اساسین چینی | نقد و بررسی بازی Assassin’s Creed Chronicles China

۱۳ تیر ۱۳۹۴ - ۱۶:۲۲

بدون شک نام سری Assassin’ Creed برای هیچ کسی نا آشنا نیست. این سری روز به روز در حال گسترش است و هر سال شاهد عرضه نسخه های مختلفی از این سری هستیم. سال گذشته یک سری عناوین جدید در سبک پلتفرمر برای این سری معرفی شد که با نام Chronicles شناخته می شوند و قرار است سه نسخه داشته باشند. در ادامه به بررسی نسخه اول این سری با نام Chronicles: China می پردازیم…

پیش از شروع مطلب، توضیح کوتاهی در مورد این سری می دهیم. در سری Chronicles، قرار است جدا از خط داستانی اصلی سری، داستان سه اساسین از ملت های چین، هند و روسیه بررسی شود که هر یک از نظر زمانی دوره ی مهم و تقریبا پرآشوبی از تاریخ این ملت ها را بررسی می کند. نسخه China را در ادامه بررسی می کنیم و فعلا در مورد آن توضیح نمی دهیم. در نسخه India، شخصیت اصلی بازی Arbaaz Mir نام دارد و بازی در زمان مبارزه امپراتوری سیک با کمپانی هند شرقی در حدود سال 1841 میلادی جریان دارد. نسخه Russia، پیرامون شخصیتی به نام Nikolai Orelov و در حدود سال 1918 در هنگام به وقوع پیوستن وقایع اکتبر سرخ (Red October) جریان دارد.

اما برسیم به خود عنوان China. شخصیت اصلی بازی Shao Jun نام دارد. او همان کسی است که در انیمیشن Embers، به پیش اتزیو می رود و اندکی پیش او تعلیم می بیند. در واقع، بعد از مرگ امپراتور ژانگده، امپراتوری به نام جیاجینگ بر تخت حکومت می نشیند و این امپراتور، به نوعی بازیچه گروهی به نام هشت ببر و تحت رهبری یک تمپلار به نام ژانگ یانگ قرار می گیرد. این گروه، اساسین ها را از درون دربار تصفیه می کنند و به همین دلیل Shao Jun به همراه استاد خود، ژو جیویوآن، به سمت غرب فرار می کنند تا استاد اساسین بازنشسته یعنی اتزیو، را ببینند. در ونیز، قبل از رسیدن آن ها به ویلای اتزیو، استادِ Shao Jun، ژو جیویوآن، توسط مامورین تمپلار ها کشته می شود و Shao Jun به تنهایی پیش اتزیو می رود.

دو سال بعد و بعد از تعلیم دیدن در نزد اتزیو، Shao Jun به چین باز می گردد تا انتقامِ خود را از کسانی که باعث از هم پاشیدن اساسین ها و انجمن برادری آن ها شدند، بگیرد. البته او در این راه تنها نیست و استاد جدیدش که وانگ یانگمینگ نام دارد نیز او را همراهی می کند و البته او جعبه ی اسرار آمیزی را که اتزیو به او داده است نیز به همراه دارد. بعد از این وقایع سر از دست دادن آن جعبه و بدست آوردن آن و دوباره از دست دادنش پیگیری می شود و در این حین، Shao Jun به دنبال کشتن اعضای گروه هشت ببر و انتقام گرفتن از آن هاست.

داستان بازی هر چند روند تا حدودی قابل پیش بینی را دنبال می کند، اما در هر حال اطلاعات جالبی از اساسین ها در دسترس قرار می دهد و به ویژه با کاغذ هایی که در طول مراحل یافت می شود، اطلاعات ارزنده ای از پیش زمینه داستانی اساسین ها ارائه می دهد. شخصیت پردازی خود Shao Jun به خوبی صورت گرفته است اما اعضای گروه هشت ببر _ به جز رئیس آن ها_ شخصیت پردازی قابل قبولی در طول مراحل ندارند و قبل از آشنایی با ویژگی های شخصیتی آن ها، خیلی زود کشته می شوند.

بیش تر از این به داستان بازی نمی پردازیم. مهم ترین تفاوت این نسخه با دیگر نسخ سری AC، در شکل گیم پلی آن است که از یک عنوان کاملا 3 بعدی، تبدیل به یک عنوان 2.5 بعدی با مکانیک های پلتفرمینگ شده است (2.5 بعدی به عناوینی می گویند که شخصیت ها حالتی 3 بعدی دارند ولی شیوه ی حرکت و… مانند عناوین 2 بعدی و گهگاه مانند عناوین 3 بعدی باشد). بازی از مکانیک های مشهور پلتفرمینگ سری، نظیر گرفتن لبه ها، بالارفتن از دیوار و… بهره می برد و در کنار این ها، ویژگی های دیگری نظیر استفاده از طناب برای جا به جایی بین دو محیط و… هم استفاده می کند که خوشبختانه اکثر آن ها بدون نقص پیاده سازی شده اند.

Assassin’s Creed Chronicles: China

عبور از مراحل بازی به چند شکل قابل انجام است؛ یکی مبارزه کامل با دشمنان و به شکل پر سر و صدا که ابداً کار آسانی نیست و دردسر های زیادی دارد. یکی کشتن دشمنان به شکل مخفیانه و حالت آخر هم عبور از دشمنان بدون شناسایی شدن و کشتن آن ها. براساس شیوه ی انجام هر مرحله به شما امتیازاتی داده می شود و مطمئنا حالت آخر امتیاز بیش تری دارد و بیش تر نشان دهنده ویژگی های یک اساسین واقعی است، البته در سیستم امتیاز دهی بازی یکدست بودن کار های انجام شده نیز مهم است و انجام دادن یک مرحله به شکل های مختلف، امتیازی کمتری نسبت به انجام دادن همان مرحله به صورت کاملا مخفیانه دارد. البته این موضوع به خودی خود باعث کاهش ارزش تکرار مراحل نمی شود و می توان مراحل را چند بار و با هر سه شیوه مختلف انجام داد.

در میان سه شیوه ی گفته شده، شاید سخت ترین پیاده سازی را سیستم مبارزات بازی داشته باشد. این بخش از بازی اصلا شکل روانی ندارد و تا حدودی کند است و چنانچه تعداد دشمنان زیاد شود، نمی شود به راحتی با همه ی آن ها مبارزه کرد. کمی هم انجام حرکات مربوط به آن لااقل از طریق کیبورد و ماوس، دشوار است. البته نمی توان دقیقا گفت که این سیستم یکی از ضعف های بازی است چون شاید برای جلوگیری از انجام مبارزات زیاد به این شکل طراحی شده باشد تا بازیباز را به انجام مخفیانه مرحله تشویق کند اما به هر حال یکی از روش های انجام بازی را تا حدودی دشوار کرده است و باعث می شود که افراد به ندرت ترجیح دهند که از این روش استفاده کنند و به خاطر Assassin’s Creed بودن این عنوان، شاید بهتر بود که نظیر همه ی نسخ این سری، امکان انجام مرحله با سر و صدای فراوان نیز وجود داشته باشد. به علاوه تمرکز روی بخش مخفی کاری را نمی توان به خودی خود، عامل سخت و غیر روان ساختن مبارزات آن دانست و می شد با مبارزات بهتر، مراحل را طوری ساخت که باز هم بازیباز مجبور به عبور مخفیانه از آن ها شود نه این که با بد طراحی کردن مبارزات، به نوعی صورت مسئله را پاک کرد.

مبارزات بازی، مخصوصا با افزایش تعداد دشمنان، اصلا روان نیستند

از طرف دیگر مکانیک های مخفی کاری بازی به تنهایی پیاده سازی چندان بدی ندارند و در حد نسبتا خوبی قرار دارند. همه ی مراحل با عناصر مختلفی نظیر مخفی گاه ها، مکان های دور از دسترس، مخفی شدن بین مردم و… طوری طراحی شده اند که همه را بتوان به صورت کاملا مخفیانه _چه با کشتن دشمنان و چه بدون آن_ تمام کرد و خوشبختانه اگر بخواهید بازی را مخفیانه تمام کنید، برخلاف نسخ قبلی AC، مجبور به استفاده از تمام وسایل و Gadget ها و امکانات خود خواهید شد و برخلاف نسخ قبلی سری، بسیاری از وسایل بی استفاده باقی نخواهد ماند. در اواسط نیمه ی دوم بازی نیز قابلیت کند کردن زمان به بازی اضافه می شود که هر چند گاهی اوقات استفاده از آن برای عبور سریع و بی سر و صدا از مراحل لازم است اما در کل چندان احساس اجبار برای استفاده از آن نمی کنید و اثر خیلی زیادی در عمق گیم پلی نمی گذارد. این وسایل و قابلیت ها نیز در طول مراحل و با رسیدن به مراحل خاصی در اختیار شما قرار می گیرند. البته بعضی توانایی ها مثل سوت زدن برای جلب حواس نگهبان ها به یک نقطه خاص (مثلا مخفیگاه)، از ابتدای بازی در دسترس هستند ولی همان طور که گفته شد، بعضی دیگر را باید در طول مراحل بدست آورید. این وسایل و قابلیت ها آپگرید هایی نیز دارند و مثلا تعداد آن ها و مواردی نظیر این را افزایش می دهند و این آپگرید ها از طریق بدست آوردن مقدار مشخصی امتیاز در بعضی مراحل و یا تمام کردن مرحله در زمانی خاص بدست می آیند.

سیستم مخفی کاری بازی را می توان تا حدودی الهام گرفته از عنوان Mark of the Ninja دانست و مخفی کردن اجساد دشمنان و… همه شبیه آن عنوان هستند ولی بازی با همه ی این ها، نمی تواند به گستردگی شیوه های اتمام مرحله در آن عنوان برسد و علیرغم سعی و تلاش های فراوان، شکل کلی انجام مرحله تقریبا یک شکل است و در کل فقط همان سه شیوه را می توان گوناگونی بازی دانست و در سایر زمینه های در هر شیوه، تنوع خیلی بالایی وجود ندارد و همه از یک روند کلی پیروی می کنند، در حالی که اگر کمی راه های مخفی و خاص و بعضا جالب برای انجام مراحل به بازی اضافه می شد، مطمئنا با عنوان ارزنده تری رو به رو بودیم.

سیستم مخفی کاری و پلتفرمینگ بازی نسبت به دیگر بخش های گیم پلی، طراحی بهتری دارد.

یکی از ویژگی های مهم دیگر در مراحل این عنوان، ساختار لایه ای آن هاست. به این معنا که هر مرحله از چند لایه طراحی مرحله مختلف ساخته شده است و با استفاده از وسایل مختلف نظیر طناب، چوب و…، امکان جا به جایی بین آن ها وجود دارد. این باعث می شود که به جای یک ساختار خطی، سازندگان بتوانند چند ساختار موازی را در کنار هم ایجاد کنند و کمی دست بازیباز را برای انجام مرحله باز بگذارند. البته از این سیستم در بسیاری از مراحل فقط برای جدا کردن بخش های مختلف مرحله نظیر سکو های مختلف کنار بندر در شهر های بندری استفاده شده است و در معدود مراحلی برای ایجاد شیوه های خاص عبور از یک مکان، می توان از این ساختار استفاده کرد.

در بازی، می توانید به نقشه ای دسترسی داشته باشید که دقیقا مراحل را به همان شکل لایه ای نشان می دهد و می توانید راحت آن را بررسی کنید و بفهمید در هر لایه، چه آیتم های اضافی وجود دارد و اهداف اصلی و فرعی را بر روی نقشه مشخص کنید. نقشه ی بازی، علیرغم شکل سه بعدی خود که می تواند باعث گیج شدن شود، ولی در کل نقشه ی ناکارآمدی نیست و می تواند گاهی اوقات به شما یاری برساند.

اهداف در بازی نیز همانند اکثر بازی ها به دو دسته ی اصلی و فرعی تقسیم می شود. هر دو گروه اهداف هم محدود به مواردی نظیر رسیدن به نقطه ای خاص، کشتن تعداد مشخصی افراد یا یک فرد خاص و یا نجات یک شخص محدود می شود و در معدود جاهایی کمی تنوع به خود می گیرد و کمی چاشنی معما های خاص سبک پلتفرمینگ_البته در سطح محدود_ به آن اضافه می شود. ولی از آن جایی که راه رسیدن به اهداف تا حدودی تنوع دارد و از گرافیک خوبی هم بهره می برد (که بعدا به آن می پردازیم) برای همین شاید حس یک نواخت بودن اهداف کم تر به چشم بیاید. در مورد اهداف فرعی هم صرفا نقش امتیاز دهنده و یا ایجاد آپگرید برای بعضی از وسایل را دارند و خیلی اثر عمیقی در داستان و یا کلیت گیم پلی بازی _نظیر اضافه کردن یک قابلیت جدید به آن_ ندارند.

یکی از بخش های تعقیب و گریز از آتش

علاوه بر شکل عادی مراحل، بخش هایی که حالت تعقیب و گریز دارند نیز در بازی وجود دارند که در اکثر این بخش ها، شما باید از یک موج آتش که در حال پخش شدن است، فرار کنید. خوشبختانه با استفاده از مکانیک هایی که در طول این بخش ها به بازی معرفی می شود، می توان خیلی روان و بدون وقفه، این گونه مراحل را طی کرد و این بخش های بازی طراحی خوبی دارند.

همانند همه ی عناوین سری AC، آیتم های جمع کردنی نیز در این عنوان وجود دارند که بعضی از آن ها اطلاعات ارزنده ای در مورد داستان سری در اختیار شما قرار می دهند و از این نظر این آیتم ها می توانند کمی بر ارزش تکرار مراحل بازی بیافزایند. صحبت از تکرار شد، بازی بخش New Game Plus (NG+) نیز دارد که در آن می توانید به همراه همه ی تجهیزاتی و آپگرید هایی که در حالت عادی بدست آورده اید، دوباره بازی را انجام دهید و مطمئنا در این حالت با چالش بیش تری رو به رو خواهید شد. در این بخش، دوباره آپگرید های جدیدی نیز در اختیار شما قرار می گیرد که فقط با بدست آوردن امتیاز خاصی در حالت NG+ امکان دسترسی به آن ها وجود دارد و از این حیث، شاید تا حدودی این بخش ارزش تکرار مجدد را به بازی اضافه کند. البته وجود بخش سخت تر نیز تا حدودی به خودی خود، بخش جدیدی در سری Assassin’s Creed محسوب می شود چون همان طور که می دانید، عناوین این سری چیزی به نام درجه سختی به آن معنی کلی رایج در بازی ها ندارند و وجود بخشی که از درجه سختی بالاتری نسبت به سایر بخش های بازی برخوردار باشد تا حدودی یک نکته مثبت در سری است.

در زمینه هوش مصنوعی دشمنان، نمی توان خیلی مثل عناوین اصلی سری اظهار نظر کرد و گفت مثلا چرا دشمنان در فلان جا متوجه شما نمی شوند و در نقطه ای دیگر می فهمند و چرا در محیط به درستی دنبال شما نمی گردند؛ چون نوع ساختار بازی طوری است که نیاز به هوش مصنوعی به مانند عناوین اصلی سری ندارد و هوش مصنوعی این عنوان، از یک سیستم از پیش برنامه ریزی شده استفاده می کند؛ از این رو، حرکت دشمنان اکثرا به گشت زنی در یک محیط خاص محدود می شود که با قرار گرفتن در محدوده ی دیدشان، به شما مشکوک می شوند و برای بررسی اوضاع، به محل حضور شما می آیند و نمی توان آن را هوشمند به حساب آورد ولی با این حال به دلیل شکل طراحی مرحله بازی که بر پایه همین نکات است، نمی توان این موضوع را به عنوان نکته منفی بر شمرد اما عدم تنوع خیلی زیاد در دشمنان که نهایتا محدود به 5 یا 6 نوع می شوند و شبیه بودن سیستم بررسی دشمنان به یگدیگر، یک نکته منفی به شمار می آید.

یکی از مناظر زیبای بازی

اما در زمینه گرافیک، مطمئنا با ساختار 2.5 بعدی این عنوان، کسی به خاطر گرافیک فنی، این عنوان را تهیه نمی کند ولی به هر حال گرافیک فنی آن، هر چند نیازی به بالا بودن ندارد، اما می توانست کمی بهتر از این باشد و اشیای داخل محیط، کمی پر جزییات تر ظاهر شوند؛ اما از طرف دیگر بدون شک گرافیک هنری این عنوان فوق العاده است. قرار است هر کدام از عناوین سری Chronicles ساختار هنری مخصوص منطقه و تاریخ وقوع بازی را در خود داشته باشند و از این نظر عنوان China واقعا فوق العاده است. بازی پر از منظره های زیبا و چشم نواز است که به سبک نقاشی های چینی کشیده شده اند و فوق العاده هستند. در طول بازی یکی دو بار با آبشاری بلند در دل طبیعت برخورد می کنید که به خوبی با فضای پس زمینه بازی هماهنگ شده است و کاملا حس قرار داشتن در یک محیط چینی را به شما منتقل می کند، به علاوه شیوه بُعد دادن به این نقاشی ها برای حرکت در میان لایه های تصاویر نیز بسیار خوب کار شده است.

موسیقی بازی در حد قابل قبولی قرار دارد و راضی کننده است اما در کل می توانست خیلی بهتر باشد. موسیقی بازی هر چند در طول مراحل شما را راضی نگه می دارد اما اصلا به یادماندنی نیست و برخلاف دیگر عناوین سری AC، به سرعت موسیقی و ساندترک های این نسخه را فراموش خواهید کرد. صداگذاری شخصیت ها نیز در حد متوسط و قابل قبول قرار دارد ولی فوق العاده نیست. در ضمن شنیده می شود که ظاهرا عده ای به تلفظ غیر صحیح چینی بازی توسط شخصیت اصلی ایراد گرفته اند که البته ما به دلیل عدم تخصص کافی در این زمینه اظهار نظر نمی کنیم اما واقعا یکی از ایراد های به جای بازی، عدم وجود صداگذاری کاملا چینی در کنار زبان های مختلف است که برای عنوانی که براساس چین ساخته شده، انتظار وجود زبان چینی کاملا معقولانه است که متاسفانه این بازی از این مورد بی بهره است.

Assassin’s Creed Chronicles: China

نتیجه گیری نهایی:

بازی Assassin’s Creed Chronicles: China، عنوان بدی نیست اما شاهکار هم نیست. صرفا یک عنوان متوسط رو به بالا است که می تواند راضی کننده باشد. گیم پلی خوبی دارد ولی می توانست بهتر باشد. در زمینه داستان هم از نظر خود داستان غنی است اما شیوه ی پرداخت به آن و شخصیت پردازی شخصیت ها، خیلی عالی نیست. با این وجود بازی گرافیک هنری بسیار خوبی دارد و از این نظر فوق العاده عمل کرده است. در کل اگر طرفدار عناوین سبک اکشن ادونچر پلتفرمر 2.5 بعدی و سری Assassin’s Creed هستید، این عنوان می تواند شما را راضی نگه دارد.

 

1
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید