ضعیف‌ترین پایان‌ها در تاریخ بازی‌های ویدئویی؛ فرجام ناامیدکننده

۲ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۸:۰۰

ضعیف‌ترین پایان‌ها در تاریخ بازی‌های ویدئویی

مقوله‌ی پایان یا همان Ending در دنیای رسانه بسیار نقش کلیدی را در کیفیت کلی اثر ایفا می‌کند. چه بسا یک داستان خوب، یک فیلم جذاب یا یک بازی فوق‌العاده، به خاطر پایان ضعیفش نتواند آن‌طور که باید و شاید بزرگی و عظمت خود را نشان دهد.
در دنیای گیم نیز گاهی اوقات بزرگ‌ترین بازی‌ها، به شکل بسیار ضعیف و ناامیدکننده‌ای به پایان می‌رسند. در این مقاله به برخی از ضعیف‌ترین و ناامیدکننده‌ترین پایان‌ها در تاریخ بازی‌های ویدئویی نگاهی خواهیم داشت.

پ.ن:  توجه داشته باشید ضعیف بودن پایان و Ending، به هیچ وجه به معنای ضعیف بودن کلی آن اثر نیست‌. در لیست پیش‌رو بسیاری از آثاری که خواهید دید در زمره‌ی برجسته‌ترین آثار نسل و حتی تاریخ به شمار می‌آیند. در واقع تنها این پایان بازی است که ضعیف و ناامیدکننده‌ بوده است.
پایان‌های ضعیف و ناامیدکننده‌ زیادی در دنیای گیم وجود دارند که در این مقاله تنها به برخی از آن‌ها اشاره شده است. شما عزیزان نیز نظر خود را  با ما به اشتراک بگذارید.

Halo 2


استفاده از Cliffhanger‌ها در دنیای ادبیات و فیلم و سریال بسیار طبیعی است. خصوصا در سریال‌های بزرگ و محبوب، اغلب شاهد این هستیم که آخرین سکانس آخرین قسمت یک سریال، در لحظه‌ای بسیار حساس و هیجان‌انگیز خاتمه می‌یابد. مانند نبرد آنتاگونیست و پروتاگونیست داستان‌. اما مخاطبان برای مشاهده و فهمیدن ادامه‌ی ماجرا باید تا فصل بعدی صبر کرده و روزشماری کنند.
اما دنیای گیم کاملا متفاوت از دنیای فیلم و سریال است. هر بازی ویدئویی، یک اثر مستقل و جداگانه از آثار قبلی و بعدی آن فرنچایز است. حتی نسخه‌های فرعی و Spin-off‌ها نیز همیشه هویت مستقل خود را داشته و یک داستان کامل از صفر تا صد را روایت می‌کنند. استفاده از Cliffhanger مانند آن چیزی که در دنیای فیلم و سریال میبینیم در دنیای گیم منطقی و پذیرفته شده نیست (بازی‌های اپیزودیک یک بازی به شمار می‌آیند) چرا که مخاطب انتظار یک اثر کامل را دارد. مثلا فرض کنید در عنوان God of War، بعد از سی ساعت ماجراجویی، متوجه شوید که در نسخه‌ی بعد قرار است با بالدر مبارزه کنید و باید چند سال صبر کنید!
عنوان Halo 2 با یک علامت سوال بزرگ و Cliffhanger عظیم به پایان رسید. بعد از ساعت‌ها تلاش مسترچیف و نبرد با نیروهای بیگانه برای نجات زمین، به جای یک فرجام منطقی، بازی در حالی به اتمام می‌رسد که مسترچیف می‌گوید میخواهد به جنگ پایان دهد و سفینه فضایی او به زمین می‌رسد. اما خبری از نبرد نهایی نیست و مخاطبان می‌بایست تا نسخه‌ی بعدی هیلو صبر کنند و یک کنسول دیگر خریداری کنند

Metal gear solid V: The Phantom Pain


پایان بازی Metal Gear solid 5 نه تنها دچار مشکلات فراوانی بود، بلکه حواشی زیادی نیز به همراه داشت. به نظر می‌رسد دخالت‌های گسترده‌ی کونامی در روند ساخت و قسمت‌های پایانی و حذف یکی از مهم‌ترین کات‌سین‌های پایانی بازی، یکی از مهم‌ترین دلایلی بودند که موجب پایان عجیب و غریب بازی شدند. اما کات‌سین حذف شده و مشکلات کوجیما با کونامی را کنار بگذاریم، مشکل دیگر پایان بازی ضغیف بودن آن از لحاظ ساختاری است‌. پایان بازی به گونه‌ای روایت می‌شود که هزاران سوال بی‌جواب در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود و هیچ جوابی نیز برای آن‌ها وجود ندارد. از طرف دیگر شروع و پایان داستان بازی از حفره‌های داستانی عجیب و غریبی رنج می‌برد که همدیگر را نقض می‌کنند ( با یک سرچ ساده و اندکی تحقیق به مواردی که اشاره کردم پی خواهید برد)

Batman: Arkham Asylum


گاهی اوقات گذشتن از برخی خط قرمز‌ها در زمینه‌ی شخصیت‌پردازی و دگرگونی یک شخصیت، به نتایج نامطلوبی ختم می‌شود. یکی از این خط قرمز‌ها و ریسک‌های بی‌مورد، در پایان بازی Batman: Arkham Asylum اتفاق افتاد. جایی که پس از فعل و انفعالات فراوان، جوکر در اقدامی عجیب به خود فرمول تایتان را تزریق کرده، و به هیولایی سبز رنگ و بزرگ تبدیل می‌شود! بله جوکر که همه به واسطه‌ی جنون، تصمیم‌ها و رفتار متفاوت او را به یاد دارند،
به شیوه‌ی کلیشه‌ای باس فایت‌‌های رزیدنت ایول به هیولایی بزرگ تبدیل می‌شود! این تصمیم بر خلاف تمام هویت و شخصیت‌پردازی جوکر بود و با هوین این شخصیت هم‌خوانی نداشت.

Borderlands

بعد از ساعت‌ها تلاش و تیراندازی مداوم برای رسیدن به Vault و یافتن راز این‌که چه چیزی داخل آن است، در نهایت بازی‌بازان باید هیولایی غول‌پیکر را در پایان بازی شکست دهند و خب طبیعتا انتظار دارید که در ادامه به راز Vault پی ببرند. اما خبری از این اتفاق نیست! بعد از کشتن باس آخر، Guardian از شما تشکر می‌کند و Vault دوباره به مدت ۲۰۰ سال بسته می‌شود. یعنی کل Objective بازی به کوچک‌ترین سرانجامی نمی‌رسد و در واقع سازندگان فقط مخاطبان را فریب داده‌اند! به همین راحتی! بدون هیچ‌گونه جمع‌بندی و پایان منطقی …

Ghost’n Goblins


این عنوان کلاسیک و قدیمی که در دهه ۸۰ منتشر شد، یکی از احمقانه‌ترین Conclusion‌های تاریخ بازی‌های ویدئویی را دارد. هدف بازی‌بازان پیدا کردن و نجات شاهزاده Prin Prin است، اما بعد از عبور از خطرات و هیولاهای مختلف و شکست باس آخر که شیطان است و یافتن شاهزاده، در می‌یابید تمام کارهایی که تا به این نقطه انجام داده‌اید توهم و خیال بوده و باید یک‌بار دیگر تمام مراحل بازی را از ابتدا تا انتها این‌بار روی سطح سختی بالاتر تکمیل کنید تا شاهزاده را نجات دهید. فکر نمی‌کنم پایانی به این اندازه احمقانه و غیرمنطقی وجود داشته باشد!

Mass effect 3


از آن‌جایی که اندکی قبل بود که نسخه‌ی نسل هشتمی و نهمی سه گانه‌ی Mass effect عرضه شد، به همین دلیل زیاد به جزئیات پایان نسخه‌ی سوم نمی‌پردازم. فقط در همین حد باید بگویم که برخلاف بازی‌های نقش‌آفرینی کلاسیک، تصمیم‌های مخاطبان تقریبا هیچ اثری در اتفاقات نهایی بازی ندارند و حتی عواقب تصمیمات نهایی نیز به شکل درست نشان داده نمی‌شوند! این مسئله آن‌قدر اعتراضات گسترده را به همراه داشت که بایوور در بسته‌های الحاقی مختلف تلاش کرد این مسئله را جبران کند. اما در هر صورت، یکی از بهترین سه‌گانه‌های تاریخ گیم، به شکلی نسبتا ناامیدکننده و دور از انتظار به پایان رسید.

The Last of Us: Part Two

The Last of Us Part 2
برای خود من به شخصه، ناامیدکننده‌ترین، ضعیف‌ترین و بدترین پایان و Ending در چند سال اخیر متعلق به شاهکار ناتی‌داگ یعنی بازی The Last of Us: Part Two بود.
در زمینه گیم‌پلی، شخصیت‌پردازی، مبارزات، گرافیک هنری، گرافیک فنی، صداگذاری و فضاسازی باید گفت نسخه‌ی دوم The Last of Us یک شاهکار در تاریخ بازی‌های ویدئویی به شمار می‌رفت. اما پایان بازی به قدری ضعیف و غیرمنطقی بود که حتی هیچ بحثی باقی نمی‌گذارد.
اولین مشکل بزرگ Ending بازی مربوط به زمانی می‌شد که ابی، بعد از این‌که دریافت الی Owen و Mel را به قتل رسانده، خود را به محل اختفای الی رساند و پس از چند مرحله درگیری، از کشتن الی صرف نظر کرد! می‌توانید باور کنید؟ ابی که دوست قدیمی خود یعنی Owen و بسیاری از دوستانش توسط الی و همراهانش کشته شده بودند، الی را بخشید و از کشتن او صرف نظر کرد و با جمله‌ی “Don’t Ever Let me see you again”  از آن‌جا خارج شد!!! همان Abby که هنگام خطر از انجام هیچ کاری خودداری نمی‌کرد و حتی هنگام فرار از جزیره هم‌رزمان سابق خود را نیز کشت وقتی که به الی رسید با الهام از سینمای بالیوود دلش به رحم آمد و نه تنها او را نکشت بلکه جان Dina که حامله بود را نیز بخشید!
می‌دانم چه جوابی آماده کرده‌اید. جواب‌تان این است که ابی به خاطر Lev از کشتن آن‌ها خودداری کرد. نکته این جاست که دنیای آخرالزمانی The Last of Us، دنیایی سیاه و تاریک است و بخشش در آن جایی ندارد. در نسخه‌ی اول به زیبایی شاهد این اتفاق بودیم که Joel بدون تردید، رییس گروه Firefly را کشت چرا که احتمال می‌داد آن‌ها دوباره به دنبال الی بیایند و برای او مزاحمت ایجاد کنند. دنیای The Last of Us یک قانون ساده دارد. بکش یا کشته شو. Abby در طول بازی افراد زیادی را کشت و در بسیاری از بخش‌ها Lev همراه آن‌ها بود، پس چرا فقط در انتهای داستان بود که بخشش در Abby شعله‌ور شد و بزرگ‌ترین دشمنش که بسیاری از عزیزانش را از او گرفته بود بخشید؟ آیا مخالفت Lev تنها چیزی بود که ابی به آن نیاز داشت؟ آیا ابی احتمال نمی‌داد که الی دوباره او را دنبال کند تا انتقام بگیرد (اتفاقی که دقیقا به داد) فراموش نکنید داغ از دست دادن ول و اوون هنوز تازه بود.
مشکل و نقطه ضعف بعدی پایان بازی مربوط به جایی است که الی، دینا و دخترش را رها کرد، خانه‌اش را ترک کرد و تمام گذشته را پشت سر گذاشت تا ابی را پیدا کرده و انتقام Joel را بگیرد. اما در عین ناباوری وقتی که داشت او را خفه می‌کرد، دوباره نیل دراکمن از سینمای بالیوود و شاید سینمای ایران الهام گرفت و الی فلش بکی از Joel را به خاطر آورد. تا اینجا مشکلی وجود ندارد. مشکل این‌جاست به جای اینکه یادآوری مرگ بی‌رحمانه Joel، الی را مصمم به کشتن ابی کند، او ابی را رها می‌کند!!! یعنی یادآوری عزیزترین فرد زندگی‌اش که به شکل فجیعی به قتل رسید، به جای اینکه آتش انتقام را شعله‌ور کند، دل الی را به رحم آورد! کاملا هم منطقی! الی صدها نفر را سلاخی کرد تا به ابی برسد، اما وقتی که به ابی رسید او را بخشید. شاید پیام نویسندگان این بود که انتقام بد است! مضحک و خنده‌دار است. اتفاقات پایانی بازی اصلا منطقی و درست نبودند و کاملا با هویت و فضاسازی دنیای سیاه The Last of Us Part Two در تضاد بودند … چه طرفدار بازی باشید یا نباشید، باید اذعان کرد پایان این عنوان شاهکار فاجعه بود. فاجعه‌ …

72
44
برچسب‌ها: ، ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • TheLoneGamer گفت:

    من فاز یه سری از افراد رو درک نمی کنم. ارائه نظر شخصی در قالب یک مقاله، یک عمل کاملا حرفه ای و شناخته شده است که با نام Opinion Piece هم ازش یاد میشه. اکثریت مقالات و نقدهایی که شما در سایت های مختلف مطالعه می کنید، همشون شامل نظرات شخصی نویسندگان اون ها هستن. حالا یه سری از دوستان با چه معیاری میگن انتشار چنین چیزی در این سایت به جا نبوده یا نویسنده فن بوی و ترول هست و حرفه ای رفتار نکرده؟ اگر دعوایی قراره راه بیفته، این دیگه تقصیر کاربران هست که توانایی درست صحبت کردن با همدیگه رو نمیدونن و نه نویسنده ای که با لحن مناسب، به بیان عقایدش پرداخته.
    در ادامه هم یک سری از دوستان جوری برخورد می کنن که انگار TLoU یه هدیه الهی هست و هر کسی در موردش بد حرف بزنه داره گناه کبیره مرتکب میشه! این بازی هم مثل تمام ساخته های دست بشر، بی عیب و نقص نیست و هر کس بسته به تجربه و سابقه اش، میتونه انتقادات مختلفی رو روانه اون بکنه. این که بازی هفتصد هزار تا جایزه GotY گرفته یا فلان آدم معروف برگشته و پوستر بازی رو قاب کرده و زده به دیوار خونه اش، حق انتقاد کردن رو از هیچ کس نمی گیره. این هم حقیقتیه که هر چقدر “TloU 2 Is ThE BesT GAme EvER” بگین، عوض نمیشه.

    شاید الان با خودتون بگین که “این یارو داره حرف مفت میزنه”، ولی مطمئن باشید چند وقت دیگه (و مخصوصا وقتی درگیری های ذهنی یه سری از دوستان به چیزی فراتر از گیم ارتقا پیدا کنه) اصلا دوست نخواهید داشت حتی به رفتارهایی که الان دارین انجام میدین، فکر کنین.

    14
    8
  • Uncle Broom گفت:

    واقعا پایان لست ۲ فاجعه بود Yes

    16
    13
  • Axel.7 گفت:

    با احترام به نظرات سایر دوستان .
    این مطلب حاوی اسپویل میباشد
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    کاملا مخالف پایان نا امید کننده برای عنوانی در حد و اندازه ی لست ۲ هستم
    در رابطه با پایان بندی داستان باید گفت که الی در چرخه بیهوده انتقام و خون و خونریزی قرار گرفت و بهترین جای ممکن به این انتقام بی پایان، پایان داد
    همینطور که دیدیم ابی هم ( بواسطه کشتاریکه الی براه انداخت) همانند الی تمام نزدیکانش رو از دست داد، بواسطه حس انتقام جویی طرفین دعوا و زمانیکه در انتهای داستان برای آخرین بار بهم رسیدن یه جورایی باهم بیحساب شدن و از بین رفتن ابی توسط الی خیلی لزومی نداشت.
    این داستان درس بزرگی به مخاطب داد (که البته به خاطر دیدگاه سطحی خیلی از مخاطب های سطحی نگر فاجعه قلمداد شد )
    به شخصه در زندگی شاهد اتفاقات باور نکردنی تر از این پایان بودم و تصورم از اینکه بازی پایانی جز این می داشت خالی از هر معنی و پیام مثبتی می بود
    نکته جذاب این داستان از نظرم به نمایش گذاشتن حس ترحم و گذشت طرفین دعوا در اوج درگیری و خون و خونریزی نسبت به همدیگر بود، چرا که فرصت از بین بردن هم رو بدست آوردن ولی از خون هم، باز هم بنا به دلایل مشخصی گذشتن که این بخش از داستان پارادوکس جذابی رو پدید آورد و جزو نکات ظریفی به حساب امد که مورد توجه من قرار گرفت .
    در مجموع گفتنی در رابطه نکات مثبت داستان شاهکاری همانند لست ۲ کم نیست و در حوصله مخاطبان سطحی نگر امروز نمی گنجد تنها توصیه ام به دوستان که معتقدن داستان بازی کم و کاست دارد این است که لست ۲ رو کنار بزارن و تجربه این شاهکارو به زمانی موکول کنند که به درک و تجربیات بهتری از زندگی رسیده باشن تا شاید بتونن مفهوم این بازی رو عمیق تر و بهتر درک کنن چرا که این بازی هم همانند شاهکارهای تاریخ هنر نیاز به درک عمیق و بهتری دارد

    با تشکر

    10
    11
    • Uncle Broom گفت:

      سلام
      حقیقتا کل بازی شوخیه تو پایان هم الی واسه کشتن ابی نمیره به دستور کارگردان واسه آزاد کردنش میره.
      وگرنه کدوم احمقی میخواد کسیو بکشه از اون حالت آویزون درش میاره و بعد بدرقش میکنه تازه یادش میاد برای طبیعی جلوه دادن یه دعوای باسمه ای به واسطه اون ptsd مزخرف خنده دار راه بندازه.اون دعوا هم واسه اینه که دراکمن تا آخر بازی نمیخواد شخصیتای قبلیشو ول کنه میخواد نهایت صدمه رو بهشون وارد کنه و اینجا انگشتای الی هم توسط کارگردان قطع میشه.

      8
      6
  • Axel.7 گفت:

    با احترام به نظرات سایر دوستان .
    این مطلب حاوی اسسسسپپپپپوووووویییییللللل میباشد
    کاملا مخالف پایان نا امید کننده برای عنوانی در حد و اندازه ی لست ۲ هستم
    در رابطه با پایان بندی داستان باید گفت که الی در چرخه بیهوده انتقام و خون و خونریزی قرار گرفت و بهترین جای ممکن به این انتقام بی پایان، پایان داد
    همینطور که دیدیم ابی هم ( بواسطه کشتاریکه الی براه انداخت) همانند الی تمام نزدیکانش رو از دست داد، بواسطه حس انتقام جویی طرفین دعوا و زمانیکه در انتهای داستان برای آخرین بار بهم رسیدن یه جورایی باهم بیحساب شدن و از بین رفتن ابی توسط الی خیلی لزومی نداشت.
    این داستان درس بزرگی به مخاطب داد (که البته به خاطر دیدگاه سطحی خیلی از مخاطب های سطحی نگر فاجعه قلمداد شد )
    به شخصه در زندگی شاهد اتفاقات باور نکردنی تر از این پایان بودم و تصورم از اینکه بازی پایانی جز این می داشت خالی از هر معنی و پیام مثبتی می بود
    نکته جذاب این داستان از نظرم به نمایش گذاشتن حس ترحم و گذشت طرفین دعوا در اوج درگیری و خون و خونریزی نسبت به همدیگر بود، چرا که فرصت از بین بردن هم رو بدست آوردن ولی از خون هم، باز هم بنا به دلایل مشخصی گذشتن که این بخش از داستان پارادوکس جذابی رو پدید آورد و جزو نکات ظریفی به حساب امد که مورد توجه من قرار گرفت .
    در مجموع گفتنی در رابطه نکات مثبت داستان شاهکاری همانند لست ۲ کم نیست و در حوصله مخاطبان سطحی نگر امروز نمی گنجد تنها توصیه ام به دوستان که معتقدن داستان بازی کم و کاست دارد این است که لست ۲ رو کنار بزارن و تجربه این شاهکارو به زمانی موکول کنند که به درک و تجربیات بهتری از زندگی رسیده باشن تا شاید بتونن مفهوم این بازی رو عمیق تر و بهتر درک کنن چرا که این بازی هم همانند شاهکارهای تاریخ هنر نیاز به درک عمیق و بهتری دارد

    با تشکر

    4
    10
    • G.Force گفت:

      مشکل افرادی مثل شما اینه که فکر میکنن بیشتر از بقیه میفهمن و توانایی درکشتون و بخششتون به قدری بالاست که از خدا مهربونتر و بخشنده تر هستین غافل از اینکه خود برتر بین هستین
      نگاه به داستان نه باید بیش از حد سطحی باشه چون اینجوری هیچ لذتی از دنبال کردن ماجرا نصیبمون نمیشه و نه بیش از حد عمیق چون اینجوری ممکنه ایرادهایی رو ببینیم که کلیت داستان رو بهم میزنه
      تو کامنت قبلی یه لیست از رفتارهای غیر منطقی و بیش از حد تصادفی نوشتم
      تو جکسون هر روز چندین گروه میرن پاک سازی اون گله اینفکتد‌ها چطوری یهو سبز شدن
      جول و تامی تو نجات جون خودشون موندن بعد جونشون رو به خطر میندازن میرن ابی رو نجات میدن و تو شرایطی بود که حتی ۱ درصد هم احتمال بدی گازش گرفته باشن بخاطرش جونت رو به خطر نمیندازی و اون ۱ درصد رو ۱۰۰ درصد میدونی
      جول و تامی سروایول حرفه‌ای هستن چطور هویتشون رو به یه قریبه میدن ( یه جای کار هم یادم نیست دقیقا ولی میگن که قبل از مرگ جول یه گروهی بهش حمله کردن پس جول میدونست که احتمال تحت تعقیب بودنش بالاست ) و جالب‌تر میرن پیششون پناه میبرن و تامی هم برا شام دعوتشون میکنه !
      اول بازی اوون به ابی میگه مل حاملست یعنی کسی نمیدونست . چند روز بعد شکمش باد کرده و به وضع حمل نزدیکه ! مگه زود پزه ؟
      بعد از کی تا حالا یه پزشک جراح رو می‌فرستن خط مقدم برا پاک سازی اون هم حامله ؟
      گروه دریاچه نمک و خود ایزک ادعاشون میشه برا عدالت جول رو کشتن در حالی که یه جنگ بی خود با اسکارف‌ها راه انداختن برا تصرف زمین‌هاشون
      اسکارف‌ها هرکی رو بگیرن تیکه تیکه میکنن حالا چی شد ابی رو کت بسته تا شب نگه داشتن ؟
      یا وقتی یارا دستگیر شد چرا به جزیره خودشون برش نگردوندن تا جلو مردم خودشون اعدامش کنن چرا اوردنش پیش ابی ؟
      از این رخدادهای تصادفی هم بیش از حد استفاده شده
      ظهور جول برا نجات ابی
      ظهور دینا برا نجات الی وقتی انفجار رخ داد و از اون ارتفاع افتاد و در جا دو نفر رفتن دنبالش
      ظهور جسی پیش الی
      ظهور تامی و جسی پیش الی بعد کشتن اون و مل
      ظهور یارا تک دست برا نجات ابی از دست تامی چجوری خودش و رسوند اخه اون که بزور راه میرفت
      خیلی بیشتر از اینهاست ولی یه کامنت کفایت نمیکنه یه مقاله میخواد
      در نهایت هم تلاش کارگردان برا بد جلوه دادن فایرفلای تو لست ۱ ( وقتی جول الی رو از اب کشید بیرون و میخواست نجاتش بده اما اون سرباز انگار قاتل باباش رو دیده بود و زد تو سر جول و در ادامه مارلین و پدر ابی چقدر قشنگ میخواستن کله الی رو بشکافن بدون اینکه بهش بگن داریم میکشیمت ! و حتی الی روحش از این کار بی خبر بود ) و خوب جلوه دادنشون تو لست ۲ ( مارلین ازش پرسید اگه دخترت بود همین کارو میکردی ؟ )
      اگه قراره عمیق نگاه کنیم باید همه جا عمیق نگاه کنیم که خدا رو شکر دریای ایرادات میشه
      پس طرز فکرت رو نگه دار برا خودت و به بقیه درس زندگی یاد نده و اولین درس زندگی رو به خودت بده

      11
      5
      • Axel.7 گفت:

        اول از همه یاد بگیر دیگران رو قضاوت نکنی
        دوم اینکه پیشنهاد من به تو و امثال تو نبود چون امثال تو هیچوقت بزرگ نمیشن متاسفانه
        سوم اینکه امثال تو خیلی کوچیک تر از این هستی که با این لحن زننده ات راجب طرز فکر دیگران نظر بدی
        وبگی دیگران باطرز فکر شون چیکار کنن چیکار نکن وطرز فکر داغونت رو از لحن بچگانه کامنتت میتونم تشخیص بدم
        نهایتا به نظر میاد آدم مشکل داری باشی پس اول دنبال نقد خودت باش نه دیگران
        واینکه نقدت به بازی انقدر غیر حرفه ای و مسخره اس که اصلا در حدی نمی بینم که بخوام بهش جواب بدم

        4
        7
        • G.Force گفت:

          کدوم لحن بچه‌گانه ؟ اینکه ضد و نقیض‌های بازی رو برات لیست کردم( هرچند باز هم هست ولی یه مقاله میخواد نه کامنت ) ؟ یا اینکه گفتم فکر میکنی قدرت درکت بیشتر از بقیه‌ست ؟
          این هم بخشی از کامنت خودت
          ««« در مجموع گفتنی در رابطه نکات مثبت داستان شاهکاری همانند لست ۲ کم نیست و در حوصله مخاطبان سطحی نگر امروز نمی گنجد تنها توصیه ام به دوستان که معتقدن داستان بازی کم و کاست دارد این است که لست ۲ رو کنار بزارن و تجربه این شاهکارو به زمانی موکول کنند که به درک و تجربیات بهتری از زندگی رسیده باشن تا «(«( شاید )»)» بتونن مفهوم این بازی رو عمیق تر و بهتر درک کنن چرا که این بازی هم همانند شاهکارهای تاریخ هنر نیاز به درک عمیق و بهتری دارد»»» ( شاید بتونن مفهوم این بازی رو درک کنن )
          این هم جوابم
          ««« پس طرز فکرت رو نگه دار برا خودت و به بقیه درس زندگی یاد نده و اولین درس زندگی رو به خودت بده»»»
          برو کامنت خودت رو دوباره بخون تو بودی که در مورد طرز فکر و نداشتن قدرت درک و فهم دیگران حرف زدی
          تو بودی که گفتی اول برید دروس زندگی یاد بگیرید بعد بیایید بازیش کنید
          تو بودی که گفتی در ذهن مخاطبان سطحی نگر امروزی نمی‌گنجد
          بعد بیا بگو در مورد طرز فکر دیگران حرف نزن که باز هم میگم اول این حرف رو به خودت بزن
          من با افرادی که از داستان لذت بردن کاری ندارم نوش جونشون ولی وقتی یکی از این افراد بیاد به مخالفان داستان بگه شما مفهوم داستان رو درک نکردین یا نظرتون به داستان سطحی بود این رو قبول ندارم
          در ضمن من هیچ جای کامنتم بهت بی احترامی نکردم ولی سطح درک و شعورت رو با این پاسخت نشون دادی بعد برا بقیه کلاس درک و شعور میزاری
          و باز هم میگم اول به خودت درس زندگی بده و فکر نکن همه مخاطب‌ها بچه سال هستن
          من بازی رو نقد نکردم شما میگی عمیق نگاه کن این هم نتیجه‌ش ! پاسخی هم برا ضد و نقیض‌های که تو داستان هست ( باز هم میگم خیلی بیشتر از اینی که گفتم هست ) نداری و بخاطر همین طفره میری
          مشکل از خودته که خودت رو برتر از بقیه میببنی نه من !

          7
          2
  • Mani654 گفت:

    حالا جدا از شاهکار بودن بازی شکی نیست ولی درست نیست تا آخر بازی برای ی هدفی بری بعد انجامش ندی Neutral عین این میمونه الان من برم ۲۰ سال درس بخونم رییس جمهور شم ک بخوام ب آمریکا حمله کنم بعد دلم رحم بیاد Neutral خدایی مگه میشه

    6
    3
  • agent33 گفت:

    با مورد mgs:fp شدیدا موافقم … قربانی لجبازی ناشر شد … اما در مورد tlou2 : به نظرم اگه توی اون نقاط حساس بازی (از جمله همون قسمت اختتامیه) امکان انتخاب و تصمیم گیری بود (که مثلا ابی و لو رو بکشی یا نه) و این تصمیمات خط داستانی بازی رو عوض میکرد … خب واقعا عالی میشد … که خب متاسفانه نشد‍

    8
    0
  • saeed_ گفت:

    من بازی رو بازی نکردم.و فقط داستانشو دنبال کردم.اما به نظرم کارگردان و نویسنده بازی باید منتظر سود هنگفتی باشه.چون قابل پیشبنی که پایان بندی خلاف عرف جهان ادامه میطلبه.و همین ادامه روند رو برای هایپ کردن یه فرانچایز راحت مینکه.عملا سونی و ناتی داگ پول اضافه خرج تبلیغات نمیکنن.چون همه منتظرن ببینن چی میشه و خودش خودش یه نوع تنبلیغ حساب میشه.دوم که مهمتر هست اینه که افرادی که هیچ انگیزه ای نسبت به بازی ندارند وقتی ایین تناقض رو میشنون با خودشون میگن عجب چیزیه.پس ما هم تجربش کنیم.مطمئنا پارت سوم خیلی چیزا رو مشخص میکنه.موفقییت یا شکست.که صد در صد موفقیت رو به همراه داره.

    1
    0
  • NightFury گفت:

    در مورد اینکه چرا با این نظر که پایان Last of Us Razzart ll به قول نویسنده پایان فاجعه است مخالفم به نظرم دوستان و مخصوصا آقای ملکی تو مقالشون خیلی بهتر از من توضیح دادن ولی از این جمله تو بند آخر خیلی تعجب کردم و یک لحظه فکر کردم نکنه نویسنده اصلا بازی تجربه نکرده باشه:
    “الی، دینا و دخترش را رها کرد” JJ از کی تا حالا دختر شد؟؟؟؟

    0
    3