بازی‌هایی که در این مطلب از آن‌ها نام برده می‌شود، همان عناوینی هستند که داستان و نحوه روایت‌شان، از ستون‌های نگه‌دارنده آن‌ها محسوب می‌شوند. یعنی قصه در این آثار همان‌قدر مهم است که گیم‌پلی اهمیت بالایی دارد. شوربختانه در میان این‌گونه محصولات، نمونه‌هایی یافت می‌شوند که از منظر قصه ما را درگیر خود می‌کنند؛ اما درنهایت نمی‌توانند یا نمی‌خواهند پاسخ سوالاتی که در ذهنمان شکل می‌گیرند را ارائه دهند.

برخی بازی‌ها به علت مشکلات موجود در مراحل توسعه خود، عملا ناقص منتشر می‌شوند و برخی دیگر نیز قرار است داستان را در قسمت‌های بعدی ادامه دهند؛ اما هیچ‌گاه موفق به این کار نمی‌شوند. در مقاله پیش‌رو به چنین آثاری توجه می‌کنیم. عناوین داستانی که ما را مجذوب قصه خویش می‌سازند؛ اما درنهایت با چندین پرسش رهایمان می‌کنند.

مراقب اسپویل باشید

۵. Metal Gear Solid V: The Phantom Pain

بازی‌های داستانی مهمی که پاسخ سوألات ما را ندادند | گیمفا

بازی‌ها سرگرمی/صنعت هستند. نمی‌توان به دنبال تالیف بود، اما هزینه‌های مالی، سرمایه انسانی و زمان مورد نیاز را در نظر نگرفت. MGS V، حاصل جسارت و جاه‌طلبی آقای هیدئو کوجیما به‌عنوان یک چهره بازی‌ساز در تقابل با محدودیت‌ها و حسابگری‌های سرمایه‌گذار و ناشر است. کوجیما قبل از متولد شدن من، اولین متال گیر را ساخته و حالا که موهای من به سفیدی گراییده هم کماکان بسیار فعال و ظاهرا سر حال است. او مشخصا ذهن خلاقی دارد و برای پیاده‌سازی ایده‌های بعضا عجیبش، محتاج پشتیبانی مالی بالایی است. شرکت Konami که سال‌ها اجازه داده بود کوجیما به خلاقیتش ادامه دهد نهایتا در مراحل پایانی توسعه دنباله پنجم متال گیر دست از این حمایت کشید.

گزارش‌های بسیاری در مورد دلایل و نحوه اختلاف میان کوجیما و Konami وجود دارند. اما احتمالا به‌خاطر قراردادهای پشت پرده یا حیای کلیشه‌ای ژاپنی این دو، هرگز جزییات مستقیمی منتشر نشدند. درنهایت MGS V با وجود تمام نکات مثبتی که داشت امروزه به‌عنوان یک بازی ناقص دیده می‌شود.

به نظر می‌رسد بازی قرار بوده سه بخش داشته باشد. از این سه، یک‌سوم اول از هر لحاظ بی‌نقص است. قسمت دوم از منظر مراحل و گیم‌پلی تکراری می‌شود؛ اما باز هم‌داستان خوبی تعریف می‌کند.

اما ظاهرا بخش سوم هم به‌کلی از محصول نهایی برداشته شده تا بازی به زمان انتشار تعیین شده برسد. در نتیجه ما هیچ‌وقت نمی‌فهمیم کوجیما قرار بوده چطور داستان را ادامه دهد یا به سرانجام رساند. سوالات مختلفی هم بی‌پاسخ می‌مانند. به‌خصوص در زمینه عاقبت شخصیت‌هایی که معرفی و البته در خلال بازی رها می‌شوند. چرا اسنیکِ جعلی باوجود نفرت ظاهری از بیگ باس بعدها به او وفادار می‌ماند؟ همچنین آن صحنه‌ی به شدت تفسیرپذیر پایانی در مقابل آینه نمی‌تواند در ذهن بیننده مفهوم دقیقی ایجاد کند. آیا این فقط پایانی سرهم‌بندی شده است تا بازی زودتر عرضه شود یا کارگردان در صورت داشتن فرصت کافی، قصه را بهتر جمع می‌کرد؟

۴. Deus Ex: Mankind Divided

بازی‌های داستانی مهمی که پاسخ سوألات ما را ندادند | گیمفا

در میان بازی‌های داستانی سبک Immersive Sim، سری Deus Ex نمونه‌ای بی‌بدیل است. تقریبا هر نسخه از این مجموعه، ماجرایی کم‌نظیر از دسیسه‌های جهانی، پشت پرده وقایع و پیشرفت‌های بحث برانگیز فناورانه تعریف می‌کند. رویدادهای Mankind Divided پس از انتشار سیگنال مخرب در نسخه قبلی رخ می‌دهد. جایی که انسان‌های به‌اصطلاح ارتقایافته، مظلوم واقع شده‌اند و زندگی را در محله‌های پست و زاغه‌ها می‌گذرانند، آن هم درحالی‌که ایلومیناتی در پس پرده مشغول پی‌ریزی طرح‌های مرتبط با منافع خویش است.

این نسخه از منظر نمایش دنیایی پادآرمان‌شهری و معرفی شخصیت‌های جدید بسیار موفق عمل می‌کند، اما خیلی ناگهانی و پس از شکست یک شخصیت منفی نه‌چندان مهم به پایان می‌رسد، بدون این که به موضوع ایلومیناتی نزدیک شویم.

از قرار معلوم، توسعه‌دهنده ظاهرا بر اثر فشار Square Enix و برای کسب درآمد بیش‌تر، ادامه داستان را به نسخه بعد واگذار کرده. در عوض آن‌ها دو بسته مکمل پولی که داستان اصلی را پیش نمی‌بردند منتشر کردند و یک بازی جانبی سرویس‌محور توسعه دادند. با همه این‌ها ناشر از میزان فروش و سود نهایی راضی نشد و مالکیت اثر را به شرکت دیگری فروخت. در حال حاضر خبر امیدوارکننده‌ای از ادامه دادن داستان بازی وجود ندارد و احتمالا پرونده آن برای همیشه بسته شده است.

۳. The Order: 1886

Man in a Long Coat with Steampunk Weapons Walks Through a Foggy Street Leading a Group Toward a Clock Tower

توسعه یک IP جدید کلان‌بودجه (AAA) در وضعیت امروز صنعت بازی دشوار و وحشتناک به نظر می‌رسد، چرا که ریسک‌های این کار بالا بوده و سوددهی آن قطعی نیست. به همین علت شاهد هستیم که ناشرین بزرگ معمولا به همان بازی‌های داستانی شناخته شده‌ای که از قبل در اختیار داشته‌اند می‌چسبند. The Order: 1886 حاصل ریسک پذیری شرکت سونی بود که با شکست مفتضحانه‌ای روبرو شد. وقتی بازی به‌اندازه کافی فروش نکرد و افراد به آن روی خوش نشان ندادند سونی از تولید قسمت بعدی صرف‌ نظر کرد. بخش مهمی از توان توسعه‌دهنده این اثر صرف پیش‌تولید و خلق دنیایی جدید شده بود. آن‌ها حتی به هر دلیلی چرخ را از ابتدا اختراع کرده و موتور پایه اختصاصی خود را توسعه دادند. در نتیجه اصلا زمان و پول کافی برای تولید خود بازی نمانده بود!

The Order: 1886 داستان کوتاهی دارد که بعد از کلی مقدمه‌چینی تازه وقتی قصه جان می‌گیرد ناگهان تمام می‌شود! هرچند نمی‌توان زمینه‌سازی‌های خیره کننده داستان علمی‌تخیلی و دنیاسازی و اتمسفر کم‌نظیر آن را نادیده گرفت، چرا که در آن سال‌ها که اکشن‌های سوم‌شخص به خاطر پناه گرفتن پشت سنگر متهم به کپی برداری از Gears of War می‌شدند، The Order: 1886 هویت منحصربه‌فرد خودش را داشت. ترکیب محیطی ویکتوریایی و پیشرفت‌های فناورانه آینده‌نگر با افسانه‌های قرون وسطایی عمل دشواری بود که Ready At Dawn به‌خوبی از پس آن برآمد.

۲. Prince of Persia

بازی‌های داستانی مهمی که پاسخ سوألات ما را ندادند | گیمفا

نسخه سال ۲۰۰۸ میلادی از بازی شاهزاده پارسی به‌خاطر داستان و گیم‌پلی منفصل از سه‌گانه اصلی، باعث تفرقه میان هواداران شد و به فروش نامطلوبی دست یافت. از سویی Assassin’s Creed هم به محبوبیت بالایی رسیده بود و ظاهرا این موارد باعث شدند Ubisoft داستان این نسخه خاص را رها کند و دیگر سرمایه‌گذاری کلانی روی این مجموعه نداشته باشد. Prince of Persia سال ۲۰۰۸، به دنبال پایه‌گذاری دنیا و داستان جدیدی برای شاهزاده پارس بود. شاید شخصیت اصلی حتی باوجود صدای آقای نولان نورث آن جذبه قهرمان سه‌گانه اصلی را نداشت؛ اما حداقل از نظر نگارنده، بازی به ریشه‌های افسانه‌ای سرزمین ما نزدیک‌تر بود.

به هر حال در این اثر، داستان با تصمیم مسخره قهرمان تمام می‌شود. او به‌جای این که عالم و آدم را از شر اهریمن برهاند ترجیح می‌دهد شاهزاده خانم را از مرگ نجات دهد و این‌گونه اهریمن آزاد شده و شروع به فساد دنیا می‌کند! که به این شکل، بازی به فرجامی تعلیقی ختم می‌شود. منظورمان پایان‌بندی است که در نقطه‌ای بحرانی به سرانجام می‌رسد.

اگر این پایان معلق کافی نیست، باید بدانید که بازی یک DLC هم دارد. در این بسته الحاقی توسعه‌دهنده عملا نمک بر زخم مخاطب می‌پاشد، چرا که پایان DLC هم شامل یک نقطه تعلیقی است، جایی که شاهزاده خانم که از تصمیم احمقانه شخصیت محوری خشمگین است او را رها می‌کند و خودش می‌رود تا راهی برای متوقف کردن دوباره اهریمن بیابد.

از این‌رو، قهرمان آن بازی از سال ۲۰۰۸ هنوز در برزخ قرار دارد، چون Ubisoft قسمت دوم را لغو کرد!

۱. Half-Life 2: Episode Two

بازی‌های داستانی مهمی که پاسخ سوألات ما را ندادند | گیمفا

Half-Life 2 شایسته دریافت انواع و اقسام لقب‌های «ترین» است. اما وقتی صحبت از داستان آن می‌شود، احتمالا سر کاری‌ترین بازی تاریخ به‌حساب آید. ابتدا قرار بود این عنوان با ساختار اپیزودیک بسته‌های الحاقی دریافت کند و به‌مرور داستان گوردون فریمن و مقاومت زمینی‌ها در برابر نیروهای استعمارگر فضایی را به سرانجام برساند. دو اپیزود باکیفیت هم منتشر شدند که با مرگ ناگوار یکی از شخصیت‌های مهم داستان تمام می‌شد. بازی نه امتیازات پایینی داشت، نه مردم آن را نخریدند، نه ناشر به مشکل مالی خورد، اما دیگر از قسمت بعدی خبری نشد!

مسئله این است که شرکت Valve و موسس آن در حال شنا کردن در پول حاصل از استیم، عناوین چندنفره خود و سخت‌افزارهایی که می‌فروشند هستند و دیگر نیازی به توسعه دنباله سوم ندارند. حتی اگر به‌ جای دستگاه بی‌رمق Steam Machine، بازی Half-Life 3 آن هم به شکل رایگان منتشر می‌شد، باز هم هم نمی‌توان بی‌لیاقتیِ شرکت Valve را نادیده گرفت! آن‌ها به علاقه‌مندانی که باعث موفقیت‌شان شده‌اند پشت کرده و سال‌ها انتظار و اشتیاق مردم را نادیده گرفته‌اند.

NOWHWEREMTɪ ᴀᴍ Rangoخدای سابق (اک دوم🗿)آقای نقطهاکبرhamidxvllArvinX