی بگذارند تا اینقدر خشک و ضعیف نباشد. همچنین می توانستند کمی پیچیدگی داستان ها را نیز افزایش دهند. هنوز هم معتقدم L.A NOIRE توانایی تبدیل شدن به برترین بازی کارآگاهی تاریخ را داشت. اما افسوس…

عناوین دیگری را نیز می توان به دوبازی بالا اصافه کرد گه چون هدف مقاله چیز دیگریست این امر را به شما خوانندگان عزیز می سپاریم. اما در کل گاهی اوقات ساخت برخی عناوین در قالب جهان باز باعث می شود سازندگان نتوانند بر روی بخش های دیگر بازی به خوبی تمرکز کنند و به جای پرداختن به جنبه های مختلف، بخش اعظمی از وقت و بودجه خود را بر روی دنیای بازی قرار دهند و نتیجه ی لازم را هم نتوانند کسب کنند.

 

بخش پایانی:

چیزی که مشخص است، و تبدیل به یک حقیقت غیرقابل انکار نیز شده است این است که اگر عنوانی با کیفیت بسیار بالا و مطلوب در جنبه های مختلف عرضه شود، ولی حالتی خطی داشته باشد و بخش چندنفره هم در بازی وجود نداشته باشد، به احتمال بسیار زیاد محکوم به شکست است. اتفاقی که برای Quantom Break افتاد. Quantom break عنوان لذت بخش و خوبی بود که به خاطر کمبود محتوا شکست خورد. فروش بازی بر اساس آخرین امار در حد یک میلیون نسخه بود که بسیار پایین تر از انتظارات عمل کرد. هر چند انحصاری بودن بازی هم در فروش کم ان بی تاثیر نبود. اتفاقی که برای Quantum break افتاد موجب شد که استودیو Remedy در عنوان جدید خود یعنی Control, به ساخت محیط هایی روی بیاورد که حالتی نیمه خطی داشته و ازادی عمل بیشتری  نسبت به یک عنوان تمام خطی به بازیبازان می دهد…

فارغ از تمامی حرف و حدیث ها، یک چیز مشخص است، صنعت گیم به عناوین خطی نیز نیاز دارد. عناوینی که چندین ساعتی بازیبازان را سرگرم سازند و انها را وارد دنیایی پیچیده و پر جزئیات نکنند. عناوینی که به عنوان میان وعده در بین خیل عناوین جهان آزاد تجربه شوند و کمی مخاطب را از دنیاهای بزرگ و وسیع و پر جزئیات خارج سازند. البته طبیعی است که همچنان عناوین جهان ازاد و انلاین محور پرچمدار صنعت گیم باقی می مانند، اما اگر بازیهای خطی کم رنگ تر و کم رنگ تر شوند، بخشی از هویت گیم نیز با ان خواهد مرد…در پایان باید به این نکته اشاره کنم این مقاله بیش تر بر روی نکات کلی تاکید داشته و نتیجه گیری ها و نظرات بر عهده شما دوستان عزیز است.

12345678910(23 رای, میانگین آرا 7٫61 از 10 )
Loading...
نظرات

  1. Kian8492 گفت:

    نمیدونم مسخرم میکنید یا نه ولی بهترین بازی اپن ورلد زندگی ام سری harvest moon بود همه قسمتهاش و سری سیمز

    2Thumb up 5Thumb down
  2. Mahbodsx گفت:

    سلام نمیتونیم به این موضوع به یک معضل نگاه کنیم
    تمامی اینا بر میگرده به داستان بازی و بخش آنلاین مناسب
    شما به عنوان مثال gta با داستان خطی رو فرض کنید چه فاجعه ای خواهد شد
    ولی الانم که با فاجعه ای به نام fallout 76 طرفیم درسته جهان بازه ولی چون کانتنتی اصلا نداره و فقط جهان بازه آنلاینه داره آبروی جهانه باز بودن
    رو میبره ولی در کل این یک معضل نیست
    و به داستان و نویسندگی بازی مربوطه میشه
    بعضی وقت ها بعضی از داستان های خطی دگ حوصله سر بر میشن چون داستان بازی تکراریه ولی بازی مثل the last of us درسته بازی داستان خطی داره ولی اصلا تکراری نمیشه
    شما فکر کنید RDR2 داستانش خطی میشد
    شاهکار راک استار یک بازی فاجعه و حوصله سر بر میشه
    در کل نمیشه گفت یک معضل
    جهان باز پایه ساخته بازیه

    2Thumb up 6Thumb down
  3. farzadviper گفت:

    لطفا یه مقاله هم راجع به بازیای انلاین بنویسید این بیشتر ضرر میزنه تا اپن ورد شدن، منظورم بازیای داستان محور هستن مثل فال اوت که انلاین کردن یا مثلا کالافی که هم داستان داشت و مولتی بعد اومد یه نسخه تمام انلاین داد، اینجوری پیش بره تا چند وقت دیگه چیزی به اسم داستان تو بازیا وجود نداره

    5Thumb up 0Thumb down
  4. HR.SH.7 گفت:

    اونجایی که گفتی بازی metal gear solid the Phantom pain بازی درخشانی نبود دیگه ترجیح دادم ادامه این مقاله رو نخونم

    6Thumb up 4Thumb down
  5. Atlas cloud گفت:

    آیا مقوله” battleroyal شدن بازی ها” تبدیل به بدترین معضل در صنعت گیم شده

    0Thumb up 0Thumb down
عضویت در سایت

ثبت نام برای این سایت

A password will be e-mailed to you.

دریافت رمز جدید

لطفا نام‌کاربری یا نشانی رایانامه خودتان را وارد کنید. برای ساخت یک گذرواژه تازه با رایانامه، شما یک پیوند دریافت خواهید کرد.

نام کاربری و یا آدرس ایمیل خود را جهت طی کردن مراحل بازیابی رمز عبور وارد نمایید.
ورود به حساب
جستجو در سایت