در تصادم زمین و آسمان، شب و روز، سیاه و سفید، جای و لحظه‌ای که آن‌ها خود را تمایز می‌دهند، امر غیرممکن خود را ممکن می‌کند و این اختلاط است که منجر به تولد چیزی جدید، نوعی جدید و سبکی جدید می‌شود. سبکی که ما به آن رئالیسم جادویی می‌گوییم. سبکی که غنای آن، قدمتی دور و دراز در ادبیات دارد، زمانی که نویسندگان و هنرمندان با ماورای وجود و خلقت، همچون به سادگی آب خوردن، چون آلتی بی‌شیله‌پیله برخورد می‌کردند که به آن‌ها امکان خلق هرچه بیشتر و بهتر آثاری را می‌داد که عجیب‌تر و عجیب‌تر از هر چیزی بودند که عجیب یاد می‌شد.

وقتی غیرممکن عادی می‌شود؛ رئالیسم جادویی در بازی‌ها | گیمفا

در مجاورت ژانرها

رئالیسم جادویی دقیقا جهانی را متصور می‌شود که اساسا واقعی و روزمره است، در حالی که امر غیرعادی، محتاطانه و آهسته آهسته در این واقعیت عادی رخنه می‌کند و بدون توضیح و بدون شکستن منطق جهان در آن استقرار می‌یابد. شخصیت‌های داستان اما، با این ترکیب عجیب به گونه‌ای برخورد می‌کنند که با هر چیز می‌کردند: ساده، عادی و روزمره.

تفاوت این ژانر با فانتزی در چیست؟ خب، همان‌طور که گفتیم تفاوت اجرا و برخورد با ماوراالطبیعه است، به گونه‌ای که در رئالیسم جادویی امر عجیب و غیرعادی به شکلی در واقعیت حلول می‌یابد که توضیحی برای آن الزام نیست، در حالی که در فانتزی توضیح و عجایب شخصیت‌ها از امر مربوطه پیدا هستند.

برای مثال، جادو به عنوان موضوعی در جهان آثار وجود خواهد داشت که در فانتزی با عجایب و برخورد دراماتیک شخصیت‌ها با آن توضیح داده می‌شود و در رئالیسم جادویی، اما به سادگی با آن چون امری عادی در جهان عادی برخورد می‌شود که تنها وجود دارد.

این تفاوت بسیار مهم است، چرا که بازی‌ها، معمولا جهان‌هایی دارند که بازیکن باید قوانین آن‌ها را یاد بگیرد و با آن‌ها اخت شود.

وقتی غیرممکن عادی می‌شود؛ رئالیسم جادویی در بازی‌ها | گیمفا

بازی‌ها چگونه پیاده می‌کنند؟

بازی می‌تواند با ادراک بازیکن بازی کند، به عنوان چیزی که نه در سینما و نه در باقی مدیوم‌ها، بلکه تنها در همین دنیای تعاملی بازی‌ها ممکن است. بازیکن می‌تواند به کسی تبدیل شود که دقیقا همین دنیاهای عجیب رئالیسم جادویی را شخصا تجربه می‌کند و در آن‌ها قدم می‌زند. این حس به تجربه‌ای اتمسفریک و عمیق با دنیایی جدید می‌انجامد که منجر به حسی از وجد و تازگی می‌شود.

فرض کنید که مردی مرده، کنده از گوشت و پوست، روی سفره‌ای می‌نشیند. این روی کتاب توضیحی است که منجر به تعجب می‌شود و ذهن را با یک حس وجد آمدن پاداش می‌دهد. در حالی که در بازی می‌توان با آن مرد حرف زد، کنارش نشست، یا شاید هم او را کتک زد. مدیوم بازی به ما به عنوان مخاطب کمک می‌کند تا ذره‌ای از طعم دنیاهایی که آرزو می‌کنیم در آن‌ها بودیم را بچشیم. دنیاهایی که شاید خیلی زشت هم باشند، اما زشت و زیبای‌شان همواره زیبا باشد، چرا که در نهایت حس خواهیم کرد که عضوی از آن‌ها هستیم، کاری می‌کنیم و کسی هستیم.

رئالیسم جادویی در بازی، فقط چیزی نیست که بازیکن مشاهده می‌کند، چیزی است که بازیکن در آن زندگی می‌کند. بازی ‌می‌تواند امر جادویی را از یک «عنصر روایی» به یک «عنصر تجربی» تبدیل کند و این منجر به تجربه‌ای می‌شود که توصیف‌ناپذیر است. توصیف‌ناپذیر.

وقتی غیرممکن عادی می‌شود؛ رئالیسم جادویی در بازی‌ها | گیمفا

در Kentucky Route Zero ما به‌مانند موجودیتی می‌مانیم که در تلاش است راه خود را در دنیایی پیدا کند که معنای پیش‌فرض او را پس می‌زند. دنیایی که چنان محلولی می‌ماند که گویی خود را گم کرده، که گویی خود را از نو تعریف کرده. انگار که ما در تجربه‌ای غرق می‌شویم که همزمان می‌شناسیم و همزمان نمی‌شناسیم.

واقعیت چیست؟ واقعیت هرچیزی است که اتفاق بی‌افتد و در KRZ خیلی چیزها اتفاق می‌افتند و همه آن‌ها با آرامش و سادگی برخورد می‌شوند. این نمونه بارز رئالیسم جادویی در بازی‌هاست که در جهانی رمزآلود و سنگین جمع‌آوری شده و به خورد مخاطب رفته.

بازی‌ها به خوبی می‌توانند در مرز واقعیت و توهم، خیال و جادو، منطق و غیرمنطق بخزند و به راحتی تجربه‌ای از دنیایی واقعا جدید و جالب برای کشف را تحویل بدهند. آدم‌ها، آدم‌ها هنوز کار‌ می‌کنند، پول ندارند، عاشق می‌شوند، شکست می‌خورند، با مرگ مواجه می‌شوند و این بازی‌ها هستند که قابلیت نه تنها تماشا بلکه تجربه این امور را بیش از یک بار در زندگی حوصله‌سربرمان به ما بدهند.

در رئالیسم جادویی همواره اموری مانند اقتصاد، فقر، تنهایی، مرگ و رنج موج می‌زنند و در KRZ و بازی‌های مشابه که در این ژانر در بازی‌ها تجربه می‌شوند هم وجود بالقوه‌ای دارند. همانطور که گفته شد در همین KRZ هم می‌توانیم به راحتی غرق افکار بازی شویم و خود را حول محوری بیابیم که در اقتصاد مرده، فقر، تنهایی و بیگانگی فرو رفته و بد گیر کرده.

وقتی غیرممکن عادی می‌شود؛ رئالیسم جادویی در بازی‌ها | گیمفا

در Night in the Woods می‌توانیم خود را در مدار زندگی روزمره در شهری کوچک با مشکلات اقتصادی و بحران هویت پیدا کنیم که در مجاورت عناصری قرار بگیریم که به تدریج واقعیت جهان را متزلزل کند. این بازی موقعیت اجتماعی و و موقعیت غیرواقعی را به خوبی به نفع یک روایت عمیق ترکیب می‌کند و آن را تراش‌کاری می‌کند تا که در نهایت با تجربه‌ای طرف باشیم که خود عجیب و خود آشناست و غریب.

وقتی غیرممکن عادی می‌شود؛ رئالیسم جادویی در بازی‌ها | گیمفا

سورئالیسم چی؟

اگر با خود فکر می‌کنید که رئالیسم جادویی همان سورئالیسم است که منطق واقعیت را زیر سوال می‌برد، اشتباه می‌کنید. چرا که سورئالیسم عمدا واقعیت را مختل می‌کند تا روایت خود را پیش ببرد اما رئالیسم جادویی تنها آن را دستکاری می‌کند و ریشه‌اش را نمی‌کَنَد.

سورئالیسمواقعیت مخدوش و منطق رویا
رئالیسم جادوییواقعیت جادویی و منطق واقعیت

پس بنابراین می‌توان گفت که تفاوت ژانری این دو در منطق روایت است که حول منطق رویا یا واقعیت است.

وقتی غیرممکن عادی می‌شود؛ رئالیسم جادویی در بازی‌ها | گیمفا

واقعیت جایگزین

شاید و تنها شاید، مسئله رئالیسم جادویی این نباشد که جهان را غیر واقعی کنیم؛ شاید مسئله این باشد که نشان دهیم خود واقعیت همواره به اندازه‌ای که تصور می‌کنیم منظم و قابل توضیح نیست. شاید مسئله این باشد که واقعیت، واقعیتی دیگر می‌تواند باشد و جهان‌ها می‌توانند متفاوت باشند.

خاطراتی که برمی‌گردند. خواب‌هایی که از واقعیت واقعی‌تر به نظر می‌رسند. اتفاقاتی که نمی‌توانیم برایشان معنی مشخصی پیدا کنیم. همه اینها می‌توانند جهانی دیگر برایمان بسازند که تجربه کردیم و نکردیم. ما بسته به افکارمان هستیم.

پایان

چرا وقتی یک اتفاق غیرممکن رخ می‌دهد شخصیت‌ها تعجب نمی‌کنند؟ شاید پاسخ در این باشد که رئالیسم جادویی نمی‌خواهد که جهان را از واقعیت جدا کند. بلکه می‌خواهد نشان دهد که واقعیت خودش می‌تواند عجیب باشد. و بازی‌های ویدیویی امکان ویژه‌ای برای این کار دارند. بازی‌ها می‌توانند جهانی بسازند که در آن امر غیرممکن نه یک حادثه، بلکه بخشی از واقعیت روزمره است.

جهان بازی‌ها خود می‌تواند رئالیسم جادویی باشد.

Nemesis The GreatAshen undead the bearerAliiosRazielبدنام ایرانیᴵ ᴬᴹBurgerPants