شکار یا شکارچی؟ مساله این است… | نقد و بررسی Hunt: Showdown

۳۰ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۰

در کنار عناوین آنلاین مختلف، که امروزه بازیبازان زیادی روزانه مشغول تجربه آنها هستند، گاها شاهد ظهور عناوین چند نفره و آنلاینی هستیم که رویکردی متفاوت در پیش گرفته اند. این عناوین لزوما تلاش نمی کنند تمامی گیمرها را به خود جذب کنند، به همین دلیل چالش برانگیز تر، پیچیده تر و عموما سخت تر از رقبای آنلاین خود هستند. در این دسته عناوین فکر و استراتژی نقش مهمی را ایفا می کند و شما نمی توانید بدون منطق و بصورت دیوانه وار به حمله و تیراندازی بپردازید. در ادامه، به نقد و بررسی یکی از این عناوین آنلاین منحصربفرد خواهیم پرداخت. عنوانی که با ترکیب ساختار شکنی های کلی الهام و الگو برداری از المان های موفق عناوین مشهور، تجربه ای سرگرم کننده را خلق کرده است. در ادامه با من و گیمفا همراه باشید با نقد و بررسی Hunt:Showdown…

بازی Hunt:Showdown, تلاش می کند تا حس اضطراب و ناامنی را به مخاطبان به صورت پیوسته منتقل سازد. بازی انتظار ترس را از مخاطبان دارد. این ترس و اضطراب در چندین قالب مختلف می تواند خود نمایی کند. اولین نوع ترس و واهمه، ترس از تنهایی و آسیب پذیر بودن است. درست است که سلاح ها، تجهیزات و آیتم های گوناگونی برای استفاده وجود دارند و بازیبازان مانند عناوینی مثل Outlast بدون سلاح و بی دفاع نیستند، اما اگر شما در دنیای واقعی نیز در حال پرسه زدن در جنگلی مه آلود که پر است باتلاق ها و مناطق مخروبه و هیولاهای زامبی مانند باشید، حتی داشتند سلاح و تجهیزات نیز نمی تواند حس ناامنی را به طور کامل محو سازد. این حس ناامنی را بلاشک در اکثر لحظات بازی تجربه خواهید کرد. البته بازی به صورت Coop و در قالب گروه تا حد زیادی این اضطراب را کاهش می دهد. اما در بخش Solo, این حس ناامنی به اوج خود می رسد. بخش دوم ترس و اضطراب، مربوط به حرکات و رفتارهایی است که شما بلافاصله پس از انجام آنها متوجه می شوید برای خود مشکل درست کرده اید. درگیری با یکی از هیولاهای معمولی بازی و استفاده از سلاح گرم به عنوان مثال، به راحتی می تواند هیولاهای نزدیک آن منطقه را به سمت صدای شلیک جذب کند و همچنین به دیگر بازیبازان اطلاع می دهد که شما در چه مکانی قرار دارید. نوع آخر اضطراب در بازی، مربوط به زمانی است که شما با موفقیت هدف را از پای درآورده اید و اکنون به همراه Bounty قصد خروج از منطقه و پیروز شدن را دارید. در این زمان، حس اضطراب به بیش ترین حد خود می رسد. دیگر بازیبازان در کمین شما خواهند بود تا شما را از پای درآورده و جایزه را از آن خود کنند. در واقع در این بخش شما از شکارچی تبدیل به شکار خواهید شد.

داستان Hunt:Showdown نه نکته خاصی دربردارد و نه نقش خاصی را ایفا می کند. دنیای بازی در قرن نوزدهم و در تاریخی متفاوت از دنیای امروزی روایت می شود. جایی که آمریکا پرشده است از هیولاهای زامبی مانند و وحشی که بر روی محیط ظاهری مناطق مختلف نیز به شدت تاثیر گذاشته اند. اما خود داستان بازی آنچنان روایت سر راست و مشخصی ندارد و بیشتر بستری است جهت خلق محتوا برای بخش چندنفره جذاب بازی. اطلاعات و جزئیاتی که می توانید از بخش داستانی کسب کنید تا حدی به سری سولز و آثار فرام سافتور شباهت دارد. به این صورت که شما با خواندن توضیحات و Description سلاح ها و آیتم ها، می توانید به نکات و موارد مختلفی در مورد دنیای بازی، هیولاها و اتفاقات مشابه پی ببرید. برای مثال اگر توضیحات مربوط به شاتگان را مطالعه کنید متوجه خواهید شد که دلیل اینکه Hunter های بازی از این سلاح استفاده می کنند چیست. اما در کل انتظار یک داستان عمیق، با روایتی منظم، قابل درک و سرراست را نداشته باشید. چون اصلا Hunt:Showdown نیازی به یک داستان کامل و عمیق ندارد و شایستگی های خود را در دیگر قسمت ها به نمایش گذاشته است. بد نیست به این نکته نیز اشاره کنم که کاملا به خود مخاطب بستگی دارد که چه مقدار میخواهد خود را درگیر دنیای بازی و داستان آن کند. فردی می تواند با دقت و حوصله تک تک توضیحات و نکات را بخواند و به اطلاعات کاملی در مورد علل اتفاقات بازی، مشکلات و موارد مختلف پی ببرد و از سمت دیگر فردی می تواند بدون کوچکترین اطلاعی از جزئیات داستانی، به تجربه بازی بپردازد و لذت ببرد. در هرصورت این نکته را به یاد داشته باشید که بخش داستانی Hunt:Showdown هیچگونه نکته خاصی در برندارد و اگر قصد کسب اطلاعات مختلف در این زمینه را نیز ندارید، محتوای خاصی را از دست نداده اید.

بازیبازان در نقش Bounty hunter ها قرار می گیرند و هدف مشخصی نیز دارند. جستجو برای هدفی که اصطلاحا به آن Mark می گویند. این Mark ها هیولاها و دشمنانی ماوراءالطبیعه هستند که به نوعی نقش باس های بازی را نیز ایفا می کنند. البته باید به این نکته نیز اشاره کنم که در کل تنها سه Mark در کل بازی و نقشه های آن وجود دارد. The Assassin, The Butcher و The Spider. بازیبازان باید در ابتدا مکان این موجود ها را پیدا کرده، سپس با آنها مبارزه نموده و آنها را کشته و Bounty آنها را همراه خود خارج سازند تا پاداش خود دریافت نمایند. البته خواندن و نوشتن این وظایف بسیار راحت و انجام دادن موفق آنها بسیار سخت و چالش برانگیز است.

هیولاها و موجوداتی که در جای جای نقشه قرار دارند و موقعیت آنها نیز تصادفی و متغیر است اغلب سختی مناسب و استانداردی را به همراه دارند و یک چالش مناسب به شمار می آیند. از لحاظ هوش مصنوعی، رفتار هیولاها و Mark ها در سطح متوسطی قرار دارد، هر چند خود باس ها هنوز از لحاط عملکردی و واکنشی جای کار دارند. برای مثال The Butcher فقط در محدوده زندگی خود حرکت می کند و از در ها عبور نکرده و وارد اتاق ها و مناطق دیگر نمیشود. به همین دلیل می توان از تکنیک Shoot and Run استفاده کرد. با او مواجه شد، به او چند تیر شلیک کرده و سپس از اتاق یا آن قسمت خارج شویم، و پس از پر کردن سلاح ها یا استفاده از آیتم ها در صورت نیاز، دوباره این کار را تکرار کرد. البته نکته مهمی که وجود دارد این است که شلیک بسیار زیاد و سر و صدای گسترده، بقیه بازیبازان را به راحتی به مکان شما هدایت می سازد. بنابراین چه بسا شما تمامی زحمت را کشیده و Mark را از پای درآورید، ولی در ادامه به خاطر هجوم دیگر بازیبازان جان خود و Bounty را از دست دهید.

اما اگر بخواهم پله به پله و بخش به بخش روند بازی را توضیح دهم، باید از بخش جست و جو برای سرنخ شروع کنم. هر راند بازی بین ۱۵ تا نهایتا ۲۰ دقیقه به طول می انجامد که معمولا یک سوم این زمان در همین بخش جست و جو برای سرنخ ها سپری می شود. Hunter ها در باری قابلیتی به نام Dark Vision یا Dark Sight دارند. چیزی که مشابه آن را در بسیاری از عناوین مختلف دیگر، از Assassins creed گرفته تا Dishonored شاهد بوده ایم. با فعال کردن این ویژگی، دنیای اطراف بازیباز سیاه و تاریک شده، ودر عوض رد و نشانه هایی از Mark مشخص می شود. با استفاده از این قابلیت شما باید قدم به قدم به دنبال نشانه ها بگردید و در پایان با حذف کردن مکان های احتمالی گوناگون، مکان اصلی Mark را پیدا کنید. متاسفانه آنچنان شاهد پیچیدگی یا جزئیات در این بخش نیستیم و سیستم جست و جو برای سرنخ ها یا همان Clues طراحی ساده و سطحی دارد که البته نمی توان این نکته را نقطه ضعفی مهم قلمداد کرد.همچنین نباید فراموش کرد از آنجایی که در هر لحظه خطرات گوناگونی بازیبازان را تهدید می کند، نباید بیش از حد نیاز در قابلیت Dark Sight ماند چون شما را از اطراف خود بی خبر خواهد ساخت و ممکن است به راحتی ممکن حمله یکی از هیولاها یا یکی از بازیبازان دیگر قرار بگیرید.

پس از پیدا کردن مکان قطعی هدف، شما باید تصمیم بگیرید و استراتژی خود را مشخص سازید. آیا میخواهید به صورت مستقیم به هدف حمله کرده و با کلی سر و صدا و درگیری با Mark مواجه شوید، یا این که بیشتر روش کم سر و صدا تر و آرام تری را در پیش خواهید گرفت. یک راه حل جایگزین نیز این است که اجازه دهید دیگر بازیبازان هدف را کشته و Bounty را بردارند، سپس شما در نقطه ای خاص و مناسب کمین کرده و با حمله به شخص دارنده Bounty, او را از پای درآورده و Bounty را برداشته و از آن منطقه خارج شوید. انتخاب با شماست.

پس از شکست دادن Mark, شما باید در طی فرایندی، او را به جهنم بفرستید و تبعید کنید. این پروسه که مدت کمی زمان می برد، دیگر بازیبازان را مطلع می سازد که Mark از پای درآمده است. به همین دلیل تمامی سرنخ ها، رد پاها و نشانه ها، به صورت خودکار از Mark به شما یا هر فرد دیگری که Bounty را در اختیار دارد منتقل می شود درنتیجه بازیبازان از اینجا به بعد شما را تعقیب کرده، و قصد شکار شما را دارند. در این قسمت اضطراب، هیجان و حس ناامنی به اوج می رسد، شما باید خود را به سلامت به نقطه ی خروج رسانده و در آنجا ۲۰ ثانیه دوام بیاورید تا بتوانید این راند را با پیروزی پشت سر گذاشته و جوایز و پاداش را از آن خود کنید. این مکانیزم بسیار طراحی جذاب و استانداردی دارد و کاملا حال و هوای گیم پلی بازی را نیز تغییر می دهد. در نیمه اول بازی همه نقش Hunter را دارند و Mark تنها هدف و شکار محسوب می شود. اما به محض اینکه Mark از پا درآید، فردی که او را کشته و Bounty را در اختیار دارد از شکارچی به شکار تبدیل می شود و تنها یک هدف دارد، فرار. و دیگر بازیبازان نیز باید او را دنبال کرده و شکار کنند. به دلیل اینکه موقعیت فرد دارنده Bounty برای دیگر بازیبازان مشخص است، امکان مخفی شدن نیز از او سلب می شود بنابراین بازی نیز در این بخش ریتم تند تر، جذاب تر و هیجان انگیز تری به خود می گیرد. اینجا جایی است که Hunt:Showdown کاملا خود را از رقبا متمایز ساخته و هویتی مستقل و منحصربفرد را به خود می گیرد.

البته پیشنهاد می کنم که Hunt:Showdown را به صورت انفرادی و Solo تجربه نکنید، مگر آنکه بخواهید نهایت حس ناامنی و اضطراب را تجربه کرده و با چالشی سخت مواجه شوید. دلیل این حرفم این است که تجربه بازی به صورت تک نفره، بسیار سخت، اضطراب آور و گاها عصبانی کننده می شود. چون امکان مرگ شما به خاطر کمین ناگهانی و حقه های مختلف وجود دارد و به همین دلیل به راحتی تمامی زحمات شما به باد خواهد رفت. اما در بخش Co-op, لذت پیشروی، مبارزات و اتفاقات دو چندان می شود. فرقی هم نمی کند در حال جست و جو برای Mark هستید، یا در حال مبارزه و نبرد با دیگر دشمنان انسانی یا هیولاهای پراکنده بازی، چون تجربه بازی در بخش Co-op بسیار دلپذیر و جذاب است. خصوصا از آنجایی که کار تیمی و تعیین استراتژی درست بسیار تاثیر گذار است. فراموش نکنید، Hunt:Showdown یک عنوان آنلاین چند نفره Run and Gun نیست که حمله مستقیم و دیوانه وار به موفقیت منجر شود. در گوشه گوشه ی دنیای بازی خطرات مختلفی در کمین هستند و باید همواره مراقب بود.

در هر راند، ۱۴ بازیباز به طور همزمان به نبرد و رقابت مشغول می شوند. همانطور که گفتم، نحوه پیش روی و استراتژی حملات کاملا به روش بازی شما بستگی دارد. ممکن است شما در حالی که به آرامی از مزرعه ای متروکه همراه دوست خود در حال عبور هستید، صدای تیراندازی و درگیری شدیدی را بشنوید. اکنون انتخاب با شماست، می توانید بی توجه به راه خود ادامه دهید و اجازه دهید دیگر بازیبازان با نبرد با یکدیگر تعداد افراد را کاهش دهند، یا اینکه شما و همراهتان نیز به محل تیراندازی رفته و سر و گوشی آب دهید و وارد نبرد با دیگر بازیبازان شوید. اما همواره در نظر داشته باشید که یک تصمیم اشتباه، هر چند کوچک می تواند به مرگ شما و همراهتان منجر شود.

با ترکیب ساختن بخش رقابتی (Competitive) و بخش همکاری (Coopertib), عنوان Hunt:Showdown به نوعی حالت نیمه شکارچی نیمه شکار به خود گرفته است. در هر لحظه ممکن است نقش بازیبازان عوض شود. برای مثال ممکن است شما در حال برنامه ریزی برای حمله ناگهانی به یکی از بازیبازان باشید و به آرامی به او نزدیک می شوید، اما در همین حین، شکارچی دیگری شما را هدف گرفته و قصد حمله به شما را دارد. با تجربه تنها دو-سه راند از بازی، به خوبی به این حال و هوا پی خواهید برد و آن حس اضطراب دائمی و ناامنی که اول مقاله به آن اشاره کردم، پر رنگ تر و مشهود تر خواهد بود.

اما بلاشک یکی از نقاط قوت بزرگ بازی، مربوط به اتمسفر و فضاسازی کم نظیر دو نقشه بازی است. در کل اکثر مناطق در Hunt:Showdown حالتی مه آلود، سرد و نیمه تاریک دارند که با باتلاق ها، جنگل های تاریک و سیاه و همچنین ساختمان هایی با طراحی سنگین و تلخ پوشیده شده اند. اتمسفر بازی در اکثر لحظات بسیار سنگین، دلهره آور و جذاب بوده، و هماهنگی کم نظیری با حال و هوای کلی بازی ایجاد کرده است. حضور هیولاها و دشمنان غیرانسانی و AI در مناطق مختلف نیز، از یک سمت چالش و سختی بازی را بیش تر می کند، و از سمت دیگر حس ناامنی را در مناطق مختلف افزایش می دهد. در Hunt:Showdown, با وجود اینکه تمامی بازیبازان به عنوان Hunter و با تجهیزات گوناگون پا به نقشه بازی می گذارند، اما به هیچ وجه حس برتری و قدرت در بازیبازان یافت نمی شود. محیط نسبتا بزرگ، اتمسفر سنگین، هیولاهای زامبی مانند مختلف، Mark و حضور دیگر بازیبازان، باعث می شود همواره خطر در سطح قابل توجهی همگان را تهدید کند.

باید اذعان کرد بازی بخش قابل توجهی از موفقیتش را به همین اتمسفر و فضاسازی مدیون است، چرا که اگر سازندگان نمی توانستد در این بخش عملکرد مناسبی از خود ارائه دهند، تمامی خطرات و اضطراب بازی تا حد زیادی کاهش می یافتند. اگر به عناوین ترسناک یا شبه-ترسناک بزرگ و محبوب مانند Outlast, Slender Man, Alien: Isolation و یا حتی Doom 3 نگاهی بیاندازیم، به راحتی در می یابیم که اتمسفر هماهنگ و سنگین، نقش غیر قابل انکاری را در انتقال حس اضطراب و ترس ایفا می کند.

دیگر نقطه قوت بزرگ بازی، مربوط به المان های واقع گرایانه ای است که در بازی به کار رفته اند. شما نمی توانید ببینید در هر لحظه، چند بازیباز هنوز زنده اند، و چند نفر حضور ندارند. در نبرد ها نیز به طور کلی نمی توان مشخص کرد که پس از تیراندازی، شما قطعا موفق شده اید دشمن را بکشید مگر آنکه به چشم خود جنازه اش را ببینید. این المان ها و ویژگی های به ظاهر کوچک و جزیی، باعث شده است که بازی بیشتر رنگ و بوی واقعی و هاردکور به خود بگیرد. برای مثال بعد از کشتن Mark و بدست آوردن Bounty, شما هیچ اطلاعی ندارید چند نفر هنوز زنده بوده و به دنبال شما هستند. ممکن است در کل تنها یک بازیباز دیگر هنوز زنده مانده، یا این که بیش از ۱۰ از آنها زنده بوده و به دنبال شکار شما هستند.

همواره وقتی در مورد “مرگ” در دنیای گیم فکر می کنیم، ممکن است به یاد عناوینی مثل Nioh یا Dark Souls بیفتیم و مجازات مرگ در این عناوین را مرور کنیم. اما نکته جالب این است که مجازات مرگ در Hunt:Showdown, به نوعی از بسیاری از عناوین مطرح در این زمینه نیز سخت تر و دردناک تر است. پس از مرگ شخصیت شما، Hunter شما که با او مشغول بازی بوده اید، همراه تمامی سلاح ها، تجهیرات، آیتم ها، اپگرید ها و.موارد دیگر از دست خواهد رفت. بسیار دردناک به نظر می رسد این طور نیست؟ تنها چیزی که با مرگ شخصیت شما از بین نمی رود، لول پوپفایل و تجربه شماست. دلیل این هم این است که هر Hunter که شما ساخته و تجهیز کنید، به نوعی دارای یک Bloodline است که با دیگر Hunter های شما مشترک است بنابراین تجارب و لول پروفایل شما حفظ می شود. پس از مرگ شما دوباره باید Hunter جدیدب را تجهیز کرده و از آن استفاده کنید. خوشبختانه پس از انجام چالش های گوناگون یا کارهای متفاوت، مقدار مناسبی پول داخل بازی را دریافت می کنید و می توانید در حد حداقلی نیز که شده، Hunter جدید خود را تجهیز کنید. اما با این وجود مرگ در بازی بسیار دردناک است. فرض کنید که Hunter که شما در اختیار دارید دارای سلاح های قدرتمند و Perk های کارآمد بوده، و شما راند های متعددی را با این شخصیت با پیروزی پشت سر گذاشته اید. حال در همچین شرایطی ممکن است به خاطر یک سهل انگاری یا غفلت جزیی، جان خود را از دست داده و Hunter خود را نیز از دست بدهید. همین مسأله باعث می شود بازیبازان از انجام حرکات خطرناک و غیر منطقی پرهیز کنند و حرکات خود را بسنجند چون می دانند یک اشتباه، نه تنها می تواند موجب شکست آنها در آن راند شود، بلکه Hunter آنها را نیز از بین خواهد برد.

گیم پلی بازی نیز به مانند دیگر بخش های بازی سخت و تا حدودی متفاوت است. recoil سلاح ها در حد قابل توجهی بالاست، دقت سلاح و تکان خوردن سلاح هنگام شلیک (weapons Accuracy) نیز به مراتب کمتر از بقیه عناوین مشابه است. همین مسأله باعث شده است تیراندازی و گان پلی بازی کمی نیاز به تمرین داشته باشد. البته Scope ها جهت بالابردن دقت، و همچنان سلاح قدرتمند دقیق نیز در بازی وجود دارند، اما برای دستیابی به آنها لول بالا و پول قابل توجهی نیاز است. گیم پلی بازی در کل، بسیار هماهنگی مناسبی با شرایط بازی دارد. منظورم این است که اگر با یک گان پلی معمولی و با ریتم بالا طرف بودیم، دیگر هیجان و اضطراب کنونی بازی را نمی توانستیم دریابیم. اما گان پلی فعلی بازی، بازیبازان را مجبور می سازد دقیق و درست عمل کنند و فقط دیوانه وار به شلیک نپردازند. همچنین سلاح های سرد مختلفی نیز در بازی وجود دارند که در برخی لحظات استفاده از این Melee Weapons ها، بهتر، عقلانی تر و کم خطر تر است. چون از یک طرف سریعتر دشمنان را از پای در می آورند، و از طرف دیگر سر و صدا نداشته، و در نتیجه مکان فعلی شما را به دیگر بازیبازان اطلاع نمی دهد. البته استفاده از سلاح سرد در همه ی لحظات و موقعیت ها نیز تصمیم درستی محسوب نمی شود.

در زمینه گرافیکی، عملکرد Hunt:Showdown را نه عالی، بلکه خوب باید ارزیابی کرد. کیفیت تکسچر ها و بافت ها در سطح مطلوبی قرار دارد و حداقل ها را برآورده می سازد. البته با توجه به این نکته که سازنده بازی، استودیو Crytek است باید گفت انتظار بیشتری در این بخش داشتم. چون عموما عناوین استودیو مذکور جز پرچمداران گرافیک سطح اول دنیای گیم به شمار می رفتند. با این وجود نمی توان از این بخش ایراد خاصی گرفت. خصوصا آنکه نورپردازی در سطح بسیار رضایت بخشی قرار دارد و حالتی چشم نواز به محیط ها و مکان های بازی بخشیده است. طیف رنگ به کار رفته در طراحی محیط ها و ساختمان ها نیز همخوانی و تطابق کاملا مناسبی با حال و هوا و اتمسفر بازی ایجاد کرده است.

در بخش فنی اما اوضاع لزوما وفق مراد پیش نمی رود. در برخی لحظات نبرد، و همچنین برخی قسمت های دو نقشه بازی، شاهد افت فریم های محسوس هستیم. هر چند تعداد آنها زیاد نیست و به طور شدید به تجربه بازی لطمه وارد نمی سازند، اما در کل در برخی لحظات این افت فریم ها واقعا می توانند آزار دهنده و مشکل ساز باشند. با این وجود این افت فریم های گاه و بیگاه، یا برخی باگ های گرافیکی مختلف که در بازی به چشم می خورند، نمی توانند شما را از انجام بازی منصرف سازند.

اما بلاشک بزرگترین نقص و کمبود بازی، مربوط به بخش کمیت محتواست. در کل تنها دو نقشه و سه mark در بازی وجود دارد. این دو نقشه نیز با وجود تفاوت های کلی از جنبه ظاهری و ساختاری، شباهت های قابل توجهی نیز به یکدیگر دارند. هر چقدر بازی جذاب و هیجان انگیز باشد، تنوع پایین نقشه ها و اهداف در بازی به مرور زمان لذت تجربه بازی را کمتر خواهد ساخت. بلاشک اگر شاهد تعداد نقشه های بیشتر، Mark ها متعدد تر با چالش های گوناگون بودیم، تجربه بازی می توانست چندین برابر شود. همچنین نبود مود ها و حالت های انلاین گوناگون نیز به چشم می آید. هر چند حالت اصلی بازی به اندازه کافی سرگرم کننده است.

سخن آخر :

بازی Hunt:Showdown را می توان از آن دسته عناوین آنلاین دانست که تجربه ای متفاوت را به ارمغان می آورند. درست است که این عنوان لزوما برای همه مخاطبان نمی تواند جذاب و سرگرم کننده باشد، با این وجود اگر به دنبال تجربه جدید، هیجان انگیز و یخت هستید و می خواهید مهارت ها و استراتژی های خود را به چالش بکشید، Hunt:Showdown با وجود کم و کاستی ها در بخش محتوا و یکسری مشکلات در بخش سرور ها و Matchmaking, می تواند لحظات سرگرم کننده ای را برای شما به ارمغان بیاورد.

 

1
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • Majid گفت:

    توضیحات زیرعکس هارو اضافه کنید

    0
    0
  • Hamid گفت:

    ممنون از اقای زاهدی عزیز نقد بسیار خوبی بود دمتون گرم
    یه بازیه بسیار خوبه گرافیک و گیم پلی بسیار خوبی داره ولی ایکاش یه بخش داستانی هم داشت

    0
    0
  • HEAVY SQUAD گفت:

    با تشکر از زاهدی عزیز
    راستش من با اکثریت مقاله شما موافقم بجز قسمت برخی باگها
    بازی میتونه بشدت اعتیاد اور باشه و بعد از هر مرگ و استارت دوباره شروع کنی به تقلا برای پیشرفت که یکم ازاردهندست ولی باعث میشه انگیزه پیدا کنی
    خوشبختانه سیستم انتی چیتش هم عالیه
    درباره بحث گرافیکی من مشکلی ندیدم و برای ماکزیموم تنظیمات و کیفیت فیخالدون فقط ۴ گیگ گرافیک میخواد که نهایت بهینگیه
    سیستم مچ میکینگش طولانیه چون متاسفانه خاورمیانه سرورمناسبی نداره و اسیاش هم میرسه به چین که مسافتیست بس طولانی
    در کلام اخر من بازی رو خریدم و عالیه و باید منتظر محتوای طولانی مدت باشم و به همه توصیش میکنم
    ازش به راحتی چشم پوشی نکنید چون بازیش خوبه

    0
    0
  • Nima.ZM گفت:

    با سلام و درود
    من این بازیو وقتی early acces بود بازی میکردم الانم دارمش اما متاسفانه الان بدلیل تح.ریم نمیتونم روی سرور اروپا بازی کنم
    (قبلا مشکلی نداشتم و میتونستم راحت روی سرور اروپا بازی کنم) بقیه سرور ها هم پینگم بالای ۳۰۰ به جز روسیه که تو اون سرور هم بازیکن خیلی خیلی کم پیداست
    از پشتیبانی بازی هم پرسیدم متاسفانه جواب قانع کننده ای ندادن
    پس آقای زاهدی میتونم بپرسم شما چطور بازی کردین ؟ (از بقیه کاربرا هم که بازیو خریدن و دارن تجربش میکنن هم دوست دارم جواب بدن که چطور دارن بازی میکنن روی چه سروری و با پینگ چند)

    0
    0
  • legendboy گفت:

    من گان پلی بازی رو دوس داشتم
    به امید احیای دوباره کرایتک

    0
    0
  • 2PAC گفت:

    بسیار متن خوبی بود اقای زاهدی

    0
    0
  • Hunt Showdown گفت:

    این بازی از cod 2019 هم بهتره چون هر دوتاشو بازی کردم……cod اصلا اونی نیست که فکرش رو میکنید

    0
    0
  • sarafraz گفت:

    خسته نباشید ولی به نظرم نقد خیلی خوبی نبود یعنی ایراداتی که گرفتین یکم غیرمنصانس از نظر محتوا که خب این یه بازی آنلاینه و طبیعتا با بروزرسانی های متعدد محتوای بیشتری قرار میگیره داخلش و یه جورایی هر بازی آنلاینی مخصوصا اگه یک شرکت خیلی بزرگ پشتش نباشه در ابتدا این مشکلو داره
    مشکل مچ میکینگ هم به دوعلته یکی نت ایران و یکی دیگه nat type من خودم تا وقتی nat type من سه بود اصلا نمیتونستم مچی پیدا کنم و فکر میکردم مشکل ازگیمه ولی از وقتی رو دو فیکسش کردم راحت مچ میکینگ انجام میشه
    با این حال خسته نباشید مرسی که هر بازی ممکنی رو نقد میکنید و به مخاطب اهمیت میدید Yes Rose

    0
    0