نقد و بررسی بازی Oddworld: Soulstorm؛ فرار موفق

سری بازی‌های Oddworld، همانند نامشان از جمله سری بازی‌های پلتفرمر عجیب و غریب و قدیمی هستند که هر چند روند ساختشان در طول زمان با مشکلاتی رو به رو بوده است، اما به لطف طرفداران، دوباره زنده شده و بازی‌های گوناگونی از این سری عرضه شده است. جدیدترین عنوان این مجموعه Oddworld: Soulstorm است که در ادامه به بررسی آن می‌پردازیم.

تاریخچه سری Oddworld

شخصیت Abe که موجودی از نژاد Mudokon است، در اکثر عناوین سری Oddworld به عنوان پروتاگونیست حضور دارد.

اولین نسخه‌ی سری Oddworld با نام Oddworld: Abe’s Odyssey در سال ۱۹۹۷ عرضه شد. این بازی در سبک پازل پلتفرمر قرار داشت و حتی با استاندارد‌های آن زمان هم عنوان سختی محسوب می‌شد. بازی معماهای سخت و بی‌رحمانه‌ای داشت و همین موضوع باعث می‌شد که علی‌رغم استقبال خوب منتقدان، نتواند به یک عنوان Mainstream تبدیل شود. با این حال این مجموعه همواره طرفداران دوآتشه خود را حفظ کرد.

بعد از عرضه نسخه‌ی چهارم این سری در سال ۲۰۰۵، وقفه‌ای طولانی در روند ساخت این سری ایجاد شد. با وجود کسب نمرات بالا، به دلیل بازاریابی بد شرکت EA، این بازی فروش بسیار ضعیفی داشت که نتوانست هزینه‌های تولید را برای سازندگان جبران کند. همین موضوع باعث شد که تا مدت‌ها خبری از این سری نباشد تا این که مؤسسان استودیوی Oddworld Inhabitants تصمیم گرفتند که این سری را با Reboot مجدد، دوباره زنده کنند. بدین ترتیب استارت ساخت نسخه‌ی جدیدی از این سری در سال ۲۰۱۰ زده شد اما به دلیل مشکلات مختلف، عرضه‌ی این عنوان جدید ۴ سال به طول انجامید و در سال ۲۰۱۴ با نام Oddworld: New `n` Tasty برای PS4 عرضه شد. استقبال از این نسخه نسبتاً خوب بود و همین موضوع باعث شد که ساخت نسخه‌ای جدید از این سری در دستور کار قرار بگیرد و به علاوه این عنوان برای پلتفرم‌های دیگر هم پورت بشود. پس از آن روند ساخت بازی Oddworld: Soulstorm آغاز شد و اکنون شاهد عرضه این بازی هستیم که قرار است در ادامه متن به بررسی آن بپردازیم.

داستان Oddworld: Soulstorm

با داستان بازی شروع می‌کنیم. این بازی در اصل به نوعی Reboot نسخه‌ی Abe’s Exodus از سری اصلی محسوب می‌شود. قهرمان این سری موجودی به نام Abe است. او از نژادی به نام Mudokon است که موجوداتی شبیه قورباغه هستند. این موجودات سال‌هاست که به عنوان بردگان نژادی قوی‌تر به نام Glukkon فعالیت می‌کنند. آن‌ها مجبور هستند که در کارخانه‌های این نژاد کارهای سخت و خطرناک را انجام داده و هر لحظه ممکن است به دلیل برخورد با مواد سمی،‌ قطعات مکانیکی و … جان خود را از دست بدهند.

شخصیت منفی‌های اصلی بازی Glukkon‌ها هستند که سال‌هاست Mudokonها را به بردگی گرفته و اکنون قصد استفاده از آنان به عنوان منبع غذایی را دارند.

نکته اصلی این جاست که Abe متوجه می‌شود که با توجه به کمبود گوشت برای Glukkonها، آنان قصد دارند که از این به بعد از Mudokonها به عنوان منبع غذایی خود استفاده کنند. این موضوع باعث می‌شود که Abe متحول شده و تصمیم بگیرد که همنوعان خود را از دست این گروه نجات بدهد و همین موضوع، انگیزه‌ی اصلی تمامی وقایع اصلی بازی است.

بسیاری از بازی‌های پلتفرمر، خصوصاً عناوینی که قدمت زیادی دارند، داستان چندان قدرتمند و قوی‌ای ندارند ولی Oddworld را باید در این زمینه استثنا دانست. در طول بازی وقایع و اتفاقات زیادی روی می‌دهند. شخصیت‌پردازی شخصیت‌های بازی، خصوصاً شخصیت‌های منفی داستان هم بسیار خوب است و اکثر اوقات سازندگان موفق می‌شوند که کاری کنند که شما ضمن درک انگیزه‌ی شخصیت‌های منفی، از آنان واقعاً متنفر بشوید.

سری Oddworld دنیای بزرگی دارد که در این عنوان فقط بخش کوچکی از آن را مشاهده می‌کنیم.

علاوه بر این، در بسیاری از قسمت‌های بازی اشاراتی به مفاهیم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مختلف وجود دارد. اشاره‌هایی که عموماً به شکل طنز در بازی بیان می‌شوند تا بازی جنبه‌ای خشک پیدا نکند و همین طنز خاص، باعث ایجاد هویتی ویژه برای این عنوان می‌شود و اشارات آن به مفاهیم مهم، باعث می‌شود که داستان آن از سطح یک ماجرای معمولی برای توجیه گیم‌پلی فراتر رفته و به یک داستان واقعاً تأثیرگذار تبدیل بشود.

وجود چند پایان در بازی Oddworld: Soulstorm

در نهایت باید به مسئله‌ی وجود چندین پایان برای بازی هم اشاره کنیم. بازی‌های پلتفرمر کمی هستند که آن‌قدر به داستان اهمیت بدهند که چندین پایان مختلف برای آن طراحی کنند ولی سازندگان Oddworld: Soulstorm برای داستان بازی اهمیت بالایی قائل بوده و چندین پایان در آن طراحی کرده‌اند. در اصل در طول بازی،‌ شما باید همنوعان خود را نجات دهید و بسته به این که موفق به نجات چه تعداد از آن‌ها شده باشید، پایان بازی هم متفاوت خواهد بود. اگر به شکل خیلی خودخواهانه و بدون نجات دیگران بازی را به اتمام برسانید، با پایان بد بازی مواجه خواهید شد و در غیر این صورت بسته به تعداد افرادی که نجات داده‌اید، پایان بازی بهتر می‌شود.

Mudokonهای همراه شما به راحتی با شلیک دشمنان کشته می‌شوند.

با تمام این اوصاف، می‌توان گفت که بازی Oddworld: Soulstorm از نظر داستانی وضعیت بسیار خوبی دارد. محتوای داستانی این عنوان از بسیاری از بازی‌های پازل پلتفرمر دیگر بیش‌تر بوده و در آن به صورت طنز، به مفاهیم عمیق‌تر هم پرداخته شده است. ضمن این که به اتمام رساندن بازی هم بین ۱۶ تا ۳۰ ساعت طول می‌کشد که برای عنوانی در این سبک کاملاً مناسب است.

گیم‌پلی Oddworld: Soulstorm

بعد از داستان نوبت به گیم‌پلی بازی می‌رسد. شاید در نگاه اول، بازی Oddworld: Soulstorm شبیه سایر بازی‌های پلتفرمر به نظر برسد که باید با پریدن و یکسری کار ساده‌ی معمول، از قسمت‌های مختلف بازی عبور کنید. با این حال در اصل این طور نیست و این بازی شدیداً متکی بر معماها و حل مسئله است.

در گوشه گوشه محیط بازی تله‌های مختلفی وجود دارد که می‌تواند منجر به کشته شدن شما بشود.

تقریباً هر بخش بازی یک معمای پلتفرمینگ است که صرفاً با اعمال پایه نظیر پریدن و راه رفتن نمی‌توانید از آن عبور کنید. بلکه باید از ابزارهای مختلفی که بازی در اختیارتان قرار داده است استفاده کنید تا بتوانید از این مراحل به خوبی عبور کنید. در اوایل شاید معماهای بازی چندان سخت نباشند اما به تدریج درجه سختی آن‌ها بالا رفته و هر کدام تبدیل به سیستم پیچیده‌ای می‌شوند که با کوچک‌ترین اشتباه امکان کشته شدن شما وجود دارد.

سیستم آزمون و خطا در Oddworld: Soulstorm

با بالا رفتن درجه‌ی سختی معماها، بازی به شدت جنبه آزمون و خطا پیدا می‌کند. البته این مسئله نکته‌ی منفی محسوب نمی‌شود؛ زیرا سازندگان از عمد و مطابق با سنت همیشگی این سری، آن را بر پایه‌ی آزمون و خطا طراحی کرده‌اند. نکته‌ی مهمی که وجود دارد این است که طراحی معماهای بازی به قدری خوب انجام شده که با هر بار مرگ، به خوبی متوجه اشتباه خود، خواهید شد و راه خود را اصلاح خواهید کرد.

در بسیاری از بازی‌ها سیستم آزمون و خطا ممکن است منجر به تکرار بیهوده مراحل بشود و بارها و بارها یک مرحله را تکرار کنید زیرا هیچ ایده‌ی درستی از روش درست طی کردن آن بخش ندارید؛ اما در این بازی این طور نیست و سیستم آزمون و خطا در آن به صورت یک فیدبک لوپ مثبت طراحی شده است که با هر بار شکست، به خوبی از خطای خود، آگاه خواهید شد و در دفعه‌ی بعدی، آن را اصلاح خواهید کرد. این موضوع باعث شده است که آزمون و خطا و شکست خوردن‌های متوالی در این بازی به یکی از نقاط قوت اصلی تبدیل شود.

عناصر اصلی سبک سکوبازی نظیر پریدن بین قسمت‌های مختلف، در این عنوان هم نقش اساسی دارند.

با این حال یکسری استثنا هم برای قاعده‌ی بالا وجود دارد و تعدادی از معماهای بازی سختی منطقی و مناسبی ندارند. این‌گونه معماها عموماً نیازمند زمان‌بندی بسیار دقیق در حد صدم ثانیه هستند و شکست خوردن در آن‌ها خیلی کمکی به پیشرفت و عدم تکرار اشتباه قبلی نمی‌کند. این معماها هر چند درصد زیادی از معماهای بازی را تشکیل نمی‌دهند، اما از آن جایی که عموماً موارد منفی بیش‌تر در ذهن انسان باقی می‌مانند، این موارد هم باعث می‌شوند که نسبت به سختی بازی در بعضی قسمت‌ها دید منفی پیدا کنید.

ابزارهای مختلف برای حل‌ معما‌های بازی

آیتم‌های مختلفی در بازی به دست می‌آورید که از موارد ساده‌ای نظیر بمب دودزا شروع شده و به انواع و اقسام آیتم‌های انفجاری، خاموش‌کننده آتش و حتی آتش افکن منتهی می‌شوند. هر کدام از این آیتم‌ها می‌توانند به نوعی در روند مرحله تأثیرگذار باشند.

با توجه به وجود آیتم‌های مختلف در بازی، مکانیزم Crafting هم وجود دارد. در نتیجه باید محیط بازی را به خوبی بگردید تا آیتم‌های لازم برای ساخت آیتم‌های مختلف را پیدا کنید. هر چند به نظر می‌رسد که حضور این سیستم تا حدی در بازی اضافی است و عملاً نقش حیاتی در افزایش عمق گیم‌پلی ندارد و صرفاً یک مرحله‌ی اضافی برای دست‌یابی به آیتم‌ها محسوب می‌شود.

دود و گرد و خاک می‌تواند باعث مخفی شدن شما از دید دشمنان بشود.

 

نکته‌ی دیگر که قابلیت کلیدی شخصیت Abe محسوب می‌شود و نقش اساسی در داستان هم دارد، توانایی او برای کنترل ذهن دیگران است. او این توانایی را دارد که حتی ذهن دشمنان را هم برای مدت محدودی تحت کنترل بگیرد و استفاده درست و مناسب از این قابلیت، برای حل بسیاری از معماهای بازی ضروری است.

خوشبختانه از لحاظ تنوع، معماهای بازی طراحی بسیار خوبی دارند. هر کدام از آن‌ها عملاً یک مسئله‌ی فکری هستند و باید با سعی و خطا، راه درست حل آن را پیدا کنید. مثلاً در یک جا باید از بطری‌های آتش‌زای خود برای به آتش کشیدن دشمنانی که در آن منطقه کشیک می‌دهند، استفاده کنید. پس از آتش زدن باید راهی برای خاموش کردن آتش پیدا کرده و همزمان حواستان به دشمنان دیگری که ممکن است نظرشان به سمت شما جلب شده باشد و سد راهتان بشوند نیز باشد.

پیداکردن Mudokon‌های مختلف برای دستیابی به بهترین پایان بازی

در کنار این معماها، عملاً این بازی یک مأموریت اسکورت بسیار طولانی هم محسوب می‌شود. یکی از اهداف فرعی ولی بسیار مهم هر مرحله، نجات Mudokonهای اسیر است. شما می‌توانید بدون توجه به آن‌ها به شکل مستقیم مراحل را به اتمام برسانید اما در آن صورت بخش زیادی از بازی را عملاً ندیده‌اید و با پایان خوبی هم مواجه نمی‌شوید.

بخش زیادی از داستان بازی در محیط‌های کارخانه‌ای روایت می‌شود.

 

برای این که بتوانید به پایان خوبی برسید، باید در جای‌جای محیط جست‌وجو کنید تا Mudokon‌های اسیر در کارخانه‌ی بزرگی که بازی در آن به وقوع می‌پیوندد را نجات بدهید. نکته‌ای که وجود دارد این است که اکثر این Mudokonها به عمد با هوش مصنوعی پایین و بسیار نادان طراحی شده‌اند. در نتیجه باید حواستان باشد که حرکت احمقانه‌ای از آن‌ها سر نزند که منجر به مرگشان شود. در اصل مدیریت درست رفتار آن‌ها یکی از چالش‌های جذاب بازی محسوب می‌شود؛ زیرا سرتاسر محیط‌های بازی پر از اشیای مختلف و دشمنانی است که به راحتی می‌توانند Mudokonها را بکشند. در نتیجه باید بسیار حواستان را جمع کنید تا بتوانید این افراد را به سلامت از هر مرحله عبور بدهید. در نتیجه، حفظ جان Mudokonها هرچند برای اتمام بازی ضروری نیست، اما ساختار بازی طوری طراحی شده که آن را به یکی از دغدغه‌های اصلی شما تبدیل کند و بخش زیادی از چالش بازی هم مبتنی بر همین موضوع است.

ماموریت فرعی اصلی بازی که نقش مهمی در پایان آن هم دارد، نجات Mudokonها است.

مشکلات سیستم کنترلی بازی Oddworld: Soulstorm

با وجود این‌ها بازی یک مشکل اساسی دارد و آن هم سیستم کنترلی آن است. این سیستم کنترلی به خصوص برای یکسری از حرکات پلتفرمینگ نظیر گرفتن سکوها، به خوبی عمل نمی‌کند و منجر به شکست‌های بیهوده می‌شود. بازی از این لحاظ تا حدی شبیه بازی‌های قدیمی است ولی بخشی از این مشکلات بازی‌های قدیمی عمدی نبوده و به خاطر کمبود تجربه سازندگان و محدودیت‌های سخت‌افزاری پیش‌ می‌آمدند؛ اما در نسل فعلی و با تکنولوژی‌های حال حاضر، توجیهی برای چنین سیستم‌های حرکتی نابهینه‌ای وجود ندارد. این موضوع مخصوصاً در اوایل بازی که خیلی به آن عادت ندارید، شدیدتر جلوه می‌کند و در نتیجه ممکن است بسیاری از افراد در همان اوایل قید ادامه بازی را بزنند.

مشکل دیگری که در بازی وجود دارد و جنبه‌های مختلفی را در بر گرفته است، باگ‌های مختلف آن هستند. گاهی اوقات ممکن است یک شخصیت ناگهان غیب شود و مجبور به تکرار بازی از Checkpoint قبلی بشوید. گیر کردن شخصیت‌ها در اشیا و موارد این چنینی هم کم و بیش در بازی دیده می‌شوند. هر چند موقعیت قرارگیری Checkpointهای بازی بسیار سخاوتمندانه بوده و تکرار بازی از Checkpoint قبلی خیلی آزاردهنده نیست، اما به هر حال وجود باگ‌های فراوان باعث لطمه خوردن به تجربه‌ی کلی بازیکن از بازی می‌شود.

توانایی ویژه‌ی اصلی Abe، امکان کنترل کردن ذهن دیگران است.

این باگ‌ها در کنار سیستم کنترلی بازی از جمله مهم‌ترین عواملی هستند که در کنار سختی زیاد بازی باعث می‌شوند که بسیاری از بازیکنان نتوانند آن طور که باید و شاید با این عنوان ارزشمند ارتباط برقرار کنند. البته سازندگان پس از انتشار بازی سعی کرده‌اند بسیاری از این ایرادات را برطرف سازند و موفق هم بوده‌اند اما به هر حال بخش عمده‌ای از افراد در همان روز اول به سراغ بازی می‌روند و این موضوع روی تجربه‌ی افراد از بازی تأثیر منفی خواهد گذاشت.

در نهایت و با تمام این موارد باید گفت که Oddworld: Soulstorm عنوان ارزشمندی از بعد گیم‌پلی است. طراحی اکثر معماهای بازی به خوبی صورت گرفته است و سیستم آزمایش و خطای قرار گرفته در بازی نیز پیاده‌سازی بسیار خوبی دارد که باعث می‌شود بازیکنان واقعاً از اشتباه قبلی خود درس بگیرند. با این حال یکسری مشکلات در سیستم کنترلی و باگ‌های بازی باعث می‌شوند که گاهی اوقات معماهای ارزشمند بازی زیر سایه‌ی این مشکلات فنی مخفی شده و به تجربه‌ی نهایی بازیکنان لطمه‌ی قابل توجهی وارد شود.

گرافیک و موسیقی در Oddworld: Soulstorm

گرافیک بازی

بعد از گیم‌پلی نوبت به گرافیک بازی می‌رسد. از بعد هنری، سری Oddworld همواره دنیای تیره و صنعت زده را به همراه موجوداتی با طراحی‌های عجیب و غریب به بهترین شکل ممکن به تصویر کشیده است و این نسخه نیز از این قاعده مستثنا نیست. رنگ غالب در محیط‌های بازی قهوه‌ای روشن است و عناصر فلزی زنگ زده در طراحی هنری آن نقش زیادی دارند تا این فضای صنعت زده را به خوبی به تصویر بکشند.

رنگ قهوه‌ای، رنگ غالب محیط‌های بازی است.

در زمینه فنی، Oddworld: Soulstorm عنوان نسل بعدی محسوب نمی‌شود اما گرافیک آن را می‌توان در مجموع قابل قبول دانست. به علاوه در نسخه PS5 بازی شاهد لود شدن بسیار سریع بازی بعد از هر شکست هستیم که با توجه به این که کشته شدن در این بازی بارها و بارها اتفاق می‌افتد، این لود شدن سریع تأثیر زیادی در افزایش رضایت‌مندی بازیکنان از بازی دارد. البته در این میان باید به بعضی باگ‌های گرافیکی که در گیم‌پلی بازی هم اثرگذار هستند اشاره کنیم. این باگ‌ها مطمئناً می‌توانند در تجربه بازیکنان اختلال ایجاد کنند. با این اوصاف، هر چند با یک عنوان قوی از لحاظ گرافیکی رو به رو نیستیم اما می‌توانیم عملکرد آن را منهای باگ‌های موجود، قابل قبول بدانیم.

موسیقی و صداگذاری Oddworld: Soulstorm

در نهایت به موسیقی و صداگذاری بازی می‌رسیم. در زمینه موسیقی، بازی عملکردی معمولی دارد. نمی‌توان ایراد خاصی را به آن وارد کرد ولی موسیقی آن را نمی‌توان به‌یادماندنی یا خیلی خاص دانست. در زمینه‌ی صداگذاری خوشبختانه عملکرد سازندگان بسیار خوب بوده است. برای شخصیت‌های بازی صداگذاری تقریباً کاملی صورت گرفته و نحوه‌ی حرف زدن شخصیت‌های بازی هم عموماً حالتی خنده‌دار و جالب دارد. در زمینه‌ی افکت‌های صوتی هم کم و کاستی دیده نمی‌شود و در نهایت می‌توان وضعیت بازی را از این لحاظ هم خوب ارزیابی کرد.

Oddworld: Soulstorm

نتیجه‌گیری نهایی

بازی Oddworld: Soulstorm عنوان جذابی در سبک پازل پلتفرمر است که با طراحی خوب معماها، می‌تواند به خوبی نظر طرفداران این سبک را به خود جذب کند. بازی برخلاف بسیاری از عناوین این سبک، داستان قوی و قدرتمندی هم دارد که باعث افزایش ارزش آن می‌شود. با این حال یکسری مشکلات فنی باعث افزایش نامناسب سختی بازی شده و ممکن است به تجربه بازیکنان لطمه وارد کند. مخصوصاً به دلیل فراوانی این مشکلات، احتمال این که با چنین مسائلی رو به رو شوید کم نیست. با این حال مستقل از مشکلات فنی Oddworld: Soulstorm عنوانی است که قطعاً ارزش تجربه کردن دارد.

نکات مثبت:

  • داستان قوی همراه با طنز
  • طراحی بسیار خوب معماهای بازی
  • پیاده‌سازی درست معماهای بازی بر اساس مکانیزم آزمون و خطا
  • گرافیک هنری بسیار خوب

نکات منفی:

  • دشواری سیستم کنترل بازی در بعضی قسمت‌ها
  • مشکلات و باگ‌های فنی که بعضاً می‌توانند تجربه بازی را دچار اختلال جدی کنند

 

امتیاز گیمفا

22
3
برچسب‌ها: ، ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید