گیفت کارت
گیفت کارت

اگر دین ندارید باید بمیرید | تحلیل و بررسی داستان و شخصیت‌های بازی Far Cry 5

۳ آبان ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۸

با همه گیر شدن رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، این روزها خیلی راحت‌تر از ایام قدیم می‌توانید اعتقادات، دیدگاه‌ها و نظرات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید. البته عبارت “به اشتراک گذاشتن” نمی‌تواند این مفهوم را کامل برساند; عبارت “تحمیل کردن” در بیشتر اوقات، منظور را خیلی بهتر و درست تر می‌رساند. بخواهید یا نخواهید، خوب یا بد این روزها صنعت بازی‌های ویدئویی نیز در کنار هنرهایی مثل موسیقی و سینما مخاطبان زیادی را به خود جلب کرده و طبیعتا بستر مناسبیست برای این که یک سازنده حرف‌های خود را با مخاطب خود در میان بگذارد. همان طور که یک موزیک ویدئوی ۵ دقیقه‌ای می‌تواند افکار یک انسان را ۱۸۰ درجه تغییر دهد، یک بازی که به پایان رساندن بخش داستانی‌اش شاید نهایتا ۲۰ الی ۳۰ ساعت زمان ببرد نیز می‌تواند این امر را ممکن سازد. در دورانی که در آن به سر می‌بریم، بازی‌ها به مراتب می‌توانند تاثیرگذارتر از سینما باشند و این قابلیت را دارند به تدریج افکار مخاطب خود را به طرزی نامحسوس و آن طور که خودشان می‌خواهند تغییر دهند. البته این موضوع ذاتا بد نیست و اصلا نمی‌توان آن را مورد انتقاد قرار داد. حال در کشورهای جهان سومی که متاسفانه سرانه مطالعه ناامید کننده به نظر می‌رسد، پیاده‌سازی این عقاید برای سازندگان به مراتب آسان تر جلوه می‌کند.

اگر دین ندارید باید بمیرید …

کمپانی معروف و پر آوازه یوبی‌سافت از جمله کمپانی‌های بازی سازی است که بازی‌های مختلفش معمولا زیر تیغ انتقادات خصوصا توسط ایرانی‌ها بوده‌اند. می‌توان از لیست بازی‌هایی که ایرانی‌ها از آن‌ها شکایت دارند یک مقاله ساخت و راجع به آن صحبت کرد! از اولین نسخه Assassin’s Creed گرفته تا Splinter Cell Blacklist و حتی Prince of Persia! و آخرین نسخه Assassin’s Creed با پسوند Odyssey را نیز به این لیست اضافه کنید. از سوی دیگر، معمولا بازی‌های یوبی سافت با وجود مشکلات فراوانی که دارند، در بحث داستان پردازی عملکرد قابل قبولی برجای می‌گذارند و کمتر دیده‌ایم که داستان یا شخصیت پردازی یکی از بازی‌های این کمپانی مورد انتقاد قرار بگیرد. سری Far Cry، اگر نگوییم بهترین، اما قطعا یکی از سه فرنچایز برتر یوبی‌سافت در زمینه روایت داستان و شخصیت پردازی است که اتفاقا همیشه نیز با نسخه‌هایی بحث برانگیز و جنجالی همراه ما بوده است. تا قبل از انتشار Far Cry 5 نیز، مطمئنا طرفداران به خاطر دارند که صحبت‌هایی مبنی بر تبلیغ همجنس گرایی توسط آنتاگونیست اصلی Far Cry 4 یعنی Pagan Min به گوش می‌خورد. اما Far Cry 5 ظاهرا حرف‌های بیشتر برای گفتن دارد و خیلی مفصل‌تر و عمیق‌تر از نسخه قبلی می‌خواهد راجع به مسئله‌ای مهم صحبت کند. عنوانی که به لطف پتانسیل بالایی که دارد و همچنین بهره گیری از یکی از بهترین نویسنده‌های صنعت بازی‌سازی در بخش داستان پردازی قطعا یکی از بهترین‌های تاریخ کمپانی فرانسوی است. روند بی‌نظیر داستان و شخصیت پردازی فوق‌العاده قوی Far Cry 5 هر بازیکنی را با خود همراه می‌کند و در پایان نیز راضی نگه می‌دارد.

سالانه بازی‌های زیادی به بازار عرضه می‌شوند اما چند عنوان واقعا می‌توانند بازیکن را به فکر فرو ببرند؟ چند بازی را می‌توانید نام ببرید که بتوانند منظور خود را به شکلی نامحسوس بیان کنند و این توانایی را داشته باشند که ذهن مخاطب را به صورت ناخودآگاه درگیر کنند؟ مطمئنا تعدادشان از شمار انگشت‌های دست تجاوز نخواهد کرد، دقیقا همین قضیه در مورد هنر سینما نیز صادق است. برای این که بتوانید افکار خود را به مخاطب تحمیل کنید باید ابتدا شخصیت‌هایی بسازید که این قدرت را در خود داشته باشند و این دقیقا نقطه قوت Far Cry 5 است! با جود شخصیت‌هایی چون برادران Seed، فارکرای ۵ می‌تواند به اعماق ذهن بازیکن نفوذ کرده و خصوصا اگر مخاطب کودک بوده و یا اهل مطالعه نیست، می‌تواند افکار و اعتقاداتش را به صورت تدریجی دستخوش تغییرات کند و یا دست کم این ذهن را آماده تغییر کند. داستان Far Cry 5 را کم و بیش همه می‌دانیم و مطلع هستیم که بازی از کجا آغاز شده و به کجا ختم می‌شود. اتفاقاتی که در طول داستان بازی رخ می‌دهد، دیالوگ‌ها، کاراکترهایی که با آن‌ها آشنا می‌شویم را طبیعتا هر بازیکنی می‌شناسد. توصیف کردن کاراکتری چون Joseph Seed از لحاظ ظاهری از یک کودک ۷ ساله نیز برمی‌آید اما صحبت راجع به افکار و اعتقادات وی، اصلا این که ژوزف سید واقعا کیست موضوعی است که ساعت‌ها می‌تواند مورد بررسی قرار بگیرد. به لطف شخصیت پردازی قدرتمند Far Cry 5، این عنوان می‌تواند هر آنچه نویسنده دوست دارد را برای مخاطب بازگو کند منتهی به سبک و سیاقی خاص و متفاوت! سبکی متفاوت اما با دلیل و مدرک. برای این که بتوانیم یک اثر را به بهترین شکل ممکن بررسی کنیم و موشکافی دقیقی بر آن داشته باشیم باید ابتدا، سازنده آن اثر را بشناسیم. شناختن خصوصیات شخصی و آثار قبلی نویسنده Far Cry 5، مطمئنا به ما در درک بیشتر داستان این بازی کمک خواهد کرد.

در این مطلب تنها در مورد داستان بازی صحبت شده و نمی‌توان به عنوان یک نقد و بررسی بدان نگاه کرد لذا اگر به دنبال یک نقد و بررسی کلی از این بازی می‌گردید، بهتر است نقد و بررسی این عنوان به قلم سعید آقابابایی را مطالعه فرمایید.

کار بر روی عنوان BioShock Infinite مهم ترین اثر در رزومه Drew Holmes محسوب می‌شود. شاید کسی “Drew Holmes” را نشناسد اما وقتی به جای این اسم، ضمیر ” نویسنده BioShock Infinite” استفاده شود، ماجرا به طور کلی تغییر می‌کند. انتظارات بالا رفته و امیدواری‌ها به بالاترین درجه خود می‌رسند; این دقیقا اتفاقی است که برای Far Cry 5 رخ داد! وقتی برای اولین بار اعلام شد که داستان بازی Far Cry 5 توسط نویسنده BioShock Infinite به رشته تحریر در خواهد آمد، شخصا عطشم برای تجربه این بازی بیشتر شد. نه به خاطر گیم پلی و لذت گشت و گذار در دنیای وسیع بازی، بلکه به خاطر تجربه داستانی که می‌توانست به یکی از به یاد ماندنی ترین تجربه‌های زندگی‌ام تبدیل شود. و شد! Drew Holmes توانست ایده‌های خود را به بهترین شکل ممکن در Far Cry 5 پیاده کند و از پیشینه و تم کلی سری به شکلی فوق‌العاده استفاده کند. جنون! اما جنون به لطف درو هولمز در Far Cry 5 کمی متفاوت بوده و مسائل دیگری را نیز در برمی‌گیرد که اگر صبور باشید، به این مسائل نیز خواهیم رسید. اما در حال حاضر بهتر است نگاهی به مهم ترین اثر درو هولمز داشته باشیم.

در بایوشاک، همه ما زکری کامستاک را می‌شناسیم! کسی که راه بهشت را به مردم نشان می‌داد، پیروانش بهشتی می‌شدند و کسانی که با وی به مخالفت می‌پرداختند گناهکار بودند. اصلا کاری به پیچش‌های داستانی و کاراکترهای مختلف BioShock Infinite نداریم، تنها لازم است نگاهی به اصل داستان این بازی داشته باشیم. شخصیت اصلی بازی، Booker Dewitt خود را در مکانی پیدا می‌کند که به نقل از برخی، آن جا بهشت است و در همان ابتدای این “بهشت” مجمسمه کامستاک را می‌بینید. اصلا لازم نیست ذهن خود را درگیر کنید تا رابطه بین کامستاک و “بهشت” را دریابید! کامستاک که خود را پیامبر می‌دانست، دنیایی ساخت که در آن همه مطیع و فرمان بردار وی بودند. داستان بازی Far Cry 5 نیز از چند وجهه شبیه به BiosShock است که البته به قدرت بازی مذکور روی آن کار نشده، اما یکی از بهترین‌های سال ۲۰۱۸ به شمار می‌رود. البته به اعتقاد بعضی از منتقدین روایت داستان Far Cry 5 در برخی دقایق گیج کننده و ضعیف می‌شود که البته شخصا چندان با این موضوع موافق نیستم اما حتی اگر این نکته نیز صحیح باشد، باز هم Far Cry 5 از نظر داستانی حداقل یک بازی کم نقص است. به طور کلی در این فرنچایز بیشتر سعی شده روی آنتاگونیست‌های بازی کار شود و این ایده تا کنون موفقیت‌های زیادی هم داشته است. اما در Far Cry 5 شما دوستانی هم دارید که البته از نظر اهمیت، به مهمی دشمنان شما نیستند اما باز هم حق خود را در بازی ادا می‌کنند. به هر صورت یک بار دیگر باید یادآور شد که Far Cry 5 یک بازی ضد مذهبی بوده و قطعا مخالفین پرشماری دارد. به همراه این توضیح، بهتر است دو نکته را قبل از شروع مقاله در نظر بگیرید. مطالبی که در این مطلب قرار است گفته شوند هیچ ارتباطی به اعتقادات شخصی و باورهای نویسنده نداشته و صرفا تمام مطالب از تیتر اسلاید گرفته تا تک تک کلمات مقاله تحلیل داستان بازی Far Cry 5 است. با این مقدمه، شما را به خواندن ادامه این مطلب دعوت می‌کنیم.

Drew Holmes با نوشتن داستان شاهکاری مثل BioShock: Infinite به همه نشان داد که در حال حاضر می‌تواند یکی از بهترین‌ نویسنده‌های دنیای بازی‌های رایانه‌ای باشد.
عملکرد فوق العاده وی Far Cry 5 را نیز از نظر داستانی به یک بازی فوق‌العاده پیچیده و البته پر از ناگفته‌ها تبدیل کرده است.

ابتدا نگاهی به اصل داستان  بازی Far Cry 5 می‌اندازیم، جایی که شخصی به نام Joseph Seed کنترل شهر خیالی Hope County را در دست گرفته است. جایی که به دور از قانون و نیروهای نظامی بوده و به سختی توسط خارجی‌ها قابل دسترسی است. ژوزف سید کنترل “شهر امید” را در دست داشته و به کمک دیگر افراد خانواده و پیروانش آن را اداره می‌کند. Faith Seed، Jacob Seed و John Seed دیگر سیدهای بازی هستند که به برادرشان در رسیدن به هدف اصلی کمک می‌کنند. در همین ابتدای صحبت‌ها، نگاهی دقیق تر به اسم محل اتفاقات بازی بیندازید! “امید” نامی است که روی محل این اتفاقات گذاشته شده است، در حالی که عملا برای کسانی که Joseph Seed را قبول ندارند هیچ معنایی ندارد! افرادی که Joseph Seed را پیامبر خود می‌دانند به رستگاری می‌رسند و در مقابل نیز دیگر ساکنین Hope County یا باید بمیرند و یا زیرشکنجه‌ها به رسالت سید اعتراف کنند. بماند که هر برادر برای خود روش خاصی برای جذب پیرو دارد. پس اگر به ژوزف سید ایمان بیاورید امیدهایتان به حقیقت می‌پیوندند در غیر این صورت، هیچ امیدی برای شما وجود ندارد. به هر ترتیب ساکنین Hope County باید به فرقه ژوزف سید پیوسته و وی را به عنوان یک پیامبر و کسی که از سوی خدا برای نجات مردم فرستاده شده قبول داشته باشند. در داستان‌های مذهبی که برایمان خوانده‌اند، هیچ پیامبری دینش را به اجبار به مردم تحمیل نکرده است، در حالی که ژوزف سید دقیقا مصداق برعکس این داستان‌هاست! این در حالی است که بعضی از باورها می‌گویند که کسانی که از دین خاصی پیروی نکنند هرگز در آخرت به رستگاری نمی‌رسند، باوری که دقیقا ارکان Eden’s Gate بر پایه‌های آن ساخته شده‌اند.

برخلاف نسخه‌های قبلی Far Cry، در این نسخه ما با چهار شخصیت منفی اصلی رو به رو هستیم که هر چهار نفر نیز به نوبه خود نقش مهمی را در داستان بازی ایفا می‌کنند. ابتدا بگذارید صحبت در مورد Faith Seed را آغاز کنیم، شخصیتی که اسمش به معنای “ایمان” است. Faith Seed در واقع خواهر برادران Seed نیست و روایت جالبی دارد و پر از تناقض. در زمان معرفی بازی همه گمان می‌کردند که Faith Seed نیز مثل دیگر شخصیت‌های بازی از خانواده Seed‌هاست اما بعدا متوجه شدیم که نویسنده بازی ایده‌های دیگری برای این شخصیت داشته است. Faith Seed در واقع اسم واقعی دختر مو زرد ۲۴ ساله بازی نیست بلکه مطابق اطلاعاتی که در بازی به دست می‌آوریم وی تنها یکی از Faith Seed‌های بازی است. اگر بازی را به دقت انجام داده باشید و به جزئیات ریز بازی نیز توجه کرده باشید، در یکی از صداهای ضبط شده گفته می‌شود که نام واقعی این شخصیت  Rachel Jessop است، تک تیرانداز متحد شما، Tracey نیز در یکی از دیالوگ‌هایش اشاره می‌کند که Rachel یکی از چند Faith Seed‌ای است که فرقه Eden’s Gate تا کنون داشته است. در یکی از یادداشت‌هایی که از بازی می‌یابیم هم اشاره می‌شود که Rachel سومین یا چهارمین Faith دنیای Hope County است. بنابراین واضح است که برخلاف دیگر Seed‌ها، Faith Seed مختص یک نفر نیست و قبل از آخرین کسی که توسط شخصیت اول بازی کشته می‌شود نیز افرادی چنین نامی را یدک کشیده‌اند. تا اینجا قضیه جالب می‌شود و قطعا کنجکاو هستید که دیگر فیت سید‌ها چه کسانی هستند. نکته اول این که همه مرده‌اند و Rachel تنها شخص زنده‌ایست که با این نام خوانده می‌شود. سرگذشت زندگی وی را در یکی از سکانس‌های بازی از سوی خودش می‌شنویم که به صورت خلاصه بدین ترتیب است. این شخصیت کودکی سختی داشته است، توسط خانواده فقیرش به وی بی توجهی شده و از سوی جامعه‌اش نیز طرد شده است. وی بعدا اشاره می‌کند که در کودکی مورد آزار و اذیت جنسی نیز قرار گرفته است و در نهایت به داروهای مختلف و احتمالا مواد مخدر روی می‌آورد. مطابق توضیحات همین شخصیت، ژوزف سید او را پیدا می‌کند و با مهربانی او را به فرقه Project at Eden’s Gate دعوت می‌کند. ژوزف سید که توسط فیت، پدر خوانده می‌شود با او بسیار مهربان بوده و Faith Seed را شیفته خود می‌کند به طوری که فیت زندگی خود را به وی مدیون است. توضیحات Faith تا این جا از ژوزف سید یک شخصیت مهربان و دلسوز می‌سازد اما ادامه داستان و دیالوگ‌های بعدی فیت ما را به شک می‌اندازند.

یکی از Note‌های بازی در این تصویر دیده می‌شود! ترجمه کامل آن با خودتان اما به طور خلاصه نامه بالا ثابت می‌کند که قبلا شخصی ناشناخته نقش Faith Seed را برای پدر داشته و اکنون این جایگاه قرار است به دختری به نام Selena برسد. کسی که این نامه را برای سلنا بر جای گذاشته است به دلیلی نامعلوم، احتمالا کشته شده است. همچنین این نامه مدرکی است که نشان می‌دهد پدر از بین چند کاندیدا، یک Faith را انتخاب می‌کند!

زمانی دیدگاه‌ها در مورد مهربانی و شخصیت ژوزف سید شروع به تغییر کردن می‌کند که کتاب مقدس وی که قرار است توسط فیت سید تحت حفاظت باشد را پیدا کرده و آن را از بین می‌بریم. در پایان این مرحله، زمانی که کتاب مقدس فرقه Eden’s Gate به وسیله دپیوتی نابود می‌شود، تماسی از طرف Faith Seed دریافت می‌کنیم که هراسان نگران رفتار ژوزف بابت این اتفاق است. در واقع واژه “نگران” این جا نمی‌تواند حق مطلب را به خوبی ادا کند، Faith Seed به شدت از پدر می‌ترسد، چیزی که کاملا متضاد از تعریف‌هاییست که قبلا در مورد پدر شنیده‌ایم. اگر پدر آن قدری که Faith می‌گوید مهربان است پس چرا Faith تا این اندازه باید بترسد؟ این علامت سوال را در ذهنتان داشته باشید تا در ادامه به پاسخ آن برسیم. هر آنتاگونیست در دنیای Far Cry 5 روشی برای جذب پیرو دارد و روش Faith نیز کاملا مطابق با ظاهر و جنسیتش است. در واقع، چیزی که در بازی می‌بینیم استفاده فِیت از دارویی شیمیایی به نام Bliss است. کسانی که تنها بازی را به پایان رسانده و خیلی به دنبال فرعیات نرفته‌اند، Bliss تنها یک ماده شیمیایی محسوب می‌شود که Faith از آن برای کنترل ذهن مخالفان پدر استفاده می‌کند. اگر کمی در مورد Bliss در بازی تحقیق کنید متوجه فرمول شیمیایی این هالوژن نیز می‌شوید و واضح است که از چه ترکیبی به دست می‌آید. این موارد البته چندان مهم نیستند، موضوع این است که چرا Faith از Bliss استفاده می‌کند؟ یک دختر جوان زیبا که توانایی کنترل کردن ذهن دیگران را دارد، مخالفان سرسخت Joseph Seed حتی حاضر هستند که ذهن خود را به زیباترین شخصیت بازی تقدیم کنند; این موضوع آشنا نیست؟ شاید بگویید بی ربط است اما می‌تواند اشاره‌هایی به بهشت و حوری‌هایش داشته باشد. البته این تنها یک بُعد ماجراست، ابعاد دیگری نیز وجود دارند که بعدا به آن‌ها هم می‌رسیم. در واقع روش Faith Seed هیچ سنخیتی با درد و شکنجه ندارد، او کاری می‌کند که شخص مقابل از دعوت شدن استقبال کند. افرادی که تحت کنترل Faith Seed هستند نیز Angel نام دارند که معادل انگلیسی “فرشته” است. البته نه به لحاظ ظاهری و نه به لحاظ باطنی این افراد شباهتی به فرشته‌ها ندارند، نکته این جاست که مطابق آموزه‌های مذهبی و دینی فرشته‌ها از قدرت تفکر ساقط هستند و نمی‌توانند راجع به چیزی تامل کنند; آن ها فقط اطاعت و عبادت می‌کنند، Angel‌های فیت سید نیز به همین شکل هستند. حتی دنیای این شخصیت نیز شباهتی به دنیای دیگر آنتاگونیست‌های بازی نداشته و بازیکن را وارد دنیایی پر از گل و بوته، آرامش و لذت می‌کند; کسانی که چه بسا کورکورانه از وی حمایت می‌کنند نیز از چنین دنیایی برخوردار هستند. به عنوان یک نویسنده و در یک وبسایت اجتماعی که کاربران مختلفی با اعتقادات متفاوت دارد نمی‌توانم در این مورد نتیجه گیری خود را علنا اعلام کنم، اما شما خود در این باره چه نتیجه‌ ای می‌توانید بگیرید؟

“این تقصیر من نیست، هیچ کدوم از این‌ها تقصیر من نیست! تو فکر می‌کنی من اینو می‌خواستم؟ اون منو تهدید کرد، من فقط ۱۷ سالم بود!” بخشی از جملات پایانی Faith Seed قبل از مرگش

زمانی که شما Faith Seed را به قتل می‌رسانید یکی از اسرار بازی بر ملا می‌شود و یک تناقض دیگر در صحبت‌های دخترک دیده می‌شود! تا کنون بر این باور بودیم که پدر، Faith Seed را مهربانانه در آغوش گرفته و به وی یک زندگی جدید اعطا کرده، دختر نیز تا ابد می‌خواهد به کسی که زندگی‌اش را تغییر داد خدمت کند! این جاست که در کمال ناباوری صحبت‌های جدید Faith Seed را شنیدیم. به طور خلاصه، او می‌گوید که قرار گرفتن در نقش یک Faith دیگر انتخاب خود او نبوده و این چیزی نیست که از اول انتخاب کرده است. در حالی که تا کنون ما فکر می‌کردیم Rachel مشتاقانه این جایگاه را پذیرفته است، در می‌یابیم که پدر با استفاده از Bliss ذهن دختر را نیز مسموم کرده و او را به خدمت خود درآورده است. قصه غمگین دخترک به همین جا ختم می‌شود و در نهایت به چیزی که برایش بهتر است می‌رسد، مرگ! نکته‌ای که باید بدان دقت کنید، صحبت‌های Faith Seed در دو زمان مختلف است. ابتدا متوجه می‌شویم که این دختر اعتیاد داشته و پدر او را به این زندگی جدید دعوت کرده، زندگی به دور از الکل و مواد مخدر در حالی که بعدا متوجه می‌شویم فرمول‌های شیمیایی پدر بوده که باعث شده Faith Seed به وی خدمت کند. در مورد فِیت‌های قبلی چیزی گفته نشده یا حداقل من چیزی در بازی ندیده‌ام اما سرنوشت آخرین Faith توسط شخصیت بازی که توسط شما کنترل می‌شود رقم می‌خورد. Faith بزرگترین دشمنان پدر را از همین راه از بین می‌برد و به متحدانی مطیع تبدیل می‌کند، به سادگی و با استفاده از Bliss! چنین فرمولی حتی اگر در واقعیت وجود داشته باشد، در Far Cry 5 یک سمبل است، یک نماد! دختری زیبا از آن استفاده می‌کند و اهداف خود را به مکانی زیبا که می‌تواند بهشت باشد برده و از آن‌ها پیروانی وفادار برای Joseph Seed می‎‌سازد. مشخصا این بخش از داستان بازی متلک مذهبی است اما به کدام دین و مذهب؟ مجددا از آن جایی که نمی‌توان بیش از این مطلب را باز کرد به همین توضیحات و نکات بسنده می‌کنیم. اگرچه به صورت مستقیم نظر نویسنده بیان نشد اما با توجه به توضیحاتی که خدمتتان ارائه دادیم خودتان خیلی راحت می‌توانید با کمی تامل به نتیجه نهایی و هدف Drew Holmes برسید. روابط میان Faith Seed و Joseph Seed نیز تا حد زیادی مرموز است! چیزی که بازی به صورت علنی به ما می‌گوید، این است که پدر، Faith را به عنوان خواهر ناتنی خود قبول کرده است اما به نظر می‌رسد قضیه فراتر از تنها واژه “خواهر” است. اگر بازی را به پایان رسانده باشید متوجه می‌شوید که ژوزف سید همسر خود را که اتفاقا باردار بود نیز به قتل رسانده است. از بین Faith‌های مختلف، با توجه به یادداشت‌های داخل بازی، فیتی که ما می‌شناسیم به مراتب فداکارتر بوده است، شاید این یکی از دلایل علاقه پدر به وی باشد. از روی دیالوگ‌های پدر اما، می‌توان حدس زد که وی، راچل را به عنوان جایگزینی برای همسر خود می‌بیند. یکی از خالکوبی‌های واضح پدر، خالکوبی همسر سابقش است که در کنار آن عکس یک گل Bliss دیده می‌شود، موضوعی که می‌تواند علاقه پدر به فیت را صرفا به عنوان یک خواهر توافقی زیر سوال ببرد. قضیه وقتی جدی تر می‌شود که ژوزف سید در یکی از دیالوگ‌هایش ذکر می‌کند که “ایمان” خود را به Rachel منتقل کرده است، اگر این جا منظور از انتقال چیزی فراتر از پند و اندرز باشد، می‌توان به این احتمال فکر کرد که منظور ژوزف این بوده که با Rachel رابطه جنسی برقرار کرده است! با توجه به دیالوگ گفته شده گزینه محتملی به نظر می‌رسد. در یکی از تریلرهای بازی نیز ژوزف و فیت را می‌بینیم که با هم در حال قدم زدن در دنیای فیت هستند، این در حالی است که پدر کت و شلواری شبیه به کت و شلوارهای دامادها به تن داشته و دست در دست فیت در حال راه رفتن هستند. تمام این‌ها نشانه‌هایی بوده که می‌توان روی آن‌ها کمی تامل به خرج داد و دقت کرد. حال اگر می‌خواهد کمی بیشتر در مورد گذشته مرموز Faith بدانید این قسمت را از دست ندهید. روی یکی از بازوهای Faith Seed فرمول شیمیایی C17H21NO4 دیده می‌شود، اگر در شیمی استاد تمام نیستید، سری به گوگل بزنید و این فرمول را سرچ کنید، فرمول مذکور، فرمول شیمیایی کوکائین است. برای هر بازیکنی بدیهی است که Faith در گذشته اعتیاد داشته، بدیهی است چرا که خود او میان صحبت‌هایش به این نکته اشاره می‌کند، حال سوال این جاست که Bliss نیز در ساختار خود از کوکائین استفاده می‌کند؟ خالکوبی خواهر پذیرفته شده خانواده Seed، عملا این موضوع را تایید می‌کند! پس از پیوستن به جرگه Eden’s Gate، فِیت یک بار دیگر معتاد می‌شود و احتمالا این بار اعتیاد وی فراتر از کوکائین است به دو دلیل: اولا او می‌تواند به Bliss اعتیاد پیدا کرده باشد، البته این ماده را نمی‌توان اعتیاد آور دانست، در بازی در این مورد چیزی راجع به آن گفته نشده است! دلیل دوم را نیز باید باز هم لا به لای صحبت‌های خود دختر جوان پیدا کرد. او در خلال صحبت‌هایش اشاره می‌کند که ماده مخدر از طریق سرنگ به بدن وی تزریق شده است; همه ما می‌دانیم که کوکائین به ندرت تزریقی بوده و بیشتر مثل هروئین حالت استنشاقی دارد. به غیر از موارد گفته شده، ناگفته‌های زیاد دیگری در مورد این شخصیت وجود دارد که ممکن است شما نیز از این ناگفته‌ها کشف کرده باشید. بدون شک این کاراکتر یکی از بهترین شخصیت‌های تاریخ Far Cry  از نظر شخصیت پردازی بوده و می‌توان نشست و ساعت‌ها در مورد این دختر صحبت کرد. تک تک دیالوگ‌هایی که توسط Faith Seed گفته می‌شوند جای تامل داشته و به نظر کاراکتر قوی تری نسبت به دیگر شخصیت‌های بازی می‌رسد.

زمانی که Faith Seed را به قتل می‌رسانید، ژوزف در میان صحبت‌هایش به این حقیقت اعتراف می‌کند که ” او اولین کسی نبود که آن نام [ Faith ] را یدک می‌کشید، اما فداکارترینشان بود”

بعد از Faith Seed که متغیر است(!) John Seed کوچک‌ترین عضو خانواده Seed بوده و برخلاف Faith، او برادر واقعی Joseph و Jacob است. وی را همچنین می‌توان خوشتیپ ترین شخصیت بازی نیز دانست. کار اصلی جان سید اجرای قانون بوده و در فرقه Eden’s Gate نقش قاضی را ایفا می‌کند. اوست که تصمیم می‌گیرد چه کسی باید زنده بماند و چه کسی بمیرد. جان هم مثل شخصیت دیگری که در موردش صحبت شد کودکی دشواری داشته و بنابر اطلاعات موجود در بازی، از نظر روحی مورد شکنجه قرار گرفته است. زمانی که جان در حال محاکمه دپیوتی است نیز به این نکته اشاره می‌کند! او می‌گوید که همیشه دنبال چیزهایی بوده که بتواند به آن‌ها “بله” بگوید. مشکلات روانی این شخصیت واضحا به دوران کودکی‌اش برمی‌گردند و دلیلش هم مشکلاتی است که در کودکی برایش به وجود آمده. با وجود این مشکلات او همواره به عنوان یک دانش آموز روند رو به رشدی داشته و در میان هم کلاسی‌هایش، او بهترین بوده است. جان بعدا به ژوزف و فرقه‌اش می‌پیوندد و برادر بزرگترش را در این مسیر همراهی می‌کند. جان به خاطر زندگی سختی که در سال‌های ابتدایی زندگی داشته، همیشه دوست دارد دیگران را به گناهانی که مرتکب شده‌اند مجبور به اعتراف کند. همان طور که گفته شد جان هم خوشتیپ است و هم باهوش. پس از مرگ جان، ژوزف در صحبت‌هایش یادآور می‌شود که جان کودک دوست داشتنی و مهربانی بوده است. البته راجع به شر بودن این کودک نیز صحبت‌هایی می‌شود. متاسفانه جان سید نیز در کودکی توسط والدین خودش مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته و این موضوع را می‌توان یکی از بزرگترین دلایل رفتار فعلی وی دانست. شاید به همین دلیل است که او دوست دارد همه به گناهان خود اعتراف کنند! در دین مسیحیت به هیچ عنوان کسی را مجبور به اعتراف نمی‌کنند اما در آیینی که پیامبری آن بر عهده ژوزف سید است، جان از مردم به اجبار اعتراف می‌گیرد.

هدف اصلی John Seed شاید تحقیر باشد، شاید هم دلایل دیگری برای شیوه کارش داشته باشد! او مردم را به اجبار غسل می‌دهد و آن ها را وارد فرقه می‌کند، در صورتی که کسی بخواهد مقاومت کند، زیر شکنجه مقاومتش را خواهند شکست. البته او خود نیز زمانی به گناهان خود اعتراف کرده و اکنون خود را به این مرحله رسانده است. روی دست خود، جان چند گناه بزرگ را خالکوبی کرده است که البته ظاهرا به زبان لاتین نوشته شده‌اند. متاسفانه تصویر واضحی برایتان در این زمینه پیدا نکردم و به دلیل کیفیت پایین عکس‌ها و همچنین انگلیسی نبودن زبان این نوشته‌ها، نتوانستم به صورت دقیق این گناهان را بخوانم اما یکی از آن‌ها ظاهرا “شکم پرستی” و یکی دیگر ” شهوت رانی و هرزگی” بود! به طور کلی جان سید به اصل ” We’re all sinners” معتقد است و بر این حقیقت که همه گناهکار هستند باور دارد. او دیگران را مجاب به اعتراف به کارهایی می‌کند که خودش نیز از آن‌ها بعضی وقت‌ها آگاه است. خلاصه بگذارید راحتتان کنم، از نگاه روانشناسی جان سید شخصیتی سادیسم دارد. هر ویژگی که یک سادیست دارد را جان سید نیز دارد، علاقه به قدرت نمایی، تحقیر دیگران، لذت بردن از آزار رساندن به افراد مختلف و … همه در دسته بندی این اختلال روانی قرار می‌گیرند. درو هولمز به شکلی فوق العاده فردی سادیست را به تصویر می‌کشد که به ژوزف سید برای رسیدن به اهداف نهایی‌اش کمک می‌کند.

پس از ربوده شدن افسر Hudson، این اولین جایی است که وی را می‌بینیم. او به دستان نیروهای John Seed افتاده و جان نیز او را مجبور به اعتراف به گناهانش می‌کند. در همین عکس به دست جان سید دقت کنید! هفت کلمه نوشته شده روی دست او در واقع هفت گناه بزرگ غیرقابل بخشش هستند که به زبان لاتین نوشته شده‌اند.

نکته دیگر در مورد جان، ترس او از ژوزف است. در مطالب بالاتر در مورد ترس Faith از پدر توضیح دادیم، ترسی که در جان سید هم دیده می‌شود! البته هیچ کجای بازی صحبتی مبنی بر بد رفتاری ژوزف سید با برادر کوچک‌تر ۳۴ ساله‌اش دیده نشده و یا حداقل من ندیده‌ام! به نظر می‌رسد پدر با ژوزف مهربان باشد اما ترسی که جان از وی دارد طبیعتا بی دلیل نیست. از دیگر ویژگی‌های شخصی این کاراکتر می‌‎توان به نکته‌ای جالب رسید که البته کمی در تضاد اختلالات روانی‌اش است، شاید بد نباشد بدانید که افرادی که برای اولین بار به گناهان خود اعتراف می‌کنند به هیچ عنوان مورد غضب و شکنجه جان و افرادش قرار نمی‌گیرند. تنها به عنوان نشانه، جان سید روی بدن آن‌ها علامتی را خالکوبی می‌کند به جز این، او برای افرادی که از خود مقاومتی بروز ندهند خطری جدی به شمار نمی‌آید. بحث همجنس گرایی موضوعی است که در Far Cry 4 و Far Cry 3 نیز دیده شده اما در Far Cry 5 کمتر مشهود است. با توجه به داستان فوق‎‌العاده پیچیده و چند لایه بازی شاید اصلا کسی به دیالوگی که شخصیت Adelaide راجع به گرایش جنسی جان سید می‌گوید دقت نکرده باشد. وی معتقد است که جان به دپیوتی نگاه جنسی دارد، البته در یکی از سکانس‌های بازی همین موضوع را Sharky نیز به بیان رک تر و ساده‌تر به دپیوتی گوشزد می‌کند. البته مدرکی که ثابت کند این ادعاها درست هستند عملا در بازی دیده نمی‌شود اما به این نکته دقت داشته باشید که جان یک سادیست است و افراد سادیست با چنین قضیه‌هایی چندان بیگانه نیستند. شخصیت‌های ژوزف سید و فیت سید نسبت به دو کاراکتر منفی دیگر داستان حرف‌های کمتری برای گفتن دارند با این حال نباید از این دو نیز به سادگی گذشت. یکی از تاثیرگذارترین جملات بازی، نقل قول از جان سید است: ” فقط دو راه باقی مانده: رستگاری و مرگ” که باز هم تیتر مطلب را ثابت می‌کند. جان به عنوان قانون گذار و قاضی فرقه، بی پرده اشاره دارد که یا باید دعوت فرقه را قبول کرده و به Eden’s Gate ملحق شده و در نهایت ژوزف سید را به عنوان پیامبر قبول کنید و یا باید بمیرید. البته در محدوده جان سید، مردن به این سادگی‌ها نبوده و تنها افرادی می‌میرند که به اندازه کافی شکنجه شده باشند. در آخرین کلمات قبل از مرگش، جان از دپیوتی می‌پرسد که آیا به این که شاید حق با پدر باشد فکر کرده است؟

 اگه ژوزف راست گفته باشه چی؟ همه فکر می‌کنند که اون دیوانست، اما نیست. تو این کلید رو می‌خوای که مردم رو نجات بدی اما اون‌ها الان در امان هستن. ما یک نقشه داشتیم تو نمی‌فهمی، باور نداری، اهمیت نمیدی! باشد که خدا روحت را مورد آمرزش قرار دهد

چند جمله‌ای که بالاتر خواندید آخرین کلماتی هستند که جان قبل از مرگش به زبان می‌آورد. در واقع از همان ابتدا نیز می‌دانستیم که Eden’s Gate در واقع در حال آماده شدن برای آخرت هستند و جان نیز اشاره به نزدیک شدن دنیا به روزهای پایانی خود دارد. سوالی که جان از دپیوتی می‌پرسد نیز به نوبه خود تامل برانگیز است; اگر واقعا حق با ژوزف باشد چه؟ آیا اصلا بازیکن در طول بازی به این که حق با ژوزف است فکر کرده است؟ برداشت‌ها می‌توانند متفاوت باشند اما از نظر من درو هولمز می‌خواهد بگوید که پایان دنیا با آن چه در کتاب‌های مذهبی خوانده‌ایم متفاوت است، پایان دنیا همین جاست، جایی که ظلم و جهل بر مردم غلبه می‌کند. طبیعتا برای آماده شدن برای پایان دنیا شما به انبار مهمات احتیاج ندارید پس چرا ژوزف سید در حال آماده سازی یک ارتش است؟ حتی بی اعتقادترین آدم روی کره زمین هم می‌داند که اگر واقعا قیامتی در کار باشد هرگز نمی‌توان با تفنگ و تانک و نارنجک جلوی آن را گرفت. جان سید اگرچه نسبت به کاراکترهای دیگر شاید خیلی نتواند عرض اندام کند، اما همین جملات پایانی وی بازیکن را می‌توانند به فکر فرو ببرند. مطمئنا منظور ژوزف از پایان دنیا، همان چیزی نیست که دین‌هایی مثل مسیحیت و اسلام به آن اعتقاد دارند. از این زاویه اگر به قضیه نگاه کنیم حرف‌های جان خیلی هم بی‌ربط نیستند، برداشت نهایی بدون شک با خود بازیکن است و هدف این مقاله نیز اصلا نتیجه گیری نیست، توضیحات را خدمتتان ارائه داده و این شما هستید که از داستان بازی نتیجه می‌گیرید و می‌توانید نهایتا یک برداشت کلی از اثر فوق‌العاده درو هولمز داشته باشید منتهی با تفاسیر بالا شاید حرف‌های جان، حرف‌های کم و بیش درستی باشند و در این صورت، حتی ژوزف نیز می‌توانید حرف‌های زیادی برای دفاع از خود داشته باشد.

نود و نه درصد رفتارهایی که جان از خود بروز می‌دهد نشان از وجود اختلال سادیسم در وی است. او برای اعتراف گرفتن دیگران را شکنجه می‌کند بماند که گرفتن اعتراف نیز می‌تواند جنبه تحقیر کردن داشته باشد. طبق گفته‌های The Father، جان سید کودکی شاد و مهربان بوده تا قبل از اتفاقات تلخی که برایش رخ داده‌اند.

تا به این جای مطلب معلوم شد که جان سید واقعا به ژوزف اعتقاد دارد و قلبا وی را پذیرفته. فِیت سید اما داستان پیچیده‌تری دارد و به نظر، او نیز چیزی جز یک قربانی نیست. شخصیت دیگری که باید مورد بررسی قرار بگیرد Jacob Seed نام دارد! محض اطلاعتان باید بگویم که Jacob معادل انگلیسی اسم “یعقوب” است، همین جا خاطر نشان شوم که ژوزف هم همان “یوسف” است. از بحث اسم‌ها که بگذریم می‌رسیم به شخصیت بزرگترین برادر خانواده سید. خشن‌تر، مقتدرتر، ترسناک‌تر! تک تیرانداز سابق ارتش چیزهای زیادی را به چشم خود دیده و اکنون فرمانده کل نیروهای نظامی فرقه Eden’s Gate بوده و وظیفه اصلی‌اش حفاظت از این فرقه و آرمان‌هایش است. او با ۴۷ سال سن بزرگترین برادر خانواده سید بوده و در طول دوران خدمتش در ارتش کارهای عجیب و غریبی را انجام داده است. شخصیت فوق‌العاده وی حداقل برای برادرانش از کودکی از وی یک تکیه گاه مطمئن برای جان و خصوصا ژوزف می‌سازد. در زندگینامه این شخصیت آمده که او از کودکی برای دفاع از حق برادرانش با والدینش درگیری داشته است. او در خط مقدم عراق و افغانستان نیز خدمت کرده است. جیکوب سید نیز مثل دو عضو دیگر خانواده، چند باری دپیوتی را دستگیر می‌کند و در یکی از این مکالمات برای او داستان جالبی را تعریف می‌کند. جیکوب و بهترین دوستش میلر از واحد خود جدا شده و وسط بیابان رها می‌شوند، حدودا ۲۰۰ کیلومتر دور از پایگاه خود. جیکوب بهترین دوست خود را کشته و برای ادامه حیات از بدن وی تغذیه می‌کند. مشخص است که جیکوب شخصیتی سرسخت بوده و کسی نیست که به راحتی تسلیم شود. کشتن جیکوب از کشتن دیگر شخصیت‌های بازی نیز دشوارتر است.

کلمات پایانی جیکوب سید نیز در نوع خود جالب هستند، شاید افرادی چون جان تعصبی حرف بزنند یا فیت تحت تاثیر جادو و مواد مخدر باشد اما جیکوب حقیقت را می‌گوید. او هیچ اعتقادی به دین و آیین ژوزف ندارد و تنها در خدمت خانواده است چون برادرانش را دوست دارد. او در جملات پایانی خود می‌گوید که همه چیزهایی که ژوزف قبلا به وی گفته حقیقت داشته‌اند. این جمله زمانی تاثیر بیشتری روی بازیکن می‌گذارد که وی درک کند، کلمات گفته شده آخرین کلمات یک مرد قبل از مرگ هستند. با این توضیحات یک بار دیگر به سراغ آخرین کلمات جان سید بروید، اگر ژوزف درست گفته باشد چه؟!

جیکوب شخصیتی جالبی دارد، او گرگ‌ها را آموزش می‌دهد و کسانی که بخواهند در مقابل فرقه ایستادگی کنند را به نحوی جالب از بین می‌برد، او کسانی که دستگیر می‌کند را مجبور به کشتن متحدین خود کرده و این بلا را حتی سر دپیوتی هم می‌آورد! در واقع او نیز از تاکتیک mind control استفاده کرده اما شیوه استفاده جیکوب با فیت متفاوت است. در حالی که فیت وعده دهنده است و طرف مقابل را به آمدن به سمت رستگاری دعوت می‌کند، جیکوب دشمن خود را می‌ترساند و او را مورد تهدید قرار می‌دهد. جیکوب شما را از جهنم می‌هراساند و فیت شما را به بهشت دعوت می‌کند! تفاوت‌های زیادی بین این دو کاراکتر دیده می‌شود اگرچه هر دو تقریبا از یک تاکتیک مشابه استفاده می‌کنند. بعدا جیکوب به دلیل اختلال PTSD از خدمت در ارتش معاف شده و جان و ژوزف او را پیدا کرده و به استخدام فرقه در می‌آورند. PTSD بیشتر در افراد نظامی و کسانی که عزیزی را از دست داده یا اتفاق تلخی را تجربه می‌کنند رخ می‌دهد و از نظر روانشناسی یک بحث کاملا جدا و تخصصی است که صحبت در مورد آن در حوصله این مقاله نیست منتهی به صورت خیلی خلاصه بدانید که فردی که از این مشکل رنج می‌برد علائمی چون افسردگی، عصبانیت شدید، کابوس‌های شبانه و حالت آماده باش را همواره همراه خود دارد. نحوه شست و شوی مغزی دادن جیکوب به اسیرانش استفاده از موزیک است و از همین راه نیز گرگ‌ها را رام می‌کند. زمانی که دپیوتی در زندان جیکوب سید به سر می‌برد دریافتیم که یکی دیگر از شیوه‌های شکنجه جیکوب سید، گرسنه نگه داشتن اسیران خود برای چند روز است. جیکوب خیلی خوب بلد است که زندانی‌های خود را از لحاظ جسمی و روحی نابود کند و آن‌ها را به فرمان خود در آورد. شکنجه‌های جیکوب با شکنجه‌های جان کمی متفاوت بوده و به نظر هوشمندانه تر می‌آیند. اگر دقت کرده باشید با وجود نظامی بودن جیکوب، او زیاد با شکنجه و دردهای فیزیکی میانه‌ای ندارد، شخصیتی به شدت باهوش و استراتژیک که خیلی خوب بلد است دشمن خود را از پای درآورده و از وی به عنوان یک سرباز برای کشتن دشمنانش استفاده کند. هوش نظامی Jacob Seed در کل سری فارکرای بی‌بدیل است و وی را تبدیل به شخصیتی خاص می‌کند. او همچنین از حیوانات در مبارزات خود استفاده می‌کند و از این نظر نیز بین دیگر شخصیت‌های بازی متفاوت است. با وجود زخم‌هایی که روی سر و صورت این مرد می‌بینیم، جیکوب کاراکتری خوشتیپ است که در لباس نظامی شخصیتی مقتدر به نظر می‌رسد. نکته دیگری که در مورد این کاراکتر وجود دارد، مذهبی نبودن اوست. برخلاف دو برادر دیگر، به هیچ عنوان در بازی اشاره‌ای به مذهبی بودن جیکوب نمی‌شود، او به خاطر عقاید و باورهایش از ژوزف مراقبت نمی‌کند، بلکه این کار را تنها برای علاقه‌اش به او انجام می‌دهد. در حالی که جان عمیقا به ژوزف و درستی‌اش اعتقاد دارد، در جیکوب چنین اعتقادی دیده نشده و یا حداقل بروز داده نمی‌شود. او حتی در یکی از دیالوگ‌هایش حرف جالبی می‌زند:

نمی‌دونم که اون [ ژوزف سید ] واقعا با خدا حرف می‌زنه یا نه … مهم نیست، بشریت یک بار دیگه در بحران ئه

این دیالوگ مشخص می‌کند که راست یا دروغ بودن اعتقادات ژوزف برایش هیچ اهمیتی ندارد. از کودکی جیکوب سعی در حفاظت از برادرانش داشته و اکنون هم همین است. او مثل جان و فیت از ژوزف نمی‌ترسد بلکه او را خیلی هم دوست دارد. دیگر مدرکی که ثابت می‌کند که باورهای فرقه برای جیکوب اهمیت چندانی ندارند بدن اوست! هیچ خالکوبی قابل مشاهده‌ای روی بدن جیکوب وجود ندارد، حال این قضیه را با سه کاراکتر منفی دیگر بازی مقایسه کنید. زمانی که جیکوب کلمات پایانی‌اش را ادا می‌کند نیز حرف جالبی می‌زند.

 تو دقیقا همون کاری رو انجام دادی که اون می‌گفت و تو این رو نمی‌دونستی

این جمله را در حالی بیان می‌کند که قبل از آن نیز به این نکته که دنیا در ورطه سقوط است اشاره کرده. جیکوب نیز به بیان دیگر، حرف جان را تکرار می‌کند. با تکیه بر صحبت‌های این دو شخصیت می‌توان به این نتیجه رسید که قضیه اصلا دنیای آخرت و روز معاد نیست! بحث مربوط به همین دنیای فعلی می‌شود. این نکته را نیز باید در نظر گرفت که شاید درو هولمز اصلا اعتقادی به جهان پس از مرگ ندارد و بهشت و جهنم را در همین دنیای فانی می‌بیند. جیکوب سید کاراکتری نیست که بتوان از طریق وی به باورهای فرقه تسلط یافت. او برادر با ایمان و معتقد خانواده نیست و آن چه دیگران می‌گویند برایش اهمیتی ندارد.

روش‌هایی که جیکوب در شکنجه‌های خود استفاده می‌کند نشان از هوش بالای نظامی وی دارند. او معمولا به صورت فیزیکی به اسیران خود ضربه نمی‌زند و بیشتر سعی می‌کند از نظر روانی آن ها را تسلیم کند.

مهم‌ترین کاراکتر منفی بازی و به طور کلی اصلا مهم‌ترین کاراکتر Far Cry 5 کسی نیست به جز Joseph Seed! کسی که خود را پیامبر خدا می‌داند و به مردم می‌گوید که خدا با وی حرف می‌زند. ژوزف سید که خود را The Father هم می‌نامد متاسفانه نسبت به Pagan و Vaas نقش کمتری در این نسخه فارکرای دارد وگرنه می‌توانست تبدیل به یکی از برترین شخصیت‌های منفی تاریخ شود. البته کماکان این مرد از Pagan شخصیت پردازی بهتری دارد اما خب به نظر نمی‌رسد بتواند در حد و اندازه‌های Vaas باشد. از زمانی که با هلی کوپتر پا به Hope County می‌گذارید مجسمه Joseph Seed را می‌بینید و تا پایان نیز با هر آنچه که رو به رو می‌شوید انعکاسات حضور ژوزف سید هستند. او واقعا معتقد است که از سوی خدا انتخاب شده و در حال جمع کردن پیروان و ایجاد فرقه‌ای به نام Eden’s Gate است. تضاد شخصیتی در Joseph Seed بیداد می‌کند! او خانواده خود را قربانی می‌کند و برای رسیدن به هدفش هیچ مشکلی با کشتن، شکنجه کردن و غارت کردن دیگران ندارد. از طرفی دیگر، پدر بارها به دپیوتی رحم کرده و حتی زمانی که جان سید از دپیوتی خسته می‌شود، پدر به وی اجازه کشتن دپیوتی را نداده و اصرار به هدایت کردن او دارد. حتی پس از این که شما کل خانواده Seed را بکشید باز هم مورد مرحمت ژوزف قرار می‌گیرید! نمی‌توان گفت ژوزف بی رحم است یا مهربان! هرگز حرکاتش قابل پیش بینی نیستند. او را در قسمت‌های مختلف بازی با لباس‌های گوناگونی می‌بینیم اما خالکوبی‌های بدن وی زمانی که لباس بر تن ندارد مفاهیم جالبی را به بازیکن می‌رساند. او می‌گوید که صدایی درونی او را راهنمایی کرده و از نقشه‌های خدا مطلع است. علاقه زیادی به دانستن راجع به مذهب دارد و قبلا شغل‌های زیادی را انتخاب کرده و عموما اخراج شده است. ژوزف سید بعد از این که برادرانش را پیدا می‌کند فرقه Eden’s Gate را به کمک آن‌ها راه می‌اندازد.

اگرچه به نظر می‌رسد با توجه به اقداماتی که توسط وی در بازی دیده‌ایم Joseph Seed یک کاراکتر بی رحم و روانی باشد اما در مکالمات مستقیم با دپیوتی به نظر می‌رسد که ژوزف از همچین ویژگی‌هایی مبرا باشد! همان طور که گفته شد او بارها و بارها به دپیوتی رحم کرده و فرصت رستگار شدن داده است حتی بعد از مرگ اعضای خانواده‌اش. او هیچ رغبتی به کشتن یا شکنجه کردن دپیوتی و دوستانش نداشته، موضوعی که در قالب یک آنتاگونیست عجیب جلوه می‌دهد. به طور کلی نرمال ترین شخص خانواده Seed همین ژوزف است. علی رغم آن چه به نظر می‌رسد، ژوزف می‌تواند فردی مهربان باشد، برای پیروانش هم اهمیت قائل است. او شاید از دید قانون یک یاغی باشد اما از دید پیروانش واقعا حکم یک پیغمبر را دارد چه از لحاظ اخلاقیات و چه از لحاظ بقیه مسائل. ژوزف سید شخصیتی کاریزماتیک داشته و قطعا می‌تواند در زمره دوست داشتنی‌ترین کاراکترهای تاریخ بازی‌های یوبی سافت خود را جای دهد. نکته‌ای ناتمام را کمی پیش در مورد خالکوبی‌های این شخصیت ذکر کردیم، اگر دقت کنید زمانی که Joseph Seed لباسی بر تن ندارد کلمات و واژه‌هایی روی بدنش حک شده‌اند. کلماتی چون Lust ( شهوت ) Greed ( طمع ) Pride ( غرور ) و چند کلمه دیگر که واضح است گناه‌هایی هستند که ژوزف باید از آن‌ها دوری کند. با توجه به قضایایی که راجع به ژوزف و فیت گفته شد، او قطعا گناه Lust را مرتکب شده است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که این‌ها گناهانی هستند که او در طول زندگی‌اش مرتکب شده است. عنوان Far Cry 5 اندینگ‌های مختلفی دارد که هر اندینگ می‌تواند باز هم تفسیری کاملا جداگونه داشته باشد. در نهایت به نظر می‌رسد که Joseph Seed سمبل یک پیامبر دروغین و از زاویه دید دیگر، سمبل یک خدای دروغین است. Joseph Seed اجازه نمی‌دهد که در Hope County کسی خلاف اعتقاداتش عمل کند! تمامی مردم این منطقه باید به فرقه Joseph Seed گرایش پیدا کنند تا به رستگاری برسند. به طور کلی ژوزف یا شما را می‌کشد و یا مجبورتان می‌کند که وی را به عنوان یک پیامبر حقیقی بپذیرید، موضوعی که می‌توان ساعت‌ها نشست و درباره‌اش بحث کرد منتهی با توجه به یک سری محدودیت‌ها، از توضیح بیشتر در این باره معذوریم و ادامه بحث و نتیجه گیری را به خود خوانندگان می‌سپاریم.

Joseph Seed یا The Father که به عنوان رهبر Eden’s Gate بدون شک یکی از بهترین کاراکترهای تاریخ یوبی‌سافت است. بدن وی پر از خالکوبی‌هایی است که هر کدام بیانگر داستانی هستند و هر قطعه‌شان مفهومی را می‌رساند.

جدای از بحث گیم پلی و گرافیک بازی، Far Cry 5 یکی از بهترین بازی‌های تاریخ یوبیسافت به لحاظ شخصیت‌پردازی و روایت داستان است. درو هولمز بعد از شاهکار BioShock Infinite یک بار دیگر توانایی‌ها و پتانسیل‌های خود را نشان داد و امیدواریم در سال‌های آینده آثار بیشتری از این نویسنده توانمند ببینیم. Far Cry 5 به همراه کاراکترهایش که هر کدام سمبل و نماینده ویژگی خاصی هستند از نظر داستانی تبدیل به یکی از بهترین‌های سال ۲۰۱۸ شده و یک سوژه فوق العاده برای افرادی است که می‌خواهند صحبت‌های ضددینی خود را به کرسی بنشاند. به عنوان نکته پایانی لازم به یادآوری است که در دیالوگ‌های نوشته شده لودینگ بازی چند جمله جالب به چشم می‌خورد که خواندن آن‌ها را نیز به خودتان واگذار می‌کنیم منتهی از میان تمام این نوشته‌ها یکی از جملات بیش از همه جلب توجه می‌کرد که بهتر است به عنوان حسن ختام این مقاله آن را برای شما بازگو کنم.

و من یک اسب سفید رو دیدم… و جهنم اون رو دنبال می‌کرد

1
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید