ورود برای عموم آزاد است | نقد و بررسی بازی The Banner Saga 3

۱۵ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۰

مجموعه Banner Saga The که از سال ۲۰۱۴ کار و البته تاریخ خودش را آغاز کرد، حالا در چهارمین سال از حضورش، نسخه سوم سری را منتشر کرده. مجموعه‌ای که خب، واقعاً متفاوت است و مثل باقی بازی‌ها نیست و دقیقاً بخاطر همین است که شما را به تجربه این مجموعه جالب و متفاوت دعوت می‌کنیم. الهام گرفته شده از دنیای وایکینگ‌ها و البته دنیای ذهن سازندگان. حالا چهار سال می‌گذرد و مثل تمام چیزهایی که از آنها چهار سال گذشته، Banner Saga  هم پیشرفت‌های خودش را رقم زده است. پیشرفت‌هایی که همه چیز را از گیم‌پلی گرفته تا موسیقی و جلوه‌های بصری تحت تأثیر داده و البته خلاقیت‌هایی که همیشه در بازی دیده‌ایم و می‌بینیم. با گیمفا و نقد و بررسی این بازی همراه باشید تا جدیدترین تغییرات نسخه سوم این مجموعه دوست داشتنی را بررسی کرده باشیم و البته که آن را بر ترازوی نقد، سبک و سنگین!

The Banner Saga 3 از یک حماسه واقعی می‌گوید؛ چه در دنیای خودش و چه در دنیای بازی‌ها… .

خب، بگذارید برایتان تعریف کنم که این بازی‌ چه ها دارد! یک بازی تاکتیکی و مبارزاتی با مبارزات متفاوت. اما قبل از این، بگذارید به شما گفته باشم که شاید واقعاً در این دوره، خیلی به اینطور بازی‌ها نیاز داشته باشیم. در زمانی که اساسینزها و فیفاها چشم و گوششمان را بسته‌اند، شاید نیازداشته باشیم به بازی‌هایی که تجربه متفاوتی به ما بدهند. حداقل، با وجود اینها، شاید نخواهیم که هر سال، از دیوارهای باستانی یک کشور بالا برویم یا اینکه هر سال با الکس هانتر ببریم و ببریم و ببریم! شاید واقعاً نیاز است تا (حتی اگر برایمان زیاد جالب نبود) به خودمان این فرصت را بدهیم و تنوع را دوست داشته باشیم.
مجموعه The Banner Saga  نیز از همان بازی‌هایی است که به شما می‌گوید، که خیلی خب، هر تصمیمی که شما بگیرید، قطعاً پیامدهای مهمی خواهد داشت. بعد شما هم مثل خیلی‌ها می‌گوید که خسته نباشی ولی ما یک چیز واقعی می‌خواهیم! خسته شدیم از بس فلانی آمد و گفت هر تصمیمی که بگیرید در آینده تأثیر خواهد داشت و بعد دیدیم که خب این دیگر چیست! چرا اتفاق خاصی نمی‌افتد و اینها را که خودمان هم انتظارش را داشتیم! راستش را هم بخواهید، دروغ هم نمی گویند. بازی‌های زیادی هستند که از این قول‌ها می‌دهند اما فقط تعداد کمی سربلند می‌شوند، چون خودشان می‌خواهند. چون برای مخاطبشان ارزش قائل هستند و می‌دانند که دارند چه کار می‌کنند. The Banner Saga هم از همین دسته آثار است. و کاملاً می‌داند که شما چه دوست دارید و دلتان می‌خواهد همه چیز چطور باشد. تصمیم‌های شما قطعاً پیامد‌های متفاوتی خواهد داشت و حداقل تا اینجا، کافی است که بدانید سازندگان ارزش کار را می‌دانند و ارزش شما را هم برخلاف بسیاری از دوستان گلمان در کمپانی‌های معروف می‌دانند. این از نکات بسیار خوب بازی است. شما باید حواستان به همه چیز باشد؛ هر قدمی که برمی‌دارید، هر پلکی که می‌زنید! چرا که بعدها جوابش را در خودِ بازی خواهید گرفت. البته اگر هم انصافی این وسط باشد، باید بگویم که اوضاع اینطور بازی‌ها آنقدرها هم بد نیست! بازی‌های بسیار خوبی با همین وعده وارد میدان شدند و کارشان هم عالی بود و همه لذت بردیم. اینچنین ایده‌هایی بدون شک بازی‌ها را به مرحله دیگری می‌برند و آنها را واقعی‌تر و جذاب‌تر از قبل نشان می‌دهند. مثل همان ارتباطی که بیشتر ما، با مکس در Life Is Strange  برقرار کردیم و از او شخصیتی ماندگار ساختیم.

هر تصمیمی که بگیرید، بازی جوابش را یک گوشه نگه می‌دارد!

خب من در مقاله قبلی، خیلی فضا را با موسیقی و خوانندگان و این حرف‌ها قاطی کردم! پس بگذارید ایندفعه هم بحث موسیقی را پیش بکشیم. خب اگر خیلی رک بخواهم صحبت کنم، کلاً در تمام سری The Banner Saga  موسیقی کارش را عالی انجام می‌دهند. موسیقی هر سه نسخه حساب‌شده و قوی وارد شده و واقعاً شاید حتی کسی را پیدا نکنید که به شما بگوید موسیقی بازی بد است! آن طرف هم اگر نگاه کنیم، موسیقی در بازی، حرف‌های زیادی، با توجه به تم کار و داستان الهام گرفته شده از نوردیک دارد. Stoic کارش را اینجا هم درست انجام داده و فارغ از باقی خلاقیت‌ها، موسیقی بازی هم در سطحی است که باید باشد. من در همه این مدت، کلی چیز را به هافبک‌های دفاعی تشبیه کردم! یعنی شاید خودتان هم کمی بگردید پیدایشان کنید. خب حالا بازهم اینکار را می‌کنم و می‌گویم که موسیقی هم در بازی خیلی شبیه به هافبک دفاعی است! یعنی اینکه شاید زیاد جلوه ندهد و خودش را زرین نشان ندهد، اما واقعاً نقش بزرگی دارد و اگر حذفش کنیم، یک جای کار همیشه خراب می‌شود. حالا اگر بخواهم شورش را هم دربیاورم، باید بگویم که موسیقی به کلی، در زندگی عادی هم نقش هافبک دفاعی را دارد! حداقل من یکی نمی‌توانم زندگی را بدون موسیقی تحمل کنم حالا هرطور می‌خواهد باشد! نمی‌توانم فیلمی را بدون موسیقی ببینم و نمی‌توانم فیفا را بدون گوش دادن به موسیقی‌های زیبایش بازی کنم.

شاید بازی‌های کمی پیدا کنید که موقع تجربه، حس خوبی هم به شما بدهند اما TBS 3 دقیقاً از همین نوع است!

درمورد گرافیک و طراحی هنری حرف بزنیم! واقعاً کمتر اینچنین بازی‌هایی را دیده بودیم. جلوه‌های بصری بازی در یک کلام خیلی زیبا هستند و البته طراحی محیط و هنری که در بازی به خرج داده‌اند بی‌نظیر است. دقیقاً مثل نقاشی‌های هنرمندانه و شاهکار! این طراحی‌های زیبا که در طول این چهارسال حیات سری همیشه بودند، به ندرت ممکن است شما را از بازی زده کنند. البته فقط این طراحی‌ها نیستند که بازی را از خستگی نجات می‌دهند و کلیت بازی خودش را از این چاه نجات می‌دهد. گیم‌پلی و طراحی نحوه مبارزات و قهرمانان بازی، همه و همه مهم و عالی هستند. مبارزات نوبتی، آن هم با قهرمانانی که هرکدام قابلیت‌های خودشان را دارند، با خلاقیت‌های خاص خودش بی‌نظیر است و بازی، دقیقاً مانند یک مبارزه بزرگ و سنگین میان دو سپاه است. و این مبارزه آنقدر میان شخصیت‌های بازی ادامه پیدا می‌کند تا بالاخره هربار سخت‌تر بشود و اعضای هر دو تیم کمتر و در کنار همه اینها، کلی انتخاب‎‌های سخت و دشوار و عجیب روبروی شما قرار می‌گیرند. بازی در موقعیت‌های مناسب، اجازه فعالیت‌های متفاوت را به شما می‌دهد  و ممکن است در ابتدا خیلی کار را آسان بگیرید، اما قطعاً پس از گذشتن چند ساعت، تازه مصیبت شروع می‌شود و باید تاکتیک‌های خاص خودتان را داشته باشید. هرچقدر که سلامتی قهرمانی کمتر باشد، قدرت او نیز کمتر و کمتر می‌شود. شما باید همه چیز را در نظر داشته باشید. چه زمانی حمله کنید و چه زمانی حمله نکنید و به چه کسی حمله کنید و چطور از زمان به خوبی استفاده کنید.

 

حتی شرایط محیط هم تاثیرات مهمی در روند مبارزات می‌گذارد.

حتی محیط هم در این قسمت مؤثر است و ذوب شدن قطعات یخ و انفجارها در بازی تاثیر دارد. شما در چینش گروهتان هم مسئول هستید و این چینش، در بازی تأثیر دارد. ساعات اولیه اگرچه به توضیح و شرح نکته‌های مهم و قهرمانان بازی می‌پردازد، اما واقعاً برای شخصی که تجربه‌ای نداشته از یک طرف گیج کننده و از طرفی دیگر خسته کننده خواهد بود. اگر هم از قبل نسخه‌های اول و دوم را تجربه کرده‌اید که اوضاع بدتر از این هم می‌شود. حالا برگردیم به همان بحث انتخاب و نتایج بازی‌ها. شاید یادتان باشد که بازی کاملاً بر اساس انتخاب‌های شما به شما جواب پس می‌داد. اما این مسئله، در The Banner Saga  واقعاً شگفت آور است! برای درک بیشتر این موضوع بگذارید نکته‌ای را بگویم: در نسخه اول اگر یادتان باشد، شخصیتی با نام Egil  وجود داشت که شاید بتوان گفت اصلاً نقش خیلی خاصی در داستان بازی نداشت و چه او را زنده نگه می‌داشتید و چه نه، واقعاً صورت مسئله را تغییر نمی‌دهید. اما در نسخه دوم شاهد بودیم که اگر در نسخه اول، او را زنده نگه می‌داشتید، می‌توانستید در نسخه دوم نیز از او استفاده کنید!
خب، داستان بازی، به مانند خیلی از داستان‌های دیگر، بازهم مسائلی مانند خیر و شر را در جریان قرار می‌دهند اما اتفاق خوب این است که ایندفعه، داستان بازی از گنجی مانند نوردیک الهام گرفته شده. تاریکی آمده است تا همه دنیا را فرا گیرد و قبایل مختلف مجبور می‌شوند تا برای بقا تلاش کنند و بر سر قدرت بجنگند، این جنگ‌ها، سبب شروع موج‌های جدیدی از مبارزات بین قدرت‌های بزرگ می‌شوند و البته که تصمیمات شده هم در این بین بسیار حیاتی و مهم هستند.

خیلی صادقانه می‌گویم، مثلش را پیدا نمی‌کنید!

اگر شما از طرفداران همیشگی این مجموعه هستید، مطمئناً از تجربه نسخه سوم هم لذت وصف‌ناشدنی و خاصی می‌برید. The Banner Saga 3 یک عنوان زیبا و تکرارناشدنی درست مثل نسخه‌های قبلی است و قطعا تجربه خیلی خیلی ارزشمند و متفاوتی را تقدیم شما می‌کند و مشکلات بازی، اصلا در حدی نیستند که بخواهید بخاطرشان، به کلی از تجربه عنوان صرف‌نظر کنید. TBS 3 از آن دست بازی‌هایی است که مثلش را پیدا نخواهید کرد و البته که ورود برای عموم آزاد است!

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید