تلاشی برای بقا | نقد و بررسی بازی Don’t Starve

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۷

تقریبا احساس آزادی در بازی های ویدئویی، پشت زرق و برق های گرافیکی در حال محو شدن است. احساسی که به علت گرایش بازی های امروزی به سمت هالیوود متمایل گشت و چیزی جز هیجان کاذب، بازیباز را در بر نمی گیرد. Klei Entertainment با خلق بازی don’t Starve ثابت کرده است که در میان سیل عظیمی از بازی های هالیوودی همچنان بازی های کوچکی نیز پیدا می شوند که ساعت ها شما را مجذوب خود می کنند.

 

نام: Don’t Starve

سازنده: Klei Entertainment

ناشر: Klei Entertainment

سبک: اکشن ماجراجویانه / Survival

پلتفرم: PC ، Mac

داستان خودت را بساز!

باور اینکه بازی Don’t Starve داستان خاص و پیچیده ایی ندارد برای اکثر بازیبازها سخت است! اولین کاراکتر Wilson نام دارد. وی یک داشنمند است که به وسیله یک شیطان به دنیایی عجیب فرستاده می شود. کاراکتر شما در دنیایی بیدار می شود که بویی از تمدن انسانی نبرده است.. وی باید برای زنده ماندن خود تلاش کند و راه فراری بیابد. این تلاش به معنای واقعی کلمه در بازی احساس می شود. تلاش برای بقا در بازی های زیادی به عنوان درون مایه داستانی استفاده شده است ولی در بازی Don’t Starve هدف واحد و یکتای شما فقط در زنده ماندن است! اینکه شما تنها انسانی هستید که در دنیای عظیم به حال خود رها شده، بهترین حس ترس و ناتوانی را به شما القا می سازد.  با کسب تجربه، کاراکترهای مختلفی آزاد می شوند که هر کدام ویژگی خاص و منحصر به فرد خود را دارند. نحوه شروع داستان شاید برای کسانی که از هواداران سبک نقش آفرینی هستند خوشایند باشد ولی بازیبازهای دیگر با ابهامی که برایشان درباره داستان و دنیای بازی به وجود آمده از این بازی دل زده خواهند شد. بازی Don’t Starve را نباید به چشم یک بازی معمولی ببینم! این بازی به صورت مرحله ایی نیست که فقط به جلو بروید و به امید دیدن صحنه پایانی بازی، در دنیای آن مشغول باشید. از دیگر مشکلات بخش داستانی می توان به نامفهوم بودن جزیره بازی اشاره کرد. البته در بازی به هیچ عنوان مستقیم اشاره نمی شود که محیط بازی یک جزیره است ولی به مدد آب و هوای داینامیک، شاهد تغییرات جوی زیادی همچون باران، طوفان و برف خواهیم بود. پس نزدیک ترین نتیجه ایی که می توان گرفت اینست که این محیط یک جزیره است ولی همچنان ماهیت اصلی محیط بازی در هاله ایی از ابهام فرو رفته است.

جا کم اوردی تو کوله پشتی، صندوق هست!

زشت ولی زیبا:

بازی دارای گرافیک فنی بسیار بالایی در میان هم رده های خود نیست ولی مگر می شود با وجود اسطوره ایی به نام تیم برتون، گرافیک هنری بازی ضعیف باشد؟ هر چند طراحی مُرده بازی بسیار برای بازیبازهای کم سن و سال جالب نیست و از بازی زده می شوند ولی محیط خوفناک بازی در زمان شب به بهترین نحو ایجاد شده است. افکت های تصویری نیز می توانست بهتر از این باشد. طراحی کاراکترها و انیمیشن های تعبیه شده در بازی نیز در سطح قابل قبولی قرار دارد. دوربین بازی نیز به صورت ایزومتریک(ثابت) دو بعدی ایجاد شده است.

کاراکتر مورد علاقه من همینه! همین فسقلی در برابر آتش مصونه.

می خواهم چیزی بشنوم!

شاید یکی از دلایل اینکه از بازی Don’t Starve خسته می شوید در عدم موسیقی و دیالوگ هاست. باور کنید که دیالوگ خاصی در بازی گفته نمی شود و با کلیک های متعدد برای کنکاش در محیط و مبارزات، فقط و فقط صدای مضحکی پخش می شود! فی الواقع شما در بازی، هدایت یک انسان لال مادر زاد را برعهده گرفته اید. پیش زمینه موسیقی خوب، می توانست این بخش را التیام بخشد ولی افسوس که به این بخش همانند بخش گیم پلی رسیدگی نشده و به حال خود رها شده است.

بالاخره یه روزی می رسه که بتونی دژ بسازی واسه خودت ولی باور کن که اعصاب می خواد!

فقط زنده بمان:

می خواهی زنده بمانی؟ پس تلاش کن! محوریت کامل گیم پلی بر پایه تلاش های بازیباز است. اینکه چگونه کاراکتر خود را در میان هیولاهای موجود در بازی نجات دهد و از چه چیزی تغذیه کند کاملا به بازیباز بستگی دارد! محیط بازی را می توان یک اکوسیستم طبیعی نامید. اکوسیستمی که در تعادل قرار دارد. به عنوان مثال بازیباز مشغول جست و جو در محیط بازی است که ناگهان متوجه درگیری میان چندین خوک و عنکبوت های جنگلی می شود. بازیباز می تواند راهش را کج کند و از این موقعیت بغرنج فرار کند. می تواند وارد درگیری شود و با هر دو جناح وارد جنگ شود. می تواند به صورت مخفیانه و ابتکار آنها را نابود سازد! ابتکار یکی از بهترین ابزارهای شما در بازیست! لازمه بقا در این محیط، داشتن نیروی ابتکار است! برای مثالی که ذکر شد، می توان مشعلی ساخته و محیط جنگلی را به آتش کشید. با آتش سوزی، لانه عنکبوت ها نابود می شود و هر دو هیولا پا به فرار می گذارند.

می تونی بکشیش؟ بعید می دونم!

روز به روز، بقا و زنده ماندن سخت تر می شود. در همه حال شما باید 3 عامل را حفظ کنید. 1. میزان سلامتی  2. گرسنگی    3. حفظ هوشیاری و توانایی مغزی

شاید به نظر برسد که حفظ هوشیاری و توانایی مغزی نیازی نیست ولی کاراکتر شما با افت هوشیاری دچار جنون می شود و با ایجاد جنون، در برابر هیولاهای بازی آسیب پذیر شده و به راحتی کشته می شود. البته هر دشمنی در محیط بازی قابل کشته شدن است ولی باید توجه کرد که شما قدرت کافی را برای نابودی دشمنان داشته باشید. در غیر این صورت فرار بهترین گزینه است! برای کاهش سطح دشواری، بازیبازها برای ساخت و ساز پنل مخصوصی دارند که وسایل مورد نیاز برای بقا را طبقه بندی کرده است. مثلا برای روشنایی، آیتم هایی مخصوص را می توانید به سرعت پیدا کنید. برای ساخت هر آیتم نیازمند جمع آوری مواردی از دنیای بازی هستید. پس در روز تا می توانید خرت و پرت جمع کنید تا هنگام شب دچار مشکل نشوید!

همانند بازی های نقش آفرینی، کاراکتر شما کوله پشتی دارد که می توانید آیتم هایی که از محیط پیدا می کنید در آن بگنجانید.  المان های نقش آفرینی متعددی همچون ساخت و ساز، کسب تجربه، کنکاش در محیط، دوربین ایزومتریک در گیم پلی تعبیه شده است ولی دقت کنید که این بازی یک نقش آفرینی محض نیست و با هر بار تلاش، تجربه های جدیدی کسب خواهید کرد که بسیار لذت بخش خواهد بود. البته این قضیه نیز وجود دارد که پس از چند روز، بازی خسته کننده شده و جذابیت و طراوت اولیه خود را از دست می دهد.

بازی Don’t Starve یک بازی عادی نیست و قرار نیست تمام بازیبازها از آن خوششان بیاید. این بازی جذابیت خاص خود را دارد. برای هوادران دو آتشه سبک نقش آفرینی بسیار اعتیادآور و زیباست و برای هواداران سبک اکشن شوتر منفورترین بازی ممکن ساخته شده! پس قبل از تهیه بازی ابتدا از خود این سوال را بپرسید:

آیا می خواهم طعم یک بازی خاص را بچشم و آزادانه بازی کنم؟

1
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید