نقد و بررسی قسمت هشتم و نهم سریال The Last of Us

۲۶ اسفند ۱۴۰۱ - ۰۹:۲۰

سریال The Last of Us حال پس از نه قسمت به ایستگاه پایانی فصل اول رسیده است و اکنون باید منتظر فصل دوم باقی ماند.

سریال The Last of Us در قسمت هفتم خود قصه‌ای فرعی که البته با قصه اصلی پیوند داشت را روایت کرد. قصه‌ای که درباره الی و ارتباط او با رایلی صمیمی‌ترین دوستش بود.

در این قسمت شاهد شب آخر حضور آن دو در کنار یکدیگر بودیم پیش از آنکه رایلی و الی آلوده شوند.

پس از روند نسبتا آرامی که در دو قسمت ششم و هفتم سریال دنبال می‌شد، انتظار می‌رفت که قسمت هشتم سریال The Last of Us ورق را برگرداند و قسمتی متفاوت نسبت به دو قسمت پیشین خود باشد.

در واقع باید گفت چنین اتفاقی نیز رخ می‌دهد و می‌توان قسمت هشتم سریال The Last of Us را یکی از بهترین قسمت‌های این فصل دانست.

در تمام طول سریال به مقدار زیادی علاقه جوئل نسبت به الی را دیده‌ایم. تمام فداکاری‌های او و یا حس پدرانه‌ای که نسبت به الی دارد و نگهداری و نگهبانی از او را در قسمت‌های مختلف تماشا و حس کرده‌ایم.

اما شاید چنین موضوعی را از سمت الی بسیار کمرنگ‌تر دیده باشیم. قسمت هفتم و هشتم وظیفه داشتند تا با پر رنگ‌تر کردن شخصیت الی در روند سریال، حال میزان علاقه او به جوئل و میزان ارزش جوئل در زندگی‌اش را ببینیم.

این اتفاق از همان قسمت هفتم شروع شد. جایی که الی تصمیم می‌گیرد بماند و جوئل را درمان کند تا بار دیگر همانند رایلی فرد مهمی در زندگی‌اش را از دست ندهد.

در قسمت هشتم این موضوع ادامه پیدا کرد و الی را در حال تلاش برای مراقبت و نگهداری از جوئل می‌بینیم.

قسمت هشتم سریال The Last of Us قسمتی با ریتم مناسب، نقطه عطف درست در فیلمنامه و البته هیجان است.

در واقع این قسمت در رسیدن به هدف خود که آن به تصویر کشیدن ارزش جوئل در زندگی الی می‌باشد، بسیار موفق است.

اما پس از پایان قسمت هشتم جوئل و الی به انتهای مسیر خود بسیار نزدیک شده‌اند. مسیر پر افت و خیزی که هر دوی آن‌ها را تغییر داده است.

سریال The Last of Us از همان ابتدا مشغول به روایت قصه دو شخصیت بود که بنا بر ماموریتی با یکدیگر همراه شده بودند‌.

دو شخصیتی که در ابتدا هیچ ارتباطی به یکدیگر نداشتند و رفته رفته به یکدیگر نزدیک شده و ارتباط بین آن‌ها شکل گرفت.

در واقع سریال The Last of Us بیش از هر چیزی قصه همین ارتباط بین جوئل و الی می‌باشد که بر بستر شرایطی پسا آخرالزمانی روایت می‌شود.

تم اصلی سریال The Last of Us هرگز مربوط به زامبی و یا مسائل پسا آخرالزمانی نبوده است و تمرکز سریال و قصه‌گویی آن بر روی موارد دیگری است.

اما با این حال سریال می‌توانست با انتخاب‌هایی متفاوت کمی میزان هیجان موجود در اثر را بیشتر کند.

سریال شاید اشتباهاتی در وارد کردن هیجان به روند قصه خود داشت، اما به هدف اصلی خود که نزدیک کردن دو شخصیت کاملا غریبه به یکدیگر بود، به بهترین شکل ممکن رسید.

تمام مکث‌های سریال در طول این نه قسمت بر روی ارتباط بین جوئل و الی لازم بوده است و حال پس از نه قسمت شاهد ارتباطی عمیق و چند بعدی بین این دو شخصیت هستیم که در طول سریال هرگز به مخاطب تحمیل نشده بلکه در روند قصه ساخته شده است.

این پرداخت عالی باعث شده است تا لحظات دراماتیک‌ بین جوئل و الی در بالاترین سطح کیفیت خود قرار گرفته و همواره احساسات مخاطب را درگیر کند‌.

هنگامی که سریال موفق شده تا ارتباط بسازد، حال تنها کافی است که دو شخصیت خود را در موقعیتی دراماتیک قرار دهد و آنچه که نه قسمت کاشته بود را برداشت کند.

قسمت نهم سراسر پر از این لحظات است. از گفتگوهای جوئل و الی درباره سارا، زندگی‌شان و آینده گرفته، تا لحظات پایانی فصل اول و علاقه جوئل به الی و تلاش برای از دست ندادن دوباره فردی مهم در زندگی‌اش پس از سارا.

در واقع جوئل پس از سال‌ها از مرگ سارا بار دیگر با الی احساس سرزندگی و امید می‌کرد و او به وضوح وضعیت روحی جوئل را بهبود بخشیده بود.

سریال به خوبی قادر بود تا این موضوع را در طول نه قسمت به تصویر بکشد. به شخصیت جوئل در قسمت اول و قسمت نهم نگاه کنید تا متوجه این تغییر بشوید.

بنابراین هنگامی که متوجه شد قرار است الی را نیز از دست بدهد دست به شورش زد تا او را نجات دهد. در واقع نقطه ضعف قسمت نهم نیز مربوط به همین شورش جوئل می‌باشد.

روند این شورش بسیار سریع بوده و ابدا کارکرد دراماتیک‌ نداشته و هیچگونه هیجانی را نیز در مخاطب زنده نمی‌کند.

در واقع سکانس مربوط به کشتن تمام آن افراد توسط جوئل برای رسیدن به الی و نجات او از اتاق عمل باید بسیار با صبر و حوصله بیشتری به تصویر کشیده می‌شد.

این عبور کردن سریع از این سکانس که از لحظات کلیدی در بازی The Last of Us نیز می‌باشد، باعث می‌شود تا حس آن کاملا از بین برود.

حس خشم و علاقه توامان جوئل که منجر به نجات الی می‌شود در این روند سریع هدر رفته است و مخاطب تلاش جوئل و سخت بودن مسیر او برای نجات الی را حس نمی‌کند.

سکانسی که می‌توانست بسیار پر هیجان و پر تعلیق باشد و شرایط را بسیار دراماتیک‌تر کند به سادگی هر چه تمام‌تر هدر می‌رود. جوئل بدون آنکه هیچ سختی‌ای در مسیرش حس شود به الی رسیده و به سادگی او را نجات می‌دهد.

چنین جنسی از عجله چند بار دیگر نیز در قسمت‌های مختلف سریال حس می‌شود.

در مجموع سریال The Last of Us عملکرد خوبی را در فصل اول خود داشت. سریال موفق به ساخت شخصیت و ترسیم بی‌نقص ارتباط بین آن دو شد به گونه‌ای که این ارتباط کاملا باورپذیر و قابل حس بود و این تمام هدف قصه The Last of Us می‌باشد.

البته که سریال دچار ضعف‌هایی نیز بود و برخی انتخاب‌های غلط کمی آن را از مسیر خود خارج کرد اما روند کلی سریال از ابتدایی تا پایانی فصل اول را باید مثبت دانست.

حال باید منتظر فصل دوم سریال The Last of Us ماند و دید که سازندگان چه برنامه‌ای برای آن داشته و چگونه از اشتباهات جزئی خود در فصل اول درس می‌گیرند تا فصل دومی کم اشتباه‌تر را شاهد باشیم.

ALISHAAMIR WAZOWSKIVAHID.Bred-eyed Banished KnightGrandWardentigerThe.Last.DragonmeysambKratosNima Shamssoosmar

مطالب مرتبط سایت

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید