گیفت کارت
گیفت کارت

دنیای من، عمق تاریکی | نقد و بررسی بازی Papo & Yo

۲۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۵:۴۴

از همین ابتدای مقاله و نقد و بررسی قصد اتمام حجت دارم، قصد دارم بگویم که بازی Papo & Yo بهترین نمونه از یک بازی مستقل در چند سال اخیر است که می توان گفت اگر حمایت سونی نبود به اینجا نمی رسید. این بازی شاید از تکه های ساده ی یک پازل تشکیل شده باشد اما در ورای این تکه های ساده، آنقدر پیچیده و زیبا کامل می شود که هر بازیبازی که فهم و درک اولیه برای بازی کردن دارد را در خود می کشاند و شاید روز ها وی را سرگرم دنیای عجیب و ساده ی خود می کند تا بهترین پایان را به وی نشان دهد. Papo & Yo دنیایی را خلق می کند در آن همه چیز زیر سایه ی داستان بهترین می شوند  و با اینکه اولین تجربه ی بازیسازی یک گروه برزیلی می باشد ولی بهتری نمونه از اسم و رسم خود است. اگر حال و حوصله ی خواندن ندارید، همین جا اعلام می کنم که اگر نمره ی تقریبا کامل این بازی را دیدید تعجب نکنید، چون بازی نمونه ای ندارد و بهترین ها را رقم می زند که ارزش کامل بودن را داراست با وجود اندک مشکلات در بخش های دیگر به جز داستان .

کاور بازی …

نام بازی: Papo & Yo

سازنده: minority

ناشر: minority

سبک: Puzzle |  Adventure

پلتفرم: PC , PS3

تاریخ انتشار: August 14 , 2012 Ps3 Version

April 18 , 2013 Pc Version

اطلاعات بازی:

div

platf

ESRB-rating_E10_up_Fantasy-violence_250wide

ایده ی قالب بر داستان در مورد اعتیاد و الکل است که در حال حاضر دردی خانمان سوز بر جامعه ی غرب و شاید کشور خودمان باشد. بازی در مورد الکل و اعتیاد به آن است ولی به همین سادگی ها بازیباز را با این مقوله آشنا نمی کند و تا انتهای بازی ذره ذره بازیباز آن را درک خواهد کرد. داستان اصلی بازی در مورد پسر بچه ای برزیلی به نام Quico می باشد که توسط پدرش مورد آزار و اذیت قرار می گیرد و همین امر باعث می شود که Quico برای فرار به درون دنیای خیالی پناه ببرد. دنیای خیالی Quico یکی از زیباترین و در عین حال بهترین دنیای شبیه سازی شده است که در ادامه در موردش توضیحاتی می دهیم  ولی الان به داستان بازی می پردازیم. Quico قبل از ورود به دنیای جدید، در واقعیت صاحب یک عروسک به نام Lula ( لولا ) بود که بعد از وارد شدن به این دنیا علاوه بر دیدار با شخصیتی ( دختر بچه ای ) به نام Alejandra، با نمونه ی زنده شده ی لولا به عنوان یک دوست و کمک یار هم دیدار می کند. در ادامه ی راه علاوه بر این دو شخصیت یک هیولا ( Monster ) هم به بازی اضافه می شود که تقریبا می توان گفت بار اصلی داستان بر دوش Quico و همین هیولا است.

بازی همانطور که اشاره های به آن شد حول شخصیتی به نام Quico  به همراه عروسکش لولا و یک دختر بچه و یک هیولا در دنیایی که استعاره ای از بخشی از جامعه ی امروزی است می گذرد. Quico در بازی کم کم با شخصیت ها رو به رو می شود وهیولا اولین و آخرین آن ها می باشد. اولین را تا پایان بازی، بازیباز درک می کند ولی منظور از آخرین، یعنی بعد از لولا و Alejandra بازیباز در دنیای خیالی با هیولا رو به رو می شود. در این هنگام لولا و Alejandra طی صحبت هایی با بازیباز از قابل اعتماد نبودن هیولا حرف می زنند و اینکه باید وی را رها کرد اما Quico بر این عقیده است که هیولا مطیع و بی آزار است و اینطور بازی به همراهی یک هیولا تا آخر، داستان را رقم می زند. البته در ادامه هیولا بر اثر خوردن قورباغه ( باور کنید همین قورباغه هم در بازی استعاره است و در پایان زیبای بازی همه چیز مشخص می شود ) مشکلاتی از جمله آسیب به لولا وارد می کند که باعث می شود مسیر و خط داستانی، احساسات را هم وارد بازی کند …

خشم هیولا بعد از مصرف قورباغه | به این سادگی ها نخندید ، پشت این صحنه یکی از مفاهیم بازی خوابیده است

متاسفانه باز کردن داستان و گفتن جزییات داستانی در نقد و بررسی جایز نیست در غیر اینصورت گفتن داستان به طور کامل خالی از لطف نبود اما هر کاری کنیم امکان بازگو کردنش وجود ندارد چون حتی کلمه ای هم داستان را به طور کامل لو می دهد و پایان زیبای بازی را مشخص می کند. خب از داستان اصلی بگذریم به اجزای داستان می رسیم که اولین آن شخصیت ها و نوع پرداختشان است. در داستان بازی شخصیت ها به سادگی معرفی می شوند  اما هر کدام از آنها به طور کامل و دقیق در ادامه معرفی می شوند و با صراحت می توان گفت شخصیت پردازی بازی مشکلی ندارد. با اینکه تعداد شخصیت ها به انگشتان یک دست هم نمی رسد ولی بازی با همین تعداد شخصیت بازی را طوری رقم می زند که بازیباز بعد از تجربه، هر کدام از شخصیت ها را کامل درک می کند. در کنار شخصیت پردازی روند داستان همیشه صعودی می باشد و در هیچ کجای آن داستان از دست نمی رود بلکه غالب بر هر بخشی تا انتها پیش می رود و هنگامی که به سی دقیقه ی انتهایی می رسید، بازی چنان کل بخش ها را به هم گره می زند که بازیباز حیرت می کند و به طور کلی می توان روند داستان را در سی دقیقه ی انتهایی بهترین بخش و البته با تفاضل گل بیشتر نسبت باقی بخش ها دانست. لازم به ذکر است که باقی بخش های بازی هم از لحاظ داستانی مشکلی ندارند و با اینکه سبک و سیاق این دسته از بازی ها گیم پلی را اصل قرار می دهند اما در Papo & Yo همیشه داستان است که به اوج پرواز می کند.

یکی از پوستر های زیبای بازی ، الان شاید معنا نداشته باشد ولی بعد از اتمام بازی …

یکی از نکات جالب توجه در این بازی روش و خلق ایده ی داستان و ساخت آن است که از همان ابتدا سازنده به آن تاکید می کند. بازی توسط آقای Vander Caballero ساخته شده است که پدری معتاد به الکل داشت و بعد و یا قبل از مصرف همیشه فرزندان خود را مورد آزار و اذیت قرار می داد، این آزار باعث شد که Caballero به فکر ساخت این بازی بیافتد و کودکی خود را در قالب یکی از بهترین بازی ها به دیگران نشان دهد .

To My Mother , Brother And My Sister With Whom I Survived The Monster In My Father …

تقدیم به مادر، برادر و خواهرم که با آنها من از دست هیولای درون پدرم جان سالم به در بردم …

Vander Caballero

پیش تر در مورد محیط بازی هم صحبت هایی کردیم و گفتیم یکی از بهترین شبیه سازی ها می باشد که در ادامه در مورد این مورد کمی صحبت می کنیم . محیط بازی در ابتدا کمی بی معنی و شاید بی منطق باشد و فقط طراحی ای از خانه های انبوه روی هم تجلی کند ، ولی تمامی این ها نمایانگر فرهنگ برزیل می باشد . در بازی به جای ساخت یک محیط خیالی برای دنیای خیالی Quico ، سازندگان از بخش هایی از فرهنگ کشورشان برای طراحی محیط بازی استفاده کرده اند که واقعا این امر جای تقدیر دارد . چیزی که امروزه غرب به عنوان فرهنگ در بازی های خود به خورد ما می دهد شاید بیش از اندازه اغراق و بزرگ نمایی باشد و یا چیزی که امروزه ما در بازی های ایرانی نمی بینم شاید همین نمایانگری فرهنگ ایرانی باشد ولی در Papo & Yo از نقاشی های روی دیوار تا نوع و ساختار خانه ها، طراحی محیط و … همه تجلی فرهنگ برزیلی می باشد که  به سادگی و البته زیبایی در بازی پیاده شده است.

البته فقط طراحی بازی نبود که به این فرهنگ اشاره داشت بلکه موسیقی و صداگذاری هم در بازی با سازهای اکثرا محلی نواخته می شد. صداگذاری شخصیت ها و اجزای مختلف در بازی، با وجود کم بودن تعداد دیالوگ ها، خوش صدا و دوست داشتنی می باشد. صدای دو بچه ی موجود در بازی به بهترین شکل ادا می شود و در کنار صدای شخصیت ها بازیباز همیشه در محیطی قدم می گذارد که علاوه بر موسیقی های محلی و شنیدنی با جزییات خوبی از صداگذاری رو به رو می شود. موسیقی بازی هم در نوع خود جالب توجه می باشد، استفاده از سازهای محلی و اوج و فرود های موسیقی در جاهای لازم، دقیق می باشد و هنگام تنش و اظطراب به بازیباز کمک می کند.

قبل از پرداختن به بخش صدا و موسیقی صحبت هایی از طراحی محیط و فرهنگ و … کردیم؛ پس بهتر است این نکته را هم اشاره کنم که طرحی محیط و به طور کل، بازی، همانند اکثر بازی های مستقل و قابل توجه از موتور Unreal Engine 3 استفاده می کند که با وجود اندک ضعف های گرافیکی ولی مورد خاصی باعث آزار بازیباز نمی شود. مطمئنا در بررسی این بخش از یک تیم بازیسازی مستقل و البته تیمی که اولین تجربه اش می باشد انتظارات کمی پایین می آید و به طور قطع می توان گفت در کنار دیگر آثار مستقل، بازی یک سروگردن بالاتر می باشد و همین امر باعث شده که مشکلات موجود زیاد به چشم نیایند. البته ممکن است گاهی افکت های مختلف بازی مثل آتش زننده باشد ولی می توان به آن بخش هم نگاه نکرد و نه اینکه گذشت، بلکه بازیباز به آتش نگاه نکند! به طور کلی گرافیک فنی بازی از یک تیم مستقل و تازه کار در سطح قابل قبول و شاید به مراتب بالاتر از آن باشد و همچنین بخش هنری هم به لطف فضا سازی خوب و نشان دادن جزیی از فرهنگ برزیل در نوع خودش خوب می باشد.

هیولا ، لولا و تو …

تقریبا به اکثر نقاط و نکات بازی پرداخته شد و فقط گیم پلی این اثر مانده است که در ادامه آن را هم بررسی می کنیم. بازی یک پازل ماجراجویی می باشد که در دنیایی تخیلی اتفاق می افتد. تا انتهای بازی فقط پازل های مختلف را حل می کنید تا از یک منطقه یا قسمت وارد بخش دیگری شوید. قبل از پرداختن به چگونگی حل پازل ها لازم است به این نکته اشاره کنم که با اینکه پازل ها بیش از حد ساده می باشند و کمتر پیش می آید با چالش سختی رو به رو شوید ولی همین پازل ها هیچگاه خسته کننده و تکراری نمی شوند چون سازندگان تا انتهای بازی دست از سر نوآوری در پازل ها بر نمی دارند و همیشه با یک شیوه ی جدید و یک پازل متفاوت رو به رو می شوید و به طور ساده می توان گفت بازی با اینکه ساده می باشد اما متنوع هم است.

پازل های بازی توسط شخصیت اصلی، لولا و هیولا انجام می شود. شما برای حل معماها نیاز دارید به سوئیچ هایی در بازی برسید که یا یک در را برای شما باز می کند یا محیط را به گونه ای تغییر می دهد که راه برای شما هموار شود. به طور کلی در دنیای تخیلی Quico همه چیز قابل تغییر است و ممکن است یک خانه پرواز کن یا پا در بیاورد و از این دسته مثال ها که هر کدام در حل یک پازل های مختلف به شما نشان داده می شوند. ابتدای بازی شما به صورت انفرادی معماها را حل می کنید و سپس لولا و هیولا هم برای کمک به شما اضافه می شوند. لولا علاوه بر معلق نگه داشتن شما در هوا به نوعی به بعضی از سوئیچ ها که در مکان های غیر قابل دسترس قرار دارند، دسترسی پیدا می کند. هیولا هم بیشتر به عنوان وسیله ای برای پرش به قسمت های بلند تر استفاده می شود، همچنین در بعضی از پازل ها هیولا باید در مکانی خاص قرار بگیرد که بازیباز این کار را با میوه های خاص انجام می دهد. در بخش گیم پلی موارد دیگری هم وجود دارد که بازیباز با پیشروی در بازی با آن ها رو به رو می شود ولی هیچ کدام از این موارد در بازی چالش خاصی را ایجاد نمی کند و در عین متنوع بودن، بازی اصلا سخت نیست.

یکی از معماهای دلچسب و البته عجیب بازی …

یک نکته ی دیگر هم در این بازی خودنمایی می کند و آن تناسب شخصیت ها در گیم پلی و داستان است که می توان به عنوان نکته ی مثبت بازی در نظر گرفت. شخصیت های بازی از لولا تا هیولا و حتی  Alejandra علاوه بر تاثیر پر رنگ در داستان، گیم پلی بازی را هم پوشش می دهند و اینجاست که بین تکه های مختلف پازل بازی گره می خورد. گفتیم بازی Papo & Yo پازلی است که از تکه های ساده تشکیل شده اما هنگامی که این تکه ها به هم متصل می شوند علاوه بر اینکه بسیار زیبا و دوست داشتنی جلوه نمایی می کنند، بلکه بازی را به اوج می رساند و سادگی رنگ و لعابش را از دست می دهد و به یک عنوان با پیچیدگی های فلسفی و … تبدیل می شود.

در نهایت سخن خاصی برای بازگو کردن ندارم و فقط امیدوارم کسانی باشند که این بازی را تجربه کنند و همچنین بازیسازانی باشند که سرمشق خود را به جای عناوین بزرگ مثل Call Of Duty به عنوانی زیبا و خوش رنگ و لعاب همچون Papo & Yo تغییر دهند تا شاید علاوه بر تجربه ی یک عنوان درخور توجه با یک عنوان ایرانیزه هم طرف باشیم.

===============

بد نیست نگاهی گذرا به بخشی از جوایز بازی Papo & Yo در سایت ها و مجلات مختلف بیاندازید ….

محیط بازی نمایانگر بخش هایی از فرهنگ برزیل می باشد که واقعا این امر جای تقدیر دارد. در کنار طراحی محیط ها، موسیقی گوشنواز و محلی بازی با داستانی متفاوت که می توان آن را انتقادی به وضع و اوضاع برزیل دانست هم گوشه هایی از دفتر فرهنگ و نوع زندگی برزیلی می باشد. همچنین در بازی به جای استفاده از شخصیت هایی با ظاهر خارجی، از شخصیت هایی استفاده شده است که از همان ابتدا به رنگ و شکل برزیلی تکیه دارد و با اینکه سفید برفی و شاهزاده سوار بر اسب طراحی نشده اند اما زیبا و محلی هستند. موارد دیگری هم در بازی هستند که بر گذشته و حال زندگی در این کشور تاکید می کند و در داستان بازی با پیشروی مشخص می شود که بهتر است در این مورد بحثی نشود.

در نهایت باید گفت که چیزی که غرب به عنوان فرهنگ در بازی های خود به خورد ما می دهد، شاید بیش از اندازه اغراق و بزرگ نمایی باشد و یا چیزی که امروزه ما در بازی های ایرانی نمی بینم شاید همین نمایانگریِ فرهنگ ایرانی باشد که در اکثر بازی ها یا غرب زده شده است یا نا آشنا و گنگ به نظر می رسد ولی با این وجود Papo & Yo هم که از یک تیم مستقل برزیلی ( اولین تجربه ) بیرون آمده همه چیزش عالی است و در کنارشان از همان ابتدا بر فرهنگ کشورش با استفاده از نقاشی های روی دیوار تا نوع و ساختار خانه ها، طراحی محیط، داستان و شخصیت پردازی، موسیقی و …تاکید می کند و همه ی موارد در بازی تجلی فرهنگ برزیلی می باشد که  به سادگی و البته زیبایی در بازی پیاده شده است.

 

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • اول خواستم تک تک تشکر کنم که یه نگاهی به نقد انداختین … ولی نمیشه خداییش .
    چشم همه ی کسایی که خوندن درد نکنه ، دست همه ی کسایی که کامنت گذاشتن هم درد نکنه …
    از سهیل تا کوروش و سینا ، خواهش می کنم عزیزان …
    در مورد این بازی هم بگم ، فقط باید تجربه کنین ، فوق العاده قشنگه .

    0
    0
  • justcobra11 گفت:

    این بازی رو داشتم.جالبه ولی واقعا حوصله سر بره.در ضمن خیلی نمره دادین متای این بازی 68 هست و نمرش هم حداکثر باید 7 باشه اخه اگه این 9.9 باشه پس حتما mark of the ninja که یه بازیه مستقله 100 هس نه؟یه کم منطقی باشید.چند وقتیه نقدهای سایت خیلی مبتدیانه نوشته میشه

    0
    0
    • جالبه واسم ، انتظار دارین یه منتقد به ساز شما برقصه ؟ برای راضی بودن شما بنویسه ؟ من پای نقدم وا میستم و مثله بعضی از سایت های دیگه از رو گیم اسپات نقد نمی نویسم ، از رو IGN یا گیم اینفورمر کپی و ترجمه نمی کنم ..
      من از بازی یه چیز کامل دیدم و این یعنی بی منطقم ؟ …. تو همون نقدها و نمرات اصلا نمره ی بالا نبود ؟ یعنی اون منتقد هم باید بره ببینه متای بازی چی میگه بعد بشینه نقد کنه ؟
      مطمئنا حرفاتون منطقی نبود ، اگه بحث در مورد اینکه چرا این اینطوری میکردین ، جواب میگرفتین ولی همین قدرم که نوشتم دلیلی نداشت ، چون شما هنوز نمی دونین نقد به منتقد ربط داره …
      در ضمن متای بازی لست او آس شد بالای 90 منتقد گیم اسپات یا باقی سایت ها با توجه به اون نقد نوشتن ، یا همین بازی که یه نقد با نمره ی کم داشت یکی بالا ، واسه چی اینطوری شده ؟
      عزیز اینو هزاران بار تکرار کردیم ، منتقد با توجه به اون چیزی که از بازی دیده نقد مینویسه نه متای بازی و …
      یه مورد دیگه ، که شما توش استادی ، از این به بعد هر نقدی دقیقا اندازه ی متای بازی نبود میشه مبتدیانه دیگه ؟ پس متای tomb raider که شده 86 و سایت PC Gamer داده 75 الان مبتدی شده ؟
      ای کاش جواب نمی دادم ، چون فقط یه گیر الکی پروندید …

      0
      0
  • justcobra11 گفت:

    اقا هادی ممنون که جواب دادین.من نمیگم هر نقدی که اندازه ی متا نبود مبتدیانس یا استادانس،اتفاقا من با سایت هایی که بعد از مشخص شدن متا نمره ای مثل اون میدن موافق نیستم ولی معتقدم که باید نقد منصفانه باشه.شما از یه بازی خوشت اومده قبول.ولی تا حد امکان در قسمت نمره دهی باید منصف باشی به نظرتون باگ های گرافیکی زیاد این بازی و پازل های ساده و بعضا خسته کننده و تکراری(که تقریبا تو همه ی نقدا بهش اساره شده)فقط 0.1 از نمره کم میکنه؟من خودم از بازی deadpool متنفر شدم(و هستم)ولی تو نقدی که توی مجله ی بازی نوین ازش نوشتم نیومدم بهش 1 بدم.بازم ممنون از توجهتون.

    0
    0
    • ببین من با بقیه کاری ندارم ولی اینطوری نمره میدم …
      نمره یهر بخشو با توجه به چیزی که بازی هست میدم … نگاه کن ، معماهای ساده ، گفتم … مشکلات گرافیکی یه مثال زدم ، باگی که به پازل لطمه بزنه ، من ندیدم ! خسته کننده هم نبود بازیش اگه به داستان نگاه میکردی و به گیم پلی دادم 35 یا به عبارتی 7 … ادامش نمره ی کلیو من هیچوقت میانگین نمی گیرم … من که نه اکثرا میانگین نمی گیرن … اگه نقدو بخونی من همه چیزو به داستان و ایده ی بازی فروختم و حتی تو متن هم گفتم ، پس به نظر منه منتقد ایرادی نداره که این بازی در کل نمره ی کامل بگیره چون یه بخش پخته داره که واقعا با تجربه ی خودم در برابر چند تا مشکل جزیی بازیو بالا میکشه …

      0
      0
  • FERYGAMER گفت:

    ممنون از نقدتون
    من حتما بازی را تهیه می کنم…ولی با خوندن نقد و بررسی یه سری نکات رو گرفتم.
    احساس می کنم مثل پایان فیلم Life Of Pie ..این بچه نیز شخصیت های واقعی را تغییر داده و جایگزین شخصیت های خیالیش کرده…حدس می زنم غوله پدرش باشه…غورباقه نوشیدنی های الکلی…و آن دختر هم مادرش باید باشد…
    نمی دونم این بازی رو حتما تهیه می کند….ولی فکر کنم نسبت به بخش گرافیک کمی دلسوزانه نمره دادید

    0
    0
    • بخش گرافیک اصلا دلسوزانه نبود … بازی یه بازی مستقله و در این بخش یک سروگردن نسبت به بازی های همسبک که از ایرانی گرفته تا خارجی بالاتره …
      اون حدساتونم درست بود ، به جز دختره که خواهر شخصیت اصلیه … جالبش اینجاست که اینا از ابتدای بازی مشخصه و چندجا هم سایه ی پدرش شبیه غول میشه ولی بازی با تاکید خاصی پایان قشنگشو میخواد نشون میده .
      موفق باشین … Wink

      0
      0
  • Altair گفت:

    TNX
    هادی جان یه بازیه به اسم gone home به دلایل نا معلوم نمودنم چرا هیج توجهی بهش نمیشه
    خیلی دلم می خوام ازش بدونم متاش شده90 و gamespot داده 9.5
    یه زحمتی بکش یه اطلاعاتی ازش بزار
    __________________________________________________________
    با این نقدی که از این بازی نوشتی هم شاید بخرمش

    0
    0
  • justcobra11 گفت:

    هادی جان چرا با بازخورد بد روبرو بشه؟اگه خوب نقد بشه(مثل این بازی)و خوب نمره داده بشه(برخلاف این بازی Evil Grin )مسلما استقبال میشه.من خودم خیلی بازی های مستقل رو دوست دارم یه جورای نو و جدیدن نمونشم journey و mark of the ninja و dust an elysian tail که عالی بودن.در کل من با تمام نقد و نمره های گیمفا موافقم به جز این بازی و resident evil 6.نکنه ویروس ign بهتون سرایت کرده که اینقدر مهربانانه نقد میکنین Evil Grin اخ جون بالاخره یه نفر برای بحث تو این سایت پیدا شد Kiss

    0
    0
    • خوب نقد شدن این بازی پای کاربرا ولی خوب نمره دادنش پای منه که خوب بود … گفتم تو نکته ی منفی بگو من ببینم چرا باید بهش نمره ی کم بدم ، یه موضوع دیگه دیشب نقدهای بازیو نگاه کردم خیلی ها ازش ایراد گرفتن ولی تو نمره دادن دوبرابر ایراد ها بهش نمره دادن یعنی مثل من خیلی چیزا رو در نظر نگرفتن … در ضمن اگه مجله ی بازی رایانه رو هم بخونی این بازی نمره ی 18 گرفته …

      در مورد بازی های مستقل که هر چی واسه PC بیاد من میگیرم و آماده هم بودم واسه نقد dust an elysian tail ولی نشد . ویروسی هم نیست نمره ی کم هم میدیم دو نفر گیر میدن ، نمره ی این بازی به نظر من 40 بود فقط به خاطر کاربرا یه نمره کم کردم …

      در مورد اون بازی هم بگم ، سبکش متفاوته و گروه خونی خیلیا بهش نمی خوره ولی به زودی نقدش میاد رو سایت .

      0
      0
  • RadioActive گفت:

    انقد که از نوشته هات خوشم اومد همین الان بازیو گزاشتم وا3 دانلود Yes
    ایشالا فردا شب طعم بازیو میچشم Grin

    0
    0
  • justcobra11 گفت:

    lمنظورت از اون بازی کدومه؟dust یا journey

    0
    0
  • ممنون هادی جان….

    به نظر من که گرافیک بازی مسخرس…
    کلا از ماجراجویی خوشم نمیاد چه برسه که بخواد این جوری باشه…

    داستان قشنگی داره ولی داستانش در سطح جهانی مطرح نیست مثل فیلم چهار شنبه سوری که حتی به نظر من میتونست جایزه ی اسکار بگیره ولی چون داستان بین المللی نداشت این اتفاق نیوفتاد…جدایی نادر از سیمین داستانی جهانی تر داشت به خاطر همین فیلمنامش نامزد جایزه ی اسکار شد…
    در مورد اون بحثی که داشتیم در مورد ارتش های فرازمینی حق با شما بود و حرف شما متین داستانش به ایرانی جماعت نمیخوره ولی داستانش نشانه ی حماسه ی ایرانیه از دیالوگ هاش معلومه… و البته داستانش جهانی تر جلوه میکنه و به نظر من مقایسه ی این دو بازی اصلا کار درستی نبود…

    اون بازی رو شاید خیلی ها بازی کنن و خوششون بیاد ولی این بازی به سلیقه ی خیلی ها از جمله خودم نمیخوره….

    در کل به جای ارتش های فرازمینی میتونستن یه بازی با همون گرافیک در مورد جنگ نیرو های کوماندو ی خودمون با گروه قاچاقچی ها درست کنن که خیلی هم جالب میشد و من خودم چند بار مستند هاشو دیدم حال کردم و تو سازمان ملل هم ایران بهترین کشور از لحاظ مبارزه با مواد مخدره ولی در کل ارتش های فرازمینی رو چون میخواستن با گرافیک بالا بسازن خواستن این سبک بهترین سبک بود…

    ولی باز میگم ارتش های فرازمینی هنوز نیومده تا ما بتونیم از داستانش ایراد بگیریم و من داستانشو خیلی دوست دارم چون در سطح جهانی میتونه مطرح بشه ولی این بازی بیشتر نشانه ی یک کشوره…

    0
    0
    • راستی یادم رفت بگم که این جور داستان ها مثل هوی رین به درد بازی نمیخوره…

      این جور داستان ها تو فیلم ها میتونن خیلی چشم گیر تر جلوه کنن و به نظر من گیم باید هیجان داشته باشه و اگر دنبال احساسات باشم میرم فیلم هندی نگاه میکنم…( از فیلم هندی متنفرم Really Pissed Really Pissed )

      ولی گاهی احساسات هم میشه تو بازی کار بشه به شرط این که قوی کار بشه مثل فیلم گلادیاتور که خیلی خوب خشونت رو گاهی با احساسات مخلوط کرده بود مثل اون صحنه یای زن و بچه اش رو سلاخی کردن…

      در کل باید بگم احساسات به درد بازی نمیخوره به شرط این که کم و به جا باشه…

      0
      0
      • به ترتیب کامنت هاتون جواب دادم ، ولی فکر کنم خیلی از قسمت های نقدو نخوندین ، چون خیلی از جوابا تو متن بود . البته اگه غیر اینه که ببخشید منو
        گرافیک بازی نسبت به اکثر بازی های مستقل خوبه و نیازی به بهتر بودن هم نیست ، البته یه سری مشکل هم داره …
        تنها نکته ای که تو این بازی باعث شده این همه جایزه بگیره و بترکونه داستانشه که در سطح جهانی مطرحه ، مشکل اعتیاد به الکل ، زدن بچه ها ، سازمان حمایت از حقوق کودکان ( یونیسف ) الان در سطح جهانی مطرح نیست ؟ این بازی هم به همین موارد اشاره داره …
        من داستانو با هم مقایسه نکردم ، ایده های بازی و فرهنگ سازی این بازی هیچ وقت به داستانش فقط اهمیت نمیده ، همه ی جای بازی دیده میشن … و من هیچ وقت هم از ارتش های فرازمینی حرفی نزدم ، کلا گفتم کم چنین چیز هایی تو بازی های ایرانی دیده میشه یا اصلا دیده نمیشه و من تو بحث همون روز هم گفتم این بازی هنو هیچی از خودش نشون نداده که ما در موردش بحث کنیم و بیشتر نظرات کلی و در مورد اکثر بازی های ایرانی بود …
        در مورد اون ایده ی داستانی ، مبارزه در خلیج عدن همین داستانو داشت …
        حرف آخرتون اصلا درست نیست ، ایده های مرتبط با صنعت بازیسازی همیشه پخته ترن و میتونن جو سنگین تریو نشون بدن ، مثل هوی رین که عالی بود یا مثله بیوند که قرار به زودی بیاد … این ایده های داستانی و پیچش ها تو یه بازی بهتر پیاده میشن چون به راحتی بازیباز میتونه انواع پایان ها رو ببینه ولی تو فیلم فقط به یه نقطه میرسه … مثله بایوشاک ، یا همین بازی یا سری ویچر ، دوس اکس و … همشون در مورد چیز های مختلفین ولی با پیچش های مختلف ، به کار بردن احساسات بهتر از فیلم های روز خودشونو نشون میدن …
        در مورد وسط کشیدن فیلم به این بحث فقط میتونم بگم شما هنوز دید درستی به بازی ندارین وگرنه یه بازی میتونه جای کلی فیلم رو بگیره ، چون با گذاشتن یه خط داستانی دیگه میتونه پیچش درستی تو بازی ایجاد کنه ولی فیلم یه مساله رو بیان میکنه و اگه خیلی درگیر کننده باشه مثل اینسپشن اونوقته که عالی در میاد و اینطور ساخت هم کار هر کسی نیست … و حتی ممکنه ضرر بزنه …
        در مورد جدایی هم بحثی نمی کنم ، چون از این فیلم هیچی ندیدم و اسکار هم طبق معمول این چند ساله به خاطر سیاست بازی های کثیف بهش دادن … مثل آرگو .

        0
        0
  • (در کل این جور بازی ها بیشتر میرن سمت احساسات که من از این روند میترسم)…( منظورم SPEC OPS نبود منظورم همین بازیه نقد شده بود…

    0
    0
  • بهزاد گفت:

    سلام

    هادی جان از اونجا که منو دعوت کردی به خوندن این نقد منتظر بودم بیاد روی سایت و خوندم و بسیار لذت بردم ازش . البته این بازی رو انجام نداده بودم و الان زدم که دانلود شه و ممنونم از معرفیش

    به نظر بازی بسیار پخته ای میاد و در کل من خودم داستان هایی که از کودکی ( که قسمت اعظم ناخودآگاه ماست) میاد رو دوست دارم. در مورد بازتاب فرهنگی ظاهر و باطن بازی هماهنگی خاصی باهم دارن. ظاهر که شهر روژه دانیرویو رو به یاد ادم میندازه و جالب اینجاست که کودکان این شهر داستان مشابهی رو با قهرمان داستان دارن .اعلب بدون حمایت والدین در ” شهر” بزرگ میشن و در جوانی اگر دختر باشن که اغلب فاحشه منش میشن یا پسر باشند به کارتل ها میپیوندند. ینی مجبورند!

    دقیقن برعکس همون ارتش فرازمینی ( و مشابه آن . مثلا شبگرد) فکر میکنی یه بازی خارجی تو ناکجا آباد رو بازی میکنی. از این بحث های تکرار شده که بگذریم یه نکته ی خیلی خیلی خیلی ظریف و مهم به نظرم اومد که عجیب برای اهالی گیم مجهوله رو بهش اشاره کنم

    فرهنگ و تاریخ ایرانی رو چگونه میتوان به بازی ها تزریق کرد؟ فرهنگ ایرانی چیست؟ سربازان ریشوی هخامنشی یا فرهنگ معاصر که شامل شهرهای با قانون جنگل ( بخور تا خورده نشی)و جوانان خشمگینه؟

    این واقعن چیزی نیست که بشه تو یه کامنت بازش کرد ولی فقط اینو بگم که ” به زور” نمیتوان یه بازی رو ایرانیزه کرد.نمونه ی بارزش برای من همیشه بازی گرشاسب بوده که به عقیده ی خیلی ها رنگ و بوی ایرانی داره . گرشاسب من رو یاد ” دراویش ” میندازه . کاملن مشخصه که طراح یه خوداجباری داشته و این طراحی شخصیت از نبوغ و ازادی نیمده. بحثش طولانیه ولی همین مثال رپ فارسی بزنم که انقدر پیش رفتن تا خودشون به این رسیدن که
    1- خیلی مضحکه که هیپ هاپ امریکایی رو بذارن روش فارسی حرف بزنن
    2- خیلی بی مزه و بی محتواست که فقط با اضافه کردن ساز های ایرانی و موسیقی سنتی و تلفیق بخوان فرهنگ ایرانی رو به زور تزریق کنن تو رپ ( دقیقن قضیه گرشاسب)

    در مورد نقد بعضی ها گفتند که احساسی بوده و فلان . من موافق نیستم و به نظرم نقد درستی بود. از همون اول منتقد اتمام حجت کرده که این بازی رو من تاثیر گذاشته و من احساس شوق دارم هنگام نوشتن نقد .و کاملا هم درسته و ابایی هم نداشته که خواننده بدونه احساسی داره نگاه میکنه به نقد. اشتباهت میدونی کچا بود . این بود که این به وجد اومدنت از بازی رو در طول نقد بارها به رخ کشیدی و این باعث میشه خواننده حالت تدافعی بگیره. ( به خاطر تجربه ی بدی که در نقدهای یه طرفه داشته . تصور کنین تعریف و تمجیدهایی که طرفداران call of duty یا battlefieldدر قالب نقد به سنگر همدیگر پرتاب میکنن)

    ممنون از نقدت و در طول این هفته این بازی رو انجام میدم ببینم چند چنده.

    0
    0
    • ممنونم از توجهتون … این کامنت های آخرو خیلی دوست داشتم چون بحث بود ، بین کسی که با بازی مخالفه و با نقد من و کسی که لذت برده … از آقا امیر ، justcobra11 ، FERYGAMER و … که توجه کردن تشکر می کنم …
      ما حرفامون مثل همه پس جوابی ندارم و امیدوارم بعضی از سازنده یه نگاه به چیزایی بندازن ، به حرف کسایی بندازن ، که گودی میدونو از بیرون میبینن و نه از تو که هیجانش بگیرتش ….

      در مورد اون مشکل اعتیاد و مواد تو برزیل بگم که میخواستم بحث داستانیو خیلی باز کنم ، اول نقد شروع کردم کل داستانو نوشتم ، جزییات بازیو کامل توضیح دادم ، با دنیای بیرون مقایسش کردم ( امیر جان مشکل اعتیاد موضوع بین المللیه ) بعدش رفتم سراغ باقی بخش ها بعد دیدم اینطوری نقد درست نیست ، کسی که بازی نکرده به چه امیدی بره طرفش ، بعد عوض کردم و تا تونستم از گفتن هر حرفی پرهیز کردم ، همین الان قول میدم اگه داستانو باز میکردم خیلیا جذبش می شدند … حاضرم قسم بخورم که پایان این بازی در مقابل خیلی از بازی های بزرگ فوق العادست … پایان بندیش فلسفی بود ، هر چی بگی توش داشت ، هیچی کم نداشت …
      الان شاید بگی بازم احساسیه ولی بازی همیشه در حال اوج بود ، همش میرفت بالا ، همش به سمت آخر پیش می رفت … گفتم بازیش داستان محور بود و همین موضوع تو یه بازی این سبکی متفاوت بود که گیم پلی ساده باشه چون این بازی ها گیم پلی جرف اولو میزنه تا داستان ولی این برعکس بود که باعث شده گیم اسپات به خاطر ساده بودن گیم پلی چند نمره کم کنه ازش و … اگه هم کسی مثل هم سبک ها بخواد بازیو بره واسش ساده میشه و خسته کننده …

      نقد اونقدرا هم احساسی نبود ولی درسته از همون اول اعلام کردم با نمره ی کامل دیدن تعجب نکنید چون عالیه از نظر من … البته ایراد هایی که دوستا گرفتن درست هم هست ولی نمره ی بازیو من میدم که از نگاه من خیلی از مشکلات در مقابل نکات مثبتش هیچی بودن … مشکل گرافیکی در مقابل شخصیت ها ، گیم پلی در مقابل داستان ، خستگی بعضی مراحل در مقابل فرهنگ سازی ( که فک کنم این نکته بیشتر واسه ما جلب توجه کرده تا نقدای خارجی چون ما تو بازیسازی فقط مستقل هستیم فعلا )

      منتظرم اگه تجربه کردی ، بعدا نظرتو بدونم .

      0
      0
      • ممنون اقا هادی…

        ولی در کل گفتم من از این سبک داستان ها زیاد خوشم نمیاد و البته نظر شخصیه منه و تحمیل هم نمیکنم ولی در کل اگر بازی قرار باشه به چند صورت تموم بشه سبک بازیه Spec ops the line رو ترجیح میدم و یکی از بهترین داستان ها بازی تو عمرم بود…

        من از داستان هایی خوشم میاد که اصلا نتونی آخرش رو حدس بزنی مثل اسپک آپس و بتل 3 که توش نگو خود سلیمان جاسوس آمریکایی ها بوده ولی بهشون خیانت کرده ولی هیچ کدوم به پیچیدگی همن اسپک آپس نمیرسن که اصلا آخرش میفهمی موجی بودی…

        0
        0
  • mamaly گفت:

    اقاهادی مرسی خوب بود یه سوال بی مورد چرا hitman5 ارور directx11 رو میده

    0
    0
  • justcobra11 گفت:

    کلا من هرجا کامنت میدم بحث راه می افته از بس قدمم نورانیه Grin در مورد کامنت اولم هم خداییش فکر نمیکردم جواب بدی چون خیلی بد منظورمو گفتم Big Frown ولی بعد فهمیدم انتقاد پذیر هستی.از این به بعد منتظر کامنت های اتشین من باش هادی جان Pissed Off

    0
    0
  • Cre2 گفت:

    نقد بسیار خوبی بود، ولی خود به خود همون اولش داستان بازی رو اسپویل می کنید! من قبل از این خوندن این نقد بازی رو تموم کرده بودم، وگرنه اسپویل میشد کاملن!
    با این حال سپاس فراوان از ترویج این سبک از بازی ها بین گیمرهای ایرانی.

    0
    0
  • Cp.Mahdi گفت:

    هادی جان این بهترین جمله در سایت گیفا بود (امیدوارم کسانی باشند که این بازی را تجربه کنند و همچنین بازیسازانی باشند که سرمشق خود را به جای عناوین بزرگ مثل Call Of Duty به عنوانی زیبا و خوش رنگ و لعاب همچون Papo & Yo تغییر دهند تا شاید علاوه بر تجربه ی یک عنوان درخور توجه با یک عنوان ایرانیزه هم طرف باشیم.) Yes
    راستی آقای زرشک مرخصی گرفته؟

    0
    0
  • سلام فقط و فقط همین رو بگم بسیار بسیار بازی عالی بود…..من خودم کار گرافیکی انجام میدم و تو میکس یه چیزایی بلدم و اکثر بازی های طراز اول جهان رو بازی کردم ولی این بازی بهم فهموند که چقدر اون بازی مسخرست چون روحم ارمغانی جز خشونت رو به ارث نمیبره و چقدر از درسم میزنه و هیچ سودی به حالم نداره البته من با این تحلیل زیبا با این بازی آشنا نشدم بلکه همین دو روز پیش بسیار اتفاقی اوون رو خریدم و بعد بازی به دلم نشت و آخرای بازی(بذارید منم نگم آخرش چی میشه)نزدیک بود به گریه بیوفتم چون انقدر تاثیر گذار بود که داشت دیوونم میکرد …..هیچ بازیی رو دوبار انجام ندادم ولی این بازی رو تا الان از دیروز که تمومش کردم رفتم و مرحله آخرشو بازم بازی کردم و میرم به همه دوستامم میدم(من میگفتم من خودم دانشجوی آی تی هستم و اعلام میدارم که بازی خیلی چیز بی خودیه ولی این زمین تا آسمون فرق داره)…..انقدر بازی رو دوست اشتم که گفتم کسی هست که حالت منو تو این بازی درک کرده باشه و سرچ که کردم این حالت مشابه رو توی این دوست عزیزمون دیدم فقط لطفا اگه بازی در این رنج دارید به ایمیلم اسمشو بگید…التماس دعای فرج [email protected]

    0
    0