یک ماجراجویی پر فراز و نشیب | نقد و بررسی بازی Spirit of the North

۱۷ آذر ۱۳۹۹ - ۱۸:۰۰

در قالب بازی‌ های ویدئویی مختلف، ما نقش انسان ها، موجودات، شیاطین و فرشتگان و حتی حیوانات را بر عهده گرفته ایم. این مسأله به لطف گستردگی و عمق بالای بازی های ویدئویی امکان پذیر بوده است. شخصیت های مختلف، یعنی داستان های مختلف و داستان های مختلف، یعنی ماجراجویی های متفاوت…

در این مقاله، قصد نقد و بررسی یکی از متفاوت ترین بازی های سال را داریم. البته به هیچ وجه انتظار یک عنوان با کیفیت و درجه یک را نداشته باشید چرا که متاسفانه نتیجه نهایی شما را ناامید خواهد ساخت‌. با وجود بلاشک بازی Sprit of the North یک تجربه متفاوت به شمار می آید.
با نقد و بررسی این عنوان همراه من و گیمفا باشید…

با نقد و بررسی بازی Spirit of the North همراه ما باشید.

بررسی گرافیک و صداگذاری Sprit of the North

بازی Sprit on the North، یکی از معدود بازی ها در تاریخ است که بدون یک کلمه صداگذاری و حتی یک متن نوشته داستان خود را روایت می کند. در این بازی، ما کنترل یک روباه را برعهده می گیریم و راهی یک ماجراجویی چهار ساعته می شویم. داستان از چه قرار است؟ نکته این جاست که آنچنان مشخص نمی شود. از طرفی خود سازندگان اذعان کرده اند که برخی بخش های بازی به عمد مبهم و گنگ هستند تا هر بازیباز، با استفاده از قوه تخیل و برداشت شخصی، آن موقعیت و اتفاق را تفسیر کند. اما مسأله این جاست گاهی اوقات آنقدر اتفاقات و روند بازی از لحاظ داستانی مبهم است که واقعا هیچ چیز را متوجه نمی شوید. همانطور که گفتم نه شخصیت سخنگویی وجود دارد، نه راوی داستان را روایت می کند و نه متن و یادداشتی برای توضیحات تکمیلی وجود دارد. هر چند به کل جذابیت و خلاقیت سازندگان را منکر نمی شوم، اما باید بگویم می توانستند بسیار بهتر و منطقی تر روایت داستان را پیاده سازی کنند.
در بازی یک راهنما که یک روح روباه است وجود دارد که بازیبازان را به سمت مقصد و راه درست هدایت می کند و در طی حل کردن پازل ها و پیشروی به شما کمک می کند. مثلا این روح با شما ترکیب شده و برخی قابلیت های فیزیکی را به شما می دهد تا بتوانید در بازی پیشروی کنید. با وجود همچنان خبری از ارتباط و راهنمایی مستقیم نیست.

گرافیک هنری بازی فوق العاده چشم نواز است.

بررسی گیم پلی Sprit of the North

بزارید خیالتان را راحت کنم. کوچک ترین بخش مبارزاتی در بازی وجود ندارد و کل بازی، در مورد پیشروی در مناطق، حل معماها و جمع آوری برخی آیتم های خاص است. نبود مبارزات به نوبه خود نکته منفی به شمار نمی رود چرا که قرار نیست در تک تک بازی های ویدئویی شاهد نبرد و درگیری باشیم. اما مشکل این جاست پازل ها و معماهای بازی فاقد عمق، جذابیت و تنوع هستند و بیشتر یکسری مانع اعصاب خورد کن به شمار می روند. برای مثال سنگی که راه را بسته است تکان دهید، عصا را پیش اسکلت Shaman برگردانید، خود را به بلندی لازم برسانید و موارد مشابه مختلف. تنوع این پازل ها نیست نسبتا پایین است و این تنوع کم حتی در طول مدت کوتاه بازی نیز حس می شود. از طرف دیگر معماها چالش و سختی ندارند و فقط بازیباز را از یک نقطه به نقطه دیگر می کشانند.

طراحی مراحل بازی نیز کمی عملکرد سینوسی دارد. برخی مراحل بازی از لحاظ ساختار و مناطق، بسیار استاندارد و مناسب هستند و از طرف دیگر ساختار برخی مراحل بسیار ضعیف و گیج کننده است. خصوصا مراحلی که در مناطق و فضای باز جریان دارند بعضا آنقدر گیج کننده و مبهم هستند که نمی دانید کدام مسیر به مقصد منتهی می شود و شما فقط در مسیر های گوناگون سردرگم خواهید بود.

یک ماجراجویی متفاوت، در نقش یک روباه!

پلتفرمینگ بازی نیز با اینکه اصول کلی را رعایت کرده است، اما در برخی لحظات کمی بد عمل می کند و آن حس روان بودن را منتقل نمی سازد. همچنین آن طور که شنیده ام، نسخه Switch بازی از تاخیر در اجرای فرمان های حرکتی رنج می برد که مشکل بسیار آزار دهنده ای می تواند باشد. با این وجود باید بگویم پریدن، دویدن، و حرکات مختلف به عنوان یک روباه جذاب و جالب هستند و یک حس جدید را به مخاطب انتقال می سازند.

جایی که بازی بیشتر از همه می درخشد، بخش گرافیک هنری آن است. از تنوع رنگ های استفاده شده گرفته تا نورپردازی های چشم نواز، باید گفت شاهد مناظری بسیار چشم نواز و زیبا هستیم که کاملا حس و حال طبیعی دارند. کنترل یک روباه و حرکت دادن آن در دل غارها، ابشار ها و مناطق مختلف واقعا حس جذاب و جالبی دارد و طیف رنگ وسیع به کار رفته در محیط نیز جذابیت ظاهری بازی را چند برابر ساخته است.

موسیقی بازی نیز بسیار دلنشین است و همخوانی خوبی با فضای کلی مراحل، اتمسفر بازی و حرکات روباه در دل طبیعت دارد. در واقع باید گفت گرافیک و موسیقی بازی Sprit of the North قوی ترین جنبه های بازی به شمار می آیند.

این جاست پازل ها و معماهای بازی فاقد عمق، جذابیت و تنوع هستند و بیشتر یکسری مانع اعصاب خورد کن به شمار می روند. برای مثال سنگی که راه را بسته است تکان دهید، عصا را پیش اسکلت Shaman برگردانید، خود را به بلندی لازم برسانید و موارد مشابه مختلف. تنوع این پازل ها نیست نسبتا پایین است و این تنوع کم ختی در طول مدت کوتاه بازی نیز حس می شود. از طرف دیگر معماها چالش و سختی ندارند و فقط بازیباز را از یک نقطه به نقطه دیگر می کشانند.

سخن پایانی: Sprit of the North

بازی Sprit of the North، یک ایده کلی جذاب و خلاقانه را در بطن خود داشت. اما مسأله این جاست که پیاده سازی این ایده، به هیچ وجه نتوانسته است یک تجربه کامل و منحصربفرد را ارائه دهد چرا که بازی با مشکلات و کمبود های مختلفی دست و پنجه نرم می‌کند.

 

0
0
برچسب‌ها:

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید