کهکشان رنگارنگ | پیش نمایش بازی Battleborn

۸ فروردین ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۰

تا چند سال پیش، همه از عناوین شوتر اول شخص انتظار خشونتی واقع‌گرایانه و افسار گسیخته داشتند. حتی، وجود خشونت و واقع‌گرایی در این بازی‌ها تبدیل به استانداردی شده بود که اگر سازنده‌ای از پذیرفتن آن اجتناب می‌کرد، بازی‌اش محکوم به شکست می‌شد. این دیدگاه سنتی و قدیمی اما چند سال پیش و با ظهور پدیده‌ای به نام Borderlands به کلی رد شد. Borderlands یک بازی ساختار شکن بود، یک بازی آوانگارد به تمام معنا! کاری که گیرباکس (Gearbox) با Borderlands کرد شبیه به کاری بود که ژان لوک گدار (Jean-Luc Godard) کارگردان شهیر فرانسوی (و پدر موج نوی سینمای فرانسه) با از نفس افتاده (Breathless 1960) در اوج دوران شکوه سینمای کلاسیک کرد. استودیو گیرباکس تمامی استانداردهایی که طی سالیان دراز توسط سری بازی‌هایی چون Medal Of Honor و Call Of Duty برای این سبک نوشته بودند را دستخوش تغییر کرد و راه خودش را در پیش گرفت. در حالی که همه انتظار یک شکست بزرگ را برای استودیویی که روزی دست به خلق بازی Brothers In Arms زده بود داشتند، Borderlands عرضه شد و دست به خلق یک شگفتی زد. این عنوان با سبک گرافیکی Cell-Shade خود، همگان را به تحسین وا داشت. بازی پر بود از شوخی‌های لفظی و دیالوگ‌هایی که به هجو عناوین مختلف می‌پرداختند. مکانیزم‌هایی در گیم پلی بازی به کار گرفته شده بود که برای عنوانی در سبک شوتر اول شخص کاملاً بدیع و نو بودند. تمام این مسائل دست به دست هم دادند و Borderlands را تبدیل به موفق‌ترین بازی استودیو گیرباکس تا آن زمان کردند. پس از آن دو نسخه دیگر از سری Borderlands هم به بازار آمد، یکی Borderlands 2 که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد (و با کسب نمراتی خیره کننده، تبدیل به موفق‌ترین ساخته Gearbox شد) و دیگری عنوانی فرعی از این سری با نام Borderlands: The Pre-sequel که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد و البته نتوانست همچون دو نسخه قبلی سری خوش بدرخشد. با آغاز نسل هشتم و در حالی که همه انتظار معرفی نسخه جدیدی از Borderlands را داشتند، گیرباکس طی اقدامی هوشمندانه تنها دست به عرضه Borderlands: The Handsome Collection زد که شامل نسخه بازسازی شده دو بازی Borderlands 2 و Borderlands: The Pre-sequel بود. حال، آن‌ها تصمیم گرفته‌اند که کمی از دنیای Borderlands فاصله گرفته و عنوانی کاملاً جدید را در نسل هشتم به بازار عرضه کنند، عنوانی به نام Battleborn که از برخی جهات وام‌دار Borderlands است ولی آمده تا به همگان ثابت کند که گیرباکس فقط در ساختن Borderlands مهارت ندارد بلکه آن‌ها از استعداد سرشارشان می‌توانند در ساخت هر عنوان دیگری نیز استفاده کنند.

جدیدترین فرزند گیرباکس اولین بار از طریق مجله Game Informer و در ماه جولای سال ۲۰۱۴ معرفی شد. از سال ۲۰۰۹ که گیرباکس دست به خلق Borderlands زده بود، این شرکت هیچ‌گاه به سراغ ساخت عنوانی کاملاً جدید نرفته بود و صرفاً به بسط دادن جهان Borderlands بسنده کرده بود، به همین علت بازی‌بازان بسیار مشتاق تجربه Battleborn شدند. راستش من هم به شخصه بسیار خوشحال شدم که گیرباکس تنها به نام و اعتبار Borderlands تکیه نکرده و به دنبال تجربه‌های جدید و نو است. از طرف دیگر، کنار گذاشتن Borderlands برای مدتی هم که شده، به سازندگان این فرصت را می‌دهد تا در مورد این سری محبوب بیشتر کار کنند و هر بار با دست پر نزد طرفداران بیایند. البته این اصلاً دور از ذهن نیست که همین الان هم گیرباکس تیمی جدا را مسئول ساخت نسخه جدید Borderlands کرده است، اما، در هر حال خیلی خوب است که با Battleborn، گیرباکس برای مدتی به آن سری استراحت بدهد. از همه این حرف‌ها که بگذریم، به خود Battleborn می‌رسیم، عنوانی که هنوز هم امضای گیرباکس زیر آن زده شده است و راه‌اش از دیگر عناوین شوتر اول شخص جداست. در ابتدا، بگذارید راجع به داستان بازی صحبت کنیم. در ابتدا و به علت سبک گیم پلی خاص Battleborn، برخی از هواداران تصور می‌کردند که بازی بخش داستانی و تک نفره ندارد و تنها شامل بخش چندنفره است (به مانند عناوین MOBA) ولی پس از مدتی گیرباکس این مسئله را تکذیب و خاطرنشان کرد که بازی دارای بخش داستانی هم خواهد بود. داستان Battleborn در مورد کهکشانی است که تمامی ستارگان و سیارات آن (که در بازی به نام Solus شناخته می‌شوند) طی اتفاقات مرموز و ناخوشایندی از بین می‌روند. اما، در حالی که هیچ امیدی باقی نمانده، قهرمانان دلیری از دل تنها سیاره‌ای که هنوز از بین نرفته است، به پا می‌خیزند و تصمیم می‌گیرند تا مسبب تمامی این سیه روزی‌ها و شور بختی‌ها را که وارلسی (Varelsi) نام دارد، نابود کنند. داستان بازی در نگاه اول بسیار ساده و سرراست به نظر می‌رسد، اما، سازندگان قول داده‌اند که پیچش‌های داستانی خاصی را در بازی قرار دهند تا بازی‌بازان از تجربه بخش داستانی بازی نهایت لذت را ببرند.

گیرباکس اینجا هم دست از شوخ طبعی برنداشته است

البته واقعاً هم باید گفت که تمرکز اصلی Battleborn بر روی ارائه یک گیم پلی جذاب و یک بخش چندنفره نفس‌گیر است، هر چند که امیدوار هستیم این گونه نباشد و سازندگان بخش داستانی را از یاد نبرند. در بازی ۲۵ شخصیت مختلف وجود خواهد داشت که هرکدام خصوصیات و ویژگی‌های خاصی را دارند که این ویژگی‌ها در گیم پلی بازی نیز تاثیر به سزایی خواهد داشت. از لحاظ ظاهری هم، شخصیت‌ها طیف وسیعی را پوشش خواهند داد تا همه بازی‌بازان (فارغ از سن، جنسیت و علایق‌شان) بر حسب سلیقه دست به انتخاب آن‌ها بزنند. از یک قارچ مبارز و عصبانی گرفته تا دختری مو طلایی که از پسران هم نترس‌تر است در میان شخصیت‌های بازی وجود خواهند داشت. از لحاظ طراحی شخصیت‌ها هم می‌توان به این نکته پی برد که Battleborn را گیرباکس ساخته است! چرا که طراحی شخصیت‌ها به شدت فانتزی، جالب و البته عجیب و غریب است و چندان هم بی‌شباهت به Borderlands نیست. با توجه به نمایش‌های بازی، می‌توان انتظار داشت که بازی از لحاظ دیالوگ‌ها در سطح بسیار خوبی قرار دارد و یک رگه شوخی و طنز در دیالوگ‌های شخصیت‌ها هست که بدون شک به هر چه بیشتر جذاب شدن بازی کمک می‌کند. در کل، تم اصلی داستان بازی که به شدت کلیشه‌ای به نظر می‌رسد، آن قدر کلیشه‌ای که حتی بزرگ‌ترین شوک‌ها و پیچش‌های داستانی هم نمی‌تواند آن را از باتلاق کلیشه‌ها برهاند، اما، در کل باید امیدوار بود که گیرباکس حداقل در پرداختن درست به این کلیشه‌ها خوب عمل کند و داستان بازی را طوری خلق کند که حداقل تا انتهای بازی مخاطبان را درگیر کند.

همه با هم، برای نجات کهکشان

بدون شک پس از مشاهده نمایش‌های مربوط به گیم پلی Battleborn، این مسئله به ذهن‌تان خطور کرده که چقدر این بازی شبیه به سری Borderlands است. البته منظور شباهت‌های این دو بازی از لحاظ حال و هوا، اتمسفر و البته سبک گرافیکی نیست، بلکه گیم پلی دو بازی است که از دیدگاه برخی (شاید هم همه) بازی‌بازان، شبیه به هم هستند. این مسئله هم درست است و هم نادرست. از طرفی، درست است، گیم پلی Battleborn شباهت غیر قابل انکاری به Borderlands دارد و تا حد زیادی وام‌دار این سری است، اما، یک کپی برداری محض از آن سری نیست. گیم پلی بازی شامل درگیر شدن با دشمنان ریز و درشتی می‌شود که از هر گوشه‌ای به سمت قهرمانان قصه هجوم می‌آورند و قهرمانان ما هم باید به سرعت هر چه تمام‌تر آن‌ها را قلع و قمع کنند. گیم پلی بازی بسیار سریع و دیوانه‌وار است و از این جهت، مقداری از Borderlands سریع‌تر است. در بازی مدام باید از این سو به آن سو بروید و گلوله‌های اسلحه‌تان را به سمت دشمنان بخت برگشته شلیک کنید. هر قدر که سریع‌تر باشید، موفق‌تر خواهید بود. سیستم اعتیاد آور Loot نیز در بازی تعبیه شده است و به نظر همچون Borderlands، این سیستم در Battleborn نیز نقش مهمی را ایفا می‌کند. در بازی سیستم ارتقای شخصیت هم وجود خواهد داشت. بله، درست خواندید، علاوه بر این که ۲۵ شخصیت قابل انتخاب در بازی وجود دارد، تمامی آن‌ها را می‌توانید به دلخواه مجهز به ابزارها و اسلحه‌های خاص کنید و مهارت‌های جدیدی را برای‌شان خریداری کنید یا حتی مهارت‌های خودشان را ارتقا دهید. همچنین در بازی با کسب امتیازهای XP سطح (Level) شخصیت شما ارتقا می‌یابد. این طور که از اخبار به گوش می‌رسد، در بازی ۱۰ سطح وجود خواهد داشت. همان گونه که می‌بینید، بازی شباهت‌های زیادی با عناوین MOBA دارد و افرادی که Battleborn را در زمره عناوین این سبک قرار می‌دهند، چندان هم بیراه نرفته‌اند، هر چند که سازندگان از اینکه بازی‌شان با عناوین سبک MOBA مقایسه شود بیزار هستند. همان طور که گفته شد ۲۵ شخصیت قابل انتخاب در بازی وجود دارد. هر کدام از این ۲۵ شخصیت علاوه بر داشتن ظاهر خاص خود، ویژگی‌های مختلف و متنوعی را دارند. مثلاً، برخی از شخصیت‌ها با اسلحه سرد می‌جنگند و برای مبارزه‌های نزدیک و تن به تن باید از آن‌ها استفاده کرد. برعکس، بعضی از شخصیت‌ها هم هستند که در کار با اسلحه‌های دوربرد مهارت دارند و از آن‌ها می‌توان برای مبارزه‌هایی استفاده کرد که با دشمنان قوی‌تری رو به رو هستید. هر کدام از شخصیت‌ها یک اسلحه خاص و منحصر به فرد را دارند که طیف اسلحه‌های بازی انواع مسلسل‌ها و تفنگ‌های دوربرد، شمشیرها و سلاح‌های سرد و حتی یک تیر و کمان را در بر می‌گیرد. همین وجود ۲۵ شخصیت قابل بازی، باعث می‌شود تا Battleborn تا مدت‌ها تبدیل به خانه اول و آخر بازی‌بازان شود. دشمنان بازی هم به شکل شگفت انگیزی متنوع هستند. از دشمنان کوچک‌ و ضعیف گرفته تا غول‌های بزرگ چند متری، همه و همه در بازی وجود خواهند داشت و مبارزه با هر یک نیازمند استراتژی خاصی است. گیم پلی بازی به گونه‌ای خواهد بود که در طول بازی، شما به یک استراتژی خاص متکی نباشید و تا انتهای بازی با همان استراتژی پیش نروید، بلکه روش‌ها و تاکتیک‌های گوناگون را در پیش بگیرید.مسئله بعدی در مورد هوش مصنوعی دشمنان است. این بازی تا کنون علاوه بر داشتن کنفرانس‌های خصوصی برای منتقدان سایت‌های معتبر (که منتقدان توانستند طی آن کنفرانس‌ها از نزدیک به تجربه بازی بپردازند) نسخه بتایی هم برای بازی‌بازان داشته است و به همین جهت، سازندگان به خوبی از نقاط ضعف و قوت بازی خود مطلع شدند. یکی از نقاط قوت Battleborn طی اعلام تست کنندگان بازی، هوش مصنوعی بسیار خوب و پویای دشمنان است. افرادی که از نزدیک موفق به تجربه Battleborn شده‌اند، هوش مصنوعی دشمنان را چالش برانگیز و بسیار خوب توصیف کرده‌اند، به همین جهت، می‌توان امیدوار بود که تجربه بخش تک نفره و داستانی بازی به اندازه بخش چند نفره آن، جذاب و دوست داشتنی باشد. همچنین، بخش Co-Op نیز در بازی وجود خواهد داشت که به وسیله آن، می‌توانید مراحل داستانی بازی را با همراهی ۴ نفر از دیگر بازی‌بازان تجربه کنید. درست است که سازندگان تمرکز زیادی بر روی به وجود آوردن یک سیستم هوش مصنوعی پایدار و خوب داشته‌اند، اما، این موضوع که بازی کردن با دیگر بازی‌بازان از جذابیت فوق‌العاده بیشتری برخوردار است، مسئله‌ای کتمان ناپذیر است. همچنین، از آن جایی که اعلام شده بخش Co-Op بازی از ۵ بازی‌باز پشتیبانی می‌کند، می‌توان انتظار داشت که قهرمانان داستان در قالب گروهی ۵ نفره به دنبال نجات دادن کهکشان خواهند بود. چندی پیش هم اعلام شد که بازی همچون سریال‌های تلوزیونی، به صورت اپیزودی خواهد بود (البته تمامی اپیزودها در همان نسخه روز اول بازی موجود است و قرار نیست تا همچون Hitman عرضه شود) و شامل یک بخش مقدمه و سپس ۸ بخش خواهد بود. البته، حتی برای تجربه بخش تک نفره بازی هم باید به سرورهای بازی متصل شوید و تجربه بازی به صورت آفلاین امکان پذیر نیست و با این حساب، Battleborn هم به جرگه بازی‌های تمام آنلاین اضافه شده است.

گیم پلی بازی سریع، دیوانه‌وار و جذاب است

اما، از بخش تک نفره که بگذریم، به بخش چند نفره می‌رسیم که از قضا سازندگان مانور بسیاری روی آن داده‌اند. در هنگام عرضه بازی سه حالت (Mode) برای بخش چندنفره وجود خواهد داشت، به نام‌های Meltdown، Incursion و Devastation. در ابتدا، بگذارید به حالت Meltdown بپردازیم چرا که این حالت برای اهالی رسانه در کنفرانس‌های گیرباکس قابل بازی بوده و اطلاعات خوبی از آن منتشر شده است. در این حالت، بازی‌بازان به ۲ گروه تقسیم می‌شوند و باید مینیون‌های خود را به دل میدان نبرد هدایت کنند تا بتوانند امتیاز جمع آوری کنند. هر مینیونی که با موفقیت به آن قسمت از میدان جنگ برسد، یک امتیاز مثبت را برای تیم خود به دست خواهد آورد. در پایان، هر تیمی که بیشترین امتیاز را به دست آورد، برنده بازی خواهد بود. در این حالت، مقر دو تیم در دو نقطه متضاد از نقشه قرار خواهد داشت. بازی‌بازان در شروع این حالت، همگی در سطح ۱ قرار خواهند داشت، اما، با کشتن دشمنان و انجام دادن کارهایی مشخص، سطح‌شان ارتقا خواهد یافت. افرادی که از نزدیک موفق به تجربه این بخش شده‌اند، آن را بسیار اعتیادآور و جذاب توصیف کرده‌اند. همچنین، شخصیت‌ها نیز به نظر همگی در مجموع در یک سطح قرار دارند و این طور نیست که یکی از شخصیت‌ها از بقیه قوی‌تر باشد. هر شخصیت در یک زمینه برتری دارد و در برخی زمینه‌ها ضعیف‌تر است، ولی چون این مسئله برای تمامی شخصیت‌ها صادق است، در مجموع شخصیت‌ها متوازن هستند. برای موفقیت در این حالت، همکاری تیمی مسئله‌ای حیاتی است و بازی‌بازانی که می‌خواهند بدون کمک بقیه به دل دشمن بزنند و همه را قلع و قمع کنند، بدون شک ناموفق خواهند ماند. دومین حالت بخش چند نفره بازی Incursion نام دارد. در این حالت، بازی‌بازان به دو گروه تقسیم می‌شوند و وظیفه پیدا می‌کنند تا مقر گروه دیگر را نابود کنند. این حالت بسیار شبیه به حالت سوم بخش چند نفره یعنی Devastation است، با این تفاوت که در آن حالت، بازی‌بازان نباید مقر گروه دیگر را نابود کنند بلکه باید با از بین بردن افراد گروه دیگر، مقر آن گروه را تصرف کنند. این طور که پیدا است، در این دو حالت بازی‌بازان به دو گروه ۵ نفره تقسیم می‌شوند و به مبارزه با یکدیگر خواهند پرداخت. نکته جالب اینجا است که گیرباکس این دو حالت را برای منتقدان به صورت قابل بازی قرار نداده است و به همین جهت، همه اطلاعاتی که از این دو بخش در دسترس می‌باشد را خود گیرباکس منتشر کرده است. همچنین گیرباکس اطلاعاتی را راجع به بسته‌های الحاقی که بعد از عرضه Battleborn در دسترس بازی‌بازان قرار خواهند گرفت منتشر کرده است. طبق اعلام گیرباکس، چند بسته الحاقی رایگان برای این بازی عرضه خواهد شد که در مجموع، ۵ شخصیت جدید را به بازی خواهد افزود. چندین و چند بسته الحاقی نیز به صورت پولی منتشر خواهد شد که آن‌ها نیز هر کدام موارد جدیدی را به بازی اضافه خواهند کرد. کسانی هم که Season Pass بازی را خریداری کنند به تمامی محتویات الحاقی که قرار است برای Battleborn منتشر شوند دسترسی خواهند داشت. در مجموع، به نظر می‌رسد که از لحاظ گیم پلی Battleborn حرف‌های زیادی را برای گفتن دارد و می‌تواند با بهترین عناوین سبک شوتر اول شخص رقابت کند. خوشبختانه این طور که از شواهد پیدا است، تلاش گیرباکس برای جدا نشان دادن راه Battleborn از بازی‌های سبک MOBA تنها در حد حرف نبوده و در عمل نیز آن‌ها سعی دارند تا بازی‌شان چندان شبیه به عناوین سبک MOBA نباشد. گیرباکس تلاش کرده تا Battleborn را تبدیل به عنوانی اصیل، زیبا و دوست داشتنی کند و روی کاغذ هم همه چیز خوب به نظر می‌آید، اما، باید تا زمان عرضه بازی صبر کرد و دید که این بازی چگونه عمل می‌کند.

سازندگان مانور زیادی روی بخش چند نفره Battleborn داده‌اند

گیرباکس یا پیکسار؟ مسئله این است

از لحاظ گرافیکی، گیرباکس با Borderlands سعی کرد تا خلاقیت و نوآوری را چاشنی کار خود کند و البته موفق هم بود. آن‌ها توانستند با استفاده از سبک گرافیکی Cell-Shade کاری کنند که پیش از آن در سبک شوتر اول شخص به هیچ وجه مرسوم نبود. آن‌ها نشان دادند که تنها گرافیک پر زرق و برق و وسوسه برانگیز نمی‌تواند مردم را به خرید یک بازی ترغیب کند و به همین جهت، کار آن‌ها از سوی بسیاری ستوده شد. حال، آن‌ها با تجربیاتی که از ساخت Borderlands به دست آورده‌اند، بار دیگر سعی داشته‌اند تا از لحاظ گرافیکی راه بازی‌شان را از دیگر عناوین روز جدا کنند و به شیوه‌ای “گیرباکسی” آن را طراحی کنند. آن‌ها سعی کرده‌اند تا از لحاظ گرافیکی، Battleborn را بسیار خوش رنگ و لعاب طراحی کنند و به این منظور، آن‌ها به وفور از رنگ‌های گرم و شاد استفاده کرده‌اند. بازی از لحاظ گرافیکی بسیار شبیه به انیمیشن‌های شرکت پیکسار (Pixar) است و چنین مسئله‌ای در سبک شوتر اول شخص اصلاً مرسوم نیست. آن‌ها حتی از یک نقاش کارتون کانادایی به نام میشل گانیه (Michel Gagné) برای طراحی محیط‌ها و طرح‌های گرافیکی دو بعدی استفاده کرده‌اند. یکی دیگر از نکاتی که باید به آن توجه کرد، طراحی بسیار خوب شخصیت‌ها است. آن‌ها هر کدام تیپ منحصر به فردی دارند و مشخص است که برای طراحی هر کدام، زمان زیادی صرف شده است. همچنین اعلام شده بود که سازندگان سعی دارند تا بازی بر روی هر دو کنسول اکس باکس وان و پلی استیشن ۴ با رزولوشن ۱۰۸۰p اجرا شود. در مجموع، از لحاظ گرافیکی بازی بسیار خوب به نظر می‌رسد و می‌تواند هواداران را راضی کند، هرچند که ممکن است عده‌ای به طور کلی موافق با این سبک گرافیکی نباشند.

برخی از قهرمانان بازی. طراحی آن‌ها فوق‌العاده است. محال است که به آن‌ها نگاه کنید و نا خودآگاه، تصویر برخی از شخصیت‌هایی که پیکسار خلق کرده از جلوی چشمان‌تان عبور نکند!

پیش به سوی بی‌کران و فراتر از آن

گیرباکس می‌خواهد موفقیت‌های Borderlands را این بار در لباسی جدید و با Battleborn تکرار کند. آن‌ها برخی از ویژگی‌های Borderlands را با برخی از خصوصیات بازی‌های سبک MOBA ترکیب کرده‌اند و برخی ویژگی‌های جدید را هم به آن ترکیب تزریق کرده‌اند و حاصل، معجونی به نام Battleborn شده است. در بازی ۲۵ شخصیت قابل انتخاب وجود دارد که برای طراحی هر یک مدت‌ها زمان صرف شده است و هر کدام، خصوصیات و ویژگی‌های خاص خود را دارند. با وجود آن که در اوایل معرفی بازی تصور می‌شد که این بازی تمام آنلاین است، سازندگان اعلام کرده‌اند که بازی دارای بخش داستانی و تک نفره هم خواهد بود و وقت زیادی روی این بخش صرف شده است. همچنین می‌توان بخش داستانی بازی را به صورت Co-Op و با همراهی ۴ بازی‌باز دیگر نیز تجربه کرد. بخش چند نفره بازی نیز که از قضا سازندگان مانور زیادی روی آن داده‌اند، شامل سه حالت اصلی به نام‌های Meltdown، Incursion و Devastation است، هر چند که ممکن است در آینده و با انتشار به روز رسانی‌هایی، تعداد حالات بخش چند نفره بیشتر شود. از لحاظ گرافیکی نیز بازی سبکی متفاوت را در پیش گرفته و بسیار شبیه به انیمیشن‌های شرکت پیکسار است. استفاده از رنگ‌های شاد نیز حال و هوای خاصی به بازی داده است. در کل به نظر می‌رسد که Battleborn تبدیل به عنوانی سرگرم کننده و دوست داشتنی می‌شود، اما، این مسئله منوط به این است که همه چیز درست پیش برود و بازی همچون نمایش‌ها خوب و جالب توجه باشد. باید منتظر ماند و دید که آیا Battleborn می‌تواند موفقیت‌های Borderlands را تکرار کند یا خیر. Battleborn در سومین روز از ماه مِی سال ۲۰۱۶ (مصادف با ۱۴ اردیبهشت سال ۱۳۹۵) برای پلتفرم‌های اکس باکس وان، پلی استیشن ۴ و رایانه‌های شخصی منتشر خواهد شد.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید