تنها در برابر بیگانه | پیش نمایش Alien: Isolation

۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۰

35 سال پیش بود که کارگردان معروف انگلیسی، Ridley Scott، با ساخت فیلم Alien تعریف جدیدی را از یک فیلم ترسناک به جهان معرفی کرد و آغاز گر مسیری شد که در آینده بزرگانی همچون James Cameron در آن پای نهادند. اسکات در این فیلم عناصر بسیاری را با هم ترکیب کرد تا یک فیلم واقعاً ترسناک بسازد. زیاده خواهی انسان ها، تلاش نا فرجام برای بقا در برابر یک قدرت برتر و خیانت و دروغ حتی در زمان نیاز به همدیگر برای نجات از این عناصر بودند که اسکات و فیلمش را زبانزد خاص و عام کردند. تأثیرات فیلم بی نظیر اسکات همه گیر شد و از دنیای فیلم و سریال تا کتاب و مجلات را رنگ و بوی خود بخشید…

یکی از این اثر گذاری ها روی بازی های ویدیویی بود که در طول چند سال اخیر میزبان بازی های اقتباسی زیادی از این فیلم محبوب بوده است. از جمله بازی Alien: Colonial Marines که علیرغم هایپ های فراوان نتوانست انتظارات را بر آورده کند و یک شکست بزرگ برای سازندگان و همچنین ناشر بازی ، سگا، تلقی شد. حال باز هم سگا تصمیم گرفته تا شانس خود را امتحان کند و با ساخت یک عنوان اقتباسی دیگر از فیلم بیگانه و این بار با ژانر ترس، شکست های قبلی خود را جبران کند.

 

کاور رسمی بازی Alien: Isolation

 نام بازی: Alien: Isolation

سازنده: The Creative Assembly

ناشر: Sega

سبک: Survival horror

پلتفرم: PS4، Xone، X360، PS3، PC

تاریخ انتشار: 7 اکتبر 2014

در ابتدای کار شاید برایتان جالب باشید که بدانید قرار نیست این قسمت توسط یک استودیوی چیره دست در ساخت عناوین ژانر ترس ساخته شود. ساخت این قسمت توسط سگا و به دست استودیوی Creative Assembly (در ادامه لفظ CA را بکار می بریم) سپرده شده که ید طولایی در ساخت بازی های استراتژی دارد! عناوین متعدد Total War خود گویای این مطلب هستند. هر چند نباید از همین ابتدای کار به این تصمیم سگا خرده گرفت چرا که تریلر ها و جزییات منتشر شده از بازی نوید یک عنوان در خور فیلم بیگانه را می دهند. نکته ی قابل تأمل فشاری است که تیم سازنده ی این بازی در استودیو CA بایستی متحمل شوند زیرا از طرفی قرار است بازی ای بسازند که این سری را به ریشه هایش بازگرداند و از طرف دیگر، این ساخته ی آن ها قرار است با کار های استودیو های سازنده ی قبلی یعنی Gearbox و Rebellion مقایسه شود.

به ترتیب از چپ به راست: ساموئلز، ریپلی، تیلور و ویرلین

به ترتیب از چپ به راست: ساموئلز، ریپلی، تیلور و ویرلین

 

جستجوی ترسناک

داستان بازی نه درباره ی شخصیت اصلی فیلم بیگانه یعنی Ellen Ripley بلکه درباره ی دختر اوست. Amanda که تقریباً هیچ حرفی از او در سری فیلم های بیگانه به میان نیامده و حتی در جایی بیان شد که او قبل از دوباره پیدا شدن ریپلی به دلیل کهولت سن از دنیا رفته است. به هر حال گویا دست اندر کاران استودیوی CA از این جزییات ریز چشم پوشی کرده و دختر الن را به عنوان قهرمان داستان در نظر گرفته اند. در حوادث فیلم اول بیگانه دیدیم که الن با تلاش فراوان توانست فضاپیمای Nostromo که مورد حمله ی یک بیگانه ی فضایی قرار گرفته بود را با انفجار نابود کند و بگریزد. بعد ها در ابتدای فیلم دوم الن که 57 سال بود در حالت Stasis محبوس شده بالأخره پیدا می شود. حال این سوال پیش می آید که در این مدت طولانی، کمپانی حامی فعالیت های فضایی فیلم یعنی Weyland-Yutani دقیقآً چه می کرده است؟ آیا آن ها همانطور دست روی دست گذاشتند تا الن ریپلی پیدا شود و راز نابود شدن فضاپیمای تحقیقاتی شان را آشکار کند یا گروه تجسسی را برای روشن شدن قضیه به فضا فرستاده است؟ خوب مسلماً جواب این سوال گزینه دوم آن است و این همان نقطه ی شروع کار استودیوی CA می باشد. در عناوین متعددی که از روی فیلم های بیگانه ساخته شده، سازندگان قبلی تماماً از فضا های خالی میان قسمت ها و یا حتی اتفاقات رخ داده در قبل از داستان های اصلی بهره برده بودند و دیگر جایی برای CA باقی نمانده بود تا داستان خود را در آن روایت کند. حال چه چیزی بهتر از این شکاف 57 ساله میان قسمت اول و دوم (که به نظر بنده گویا از قلم سازندگان قبلی افتاده و الّا که آن را هم قبضه کرده بودند) برای ساخت بهترین قسمت سری بازی های بیگانه؟ فقدان مادر، ظاهراً باعث شده که آماندا پا در جای پای او بگذارد و آن هم برای یک هدف؛ یافتن اینکه چه چیزی بر سر مادرش آمده است. او پس از استخدام در شرکتی که الن برای آن کار می کرد یعنی Weyland-Yutani به شدت به دنبال فرصتی می گردد تا لیاقت خود را به رؤسایش ثابت کند. شاید که آن ها امکاناتی در اختیارش بگذارند تا بتواند مادرش را بیابد. تلاش او ثمر می دهد و آماندا به خدمه ی فضاپیمای تحقیقاتی Tollins می پیوندد که مأموریتش برگرداندن جعبه ی سیاه Nostromo است که به تازگی یافت شده و در یک ایستگاه فضایی به نام Sevastopol نگهداری می شود. آماندا به همراه همکارانش ساموئلز، تیلور و ویرلِین راهی فضا و Sevastopol می شوند ولی هیچ اثری از فعالیت ساکنین در آن جا نمی یابند. طی یک اتفاق آماندا از بقیه ی خدمه جدا و در ایستگاه رها می شود. البته او در آنجا تنها نیست. یک هیولای وحشتناک و غول پیکر این ایستگاه فضایی را در نوردیده و اکنون در پی آمانداست. بیگانه ای که حدودأ 2.5 متر قد دارد و کاملاً مشابه دیگر بیگانگانی است که در فیلم های این سری دیده بودیم. قیافه ای بسیار کریه با اندام نا متعارف و بعضاً چندش آور که با لفظ Xenomorph از آن یاد می شود. حال این آمانداست که باید به راز موجود در این ایستگاه پی ببرد و علاوه بر یافتن جعبه ی سیاه نوسترومو، همسفرانش را هم پیدا کند.

 

 

سکوت برای زنده ماندن

تقریباً تمامی بازی های اقتباسی ساخته شده از فیلم بیگانه دارای ژانر شوتر و اکشن بوده اند و کمتر توانستند هدف اصلی ساخته ی ریدلی اسکات یعنی تا حد مرگ ترساندن مخاطبین را محقق کنند. عده ای دلیل این موضوع را محبوبیت بیشتر قسمت دوم، Aliens، که توسط جیمز کامرون ساخته شده و نسبت به کار اسکات دارای اکشن بیشتری است می دانند. البته این گونه توجیحات تنها بهانه ایست برای سازندگان تا سود جویی خود از محبوب ترین ژانر بازی های ویدیویی را منطقی جلوه دهند. به هر حال این بار سگا تصمیم گرفته که کاملاً از فیلم اول تبعیت کند تا علاقمندان دو آتیشه ی سری بیگانه را راضی نگه دارد. با مشاهده ی تریلر ها می توان گفت که تیم سازنده تا حدود بسیاری موفق بوده است. محیط و فضای تاریک موجود در بازی که همراه است با سکوتی دیوانه کننده و یک هیولای دهشتناک که هر لحظه امکان سر رسیدنش وجود دارد ما را کاملاً به یاد فیلم اول بیگانه می اندازد. هیچ مکانی در بازی موجود نیست که بتوانید در آن لحظه ای احساس امنیت کنید چرا که این ایستگاه فضایی وسیع که در تاریکی فرو رفته آنقدر پیچ و خم و سوراخ سمبه دارد که ممکن است یک راست شما را در مقابل زنومورف قرار دهد. قرار هم نیست که با دیدن این هیولا فوراً اسلحه های با گلوله های بی شمار خود را در بیاورید و زنومورف را به درک بفرستید. شما در این بازی هیچ وسیله ای برای دفاع از خود در برابر بیگانه ندارید و حتی نمی توانید از دستش فرار کنید چرا که این موجود آنقدر قدرتمند و سریع است که در کسری از ثانیه شما را گیر می اندازد. بنابراین تنها یک راه باقی می ماند؛ مخفی کاری.

دلهره و هیجان باری دیگر احساس می شوند

امکانات وسیعی برای این مهم در A:I در نظر گرفته شده تا خود را از چشم زنومورف پنهان کنید. قایم شدن در زیر میز ها و یا درون کمد ها از مثال های این امکانات هستند. در هر حال بهتر است در هنگام برخورد با بیگانه در گوشه ای ساکت بمانید تا خودش برود و از ایجاد هر گونه سر و صدا خودداری کنید. بیگانه ی داستان ما قرار است که حواس فوق العاده قدرتمندی داشته باشد و شما را از طریق بو و صدا و بینایی پیدا کند. البته به همین سادگی هم نیست که پس از مدتی منتظر ماندن بیگانه بیخیال شما شود. CA یک هوش مصنوعی فوق العاده پیچیده برای زنومورف در نظر گرفته که باعث می شود این موجود ترسناک رفتاری کاملاً تصادفی و غیر قابل پیش بینی داشته باشد و از یک مسیر از پیش تعیین شده تبعیت نکند. او از تمام عکس العمل های شما در زمان رویاروییتان با خودش درس می گیرد و در دفعات بعدی از آن ها استفاده می کند. مثلاً اگر یک بار با دیدن او در کمد پنهان شوید در دفعات بعدی او حتماً درون کمد ها را چک می کند تا شما را بیابد و این، کار را لحظه به لحظه برای گریختن از دستش و بقا، سخت تر و صد البته ترسناک تر می کند. HUD خاصی برای این بازی در نظر گرفته نشده و برای به دست آوردن اطلاعات مجبورید به Inventory رجوع کنید. در بازی، شما تماماً بی چیز هم نیستید و می توانید از یک دستگاه حسگر حرکتی برای فهمیدن موقعیت زنومورف و یک چراغ قوه هم استفاده کنید. هر چند این دستگاه تنها زمانی موقعیت زنومورف را نشان می دهد که در حال حرکت و در شعاع محدودی از شما قرار داشته باشد. حتی در صورت قرار داشتن بیگانه در پشت دیوار هم نمی توانید موقعیت او را با حسگر بفهمید. علاوه بر حسگر، امکان ترکیب کردن آبجکت ها با هم برای ساخت یک وسیله ی کاربردی و یا سلاح هم در بازی وجود دارد که هنوز از وسعت این عمل اطلاعات زیادی در دست نیست. سلاح ها هم در برابر بیگانه اثری ندارند ولی می توانند در هنگام برخورد با بازمانده های ایستگاه و یا ربات های انسان نمای این مکان (نظیر آنچه در فیلم دیده بودیم) که قصد حمله به شما را دارند کارآمد باشند. از طرفی شما می توانید کامپیوتر های موجود در بازی را با وسیله ای که در اختیار دارید هک کنید تا اطلاعاتی از آنچه در ایستگاه گذشته بدست آورید. برای این کار کافیست که یک مینی گیم را به اتمام برسانید. تصمیم گیری درست و به موقع در گیم پلی بازی حرف اول را می زند. شما در هر حال گزینه ی دیگری غیر از استفاده از حسگر با امکانات محدود خود برای پیدا کردن محل تقریبی بیگانه ندارید و در عین حال مجبورید که پشت سر و یا پشت دیوار ها را هم تحت نظر داشته باشید تا گیر نیفتید. این خود باعث می شود که در هر ثانیه از بازی استرسی بی سابقه درون شما زبانه بکشد و آدرنالین خونتان به شدت بالا رود. اگر هم به زنومورف بر بخورید که خدا می داند چه بلایی پشت میز کامپیوتر به سرتان می آید! کوچک ترین اشتباهی شما را در چنگال های این موجود بد قیافه قرار می دهد و ناچاراً باید شاهد کشته شدن وحشیانه ی خود به دست این شکارچی ترسناک باشید؛ پس به نفعتان است از فضا های وسیع موجود در ایستگاه برای پنهان شدن نهایت استفاده را ببرید.

 

 

در صورت نزدیک بودن به بیگانه کوچک ترین حرکتی سرتان را به باد خواهد داد

 

بازگشت ترس

CA واقعاً سعی خود را کرده تا محیطی خلق کند که هر بخش آن حس ترس را به شما القا کند. نور پردازی بازی در تریلر ها عالی به نظر می رسد و نور های جسته گریخته و اندکی که در بازی وجود دارند به خوبی پراکنده شده اند تا یک فضای وهم آور و استرس زا را خلق کنند. شباهت بی بدیل محیط به فیلم اصلی هم نباید فراموش شود. کوچکترین جزییات هم یک حس دژاوو را در بازیکن بوجود می آورند که یادآور همان فضای وحشت آوری است که اسکات در فیلمش ساخته بود. سازندگان همچنین یک موتور اختصاصی برای بازی خود تهیه کرده اند تا بتوانند راحت تر محیط را برای هماهنگی با هیولای مخوف خود بسازند. نکته ی جالب دیگر تلفیق آینده و گذشته در بازی است. با اینکه داستان در سال 2137 جریان دارد ولی درون ایستگاه سواستوپول تمامی مانیتور ها به صورت CRT (لامپی) هستند و دستگاه های پخش VHS هم در آن دیده می شوند و این وفاداری بسیار زیاد سازندگان به فیلم اصلی را نشان می دهد (ظاهراً تصور ریدلی اسکات از آینده چندان مدرن و تکنولوژیک نبوده است!) به هر حال به نظر نمی رسد که سازندگان در زمینه ی گرافیک کم کاری کرده باشند و اگر چه قرار نیست که شاهد یک گرافیک خیره کننده نظیر Crysis 3 باشیم ولی حداقل جزییات و طراحی محیط بازی قرار است راضی کننده باشند (جالب است بدانید که چندین نفر از اعضای سابق Crytek بر روی این عنوان کار می کنند). سازندگان همچنین وسواس زیادی برای طراحی هیولای داستان خود به خرج داده اند و ما کاملاً با یک موجود به شدت با جزییات و تا حدودی باور پذیر با وجود تخیلی بودنش رو به رو هستیم و این ویژگی در کنار هوش مصنوعی فوق العاده ای که برای زنومورف در نظر گرفته شده می تواند نوید بخش یکی از کامل ترین هیولا ها در بازی های ویدیویی باشد. در بالا گفته شد که می توانید با هک کردن کامپیوتر های سواستوپول به اطلاعاتی دست یابی پیدا کنید. برخی از این اطلاعات فیلم هایی هستند که به دلیل آسیب دیدگی ایستگاه دچار آسیب های فراوانی شده اند و کارکنان CA هم برای هر چه نزدیک تر بودن این فیلم ها به تکنولوژی دهه ی 70 پس از تهیه شان، آن ها را دوباره با VHS و Betamax ضبط کرده اند و سپس از خروجی آن بر روی یک تلویزیون پرتابل قدیمی بهره جسته اند تا کاملاً یک فیلم دهه هفتادی را شبیه سازی کرده باشند! حتی نقشه ی موجود در منوی توقف بازی هم شبیه به تصویر نمایش داده شده بر روی یک تلویزیون ساخت دهه ی 90 میلادی است. همه چیز مطابق آن چیزی است که طراح مشهور فیلم Alien آقای H.R Giger در سال 1979 طراحی کرده بود. مسلماً دست یابی به این همه شباهت به فیلم اصلی نبایستی خیلی راحت به دست آمده باشد ولی ظاهراً که اینطور بوده زیرا ناشر فیلم بیگانه یعنی فاکس قرن بیستم چیزی حدود 3 ترابایت محتوا از فیلم ساخت 1979 و چندین مجموعه از لباس ها، وسایل، دکور و بسیاری از چیز های دیگر که در فیلم اصلی دخیل بوده اند ( و حتی نبوده اند!) را در اختیار CA قرار داده تا با کمک آن بازی خود را بسازد!

 

ندای بیگانه

می رسیم به بخشی که از اهمیت بسیاری در A:I برخوردار است. تک تک صدا های کوچک بازی دارای اهمیت هستند و حتی می توانند سرنوشت شما را تغییر دهند. به صورت کلی سیستم صداگذاری بازی کاملاً پویاست و بسته به کوچکترین تغییر در وضعیت شما خود را با شرایط هماهنگ می کند و این به دلیل وجود یک موتور ویژه ی صدا برای بازی است که توسط CA تدارک گردیده و قرار است لذت بازی را دو چندان کند. مثلاً در حالتی که خطری شما را تهدید نمی کند شاید تنها صدایی که بشنوید صدای پا ها و یا نفس کشیدنتان باشد ولی در صورت امکان حضور زنومورف، صدای وحشتناک فریاد های او را به خوبی می توانید حس کنید که این صدا ها می تواند بیانگر وضعیت هیولا باشد. این بدان معناست که زنومورف در شرایط مختلف صدا های متفاوتی تولید می کند که مثلاً می تواند بیانگر مشکوک شدن او به حضور شما و یا پی نبردن به چیزی باشد. جزییات موجود در صدا گذاری بازی از نکات تحسین بر انگیز آن است. آماندا با دیدن زنومورف ضربان قلبش بالا می رود و به نفس نفس زدن می افتد و شما می توانید به خوبی ترسی که در وجود اوست را با شنیدن صدای نفس کشیدنش حس کنید. به گفته ی دست اندر کاران صدای بازی: “صدا در بازی ما به طور شگفت انگیزی مهم است؛ چرا که هنگامی که در تاریکی مخفی شدید، چیزی که می شنوید می تواند کلید نجاتتان باشد!

در مورد موسیقی هنوز اطلاعات زیادی در دسترس نیست ولی به گفته ی سازندگان قرار است که از موسیقی های خود فیلم اصلی که در بسته ای که فاکس قرن بیستم به آن ها تحویل داده استفاده های زیادی ببرند. همچنین CA همکاری ای با یک ارکستر در لندن داشته که عده ای از افراد تشکیل دهنده ی آن، موزیسین های خود فیلم اصلی بوده اند.

Alien-face-610x343

موسیقی های درون بازی مربوط به فیلم اصلی هستند

سازندگان Alien: Isolation قول داده اند که بهترین بازی اقتباسی از روی فیلم های بیگانه را بسازند و تجربه های تلخ عناوین پیشین که بیشتر شبیه یک شوخی بودند را از یاد ها محو کنند. اما جبران اشتباهات گذشته تنها وظیفه ی Creative Assembly نیست. آن ها پا در ژانری گذاشته اند که این روز ها بسیار کم فروغ شده و پیشکسوتان این سبک مثل RE دیگر به بازی های اکشن بدون ترس بدل شده اند. آیا A:I می تواند جان تازه ای به سبک Survival Horror بدهد و واقعاً چیزی را به ارمغان بیاورد که وعده های فراوانش داده می شود؟ به هر حال امیدواریم که این بازی به سرنوشت Aliens: Colonial Marines دچار نشود؛ اگر چه آن بازی هم قبل از انتشار، همین وعده ها را قرار بود عملی کند که موفق نشد و همین شکست نسخه ی قبلی حتی باعث شد که سازندگان A:I از ابتدای کار برای معرفی بازی خود دچار تردید و هراس شوند. وظیفه ی سنگینی بر دوش CA است و بایستی منتظر ماند و دید که این استودیوی خوش آوازه آیا می تواند همانطور که بازی های استراتژیک بسیار خوش ساختی می سازد، از عهده ی ساخت یک بازی ترسناک هم بر آید؟

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید