کوزه های یونانی | نقد و بررسی Apotheon

۳۰ فروردین ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۹

تاریخ اسطوره ای یونانی، از آن موضوعاتی است که درون مایه داستانی بازی های مختلفی قرار گرفته است. تعدادی از این بازی ها نظیر سری god of War توانسته اند به موفقیت های چشمگیری دست یابند. شرکت مستقل Alientrap نیز یک عنوان اکشن پلتفرمر با الهام گیری از اساطیر یونانی با نام Apotheon ساخته است که در ادامه به بررسی این عنوان می پردازیم…

اول از همه به داستان بازی می پردازیم. بازی درباره شخصیتی به نام Nikandros (نیکاندروس) است. او یک انسان معمولی است که شهر و سرزمینش مورد حمله قرار گرفته و به همین دلیل و طی وقایعی، با Hera، یکی از الهه های یونانی و همسر زئوس، آشنا می شود. او با دستور هرا، تصمیم به بدست آوردن تعدادی از اشیا و وسایل مهم خدایان یونانی می گیرد و به سراغ آنان می رود. از آن جایی که خدایان یونانی حاضر نمی شوند به همین راحتی وسایل اصلی شان که بخش اعظم قدرت آنان در این اشیا نهفته است را به او بدهند، او نیز همانند کریتوس در بازی god of War، به نوعی تصمیم به سلاخی کردن این خدایان می گیرد. البته او در این میان با افرادی که با او نجنگند کاری ندارد ولی، خدایانی را که وسایلشان را در اختیار او قرار ندهند، یک به یک از دم تیغ می گذراند و همین موضوع، باعث خشم زئوس می شود…

بازی از داستان خیلی قوی و با کیفیتی بهره نمی برد و صرفا، داستان کلیشه ای این عنوان که می توان کلیت آن را تقلیدی از عنوان god of War دانست، به هیچ وجه نمی تواند از سطح متوسط بالاتر برود. داستان Apotheon صرفا بهانه ای برای انجام آن است و نمی توان ارائه داستان را هدف اصلی بازی دانست.

مطمئنا یکی از نکاتی هم که در این مورد حائز اهمیت است، توانایی کشش داستان بازی برای نگاه داشتن مخاطب همراه بازی تا انتها است. موضوع کلی بازی جذابیت لازم را برای جذب و نگاه داشتن بازیباز دارد ولی شروع آن، چندان که باید و شاید، شما را علاقه مند به ادامه ی بازی نمی کند و حتی خود من، در ابتدا چند بار از ادامه ی بازی منصرف شدم که البته در صورتی که به انجام آن ادامه دهید و وارد نیمه دوم بازی شوید، صرفا به خاطر شیوه مبارزه و شکست خدایان بعدی بازی هم که شده، پای بازی خواهید ماند و به نوعی نیمه دوم بازی، می تواند آن کشش لازم را برای شما فراهم کند ولی عدم جذابیت اوایل بازی و داستان سطحی، می تواند مخاطب را در همان اول راه از بازی براند که نکته چندان مناسبی نیست. خوشبختانه پایان بازی علیرغم سادگی آن، به اندازه کافی جذاب هست و غافلگیری خاص خودش را هم دارد که در این جا، به این غافلگیری اشاره ای نمی کنیم ولی اگر می خواهید قبل از رسیدن به آن، متوجه واقعه ی آخر بازی بشوید، پیشنهاد می کنم معنی کلمه Apotheon را در اینترنت جستجو کنید تا بفهمید قرار است چه اتفاقی بیفتد.

شخصیت پردازی بازی هم در سطح متوسطی قرار دارد و هر چند به خصوصیات اسطوره ای خدایان یونانی به خوبی پرداخته شده است، ولی دلچسب نبودن شخصیت نیکاندروس، باعث کاهش کیفیت این بخش شده است. در خصوص شخصیت نیکاندروس، تقریبا احساس می کنید با یک سرباز معمولی رو به رو هستید که تصمیم گرفته خدایان یونانی را بکشد و همین طور دارد به این کار ادامه می دهد و هیچ گونه حس خاصی هم ندارد.

اما قطعا اولین چیزی که توجه بازیباز را به خود جلب می کند، نه داستان بازی بلکه گرافیک آن است. گرافیک بازی به سبک نقاشی های یونانی قدیمی طراحی شده است. مطمئنا اگر کوزه های سفالی یونانی را دیده باشید، در همان نگاه اول به بازی، یاد تصاویر نقش بسته بر روی این کوزه ها می افتید؛ زمینه قرمز-زرد و شخصیت های سیاه، بی شک با الگو برداری از چنین تصاویری ساخته شده است.

تصویر یکی از مبارزات بازی _ در Apotheon با نبرد هایی بسیار شلوغ تر از این نبرد رو به رو خواهید شد

 

این ساختار گرافیکی را می توان جزو نکات مثبت بازی دانست. طراحی های هنری بازی واقعا خوب از آب در آمده اند و باعث افزایش جذابیت بازی شده اند. سازندگان موفق شده اند این ساختار خاص را با وجود این که امکان بوجود آمدن مشکلات گرافیکی بسیار زیاد نظیر در هم رفتن اشیا و… وجود داشت، به خوبی پیاده سازی کنند و از پس این چالش بربیایند. افکت های خون هم در بازی به خوبی طراحی شده اند و کشتن دشمنان زیاد عموما با خون فراوانی همراه است که باعث افزایش هیجان بازیباز می شود. علاوه بر این موضوعات، عدم وجود بار سنگین پردازشی بر روی کارت گرافیک، باعث می شود که این بازی توسط اکثر سیستم ها با بالاترین کیفیت قابل اجرا باشد و مشکل خاصی از نظر بهینه سازی بازی دیده نمی شود.

این ساختار گرافیکی به کمک گیم پلی بازی هم آمده است و شاید کل بخش های پلتفرمینگ بازی که باید از سکویی به روی سکوی دیگر بروید و یا از موانع خاص مانند تبر های گردان و… فرار کنید، بدون این سبک هنری، چندان جالب از آب در نمی آمد و خیلی معمولی جلوه می کرد. با این حال، سازندگان بازی توانسته اند با استفاده از این گرافیک و یک طراحی مرحله (Level Design) خوب، تجربه پلتفرمینگ خوبی را برای بازیباز پدید آورند و اگر سازندگان چنین تعادل خوبی را بین طراحی مرحله و سبک گرافیکی بازی برقرار نمی کردند، بازی از یک عنوان خوب، تبدیل به یک فاجعه می شد.

نقشه کلی بازی طراحی جالبی دارد

 

مطمئنا در چنین بازی ای که موضوع اصلی بر روی کشتن خدایان یونانی است، سیستم مبارزه نیز نقش اساسی پیدا می کند. سیستم مبارزه بازی کمی با عناوین دیگر این سبک فرق دارد و شباهت های زیادی به عناوین نقش آفرینی دارد و با وجود این تلفیق سبکی، از کیفیت خوبی برخوردار است. شما به طور کلی، سه نوع آیتم برای حمله دارید: سلاح تن به تن، سلاح دوربرد و آیتم های پرتابی.

در بخش سلاح های تن به تن، با انواع اقسام سلاح از شمشیر و خنجر گرفته، تا گرز و نیزه و حتی چماق، رو به رو هستید. هر کدام از این وسایل نیز ویژگی خاص خود را دارند و برای کار خاصی مناسب هستند. مثلا یک سلاح مثل گرز برای ضربه زدن به سر دشمنان مناسب است و سلاح های رده ی نیزه، برای ضربه هایی از فاصله ی نسبتا دورتر. البته در این میان، هر کدام از این سلاح ها انواع گوناگونی دارند که هر کدام از ویژگی های خاصی بهره می برند. مثلا بعضی نیزه ها، بسیار طویل تر از نیزه های دیگر هستند و به شما امکان ضربه زدن از فاصله های خیلی دورتر را نیز می دهند ولی در عوض سرعت پایین تری داشته و کنترلشان سخت تر است، علاوه بر این، سلاح های افسانه ای نیز در بازی وجود دارند که از قدرت بالاتر و توانایی های ویژه ای برخوردار هستند؛ مثلا شمشیر های آتشینی در بازی وجود دارد که با ضربه به دشمنان، آنان را به آتش کشیده و در زمان مشخصی به آنان آسیب وارد می کند. با همه ی این ها، در بین سلاح های این بخش، آیتم های بخش نیزه کمی قوی تر از سایر سلاح ها درست شده اند و همین موضوع می تواند باعث کاهش استفاده از بقیه سلاح ها بشود ولی نمی توان این موضوع را نکته منفی دانست و اگر واقع گرایانه نگاه کنیم، در یک محیط دو بعدی، استفاده از یک نیزه با طول زیاد، برتری قابل توجهی بر یک شمشیر دارد.

سلاح های دوربرد هم با این که به نظر می آید تنوع کمی داشته باشند، ولی با این حال از تنوع خوبی برخوردارند. علاوه بر سلاح رایج تیر و کمان، با سلاح هایی نظیر فلاخن و زوبین و حتی تبر های پرتابی (تیشه یا Hatchet) نیز رو به رو خواهید بود. هر کدام از این سلاح ها نیز انواع مختلفی دارند. مثلا نوع خاصی از تیرها وجود دارند که در صورت استفاده به جای یک تیر، سه تیر پرتاب می کنند و یا بعضی از فلاخن ها، از سنگ های آتشین استفاده می کنند و…. علاوه بر این، استفاده ی زیادی از سلاح های دوربرد در معما های بازی می شود و نکته ی جالب هم فرق اثر این سلاح ها در این معماها است. مثلا تیری که از کمان در جهت عمودی رها می شود، به احتمال زیاد به سقف برخورد خواهد کرد و امکان برخورد و اصابت تیر به یک شی که در پشت دیوار نسبتا بلندی قرار دارد، وجود ندارد حال آن که با استفاده از زوبین می توان این مشکل را برطرف نمود. همین مسئله باعث ایجاد یک نوع معماهای خاص در بازی شده است که باعث بالارفتن جذابیت بازی می شود.

آیتم های دسته ی آخر هم بیش تر آیتم های انفجاری و تله ها هستند. بیش ترین آیتمی که در این بخش با آن سر و کار دارید، Greek Fire است که نقش بمب را در بازی ایفا می کند. این آیتم علاوه بر این که در نابود کردن دشمنان به درد می خورد، خیلی در سیستم گشت و گذار بازی به کار می آید. خیلی از مناطق بازی دارای راه های مخفی هستند که مسیرشان توسط یک دیوار سست پوشانده شده است و استفاده از این آیتم برای از بین بردن دیوار و باز کردن مسیر می تواند موثر واقع شود. همین موضوع وجود راه های مخفی، باعث افزایش گستردگی بازی شده است و بر ارزش ادامه ی بازی بعد از تمام کردن آن می افزاید.

بخش های مختلف و جالبی برای افزایش تنوع به بازی اضافه شده است

 

علاوه بر این آیتم های تهاجمی، در دست دیگر شخصیتتان، می توانید سپر و یا مشعل نیز قرار بدهید. مشعل که طبیعتا برای روشن کردن محیط های تاریک استفاده می شود. اما سپر ها، جدا از این که نقش تدافعی را ایفا می کنند، اما انواع خاصی از آن ها می تواند کار های دیگری نیز انجام دهد. مثلا نوع خاصی از سپر می تواند محیط را روشن کند و یا یک سپر به نام Mirror Shield می تواند تیر و آیتم پرتاب شده به سمت شما را به سمت دشمن باز گرداند. جدا از سپر، یکی از مکانیک های خوبی که باعث افزایش تنوع بازی شده است، از بین رفتن سلاح ها بعد از استفاده است. به این ترتیب، شما وادار خواهید شد که از سلاح های متنوعی استفاده کنید و همین موضوع، جلوی خسته کننده شدن بازی را تا حدودی می گیرد.

 

تا به حال در مورد سلاح های بازی حرف زدیم ولی خود گیم پلی بازی را در بخش مبارزات توضیح ندادیم. پایه اصلی مبارزات بازی بر پایه دفاع توسط سپر و سپس حمله است. اما سیستم حمله ی بازی روش خاص خود را دارد. با تعیین جهت حمله ی سلاح (در نسخه کامپیوتر، توسط موس)، شما می توانید به نقطه ی مورد نظر ضربه وارد نمایید. همین موضوع تعیین جهت حمله باعث بوجود آمدن نکته ی خاصی در مورد دشمنان بازی شده است و آن هم تفاوت اعضای مختلف دشمن در برابر حمله است. کارساز ترین ضربه، ضربه ای است که به سر دشمن اصابت کند. به این ترتیب آنان آسیب زیادی می بینند و خیلی از دشمنان را می شود به این روش به طور کامل نابود کرد. همین نکات ساده، باعث شده اند که سیستم مبارزه ی بازی پیچیده تر از خیلی از بازی های این سبک باشد و باعث تفاوت و تمایز این عنوان نسبت به دیگر عناوین می شود.

مهم ترین ایراد بازی نیز در همین مبارزه ها و موارد پلتفرمینگ و… جلوه می کند و آن هم کنترل بازی است. اگر بتوانید همان ابتدا با سیستم کنترل بازی کنار بیایید، از آن لذت زیادی خواهید برد اما اگر نتوانید با سیستم کنترلی بازی که بخش اصلی آن تعیین جهت نگاه کردن و صورت شخصیت اصلی است، کنار بیاید، با مشکلات زیادی در بازی و به خصوص در بخش پلتفرمینگ و سکوبازی رو به رو می شوید. این ایراد به نوعی از گرافیک و فیزیک خاص بازی نشات می گیرد و سازنده نتوانسته که کنترل بازی را به اندازه ی کافی با گرافیک آن هماهنگ بکند. همین ایراد، آنقدر بزرگ است که می تواند باعث شود به کل قید ادامه ی بازی را بزنید.

در کنار این ایراد، یکی دیگر از مشکلات بازی، عدم تاثیر زیاد قدرت های کسب شده توسط کشتن خدایان است. شما مطمئنا انتظار دارید که با کشتن هر یک از خدایان، قدرتی ماورایی و در حد قدرت های آن شخصیت بدست آورید اما اصلا این طور نیست و در اکثر موارد، تغییر آن چنان تاثیر گذاری در بازی روی نمی دهد و نهایتا به افزایش میزان زره و چنین مواردی خلاصه می شود که اثر آن را نمی توان کاملا محسوس در گیم پلی احساس کرد. هر چند بازی در یک نقطه ی خاص تمامی این کم لطفی ها را به نوعی جبران می کند ولی از آن جایی که در ابتدای بازی چنین اتفاقی روی نمی دهد، به همین دلیل ممکن است کمی از کشتن باس های بازی مأیوس شوید.

اما در کنار این مشکلات، باید به مراحل جالب و متنوع بازی هم اشاره بکنیم. مراحل رسیدن به هر یک از خدایان یونانی و چگونگی کسب وسایل آن ها، بسیار متنوع طراحی شده است و هر مرحله، چالش های مختص به خود را دارد. مثلا در راه رسیدن به Hades و رفتن به جهان زیرین، باید از محیط هایی بسیار تاریک عبور کنید که بدون مشعل، تقریبا چیز خاصی از محیط دیده نمی شود و اگر از مشعل استفاده کنید، در مقابل دشمنان وسیله ای برای دفاع ندارید و همین موضوع باعث ایجاد چالش های خاصی در این مرحله می شود. یا مراحل بدست آوردن سپر Athena، نیز از مراحل بسیار خلاقانه ی بازی است که درون یک مازِ (هزارتو) چرخنده قرار می گیرید و باید با بدست آوردن کلید هایی خاص، از این ماز خارج شوید. برای بدست آوردن آن کلید ها هم معما های خاصی با استفاده از محیط طراحی شده است که بر تنوع مراحل می افزاید و هر یک نشان از طراحی مرحله ی خوب بازی دارند.

بخش مربوط به Hades _ البته با بخش های تاریک تر از این هم رو به رو خواهید شد

 

همه ی این هایی که گفتیم، مربوط به بخش تک نفره ی بازی می شد. بازی یک بخش Local رقابتی نیز دارد که می توانید با در اختیار داشتن دو کنترلر، به همراه دوستانتان به انجام بازی در میادین مختلف بپردازید. این بخش هر چند به اندازه ی بخش تک نفره ی بازی مهم جلوه نمی کند اما می تواند لحظات خوشی را در کنار دوستانتان برای شما فراهم کند و حضور این بخش را می توان یک نکته ی مثبت تلقی کرد.

همه ی این موارد در کنار هم باعث شده اند که با یک گیم پلی نوین، بدیع و خوب رو به رو باشیم که البته نقص هایی نیز دارد ولی تنوع و نوآوری های موجود در آن _در صورتی که با مشکلات کنترلی بازی کنار بیایید_ می توانند تجربه ی لذت بخشی را در میان عناوین پلتفرمر برای شما به ارمغان بیاورد.

از بحث گیم پلی که خارج شویم، به مبحث موسیقی بازی می رسیم. در زمینه موسیقی، با آهنگ های نسبتا حماسی و هماهنگ با حال و هوای بازی رو به رو هستیم. هر چند گاهی یک آهنگ چندین بار تکرار می شود اما به خاطر سبک زیبای اجرای آهنگ ها، احساس خستگی و تکراری شدن به شما دست نمی دهد.

علاوه بر موسیقی، باید به صداگذاری بازی هم اشاره کرد. برخلاف اکثر بازی های مستقل که از صداگذار برای دیالوگ های شخصیت ها استفاده نمی کنند و اکثرا دیالوگ ها را تنها به صورت متن نمایش می دهند، این بازی از صداگذار هم برای ایفای نقش شخصیت ها استفاده کرده است و جدا از کیفیت آن ها، همین اهمیت به استفاده از صداگذار توسط سازندگان بازی، نشان از این دارد که سازندگان در هیچ زمینه ای قصد کوتاهی نداشته اند و سعی کرده اند که در هر زمینه ای تا جای ممکن بهترین کیفیت را انجام بدهند. در مورد افکت های صداگذاری نظیر صدای اسلحه ها، آتش و… هم کیفیت مطلوبی را از این عنوان شاهد هستیم.

نتیجه گیری نهایی:

در کل و در نهایت، باید گفت Apotheon یک بازی خوب (و نه بیشتر) در سبک اکشن پلتفرمر است و توانسته با نوآوری های جدید خود و همین طور بهره گیری از پتانسیل اسطوره ای یونان، یک گیم پلی نوین و زیبا خلق کند، به علاوه طراحی مرحله ی خوب و همین طور تنوع بسیار بالا در شیوه انجام هر مرحله، از تکراری و خسته کننده شدن این عنوان جلوگیری کرده است. ضمن این که گرافیک خاص و منحصر به فرد بازی نیز شما را به انجام آن تشویق می کند. با این حال، اگر یک سری مشکلات در داستان و همین طور سیستم کنترلی بازی وجود نداشت، می توانستیم این عنوان را در سطح عالی حساب بکنیم ولی همین مشکلات باعث کاهش کیفیت محسوسی می شود و این عنوان را تنها در سطح خوب _و نه بالاتر_ نگه می دارد. به هر حال، اگر بتوانید با کنترل این بازی کنار بیاید، Apotheon می تواند تجربه ی خوب و لذت بخشی را برای شما رقم بزند.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید