قهرمانانی در نقاب خلافکاران | نقد و بررسی بازی Persona 5

۲۵ فروردین ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۰

بازی های نقش آفرینی از قدیمی ترین و کامل ترین سبک ها در تاریخ بازی های رایانه ای به حساب می آیند و عناوینی که در کشور ژاپن تحت عنوان یک بازی نقش آفرینی ساخته شده اند نیز نقش مهمی در تکامل این سبک داشته اند. JRPG ها (Japanese role-playing games) از دهه ۸۰ میلادی پا به عرصه سرگرمی گذاشتند و امروزه نیز شاهد حضور صد ها فرنچایز و عنوان رنگارنگ در این سبک و دسته بازی ها می باشیم. حال اگر یک مخاطب که عاشق و دلباخته یک بازی نقش آفرینی باشد (بدون توجه به ملیت آن مخاطب و شرقی یا غربی بودنش) و بخواهد در زمان حال به سراغ تجربه یک عنوان نقش آفرینی که از قضای روزگار محصول کشور ژاپن نیز می باشد برود، با عنوانی روبرو می شود که کاملاً متفاوت با چیزیست که در عناوین غربی مشاهده کرده است. وی عنوانی را می بیند که بیش از صد ها ساعت محتوا و شخصیت هایی دارد که اغلب دارای ظاهری جذاب و پرداختی فانتزی و عجیب و غریب هستند. این فرد که در حال تجربه یک عنوان مدرن در این سبک می باشد، شاید متوجه نشود که بازی های امروزی دقیقاً در حال ارائه همان سیستمی هستند که سی سال پیش در غالب عناوین ۸ و ۱۶ بیتی به بازیکنان معرفی شد. حال فرض می کنیم که شما همان بازیکن می باشید که هرگز تجربه ای از عناوین JRPG ندارید (چه مدرن و چه کلاسیک) و در تعجبید که چگونه در طی این همه سال تکرار مکرر یک فرمول به شکل ها و روش های مختلف توانسته به این خوبی جواب دهد و همچنان نیز مخاطبان فراوانی داشته باشد. جواب این سوال را تنها زمانی خواهید گرفت که صد ها ساعت را صرف تجربه یک فرنچایز JRPG کنید و هیچ ترسی هم مصرف دوباره این زمان نداشته باشید، زیرا بازی هایی که در این سبک منتشر می شود دارای دو دسته از مخاطبان و فرقه های رسمی هستند: کسانی که بهترین اوقات و دوران گیمری شان را در زیر سایه این دسته از بازی ها گذرانده اند و همواره به آن پایبند هستند و کسانی که نقطه مقابل دسته اول بوده و از بیخ و ریشه از این بازی ها بیزارند. متاسفانه بازی های مدرن سبک JRPG با اینکه محتوا و حرف های زیادی برای گفتن دارند، ولی بر خلاف عناوین کلاسیک، آن طور که باید و شاید نمی توانند قلب مخاطب را تسخیر کرده و تا پایان این سفر جادویی، این کنترل را از دست ندهند. ولی با این اوصاف همواره موارد خاص و استثنائی نیز وجود دارند که از هدف و جریان اصلی بازی های JRPG منحرف نشده اند و همچنان خلق می شوند تا آن رسالت و قانون سی سال گذشته را خط به خط تکرار کنند. شاید در این شرایط کلمه تکرار زیاد به گوش شما خوش نیاید و پیش خود بیاندیشید که امکان ندارد تکرار یک فرمول موفق، بیش از چند بار جوابگو باشد و قطعاً به گل خواهد نشست؛ ولی مطمئن باشید که در این مورد خاص، با قدم گذاشتن به این وادی، خودتان متوجه معنای شیرین کلمه تکرار خواهید شد.

تمام چیز هایی را که از یک عنوان نقش آفرینی غربی مانند سری The Witcher، سری Fallout و حتی سری Mass Effect دیده اید به کلی فراموش کنید، زیرا در یک عنوان JRPG با مواردی برخورد خواهید کرد که به کلی برایتان تازگی خواهد داشت

اگر قصد ورود به این وادی را دارید و نمی دانید دقیقاً از کجا شروع کنید، چه در جهان کلاسیک و چه مدرن بازی های JRPG نمونه های بسیار زیبا و فراوانی وجود دارد که شما را تبدیل به یک طرفدار پرو پا قرص این سبک کنند. از شاهکار کلاسیک دنیای بازی ها یعنی Chrono Trigger گرفته تا تک تک عناوین موجود در سری Final Fantasy که هر کدام به تنهایی این پتانسیل را دارند تا شما را به یک شکل خاصی متوجه جهان عظیم بازی های JRPG کنند (بیش از ۳۰ نسخه از این سری بین سال های ۱۹۸۷ تا ۲۰۱۶ وجود دارد که می توانید از بین آن ها انتخاب کنید!) و صد ها فرنچایز و عنوان مختلف دیگر که هر کدام پتانسیل این را دارند که عمر شما را بسیار کوتاه تر از چیزی که باید باشد کنند! در بین داستان های جذابی مانند سفر در زمان جهت نجات جان یک پرنسس و مبارزه با شیاطینی که قصد تصرف امپراطوری را دارند، شاید پرداخت به یک بحث و موضوع روانشناختی در قالب یک بازی فانتزی که از قضای روزگار در سبک JRPG نیز می باشد، از آن اقدامات عجیب و غریبی باشد که می دانیم تنها از عهده یک بازی ساز ژاپنی بر می آید و این دقیقاً چیزیست که می خواهیم به آن بپردازیم. سری بازی های Megami Tensei که شامل چندین و چند عناون مختلف در سبک JRPG می باشد، برای اولین بار در سال ۱۹۹۲ عرضه شد و به تنهایی موفقیت های بسیاری کسب کرد. اما موضوع و مبحث اصلی ما پرداختن به این سری و عناوین آن نمی باشد و چیزی که بر روی آن تمرکز داریم، یک فرنچایز فرعی و مرتبط به این سری می باشد که از قضای روزگار حتی از نسخه اصلی نیز محبوب تر می باشد. فرنچایز Persona که با عنوان Revelations: Persona در سال ۱۹۹۶ کار خود را زیر سایه فرنچایز اصلی Megami Tensei آغاز کرد. با اینکه معمولاً انقلاب‌ ها به آرامی رخ می‌ دهند و تغییرات به مرور مشخص می‌ شود، ولی سری Persona از همان ابتدا برای یک انقلاب اساسی در بازی‌ های تکراری نقش آفرینی نوبتی (Turn-Based RPG) در آن زمان، پا به میدان گذاشت و مسئولیت خود را نیز به خوبی انجام داد زیرا پس از این عنوان، به مرور شاهد پیشرفت در گیم پلی عناوینی مانند سری Final Fantesy بودیم. سری Persona از لحاظ تجاری و نمرات به حدی موفق بود که دیگر لازم نبود نام Megami Tensei را یدک بکشد، زیرا دیگر سری Megami Tensei آنچنان حرفی برای گفتن نداشت (حداقل در بازار جهانی) و حتی کمتر کسی به خاطر دارد که ریشه‌ های سری Persona به بیست سال پیش و کنسول NES بر می‌گردد، آن هم تنها در کشور ژاپن. در حال حاظر ۶ نسخه رسمی از سری Persona وجود دارد (با احتساب P3:FES این رقم به ۷ میرسد). تمامی بازی‌ ها در یک جهان به خصوص اتفاق می‌ افتند و عناصر کلی آن‌ ها هم مانند یکدیگر است (البته صرفاً دلیلی وجود ندارد که داستان های این عناوین نیز به یکدیگر مربوط باشد). Persona 5 عنوانیست که حدود شش سال پیش و زمانی که کنسول های نسل هشتمی حتی خلق نشده بودند، توسط استودیوی همیشگی این سری یعنی Atlus پروسه ساخت خود را درست پس از پایان گرفتن پروژه دیگر این استودیو یعنی عنوان مطرح Catherine در سال ۲۰۱۱ آغاز کرد. بسیاری از اعضای سازنده نسخه گذشته نیز کار خود را بر روی این عنوان از سر گرفتند (مانند تهیه کننده و کارگردان سری، آقای Katsura Hashino، طراح و شخصیت پرداز، آقای Shigenori Soejima و حتی موزیسین سری، آقای Shoji Meguro. بازی بیش از پنج سال در دست ساخت بود و در این مدت به صورت مکرر تاخیر هایی را از جانب سازندگان دریافت می کرد. نسخه پنجم در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۶ در ژاپن عرضه شد و در مارچ ۲۰۱۷ نیز بلاخره راه خود را به ایالات متحده و اروپا باز کرد. حال می خواهیم سفری داشته باشیم به دنیای وسیع پنجمین نسخه از سری Persona (اگر بخواهیم دقیق تر شویم، ششمین نسخه) و ببینیم که آیا موفق شده تا به مانند نسخه های گذشته اش موفق باشد و یا حتی بهتر از آن ها عمل کند، یا صرفاً با یک بازی معمولی و ساده طرف هستیم؟ در ادامه با گیمفا همراه باشید.

Persona 5 یک بازی نقش آفرینی ژاپنی است که پس از سال ها آمده تا دستی به سر و گوش این سبک تا حدودی مُرده بکشد

شاید اصلی ترین نکته ای که Persona 5 را از تمامی بازی های موجود در بازار متمایز کند، اعتماد به نفس عجیب و قابل احترام آن است که با توجه به این موضوع، بازی حتی پا فراتر از یک نقش آفرینی ژاپنی عادی گذاشته و در پرداخت به شخصیت ها و عناصر گیم پلی به شکلی ناموزون و غیر انعطاف پذیر عمل می کند که بدون آسیب زدن به هیچ یک از بخش های اصلی بازی، از آن پدیده ای فراموش نشدنی ساخته است. به راستی که نمی دانیم چگونه پا به این عنوان وحشتناک عظیم و بی همتا بگذاریم و تحلیلی در رابطه با آن ارائه دهیم؛ آن هم با توجه به اینکه مدت زمان بسیار کوتاهی را نیز در آن سپری کرده ایم (با توجه به ساعات گیم پلی بازی که چیزی حدود ۱۰۰ ساعت از وقت شما را می گیرند)، پس بهترین کار این است که از ابتدا و نقطه شروع آن عمل کنیم. Persona 5 به مانند کلیشه ای ثابت در بازی ها و سایر محصولات سرگرمی ژاپنی (مانند انیمه ها و مانگا ها) که حول محور شخصیت های نوجوان می چرخند، ما را با داستان پسری همراه می سازد که شخصیت اصلی داستان بوده و به مدرسه ای جدید انتقال داده شده است (بنا به هزار و یک دلیل مختلف که پایه و اساس اصلی یک داستان اصیل ژاپنی را می سازند). دلیلی که در این جا جهت این انتقال مطرح می شود، این است که پسرک داستان ما به جرمی بزرگ متهم شده است و در نتیجه از طرف والدین خود طرد شده و مجبور به دوری از خانه و کاشانه اش می باشد. چیز جالبی که در ادامه متوجه خواهید شد و تفاوت اصلی این نسخه با نسخه قبلی این سری را از همین ابتدا مشخص می کند، این است که بر خلاف Persona ۴ که شخصیت اصلی و دار و دسته اش به مانند گروهی از کاراگاهان که به دنبال یافتن مجرمین بودند، حال در Persona 5 شاهد جلوه ای کاملاً مخالف با آن جریان هستیم و شخصیت اصلی داستان ما با دوستانش گروهی از بزرگ ترین خلاف کاران و طرد شدگان جامعه را تشکیل می دهند. پس از اینکه یک میان پرده بسیار زیبا و پویا از اتفاقات آینده به ما نشان داده شد، بازی با رخ داد هایی از گذشته شما را برای ورود به زمان طاقت فرسای حال آماده می کند و بسیاری از وقایع ای که در ادامه با آن ها سر و کار دارید را به پیش چشمانتان می آورد. Persona 5 با اینکه همچنان پر از شخصیت های رنگارنگ و لحظات بامزه و دوست داشتنی ای است که طرفداران این سری در طی سال ها با آن سر و کار داشته اند، با این حال بازی همچنین دارای پرداخت و موضوعاتی بسیار غنی می باشد که پیش از این هیچ یک از عناوین سری موفق به سیدی درست و حسابی از این اقیانوس وسیع نشده بودند. شاید در ذهن خود به سرعت به دنبال یک عنوان نقش آفرینی بگردید که در داستان سرایی دست تمامی بازی های موجود را از پشت بسته و درست است که به سرعت در ذهن همگی ما نام با شکوه The Witcher 3: Wild Hunt نقش می بندد، ولی باید بدانید که از دید مخاطب غربی، Persona 5 یک تابلوی نقاشی از وضعیت اجتماعی و درون خود ژاپن و گستره ای از تمام چیز هاییست که توسط هنرمندان شرقی برای ارتباط با سایر جهانیان مورد استفاده قرار گرفته است و به نوبه خود جای تقدیر و تمجید فراوانی دارد.

شخصیت پردازی رنگارنگ، محیط های شلوغ و گیم پلی پربار از ویژگی های ناچیز عنوان بزرگ Persona 5 می باشند

در اقدامی ساده، داستان بازی به ما جامعه ای محافظه کار را نشان می دهد که در زیر لایه های آن جرم و جنایت هایی فرا تر از تصورات بشر در حال رخ دادن است و این پیام به ما منتقل می شود که کنترل بیش از حد می تواند مشکلاتی بسیار عظیم را در سراسر یک محفل بزرگ به وجود بیاورد. داستان بازی چیزی فراتر از یک رستگاری شخصی و فردی می رود و به ما مجموعه ای از شخصیت های مختلف را نشان می دهد که توسط این اجتماع سخت گیر طرد شده اند و خود با دستان خود شروع به ساخت و پرداخت به اجتماع بخصوص و آزاد خود را گرفته اند تا از زیر بار سخنان زور خارج شوند و استقلالشان را یک بار برای همیشه به دست آورند. نکته بسیار عالی و فوق العاده در رابطه با داستان بازی این است که به شکلی باور نکردنی سازندگان موفق شده اند تا کلیشه و سنت های همیشگی انیمه های ژاپنی را با روایتی بسیار جدی و مفهومی ترکیب کرده و اثری را به وجود بیاورند که از هر لحاظ که حساب کنید قدرتمند بوده و از ضعف های روایتی نیز استفاده کرده تا نقطه قوتی به وجود آورد. نکته قابل توجه دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که داستان بازی کاملاً هم بدون اشکال نبوده و سیستم تقویم روزانه بازی می تواند گاهی به نفع آن و گاهی نیز کاملاً بر خلاف چیزی که انتظار دارید عمل کند (درست به مانند نسخه های قبلی سری Persona). در نتیجه برای کسانی که به هیچ وجه به روایت های طولانی و به اصطلاح سریالی عادت ندارند، روند کند داستان بازی می تواند مقداری آزار دهنده شده و رو به رکود برود. با این حال همین رکود است که باعث می شود سرعت بازی در بخش های خاص به خوبی و مناسب عمل کرده و یک تجربه تکرار نشدنی را در اختیار بازیکنان تشنه به سبک قرار دهد. جلوه های رنگارنگ و شخصیت های زیبا و خوش چهره بازی نیز به این سرعت کمک فراوانی کرده اند و باعث شده اند تا بیش از پیش برای قدم گذاشتن در این جاده بی پایان مشتاق شویم. در ابتدا ما شخصیت اصلی بازی را داریم (که بی صدا و بی نام بوده و می توانید در ابتدای بازی نامی را بر روی وی قرار دهید) که برای جرمی که مرتکب نشده، از طرف خانواده و جامعه اش طرد می شود و به گروهی جامع ستیز به نام دزدان شبح وار می پیوندد که خود این گروه نیز دارای اعضا و داستان های فراوانی می باشد. به جرعت می توانیم بگوییم که گروه دزدان شبح وار بهترین گروهی می باشد که تا به حال در سری Persona به وجود آمده است (در هر نسخه از بازی شاهد یک گروه از دوستان با اهداف مختلف هستیم و این نسخه نیز از این قاعده مستثناء نیست). حس شوخ طبعی و گزافه گویی که بین اعظای این گروه رخ می دهد باعث درخشش هر چه بیشتر شخصیت های آن ها شده است. گروه با پیشروی در بازی قوی تر از قبل می شود و تمامی این قدرت را نیز از سمت جامعه ای که از آن طرد شده نشئت می گیرد. از برترین ویژگی های دیگر روایت داستان که در این نسخه شاهد آن هستیم، جلوه های بی نظیر گرافیکی و استایل هنری زیبای بازی است که به مانند نسخه های قبلی تنها بر روی متن ها و صدا پیشگی شخصیت ها بسنده نشده و حال می توانیم نهایت ارتباط را با شخصیت های بازی برقرار کنیم (این شیوه را شرکت Atlus از بازی شاهکارش یعنی Catherine به بعد پیش گرفت که می توانیم بگوییم از نقاط قوت بازی های جدید این استودیو به حساب می آید).

به لطف رگه و ریشه هایی از سبک شبیه ساز ملاقات (Dating sim) برقراری ارتباط با دوستان و گفتگو ها در طی بازی، به بهترین نحو ممکن از آب درآمده است

گیم پلی بازی از دو خط مجزا ولی کاملاً هماهنگ با یکدیگر تشکیل شده است: یکی زندگی روزمره که شامل رفتن و حضور در کلاس های درس، حل تکالیف و برنامه های پس از مدرسه، برقراری ارتباط با دوستان و همکلاسی ها است و وجه دیگر بازی نیز در زمان شب نمایان می شود که شما تبدیل به یک دزد حرفه ای با قابلیت های جادویی می شوید که می تواند هیولا هایی را که بر اساس شخصیت وی به وجود آمده اند و به آن متصل اند، احضار کند. شاید اگر شما با پیشینه این سری و موضوعات دخیل در آن آشنایی نداشته باشید، کمی از جملات بالا مخصوصاً بخش دوم گیم پلی بازی جا خورده اید. Persona ها (همان هیولا هایی که وجه دیگری از شخصیت بازیکن را نشان می دهند) موجوداتی هستند که مانند یک ماسک عمل کرده و می توانند از شما محافظت کنند و از طریق ضمیر ناخودآگاه بشریت احضار می شوند. کاربران Persona ها نیز این قابلیت را دارند که کنترل این جانوران را بر عهده گرفته تا از خودشان در برابر سایه ها دفاع کنند که بخش تاریک ذهن می باشد. اگر همچنان گیج و کنجکاو هستید، توصیه می کنیم سری بزنید به مبحث روانشناسی یونگی؛ زیرا همه این موضوعات از سمت آن مکتب ریشه می گیرد. این Persona ها در بازی به شکل ماسک هایی هستند که شخصیت ها به چهره می گذارند؛ در نسخه های گذشته سری، این موضوع به شکل کارت ها و حتی اسلحه هایی به شخصیت ها ارائه می شد. در حالی که سایر اعضای گروه شما، Persona های منحصر به فرد خود را دارند که ظاهرشان ریشه در افسانه های تاریخی و فانتزی دارد، شما نیز می توانید با استفاده از کارت های جادویی علاوه بر Personaی شخصی خودتان، موجودات دیگری را نیز احضار کنید که از هیولا های عظیم الجثه گرفته تا آدم برفی های بانمک کوچک را شامل می شود. بازی به ما می گوید که اتفاقاتش در حال جریان یافتن در سال ۲۰XX می باشد، ولی با کمی دقت به راحتی متوجه خواهید شد که جریانات بازی آنچنان نیز با زمان ما تفاوتی ندارد. Persona 3 در زمان Dark Hour (پدیده ای که تنها توسط استفاده کنندگان Persona قابل رویت است و در بازه زمانی خاصی تمامی شهر را تاریکی شیطانی در بر می گیرد) رخ می داد و Persona 4 نیز بیشتر درون تلویزیون و پدیده های آن اتفاق می افتاد؛ دزدان شبح وار Persona 5 نیز از عصر تکنولوژی و فضای مجازی بهره می برند. بازی دارای دخمه های فراوانی است که در اینجا تحت عنوان کاخ شناخته می شوند و از طریق یک برنامه مرموز بر روی تلفن همراه هوشمند هر یک از شخصیت های بازی قابل دسترس است. هر یک از این کاخ ها طراحی و ظاهری کاملاً متفاوت با یکدیگر دارند و به مانند عناوینی که ارائه دخمه ها از اهداف اصلی بازی می باشد (عناوین سبک Dungeon crawl که مهم ترین نمونه JRPG در این سبک را می توان عنوان Operation Abyss: New Tokyo Legacy نام برد) شاهد کپی و پیست شدن ظاهر اکثر دخمه ها و موجودات داخل آن ها نیستیم. هدف سفر به این دخمه ها نیز دست یابی به اشیا و یادگاری هاییست که در این دخمه های تصادفی پنهان شده و برای هر کدام نیز هیولا های تصادفی وجود دارد که باید با آن ها به مبارزه بپردازید و تمام این وقایع جزء ماموریت های فرغی و جانبی بازی به حساب می آیند.

عیاری در شب، شهروندی در روز؛ Persona 5 عظیم‌تر از هر عنوان JRPG است که تا به حال ساخته شده است و حتی فراتر از سبک مذکور رفته و سبک های دیگری را نیز در خود تلفیق کرده است

در طی روز، وقایع بازی مقداری زیادی با اتفاقات شب متفاوت است. جهان بازی برای کسانی که می خواهند با فرهنگ و شیوه زندگی مردم کشور ژاپن بیشتر آشنا شوند، می تواند گزینه بسیار مناسبی باشد. جدا از فروشگاه ها و مغازه های مختلفی که می توانید از طریق آن ها نیاز های خود را برطرف کنید، همچنین توانایی برقراری ارتباط با دوستان و اعضای گروه خود را از طریق تلفن همراهتان دارید. امکان این که دوستانتان پیش از شما بخواهند با شما ارتباط برقرار کنند نیز وجود دارد و در صورت دریافت یک پیام بر روی تلفن همراهتان، آیکون کوچکی در پایین صفحه ظاهر می شود و شما نیز می توانید جهت ملاقات و گشت و گذار با فرد مذکور، با وی قرار بگذارید. Persona 5 عنوانیست که حول محور پردازش و تکامل زندگی یک فرد می چرخد و با در نظر داشتن این موضوع باید انتظار فعالیت های فراوانی که در زدنگی واقعی انجام می دهید را نیز در بازی داشته باشید. Skill ها یا همان مهارت ها که در اکثر عناوین نقش آفرینی به شکل های متفاوتی در دسترس اند، اینبار با گستردگی دیوانه واری در Persona 5 جایگزاری شده اند. برای شرح بهتر این موضوع بهتر است با مثالی ساده شروع کنیم: شما می خواهید با یکی از دانش آموزان و همکلاسی هایتان صحبت کرده و با وی رابطه برقرار کنید، ولی متوجه خواهید شد که این توانایی را ندارید و نمی توانید در دیالوگ ها بر وی چیره شوید و این موضوع دلیل بسیار ساده ای دارد: شما از لحاظ خط فکری و بینش با وی زمین تا آسمان تفاوت دارید. حال چاره چیست و چگونه می توان این پروسه را طی کرد؟ درست است؛ با استفاده از Skill ها. با ارتقای مهارت هایتان که دارای دسته بندی های متفاوتی نیز می باشند، شما می توانید کار هایی که از قبل قادر به انجام آن ها نبودید را به راحتی انجام دهید. با انجام دادن فعالیت های مختلف، شما می توانید مهارت های مختلفی را بهبود ببخشید، به عنوان مثال برای ارتقای مهارت فروتنی و مهربانی، باید در محیط های لطیف و دارای انرژی مثبت کار کنید، مانند گل فروشی ها و کافه های مختلف. همچنین برای ایجاد یک رابطه، شما نیاز دارید تا مهارت اعتماد به نفس و دلربایی خود را افزایش دهید. تشکیل رابطه های قوی با دیگر شخصیت ها و درک کردن آن ها باعث می شود تا به توانایی ها و مهارت های پنهانی دست پیدا کنید و به Persona های قوی تری در درون مبارزات و خارج از آن دست پیدا کنید؛ در واقع گروهی که با آن می گردید، تاثیر مستقیمی بر روی گیم پلی و سبک بازی می گذارند و در کنار مزایای خوبی که این موضوع دارد، شما با گروهی خواهید گشت که خودتان برگزیده اید، نه اینکه بازی شما را مجبور به این کار کرده باشد. در نهایت تمام کار هایی که در Persona 5 انجام می دهید بر اساس علایق خودتان به وجود آمده اند ولی باید یک نکته را در نظر داشته باشید: زمان. تمام بازی به مانند یک تقویم طراحی شده و زمان در آن به سرعت سپری می شود و این بدین منظور است که ممکن است وقتتان را از دست دهید. خارج از زمان اصلی و خط داستانی بازی، شما آزادید تا هر طور که دوست دارید زمان خود را سپری کنید؛ شما می توانید به گشت و گذار با دوستانتان پرداخته یا به سراغ مطالعه و یا استراحت در یک کافه عمومی بپردازید.

سیستم زندگی روزمره شخصیت اصلی بازی آنقدر طبیعی و تکامل یافته طراحی شده که گاهی اوقات کنترل آن را از دست خواهیم داد؛ درست به مانند زندگی واقعی خودمان!

حال که از گشت و گذار در شهر و سپری کردن اوقات گذشته ایم، می رسید به جهت دیگری که بازی ما را در خودش قرار می دهد، یعنی بخش تاریک Persona. زمانی که وارد تاریکی قلب مردم می شوید، متوجه تغییراتی اساسی در سیستم بازی و در نهایت ورود به دخمه ها خواهید شد. در این جهان دیگر خبری از اوقات آرام و فعالیت های روزمره نیست و شخصیت ها نیز به جای یونیفرم های مدرسه، لباس های بخصوصی به تن دارند و هر کدام نیز لقبی خاص را با خود حمل می کنند. هر دخمه ای که به آن وارد می شوید، شامل محتویات مختلفی است که با توجه به شخصیت های متفاوت هر فرد طراحی شده اند. سیستم مبارزات بازی همانند تمام مبارزات این سری، شامل سیستم کلاسیک نقش آفرینی نوبتی بوده و البته شاهد ورود المان های جدیدی به این سیستم که باعث تنوع چشمگیری در آن شده مانند سیستم مخفی کاری هستیم. همان طور که قبلاً اشاره کردیم، سیستم بازی بر اساس یک تقویم جلو می رود و این موضوع حتی در دخمه ها نیز صدق می کند و اگر وارد دخمه ای شوید می توانید فعالیت های آن را به بعد موکول کرده و هر زمان که دوست دارید، آن ها را کامل کنید، ولی باید در نظر داشته باشید که اگر نتوانید آن فعالیت ها را در زمان معین تکمیل کنید، اتفاقات بدی رخ خواهد داد. البته نیازی نیست نگران این همه پیچیدگی و شلختگی در بازی باشید، زیرا خود بازی به موقع تمام این نکات را به شما می آموزد و شما را دست تنها رها نمی کند. حال بیایید به مبارزات برگردیم؛ تمام چیز هایی که در مبارزات با آن ها سر و کار دارید را می توان به موارد مقابل دسته بندی کرد: حملات فیزیکی، طلسم های جادوئی، آیتم ها و اقلام و تجهیزات. انیمیشن هایی که در مبارزات شاهد رخ دادن آن ها هستیم، آنقدر نرم و زیبا طراحی شده اند که تمامی صحنه های شلوغ مبارزه در برابر چشمانمان ساده جلوه می کنند. با موفقیت در مبارزات، می توانید از نقاط ضعف دشمنان با خبر شده و در نوبت های بعدی از آن ها بر علیه شان استفاده کنید. شما می توانید از Persona های اختصاصی خود (برای توضیح بهتر این موجودات می توانید جای آن ها را با موجودات سری بازی های Pokémon عوض کنید تا آن ها را بهتر درک کنید) در طی مبارزات استفاده کنید. شما می توانید از Persona های مختلف در طی مبارزه استفاده کرده و جای آن ها را با هم عوض کنید. با برنده شدن در هر مبارزه، شما می توانید Persona های بیشتری را به دام بیاندازید و در مبارزات بعدی از آن ها استفاده کنید. همچنین این قابلیت در بازی وجود دارد تا بتوانید Persona های مشخصی را قربانی کرده و با ترکیب کردنشان، یک Persona قدرتمند و واحد خلق کنید. در هنگام مبارزه شما چند انتخاب پیش رو دارید: شما یا می توانید همه یاران خود را به صورت یکجا کنترل کرده و یا می توانید هم تیمی های خود را روی حالت حمله خودکار قرار داده و کار خود را تا حدودی راحت کنید. حال اگر نمی خواهید که از گزینه مبارزات مستقیم و حتی مخفی کاری استفاده کنید و در کل می خواهید که موقعیت را بدون خون و خون ریزی به نفع خود تغییر دهید، جای نگرانی نیست زیرا سیستم مزاکره از جد بزرگ سری Persona یعنی سری بازی های Shin Megami Tensei بازگشته است.

گیر انداختن دشمنان در گوشه ای و ایجاد حملات مخفی کاری، از قابلیت های فوق العاده سیستم مبارزات در بازی می باشد

با استفاده از سیستم مذاکره، شما می توانید در ازای بخشیدن جان یک دشمن، از وی پول، آیتم و از همه مهم تر کمک دریافت کنید و این بدین معنیست که شما توانایی متقاعد کردن آن ها را دارید. انتخابات میان دیالوگ ها و مکالمات در طول بازی فراوان می باشند و گرچه تاثیر آنچنانی بر روی روند بازی ندارند، ولی با انتخاب دیالوگ های مناسب می توانید لحظات کمدی و جالبی را در بازی تجربه کنید. این دیالوگ ها نقش وسیع تری در طی متقاعد کردن یک فرد و یا ساختن یک رابطه ایجاد می کنند. مهم نیست که در حال سلاخی هیولا ها با شمشیرتان باشید، رفت و آمد بین دنیای واقعی و یا رفتن بر سر یک قرار ملاقات عاشقانه؛ در هر صورت Persona 5 یک تجربه بی همتا و غافلگیر کننده می باشد که می تواند به نوبه خود، بدجوری شما را درگیر کند. در پسِ معرفی تمامی ویژگی های مثبت بازی، چیزی که پایه و اساس اصلی این عنوان می باشد و تمامی خوبی های آن را جهت داده است، گرافیک هنری و پردازش دنیای بازی می باشد. در میان عناوین موجود در بازار که از این سبک گرافیک برای طراحی عناوین خود بهره می برند، Persona 5 تا به اینجای کار هیچ رقیبی را به خود ندیده است. گرافیک فنی بازی تقریباً همان چیزیست که در نسخه پلی استیشن ۳ این عنوان پیاده شده است، ولی از لحاظ توجه به جزئیات و نکات ریز، بازی چشمان را خیره خواهد کرد. منو های بازی با فشردن هر دکمه، تغییر کرده و بالا و پایین می روند، به گونه ای که هیچ گاه و در هیچ نقطه از بازی احساس خستگی نخواهید کرد. طراحی چهره و بدن شخصیت های بازی، به بهترین شکل و کاملاً تمیز و صحیح به تصویر کشیده شده است. حتی کوچک ترین نکات مانند صحنه نمایش پیروزی که پس از هر مبارزه موفق به نمایش در می آیند نیز می تواند چندین دقیقه شما را محصور خود کند. با تجربه Persona 5 شاید شما نیز به این حقیقت پی ببرید که این عنوان بی همتا، بهترین گرافیک و استایل هنری در میان تمامی بازی های این نسل و با اختلاق زیاد، تاریخ صنعت بازی ها را دارد. تجربه این عنوان بیشتر از اینکه حس یک بازی رایانه ای را به شما بدهد، شما را در میان صفحات یک کتاب مصور (در معنای کامل تر، یک مانگا) قرار می دهد و تا مدت ها، همان جا نگه می دارد. اگر باز هم احساس می کنید، جای یک مورد خالی است، موسیقی های متن یه اندازه ای متعالی و احساسی هستند که شما را درون این کتاب مصور حبس کنند. آهنگساز بازی آقای Shoji Meguro موفق یه خلق یک موسیقی به خصوص که ریشه هایی در جز و موسیقی ژاپنی دارد شده که لحظات شاد و سرگرم کننده بازی را بهبود بخشیده اند.

رنگارنگ و خیره کننده، از تماشای جلوه های زیبای بازی که هر لحظه در مقابل چشمانتان می رقصند، خسته نخواهید شد

عنوان Persona 5 معیاری تازه و مجموعه ای از قوانین جدید را برای عناوین تا حدودی تکراری و پوسیده سبک JRPG تعریف کرده است. استایل هنری بی همتای بازی، جذبه به خصوص و نرم بازی شبیه به هیچ چیزی که پیش از این بازی کرده ایم نیست. نسخه پنجم این سری با ترکیب کردن سبک های دخمه و شبیه ساز قرار ملاقات و اضافه کردن المان های کلاسیک سبک نقش آفرینی ژاپنی به همراه موارد فراوان دیگری نظیر سیستم مخفی کاری و… برای ما محصولی عظیم و در عین حال پیچیده را پدید آورده که در عین کامل بودن، قطعاً مخاطبین خاصی را جذب می کند و برای همه اعضای گروه صنعت بازی مناسب نمی باشد. با این حال نگران نباشید، زیرا اگر این نسخه از سری، اولین تجربه شما از یک عنوان Persona و در درجه بدتر، اولین تجربه از یک بازی نقش آفرینی ژاپنی می باشد، همچنان می توانید لذت خاصی از این عنوان ببرید و نمی توان اعتیاد آوری این بازی را برای تمامی بازیکنان انکار کرد. گیم پلی جذاب، شخصیت پردازی فوق العاده کامل، سیستم مبارزات پیچیده و موسیقی متن جذاب در کنار گرافیک چشمگیر، همه و همه با یکدیگر ترکیب شده اند تا عنوانی را خلق کنند که برای تمامی صنعت بازی، چه طرفداران این سبک و این سری، یک شاهکار بی مانند می باشد و یک برگ برنده بسیار قوی برای کنسول نسل هشتمی کمپانی سونی نیز محصوب می شود. اگر مالک یک پلی استیشن ۴ هستید، در میان تمامی عناوین رنگارنگ موجود در بازار، تجربه Persona 5 را شدیداً به شما توصیه می کنیم.

1
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید