چرا جیمز گان کارگردان فصل دوم سریال Loki نمی‌شود؟

2 آبان 1400 - 11:25
جیمز گان و سریال Loki

کارگردان قسمت سوم Guardians of the Galaxy یعنی جیمز گان، با کارگردانی فصل دوم سریال Loki در دیزنی‌پلاس، اقامت خود در دنیای سینمایی مارول را تمدید نخواهد کرد.

این سریال پرطرفدار به کارگردان جدیدی به جای کیت هرون (Kate Herron) که کارگردانی فصل اول را بر عهده داشت، نیاز دارد. یکی از کاربران توییتر که طرفدار سریال لوکی و جیمز گان (James Gunn) است، برای ارزیابی علاقه گان برای گرفتن جایگاه هرون سوال کرد. گان ضمن قدردانی از این ملاحظه پاسخ داد که قرار نیست در این سریال مشارکتی داشته باشد. گان توییت کرد:

[پیشنهاد شما] خیلی خوب است اما در حال حاضر مشغول هستم و مطمئنم که لوکی کارگردان مناسبی را پیدا می‌کند تا پا جای پای کیت بگذارد.

هرون توضیح داد که از ابتدا هم قرار او با مارول 6 قسمت بوده است و حتی قبل از پخش شدن خبر جدایی او از سریال هم به فکر فصل دوم نبوده است. او به خبرگزاری Deadline گفت:

من بازنمی‌گردم. برنامه‌ریزی من به گونه‌ای بود که تا همین‌جا کار کنم و اگر بخواهم صادق باشم فصل دوم به گونه‌ای خود به خود به وجود آمد و من واقعا هیجان‌زده هستم. من واقعا از این که فصل دوم آن را به عنوان یک طرفدار تماشا کنم، خوشحالم. اما فکر می‌کنم به کاری که اینجا انجام دادیم افتخار می‌کنم و برای آن تمام تلاشم را کردم. در حال کار کردن روی پروژه‌های دیگری هستم که هنوز اعلام نشده است.

او بعدا توضح داد که آن‌ها طوری با سریال لوکی برخورد کردند که انگار یک فیلم منحصربه‌فرد است. هرون در صحبت با خبرگزاری هالیوودریپورتر گفت:

من می‌گویم که وقتی به سریال لوکی پیوستم، قرار بود شش قسمت باشد. ما با این سریال مانند یک فیلم رفتار می‌کردیم و مانند یک فیلم آن را اجرا می‌کردیم. بنابراین، کارگردانی این شش قسمت بسیار زیاد بود و من تمام انرژی و هر آن‌چه که در روح و قلبم داشتم را برای این کار گذاشتم. من هرچیزی را که از مارول دوست داشتم در آن قرار دادم. بنابراین، از همان اول هم قرار من با مارول 6 قسمت بود.

در سریال Loki، تام هیدلستون (Tom Hiddleston) نقش لوکی را به عنوان یک شرور تغییریافته از سری فیلم‌های Avengers را بازی می‌کند. پس از این که TVA «سازمان واریانس زمانی» او را دستگیر می‌کنند، لوکی درگیر سوالاتی در مورد سرنوشت می‌شود و متوجه می‌شود یک قادر بزرگ جریان جهان را کنترل می‌کند. مایکل والدرون (Michael Waldron) سازنده و نویسنده این سریال می‌باشد.

منبع: Comicbook

برچسب‌ها: ، ، ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • John Ford گفت:

    سادست چون مزخرف بود.

    • yazdan azizi گفت:

      ممنون می شم اگر سریال رو دیدید بگید چرا مزخرف بود؟

      • John Ford گفت:

        داستان تکراری نداشتن شخصیت پردازی برای کاراکترها تیپ تغییر مثلا من یه چیزی می سازم میگم این قوی ترین یا حداقل قدرتمندترین وسایل تو قسمت بعد میگم این سنگ ها که از آبنبات چوپی هم ضعیفترن خسته کنندگی و عدم پیشبرد داستان نداشتن تمرکز روی داستان اصلی با وجود اینکه 6 قسمت بود بنظر من خسته کننده بود وارد کردن شخصیت هایی که فقط یک انعکاس از شخصیت اصلی هستن نداشتن تعادل روانی در سیلوی بر خلاف لوکی در حالی که هردو باید یکی باشند مهم نبودن داستان تمام سریال رنسیلر ویلین اصلی بود تا قسمت آخر که کنگ اومد و با یک قسمت اونو تبدیل به یک احمق کرد آب بستن دوباره مارول به قسمت های 2 تا 5 طبق معمول مارول فقط اول و آخر فیلماشو ببین می تونست روند سریال رو بیشتر طولانی کنه 10 قسمت مثلا ولی با حوصله به شخصیت ها و داستان بپردازه اینجوری مخاطب حداقل شاید به خاطر صرف برند بودن نمیدیش و به خاطر خود سریال میدیدش سریال به طور کلی یک لگد و کم اهمیت دادن به رویدادهای قبل خودشه و به مخاطب میگه اون همه 24 تا فیلم که دیدی اصلا مهم نیست گورباباشون به نظرم این یک بی انصافی در حق مخاطب و به قول دوستان توهین به شعور مخاطب بود من نمیگم بد یا خوب ولی انصافا اگه 24 تا فیلم و فن بیس پرسر و صدا پشتش نبود اینقدر استقبال ازش میشد یا حتی به عنوان سریال مستقل اصلا دیده میشد.

        • yazdan azizi گفت:

          خوب در جواب صحبت های شما من مجبورم که داستان سریال رو اسپویل کنم.
          .
          .
          .
          .
          .
          .
          .
          .
          .
          اولا فقط در طول صحبت هاتون دلایلی که برای مزخرف بودن آوردید مربوط به داستان بود در حالی که هر اثر بخش های دیگه ای هم داره که باید بررسی بشه. از نکات مثبت سریال می شه به راحتی بازیگری و موسیقی سریال دانست که به ویژه موسیقی من کمتر فیلم یا سریالی از مارول رو به یاد دارم که حتی موسیقیش در راستای روایت داستان باشه.اما بحث هایی که شما در ارتباط با داستان مطرح کردی اولا داستان نمی گه سنگ های ابدیت بی ارزشه می گه تو تی وی ای قدرتی نداره و اصلا علت اینکه لوکی مغایر شناخته می شه همینه که تسارکت(سنگ فضا ) رو برداشت و توضیحی که اینشن وان هم در اندگیم می گه همینه می گه اگر سنگ های ابدیت رو بردارید به خط زمانی آسیب می زنید باعث همون ناسازگاری در زمان می شید حتی طرحی که می کشه دقیقا شبیه طرح خط زمانی مقدس در تی وی ای هست در حقیقت اگر بخوام سنگ های ابدیت رو تشبیه کنم مثل معجون هایی هستند که تو یک بازی ویدئویی استفاده می کنیم و باعث قدرت ما می شوند اما همون معجون ها در دنیا بیرون از بازی فقط چند تا پیکسل هستند.درباره کم اهمیت بودن اپیزود 2 تا 5 کاملا با شما مخالفم و وقتی این رو می گید و بعد می گید نداشتن تعادل روانی سیلوی رو عیب می دونید به شک می افتم که شاید فقط اپیزود 1 و 6 سریال رو دیدید.روند سریال اینجوری بود اپیزود اول معرفی تی وی ای و اشاره به یک مغایر از لوکی که برای تی وی ای دردسر درست کرده اپیزود دوم معرفی اون مغایر لوکی اپیزود سوم ایجاد رابطه بین لوکی و سیلوی اپیزود چهارم ملاقات با تایم کیپر ها که فکر می کردیم ویلن های اصلی باشند برخلاف حرف شما رنسلیر از اول داستان هم پشه ای پشت اژدها بود و ویلن اصلی نبود اپیزود پنجم ملاقات با سایر مغایر های لوکی و پیدا کردن محل ویلن اصلی و اپیزود آخر ملاقات با ویلن اصلی و ایجاد مولتی ورس و آخر اپیزود هم یک زمینه چینی برای فصل دوم.در ارتباط با تصمیم کاراکتر ها باید با روند داستان همراه باشی چرا لوکی حرف he who remain رو قبول کرد چون وقتی گفت اگر من رو بکشید فقط یک شیطان ندارید بی نهایت شیطان دارید طبق اپیزود پنج لوکی خودش دید وقتی مغایر هاش به جون هم می افتند چه جهنمی می شه و بار ها در طول سریال از لوکی ها به عنوان شیطان یاد می کردند.و سیلوی علت رفتار غیر عادیش چیه چون خود لوکی در اپیزود دوم یک دیالوگ می گه((من چیزی رو می دونم که یک بچه ترسیده نمی دونه، یک آدم خوب همیشه خوب نمی مونه یک آدم بد همیشه بد نمی مونه )) و ما در اپیزود چهار می بینیم این ویژگی در سیلوی هست و به همین دلیل حتی به لوکی هم که این همه کمکش کرده اعتماد نداره چه برسه به he who remain که زندگیش رو ازش گرفته چون به نظرش یک آدم بد هیچ وقت خوب نمی شه.در ارتباط با کنگ اضافه کنم این کاراکتر منفی اصلی لوکی he who remain هست که دنیای کامیک مارول هم همچین کاراکتری هست که خالق تایم کیپر هاست و در این داستان به عنوان یک مغایر از کنگ هست خودش می گه تمام مغایر های من خوش قلب نبودن بعدش هم یک آدم که چندین قرن تنها بوده می خوای خیلی جدی بیاد حرف بزنه من راستش تو مدتی که این سریال رو دیدم تنها ایراد جدی که به سریال وارد می کنم مبارزاتش بود که برخلاف سایر آثار مارول شدیدا ضعیف بود.