سینما فارس: هزارتوی حکمت| تحلیل و بررسی مفاهیم فسلفی _جامعه‌شناختی سه‌گانه ماتریکس

۲۸ فروردین ۱۴۰۰ - ۲۱:۳۱

مادامی که به تماشای سه‌گانه “ماتریکس” می‌نشینیم، با رگه‌هایی متعدد از بازخوانیِ بصری “فلسفه” مواجه می‌شویم. در واقع مفاهیم ضمنیِ سه فیلم  ماتریکس بیشتر بر طرح پرسش‌های عمومی و اساسی همچون گزاره‌ها و فرضیات مرتبط با عقل، وجودیت، دانش، ارزش‌ها، انسان، هستی، مذهب و یا مکاتب فکری مارکسیسم، کمونیسم و … مانور می‌دهد. “ماتریکس” چنین سوالاتی را در قالب چالش‌هایی مطرح می‌کند، که عملا با ترکیب قانون‌مند قضیه‌های معلوم و یا حتی طئوری‌های جدید و اثبات نشده همراه است. “ماتریکس” با اتکای بر ابزار زبان‌آوراش همچون داستان، روایت، فرم، محتوا و لحن “استدلال” می‌کند. از طرفی در “استدلال”، ذهن مخاطب از دریچه نگاه فیلم نسبت به فرضیات و قضایا(معلوم یا جدید) ارتباطی از جنس “معرفت” برقرار می‌کند تا از پیوند آن‌ها، نتیجه‌ای زاده شود و یا حتی نسبتی مبهم به نسبتی یقینی تبدیل شود. ناگفته پیداست که “شناخت” هم به توصیف، اکتساب، تبدیل، و فهم دانش به‌وسیله ابزار مختلفی همچون ادراک، زبان، استدلال و انتخاب (فرآیند‌های ذهنی) در مراحل گوناگون می‌پردازد.

تحلیل و بررسی مفاهیم فسلفی _جامعه‌شناختی سه‌گانه ماتریکس

6
0
برچسب‌ها:

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید