روزی روزگاری: پاندورا، جنون گنج و وفور گلوله | نقد و بررسی بازی Borderlands

۳۱ فروردین ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۰

یکی از سبک هایی که به هیچ عنوان بازی های پرتعدادی در آن نداریم سبک شوتر اول شخص نقش آفرینی است مخصوصا شوتر اول شخص نقش آفرینی بر اساس بخش تک نفره و داستانی. با وجود این که این ژانر بسیار جذاب و زیباست ولی سازندگان تا به حال زیاد به سراغ آن نرفته اند و بازی های پرتعدادی در آن نداریم. اما یک فرنچایز در این سبک وجود دارد که به حدی قدرتمند، زیبا، دوست داشتنی و دلرباست که به واقع بار این سبک عناوین را به تنهایی به دوش می کشد و نه تنها در سبک خود بلکه در بین عناون شوتر اول شخص یکی از برترین ها به شمار می رود. این فرنچایز محبوب Borderlands نام دارد که تاکنون با ۳ نسخه مختلف خود موفق گردیده تا یکی از برترین تجربه های بازیبازان علاقمند به سبک نقش آفرینی و شوتر را رقم بزند و نام خود را برای همیشه در دنیای بازی های رایانه ای جاودانه نماید و آن قدر پرطرفدار شود که اکنون نسخه Borderlands 3 تبدیل به یکی از مورد انتظارترین عناوینی شود که در نسل هشتم بازیبازان و علاقمندان نقش آفرینی و شوتر منتظر آن هستند. این فرنچایز با تکیه بر خلق دنیایی به غایت جذاب و شخصیت هایی عجیب و غریب و تعداد بیشماری سلاح مختلف و المان های عالی نقش آفرینی موفق شد تا در دل بازیبازان و البته منتقدان جا باز کند و تبدیل به یکی از بازی های محبوب بازیبازان در نسل هفتم و نسل هشتم به صورت ریمستر (نسخه دوم و The Pre Sequel در یک مجموعه برای نسل هشت منتشر شدند) شود.

اوج لذت در سرزمین های مرزی….

 مخصوصا با توجه به قابلیت بازی کوآپ در بخش داستانی پر محتوای بازی، تجربه کردن آن با دوستان بی نهایت لذتبخش بود و سبب شد تا این فرنچایز بیش از پیش موفق عمل کند. در واقع بازیبازان زیادی با مطرح شدن نام برترین بازی های کوآپ بلافاصله نام Borderlands را مطرح می کردند و از قابلیت همکاری چند نفره فوق العاده لذتبخش آن حرف می زدند. از این فرنچایز زیبا تا به امروز ۳ نسخه منتشر شده است که شامل ۲ نسخه اصلی Borderlands و شماره دار یک و دو و یک بازی اسپین آف Borderlands The Pre Sequel بوده اند و اکنون نسخه سوم اصلی آن نیز برای نسل هشتم در حال ساخت است. امروز قصد داریم تا به نقطه آغاز این فرنچایز زیبا بازگردیم. به جایی که همه چیز از آن آغاز شد و افسانه Borderlands شکل گرفت. دنیایی که آن قدر بزرگ و زیباست و آنقدر پتانسیل دارد که شرکتی مثل تل تیل که بازی هایش بر اساس داستان هستند بیاید و از دنیای آن بازی Tales from the Borderlands را بسازد که به گفته خیلی از گیمرها اگر بهترین بازی این شرکت نباشد یکی از برترین هاست. این نشان از پتانسل بسیار بسیار بالای پاندورا، سیاره دوست داشتنی و دنیای زیبای سری Borderlands دارد که می توان در آن چنین داستانی را شکل داد و اینقدر موفق ظاهر شد.

یک شوتر اول شخص نقش آفرینی دیوانه وار و سرشار از هیجان…

سال ۲۰۰۹ بود که استودیو گیرباکس سافتور و ۲ کی گیمز عنوانی را با نام Borderlands منتشر نمودند که کسی آن زمان فکر نمی کرد تبدیل به چنین نام بزرگ و قدرتمندی که امروز از آن می شناسیم شود ولی Borderlands موفقیت ها را پشت سر هم کسب کرد و تبدیل به یکی از بهترین و جذاب ترین شوترهای اول شخص آن سال شد که برگ برنده آن، نقش آفرینی بودن بازی بود که عمق وحشتناکی به بازی بخشیده بود و همینطور سیستم خلق تصادفی سلاح ها که باعث ایجاد تعداد بیشماری سلاح مختلف شده بود که تا به حال در عنوانی به این شکل مشاهده نشده بود. Borderlands فوق العاده جذاب بود و از همه مهمتر این که بسیار جدید و تازه بود و شبیه به هیچ عنوان دیگری نبود و همین نو بودن یکی از دلایل اصلی موفقیت آن نیز شد. دنیای زیبا، شخصیت های فوق العاده عجیب و جذاب، طراحی و سبک گرافیکی بی نظیر و سل شید بازی که انتخابی فوق العاده بود، گیم پلی عمیق و فوق العاده، تعداد بیشماری سلاح مختلف و عالی و هر نکته مثبت دیگری که فکرش را بکنید در Borderlands وجود داشت و باعث خلق عنوانی بی نظیر و به معنای کلمه “خاص” شده بود.

در بازی می توانید از بین ۴ شخصیت مختلف که هر کدام در حقیقت نمایانگر کلاس خاصی هستند انتخاب کنید و جالب اینجاست که هر ۴ شخصیت بسیار بسیار جذاب و قدرتمند و از آن مهم تر بالانس شده هستند و نسبت به دیگری برتری ندارند و این گونه ارزش تکرار بازی با شخصیت های مختلف بسیار بالا می رود.

Borderlands با انتشار خود تبدیل به عنوانی شد که مورد توجه زیادی از سوی بازیبازان و منتقدان قرار گرفته بود و نوع جدیدی از شوتر اول شخص با المان های قوی نقش آفرینی را معرفی کرد. بازی یک استایل گرافیکی سل شید و بسیار خاص داشت که کاملا با دنیای بازی هماهنگ و همخوان بود و همانظور که در ابتدای مطلب خدمت شما عرض کردیم، از همه مهم تر قابلیت عالی بازی Co op با عمق بسیار بالا بود که بازی را فوق العاده تر از قبل کرده بود. در واقع دلیل خیلی از تحسین ها و امتیازات و بازخوردهای مثبتی که این بازی دریافت کرد به خاطر همین قابلیت جذاب بازی چند نفره در بخش داستانی بود. به واقع در دوره ای که تقریبا هیچ بازی بخش داستانی خود را چند نفره نمی کرد (و نمی کند) و بسیاری بازیبازان در انتظار یک بازی جذاب بودند که بتوانند بخش داستانی آن را با هم تجربه کنند، Borderlands آمد و یک بخش داستانی چندین ساعته و بسیار طولانی و پر محتوا را در یک بازی شوتر جذاب با المان های نقش آفرینی قوی و عمق بسیار بالا در اختیار بازیبازان قرار داد و تبدیل به یهترین بازی و یهترین انتخاب برای کسانی شد که قصد داشتند به صورت کو آپ بازی کنند آن هم چه آفلاین و چه آنلاین، که این گزینه وجود بازی آفلاین بازی را موفق تر نیز کرده بود و طرفداران بسیاری را به سمت این فرنچایز جذب کرد.

ClapTrap ها از اعضای اساسی و همیشگی دنیای این سری هستند و بسیاری از بار طنز جذاب بازی را به دوش می کشند… آنها آنقدر محبوب شدند که در نسخه آخر تبدیل به شخصیت قابل بازی نیز گردیدند

Borderlands نهایتا موفق گردید تا با تعداد زیادی از نقدهای منابع معتبر گیمینگ در دنیا، امتیاز متای عالی ۸۴ را به خود اختصاص دهد که برای شروع یک فرنچایز جذاب شوتر نقش آفرینی با تکیه بر قابلیت های کو آپ، بسیار عالی و موفقیت آمیز به نظر می رسید و گیرباکس موفق شد تا یک نام بزرگ را با این بازی خلق نماید و بعدها با نسخه دو باز هم کیفیت آن را بسیار بالاتر ببرد تا Borderlands باز هم معتبر تر شود. در این مطلب قصد داریم تا به طور کامل به بررسی نقاط قوت و ضعف این عنوان زیبا بپردازیم و تمام جزییات آن را برای شما عزیزان واکاوی کنیم تا خاطرات خوب گذشته از این عنوان برایتان یادآوری شده و یا اگر با این فرنچایز در نسل ۷ آشنا نبوده اید اکنون در نسل ۸ به سراغ نسخه ریمستر آن بروید و تجربه یکی از خاص ترین شوترهای نقش افرینی این صنعت را از دست ندهید. با بیان این مقدمه مفصل در مورد پیشینه این فرنچایز و نسخه اول، پیشنهاد می کنم در ادامه مقاله نقد و بررسی بازی Borderlands با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید.

دنیای Borderlands آنقدر بزرگ و زیباست و آنقدر پتانسیل دارد که شرکتی مثل تل تیل که بازی هایش بر اساس داستان هستند بیاید و از دنیای آن بازی Tales from the Borderlands را بسازد که به گفته خیلی از گیمرها اگر بهترین بازی این شرکت نباشد یکی از برترین هاست.

وقایع داستانی Borderlands در سیاره پاندورا اتفاق می افتد. مدتی قبل از زمان شروع بازی، کمپانی بزرگی به نام Atlas Corporation یک دروازه باستانی در سیاره پرومتئوس که نزدیک پاندورا است می یابد که پر است از تکنولوژی سلاح های فوق پیشرفته بیگانگان که به آن ها اجازه می دهد به راحتی رقبای خود را از پیش رو بردارند. آنها به امید کشف سلاح های بیشتر و پیدا کردن دروازه باستانی در پاندورا مستقر می شوند اما غافل از این هستند که پاندورا در چرخه زمستانی قرار دارد و وقتی فصل بهار برسد با هجوم تعداد بیشماری بیگانگان وحشی که بیدار شده اند روبرو خواهند شد. به این ترتیب اطلس موفق به کشف دروازه باستانی در پاندورا نمی شود و آنجا را ترک می کند. چندین سال بعد طی اتفاقاتی یک کمپانی دیگر به نام Dahl Corporation در پاندورا مستقر می شوند و توسط تعداد زیادی مجرمینی که با خود به این سیاره آورده اند مشغول به حفر معادن می شوند. همینطور آنها با گروهی به سرکردگی Patricia Tannis به دنبال دروازه باستانی نیز هستند.

با این ماشین های خرید و تخفیف های ویژه آن ها و صداهای روی مخ آنها داستانی خواهید داشت… داستانی جذاب

وی با این که تمامی همکارانش تا به حال در جستجوی این دروازه توسط بیگانگان وحشی کشته شده اند و خودش نیز تقریبا دیوانه شده است اما باز هم به هر طریقی می خواهد وجود دروازه باستانی پاندوار را ثابت نماید. خبر تلاش و کشف او به کمپانی اطلس می رسد و آنها ارتش خصوصی خود را به پاندورا اعزام می کنند تا Patricia Tannis را دزدیده و محل دروازه را از او بفهمند. طی اتفاقاتی و حمله هایی که رخ می دهد کمپانی Dahl Corporation نیز در پاندورا شکست می خورد و موفق به کشف دروازه و … نمی شود و سران آن و افراد پولدار سیاره را ترک می کنند و مردم عادی و زندانیان خلافکاری که با خود آورده اند را در پاندورا رها می کنند تا مردم توسط این زندانیان دیوانه کشته شوند. با این که کسی دروازه باستانی پاندورا را پیدا نکرده است اما همچنان افسانه آن بعد از سال ها وجود دارد و گروه های زیادی از مزدوران اجیر شده یا شکارچیان گنج و “Vault Hunters” ها برای یافتن آن به پاندورا می آیند اتفاقا یکی از همین گروه ها و شخصیت ها، شخصیت های اصلی بازی هستند که شما کنترل آن ها را بر عهده می گیرید.

در بازی هم دشمنان انسانی دارید و هم هیولاهای وحشی که البته نمی توانید بفهمید کدام وحشی ترند! انسان ها یا هیولاها!

خط داستانی اصلی بازی مدتی بعد از خروج کمپانی Dahl Corporation از سیاره پاندورا رخ می دهد و شخصیت های اصلی بازی در جستجوی دروازه باستانی و افسانه ای پاندورا به این سیاره می آیند. بعد ار کشف شهر Fyrestone توسط بازیباز، شما شروع می کنید به دریافت و شنیدن  دستورالعمل هایی از یک زن مرموز با نام “Guardian Angel” که در ادامه بازی نقش مهمی در داستان دارد و اتفاقات گوناگونی در ادامه مسیر برای شما رقم خواهد خورد که باعث می شود داستان بازی برایتان جذاب باقی بماند. علاوه بر داستان و روایت جذاب آن، شخصیت های موجود در بازی نیز بسیار عالی و به معنای واقعی، خاص طراحی شده اند و شبیه آن ها را در هیچ بازی دیگری تاکنون ندیده ایم. شخصیت های بازی بردرلندز تنها مختص همین سری هستند و کاملا عجیب و غریب هستند، مانند خود دنیای بازی. نهایتا باید گفت بازی Borderlands در زمینه داستان سرایی و روایت یک داستان جذاب بسیار عالی عمل کرده است و دنیایی عالی را خلق کرده که یکی از کاریزماتیک ترین دنیاهای بازی در این صنعت محسوب می شود و پتانسیل بالایی برای داستان گویی دارد (همانطور که گفتم آن قدر پتانسیل داشت که تل تیل به سراغ آن برود و یکی از برترین بازی هایش را در دنیای این بازی بسازد) و یک داستان خوب را نیز در این دنیای جذاب قرار داده تا از هر لحاظ دارای یک بخش داستانی موفق و قدرتمند باشد.

گشت و گذار سوار بر ماشین در دنیای بازی در حالی که یکی مشغول رانندگی و دیگری مشغول شلیک کردن به ماشین های دشمنان دیوانه بازی و هیولاهای وحشی است چنان لذتی دارد که شاید ساعت ها فقط سوار بر ماشین بدون هدف و فقط برای لذت بردن در دنیای بازی با دوستانتان بچرخید و به معنای واقعی کیف کنید.

 بازی در زمان انتشار خود در نسل هفتم جزو گرافیک های خوش آب و رنگ و جذاب به حساب می آمد و طرفداران زیادی داشت. در حقیقت سازندگان بازی موفق شده بودند تا یک دنیای بسیار جذاب، زیبا و خوش رنگ و لعاب را برای ما به ارمغان آورند. چه از لحاظ فنی و چه هنری سازندگان بازی موفق شده بودند تا یک بازی باثبات و زیبا را به بازیباز ارائه دهند و مواردی مثل باگ و .. وی را آزار ندهد. مطابق معمول گرافیک بازی را از دو جنبه فنی و هنری بررسی می کنیم تا بیشتر با زوایای مختلف گرافیکی آن آشنا شوید.

در بازی شاهد مواردی که از لحاظ فنی به گیم‎پلی بازی صدمه بزنند نبودیم و مواردی از قبیل باگ، لگ، پارگی تصویر و مواردی از این دست به هیچ عنوان مشاهده نمی‎شد. البته بایستی اشاره کنم که کیفیت بافت ها و تکسچرها در حد برترین عناوین گرافیکی زمان خود نبود و ایراداتی نیز در آن مشاهده می شد ولی به دلیلی سبک گرافیکی سل شید بازی این موارد نه تنها به هیچ وجه ضعفی محسوب نمی شدند بلکه اتفاقا گرافیک بازی و حالت مقداری مصنوعی بافتها و آیتم های بازی بسیار هم با فضای آن همخوانی داشت. همینطور باید اشاره کرد که گاها برخی بافت ها و مناطق و تصاویر در بازی دیر لود می شدند که این مورد چندین بار در بازی رخ می داد. بازی از لحاظ فنی هیچ گونه مشکل خاصی نداشت و کاملا صیقل یافته و روان اجرا می‎شد. در زمینه نورپردازی هم سازندگان بازی در گیرباکس کار خود را به درستی انجام داده بودند و شاهد نورپردازی زیبایی در بازی بودیم که گشت و گذار در سیاره پاندورا را لذت بخش تر از قبل می کرد و همینطور سایه زنی ها در بازی به خوبی انجام گرفته بود. البته عمق دید در بازی تعریف چندانی نداشت هر چند که این مورد نمی توانست ضربه ای بر پیکره گرافیکی بازی وارد نماید و از کیفیت آن بکاهد.

از لحاظ گرافیکی باید گفت سازندگان بازی بهترین، هوشمندانه ترین و موفقیت آمیز ترین تصمیم ممکن را گرفته که از گرافیک سل شید استفاده کرده اند و به حدی این گرافیک سل شید با کلیت و فضای بازی و شخصیت های عجیب و دنیای کاریزماتیک آن جور در آمده است که نمی توان حتی تصور کرد که بازی دارای گرافیک دیگری غیر از سل شید باشد.

از لحاظ هنری در بازی با طراحی‎های فوق‎العاده زیبایی طرف بودیم و شاهد دنیایی بسیار پرکشش و زیبا در بازی بودیم. محیط پاندورا یک سیاره مرده کامل بود که مرگ و پوچی و غارتگری و وحشیگری در آن موج می زد. چیزی مانند دنیای ویستلند در فیلم مد مکس را تصور کنید و یا در بازی مدمکس. یک سیاره مرده با کلی محیط باز و شنی و رنگ بندی بر پایه رنگ قهوه ای و نارنجی و زرد که به صورت پراکنده ساختمان هایی در آن به چشم می خورد که هر کدام معمولا مقر گروهی از گانگسترها و غارتگران بودند و در محیط باز این سیاره نیز انواع هیولاهای مخوف و وحشی پرسه می زدند و به هیچ وجه امنیتی نداشتید. طراحی محیط های بازی کاملا با جو و اتمسفر آن همخوانی داشت و شاهد مراحل و مناطق متنوعی در بازی بودیم. طراحی گرافیکی شخصیت‎های بازی بسیار عالی انجام شده است و چهره‎های آن‎ها کاملا با داستان و خصوصیات اخلاقی آنها هماهنگ است و کاملا باورپذیر به نظر می‎رسید.

نکته جالب در طراحی شخصیت های بازی اغراقی است که در طراحی آن ها به کار رفته. البته نه اغراقی به اندازه چهره شخصیت های دیس آنرد، ولی تمام شخصیت های موجود در بازی به نوعی عجیب و غریب بوده و از لحاظ ظاهری معمولا اغراق شده طراحی شده بودند.در حقیقت انگار عجیب و غریب بودن رکن نرمال بودن در سیاره پاندورا است! شخصیت ها یا از لحاظ چهره و فیزیک بدنی و یا از لحاظ لباس پوشیدن و موها و … به نوعی عجیب بودند و همگی با هم جور بودند! طراحی هیولاها در بازی هم جذاب انجام شده بود و شاهد انواع و اقسام هیولاها و دشمنان انسانی در بازی بودیم که البته انسان ها هم هیچ دست کمی از همان هیولاها نداشتند و بسیار وحشی و بی رحم بودند. در مجموع باید گفت گرافیک بازی نسبت به زمان انتشار آن یک گرافیک فانتزی عالی محسوب می‌شود و شاهد یکی از چشم‌نوازترین دنیاها در بازی‌های کامپیوتری از لحاظ زیبایی و رنگ‌پردازی هستیم و علاوه بر طراحی هنری زیبای بازی در بخش فنی نیز Borderlands موفق و قابل قبول عمل می‌کند و جای گله و شکایت خاصی را باقی نمی‌گذارد. البته که باید به این نکته نیز اشاره کرد که این فرنچایز هرگز به دنبال خلق گرافیکی واقع گرایانه و بسیار بالا نبوده است.

حتی ماشین هایتان هم شخصی سازی هر چند محدودی دارند

بدون شک جدا از سایر موارد مثبتی که بازی Borderlands در بخش های مختلف خود دارد، اما نقطه قوت و اتکای اصلی آن بر دوش گیم پلی بازی است و در حقیقت اکثر تحسین های منتقدان و بازیبازان و جذب کردن تعداد زیادی طرفدار برای این فرنچایز، به دلیل گیم پلی فوق العاده جذاب، پر محتوا و اعتیاد آور آن است که بازیبازا را دائما به بازی کردن تشویق می کند و مخصوصا با یک سیستم لوتینگ فوق العاده عالی، لذت گشت و گذار در دنیای بازی و کشف آیتم ها و انجام ماموریت های جدید تشویق می کند. Borderlands یک شوتر اول شخص نقش آفرینی است، پس انتظار نداشته باشید که با یک شوتر سطحی ۱۰ ساعته بدون هیچ ارتقا و جذابیت و ماموریت فرعی و .. طرف باشید. وقتی کلمه سنگین “نقش آفرینی” در سبک یک بازی می آید یعنی بازی خیلی خیلی پر محتواتر شده است و وظبفه سنگین تری را دارد. Borderlands ساعت ها و ساعت ها محتوای جدید و انواع ماموریت های اصلی و فرعی جذاب و متفاوت از هم را در یک دنیای بسیار بزرگ و پر کشش که هر گوشه و کنار آن پر است از ماجراجویی های جدید، به همراه یک سیستم فوق العاده عالی پاداش دهنده، در اختیار بازیباز می گذارد تا به وی یک تجربه ناب اعطا نماید.

بی شک نقطه قوت اصلی گیم پلی Borderlands سیستم سلاح های آن و خلق تصادفی آن ها در دنیای بازی است که بی شک یکی از برترین بازی های تاریخ در زمینه تنوع سلاح ها و وجود سلاح های جذاب و عجیب را رقم زده است و هر لحظه در بازی منتظرید تا ناگهان یک سلاح و یا آیتمی ارزشمند پیدا کنید.

Borderlands عنوانی است که تک نفره بازی کردن آن هم بسیار بسیار جذاب است و یکی از برترین شوترهای نقش آفرینی است که این صنعت تا به حال به خود دیده است. اما حالا این لذت را چندین برابر کنید تا اندازه لذت و هیجانی که بازی کردن Co op این عنوان دارد را درک نمایید. بازی کردن ۲ تا ۴ نفره این بازی یک تجربه عمیق و ناب از همکاری را در اختیار شما قرار می دهد و باید بگویم وقتی این عنوان را با دوستانتان بازی کنید، در زمره بازی هایی قرار می گیرد که به هیچ وجه گذر زمان را هنگام بازی کردن آن حس نمی کنید. گشت و گذار سوار بر ماشین در دنیای بازی در حالی که یکی مشغول رانندگی و دیگری مشغول شلیک کردن به ماشین های دشمنان دیوانه بازی و هیولاهای وحشی است چنان لذتی دارد که شاید ساعت ها فقط سوار بر ماشین بدون هدف و فقط برای لذت بردن در دنیای بازی با دوستانتان بچرخید و به معنای واقعی کیف کنید. البته در بخش همکاری مقداری ایرادات نیز وجود دارد که کاملا قابل گذشت هستند اما بایستی به آن ها اشاره کرد. از جمله این ایرادات ریز، سیستم رد و بدل کردن ایتم ها بین بازیبازان در بازی چند نفره است که زیاد جالب نیست و می توانست تا بسیار راحت تر و کارآمدتر از این طراحی شود. آن هم در بازی که در آن مدام آیتم جدید و اسلحه جدید به دست می آورید و می خواهید بارها و بارها آن ها را با هم رد و بدل کنید.

بازی به صورت اسپلیت اسکرین هم لذت خیلی بالایی دارد

بی شک نقطه قوت اصلی گیم پلی Borderlands سیستم سلاح های آن و خلق تصادفی آن ها در دنیای بازی است که بی شک یکی از برترین بازی های تاریخ در زمینه تنوع سلاح ها و وجود سلاح های جذاب و عجیب را رقم زده است و هر لحظه در بازی منتظرید تا ناگهان یک سلاح و یا آیتمی ارزشمند پیدا کنید. انواع مدل ها و کلاس های مختلف سلاح ها از کلت و شاتگان و مسلسل گرفته تا اسنایپر و … در صدها ظاهر و رنگ مختلف با چندین المان مختلف از آتش و الکتریسیته گرفته تا انفجاری و … ترکیب می شوند و به صورت تصادفی هزاران سلاح مختلف در بازی خلق می شود که هیچ کدام مانند دیگری نیستند و آن قدر المان مختلف در توضیحات خود دارند که گاها باید بنشینید و دو سلاح را با هم بسنجید و حساب و کتاب کنید تا ببینید کدام یک برای شما کارآمدتر است و در عمل کدام یک کشنده تر ظاهر می شود. در حقیقت باید گفت زمان خیلی زیادی از بازی را در منوی آیتم ها و تجهیزات بازی صرف می کنید که بدون هیچ اغرافی می گویم لذتش کمتر از خود بازی کردن نیست و آنقدر برای کسب آیتم های جدید و قدرتمند هیجان دارید که مدت ها آن ها را با هم عوض می کنید و تست می کنید و تصمیم می گیرید کدام ها را بفروشید و کدام ها را نگاه دارید و ناگهان به خودتان می آیید و می بینید که نیم ساعت است فقط در منوی تجهیزات بازی دارید می چرخید و لذت می برید. گان پلی و سیستم تیراندازی بازی نیز فوق العاده خوش دست و روان از کار در آمده است و شلیک با هر سلاحی حالت خاص خودش را دارد و نکته ای که آن را جذاب تر نیز کرده است نشان دادن عدد آسیبی است که هر شلیک به دشمنان وارد می کند و دیدن آسیب فوق العاده ای که مثلا با یک هد شات با سلاح اسنایپر خود انجام می دهید لذت آن را برایتان چند برابر می کند و یا وقتی با یک مسلسل مشغول به رگبار بستن دشمن هستید و می بینید که عددهای آسیب مثل مور و ملخ از وی می ریزند تا کشته شود، حس خیلی خوبی را به شما منتقل می کند.

نمی توانید تصور کنید که سلاح های بازی چقدر لذت بخش و متنوع هستند و هر لحظه بازی را برای شما شگفت انگیز می کنند

بر خلاف تنوع وحشتناک سلاح ها در بازی، دشمنان آن تنوع خیلی بالایی ندارند و در طول بازی بارها و بارها با دشمنان تکراری مواجه می شوید که گاها از آنها خسته می شوید و مثلا یک دشمن را ۱۰ بار با ۱۰ رنگ مختلف می بینید که درست است ایرادی ندارد ولی باید تنوع خود دشمن ها نیز خیلی بیشتر از این می بود. این موضوع که بیشتر در نسخه اول وجود داشت بعدا در نسخه دوم بازی بسیار کمتر شد و سازندگان به خوبی از بازخوردهای طرفداران در نسخه دوم درس گرفتند و تعداد دشمنان بیشتری را در بازی خلق کردند.

به سبک اکثر بازی های نقش آفرینی در Borderlands نیز شما می توانید در کنار انجام ماموریت های خط داستانی اصلی بازی، کلی ماموریت فرعی و جانبی مختلف را هم انجام دهید تا این گونه شخصیت خود را قوی تر کرده و لول وی را بالاتر ببرید تا راحت تر از پس دشمنانی که دارای لول های بالاتر هستند بر آیید و قادر به مبارزه با آن ها باشید. تنوع ماموریت های فرعی در بازی فوق العاده است و انواع و اقسام کارهای مختلف و متنوع را در این ماوریت ها باید انجام دهید که باعث می شوند شما هرگز خسته نشوید. گرفتن این ماموریت ها از طریق گشت و گذار در گوشه و کنار دنیای بازی و صحبت کردن و تعامل با شخصیت های جذاب و عجیب و غریب بازی انجام می شود و می توانید با انجام آن ها پاداش های خیلی ارزشمندی را نیز دریافت نمایید که این سیستم پاداش جذاب در بازی هر بازیبازی را تشویق به انجام ماموریت های جانبی بیشتر می کند. همچنین هر ماموریت یک لول خاص و پیشنهادی دارد که شما اگر به حداقل لول لازم آن نرسیده باشید خیلی خیلی کار برایتان سخت می شود و اگر دشمنان خیلی از شما بالاتر باشند مبارزه تقریبا غیر ممکن می شود. به این ترتیب شما انگیزه می یابید تا بیشتر لول بزنید و به سراغ دشمنان و ماموریت های قوی تر بروید و این گونه در سیستم لذتبخش ماموریت های جانبی بازی و ارتقای شخصیت خود غرق می شوید و لذت ناب یک نقش آفرینی عمیق را تجربه می کنید.

در هنگام مبارزات شما ابتدا یک زره دارید که قبل از رسیدن آسیب به خط سلامتی تان نوار آبی رنگ زره شما کاهش می یابد و وقتی که این خط به پایان رسید بقیه آسیب ها از نوار سلامتی شما می کاهند.

در بازی می توانید از بین ۴ شخصیت مختلف که هر کدام در حقیقت نمایانگر کلاس خاصی هستند انتخاب کنید و جالب اینجاست که هر ۴ شخصیت بسیار بسیار جذاب و قدرتمند و از آن مهم تر بالانس شده هستند و نسبت به دیگری برتری ندارند و این گونه ارزش تکرار بازی با شخصیت های مختلف بسیار بالا می رود. تک تک قابلیت ها و مهارت های این شخصیت ها با هم فرق می کند و بازی با هر کدام یک حس کاملا جدید را به بازیباز القا می کند. در هنگام مبارزات شما ابتدا یک زره دارید که قبل از رسیدن آسیب به خط سلامتی تان نوار آبی رنگ زره شما کاهش می یابد و وقتی که این خط به پایان رسید بقیه آسیب ها از نوار سلامتی شما می کاهند. نوار زره بعد از مدتی و بسته به ازتقاهایی که روی آن انجام داده باشید یا نه، شروع به پر شدن مجدد می کند. همینطور در مورد سیستم آپگرید بازی باید گفت ارتقاها و آپگرید هایی گه برای هر شخصیت وجود دارند بسیار جذاب و عمیق هستند و باید از بین آن ها هوشمندان و بر اساس سبک بازی خود بهترین ها را انتخاب نمایید. نهایتا در مورد گیم پلی بازی Borderlands باید گفت این بخش بدون شک ستاره اصلی بازی محسوب می شود و سازندگان موفق شده اند تا با خلق یک گیم پلی عمیق بازی را لحظه به لحظه برای بازیباز جذاب و پر کشش نگاه دارند. بازی چه به صورت تک نفره و چه با همکاری دوستانتان فوق العاده لذتبخش است و یکی از تجربه های شیرین شوتر نقش آفرینی اول شخص را برای شما رقم می زند. البته که پر واضح است انجام بازی به صورت همکاری با دوستان بسیار بسیار جذاب تر از تک نفره بازی کردن است. Borderlands موفق شده است تا در بخش گیم پلی کاملا شایسته و قدرتمند عمل کند و تبدیل به یکی از برترین شوترهای نقش آفرینی تاریخ گردد.

4 بسته الحاقی بسیار بسیار پر محتوا برای بازی… کمتر بازی مانند این سری دارای دی ال سی های بسیار طولانی و پر محتوا است

صدا گذاری بازی بسیار عالی انجام شده است و چه در بخش صداهای محیطی و چه در زمینه صداپیشگی شخصیت ها شاهد یک بازی قدرتمند هستیم. شخصیت های عجیب و غریب بازی به بهترین و حرفه ای ترین شکل ممکن صداگذاری شده اند و حتی نوع حرف زدنشان هم در عجیب تر نشان دادن آنها بسیار تاثیر گذار است و صداپیشگان کار فوق العاده ای را به انجام رسانده اند. همینطور صداهای محیطی در بازی و صداهای هیولاها و شلیک سلاح ها و .. نیز بسیار عالی و جذاب در بازی قرار گرفته اند و شاهد یک بازی با کیفیت از لحاظ صوتی هستیم.

در زمینه موسیقی نیز وضعیت Borderlands به همین شکل است و شاهد موسیقی هایی منطبق با فضا و اتمسفر بازی هستیم. موسیقی های پخش شده در هنگام بازی کاملا در القای حس هیجان بیشتر و منتقل کردن حس حضور در یک دنیای عجیب و دیوانه، به شما کمک می کنند و با جو و اتمسفر بازی و مراحل مختلف آن دقیقا همخوانی دارند. در مجموع باید ازعان داشت که کار سازندگان بازی در بخش صداگذاری و موسیقی عنوان Borderlands بسیار عالی و قابل تحسین است و ایراد و اشکال خاصی در این زمینه در بازی مشاهده نمی شود.

همین قدر بدانید که چه با این سری آشنا باشید و چه نه، حیف است اگر در نسل هشتم این مجموعه کالکشن ارزشمند نسخه دوم و Pre Sequel را که برای پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان عرضه شده اند تجربه نکنید. همینطور اگر ویتا دارید نسخه دوم این سری یکی از برترین تجربه هایی است که می توانید داشته باشید.

با این وجود که این مقاله در مورد نسخه اول سری Borderlands است که فقط برای نسل ۷ موجود است اما با توجه به این که در نسل هشتم هستیم و برخی از شما که شاید تنها کنسول نسل هشتم را در اختیار داشته باشند و به این سری نیز علاقمند شده باشند، ندانند که مجموعه ای از این بازی در نسل هشتم ریمستر شده است، بد نیست که قبل از نتیجه گیری این مطلب در مورد نسخه اول، اشاره ای هم به کالکشن این سری در نسل هشتم داشته باشیم. در واقع اگر قصد رفتن به نسل ۷ و تجربه نسخه اول را ندارید می توانید کالکشن ارزشمند نسخه دوم و Pre Sequel با نام Borderlands Handsome Collection را که با بهبود گرافیکی و تمامی بسته های الحاقی آنها برای نسل ۸ عرضه شده است تجربه نمایید. به واقع باید گفت یکی از ارزشمندترین کالکشن های ریمستر شده برای نسل هشتم همین کالکشن Borderlands است که محتوای فوق العاده ای را در اختیارتان قرار می دهد و بازی کردن آن همواره لذتبخش است (باید اعتراف کنم به تازگی با توجه به تخفیف بسیار عالی که مدتی قبل برای این کالکشن قرار داده شد، Borderlands Handsome Collection را خریداری کرده و قصد شروع بازی کردن آن را دارم). حال که در مورد این مجموعه ارزشمند نسل هشتمی از این سری زیبا با شما صحبت کردیم زمان آن می رسد که جمع بندی و نتیجه گیری کاملی را در مورد بازی Borderlands انجام دهیم و با توجه به بررسی تک تک بخش های این عنوان به صورت مجزا، ارزش کلی این عنوان را بر اساس عملکردش بسنجیم.

کالکشن نسل هشتمی این سری مثلا دو باری دارد ولی به اندازه ۴ بازی محتوا دارد. باورتان می شود که هر یک از تصاویر زیر یک بسته الحاقی چندین ساعته با کلی محتوا برای نسخه دوم و Pre Sequel هستند که در کالکشن موجودند… یک مجموعه بی نهایت ارزشمند

Borderlands از آن دست بازی ها و نام هایی است که وقتی آن را تجربه کنید نه تنها تا همیشه نامش در ذهن شما حک خواهد شد بلکه به احتمال قریب به یقین طرفدار پر و پاقرص آن نیز خواهید شد و نسخه های بعدی آن را نیز دنبال خواهید کرد. Borderlands یک شوتر خاص است. یک شوتر از همه لحاظ خاص… همین که می گوییم شوتر نقش آفرینی، بازی را خاص می کند زیرا تعداد زیادی بازی در سبک شوتر اول شخص نقش آفرینی نداریم. دنیای بازی و فضای آن نیز خاص است و شبیه به هیچ دنیای دیگری از لحاظ اتمسفر نیست (منظور از نظر ظاهری نیست). شخصیت های بازی همگی بسیار خاص و عجیب و غریب هستند و Borderlands را بسیار جذاب تر از قبل کرده اند. سیستم سلاح های بازی و خلق تصادفی آن ها نیز بسیار خاص است و در کمتر عنوانی تا به امروز چنین سیستم بی نظیری از خلق سلاح ها که باعث به وجود آمدن صدها سلاح متفاوت از هم شود، دیده ایم. دشمنان روانی و هیولاهای وحشی بازی نیز خاص هستند و از روی هیچ بازی دیگری الگوبرداری نشده اند.

در حقیقت باید گفت Borderlands عنوانی است که سازندگان آن هنگام ساخت بازی هیچ عنوان دیگری را مد نظر و الگوی خود قرار نداده اند. Borderlands یک بازی به معنای واقعی “اریجینال” در زمان عرضه خود بود و یک فرنچایز با شخصیت منحصر به فرد در دنیای بازی های رایانه ای خلق شد. با توجه به این که عنوان Borderlands و به طور کلی این سری هرگز بر روی گرافیک واقع گرایانه و خیلی بالا تمرکز نداشته است و گرافیک آن سل شید است، پس زیاد تفاوتی ندارد که بازی مال نسل هفت است و یا هشت. بلکه به راحتی همین الان نیز می توانید نسخه اول را بازی کرده و بسیار بسیار لذت ببرید، زیرا که این عنوان بر اساس گیم پلی فوق العاده لذتبخش بنا شده است و گرافیک آن نیز در هر نسلی که باشیم زیباست. اگر با این سری آشنا نیستید شک نکنید که لذت بازی کردن عنوان نسل هفتمی Borderlands از اکثر شوترهای نسل ۸ یک سر و گردن بالاتر است مخصوصا با توجه به نقش آفرینی بودن آن.

 

 

1
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید