روح گیرهای تسخیر شده | نقد و بررسی Ghostbusters

۱۹ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰

تا به حال چندین عنوان بازی بر اساس سری Ghostbusters ساخته شده است. این سری که عمده محبوبیت خود را مدیون فیلم‌های کمدی دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی است. بازی‌های این سری نیز همانند فیلم‌هایش فضایی کمدی دارند و به عنوان بازی‌هایی مدعی عرضه نمی‌شوند و شاید موفق‌ترین نسخه این سری بازی نیز مربوط به عنوانی که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد، باشد. حال به مناسبت عرضه فیلم جدید این سری، بازی جدیدی نیز ساخته شده که در ادامه به بررسی آن می‌پردازیم…

—————————————–

Ghostbusters

قبل از شروع نقد کمی در مورد تاریخچه این سری توضیح می‌دهیم. تا به حال تعداد نه چندان کمی عنوان از این سری منتشر شده است. نسخه اول آن برای کنسول‌های Atari 2600، SEGA Master System، NES و بسیاری از کنسول‌ها و کامپیوترهای دیگر منتشر شده است. با توجه به این که آن زمان این سری محبوبیت بالایی داشت، این بازی نیز با استقبال کاربران مواجه شد و هر چند سایت‌ها و نشریات نقد بازی نمرات مختلفی به آن دادند. بازی بر روی یکی از پلتفرم‌ها تبدیل به یکی از عناوینی که بیش‌ترین بار به صورت غیرقانونی و Pirate انجام شده‌اند تبدیل شد. بازی تقریباً گیم پلی خیلی خاصی نداشت و باید یکی از چهار ماشین ابتدای بازی را انتخاب و مجهز می‌کردید و در نقشه‌ی بازی به پیدا کردن روح می‌پرداختید. بعد از آن یک نسخه با نام The Real Ghostbusters بر اساس انیمیشن این سری ساخته شد و سپس، بازی Ghostbusters II منتشر شد که تا حدودی از فیلم الهام گرفته بود. این بازی نیز با نمرات متفاوتی همراه شد و بعضی آن را پسندیدند و بعضی نیز به دلیل نیاز به تکرار زیاد بازی برای کسب مهارت در آن، نمرات پایینی به آن دادند. بعد از آن چندین نسخه برای کنسول‌های مختلف و موبایل عرضه شدند تا بالاخره در سال ۲۰۰۹ بازی Ghostbusters: The Video Game منتشر شد. این بازی شاید موفق‌ترین بازی این سری باشد که نمرات به نسبت خوبی دریافت کرد و به میانگین نمره ۷۹ درصد در سایت متاکریتیک دست یافت که با توجه به سبک و سیاق نه چندان جدی این بازی نمره خوبی است. این نسخه حتی توانست در چند زمینه در مراسم VGA نامزد دریافت جایزه شود و فروش خوبی نیز داشت و توانست بیش از ۱ میلیون نسخه بفروشد. فروش بیش از ۱ میلیون نسخه برای عنوانی که کمدی محسوب می‌شود واقعاً فروش خوبی است. بعد از عرضه این بازی، در سال ۲۰۱۱ یک DLC هم برای آن منتشر شد که اصلاً نتوانست به موفقیت این نسخه دست یابد و نمرات بسیار پایینی کسب کرد. حال حدود ۵ سال بعد از عرضه آن DLC به مناسبت اکران فیلم جدید این سری، بازی جدیدی برای آن ساخته و عرضه شده است که بدون هیچ پیشوند و پسوندی، تنها Ghostbusters نام دارد.

در مورد داستان، معمولاً بازی‌های و فیلم‌هایی که به صورت کمدی ساخته می‌شوند، داستان خیلی پیچیده‌ای ندارند و داستان بیش‌تر بهانه خلق صحنه‌های خنده دار در آن‌هاست. این بازی اما دیگر پا را فراتر گذاشته و تقریباً داستانی ندارد که بخواهیم آن را پیچیده بنامیم. با وجود این که بازی داستان خاصی ندارد اما اگر نمی‌خواهید هیچ چیزی از داستان آن برایتان فاش شود، می‌توانید ادامه‌ی این بند را نخوانید. کل داستان بازی در حد یک توضیح کوچک قبل از انجام هر مأموریت است که اطلاع می‌دهد جایی توسط ارواح تسخیر شده و بعد شما مأموریت می‌یابید که آن جا را پاک سازی کنید و در آخرین مرحله نیز Rowan که روح بد معروف این سری است و درون لوگوی سری Ghostbusters نیز می‌توانید او را مشاهده کنید، باز می‌گردد و باید او را شکست دهید. کل مدت روایت داستان بازی شاید چیزی حدود ۱۵ دقیقه در میان‌پرده‌ها باشد و به جز آن شما فقط باید روح و یک سری موجود دیگر را از بین ببرید و اصلاً داستان هم این میان اهمیت خاصی ندارد.

سری Ghostbusters از جمله بازی‌های کمدی محسوب می‌شود و طبیعتاً باید بازی تا حدودی خنده دار باشد. با این حال و با وجود بامزه بودن طراحی روح‌های بازی، شوخی‌های درون دیالوگ‌ها چندان جالب نیستند و شاید بعد از مدتی خسته کننده بشوند. به جز چند تا دیالوگ نسبتاً خوب، بقیه شوخی‌های بازی تا حد زیادی مربوط به این می‌شوند که شخصیت‌های بازی که در واقع روح گیر هستند یا دارند از ترس خود از یک مکان و موارد این چنینی حرف می‌زنند یا یک سری شوخی‌های بی‌مزه دیگر که با تهدید شخصیت دیگر ساکت می‌شوند. البته همان طور که گفتیم یک سری جمله جالب نیز در این میان پیدا می‌شود ولی به طور کلی بازی به عنوان یک Ghostbusters که اصالتاً کمدی است، نمی‌تواند حس خنده دار بودن را به عنوان یک بازی کمدی اصیل به شما منتقل کند و شاید خنده‌دارترین چیز در بازی، شکل و قیافه روح‌ها و زامبی‌ها و… باشد و اصلاً شوخی‌های خیلی خوبی در صحبت شخصیت‌ها مشاهده نمی‌شود.

تعداد بسیار زیادی زامبی در تصویر وجود دارند که همگی نیز به راحتی کشته می شوند

همان طور که در بالا گفته شد، داستان بازی در اصل شاید حدود ۱۵ دقیقه باشد و طبیعتاً انتظار نمی‌رود که در این میان شخصیت‌پردازی خیلی خوبی را شاهد باشیم. شخصیت‌هایی که در طول بازی کنترل آن‌ها را بر عهده دارید تقریباً چیزی به اسم شخصیت‌پردازی ندارند. صرفاً چهار روح گیر هستند که مشغول به کارند و چیز زیادی از ویژگی‌های شخصیتی آن‌ها و… در بازی گفته نمی‌شود که لااقل این شخصیت‌ها به یاد بازیباز بمانند. در این میان شخصیت‌هایی که به شما مأموریت می‌دهند، با وجود این که کلاً تنها در یک میان‌پرده حضور می‌یابند ولی از نظر شخصیت‌پردازی وضع بهتری نسبت به این چهار روح گیر دارند و معمولاً از صحبتشان می‌شود فهمید که در واقع چه جور آدمی هستند؛ البته این شخصیت‌ها هم کلاً در یک میان‌پرده سه چهار دقیقه‌ای حضور دارند و چند کلمه حرف زدن را نمی‌توان به‌منزله‌ی شخصیت‌پردازی در نظر گرفت.

از بحث داستان بازی که بگذریم؛ می‌رسیم به گیم پلی آن. این بخش بازی شاید اگر خوب بود می‌توانستیم یک سری از مشکلات بازی را نادیده بگیریم ولی این بخش نیز نه تنها خوب نیست، بلکه فوق‌العاده بد است! شاید اگر دو مرحله‌ی اول بازی را انجام دهید، به نظرتان بازی خیلی بد نباشد و بازی جالبی به نظر برسد اما چیزی که در آن اول نمی‌دانید این است که تمامی مراحل بازی که چیزی بیش از ۱۰ مرحله هستند، درست مانند همین مرحله اول هستند.

به شکل اتاق ها نگاه کنید … چنین طراحی مرحله و نقشه ای مدام در بازی تکرار می شود و بار ها با مکان های مشابه برخورد خواهید کرد که فوق العاده بازی را خسته کننده می کند

به طور کلی کاری که در بازی انجام می‌دهید این است که در محیط خسته کننده بازی قدم می‌زنید، با تعدادی دشمن رو به رو می‌شوید، آن‌ها را به راحتی شکست می‌دهید، یک سری علائم را روی زمین با دستگاه مخصوص روح گیرها پیدا می‌کنید، دوباره با همان دشمنان رو به رو می‌شوید و… شاید در خیلی از بازی‌ها شخصیت‌ها قدم بزنند و دشمن را شکست دهند ولی قطعاً در این دشمنان تنوعی وجود دارد، بعضی چالش خاصی برای بازیباز ایجاد می‌کنند، روش‌های خاص خود را دارند و به طور کلی هر کدام طوری طراحی شده‌اند که باعث نمی‌شوند بازی خسته کننده شود. با این حال دشمنان این بازی اصلاً این طور نیستند، هیچ چالش خاصی ایجاد نمی‌کنند و بعد از چند بار قدم زدن در محیط بازی، می‌بینید که دقیقاً با همان نوع دشمنان قبلی و در محیط‌هایی کاملاً مشابه دست و پنجه نرم می‌کنید. بازی به سرعت از مرحله ۴ به بعد خسته کننده می‌شود و می‌فهمید که قرار است در این بازی، صرفاً یک روند خاص مدام تکرار شود و باید بدانید که قرار هم نیست این روند تا آخر بازی متوقف شود و مدام با همان چالش‌های قبلی و خسته کننده مواجهید.

کلاً چند کار خسته کننده در بازی باید انجام دهید و این کارها در جای‌جای مراحل بازی مدام تکرار می‌شوند. یکی این که به دشمنان بازی که هیچ گونه چالش خاصی ندارند شلیک کنید تا از بین بروند. روی زمین را با دستگاه مخصوص بگردید که علائم خاصی مشخص شود. روح‌هایی را که قدرت بالاتری دارند چند دور با دستگاه پروتونی شخصیت‌ها بگیرید و به زمین بکوبید و در نهایت این روح‌ها را با یک تله مخصوص روح گیر و با فشار دادن متمادی یک کلید (در کیبورد کلید F) به دام بیندازید. کل بازی در همین خلاصه می‌شود و این روند به قدری در بازی بدون هیچ چالش خاصی و با دشمنان یکسان تکرار می‌شود که واقعاً بعد از ۱ ساعت اولیه بازی کردن از بازی خسته می‌شوید. در این میان هر دو مرحله یک باس فایت هم وجود دارد که به جز یکی از باس های معمول بازی و باس نهایی آن، هیچ کدام تنوع خاصی ندارند و تنها شکل ظاهری‌شان با هم فرق می‌کند. در اصول مبارزه با باس ها هم هیچ تفاوت با هم وجود ندارد و همگی به نوعی یکی از همان روح‌های قوی هستند و مکانیزم شکار آن‌ها کاملاً مشابه همان روح‌های قوی هر مرحله است و تنها کمی وقت گیرترند. نکته‌ای هم که وجود دارد نبود تنوع اسلحه در بازی است که کلاً می‌توان گفت در بازی پنج اسلحه با عملکرد تقریباً مشابه و تنها شکل متفاوت وجود دارد که یکی مخصوص روح گیری و بقیه هم برای شکست دادن دشمنان معمولی است و هر سلاح هم مختص یک شخصیت است و طبیعتاً هر مرحله باید از اول تا آخر با یک سلاح طی شود. این موضوع باعث می‌شود که هیچ گونه تنوعی در مبارزات بازی وجود نداشته باشد.

به دام انداختن یکی از روح های قوی تر بازی

تنوع دشمنان هم در بازی اصلاً خوب نیست. دشمنان معمولی هر یکی دو مرحله کاملاً مشابه یکدیگرند و دشمنان مراحل بعدی هم تنها کمی در ظاهر تفاوت می‌کنند و به جز یکی دو مورد عملکردشان کاملاً مشابه دشمنان مراحل قبلی است. هیچ گونه تنوعی در سبک مبارزه دشمنان به جز یکی دو مورد وجود ندارد و همان سه مرحله اول بازی را که انجام دهید، می‌توانید مطمئن باشید که در مراحل بعدی نیز با همین دشمنان و با کمی تغییرات ظاهری رو به رو خواهید بود. این موضوع نیز از موارد دیگری است که باعث می‌شود اصلاً تمایلی برای ادامه بازی نداشته باشید و بازی فوق‌العاده خسته کننده جلوه کند.

چیزی به نام هوش مصنوعی هم عملاً در بازی وجود ندارد. به طور کلی دشمنان به محض دیدن شما یا یکی دیگر از اعضای تیم به سمت او هجوم می‌برند و بعضی هم که به راحتی از بین نمی‌روند در طول زمان به هر کسی که در حال حمله به او باشد حمله کرده و به بقیه کاری ندارند. هیچ گونه چیزی نظیر هوشمندی و برنامه ریزی برای حمله و… در دشمن وجود ندارد و کل اصول حمله دشمنان بر مبنای حمله به کسی است که زودتر دیده‌اند. یاران خودی هم هوش مصنوعی جالبی ندارند و خیلی از مواقع در حالی که می‌خواهند شخصیت شما را احیا کنند و در حالی که کنارتان هستند چند لحظه بی دلیل مکث می‌کنند. در زمینه انتخاب دشمنی که بهتر است به آن شلیک کنند نیز توانایی‌شان بسیار پایین است و آن‌ها نیز از رویه نزدیک‌ترین دشمن استفاده می‌کنند و سعی نمی‌کنند به دشمن سختی که شما هدف گرفته‌اید شلیک کنند تا روح‌های قوی‌تر سریع‌تر نابود شوند. در زمینه پرتاب کردن نارنجک نیز کاملاً بی‌هدف کار می‌کنند و به محض دیدن دشمن نارنجک را پرتاب می‌کنند و اصلاً سعی برای پیدا کردن محل تجمع برای آسیب رسانی بیش‌تر ندارند. به طور کلی در زمینه هوش مصنوعی اصلاً با بازی خوبی طرف نیستیم و چه یاران خودی و چه دشمنان، هوش مصنوعی بسیار پایینی دارند.

برای به دام انداختن نهایی یک روح باید به سرعت یک دکمه ی خاص را فشار دهید

تنها چیزی که شاید کمی گیم پلی بازی را بهتر کند، انجام آن به صورت چندنفره و همراه دوستان است. هر چند در این حالت هم احتمالاً گیم پلی فوق‌العاده کسل کننده بازی شما را از آن خسته کند ولی با این حال بازی با افراد دیگر و رقابت برای شکار دشمنان و روح‌های بیش‌تر کمی بازی را قابل تحمل می‌کند، هر چند با این وجود بازی‌های بسیار بهتری در زمینه چندنفره همکاری وجود دارند و هیچ دلیلی برای انتخاب این عنوان با این همه ایرادات عجیب و غریب وجود ندارد.

بعد از تمام کردن بازی نیز می‌توانید یکسری مراحل را به صورت Remix انجام دهید که البته انجامشان اصلاً هیجان خاصی ندارد و به هیچ وجه جذابیت بیش‌تری ندارند و احتمالاً بعد از تمام کردن این بازی خسته کننده هیچ گونه رغبتی برای انجام دوباره این مراحل نخواهید داشت.

برای شخصیت‌های قابلیت ارتقا دادن نیز در نظر گرفته شده است و با بالارفتن لول هر شخصیت، می‌توانید کمی توانایی‌های او را بهبود ببخشید. با این وجود به جز یکی دو توانایی بقیه کلاً جنبه نمایشی دارند و اصلاً ارزش ارتقا دادن را ندارند. بازی به طور کلی اصلاً سخت نیست و بدون هیچ گونه ارتقایی هم نهایتاً با کمی مدت زمان بیش‌تر بازی به اتمام می‌رسد. به نظر سازندگان تنها برای خالی نبودن عریضه این قابلیت را به بازی اضافه کرده‌اند و به هیچ وجه ارتقا دادن شخصیت‌ها باعث جذابیت بازی نشده است.

طراحی مراحل بازی نیز مانند بخش‌های دیگر آن بسیار بد است. شکل حرکت در محیط بعد از مدتی تکراری می‌شود و با محیط‌های تکراری و یک شکل رو به رو می‌شوید طوری که اصلاً نمی‌دانید سازندگان چه اصراری در تکرار کردن محیط‌ها در بازی داشته‌اند و چه الزامی برای طولانی‌تر کردن بیهوده‌ی مراحل وجود داشته است. وقتی از اول تا آخر به یکسری مکان‌های یک شکل نهایتاً با یک اتاق اضافه‌تر بروید و با دشمنان یکسان رو به رو شوید، کاملاً درک می‌کنید که خسته کننده بودن بازی و طراحی بد مراحل به چه معناست و چه بسیار بازی‌هایی وجود دارد که نمرات پایینی می‌گیرند ولی در مقابل چنین اثری شاهکار محسوب می‌شوند!

در بخش ارتقای شخصیت به جز یکی دو مورد، بقیه صرفا جنبه تزئینی دارند و زیاد کاربرد ندارند

از بحث گیم پلی بد بازی که بگذریم به گرافیک آن می‌رسیم. از نظر فنی گرافیک بازی وضعیت بدی ندارد ولی اصلاً چیز جدیدی هم برای ارائه در آن وجود ندارد و صرفاً گرافیک بازی را از بعد فنی می‌توان قابل تحمل توصیف کرد. هر چند جزئیات خیلی زیادی در شخصیت‌ها و… وجود ندارد ولی به دلیل شیوه قرارگیری دوربین بازی خیلی این موارد آزاردهنده نمی‌شوند. گرافیک هنری بازی نیز در یک زمینه نسبتاً خوب و در زمینه دیگر افتضاح است. در زمینه شکل‌های طراحی شده برای دشمنان خوب است و از نظر ظاهری روح‌ها و زامبی‌ها و… طراحی بامزه و خنده داری دارند که شاید تنها نکته مثبت واقعی بازی نیز همین موضوع باشد. از سوی دیگر شکل ظاهری محیط‌های بازی فوق‌العاده تکراری و بدون تنوع است و به خصوص با سپری شدن بیش‌تر اوقات بازی در محیط‌های تاریکی مانند قبرستان و خانه‌های روح گرفته و… این وضعیت افتضاح در زمینه طراحی ظاهری محیط‌ها بیش‌تر به چشم می‌آید. این موضوع تأثیر خیلی زیادی در خسته کننده بودن بازی داشته است و شاید اگر وضعیت ظاهری محیط‌های بازی تا این حد بد و تکراری نبود، بازی از چیزی که الآن هست قابل تحمل تر می‌شد. از نظر پرفرمنس خوشبختانه بازی مشکلی ندارد و فشار بی دلیل به دستگاه وارد نمی‌کند. هر چند این موضوع نقطه‌ی قوت محسوب نمی‌شود و اگر با این وضع متوسط گرافیک فنی بازی با مشکلات پرفرمنس رو به رو بودیم باید سازندگان را سرزنش می‌کردیم و پرفرمنس فعلی بازی را نمی‌توان نقطه قوت حساب کرد.

معمولاً کمتر پیش می‌آید که به موسیقی‌های یک بازی ایراد جدی وارد باشد ولی این بازی در این زمینه نیز چیزی بهتر از افتضاح نیست. در بخش‌هایی که با دشمن درگیر نیستید، مدام یک موسیقی تکراری پخش می‌شود و به طرز وحشتناکی این موسیقی در تک‌تک مراحل بازی یکسان است. تنها در مبارزات موسیقی بازی عوض می‌شود و باز هم این موسیقی در تک‌تک مبارزات یکی است و آن قدر این آهنگ‌های تکراری پخش می‌شود که ممکن است ترجیح بدهید کلاً صدای بازی را غیرفعال کنید و بدون صدا به انجام آن بپردازید. تنها زمانی که موسیقی بازی تغییر جدی می‌کند در هنگام باس فایت هاست که آن هم مدت زیادی به طول نمی‌انجامد. در کل می‌توان گفت که موسیقی بازی نیز چیزی در حد افتضاح است و تمام تلاش خود را می‌کند تا بازی را از آن چیزی که هست خسته کننده تر و تکراری‌تر بکند.

پیدا کردن این علائم روی زمین در طول بازی بسیار خسته کننده می شود

وضع در مورد صداگذاری نیز بهتر نیست. در زمینه صداگذاری شخصیت‌ها مشکل چندانی وجود ندارد و ایراد زیادی به این بخش وارد نیست ولی در زمینه صداهای موجود در محیط باز هم بازی با مشکل تکراری شدن رو به روست. سلاح‌های بازی تنوعی ندارند و از این رو مدام صدای یکسانی دارند که خیلی زود خسته کننده می‌شود. بیش‌تر دشمنان بازی نیز صداهای مشابه با هم دارند و همین موضوع نیز باعث تکراری شدن بازی می‌شود. به طور کلی تمامی عوامل این بازی دست به دست هم داده‌اند تا آن را تبدیل به تجربه‌ای فوق‌العاده تکراری و خسته کننده بکنند و در این زمینه نیز کاملاً موفق عمل کرده‌اند!

در نهایت باید به قیمت‌گذاری فوق‌العاده بد بازی اشاره کنیم. شرکت Activision این بازی را که به معنای واقعی کلمه خسته کننده است و می‌توان آن را افتضاح نامید با قیمت ۵۰ دلار (۴۹٫۹۹ دلار) عرضه کرده است. Activison دیگر رویش نشده که قیمت را ۶۰ دلار و اندازه‌ی بازی‌های AAA بکنند و صرفاً آن ۱۰ دلار را هم به صورت نمایشی کم کرده است! احتمالاً سازندگان خود کاملاً مطلع بودند که چه افتضاحی ساخته‌اند و می‌دانستند که طبیعتاً افراد خیلی کمی حاضر به خرید بازی خواهند شد، از این رو قیمت بالایی برای آن تعیین کردند تا لااقل از این طریق این کمبود خریدار را جبران کنند. تجربه‌ی این بازی حتی به صورت رایگان هم بسیار بد و خسته کننده است و با هر قیمتی هم که عرضه شود، کلی بازی شاهکار و عالی با آن قیمت می‌توان پیدا کرد و هیچ دلیلی برای خرید این بازی وجود نخواهد داشت. بازی‌های خیلی عالی و بزرگی وجود دارند که کمتری از ۱۵ دلار قیمتشان است و Ghostbusters با قیمت ۵۰ دلاری خود به طور کامل صنعت بازی‌سازی و سیستم قیمت‌گذاری در آن را مسخره کرده است! دقت کنید که مسئله این نیست که شاید خیلی‌ها این بازی را به صورت کرکی بازی کنند و کسی قیمت واقعی‌اش را نپردازد. مسئله این است که Activision با در نظر گرفتن چنین قیمتی به طور کلی به صنعت بازی‌سازی و زحمات سازندگانی که بازی‌های باکیفیت را با قیمت خوب ارائه می‌کنند توهین کرده است. این کار شرکت Activision حتی توهینی به Call of Duty است که توسط خود این شرکت عرضه می‌شود؛ یعنی واقعاً تفاوت قیمت این دو بازی باید ۱۰ دلار باشد؟!

نتیجه‌گیری نهایی:

در یک کلام باید گفت که سطح کیفی این بازی بسیار پایین است و بعد از یک ساعت بازی بسیار خسته کننده و تکراری خواهد شد. گیم پلی آن هیچ گونه تنوعی ندارد. طراحی محیط‌های آن بسیار بد و خسته کننده است. موسیقی بازی مدام تکرار می‌شود و اعصابتان را خرد خواهد کرد. تقریباً داستانی در بازی وجود ندارد و کلاً این بازی کلکسیونی از عناصر خسته کننده است. حتی اگر طرفدار سری Ghostbusters هستید هم این بازی احتمالاً خاطرات خوب گذشته‌تان از این سری را خدشه دار خواهد کرد. به طور کلی تجربه‌ی این بازی را نمی‌توان به هیچ کسی توصیه کرد مگر این که واقعاً می‌خواهید بدانید یک بازی خسته کننده چه گونه است.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید