نقد و بررسی فیلم Talk To Me | کلیشه‌ای اما خوب

امیرسالار کریمی
۹ مهر ۱۴۰۲ - 10:00

فیلم‌های ترسناکِ امروزی نخ‌نما و کاملا تکراری‌اند. سناریو همان است، اجرا همان است، تکنیک همان است.

اخیرا فیلمی نیز با نام Talk To Me اکران شده که گویا سر و صدای زیادی به پا کرده است. به نظر من این فیلم نیز کاملا کلیشه‌ای است؛ البته با یک تفاوت: این فیلم ایرادات کمی دارد و نسبت به بقیه فیلم‌های چندسال اخیر خوب است. البته اشتباه نکنید، فیلم فی‌نفسه خوب نیست، Talk To Me در مقایسه با دیگر فیلم‌های ترسناکِ اخیر، خوب است.

گفتم این فیلم شبیه فیلم‌های دیگر است. بگذارید بگویم چرا. فیلم Smile و The Boogeyman را به خاطر بیاورید. هیولا (یا هرچیزی که اسمش را می‌گذارید) چه کسانی را شکار می‌کند؟ کسانی که مشکل عاطفی دارند. گویی این هیولا تجلی احساسات سرکوب شده آن‌هاست. به قول فروید این احساسات اگر به درستی تخلیه نشوند درنهایت در صورتی زشت و ترسناک بیرون خواهند زد. اینجا نیز مسئله همین است. Talk To Me یک کاراکتر دارد که مادرش را به شکلی فجیع از دست داده، اکنون بارِ گناه گذشته آمده تا او را شکار کند. ما نیز به عنوان مخاطب بارها و بارها با این موضوع طرف بوده‌‌ایم. در فیلم Smile کاراکتر نقش اول دقیقا به شکلی مشابه مادرش را از دست داده بود و این بار گناه در شکل هیولا به سراغش آمده بود. پس اگر پلات اصلی داستان را در نظر بگیریم، فیلم Talk To Me هیچ‌چیز تازه‌ای ندارد و همان سناریو در لباس جدید است. اما شاید سوال این باشد که این همه سر و صدا برای چیست؟ باید اعتراف کرد که این فیلم از هیجان کافی برخوردار است و از بابت دوربین و کارگردانی نیز ایراد کمی دارد.

درواقع چنین می‌شود گفت که Talk To Me نسبت به دیگر فیلم‌های ترسناک ایراد کمتری دارد و این تنها نقطه قوت آن است. همان‌طور که در ابتدای نقد گفتم این فیلم فی‌نفسه خوب نیست. یعنی فیلم هیچ معیار سینمایی ندارد و صرفا چند میزانسنِ ترسناکِ خوب باعث نمی‌شود که فیلم اثر خوبی باشد. چرا که این میزانسن‌ها با پیشرفت تکنولوژی زحمت زیادی نمی‌طلبد. Talk To Me از بابت فیلمنامه ضعیف و غیر دراماتیک است و برعکس از بابت خلقِ هیجان در صحنه‌های مناسب، خوب است. بگذارید کمی بیشتر فیلمنامه Talk To Me را بررسی کنیم.

مهمترین ایراد Talk To Me در فیلمنامه، کاراکتر نقش اول یعنی میاست (دختر سیاه پوست). او کیست؟ در خانه این خانواده چه می‌کند؟ او کارگر این خانه است؟ نگهدار بچه است؟ این سوال‌های مهم تا اواسط فیلم مشخص نمی‌شود. ما چطور می‌توانیم به این کاراکتر احساس نزدیکی کنیم وقتی او را نمی‌شناسیم؟ حتی مرگ مادرِ این دختر نیز بی‌پاسخ ماند. اصلا معلوم نشد که او خود را کشته، به قتل رسیده، چگونه خودکشی کرده و غیره. Talk To Me کاملا در تیپ‌سازی شخصیت عقیم است و هیچ یک از کاراکتر‌ها نتوانسته‌اند به درستی ابعاد داشته باشند.

ایراد دیگر، شی جادویی و ترسناک است. سوالات زیادی حول محور این شی است. البته درست است که نباید در سبک رئالیسم جادویی، آن چیزی جادویی را توضیح داد (چرا که آن وقت ما با یک چیز جادویی طرف نیستیم) ولی حداقل باید کمی آن را شناخت. بر فرض مثال این شی از کجا آمده و این افراد چگونه نحوه کار با آن را یاد گرفته‌اند و می‌دانند که نباید بیشتر از نود ثانیه دست را در دست گرفت؟ پس در نتیجه فیلم Talk To Me تمام زحمت خود را روی تکنیکِ دوربین و پرده سبز انداخته است تا با چیزهایی که قبلا نیز دیده‌ایم، ما را بترساند. به موجودات ترسناکی که ظاهر می‌شوند نگاه کنید؛ قبلا چنین چیزی ندیده‌اید؟ یا به جامپ اسکرها توجه کنید؛ قبلا چنین چیزی نبوده؟ البته این نکته را نیز اضافه کنم که همین فرمولِ ساده هربار می‌فروشد. یعنی چیزی را که بارها دیده‌ایم، بارها به ما می‌فروشند. مخاطب نیز هربار در تله می‌افتد.

هشدار اسپویل

کمی بیشتر داستان را واکاوی کرده و به کلیشه‌های بیشتری اشاره کنیم. همیشه در این نوع فیلم‌ها کسی هست که این هیولا قبلا او را مورد لطف و عنایت قرار می‌داده و قربانیان جدید نیز همیشه به سراغ او می‌روند.

این نوع فیلم‌ها همیشه سعی می‌کند با اضافه کردن تم روانشناختی کمی به داستان خود پیچیدگی دهد.

یا شاید بهتر باشد مستقیم به سراغ پایان‌بندی فیلم برویم. دختر در نبردی با تاریکیِ درون خود شکست خورده و به سرنوشت مادر دچار می‌شود. او خود را کشته و وارد دنیای تاریکی پس از مرگ می‌شود. در صحنه و پلان‌هایی تکراری چراغ‌ها خاموش می‌شود و یک دست به سوی او دراز می‌شود، او نیز با گرفتن این دست وارد همان چرخه می‌شود. جالب این است که همین سکانسِ اختتامیه کلی نقد مثبت گرفته و مخاطبان آن را دوست داشته‌اند. باید به شما عزیزان بگویم که همین سکانس نیز کپی است. سکانسِ پایانی چیز شبیه به فیلمِ The Other Side of the Door است و کسانی که این فیلم را دیده‌اند می‌دانند که من چه می‌گویم. البته من نمی‌گویم که صحنه پایانی فیلم Talk To Me بد است، برعکس خیلی هم خوب است اما به نظر من چیز خاصی نیست که بتواند کل فیلم را به چیز خوبی تبدیل کند.

در پایان می‌شود گفت فیلم Talk To Me اثری کلیشه‌ای اما خوب است که حداقل می‌تواند کمی مخاطب خود را سرگرم کند. با این حال به نظر من ساخت فیلم ترسناک این روزها کار خاصی ندارد و هرکسی می‌تواند این کار را انجام دهد. اصلا خودِ این موضوع که یوتیوبرها فیلم ساخته‌اند نشان دهنده همین موضوع است. یعنی اینکه یوتیوبر این فیلم را ساخته به معنی آن نیست که آن‌ها کار بلد و سینما فهم هستند، بلکه به این معناست که این روزها سطح سینمای ترس تا این حد پایین آمده است که هر کسی می‌تواند و به خود این جرئت را می‌دهد که مثلا اثر سینمایی خلق کند…!

با این همه فیلم Talk To Me تمامی فاکتورهای ترس را دارد، فاکتورهایی که کاملا تکراری است و مخاطبین جدی این ژانر بارها با چنین چیزی مواجه شده‌اند. با این‌ حال بعضی از میزانسن‌های این فیلم (مثل صحنه آزار دادنِ بچه توسط شیاطین) کاملا توانایی این را دارند که بتوانند مخاطب خود را راضی کنند. البته این حسِ رضایت بسیار موقتی و گذرا خواهد بود. چرا که فیلم Talk To Me عملا به فرم نرسیده است. نظر شما درباره این فیلم چیست؟

محمد صالح اسدی77DARKSIRENEloise~Niko_BlademeysambJoel Morganامیرسالار کریمی𝗔𝗿𝗶𝗮 𝗛𝗮𝗺𝗶𝗱𝗶𝗮𝗻رحمان : فسیل پرستpeenDanialRanjbarzadehPorfosorNavidهیولا (زنده باد هدَفِ والا 🥷).

مطالب مرتبط سایت

تبلیغات

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید