سیاه و سفید | نقد و بررسی بازی The Bridge

۱۴ فروردین ۱۳۹۲ - ۰۴:۲۹

 در اوایل فصول تابستان و زمستان که سیل عرضه بازی های بزرگ و پرخرج فرو می نشیند بهترین زمان است تا سازندگان عنوان های مستقل و کوچک که با تیمی کم تر از ده نفر اقدام به ساخت بازی می کنند ، بازی خود را عرضه کنند تا هم گیمر های حرفه ای به سمت بازی بروند و هم از نظر فروش کلی به موفقیت مورد نظر خود برسند . در سالی که گذشت بازی های مستقل خوبی که هزینه ساخت بسیار کمی همراه با تیم سازنده بسیار کم تعدادی داشتند به بازار عرضه شد . از Deadlight و Trials Evolution  گرفته تا Journey که همگی توانستند به موفقیت های خوبی هم از نظر فروش و هم از نظر امتیازات و بازخورد های منتقدین دست یابند .

نام : The Bridge

سازنده : Ty Taylor و Mario Castaneda

ناشر : The Quantum Astrophysicists Guild

ژانر : پازل پلتفرمر

پلتفرم : PC

تاریخ انتشار : 22 Feb 2013

در سال 2011 بازی ـی توسط دو دانشجو به نام های Ty Tylor  و Mario Castaneda ساخته شد که با نوآوری ها  و خلاقیت های خود توانست نگاه خیلی از جشنواره ها و منتقدین را به سمت خود معطوف کند . نام این بازی The Bridge بود .این بازی جوایز زیادی هم از جشنواره های آن سال را کسب کرد . چند نمونه از این عناوین عبارتند از : بهترین بازی جشنواره بازی های مستقل Seattle ، کسب جایزه خلاقیت و نوآوری جشنواره Dream ، Build ، Play مایکروسافت و از همه مهم تر فینالیست شدن در جشنواره Independent Game Festival ( IGF ) .

حال بعد از دو سال وقفه بازی به صورت رسمی و توسط The Quantum Astrophysicists Guild  بر روی شبکه استیم منتشر شده است و موفقیت نسبتا خوبی را کسب کرده است .

به دنبال رنگ

بازی از جایی شروع می شود که مردی زیر درختی خوابیده و شما باید با تکان دادن زمین و تعویض جهت جاذبه سیبی را بر روی سر مرد بیندازید ( اشتباه نکنید این مرد اسحاق نیوتن نیست ! ) . بعد از بیدار شدن مرد که بی شباهت با اساتید دانشگاه یا دانشمندان نیست شما کنترل این فرد و جاذبه زمین را به دست می گیرید .

نام این مرد پروفسور M.C.Escher است که بر روی محاسبات و آزمایشات فیزیکی و ریاضیات مهمی تحقیق می کند که می تواند باعث تحول در جهان هستی شود . پروفسور برای ادامه کار خود نیاز به یک فرد همراه و عالم نیاز داشت تا از او در این راه کمک بگیرد . بعد از مدت ها بالاخره پروفسور فردی را یافت که می توانست به او اعتماد کند و اسرار علمی خود را با یکدیگر به شتراک بگذارند و به نتایج مورد نظر خود دست یابند . بعد از مدتی که همه کارها به خوبی پیش می رفت و به نتایج خوبی رسیده بودند ناگهان فردی که با پروفسور همکاری می کرد ناپدید شد و همراه با آن رنگ های دنیا از بین رفته اند و برای بازگرداندن آن ها و بازگشت دنیا به حالت عادی ، پروفسور می بایست همکارش را بیابد .

در کل داستان در یک بازی پازل یا پلتفرمر در درجه اصلی اهمیت نیست و در رده های بعدی اهمیت قرار می گیرد و The Bridge هم از این قاعده مستثنا نیست و داستانی سر راست و نه چندان عمیق و درگیر کننده دارد که نشان دهنده این است که داستان بازی از دید سازندگان اهمیت کم تری داشته است . اما باز این نکته را باید متذکر شد که داستان در این نوع بازی ها در اولویت نیست .

پل سیاه و سفید است

بازی The Bridge بازی ـی پازل پلتفرمر در محیطی دو بعدی است که شما باید با کنترل جاذبه ( چرخش زمین ) و پروفسور M.C.Escher که فقط می تواند به راست یا چپ حرکت کند و قابلیت پرش را ندارد به درهایی که در هر مرحله قرار دارد ( که بعضی اوقات قفل شده است ) برسانید . کنترل جاذبه به این شکل است که همیشه جاذبه به سمت پایین صفحه است و تغییر نمی کند و شما می توانید با کلید های RT ، LT یا کلید های جهت چپ و راست کیبورد زمین یا دنیای هر مرحله را بچرخانید و با دگمه های جهت گیم پد یا WASD کیبورد پروفسور را حرکت دهید .

در خانه پروفسور اتاق ( در ) هایی وجود دارد که با ورود به هر کدام آنها 6 در وجود دارد که مراحل بازی هستند . اولین بار وقتی وارد خانه پروفسور می شوید یک اتاق وجود دارد که با ورود به آن تنها یک مرحله قابل بازیست و باقی مراحل هم با به پایان رساندن مرحله قبلی قابل دسترس می شوند . مراحل اولیه بازی تقریبا آسان و جهت آشنایی با قوانین فیزیکی بازی است ولی در مراحل بعدی بازی معماهای پیچیده تری را تجربه می کنید که بعضی اوقات بسیار سخت هستند و چندین دقیقه فقط باید به یک مرحله فکر کنید تا راه حل معما را پیدا کنید که در این بین گوی هایی نیز وجود دارند که پروفسور نباید با آنها برخورد کند . با پیشروی در بازی قابلیت ها و عناصر جدیدی در گیم پلی بازی مانند وارونگی سیاه و سفید پروفسور گنجانده می شود که در کنار مراحل و معماهای مختلف بازی مانع از تکراری و خسته کننده شدن گیم پلی بازی می شود .

 با پیشرفت در مراحل سختی نمودار سختی صعودی بازی را به عینه لمس می کنید ولی این سختی هیچ وقت باعث فراری دادن مخاطب و طاقت فرسا شدن بازی نمی شود . بیشتر مراحل بازی منطقی طراحی شده اند و با تفکر در مراحل می توان به راه حل پی برد ولی در تعدادی از مراحل فقط شیوه آزمون و خطا جواب می دهد که در کنار کنترل کمی خشک پروفسور که در بعضی اوقات از بازی روی اعصاب می رود ، یکی از نقاط ضعف بازی محسوب می شود .

در کنار این المان های گیم پلی بازی شما می توانید اگر به اشتباه یا برای آزمودن نتیجه ، کاری را انجام دادید ، می توانید با نگه داشتن B گیم پد یا کلید Space زمان را تا هر جایی که دلتان خواست به عقب برگردانید که در برخی مواقع این قابلیت بسیار مفید ظاهر می شود و مانع  Reset کردن چند باره مراحل می شود که مطمئنا اگر این عنصر در بازی وجود نداشت ، بعد از چند بار تکرار یک کار در هر مرحله و انجام دوباره آن باعث فراری دادن مخاطب میشود که این قابلیت به خوبی وظیفه خود را انجام می دهد .

چشم ، چشم ، دو ابرو

بدون شک بهترین قسمت بازی بخش گرافیک و طراحی هنری بازی است ، که حتی گیم پلی نوآورانه و خلاقانه بازی را در سایه خود قرار می دهد . مراحل بازی به طور کامل دستی و سیاه و سفید طراحی شده اند که بسیار مناسب حال و هوای بازی است و بعضی اوقات باید کنترل بازی را رها کرده و فقط به تماشای بازی و پس زمینه های زیبا و سیاه و سفید بازی بنشینیم .

شاید این نوع سبک طراحی هنری بازی برای عده ای از گیمر ها خوشایند نباشد و بعد از مدتی خسته کننده به نظر برسد ولی اگر The Bridge را بدون این نوع طراحی در نظر می گرفتیم شاید این قدر تاثیر گذار و موفق نبود و تقریبا یکی از دلایل موفقیت بازی همین طراحی هنری و حال و هوای خاص بازی است که خیلی ها از این نوع طراحی بسیار راضی بودند و عده اندکی آن را پس زدند . در کل گرافیک و طراحی هنری بازی بهترین بخش بازی است که در میان بازی های مستقل یک عنوان عالی محسوب می شود .

آرامش بدون رنگ ها

موسیقی و صدا گذاری بازی در خوبی ظاهر می شود و نه ضعیف عمل می کند و نه عال که در حد یک شاهکار باشد . در کل بازی چند موسیقی ملایم پخش می شود که به خوبی با حال و هوای بازی هم خوانی دارد و باعث این نمی شود که گیمر از فضای بازی فاصله بگیرد و این ترک ها به هیچ عنوان تکراری و آزار دهنده نمی شوند و کاملا همسو با طراحی خاص بازی است که نشان دهنده موفقیت سازنده ها در این بخش است .

زمین صاف نیست …

در کل The Bridge یک بازی مستقل خوب است که بعد از چندین بار نجات دنیا و کشتن آدم بد ها ، به عنوان یک زنگ تفریح خوب محسوب می شود که ممکن است سلول های خاکستری مغزتان را به چالش بکشد . این بازی 500 مگابایتی چیزهایی دارد که شاید در بازی 10 گیگی هم نتوانید پیدایش کنید .پس اگر با بازی های Braid  و Limbo یا بازی های مشابه این دو ارتباط خوبی برقرار کردید ، The Bridge  را به هیچ وجه از دست ندهید .

در آخر هم این نکته را عرض کنم که بازی فعلا برای رایانه های شخصی منتشر شده ولی با توجه به ساخت آن بوسیله XNA و ساپورت کردن از گیم پدهای Xbox 360 در رایانه های شخصی ، احتمال عرضه آن در آینده ای نه چندان دور بر روی شبکه Xbox Live  بسیار بالاست .

0
0

بیشتر بخوانید



نظرات

دیدگاهتان را بنویسید