لندن و هزاران قهرمان | نقد و بررسی بازی Watch Dogs Legion

مقالات ، نقد و بررسی ۹ آبان ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۰

هشت سال پیش بود که در جریان E3 2012, شاهد یک معرفی جنجالی از سوی یوبیسافت بودیم. عنوان و IP جدیدی به نام Watch Dogs… تریلر معرفی این بازی به سرعت به ترند شبکه های اجتماعی تبدیل شد و بسیاری از بازیبازان، برای تجربه این عنوان روزشماری می کردند‌. آمار پیش فروش بازی حیرت‌انگیز بود و کار تا آنجایی پیش رفت که یوبیسافت عملا برای GTA V خط و نشان کشید و در همان زمان صحبت هایی مطرح شد مبنی بر اینکه Watch Dogs رقیب سرسختی برای فرانچایز GTA خواهد بود. اما…اما در نهایت واقعیت به شکل متفاوتی رقم خورد. متای این عنوان به ۸۰ هم نرسید. سیستم رانندگی بازی مشکلات مختلفی داشت و اصلا جذاب و واقع گرایانه نبود. مراحل بازی تکراری و یکنواخت بودند و دنیای بازی نیز عملا با آنچه یوبیسافت وعده داده بود فرسنگ ها فاصله داشت. هر چند جانب انصاف را باید رعایت کرد و این نکته را باید بگویم که Watch Dogs داستان جذاب، قوی و تاریک بسیار خوبی داشت. اما داستان به تنهایی برای موفقیت کافی نیست. فروش این بازی فوق العاده بود اما مسأله این بود که یوبیسافت برنامه داشت تا این عنوان را به یک فرانچایز دنباله دار تبدیل کند. اما آیا مردم حاضر به تجربه نسخه های بعدی بودند؟
چند سال بعد شاهد معرفی و عرضه Watch Dogs 2 بودیم. عنوانی که از لحاظ داستانی تا حد زیادی از فضای دارک و سیاه نسخه اول فاصله گرفته بود. این عنوان از لحاظ نمرات و امتیازات عملکرد خوبی داشت، اما از لحاظ فروش هر چند بد عمل نکرد، اما اصلا در حد و اندازه های نسخه اول ظاهر نشد. بعد از این اتفاق، یوبیسافت اعلام کرد کار آنها با این فرانچایز تمام نشده و شاهد نسخه جدیدی خواهیم بود. نسخه جدیدی که امروز قصد نقد و بررسی آن را داریم. عنوان Watch Dogs Legion. با من و گیمفا همراه باشید.

باید گفت Watch Dogs Legion یکی دیگر از عناوین سرگرم کننده یوبیسافت است که هر چند از یکسری مشکلات و ضعف های همیشگی بازی های یوبیسافت مثل مراحل تکراری رنج می برد، اما در کل یک تجربه سرگرم کننده و لذت بخش به شمار می آید. با نقد و بررسی این بازی همراه من و گیمفا باشید…

داستان بازی در آینده ای نه چندان دور در لندن جریان دارد. البته لندنی کاملا متفاوت. لندنی پر از تکنولوژی های جدید، سیستم های نظارت، Drone ها و هر چه که فکرش را بکنید. در این بین گروه بزرگ هکرها به نام Dedsec, مورد اتهام قرار می گیرند که بمب گزاری های لندن را آنها انجام داده اند. مسأله ای که طبیعتا دروغ و پاپوش از جانب دشمن و رقیبشان گروه Zero Day است. اتهام بمب گزاری، اتهام بزرگی است و به همین دلیل، Dedsec برچسب تروریستی پیدا کرده و اعضای مختلف آن یا کشته شدند، یا متواری گشتند یا دستگیر شدند. در این بین لندن نیز در آشوب کامل قرار دارد و با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند. مشکلاتی که هر لحظه می توانند مانند آتش زیر خاکستر عمل کنند. گروه Dedsec نیز که بسیاری از اعضای کلیدی خود را از دست داده، شروع به عضوگیری می کند تا دوباره به صحنه بازی برگردد. عضوگیری که احتمالا در مورد آن زیاد شنیده‌اید.

لندن به عنوان بستر اصلی، فضایی بسیار مناسب برای اتفاقات این نسخه به شمار می آید. وجود تکنولوژی های جدید از یک طرف، و وجود اتفاقات سیاسی-اجتماعی که بعضا از واقعیت لندن کنونی نیز الهام گرفته شده اند، از طرف دیگر لندن را به بستری بسیار مناسب و هماهنگ با فضای اصلی بازی تبدیل کرده اند. مناطق مختلف لندن مثل Piccadilly و برج لندن با دقت بسیار زیاد بازسازی شده و در بازی حضور دارند. فضای کلی شهر نیز کاملا حال و هوای یک کلان شهر دیجیتال را منتقل می سازد. وجود دوربین های پرشمار، Drone های نظارتی، سیستم یکپارچه مدیریت و دیگر نکات مشابه که در دو نسخه قبلی دیده ایم، هم اتفاقات داستانی را توجیه می کنند، و هم در بخش گیم پلی و Hacking حضور فعال دارند.

لندن در آشوب کامل قرار دارد و با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند. مشکلاتی که هر لحظه می توانند مانند آتش زیر خاکستر عمل کنند. گروه Dedsec نیز که بسیاری از اعضای کلیدی خود را از دست داده، شروع به عضوگیری می کند تا دوباره به صحنه بازی برگردد. عضوگیری که احتمالا در مورد آن زیاد شنیده‌اید

داستان بازی در کل تم نسبتا سیاه و جدی را در خود می بیند. همانطور که بالاتر گفتم، مباحث سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و میهن پرستی به شدت در تار و پود داستان و اتفاقات آن تنیده شده اند. اما مشکلی که بخش داستانی بازی با آن دست و پنجه نرم می کند این است که انتقال پیام اصلی داستان، و روایت عمیق آن، نتوانسته است آن طور که باید و شاید انجام شود. از یک طرف ساختار جهان آزاد بازی را باید یکی از دلایل ناکامی نامید، و از طرف دیگر اتفاقات و حوادث قابل پیش بینی و کلیشه ای که معمولا فاقد پیچش داستانی و Plot Twist خاصی هستند. نبود شخصیت اصلی که بتواند اتفاقات را پیوند دهد و به پیش ببرد نیز در این زمینه بی تاثیر نبوده است…

گیم پلی بازی، ترکیبی است از تمامی ویژگی های دو نسخه اول با یکسری المان های جدیدتر. لندن بستری است برای کاوش، هک کردن، کشتار و موارد دیگر. اما همچنان هک کردن هسته اصلی تمام اتفاقات بازی به شمار می آید. همانطور که گفتم لندنی که در Watch Dogs Legion به تصویر کشیده شده است، بسیار پیشرفته و دیجیتال است. همین مسأله بدان معنی است که دوربین ها، هوش مصنوعی، Drone ها، خودرو ها، و موارد مختلف دیگر را می توان هک کرده و در جهت اهداف خود استفاده نمود. در واقع باید گفت آزادی عملی که بازی پیش پای بازیبازان می گذارد بسیار تحسین برانگیز است. فرض کنید که قرار است وارد پایگاه دشمنان شده و چیزی از آنجا بدزدید. اولین انتخاب شما می تواند این باشد که همه را از پای درآورده و حمام خون به راه بیاندازید. گزینه دوم، اما راه متفاوتی را پیش روی شما می گذارد. با هک کردن دوربین ها، درهای الکترونیک و بخش های دیگر، می توانید به نوعی حرکات خود را مدیریت کنید که به شکلی بسیار کم سر و صدا و در حین حال موفق بتوانید Objective مورد نظر را انجام دهید. خوشبختانه در اکثر مراحل اصلی یا فرعی، بازی شما را اجبار نمی کند که حتما باید از فلان روش استفاده کنید. همین مسأله باعث می شود بدون دغدغه بتوانید حرکات و نقشه های خود را پیاده کنید.

می توانید ویژگی های افراد مانند پیشینه یا Background, حرفه و شغل، قابلیت های خاص، سلاح هایی که می توانند استفاده کنند و دیگر موارد را ببینید و اگر فردی را ارزشمند یافتید، برای عضوگیری اقدام کنید. با این که شاهد سیستم تصادفی و رندومی از حرفه ها، چهره ها، قابلیت ها و سلاح ها هستیم، آن قدر مردم متنوع هستند که بسیار کم پیش می آید شاهد موارد تکراری باشیم‌. هر چند مراحل مربوط به آنها طبیعتا بسیار شبیه اند و بسیار به هم نزدیک اند…

اما برجسته ترین نکته بازی این است که بار داستان و اتفاقات، بر عهده یک نفر یا یک گروه چندنفره نیست بلکه بسیاری از مردم لندن می توانند قهرمانان داستان باشند. در واقع تک تک NPC هایی که همواره بدون اهمیت دادن از کنارشان می گذشتیم، اکنون می توانند یک شخصیت کلیدی و اثرگذار باشند. نحوه کار به این نحو است که اگر فردی دید مثبت به گروه Dedsec داشته باشد، شما می توانید بعد از انجام دادن مرحله و درخواستی برای آن فرد، او را جذب کنید. و خب طبیعتا می توانید ویژگی های افراد مانند پیشینه یا Background, حرفه و شغل، قابلیت های خاص، سلاح هایی که می توانند استفاده کنند و دیگر موارد را ببینید و اگر فردی را ارزشمند یافتید، برای عضوگیری اقدام کنید. با این که شاهد سیستم تصادفی و رندومی از حرفه ها، چهره ها، قابلیت ها و سلاح ها هستیم، آن قدر مردم متنوع هستند که بسیار کم پیش می آید شاهد موارد تکراری باشیم‌. هر چند مراحل مربوط به آنها طبیعتا بسیار شبیه اند و بسیار به هم نزدیک اند…
در واقع باید بگویم به جای آنکه پروتاگونیستی داشته باشیم که همه فن حریف باشد و از صد نوع سلاح بتواند استفاده کند و ده ها مهارت خاص داشته باشد، با تعداد زیادی از افراد طرف هستیم که قابلیت های محدود اما منحصر بفرد دارند. و از آنجایی که یک شخصیت فقط از سلاح، قابلیت و توانایی خود می تواند استفاده کند، در نتیجه سناریو های مختلف و نقشه های مختلف افراد مختلفی را برای انجام و تکمیل طلب می کند. برای مثال اگر فردی سلاح سنگین گرم دارد و در نبرد نزدیک عالی است، منطقی نیست بخواهید با این شخصیت مأموریتی که پر است از المان های مخفی کاری را انجام دهید.
باید گفت هم تنوع قابلیت ها، ابزار ها و حرفه های این NPC ها زیاد است، و هم تفاوت در نحوه عملکرد باعث شده حال و هوای بازی دیرتر تکراری شود. اما مسأله این جاست که بازی آنچنان مخاطب را مجبور نمی کند از افراد مختلف استفاده کند‌. خود من به شخصه دو-سه شخصیت ثابت داشتم که تقریبا اکثر مراحل را با آنها انجام می دادم و نیازی نیز به استفاده از شخصیت های دیگر نداشتم. یعنی در واقع حتی اگر صدهزار شخصیت متمایز وجود داشت، از آنجایی که من با همان دو سه شخصیت اصلی خودم راحت تر بودم و کار را نیز انجام می دادن، اصلا به سمت استفاده از شخصیت های دیگر به ندرت می رفتم. شاید اگر کمی شاهد سیستم عمیق تری در این زمینه بود بازیبازان مجبور می شدند از شخصیت ها و قابلیت های بیشتری استفاده کنند.

گرافیک هنری بازی در سطح بسیار مطلوبی قرار دارد. خصوصا در شب و زمان تاریکی

گان پلی بازی بسیار به دو نسخه قبل شبیه است. در کل باید بگویم گان پلی مجموعه Watch Dogs از آنجایی که تمرکز اصلی آن اکشن نیست، هیچ وقت طراز اول و یا فوق العاده نبوده است. اما با این وجود می توان گفت حداقل استاندارهای تیراندازی را داراست. مانند دو نسخه قبل، مخفی کاری نقش پر رنگی دارد و در واقع اکثریت قابلیت های Hacking در خدمت پیشروی به صورت مخفی کارانه هستند. البته از آنجایی که هیچ وقت با مخفی کاری میانه خوبی نداشتم، درگیری مستقیم را اکثر اوقات ترجیح می دهم.
خوشبختانه باید بگویم در زمینه مراحل فرعی، شاهد پیشرفت کلی نسبت به دو نسخه قبلی هستیم که می توان گفت این پیشرفت را باید مدیون شخصیت های قابل بازی متعدد دانست که هر کدام به شکلی بازی را تازه نگه می دارند.

اما مشکل دیگر بازی های یوبیسافت را Watch Dogs Legion نیز به ارث برده است. تکراری شدن روند مراحل و یکنواختی کلی جریان بازی. با وجود آنکه شخصیت های قابل بازی متعدد تا حد زیادی رنگ و بویی تازه به بازی بخشیده اند، اما با این وجود از آنجایی که مراحل اصلی به نوعی یکسری Objective تکراری و پشت سر هم را دنبال می کنند، تقریبا پس از گذشت یک سوم از بازی، دیگر شاهد نکته جدید و خاصی در مراحل بازی نیستیم و به نوعی بازی وارد چرخه تکرار می شود. این مشکل متاسفانه تقریبا بدون استثنا در تک تک عناوین جهان آزاد یوبیسافت به چشم می خورد. البته باید بگویم این یکنواختی لزوما آنقدر هم شدید نیست که شما را از ادامه تحریم بازی و اتمام آن منصرف سازد، اما به جرات می توان گفت نیمه دوم بخش داستانی را به هیچ وجه با شور و هیجان و جذابیت نیمه اول دنبال نخواهید کرد.

باید گفت هم تنوع قابلیت ها، ابزار ها و حرفه های این NPC ها زیاد است، و هم تفاوت در نحوه عملکرد باعث شده حال و هوای بازی دیرتر تکراری شود. اما مسأله این جاست که بازی آنچنان مخاطب را مجبور نمی کند از افراد مختلف استفاده کند‌. خود من به شخصه دو-سه شخصیت ثابت داشتم که تقریبا اکثر مراحل را با آنها انجام می دادم و نیازی نیز به استفاده از شخصیت های دیگر نداشتم. یعنی در واقع حتی اگر صدهزار شخصیت متمایز وجود داشت، از آنجایی که من با همان دو سه شخصیت اصلی خودم راحت تر بودم و کار را نیز انجام می دادن، اصلا به سمت استفاده از شخصیت های دیگر به ندرت می رفتم. شاید اگر کمی شاهد سیستم عمیق تری در این زمینه بود بازیبازان مجبور می شدند از شخصیت ها و قابلیت های بیشتری استفاده کنند.

گرافیک هنری بازی را باید در یک کلام بسیار قابل قبول دانست. کیفیت بافت ها، نورپردازی، سایه زنی، رنگ بندی محیط ها، و تقریبا تمام موارد فنی و هنری از دید بصری در حد بسیار خوبی کار شده اند. البته باید گفت گرافیک هنری بازی را نمی توان نفس گیر و یا بی نظیر دانست اما آنقدری چشم نواز هست که از تماشای گوشه گوشه لندن لذت کافی را ببرید. اما مسأله اصلی در بخش گرافیکی در قسمت فنی است. مانند همیشه عناوین یوبیسافت یکسری باک های گرافیکی و مشکلات فنی مختلف و بعضا عجیب و غریب را نیز دارند. برای مثال در یکی از صحنه ها به خاطر دارم شخصیتم بین دیوار و ماشین گیر کرده و در حالت فرورفته مانده بود. و یا در صحنه ای دیگر بعد تصادف یک هفت هشت متری موفق شدم پرواز را تجربه کنم! البته این مشکلات غالبا با ارائه اپدیت های مختلف تا حد زیادی رفع می شوند، با این وجود نمی توان وجود این مشکلات را کاملا نادیده گرفت.

در بخش موسیقی باید بگویم غالبا بازی های ویدئویی استاندارد های لازم را به شکلی بسیار قابل قبول رعایت می کنند و شاید همخوانی و هماهنگی ساندترک با دنیا و اتمسفر آن را مهم ترین نکته قابل بحث دانست که خوشبختانه از لحاظ هماهنگی و همخوانی، شاهد تضاد بین موسیقی متن و فضای بازی نیستیم.
صداپیشگان بازی نیز بسیار زیاد هستند و از آنجایی که تعداد شخصیت ها بسیار است، بعضا صداهای تکراری را نیز گوش خواهیم کرد. البته یک ایراد کوچک باید به این بخش وارد کنم و آن هم این است که بعضی‌ شخصیت های اصلی صداپیشه ای بسیار متضاد با ظاهر و تیپ شخصیت خود دارند که این مسأله کمی آزار دهنده است. اما به صورت کلی عملکرد یوبیسافت در بخش موسیقی و صداگذاری قابل دفاع و رضایت بخش بوده است…

سرنوشت لندن در دست شماست…

سخن پایانی:
عنوان Watch Dogs Legion را باید تجربه ای جذاب و لذت بخش در لندن دانست که به لطف تنوع بسیار بالای شخصیت های قابل بازی، می تواند تازگی خود را تا حد خوبی حفظ کند‌. اما متاسفانه یکسری از مشکلات همیشگی عناوین یوبیسافت در Watch Dogs Legion نیز به چشم می خورند. با این وجود، تجربه گردش پر لندن دیجیتال و پیشرفته، بسیار لذت بخش و سرگرم کننده است. حتی با وجود مشکلات ریز و درشت مختلف بازی…

12345678910(87 رای, میانگین آرا 8٫23 از 10 )
Loading...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • Bahramsony گفت:

    سلام مقاله خیلی خوبی بود خیلی ممنون

    22Thumb up 8Thumb down
  • Hamid _ Solo گفت:

    مرسی یه دنیا برای نقد بسیار خوبتون اقای زاهدی عزیز کوتاه و کامل
    کلا همیشه بازی های یوبیسافت بشدت سرگرم کننده هستن و اینم همینطوره و به نظرم که صد در صد باید بازیش کنیم Blush

    29Thumb up 17Thumb down
  • mohsenj74 گفت:

    ممنون و خسته نباشین بابت نقد ، شخصا انتظار بیشتری داشتم از این عنوان ولی احتمال هم میدادم که فوق العاده نشه با توجه به نقد شما مهمترین پیام بازی که بسیار هم ارزشمند هست اینه که برا تغییر یک دست صدا نداره واقعا توجه به همچین چیزی خیلی کم سابقه و بی سابقه هست و قابل تحسین بلکه یه عده بفهمن ! و بزرگترین ضعف که کسی مثل من واقعا حوصلشو نداره افتادن بازی در چرخه تکرار هست انقدر حساس هستم رو این موضوع که شاید اصلا ادامه ندم بازی رو دیگه

    20Thumb up 1Thumb down
  • mohamad199 گفت:

    واچ داگز لیجن ازهمون اولین گیم پلی ها هم معلوم بوو بازی متوسطیه . یوبی سافت خواهشا برو اسپیلنترسل بساز

    27Thumb up 7Thumb down
  • End game گفت:

    نفرات زیاد قابل بازی فک کنم بخاطر سلایق،من خودم چندین نفر از هکرها نظامی ها وررشکاران‌رزمی و مهندسین انتخاب میکنم یک نفری شنیدم میخواد فقط با پیر زنها جلو بره واین ب سلیقه چندین میلیون گیمر بستگی داره و ممکنه گروهی باشن چند صد نفر به خدمت بگیرن،در کل ارزش یبار بازی کردن داره.و این نکته که تاریخ قبلی که شهریور بود به ابان انداختن که مشکلات رفع کنن ولی هنوزمشکلات داره

    11Thumb up 1Thumb down
  • h811394h گفت:

    بعد از واچ داگز یک ، با افتضاح کارتونی ولچ داگز دو دیگه توقعم ازین نسخه پایین اومد
    و بهش به عنوان یه بازی فان نگاه میکنم
    نه جدی مثل نسخه اول

    بنظر من هر بازی باید مثل gta باشه
    وقتی نسخه بعدی میخواد بیاد همه مطمئنن که قراره یه چیزی به نسخه قبلی اضافه کنه
    یه پرش و جهش بزرگ نسبت به قبل!

    16Thumb up 6Thumb down
    • Majid گفت:

      من هم فقط با نسخه یک حال کردم
      نسخه دوم هیچ تعادل و هماهنگی بین عناصر گیمش نیست
      از ساختار کلی گیم پلی و داستان گرفته تا نقشه مپ و سیستم هک و مبارزاتش با اینکه به ظاهر بهتر از نسخه یکش هست ولی هیچ عمقی نداره و مثل نسخه یک دل چسب نیست
      انگار یه بچه تو بازی شبیه ساز ساخت و ساز بدون اینکه بدونه داره چیکار می کنه ساخت و ساز کنه
      به نظر نسخه ۳ هم این مشکل داره و در نهایت یه نسخه ناقص با کلی تبلیغه برای خالی کردن جیب مردم چون حتی اگه اون بچه هم یکم وقت بزاره می تونه تو ساختمون سازیش هماهنگی ایجاد کنه
      اگه دقت کنید تنها نکته جالب بازی فقط و فقط تعداد بالای شخصیت قابل بازیشه
      اگه برگردید نسخه یکش بازی کنید مطمعناً بیشتر حال میکنید
      من مجبور شدم بعد بازی نسخه دو دوباره نسخه یک بازی کنم تا بشوره ببره

      1Thumb up 0Thumb down
  • mahdiyar12 گفت:

    این بازی تمام چیزی بود که انتظار داشتم ، نه کمتر نه بیشتر ، واقعا دارم برای بازی کردنش لحظه شماری میکنم ، مطمعنم مثل ۲ نسخه قبل خیلی از بازی راضی خواهم بود ، واقعا ایده بازی خیلی خفنه و مطمعنم تو بازی بیشتر از ۱۰۰ ساعت زمان بازی داشته باشم ، امیدوارم یوبیسافت مثل نسخه قبلی پشتیبانی زیادی از بازی بکنه و باگ هایی که داره رو هم به مرور برطرف کنه Smile ممنون بابت نقد خوبتون Smile ، نمره ای که دادین هم به نظرم خیلی خوب بود و بازی لیاقتش رو داره

    12Thumb up 9Thumb down
  • Neil.Druckmann گفت:

    کلا من خودم بخوام هر بازی رو تهیه کنم میگم آیا ۶۰$ می ارزه؟
    که واچ داگز لیجن قطعا از اون عناوینی نیست که ارزش ۶۰$ اونم با قیمت الان دلار داشته باشه
    نظر منو بخواین میگم صبر کنین تا کنسول های نسل بعد عرضه بشن و بعد توی کریسمس با تخفیف عناوینی که واقعا ارزشمند هستن رو تهیه کنین مثلا سایبرپانک
    فعلا باید پس انداز کنیم برای PS5 و عناوین ارزشمندش In Love In Love In Love

    21Thumb up 8Thumb down
  • AmirtheGRB گفت:

    نقد منصفانه ای بود ممنون ازتون

    8Thumb up 1Thumb down
  • jakahagarT گفت:

    متاسفانه مشکل همیشگی بازی های یوبیسافت درگیرش هست ماموریتای تکراری تکرار تکرار تکرار و باعث میشه بازی بعد ۱۰-۱۵ ساعت کشش ادامه دادنشو از دست بده و فقط آدم بازی رو از سر تموم کردنش بازی کنه نه لذت بردن

    17Thumb up 1Thumb down
    • Commender shepard گفت:

      من مخالفم
      واچ داگز یکو من پنجاه ساعت بازی کردم
      دو رو سی ساعت
      رینبو سیکس هم که فکر کنم بالای صد ساعت شده
      گوست ریکون بریکپوینت هم به صورت کواپ حدود نود ساعت بازی کردم
      اساسین ادیسه رو سیصد ساعت بازی کردم

      11Thumb up 14Thumb down
      • Ozhan گفت:

        بازی که میشه کرد من حتی تو اساسین اوریجینز ۵۰ساعت تایم پلی داشتم ولی مشکلشون اینه که ماموریتاشون واقعا دیگ تکراری میشد و فقط ۵تا کار باید انجام میدادی
        مقایسه کن با بازیای اوپن ورد دیگ مثل رد دد که هر ماموریتش قصه و مکانیزم متنوع خودشو داشت

        4Thumb up 1Thumb down
  • AladarGuitaryst7 گفت:

    نقد عالی بود.همونطور که من قبلاً گفته بودم و حدس میزدم به لحاظ متا به دو بازی اول نرسید ولی زیاد هم تفاوت آنچنانی با قبلی ها نداره و در کل هر سه بازی این سری صرفا یک بازی خوب هستند.

    6Thumb up 1Thumb down
  • GoryGhost گفت:

    من قسمت ۲ رو بیشتر میپسندم Smile نظر شخصی ♡

    12Thumb up 3Thumb down
  • Ezio Auditore da Firenze گفت:

    واقعا این سیاستی که یوبیسافت در پیش گرفته رو درک نمی کنم!! واقعا این یوبیسافت کجا، یوبیسافتی که نسلای قبل شاهکار میداد بیرون کجا…
    اگه بگیم هدف و مقصد فعلی یوبیسافت پول درآوردنه، که با این عناوین متوسط(از حق نگذریم بازیاش اکثرا ضعیف نیستن ولی شاهکار هم نیستن) پول هنگفتی نمیشه به جیب زد(جناب راکستار دیگه استاد شدن تو این زمینه!!)
    شاید هم یوبیسافت این چند سال اخیر تمام تمرکزشو گذاشت رو نسل بعد و شاید شاهد خلق ip های جدید و خلاقانه درست مثل قبلنا ازش باشیم(یوبیسافت تو رو خدا به اوج خودت برگرد دلتنگ روزای قدیمیم!!!)
    اگه هیچ کدوم از این فرضیه های بالا درست نباشه که …. ولش کن بهتره نگم بذارین همین دو تا خاطره خوبیم که ازش داریم بمونه
    البته دوستان این نظر شخصی من بود و بنده هیچ پدر کشتگی خاصی با یوبیسافت ندارم و صرفا جهت دلسوزی اینو گفتم(حالا مثلا سران و مدیران یوبیسافت اینجا نسشتن منتظرن من کامنت بذارم بیان بخونن Neutral ROTFL )
    راستی میدونین داشتم به چی فکر میکردم؟!
    اینکه یه روزی میرسه که من هم هر دو کنسول ps5 و xbox series x و یه سیستم خوب داشته باشم؟!! یا خدا قصد داره ادامه ی آزمون های الهی شو باز تو ایران برگزار کنه؟! Cry

    14Thumb up 0Thumb down
  • Vergmite گفت:

    اون هایپ رو نتونست منتقل کنه ولی در کل بازی خوبی بود Shy

    4Thumb up 1Thumb down
  • آرمین عزتی گفت:

    ممنونم از نقد زیباتون Rose Rose Rose

    #ترول نکنیم

    5Thumb up 1Thumb down
  • michaelbn گفت:

    بزرگترین نقطه قوت یوبیسافت بزرگترین نقطه ضعفش هست: ریسک پذیری و بلند پروازی.

    وقتی که اولین نسخه این بازی اومد میتونست از فرمول تکراری و تاریخ گذشته ی راکستار برای ساخت بازیش استفاده کنه، ولی اینکار رو انجام نداد و تصمیم گرفت چیزی که خودش میخواد رو خلق کنه تا دست به یک تجربه ی جدید بزنه. اون سال بازی های Watch Dogs و AC Unity هم بلند پرواز بودن و هم ریسک پذیر، در سال عرضه شکست خوردن چون تجربه ی تازه و منحصربفرد بودن ولی در این اواخر از هر دو بازی به خوبی استقبال میشه و مردم تازه میفهمن که این دو بازی از زمان خودشون و فرمولهای تکراری بسیار جلوتر بودن.
    یوبیسافت برای نسخه دوم این بازی ریسک نکرد و مثل راکستار به فرمولهای ایمن و تکراری چسبید و تونست هم نمرات بهتر (که اصلا ارزشی ندارن) دریافت کنه و طرفداران بیشتری رو جذب کنه.
    در این نسخه باز هم شاهد ریسک پذیری یوبیسافت هستیم ولی ایندفعه بلندپروازانه نیست بلکه جاه طلبانه هست. این یک قمار ۵۰-۵۰ بود که متأسفانه چندان به نفع یوبیسافت تموم نشد. اینکه چنین سیستمی برای بازی کردن به جای شخصیتهای رندوم وجود داره و هوش مصنوعی ای که اونها رو متمایز میکنه بسیار جای ستایش داره، و باید منصف بود که یوبیسافت از نظر بصری و معماری در ساخت دنیای بازیهاش همیشه سنگ تموم میزاره. اما این سیستم باز هم جای بیشتری برای ساخت داشت و تمام توجه روی این سیستم باعث از بین رفتن ارتباط بازیباز با شخصیت ها و نبود داستانی حداقل قابل قبول میشه. یوبیسافت باز هم هایپ الکی کرد و انتظار ها رو بیش از حد بالا برد، همون کاری که یونیتی و واچ داگز رو به زمین زد اینجا هم اتفاق افتاد.
    به هر حال باز هم باید قدردان بود که کمپانی ای مثل یوبیسافت وجود داره که بلندپروازی و ریسک پذیری داشته باشه حتی اگه همه‌ی شرایط علیه‌شون باشه، باز هم تلاش میکنن.

    دوستان پی سی باز و پلی استیشن باز فعلا دست نگه دارن، بازی رو پی سی حسابی داغونه و پورت وحشتناکی داره. روی پلی استیشن باز از پی سی بهتره ولی هنوزم پورت داغون و مشکل سازی داره. این بازی فعلا روی ایکس باکس بدون مشکل اجرا میشه.

    4Thumb up 2Thumb down
  • هادی صفایی گفت:

    ممنون از شما آقای زاهدی عزیز
    بنده ب شخصه فقط نسخه ۱ این فرانچایز رو بازی کردم (راضی کننده بود واقعا)
    نظری در مورد نسخه دوم ندارم، اما این نسخه سوم چیزی نیس ک آدمو ب خریدنش ترغیب کنه متاسفانه
    با توجه ب نقد هم میشه گفت ک با ی نسخه معمولی طرف هستیم

    5Thumb up 0Thumb down
  • Mohammad ali psi گفت:

    هیچ وقت فکر نمیکردم یه ای پی نسخه سومش به این شکل در بیاد. واقعا نمیدونم صنعت گیم داره به کجا میره. به جای اینکه منتظر نسخه جدید بازی ها باشیم به جاش ریمستر منتشر میکنن نمونش nfs. امسال که به جز سونی بقیه شرکت ها خواب بودن. برای نسل بعدی تنها امیدم سونی و مایکروسافته که بتونه بتسدا رو احیا کنه. از ubisoft هم تنها منتظر immortals fenyx rising بقیه بازی هاش برام مهم نیست. تشکر از اقای مصطفی زاهدی برای نقد بررسی.

    1Thumb up 0Thumb down
    • Mohammad ali psi گفت:

      البته یه بازی دیگه که خیلی منتظرشم پرنس اف پرشیا هست که ریمیکش کردن. یه جورایی احساس میکنم یوبیسافت می خواد ببینه هنوز این سری طرفدار داره یا نه. یعنی اگه فروش نکرد دیگه باید بیخیالش بشیم. بازی بعدی هم far cry 6 که فکر کنم برای نسل بعدی باشه ولی خیلی ازش انتظار دارم، نسخه ۵ که عالی بود مپ بازی رو کامل رفتم ولی dlc رو بازی نکردم.

      0Thumb up 0Thumb down
  • sam snake 47 گفت:

    این همه سال دارن میسازن و هایپ میکنن اخرشم اینه نمره ش؟!!!! متاسفم به حالت یوبی باگ

    4Thumb up 3Thumb down
  • Ascent گفت:

    صرف نظر از خوب یا بد بودن این بازی بنظرم یوبی سافت تو شخصیت پردازی اکثر کاراکتر های بازی های جدیدش واقعا مشکل داره و نمیتونه مثل آثار قبلی اش مثل اتزیو، ادوارد کنوی و سم فیشر کاراکتر واقع گرایانه تحویل مخاطب بده. منظورم شخصیت هایی مثل آرتور مورگان،گرالت، کاپیتان شپرد و البته بتمنه که حتی میتونم‌ بگم از اکثر شخصیت های واقعی در دنیا هم واقعی تر بودند.

    3Thumb up 0Thumb down
  • Parham84GAMER گفت:

    همون. مشـــکلات همیشگیــــــــ

    0Thumb up 0Thumb down
  • bamavila.com گفت:

    من watch Dogs legion برای xbox one خریدم پریروز نسخه فیزیکیش خواستم به دوستان اطلاع بدم کسانی که دستگاهشون روش بازی هکی داره و بخاطر اینکه بازی هاشون میخوان حذف نشه بازی فیزیکی میخرن اگر بازی های جدید بزارید داخل دستگاه مثل همین واچ داگز ارورر آپدیت میده ولی خیالتون راحت میتونید آپدیت آفلاین از سایت ماکروسافت بگیرید روی فلش کپی کنید و دستگاه به حالت نصب آفلاین آپدیت ببرید اینجوری هم بازی های هکی روی دستگاه سیو میمونه هم میتونید بازی فیزیکی جدید نصب کنید

    1Thumb up 0Thumb down