گیفت کارت
گیفت کارت

نجات دلهره‌آور کودکان از چنگال شیطان | نقد و بررسی بازی ۲Dark

۲۷ آذر ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۰

فردریک راینال. این اسم شما را یاد چه می‌اندازد؟ احتمال قریب به یقین با شنیدن این اسم یاد یکی از محبوب‌ترین بازی‌های ترس بقا خواهید افتاد و آن چیزی نیست جز بازی که بسیاری از ما با آن خاطره داریم; Alone In The Dark. استودیو Gloomywood که فردریک را به عنوان طراح ارشد خود در اختیار دارد، اکنون یک بازی متفاوت در سبک Survival Horror روانه بازار کرده که تجربه آن خالی از لطف نیست. بگذارید قبل از بررسی بازی ۲Dark که در این مقاله قصد آن را داریم، یک نکته را در مورد اثار راینال بگویم. این سازنده همواره در بازی‌هایش سبکی متفاوت در پیش می‌گیرد. چه در روایت داستان، چه در گیم‌پلی و حتی طراحی گرافکیکی آثارش. Alone In The Dark در نسخه‌های اولیه خود بسیار موفق و یکی از بهترین تجربه‌های ممکن ترس بقا بود. در ادامه راه، این فرنچایز راه خود را گم کرد و نسخه اخیر آن در سال ۲۰۱۷ یک فاجعه تمام عیار بود. نسخه قبل از آن هم که در سال ۲۰۰۵ عرضه شد یک شکست در زمینه نمرات بود و با وجود نسخه‌‌های متفاوت برای ۳ پلتفرم با طراحی کاملا منحصر به فرد مراحل، هیچ یک از آن‌‌ها موفق به کسب متااسکور خوبی نشدند; هرچند اوضاع در زمینه فروش، به خصوص نسخه PlayStation 2 متفاوت بود و بازی در میان گیمرها با استقبال خوبی مواجه شد.

2Dark

تمام ویژگی‌هایی که برای دیگر بازی‌های فردریک گفتیم، برای ۲Dark هم صدق می‌کند. متفاوت در زمینه داستان، گیم‌پلی و گرافیک و در نتیجه یک اثر غیر عامه‌پسند و خاص. ۲Dark را شاید بتونیم متفاوت‌ترین ساخته‌ی او بنامیم; چون واقعا نمی‌توان آن را کاملا در مدیوم‌های یک سبک خاص قرار دهیم و بازی کمی پیچیده‌تر از این چیزهاست. با بررسی یک بازی متفاوت و البته ترسناک از سازندگان Alone In The Dark که زمانی حسابی ما را پای نمایشگر می‌لرزاندند، همراه باشید. آیا ۲Dark واقعا برای ترساندن شما مواد لازم را در اختیار دارد؟

از اول این را به شما می‌گویم که انتظار داستان‌گویی به سرراستی سری Residen Evil یا Alone In The Dark را از ۲Dark نداشته باشید. داستان بازی بیشتر از طریق دست‌نوشته‌هایی که در محیط پیدا میکنید یا توضیحات مراحل روایت می‌شود و اکر توجه چندانی به آن‌ها نکنید چیز خاصی از آن متوجه نمی‌شوید. به سبک بازی‌های کلاسیک، فایل‌های صوتی هم نقش مهمی در داستانگویی بازی دارند. همه این‌ها منوط بر جست و جوی شما در محیط و میل به فهمیدن داستان بازی در وجودتان است. اگر صرفا هم بخواهید یک سری موجودات شیطانی بکشید و ماموریت‌های بازی که عموما نجات بچه‌هاست را به پایان برسانید، هیچ مانعی نیست و می‌توانید این کار را انجام دهید. اما همانطور که گفتم، در این حالت تقریبا هیچ لذتی از بازی نخواهید برد.

۲Dark داستان کاراگاهی به نام Smithرا روایت می‌کند که با همسر و دو فرزندش در یک منطقه برون شهری چادر زده‌اند. همسر فرزندان کاراگاه به دنبال چوب برای روشن کردن آتش می‌روند و اسمیث هم مشغول به محکم کردن چادر است که ناگهان با صدای جیغ همسرش از جا می‌پرد. متاسفانه بعد از چند دقیقه جنازه‌ی خون آلود همسرش را پیدا کرده و سپس یک وان را می‌بینید که در حال حمل بچه‌هاست اما نمی‌تواند برای توقف آن کاری کند. حال، داستان بازی به ۷ سال بعد می‌رود. اسمیث هنوز از پیدا کردن فرزندانش ناامید نیست و حتی سرنخ‌هایی هم از سارقینشان پیدا کرده است. او از نیروی پلیس استعفا داده و به صورت کاراگاه خصوصی کار می‌کند. تمام بازی در تاریکی مطلق هوا روایت می‌شود چون کاراگاه داستان، تنها شب‌ها به دنبال نجات کودکان خود یا دیگر بچه‌ها می‌رود. اگر کمی در فهمیدن داستان بازی مشتاق باشید و بازیباز جست و جو گری باشید، از داستان ۲Dark به حد کافی لذت می‌برید.

تنها صداگذاری بازی روی اسمبث انجام شده و بقیه را فقط با متنی بالای سرشان در هنگام دیالوگ‎ها مبینیم. اگر بخواهیم واقع‌گرا باشیم اگر صداگذاری روی همه انجام می شد قطعا شاهد اثری گیراتر و عمیق‌تر بودیم اما تا همین حد هم، ۲dark نسبتا خوب عمل کرده است. موسیقی بازی هم به نسبت وجود یا عدم وجود دشمن دلهره آور یا آرام است که البته بیشتر انواع دلهره آور آن به گوشتان می‌خورد

دوربین ایزومتریک و نمای ۲٫۵ بعدی بازی، در ترکیب ویژگی‌های بازی‌های Stealth و Adventure به خوبی عمل می‌کند. هسته اصلی بازی پیدا کردن سرنخ و آیتم‌های لازم برای پیدا کردن بچه‌ها و تلاش برای پنهان ماندن از دشمن است. تاکید بازی بر مخفی‌کاری بسیار زیاد است به طوری که یا باید سعی کنید اصلا دشمنان را نکشید، یا اگر هم قصد از پا دراوردنشان را دارید بدون سر و صدا این کار را انجام  دهید. کشتن پر سر و صدای یک دشمن مساوی با مرگتان خواهد بود. تفنگ پروتاگونیست بازی هم ضعیف‌تر از چیزی است که فکرش را می‌کنید و به سه تا از گلوله‌هایش برای کشتن دشمن نباز دارید. ضمن آن که صدا خفه‌کن هم ندارد و عملا فقط زمانی به کار می‌آید که می‌خواهید به جایی یا وسیله‌ای شلیک کنید یا فقط یک دشمن در محیط باقی‌مانده و مخفی‌کاری چندان مطرح نیست. Inventory شما در بازی نسبتا گسترده است و به همین خاطر می‌توانید با ۴ جهت اصلی ۴ وسیله‌ای که بیشترین استفاده را از آن‌ها دارید در یک مکان مخصوص قرار دهید. شخصیت اصلی توانایی حمل دو وسیله را دارد. شما در ظاهر می‌توانید هر دو وسیله را انتخاب کنید اما پیاده‌روی در محیط بسیار تاریک بازی بدون چراغ قوه یا هر وسیله ی روشن‌کننده دیگری خودکشی است. لذا تقریبا همیشه دست چپتان یک مشعل یا چراغ قوه خواهد بود. محیط‌های بازی بسیار تاریک هستند و دیر یا زود به چراف قوه یا چیز دیگری احتیاج پیدا خواهید کرد.

بازی در ترکیب رنگ‌های تیره و خلق یک فضای مرده و افسرده موفق عمل کرده و به خوبی شما را با خود همراه می‌کند. دوربین ایزومتریک بازی نسبتا در نشان دادن جزئیات محیط خوب عمل می‌کند و اصلا شاهد دید محدود یا آزاردهنده‌ای نیستیم.

همانطور که می‌دانید هدف اصلی شما در بازی نجات کودکان است. اولین نکته‌ای که باید بگویم این است با وجود آن که بازی به طور آشکار چیزی را مربوط به خشونت علیه کودکان نشان نمی‌دهد و صحنه های خونریزی آن هم با توجه به گرافیک بازی چندان دلخراش نیست، باز هم ممکن است برای عده‌ای مناسب نباشد. درجه سنی بازی گویای همه چیز است و وقتی پای خشونت علیه کودکان وسط باشد، خود ما نیز از مخالفین سرسخت آن هستیم. در هر مرحله می‌توانید یک یا تعداد زیادی از بچه‌ها را بیدار کرده و دنبال خود بکشانید. هر چه تعداد آن‌ها بیشتر باشد، قطعا توجهتان به سمت نگهداری از آن‌ها معطوف خواهد شد و ممکن است راحت‌تر توسط دشمن دیده شوید. این بچه‌ها می‌توانند گاهی وسایل مفیدی به شما برسانند. خوشبختانه هوش مصنوعی دشمنان برای کودکان بسیار پایین است و اگر کودکی از یک قدمی یک موجود هم رد شود، باز هم او را نمی‌بینتند.

متاسفانه سیستم گیم‌پلی بازی آزمون خطاست. در محیط تاریک بازی دام‌های زیادی هستند که فقط با یکبار گرفتار شدن در آن‌ها خواهید مرد و هیچ شانس دوباره‌ای نخواهید داشت. همین مورد منچر به یک سیستم نه مبتنی بر مهارت بلکه مبتنی بر شانس شده است. محیط بازی بسیار تاریک است و دیدن این دام‌ها در آن نور کم و فقط کورسویی نور از مشعل یا چراغ واقعا اثر نمی‌کند. سیستم ذخیره‌سازی بازی هم کاملا دستی است و هیچ چک پوینتی در بازی نیست. این مورد بسیار آزاردهده است و کاش سازندگان حداقل در مورد چک‌پوینت‌ها فکری می‌کردند.  همچنین از موارد آزاردهنده ی دیگر می‌توان به دشمنانی که فقط باعث سر و صدای شما می‌شوند و شما را نمی‌کشند اشاره کرد. عنکبوت‌ها نمونه ای از این دست هستند که بسیار روی اعصاب در بازی گذاشته‌اند.

متاسفانه سیستم گیم‌پلی بازی آزمون خطاست. در محیط تاریک بازی دام‌های زیادی هستند که فقط با یکبار گرفتار شدن در آن‌ها خواهید مرد و هیچ شانس دوباره‌ای نخواهید داشت. همین مورد منچر به یک سیستم نه مبتنی بر مهارت بلکه مبتنی بر شانس شده است. محیط بازی بسیار تاریک است و دیدن این دام‌ها در آن نور کم و فقط کورسویی نور از مشعل یا چراغ واقعا اثر نمی‌کند.

تنها صداگذاری بازی روی اسمبث انجام شده و بقیه را فقط با متنی بالای سرشان در هنگام دیالوگ‎ها می بینیم. اگر بخواهیم واقع‌گرا باشیم باید اذعان داشت که اگر صداگذاری روی همه شخصیت ها انجام می شد قطعا شاهد اثری گیراتر و عمیق‌تر بودیم اما تا همین حد هم، ۲dark نسبتا خوب عمل کرده است. موسیقی بازی هم به نسبت وجود یا عدم وجود دشمن دلهره آور یا آرام است که البته بیشتر انواع دلهره آور آن به گوشتان می‌خورد. در مورد کیفیت فنی و بصری بازی هم چندان نمی‌توانیم بحثی کنیم چون قطعا از یک بازی ۵۰۰ مگابایتی انتظاری از این بابت نخواهیم داشت اما بازی در ترکیب رنگ‌های تیره و خلق یک فضای مرده و افسرده موفق عمل کرده و به خوبی از نظر بصری شما را با خود همراه می‌کند. دوربین ایزومتریک بازی نسبتا در نشان دادن جزئیات محیط خوب عمل می‌کند و اصلا شاهد دید محدود یا آزاردهنده‌ای نیستیم.

اگر از طرفداران سبک وخشت بقا هستید و از بازی‌های تکراری این سبک خسته‌اید و می خواهید تجربه‌ای جدید به دست آورید، ۲Darkگزینه خوبیست; البته به شرطی که پر زرق و برق بودن و گرافیک آنچنانی، چندان برایتان مهم نباشد.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید