ترس دست و پاگیر | نقد و بررسی بازی Remothered: Broken Porcelain

۱۸ آبان ۱۳۹۹ - ۱۸:۰۰

۳۱ اکتبر هر سال، روز جشن هالووین است که معمولاً مردم در آن لباس های ترسناک پوشیده و برای یک روز از خودِ واقعی شان فاصله می گیرند. هر سال وقتی نزدیک به این جشن می شویم، فیلم ها و بازی های زیادی در ژانر وحشت منتشر می شوند تا تجربه ی این روز را برای مردم هیجان انگیزتر کند. امسال نیز متفاوت از سال های پیش نبود و شاهد انتشار چند عنوان ترسناک در روزهای گذشته بودیم. یکی از این بازی ها عنوان Remothered: Broken Porcelain بود که نسخه ی نخست آن در سال ۲۰۱۸ و با نام Remothered: Tormented Fathers منتشر شده بود. نسخه ی اول این سری بازی قدرتمندی نبود، اما یک نکته ی مثبت و قابل توجه برای بسیاری از طرفداران ژانر وحشت داشت. این نکته ی مثبت، شباهت بازی به عنوان Clock Tower بود که طرفداران قدیمی تر این ژانر حتماً با آن آشنایی دارند. عنوانی که در اواخر دهه ی ۹۰ میلادی و اوایل ۲۰۰۰، با انتشار ۳ نسخه به کار خود خاتمه داد و اگرچه دو نسخه ی آخر آن سری نیز چندان چنگی به دل نمی زدند، اما بالاخره توانست نامی برای خود در میان بازی های ژانر وحشت دست و پا کند. هم چنین اگر دقت کرده باشید، بازی ها وقتی مدتی از زمان عرضه شان می گذرد عزیز می شوند! شاید بعضی از بازی هایی که الان نمره های ۶ و ۷ می گیرند هم در ده سال آینده به عنوان بازی های تاثیرگذار مورد ستایش قرار بگیرند. Clock Tower هم دقیقاً از همین عناوین است. واکنش منفی منتقدان نسبت به نسخه ی سوم باعث شد تا سازندگان ساخت نسخه ی جدید از این مجموعه را بی خیال شوند، اما اکنون خود آن سری دلیلی شده تا گیمرها در عناوین دیگری مانند Remothered دنبال احیای حس ترس و اضطراب ناب Clock Tower باشند. با این وجود، Remothered: Tormented Fathers عنوان آن چنان خوبی هم نبود، اما به نوبه ی خود توانست مخاطبانی برای خود دست و پا کند و آن قدری برای استودیوی مستقل Stormind Games سود داشته باشد که آن ها به فکر ساخت نسخه ی دوم سری بیفتند. حالا نسخه ی دوم اینجاست و متاسفانه با بازی واقعاً ضعیفی روبرو هستیم. Broken Porcelain نه تنها یکی از ضعیف ترین بازی های ترسناک ساخته شده ی چند سال اخیر است، بلکه می تواند لقب یکی از بدترین دنباله های ساخته شده در این نسل را هم به خود اختصاص دهد. درست وقتی همه فکر می کردند که Broken Porcelain قرار است بیاید و اشکالات نسخه ی اول را هم اصلاح کند، با عنوانی ضعیف تر مواجه شدیم که حتی زحمت های نسخه ی اول را هم به باد می دهد و به هیچ وجه نمی تواند خودش را در ژانر وحشت مطرح کند. در ادامه با من، گیمفا و نقد کوتاهی بر بازی Remothered: Broken Porcelain همراه باشید.

Remothered: Tormented Fathers عنوان آن چنان خوبی هم نبود، اما به نوبه ی خود توانست مخاطبانی برای خود دست و پا کند و آن قدری برای استودیوی مستقل Stormind Games سود داشته باشد که آن ها به فکر ساخت نسخه ی دوم سری بیفتند. حالا نسخه ی دوم اینجاست و متاسفانه با بازی واقعاً ضعیفی روبرو هستیم. Broken Porcelain نه تنها یکی از ضعیف ترین بازی های ترسناک ساخته شده ی چند سال اخیر است، بلکه می تواند لقب یکی از بدترین دنباله های ساخته شده در این نسل را هم به خود اختصاص دهد.

اولین اشکال بازی در داستان آن است. Broken Porcelain به سختی تلاش می کند تا داستانی چندلایه و جالب را برای مخاطب تعریف کند، اما نتیجه ی آن یک روایت افتضاح از یک جریان گنگ است که نمی توان از آن سر در آورد. نسخه ی قبلی بازی خیلی بهتر از این بازی در مورد داستان عمل کرده بود و حداقل داستان روایت شده را می شد فهمید! Broken Porcelain تکلیفش با خودش مشخص نیست. معلوم نیست دنباله ای بر نسخه ی اول است یا پیش درآمدی بر آن. حتی بازی در ابتدا با میان پرده ای سعی می کند مخاطبان جدید را در جریان اتفاقات نسخه ی قبلی قرار دهد که کاش از بیخ این کار را نمی کرد! چون این کار نه تنها به فهمیدن داستان هیچ کمکی نمی کند، بلکه کمی هم اسامی و پیش داستان هر کاراکتر سردرگم‌تان خواهد کرد. داستان کلی درباره ی دختری به نام جنیفر است که برای تنبیه به مسافرخانه ی Ashman فرستاده شده و در این مسافرخانه با اتفاقات عجیب و غریب و ترسناک روبرو می شود. البته صفت «ترسناک» برای Broken Porcelain کمی زیادی است، چون واقعاً چیزی برای ترسیدن یا حتی جا خوردن وجود ندارد. بازی با وجود فضاسازی خوب و منحصربفردی که دارد، نمی تواند از پتانسیل های محیطی به خوبی استفاده کند و نتیجتاً شاهد عنوانی هستیم که فقط نام «ترسناک» بودن را به یدک می کشد. البته تنها نکته ی مثبت در این زمینه صداگذاری کاراکترها و موسیقی زیبای بازی است که در هر دو زمینه Broken Porcelain حرفه ای تر از سایر بخش ها عمل کرده، اما همین صداگذاری خوب هم با مشکلاتی مانند سینک نشدن کلمات و حرکات لب تا حد خوبی خراب شده است.

Broken Porcelain به سختی تلاش می کند تا داستانی چندلایه و جالب را برای مخاطب تعریف کند، اما نتیجه ی آن یک روایت افتضاح از یک جریان گنگ است که نمی توان از آن سر در آورد.

وقتی یک بازی ترسناک نمی تواند مخاطب را بترساند، گیم پلی باید آن قدری جذاب باشد تا مشکل ترسناک نبودن آن را بپوشاند. اصولاً وقتی مخاطب خرجِ یک بازی ترسناک کرده دوست دارد بترسد، اما اگر آن هم نشد، حداقل دوست دارد از یک بازی خوب و استاندارد لذت ببرد. متاسفانه Broken Porcelain در گیم پلی هم عملکرد خوبی ندارد. از مکانیزم جدید بازی شروع می کنم که در Tormented Fathers نبود. در این بازی جنیفر می تواند با دید یک پروانه، به اطراف اتاق سفر کرده و معماهای محیطی را حل کند، اما وقتی یکی دو بار از این مکانیزم استفاده می کنید، می گویید کاش اصلاً چنین مکانیزمی در بازی وجود نداشت. سرتاسر این مکانیزم دارای ایراد است. نه می توان از آن به خوبی استفاده کرد و نه اصلاً وجود آن با این همه باگ در بازی ضروری بود. این خیلی خوب است که برای نسخه ی دوم بازی خود ایده های جدید داشته باشید تا بازی تکراری به نظر نرسد، اما به شرطی که این ایده ها درست پیاده شده باشند، نه این که هر بار آرزو کنید که کاش بازی را همان طور که بود نگه می داشتند، چون حداقل قابل بازی بود!

در این بازی جنیفر می تواند با دید یک پروانه، به اطراف اتاق سفر کرده و معماهای محیطی را حل کند، اما وقتی یکی دو بار از این مکانیزم استفاده می کنید، می گویید کاش اصلاً چنین مکانیزمی در بازی وجود نداشت. سرتاسر این مکانیزم دارای ایراد است. نه می توان از آن به خوبی استفاده کرد و نه اصلاً وجود آن با این همه باگ در بازی ضروری بود.

مشکل دیگر گیم پلی، محیط و باگ های مربوط به آن است. Broken Porcelain باگ های وحشتناکی دارد که نمی توان از کنار آن ها به سادگی گذشت. برای مثال بازی به شما می گوید برای رفتن به اتاق دیگر، به فلان آپشن نیاز دارید. وقتی می روید سراغ فلان آپشن که آن را بردارید، می بینید اثری از آن نیست! باید یک بار دیگر بازی را از آخرین ذخیره لود کنید تا شاید این بار بازی لطف کرد و آبجکت های کلیدی را از سرجایشان برنداشت! نزدیک به آخرهای بازی آن قدر با این مشکلات بازی سر و کله زده بودم که دیگر نمی دانستم بخندم یا عصبانی شوم! معمولاً یک بازی هرچقدر هم که باگ داشته باشد و سر این باگ ها مخاطب را اذیت کند، به آبجکت های کلیدی دست نمی زند تا حداقل بتوانید بازی را ادامه دهید، اما فکر کنم سازندگان Broken Porcelain خودشان می دانند چه ساخته اند و شما را تشویق می کنند هر چه زودتر بازی را رها کنید و بروید سراغ بازی های بهتر! این فقط یکی از مشکلات بازی بود. مشکل بزرگ دیگر، تعامل دشوار جنیفر با محیط است. در بیشتر جاهای بازی شما باید از دست دشمنان فرار کرده و در گوشه ای پنهان شوید، این می توانست مکانیزم خوبی باشد اگر واقعاً «می توانستید» قایم شوید! فکر کنید در یک بازی که پایه و اساس آن سرعت عمل است و باید سریعاً در گوشه ای پنهان شوید تا زنده بمانید، دکمه ها خیلی وقت ها کار نکنند. نزدیک کمد می روید تا در آن قایم شوید، دکمه کار نمی کند، می خواهید یک چیزی از روی میز بردارید، دکمه عمل نمی کند و موارد بسیاری از این قبیل. یا باید آن قدر موقعیت مکانی خود را عوض کنید تا بالاخره کلید کار کند، یا کلاً بی خیال ماجرا شوید. مبارزات بازی نیز دست کمی از سایر بخش هایش ندارد، Nail Gun شما آن قدر ناز و ادا دارد که نمی توانید آن را درست سمت دشمنان نشانه بگیرید و شلیک کنید. تازه بعد از اینکه شلیک کردید هم واکنش مناسبی از سوی دشمنان دریافت نخواهید کرد.

در بیشتر جاهای بازی شما باید از دست دشمنان فرار کرده و در گوشه ای پنهان شوید، این می توانست مکانیزم خوبی باشد اگر واقعاً «می توانستید» قایم شوید! فکر کنید در یک بازی که پایه و اساس آن سرعت عمل است و باید سریعاً در گوشه ای پنهان شوید تا زنده بمانید، دکمه ها خیلی وقت ها کار نکنند. نزدیک کمد می روید تا در آن قایم شوید، دکمه کار نمی کند، می خواهید یک چیزی از روی میز بردارید، دکمه عمل نمی کند و موارد بسیاری از این قبیل.

از آن جایی که استودیوی سازنده ی بازی یک استودیوی مستقل است، گرافیک فنی بازی را می توان خوب دانست. البته انیمیشن ها و طراحی مدل ها بعضی وقت ها فاصله ی زیادی با استانداردهای روز دارند، اما جالب است بدانید بیشتر کارهای بازی توسط یک شخص به نام کریس داریل انجام شده و بنابراین به نظرم تا حدی باید برای آن ارفاق قائل شد و کار یک تنه ی آقای داریل را مورد تحسین قرار داد. فضاسازی بازی نیز از نکات مثبت آن به حساب می رود و می توان گفت Remothered حال و هوای یونیک خودش را داردکه تا قبل از آن در بازی های دیگر زیاد ندیده اید.

در نهایت، نمی توانم تجربه ی Remothered: Broken Porcelain را به کسی تجربه کنم چون فکر می کنم نه ارزش پول شما را داشته باشد و نه ارزش وقت تان را. علاوه بر این، به پایان رساندن این بازی، از چیزهای عجیبی بود که انتظارش را نداشتم. چون اصلاً بازی اجازه نمی دهد شما با این همه باگ تمامش کنید!

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید