در این مطلب به نقد و بررسی بسته الحاقی The Prisoner بازی Reanimal خواهیم پرداخت.

زمانی که صحبت از ساخت بسته الحاقی برای عناوینی مانند Reanimal می‌شود، روایتی نو و غوطه‌ور کردن بازیکن در اتمسفر جهان شناخته‌شده اثر، یکی از اولین و حائز اهمیت‌ترین موضوعات هستند. دنیایی رازآلود، پیچیده و مرموز، و طراحی مراحلی منسجم و یکپارچه با عناصر روایی، اتمسفر و جو سنگینی را بر تجربه حاکم کرده و بازیکن را درگیر جهان خود و مسائل مربوطه‌اش می‌کند. مشخصاً سایه این جو سنگین و حکم‌فرما، رفته‌رفته با پیشروی بازیکن کمرنگ‌ می‌شود، اما از طرفی خالقین اثر نیز به خلق محیط‌های متفاوت‌تر و طراحی مراحل روی می‌آورند و در مواردی هم موفق می‌شوند تا همچنان بازیکن را غرق در اتمسفر بازی نگه دارند. نکته مطرح و جالب توجه در مورد این ترفندها این است که اغلب تنها در طول یک تجربه واحد، یکپارچه و با ساختاری مشخص کارایی دارند و در شرایطی که بحث بسته الحاقی مطرح می‌شود چندان موفق ظاهر نمی‌شوند.

عنوان The Prisoner، برعکس رویه معمول عناوین مشابه که از سکوت و تاریکی آغاز می‌شوند، سقوط آزاد در دل آتش و هیاهوی میدان نبرد را نقطه شروع تجربه بازیکن قرار داده است. خالقین اثر با این انتخاب هوشمندانه و با روایت لایه عمیق‌تری از داستان و سوی دیگر این جهان عجیب و غریب، به سرعت بازیکن را اصطلاحاً Hook و درگیر دنیای خود می‌کنند.

بخش اول تجربه (پس از اتمام درگیری با اولین استاکر) را از لحاظ کیفی به جرئت می‌توان چندین پله بالاتر از سطح بازی اصلی دانست. در طراحی مراحل این بخش، شاهد استفاده از عناصر تعاملی گیم‌پلی در محیط برای روایت هستیم که به خوبی پیاده‌سازی شده‌اند و نقش بسیاری در ایجاد سوال و کنجکاو شدن بازیکن می‌شوند. در بازی اصلی، کارگردان با تمرکز هرچه بیشتر بر داستان و انسجام تجربه، تا حد ممکن از شاخ و برگ‌های گیم‌پلی و طراحی مراحل کم کرده و کامل آن‌ها را در خدمت روایت قرار داده بود.

در بخش تعقیب و گریز این چپتر، یکی از سینمایی‌ترین لحظات را تجربه خواهیم کرد. تعلیق و میزان اضطرابی که در حین تلاش برای برداشتن کلید در خروجی از سوی دیگر اتاق و پنهان شدن در یخچال و اجاق گاز آشپزخانه در حال سوختن، بازیکن تحمل می‌کند غیرقابل توصیف است. تجربه در کسری از ثانیه با شوک ورود استاکر به اوج تنش می‌رسد، تعلیق و استرس ایجاد می‌کند و با یک مبارزه تا حدودی قابل قبول و جذاب به پایان می‌رسد و دوباره در سکوت فرو می‌رود.

The Prisoner تا این قسمت عالی می‌درخشد، اما متاسفانه در همین‌جا متوقف می‌شود و فراتر از حد متوسط و انتظاراتمان نمی‌رود. این کنتراست و سقوط تجربه از نقطه‌ای بسیار عالی، ماحصل تعدادی اشتباه و مشکلاتی است که مهم‌ترین آن‌ها مسئله زمان بسیار محدود ۵۰ دقیقه‌ای تجربه است. مشخصاً در وهله اول، از جهت ارزش در برابر قیمت ۹.۹۹ دلاری و سرگرم‌کنندگی، ایرادی جدی به مقدار تایم‌پلی وارد است، اما نکته جالب توجه و موضوع مورد بحث ما، تاثیرگذاری این زمان محدود بر تجربه و مسئله پیشروی، عمق و ریتم داستان و Pacing گیم‌پلی است.

زمانی که با یک اثر مرحله‌ای روبه‌رو نیستیم و انسجام تجربه حرف اول را می‌زند، کم‌توجهی به هر کدام از عناصر، مخصوصاً زمان، عواقب جدی به همراه دارد و می‌تواند تجربه را تا مرز فروپاشی و از هم‌گسستگی پیش ببرد. همان‌طور که حذف یا کم شدن بخشی از یک موومان موسیقی کلاسیک یا سکانس و پرده‌ای از یک فیلم سینمایی خروجی را ناقص و مختل می‌کند، تجربه عناوین روایت‌محور مشابه که انسجام مهم‌ترین اصل آن‌ها محسوب می‌شود نیز با کوچک‌ترین تغییر در ساختار ممکن است دچار شکست بشود و فرو بریزد.

ساختار کلی تجربه Reanimal به این شکل است؛ جستجو و کشف محیط جدید، تلاش برای از میان برداشتن موانع، چالش‌های پلتفرمینگ، مبارزه، مخفی‌کاری و در نهایت تعقیب و گریز و درگیری بزرگ. این ساختار در قالب چندین چرخه با موتیف‌ها و المان‌های متفاوت تا پایان اثر تکرار می‌شد و در خدمت داستانی چندپرده‌ای قرار داشت. ترکیب و تلفیق این ساختار، طراحی مراحل و داستان‌گویی محیطی در نهایت چنین تجربه استانداردی را خلق کرده بود.

مشکل The Prisoner در عدم تکیه و پایبندی به این طراحی و ساختار کلی است. این‌که سازندگان به هر دلیلی تصمیم داشتند ۵۰ دقیقه تایم‌پلی با داستانی نصفه و نیمه را با قیمت ۱۰ دلاری بفروشند مهم نیست؛ مسئله اصلی خروجی از هم‌گسسته و ناقصی است که مخاطب را ۵۰ دقیقه معطل و در نهایت بلاتکلیف رها می‌کند. گویی خالقین اثر نه علاقه‌ای به روایت بخش‌های دیگر دنیای خود داشتند و نه تمایلی به طراحی مراحل عمیق‌تر، زیرا در این صورت می‌توانستند الگوی چپتر اول، که ریتم و تمپوی بالایی داشت، را توسعه و بسط دهند.

پس از چپتر اول، باقی تجربه صرف جستجو و کشف، پازل‌های معمولی و مبارزات ساده می‌شود تا دقایق پایانی بازی که کمی تنش و ریتم جان می‌گیرند. یکی از نکات افسوس‌برانگیز، عدم استفاده از ابتکارات گیم‌پلی اوایل بازی بود که در آن شما با رفتن داخل شکم اجساد تلپورت می‌کردید. این‌گونه انتخاب‌ها و المان‌های تعاملی در گیم‌پلی می‌توانند نقش بسیار مهم و عمیقی در درگیر کردن ذهن بازیکن با دنیا و قصه ایفا کرده و غوطه‌وری را بیشتر و عمیق‌تر کنند.

The Prisoner با همه بدی‌ها، در خلق اتمسفری غرق در وحشت و اضطراب بسیار خوش درخشیده است و جلوه‌های شنیداری در آن نقش بزرگی ایفا می‌کنند. سکوت و افکت‌های صوتی استاندارد و مهندسی‌شده، نقش اول‌های این موفقیت هستند. آهنگسازان با طراحی مناسب افکت‌های صوتی و موسیقی متن اتمسفریک و کارگردان با استفاده صحیح از آن‌ها در موقعیت مناسب، چنین فضایی را خلق کرده‌اند.

The Prisoner در جلوه‌های بصری نیز، به همراه دیگر جلوه‌های شنیداری، موفق عمل می‌کند و به موازات آن‌ها از تمامی المان‌های بصری برای خلق فضایی وحشت‌آلود و رازآلود بهره می‌برد. مهم‌ترین عنصر بصری در کنار طراحی کلی، رنگ‌آمیزی و میزانسن‌ها، نورپردازی فوق‌العاده مناسبی است که علاوه بر تاثیر زیبایی‌شناختی، در راهنمایی و هدایت بازیکن نیز بسیار موثر واقع شده است.

برخلاف دوربین بازی اصلی که در برخی موقعیت‌های معدود عملکرد مناسبی نداشت، در طول تجربه بسته الحاقی علاوه بر کمتر دیده شدن این نقص‌ها، شاهد هنرنمایی هرچه بیشتر دوربین هستیم. در میان تمام المان‌های بصری The Prisoner، دوربین و نورپردازی در کنار یکدیگر مهم‌ترین و کلیدی‌ترین عناصر به شمار می‌آیند. خلق قاب‌های استثنایی، کنترل توجه و تمرکز بازیکن بر عناصر روایی و گیم‌پلی و به‌طور کلی هدایت تجربه بازیکن، بسته به خروجی کیفی و میزان هماهنگی این دو المان بصری بوده و آن‌ها عملکرد بسیار مناسبی داشته‌اند.

Reanimal: The Prisoner

The Prisoner نه به دلیل داشتن مشکل یا نقصی جدی در روایت، طراحی مراحل، گیم‌پلی و جلوه‌های بصری و شنیداری و یا حتی مدت زمان اندک ۵۰ دقیقه‌ای و قیمت 9.99 دلاری، بلکه به خاطر ارائه تجربه‌ای ناقص و نصفه و نیمه، تا زمانی که ادامه آن ساخته نشود ارزش تجربه را ندارد. پیشنهاد می‌کنم تجربه این بسته الحاقی را که به صورت موردی از بازی اصلی بهتر ظاهر شده است، تا زمان انتشار ادامه داستان به تعویق بیندازید.


نکات مثبت:

  • جلوه‌های بصری باکیفیت و روایت مناسب از طریق المان‌هایی مثل قاب‌های زیبا و معنادار، میزانسن و عملکرد دوربین
  • جلوه‌های شنیداری متناسب با اتمسفری که به خوبی و در موقعیت‌های صحیح استفاده شده‌اند
  • اضافه شدن المان‌های گیم‌پلی جدید بسیار کارآمد و یکپارچه با روایت
  • روایت و کارگردانی درجه یک و دیدنی چپتر اول

نکات منفی:

  • ریتم نه‌چندان مناسب گیم‌پلی
  • ناقص بودن تجربه کلی
  • پلی تایم کوتاه ۵۰ دقیقه‌ای با توجه به قیمت 9.99 دلاری

7.5

این بازی روی PC تجربه و بررسی شده است

امیرعباس نصیرزادهPEDrooChristopherرضا حیدرعلیhadi 77ɪ ᴀᴍ Rango