روزی روزگاری: قاتلی مرموز در شبی مهآلود | نقد و بررسی بازی Face Noir

آیا از آن دسته از افرادی هستید که دیوانه بازیهای اشاره و کلیک هستند؟ آیا وقتی یک معما را بعد از چندین ساعت حل میکنید چشمانتان برق میزند و دوست دارید برای بقیه هم تلاشهایتان را تعریف کنید؟ شرلوک هولمز، پوآرو، بروس وین، ساموئل گوردون و…. از جمله کاراکترهایی هستند که لحظات به یادماندنی را برایمان در بازیهای ادونچر اشاره کلیک و سوم شخص ساختند. بازی واقعا یاد روزهایی که تمام دغدغه سازندگان ساخت داستان و معماهای جذاب بود به خیر باشد. باور کنید آن روزها هم هر کس میخواست بازی چندنفره میکرد و هرکس میخواست بازی داستانی و اصلا اینها تداخلی به هم نداشتند. اما امروزه کار به جایی رسیده که این نوع بازیها بسیار کمیاب شدهاند و حتی استودیوهایی که قبلا تمام تلاششان ساخت بازیهای داستانی زیبا بود، اکنون یا تعطیل شده یا تمرکزشان روی بازیهای مولتیپلیر است.
بازی که امروز میخواهیم برای شما عزیزان گیمفا نقد و بررسی کنیم، Face Noir نام دارد. احتمال این که نام بازی را شنیده باشید چندان زیاد نیست( البته اگر دیوانه این نوع بازیها نباشید) اما این عنوان از عناوینی است که نه میتوان شاهکار خواند و نه یک عنوان ضعیف و بدون ارزش بازی. کاملا برعکس، Face Noire کاملا ارزش بازی و بررسی را دارد، اما نه به دلایل کلیشهای. وقتی نام این بازی را میشنوید چه حسی بهتان دست میدهد؟ یاد L.A Noire میافتید؟ یاد لسآنجلسی تاریک و با اتمسفری دودناک و خاص؟ جالب است بدانید Face Noire یک اصطلاح فرانسوی است و به معنای وجهه تاریک انسان است. استودیوی ایتالیایی Mad Orange با معرفی این بازی قصد داشت فضای Film noir موجود در سینما را باری دیگر به هنر هشتم بکشاند. Face Noire به عنوان اولین قسمت یک دوگانه معرفی شد که متاسفانه قسمت دوم این بازی هیچگاه به دلایل مالی عرضه نشد.

بازی که امروز میخواهیم برای شما عزیزان گیمفا نقد و بررسی کنیم، Face Noir نام دارد. احتمال این که نام بازی را شنیده باشید چندان زیاد نیست( البته اگر دیوانه این نوع بازیها نباشید) اما این عنوان از عناوینی است که نه میتوان شاهکار خواند و نه یک عنوان ضعیف و بدون ارزش بازی. کاملا برعکس، Face Noire کاملا ارزش بازی و بررسی را دارد، اما نه به دلایل کلیشهای. وقتی نام این بازی را میشنوید چه حسی بهتان دست میدهد؟ یاد L.A Noire میافتید؟ یاد لسآنجلسی تاریک و با اتمسفری دودناک و خاص؟ جالب است بدانید Face Noire یک اصطلاح فرانسوی است و به معنای وجهه تاریک انسان است. استودیوی ایتالیایی Mad Orange با معرفی این بازی قصد داشت فضای Film noir موجود در سینما را باری دیگر به هنر هشتم بکشاند
Face Noir روایت یک کاراگاه خصوصی شایسته است که بار حذابیت داستان را از ابتدا به دوش میکشد. استایل او و اتمسفر بازی شما را یاد رمانهای جنایی و بسیار زیبای Raymond Chandler میاندازد که از جمله نویسندگانیست که به فضای Noir در داستانهای جناییاش اهمیت زیادی داده است. نام این کاراگاه افسرده و گوشهگیر، جک دل نرو است. او نمونهای کلیشهای از یک کاراگاه در جوی Film noir است. پالتویی بلند، شخصیتی منزوی و آرام و افسرده، خانهای بسیار ساده در منطقه ی فقیرنشین نیویورک و در نهایت سیگاری که تقریبا هیچگاه از لبش جدا نمیشود. او در باری به نام Joint اوقات مستیاش را میگذارند و چشمی هم بر دختری که آن را اداره میکند دارد. او پروندههای سختی را قبول نمیکند و اکثرا کارهای پاره وقت و آسان را انجام میدهد. مانند اثبات خیانت با عکس گرفتن از معشوقه ی یک آدم پولدار و به جیب زدن مقداری پول. بیش از هرچیز صاحبخانه روس بیاعصابش که مداما برای اجاره خانه ناله میکند و این اواخر به دنبال تخلیه اثاثیه او هم هست روی اعصابش است.
یک تلفن از یک دوست قدیمی زندگی Del Nero را از این رو به آن رو میکند. سفر یک طرفهاش( حداقل برای مدتی طولانی) به لنگرگاهی بارانی و سرد، یک جنازه و یک دختر کوچک که در گوشهای قایم شده جک را مطمئن میکند که قرار نیست شب آرامی داشته باشد. در ساعات بعد جک قرار است با رازی بزرگ روبه رو شود. او سرنخهایی را در میانه تاریکیهای لنگر دنبال میکند و در شب کابوسوارش در این شهر بزرگ و شلوغ به دنبال گروهی توطئهگر میافتد که حداکثر تلاش خود را برای به دست آوردن این کودک میکنند و احتمالا از اهمیت او خبر دارند. زین پس باید به دنبال حل این راز باشید و از ارزشی که این کودک برای آینده دارد خبردار شوید.

Face Noir روایت یک کاراگاه خصوصی شایسته است که بار حذابیت داستان را از ابتدا به دوش میکشد. استایل او و اتمسفر بازی شما را یاد رمانهای جنایی و بسیار زیبای Raymond Chandler میاندازد که از جمله نویسندگانیست که به فضای Noir در داستانهای جناییاش اهمیت زیادی داده است. نام این کاراگاه افسرده و گوشهگیر، جک دل نرو است. او نمونهای کلیشهای از یک کاراگاه در جوی Film noir است. پالتویی بلند، شخصیتی منزوی و آرام و افسرده، خانهای بسیار ساده در منطقه ی فقیرنشین نیویورک و در نهایت سیگاری که تقریبا هیچگاه از لبش جدا نمیشود. او در باری به نام Joint اوقات مستیاش را میگذارند و چشمی هم بر دختری که آن را اداره میکند دارد. او پروندههای سختی را قبول نمیکند و اکثرا کارهای پاره وقت و آسان را انجام میدهد
Mad Orange قبلا این بازی را در اروپا با زبان ایتالیایی منتشر کرده بود تا این که سازندگان بازی Cognition، یعنی Phoenix Online تصمیم گرفتند نسخه انگلیسی شده این بازی را هم عرضه کنند. هرچند این عمل کمی مانند خودکشی بود; Cognition هم یک بازی کاراگاهی بود و عرضه بازی دیگر در فاصله زمانی کم نسبت اپیزود پایانی بازی خودشان به آن میتوانست Phoenix Online را شامل ضررهای مالی کند; اما احتمالا سود عرضه انگلیسی این بازی به ضررهای احتمالی میارزیده. در آن زمان حدسیاتی به وجود امد مبنی بر اینکه عرضه Face Noir بلافاصله قبل از اپیزود پایانی بازی Cognition به این معنیست که این دو بازی در یک مکان به وقوع میپیوندند که البته اینگونه نیست. Cognition عنوانی با اتمسفر اغراق شده مدرن، خونین، با پیچش داستانی Supernatural و با هیجان بسیار زیادی است که نسبت به Face Noir با روایتی آرام و باحوصله، داستان نسبتا ارام یک کاراگاه خصوصی را نبال میکند که ریشه رازها و معماهای خود را بدون هیچگونه خشونت اضافی یا اغراقی رو میکند.
ما یک صحنه جرم داریم، سرنخهایی هست و آنها را دنبال میکنیم، در محیط میگردیم و از یک مکان به مکانی دیگر منتقل میشویم. این کلیت گیمپلی Face Noir است; گیمپلی کاملا مطابق با فضای Film Noir بازی. کلیتی که هر کاراگاه خصوصی در قتلی در یک شب بارانی دنبال میکند تا به مطنونینش برسد. بیهوده هم نباید به بازی برچسب Thriller بزنیم چون این خبرها در Face Noir نیست و اگر به دنبال اکشن و جنب و حوش هستید این بازی خیلی برای شما مناسب نیست. کم بودن اکشن در بازی را میتوانید از همان ابتدا و با نبود گزینهای برای دویدن دل نرو متوجه شوید. خوشبختانه بازی در ماموریتها گمراهتان نمیکند و اکثرا میدانید در بازی هدقتان چیست و باید کجا بروید.

Mad Orange قبلا این بازی را در اروپا با زبان ایتالیایی منتشر کرده بود تا این که سازندگان بازی Cognition، یعنی Phoenix Online تصمیم گرفتند نسخه انگلیسی شده این بازی را هم عرضه کنند. هرچند این عمل کمی مانند خودکشی بود; Cognition هم یک بازی کاراگاهی بود و عرضه بازی دیگر در فاصله زمانی کم نسبت اپیزود پایانی بازی خودشان به آن میتوانست Phoenix Online را شامل ضررهای مالی کند; اما احتمالا سود عرضه انگلیسی این بازی به ضررهای احتمالی میارزیده. در آن زمان حدسیاتی به وجود امد مبنی بر اینکه عرضه Face Noir بلافاصله قبل از اپیزود پایانی بازی Cognition به این معنیست که این دو بازی در یک مکان به وقوع میپیوندند که البته اینگونه نیست
بازی کاملا به گیمپلی کلاسیک اشاره کلیکها وفادار است. یک نشانگر، یک Inventory حمع و جور، قاببلیت ترکیب اشیاء، معماهایی اکثرا منطقی و یک Lockpick برای عدم ایجاد مشکل در مواقع برخورد با درهای قفل; از سیگار و فندک ثابت جک هم نباید بگذریم. در محیطهای تاریک هم میتوانید از چراغ قوه استفاده کنید و حتی Inventory خود را هم واضحتر ببینید. مونولوگهای جک باعث میشوند کمتر وقتی در بازی گم شوید. هر موقع با خودتان حرف بزنید جک ماموریت بعدی را گوشزد میکند و مثلا میگوید: بد نیست برم ببینم جانسون در این مورد چی میگه. خب با این جمله کمتر کسی به هدف بعدی پی نمیبرد.
حتما با ویژگی قصر ذهن در بازیهای شرلوک هولمز و Sinking City آشنایی دارید. این ویژگی در آن بازیها به شما اجازه میداد واقعیات و سرنخهایی که تا به حال بدست آوردید را ترکیب کرده و در نهایت به نتیجه ی پرونده یا یک سرنخ جدید برسید. خب باید بگویم این مکانیسم برای اولین بار در بازی Face Noir به کار گرفته شد. مشابه چیزی که گفته شد، شما در هنگام گفت و گو با شخصیتها میتوانید گزینه” فکرکردن بیشتر” را انتخاب کرده و وارد صفحهای شوید که سرنخهای شما در آن شناور است و با انتخاب و اتصال آنها به یکدیگر میتوانید سرنخ جدیدی را کشف کرده و سوال جدید و مهم دیگری را از آن فرد بپرسیذ. این ویژگی هویت بازی محسوب میشود و در کنار وفاداری به کلیشههای ادونچر، توانسته نوآوری بسیار خوبی را هم در این سبک ایجاد کند. ویژگی که هماکنون در بسیاری از بازیهای کاراگاهی شاهدش هستیم. به جز سوالات و در نتیجه سرنخهای جدید، این ویژگی باعث میشود شما حس واقعیتری از ایفای نقش در قامت یک کاراگاه بدست آورید و در صورتی که همه سرنخها را کشف نکرده باشید در این صفحه کاملا متوجه ناقص بودن بررسیهایتان میشوید.

بازی کاملا به گیمپلی کلاسیک اشاره کلیکها وفادار است. یک نشانگر، یک Inventory حمع و جور، قاببلیت ترکیب اشیاء، معماهایی اکثرا منطقی و یک Lockpick برای عدم ایجاد مشکل در مواقع برخورد با درهای قفل; از سیگار و فندک ثابت جک هم نباید بگذریم. در محیطهای تاریک هم میتوانید از چراغ قوه استفاده کنید و حتی Inventory خود را هم واضحتر ببینید. مونولوگهای جک باعث میشوند کمتر وقتی در بازی گم شوید. هر موقع با خودتان حرف بزنید جک ماموریت بعدی را گوشزد میکند و مثلا میگوید: بد نیست برم ببینم جانسون در این مورد چی میگه. خب با این جمله کمتر کسی به هدف بعدی پی نمیبرد.
بعضی صحنات بازی به صورت Close-up مینیگیمهایی را برای شما طرح میکند. این مینی گیمها بیشتر برای تعامل با بازی و شخصیت اصلی است و چندان چالش برانگیز نیستند. برای مثال در هنگام باز کردن یک در یا دریچه، صفحه بازی به صورت Close-up در را نشان داده و شما باید نقش دست جک را با گرفتن در، نگهداشتن و کشیدن آن ایفا کنید و آن را باز کنید. هرچند گاها کنترل موس در این قسمتها سخت است و به روانی انجام چنین کاری با یک بازی لمسی نیست، اما حداقل باعث میشود به جز کلیک کردنهای مداوم در تعامل با اشیا کار دیگری هم انجام دهید. همچنین ۵ مینی گیم استفاده از Lockpick در بازی وجود دارد که به مرور پیچیدهتر میشوند. این مینیگیمها بر اساس آزمون و خطا هم هستند و جذابیت خاصی هم به بازی اضافه میکنند. این صحنات قابلیت Skip کردن هم دارند و میتوانید آنها را رد کنید که البته چندان توصیه نمیشود.
قطعا یکی از نکات برجسته بازی موزیک بسیار خوب آن است. نوای زیبای بازی در هنگام جست و جوی خیابانهای نیویورک و صحنات جرم، با قطعاتی Filmoir و زیبا و آرام و خاص، دقیقا چیزیست که گیمر میخواهد در هنگام پرسه زدن در نیویورک قدیم بشنود . از طرفی دیگر Voice Actorها چندان عملکرد خوبی ندارند. جف ماچادو در نقش جک عملکرد خوبی دارد اما بقیه کاراکترها از متوسط تا افتضاح صداگذاری شدهاند. صدای کاراکتر کلیدی زن در موقعیتی که زندگیاش در خطر است و باید انبوهی از استرس و نگرانی باشد، فاقد هیچگونه نگرانی و ضرورت در صدایش است و جوری برای زندگی اش خواهش میکند که انگار در حال گزارش یک صحنه کسل کننده فوتبال است.

بعضی صحنات بازی به صورت Close-up مینیگیمهایی را برای شما طرح میکند. این مینی گیمها بیشتر برای تعامل با بازی و شخصیت اصلی است و چندان چالش برانگیز نیستند. برای مثال در هنگام باز کردن یک در یا دریچه، صفحه بازی به صورت Close-up در را نشان داده و شما باید نقش دست جک را با گرفتن در، نگهداشتن و کشیدن آن ایفا کنید و آن را باز کنید. هرچند گاها کنترل موس در این قسمتها سخت است و به روانی انجام چنین کاری با یک بازی لمسی نیست، اما حداقل باعث میشود به جز کلیک کردنهای مداوم در تعامل با اشیا کار دیگری هم انجام دهید.
گرافیک بازی یکی از نقاط متوسط رو به پایین بازی است اما نکات مثبتی هم دارد. رنگبندیها سطح خوبی دارند و اتمسفر تاریک و غمناک نیویورک را به خوبی منعکس میکنند. گرافیک هنری بازی راضیکننده است و شاهد رنگهای تیره و روشن با پخش مناسبی در ضفحات هستیم. فریمریت بازی ثابت است و عدم وجود لگ و باگ یکی از برتریهای بازی نسبت به هم سبکهای خودش است. تکسچرهای بازی کیفیت چندانی ندارند و نمیتوان نمره خوبی به آنها داد. مخصوصا از نزدیک که کیفیت خود را کاملا از دست میدهند. افکتهای بازی مانند باران و نورپردازیها و سایهها در محیطهای روشن و تاریک سطح متوسطی دارند و واقعا جای کار بیشتری داشتند. هرچند دلیل بازی کردن Face Noir گرافیک آن نیست اما جا داشت سازندگان روی این مورد تمرکز بیشتری کنند. یکی دیگر از نکات منفی بازی منوی کم جزئیات و بیش از حد خلوت آن است. تا جایی که بعضی آپشنهای گرافیکی و Extras هم در آن به چشم نمیخورد.
یکی از موارد عجیب در مورد بازی سازگار نبودن آن با برخی کارتهای گرافیکی امروزی است که تعجب من را برانگیخت. البته نه این که به طور کامل قادر به اجرای بازی یا حتی اجرای روان آن نباشید;اما مشکلات عجیبی با برخی کارت گرافیکها را تجربه میکنید. مثلا کارت با کارت گرافیکهایی بالاتر از GTX 860 قادر نخواهید بود Antialiasing بازی را Max Out کنید و در صحناتی شاهد لبههای تیز و زشت خواهید بود. یا مشکلاتی که با Anisropic Filtering دست و پنجه نرم خواهید کرد. به طور کلی با وجود قابل بازی بودن Face Noir در اکثر کارت گرافیکها، مشکلاتی نظیر آنچه گفته شد کمی به تجربه بازی لطمه میزنند. انیمیشنهای بازی هم در کنار حالات چهره شخصیتها که خشک کار شده، توی ذوق میزنند. در بعضی قسمتها کمبود انیمیشنهای طراحی شده برای کاراکترها به چشم میآید و شاهد حرکات عجیب و غریبی هستیم.

گرافیک بازی یکی از نقاط متوسط رو به پایین بازی است اما نکات مثبتی هم دارد. رنگبندیها سطح خوبی دارند و اتمسفر تاریک و غمناک نیویورک را به خوبی منعکس میکنند. گرافیک هنری بازی راضیکننده است و شاهد رنگهای تیره و روشن با پخش مناسبی در ضفحات هستیم. فریمریت بازی ثابت است و عدم وجود لگ و باگ یکی از برتریهای بازی نسبت به هم سبکهای خودش است. تکسچرهای بازی کیفیت چندانی ندارند و نمیتوان نمره خوبی به آنها داد. مخصوصا از نزدیک که کیفیت خود را کاملا از دست میدهند. افکتهای بازی مانند باران و نورپردازیها و سایهها در محیطهای روشن و تاریک سطح متوسطی دارند و واقعا جای کار بیشتری داشتند
Face Noir از معدود عناوینی است که اتمسفری Filmoir دارد. و متناسب با فیلمهای این سبک است. اتمسفر بازی بسیار یونیک است و به جز L.A Noir و چند بازی محدود و ناشناس در عنوان دیگری آن را نمییابید. با وجود مشکلاتی در گرافیک و صداگذاری، Face Noir با موسیقی و داستان و گیمپلی و البته معماهای جالبش، در کنار نوآوری قصر ذهن و مینیگیمهای خوب میتواند برای علاقهمندان ادونچر و اشاره و کلیک، گزینه بسیار خوبی باشد.
پر بحثترینها
- آیا گیمرها ۸۰ تا ۱۰۰ دلار بابت GTA 6 پرداخت خواهند کرد؟
- سلطه Assassin’s Creed Shadows در جدول پرفروشترین بازیهای استیم
- حمله شدید حساب رسمی Assassin’s Creed به ایلان ماسک
- بلا رمزی مبتلا به اوتیسم است
- بازی Assassin’s Creed Shadows موفقترین نسخه سری از نظر تعداد بازیکنان همزمان استیم شد
- مدیر سابق سونی نمونه اولیه کنسول Playstation Nintendo را در کمد خود دارد
نظرات
یه روزهایی بود که گیمر بودن ملاکش انجام همچین بازیهایی بود.
دخترهای فامیل افتخارشون به neverhood و syberia بازی کردن بود.
الان دیگه همه شدیم زامبی و معتاد بازی های تکراری آنلاین.
پیشنهاد برای دوستان جنایی باز عزیز توی این روزها:
فیلم:Se7en,zodiac, prisoners, silence of the lambs
سریال:true detective,twin peaks,Fargo,mind hunter,Dexter،sherlock
گیم: Sherlock Holmes crime and punishment,l.a noir, Sherlock Holmes devil’s doughter
کتاب:درنده باسکرویل،اتود لاک صورتی،قتل در قطار سریعالسیر شرق،عینک دور طلایی و چند داستان دیگر،
و بسیاری دیگر که هم اکنون حضور ذهن ندارم.
امیدوارم از پیشنهادات بنده خوشتون بیاد.
گیم مکس پین ۱ و ۲
مرسی رفیق از پیشنهادات خوبت
چرا این منو L.A. NOIR میندازه ؟ تازه اسمشون هم مثل همه هنوز اسم شخصیت موقعی که با بی سیم با مرکز پلیس تماس میگرفت یادمه کول فیلیپ مامور شماره۱۲۴۷ به جان خودم وسط بازی ۱۰۰ بار میگفتمش چون با شخصیت های مختلفی سر و کار داشتی راکستار هم تو این زمینه کم نزاشته L.A. NOIR انقلابی بود در طراحی چهره شخصیت ها اولین بازی بود که حالت های چهره شخصیت ها رو به خوبی نشون داد
اتفاقا برعکس شما که یاد بازی پلیسی و کااگاهی افتادین بنده یاد خلافکار ها رو مافیا ها افتادم این عکس تیتر منو یاد مافیای یک میندازه ( البته L.A. NOIR هم هست ولی مافیا بیشتر ) L.A. NOIR واقعا بازی خوبی بود امیدوارم راکستار واسه نسل بعد قسمت دوش رو بسازه :yes: (البته بدجور کاراگاه بازی خفنی میشه 😀 :yes: :yes: )
امیدوارم نسخه دوم هم جوری بسازه که این صنعت رو یک قدم دیگه رو به جلو ببره :yes: واقعا راکستار و بعضی شرکتای دیگه ستون های این صنعتن :rose:
چرا لوگوی بازی شبیه سری Bioshock عه !!!
یعنی من عاشق این سبک بازی ها و فیلمام.با سری بازی های شرلوک هلمز واقعا عشق کردم.حالا بگذریم که کاراکتر مورد علاقمم هست.اسم این بازیو نشنیده بودم تا حالا ولی فک میکنم یه بار خیلی بچه بودم تجربش کردم.
ممنون بابت معرفی این بازی.همین امشب دانلودش میکنم
توی این سبک سری بازی های Art of Murder هم خوب هست.