مقاله : به دنبال انتقام/بیوگرافی Raul Menendez

۳۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۸:۳۰

انتقام، می خواستم از خانواده میسون انتقام بگیرم. خاندانی که الکسش، چشمم را گرفت. و حالا بعد از مدت ها می خواهم از دیویدش انتقام بگیرم. دوست داشتم بر جهان سلطه کنم و کمتر به گذشته فکر کنم. از اتفاقی که برای Josefina افتاد. می خواهم کار را یکسره کنم، یکسره….

رائول منندز در 5 سپتامبر سال 1962 میلادی در نیکاراگوئه به دنیا آمد. در سال های نخست کودکی او، تحت تاثیر انقلاب پر آشوب نیکاراگوئه قرار گرفت. او از استعمار آمریکا بر نیکاراگوئه خشمگین بود و تحت تاثیر افکار ضد غربی قرار گرفت. در سال 1972 و در زلزله نیکاراگوئه  خانواده منندز بیشترین تلفات را دادند. از جمله خانه ی آن ها که ویران شد.

همچنین تنها خواهرش Josefina نیز در یک آتش سوزی فلج شده بود و باعث شده بود که خشم رائول بیشتر بر انگیخته شود. زیرا مالک آمریکایی این انبار که سرپناه این دو بود خود این انبار را بنا به مشکلاتی آتش زد. خشم رائول از آمریکایی ها و غرب بیشتر نیز شد

File:Young Raul BOII.png

اتحاد شوروی که با دام آمریکا به شدت در افغانستان ضربه خورده بود، در سال 1986 به منندز کمک کرد تا قیام هایی بر ضد آمریکا شکل دهد.اما میسون و هادسون به همراه ضدشورشیان، این قیام در آنگولا را که شرقیان آن را تاسیس کرده بودند سرکوب کردند. به این ترتیب میسون و هادسون که به دنبال هدف اصلی خود یعنی Sgt. Frank Woods بودند و قصد نجات وی را داشتند راهی یک لنج شدند. آن ها وودز را در حالی در یافتند که در میان اجسادی بود که کراوچنکو  آنان را به قتل رسانده بود. وودز و میسون، دو یار قدیمی در کنار هادسون وارد جنگلی شدند که در آن سومین هدف کلی یعنی Raul Menendez رهبر این قیام در آن قرار داشت. میسون مخفیانه وارد کلبه ی منندز شد اما وقتی که میسون وارد کلبه شد ناگهان افراد منندز وارد اتاق شدند و نقشه لو رفت. میسون منندز را گروگان گرفت اما منندز نارنجکی را پرتاب کرد، میسون به چشم چپ منندز شلیک کرد و از کلبه بیرون رفت. در نهایت میسون، هادسون و وودز زخمی به کمک رهبر صد شورشیان آفریقا گریختند.

File:Young Raul Menendez BOII.png

اما منندز همچنین در افغانستان نیز با تجهیز مبارزین، آنان را به شورش دعوت کرد. شورشی که در آن منندز و کراوچنکو، تنها بازمانده ی آن سه نفر که میسون را شست و شوی مغزی دادند، با ارسال تجهیزات به همه ی کشورهای ضد امریکایی مثل کوبا قصد شورش دوباره را داشتند.

بعد از درگیری  میسون و کراوچنکو  نهایتا او و وودز موفق به گرفتن کراوچنکو می شوند. دلیل نکشتن او بیرون کشیدن اطلاعات از زیر زبان او مبنی بر اهداف جبهه شرق و منندز بود. اما وودز و میسون کراوچنکو را می کشند و البته مجاهدین افغانی نیز  با دیدن این صحنه، آن ها را  بیهوش و در صحرایی رها میکنند. نکته ی جالب این جاست که فردی آن ها را نجات می دهند اما آن فرد در واقع رزنو(Rezonv) است. باز هم توهمات میسون مبنی بر زنده ماندن رزنو. البته هیچ گاه ما علت این توهم را نفهمیدیم.

اما منندز بازهم به تجهیز کشورها به کمک شوروی می پردازد. ادامه ی داستان او:

وقتی که منندز در نیکاراگوئه در کمین است و مامورین CIA که بازهم میسون، وودز و هادسون نیز هستند در طی عملیاتی قصد دستگیری او را دارند، نیروهای نیکاراگوئه منندز را دستگیر و پیش مانوئل نوریگا، رهبر وقت نیکاراگوئه می برند. نوریگا برای آزار منندز و تحقیر وی، او را آزاد می کند اما او ناگهان نوریگا را بیهوش و خود به شکلی عجیب و با عصبانیتی باور نکردنی همه را می کشد و به ژوزفینا می رسد، اما در همان لحظه ماموران CIA نیز می رسند.

با وجود این که هادسون در نیمه عملیات که آن ها از هم جدا شده بودند، به میسون هشدار داده بود که مواظب وودز عصبانی و عجول باشد، اما میسون موفق به این کار نمی شود و وودز ضمن پرتاب نارنجک به سمت منندز که با دست میسون انحراف پیدا میکند، ناخواسته ژوزفینا را به قتل می رساند ولی از منندز خبری نمی شود.

همین امر باعث میشود تا آتش انتقام در منندز به شدت شعله ور شود.

File:Raul's Mirror BOII.png

اما نوریگا ضمن پناه دادن منندز در نیکاراگوئه باعث می شود تا حمله ای شدید به نیکاراگوئه شود. میسون به همراه وودز نوریگا را پیدا میکنند. مبارزان نیکاراگوئه ای نمی توانند نوریگا را از چنگ وودز و میسون نجات دهند و پس از رسیدن به مقر اصلی میسون نیز از وودز جدا می شود…..

یکی از دراماتیک ترین صحنه های سری ندای وظیفه به جز  صحنه های سه گانه MW به نظرم همین جا بود. وودز و نوریگا وارد محلی مناسب برای شلیک اسنایپ می شوند.

دیالوگ هایی از وودز و هادسون:

Woods: Hudson! Who is the Next Target?

Woods: Hudson….

Hudson: The Next Target is Raul Menendez.

در ادامه هادسون به وودز می گوید که منندز را هدشات کن. کاری با انتخاب شما ندارم. وودز این کار را می کند و وقت که به بالای سر جنازه می رود با سر خونین میسون رو به رو میشود

وودز: میسون……

وودز قصد کشتن نوریگا را دارد اما با شلیک به پایش بر زمین می افتد. آری این منندز است که با حقه ای زیرکانه بهترین دوست وودز را توسط خود او به قتل می رساند. سکانس عوض می شود.

منندز وودز را با شلیک به هر دو پایش فلج می کند تا علاوه بر زجر دادن او تا آخر عمر این لحظات را به یادش بیندازد. هم چنین منندز سه نفر را در یک اتاق می گذارد. کودکی خردسال به نام David Mason به همراه Woods  و Hudson . منندز راهی مرگبار را برای آنان باز میکند. راهی که در آن وودز یا هادسون باید از بین خود یکی را انتخاب کنند و بمیرند تا یادگار آلکس زنده بماند.

هادسون خود را انتخاب میکند و منندز به شکل دراماتیک و ناراحت کننده ای گلوی هادسون را می برد. با گردنبندی که یادگار ژوزفینا بود. خواهر منندز که وودز و هادسون هر دو در جریان کشته شدن او نقش داشتند زیرا هنگام درگیری منندز با هادسون بود که وودز آن نارنجک را پرتاب کرد. منندز هادسون را می کشد. ضمن این که به هر دو زانوی او نیز شلیک میکند تا مرگ را همراه با درد ببیند. هادسون نیز مثل الکس میسون، یادگار یک بازی کثیف بود. بازی ای که در آن خون ها به راحتی ریخته می شد. بازی ای که رائول منندز آن را آغاز کرد…..

منندز پس از هوشیار شدن دیوید کوچک جنازه بابا الکس را به اون نشان می دهد. جنازه ای با سر خونین کسی که بارها آمریکا را از خطر شرقی ها نجات داد . کسی که یار غارش وودز ناخواسته او را به قتل رساند و بعدها با تعریف این ماجرا دیوید را بسیار غمگین کرد. به هر حال منندز با بی رحمی به دیوید آرامش می دهد، مختصری از ژوزفینا می گوید و می رود، و حالا این وودز است که در 90 سالگی این خاطرات را برای David تعریف می کند. دیوید از این بازی به خوبی آگاه می شود و آتش انتقام از منندز در وجود او، در ذهن او،  در روح او و در قلب او نفوذ می کند. دیوید هم مانند Josefina قربانی جنگی سرد شد!

در حالی که آنان بی گناه بودند. آنان هنوز هم کودک بودند.

File:Raul with young David BOII.png

به داستان منندز باز می گردیم. منندز حملاتی تمام عیار را آغاز  کرده است. او در سال 2025 با حمله به لس آنجلس ، پاکستان و چند نقطه ی دیگر قصد پیروزی شرق بر غرب را در جنگ سرد جدید دارد. البته برای پاکسازی این مناطق عملیات هایی با موفقیت انجام می شود که در راس آن ها تیم David Mason با Codename : Section به همراه Salazar و Mike Harper این عملیات را پاکسازی می کنند اما بازهم به داستان منندز بازگردیم زیرا داریم بیوگرافی او را می نویسیم:

C.I.A جاسوسی به نام Farid را در یمن و به پیش Menendez و یار غارش De Falco می فرستد. فرید هم فردی مطمئن و آموزش دیده است. اما خب در این بین با حملات تمام عیار آمریکایی ها به یمن شما در این مرحله باید در هر دو تیم قرار بگیرید. در نقش جاسوسی به نام فرید که مجبور است سربازان آمریکایی را به قتل برساند و هم چنین در نقش نظامیان آمریکایی.

شما در این مرحله باید بار دیگر با بازی منندز رو به رو شوید. او هواپیمای هارپر را می زند و او را دستگیر می کند. پس از آن باید شما در نقش فرید انتخاب کنید که Harper را بکشد یا به سمت Menendez شکلیک کنید. در صورت شلیک به سمت منندز او قبل از آن شما را می کشد ولی در غیر این صورت هارپر می میرد و شما باید در نقش دیوید بای کنید. البته برای رسیدن به اندینگ خوب بازی باید فرید زنده بماند که در غیر این صورت و با مرگ او شما در کنا هارپر خواهید بود. شما منندز را دستگیر می کنید و مرحله عوض می شود.

http://images2.wikia.nocookie.net/__cb20121115192909/callofduty/images/thumb/5/50/Raul_Menendez_addressing_crowd_BOII.png/640px-Raul_Menendez_addressing_crowd_BOII.png

شما باید به کشتی Barak Obama! رفته و از منندز بازجویی کنید. در حین بازجویی که منندز از خاطرات مرگ آلکس نیز حرف می زند، ناگهان با حمله افراد منندز به کشتی، او دیوید را بیهوش می کند و فرار می کند. هم چنین در تکه ای از این مرحله شما در نقش منندز می توانید رئیس میسون را بکشید یا با شلیک به پایش او را زنده نگه دارید. منندز با هک تمام ابزارهای ایالات متحده آنان را فلج کرده و می گریزد.  البته شما متوجه می شوید که سالازار هم خیانت کار بوده  و با منندز همکاری می کرده است.

پایان کار منندز: خب این بازی مراحل دیگه ای هم داره که البته زیاد به ما مربوط نمیشه. توضیحی که باید بدم اینه که دختری به نام Karma نقش مهمی در این بازی ایفا میکنه. اگر در یک مرحله نتونید اون رو نجات بدید اتفاقاتی می افته که شرح میدم.

در پایان دیوید میسون به منندز می رسد. پس از اتفاقاتی که رخ می دهد و منندز با انتشار یک ویدیو و منفجر کردن یک بمب و نشان دادن حملات بسیار گسترده به خاک آمریکا، قصد تضعیف نیروهای آمریکا را دارد. به هر حال دیوید به میسون می رسد، در اینجا شما می توانید انتخاب کنید که او رابکشید و یا زنده نگهش دارید و دستگیرش کنید. البته با نکشتن او، اندینگ چندان جالبی را نخواهید دید. اگر شما دختر را نجات دهید، الکس میسون زنده بماند، فرید هم زنده بماند و منندز را هم نکشید خود او خود کشی خواهد کرد و دیوید پدرش را می بیند و الکس هم به یار غارش، فرانک وودز می رسد. در غیر این صورت اندینگ های خاصی را می بینید که بدترین آن ها به قتل رساندن وودز توسط منندز است. یکی از اندینگ های بسیار  عجیب و فان این بازی، کنسرتی است که در پایان یکی از اندینگ ها توسط منندز و دوستان رقم می خورد. به هر حال رائول منندز توانست همچون ولادیمیر ماکارو  یکی از شخصیت های منفور نسل هم لقب بگیرد.

البته باید بگویم که این عملیات پایانی در هائیتی و Judgment Day نام داشت.

او شخصیتی کینه جو، سنگدل، بی رحم، بلند پرواز و صد البته باهوش هم بود. در هر صورت این بود مختصری از زندگی رائول منندز، شخصیتی بازیCall of Duty: Black Ops II

با بهره گیری از منبع اصلی، یعنی Call of Duty Wikia که در واقع وقایع ابتدایی را شرح داد.

File:Raul's Suicide BOII.png

File:Raul Menendez after killing Woods BOII.png

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید