سینما فارس: یادداشتی بر فیلم Minari | بهای انتفاع

18 بهمن 1399 - 19:00

میناری” قصه‌ی لمس‌کردن انسان با معضلات مفهومی به نام مهاجرت است. داستانی خطی که رویکرد مینیمالش برای ایجاز طبیعت حربه‌ای بزرگ به اثر وارد کرده است. فیلم از دل خانواده‌ای که در محتوای خود دارد باید به غایت درون‌مایه‌‌های مدنظرش برسد. این مسیر رهاوردی جز احساسات معلقِ برآمده از خرده‌پی‌رنگ‌ها ندارد. در واقع کارکرد تدوین به عنوان یک مولفه‌ی تکنیکال و زیبایی‌شناسانه هم‌گام با حفره‌های فیلم‌نامه چشم‌اندازی جز احساسات توخالی و عجز در خلق معنا ندارد. سادگی‌های تعبیه شده در میزانسن ریتم درستی ندارند بنابراین آن کلافی که رشته‌هایش به عمق فاجعه منتهی می‌شوند، از تپشی سطحی برخوردار است.

در آثاری که یک عده در نسبیتِ خویشاوندی به سر می‌برند و یک خانواده تلقی می‌شوند، باید این نسبیت در موازات با کاراکترها شکل بگیرد تا درون‌مایه‌های فیلم در بطن محتوا به شکلی ملموس خود را در لایه‌های بیرونی روایت ببیند. قصه‌ی خطیِ میناری جان‌مایه‌اش در مدیوم دیالوگ جا می‌گیرد و همین موضوع علت شکست این فیلم است. دیالوگ به تنهایی توان بردوش کشیدن بار معنایی ندارد. دیالوگ در فیلم میناری نه تنها تن‌پوش تحت‌الفظی‌اش را حفظ نکرده بلکه عقب‌تر از آن به کار می‌آید، یعنی قدرت مرتبط‌سازیِ اجزای فیلم‌نامه را هم به شکلی کاربردی ندارد.

ادامه مطلب را از اینجا و نقد ویدیویی را از اینجا مشاهده فرمایید.

برچسب‌ها: ، ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید