لطفا گول نخورید! | ۱۰ دروغ بزرگ که باعث می‌شوند ۱۰ بازی فوق العاده را از دست بدهید – بخش دوم

۱۴ شهریور ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۰

دنیای بازی ها پر است از دروغ و اراجیف و حرف های مضحک که حتی منتقدین هم دیگر زیاد می گویند چه برسد به کاربران. حرف ها و نظرات افراد افراطی که خدا نکند با یک چیزی مشکل داشته باشند و دشمن شوند، دیگر تا ابد ذهن تک بعدیشان نمی تواند غیر از آن را قبول کند. مثال بارزش هم دشمنان بی منطق و کوته فکر یوبیسافت که چون فلان بازی این شرکت زمان عرضه باگ داشته است تا ابد دیگر هر بازی این شرکت را بدون این که جلدش را از نزدیک دیده باشند می کوبند (از نظر شخصی من اصلا لیاقت بازی های این شرکت را ندارند) و ذهن افراطی و کینه ای آنها نمی تواند دیگر چیزی غیر از این را قبول کند. همه ی ما بارها از این قبیل حرف ها و دروغ ها شنیده ایم که در مجامع بازی یک کلاغ و چهل کلاغ شده اند، هر کسی هم می رسد یک چیزی می گذارد رویش و می دهد دست بعدی تا نهایتا یک دروغ بزرگ درست شود که ذره ای هم با واقعیت همخوانی ندارد و خیلی وقت ها باعث می شود بسیاری از بازیبازان سراغ برخی بازی های عالی و جذاب نروند. امروز دقیقا دست گذاشته ام روی ۱۰ تا از این دروغ های بزرگ که در مورد ۱۰ بازی جذاب و باکیفیت یک کلاغ و چهل کلاغ شده اند و آن قدر دهان به دهان چرخیده اند که باعث شده اند از فلان بازی جذاب یک هیولا خلق شود که کلا غیر قابل بازی است و خیلی ها به همین خاطر سراغش نرفته اند. البته خب این مقاله نظر بنده است و شاید برخی از شما با این لیست موافق نباشید و یا شاید فکر کنید برخی از اینها دروغ نیستند. بالاخره نظر هر کسی محترم است ولی این مقاله ی من و نظر بنده است که مطالعه می فرمایید. پس اگر تا اینجا با من همراه بوده اید از شما دعوت می کنم که در ادامه ی مطلب قسمت دوم “۱۰ دروغ بزرگ که باعث می‌شوند ۱۰ بازی فوق العاده را از دست بدهید” با من و وبسایت گیمفا همراه باشید. امیدوارم که این مطلب باعث شود که شاید به سراغ برخی از این بازی ها که به خاطر این دروغ های بزرگ از دستشان داده اید بروید و یک تجربه خوب داشته باشید.


۱۰ – Batman Arkham Origins چون ساخته راک استدی نیست بازی خوبی نیست

Batman Arkham Origins یکی از آن بازی های مظلوم است. عنوانی که انگار اصلا از قبل عرضه محکوم به فنا بود. چرا؟ چون راک استدی خالق این سری دو تا از برترین بازی های بار قهرمانی تاریخ را ساخته بود و بازی دوم بازی سال شده بود و حالا قرار بود بازی بعدی را یک سازنده جدید بسازد. این خودش یعنی کار بازی تمام است و وای به روزی که از قبل عرضه بازی چنین جوی حاکم شود. بازی هایی که کلی قبل از عرضه همه از آن خوب می گویند آخرش بعد انتشار ناگهان نابود می شوند چه برسد به عنوانی که از همان قبل عرضه همه در مورد آن غر می زنند! این دقیقا برای Batman Arkham Origins صدق می کرد و سازندگان این نسخه در شعبه مونترال برادران وارنر واقعا کار سختی داشتند که بخواهند همه را راضی کنند ولی تازه با این حال یک بازی واقعا خوب و باکیفیت دادند که الحق و والانصاف در برخی جنبه ها از نسخه سوم ۳ گانه راک استدی هم برتر بود، ولی خب چون کلیت جو حول و هوش بازی از همان قبل عرضه خوب نبود، این بازی از نظر بازخوردها اصلا در نزدیکی های دو شاهکار اول عمل نکرد. اما یک نکته که برخی فراموش کردند این بود که  Batman Arkham Origins هنوز هم به معنای واقعی کلمه یک بازی عالی و فوق العاده است و خیلی بی انصافی است که چون فقط راک استدی آن را نساخت دیگر همه چیز را بر سر بازی خراب کنیم.

اتفاقات این نسخه، ۵ سال قبل از وقایع بازی آرکام اسایلوم (۲۰۰۹) یعنی در سال ۲۰۰۴ به وقتع می پیوست و شاهد یک بتمن جوان تر و کم تجربه تر بودیم. زمانی که بلک ماسک برای کشتن او یک جایزه می گذارد، ۸ تن از خطرناک ترین و وحشی ترین تبهکاران مثل جوکر و Anarky را به گاتهام می کشاند، آن هم در عصر کریسمس. بتمن باید به دنبال گیر انداختن و اجرا کردن عدالت برای بلک ماسک باشد در حالی که هم باید از پلیس فرار کند و هم از ۸ تبهکار دیوانه که تشنه به خونش هستند. گیم پلی بازی همچنان بر پایه مبارزات نزدیک و ضد حمله، مخفی کاری، استفاده از گجت های بتمن و دید کارآگاهی بود و شما می توانستید آزادانه در گاتهام گشت و گذار و اکتشاف کنید. در این بازی برای قابلیت کارآگاهی بتمن حالتی معرفی شد که در آن بتمن می تواند به صورت مجازی صحنه ها را بازسازی کند و صحنه های جرم را موشکافانه تر بررسی کند که اتفاقا خیلی هم قابلیت جذابی است و این هم یکی از دلایلی است که می گویم این بازی حقش بیشتر بود زیرا برخی موارد جدید را هم به بازی اضافه کرده بود و همچنین تعامل با بتمن جوان تر و بی کله تر واقعا جذاب بود. همچنین برای اولین بار در این سری حالت چند نفره در بازی بود که در آن می توانستید در نبرد دو گنگ متعلق به جوکر و Bane شرکت کنید

بازی Batman Arkham Origins که کار ساخت و توسعه آن را WB Games Montréal برعهده داشت، عنوانی در سبک اکشن ماجرایی سوم شخص محسوب می شود که در تاریخ ۲۵ اکتبر ۲۰۱۳، شرکت Warner Bros. Interactive Entertainment آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۲۶۰، رایانه های شخصی و همینطور Wii U منتشر کرد. اتفاقات این نسخه، ۵ سال قبل از وقایع بازی آرکام اسایلوم (۲۰۰۹) یعنی در سال ۲۰۰۴ به وقوع می پیوست و شاهد یک بتمن جوان تر و کم تجربه تر بودیم. زمانی که بلک ماسک برای کشتن او یک جایزه می گذارد، ۸ تن از خطرناک ترین و وحشی ترین تبهکاران مثل جوکر و Anarky را به گاتهام می کشاند، آن هم در عصر کریسمس. بتمن باید به دنبال گیر انداختن و اجرا کردن عدالت برای بلک ماسک باشد در حالی که هم باید از پلیس فرار کند و هم از ۸ تبهکار دیوانه که تشنه به خونش هستند. گیم پلی بازی همچنان بر پایه مبارزات نزدیک و ضد حمله، مخفی کاری، استفاده از گجت های بتمن و دید کارآگاهی بود و شما می توانستید آزادانه در گاتهام گشت و گذار و اکتشاف کنید.

Batman Arkham Origins یکی از آن بازی های مظلوم است. عنوانی که انگار اصلا از قبل عرضه محکوم به فنا بود. چرا؟ چون راک استدی خالق این سری دو تا از برترین بازی های بار قهرمانی تاریخ را ساخته بود و بازی دوم بازی سال شده بود و حالا قرار بود بازی بعدی را یک سازنده جدید بسازد. این خودش یعنی کار بازی تمام است و وای به روزی که از قبل عرضه بازی چنین جوی حاکم شود. بازی هایی که کلی قبل از عرضه همه از آن خوب می گویند آخرش بعد انتشار ناگهان نابود می شوند چه برسد به عنوانی که از همان قبل عرضه همه در مورد آن غر می زنند! این دقیقا برای Batman Arkham Origins صدق می کرد و سازندگان این نسخه در شعبه مونترال برادران وارنر واقعا کار سختی داشتند که بخواهند همه را راضی کنند ولی تازه با این حال یک بازی واقعا خوب و باکیفیت دادند که الحق و والانصاف در برخی جنبه ها از نسخه سوم ۳ گانه راک استدی هم برتر بود، ولی خب چون کلیت جو حول و هوش بازی از همان قبل عرضه خوب نبود، این بازی از نظر بازخوردها اصلا در نزدیکی های دو شاهکار اول عمل نکرد. اما یک نکته که برخی فراموش کردند این بود که  Batman Arkham Origins هنوز هم به معنای واقعی کلمه یک بازی عالی و فوق العاده است و خیلی بی انصافی است که چون فقط راک استدی آن را نساخت دیگر همه چیز را بر سر بازی خراب کنیم

در این بازی برای قابلیت کارآگاهی بتمن حالتی معرفی شد که در آن بتمن می تواند به صورت مجازی صحنه ها را بازسازی کند و صحنه های جرم را موشکافانه تر بررسی کند که اتفاقا خیلی هم قابلیت جذابی است و این هم یکی از دلایلی است که می گویم این بازی حقش بیشتر بود زیرا برخی موارد جدید را هم به بازی اضافه کرده بود و همچنین تعامل با بتمن جوان تر و بی کله تر واقعا جذاب بود. همچنین برای اولین بار در این سری حالت چند نفره در بازی بود که در آن می توانستید در نبرد دو گنگ متعلق به جوکر و Bane شرکت کنید. Batman Arkham Origins بعد از انتشار از لحاظ بازخوردهای منتقدین و طرفداران با این که تقریبا موفق عمل کرد ولی نتوانست تا بازخوردهایی بی نظیر و شاهکار مثل دو بازی قبلی راک استدی  کسب کند و امتیازات آن در بهترین حالت نهایتا منجر به کسب امتیاز متای ۷۶/۱۰۰ گردید که وقتی آن را با ۹۶ مقایسه کنید نشان از شکست دارد. اما موضوع اینجاست که Batman Arkham Origins با این که در سطح و اندازه های اسایلوم و سیتی نیست، اما یک بازی ۷۶ هم نیست و اتفاقا یک عنوان ابرقهرمانی جذاب و با کیفیت است ولی مقایسه مداوم با دو شاهکار قبلی کار دستش داد و در نهایت باعث به وجود آمدن جوی شد که این طور به بازیباز القا می کرد که سراغ این بازی نرود زیرا بازی خوبی نیست. این یک دروغ بزرگ است.

۹ – Shadow of the Tomb Raider از دو نسخه قبلی ضعیف تر است

 بازی Shadow of the Tomb Raider لااقل از نظر نمرات مثل بازی قبلی نبود و وقتی این بازی را به صورت کامل و ۱۰۰ درصد به پایان رساندم بیشتر از قبل خوشحال شدم که ذره ای برایم مهم نیست که چقدر به فلان بازی بد و بیراه بگویند چون اصلا ربطی ندارد که آن بازی فوق العاده نباشد. اگر یک چیز را بدانم این است که متا در سال های اخیر بدجوری شخصی و غرض ورزانه و.. شده است. Tomb Raider یکی از بزرگترین فرنچایزها در تاریخ بازی های رایانه ای و لارا کرافت نیز محبوبترین شخصیت مونثی است که تاکنون این هنر و این صنعت به خود دیده است. بسیاری از ما بازیبازان قدیمی تر با عناوین اولیه و بی نظیر این سری محبوب بزرگ شده ایم و ساعت ها، هفته ها، ماه ها و سال ها را پای آن صرف کرده ایم. پس از موفقیت نسخه اول ریبوت تومب ریدر و بعد از مدتی سازندگان بازی نسخه دوم این فرنچایز را برای کنسول های نسل هشتم و رایانه های شخصی و ایکس باکس ۳۶۰ با نام Rise of the Tomb Raider معرفی و منتشر کردند. عنوان Rise of the Tomb Raider نیز توانست تا به مانند نسخه قبلی یک بازی فوق العاده عالی و یک تجربه بی نظیر را برای بازیبازان به ارمغان بیاورد. قطعا می دانستیم که پای نسخه سومی هم در میان خواهد بود و این نسخه سوم چیزی نبود جز Shadow of the Tomb Raider.

بازی Shadow of the Tomb Raider لااقل از نظر نمرات مثل بازی قبلی نبود و وقتی این بازی را به صورت کامل و ۱۰۰ درصد به پایان رساندم بیشتر از قبل خوشحال شدم که ذره ای برایم مهم نیست که چقدر به فلان بازی بد و بیراه بگویند چون اصلا ربطی ندارد که آن بازی فوق العاده نباشد

این عنوان که در ژانر اکشن ماجرایی قرار دارد توسط استودیو Eidos Montréal ساخته شد و کمپانی اسکوئر انیکس در سال ۲۰۱۸ آن را برای پلتفرم های Playsastion 4 ,Xbox One و PC منتشر نمود. Shadow of the Tomb Raider بعد از انتشار از لحاظ بازخوردهای منتقدین و طرفداران با این که تقریبا موفق عمل کرد ولی نتوانست تا بازخوردهایی بی نظیر مثل عناوین قبلی این سری کسب کند را و امتیازات آن در بهترین حالت نهایتا منجر به کسب امتیاز متای ۸۲/۱۰۰ گردید که شاید برای بازی های دیگر عالی باشد ولی برای نام بزرگ تومب ریدر و با توجه به نسخه های قبلی آن زیاد موفقیت آمیز نبود. عنوان Shadow of the Tomb Raider نیز به مانند دو بازی قبلی که یکی از برترین گرافیک ها و جلوه های بصری را داشتند، یکی از برترین و چشم نواز ترین عناوین نسل هشتم تا کنون محسوب می گردد و واقعا دنیای بازی زیباست. بازی علاوه بر گرافیک فنی قدرتمند که باعث اجرای روان و بدون مشکل، عدم وجود باگ، فریم ریت ثابت و … شده اند در زمینه گرافیک هنری نیز در سطح فوق العاده بالایی عمل می کند.

از نظر گیم پلی بازی Shadow of the Tomb Raider یکی از برترین اکشن ماجرایی های نسل است و شاید از دو بازی قبلی خود امتیازات کمتری گرفت ولی این به خاطر عدم تغییر نسبت به آن ها بود ولی باز هم از نظر گیم پلی اگر حتی مثل دو بازی قبلش هم باشد قطعا یکی از برترین هاست زیرا دو نسخه قبلی واقعا معرکه بودند و تازه این بازی باز هم گسترده تر و عظیم تر از آن هاست. اگر به این سری علاقه دارید و بازی ها اول و دوم را دوست داشته اید مطمئن باشید که ذره ای هم از تجربه ی Shadow of the Tomb Raider پشیمان نخواهید شد و اصلا گول این دروغ را نخورید که Shadow of the Tomb Raider از دو بازی قبلی اش ضعیف تر است زیر در بدترین حالت باید بگویم دقیقا مثل آنهاست و با همان کیفیت

واقعا در بازی شاهد یکی از چشم نوازترین و زیباترین دنیاهایی هستیم که بازی های رایانه ای تاکنون به خود دیده است و همچنین یکی از برترین بازی ها از لحاظ گرافیکی در نسل هشتم. کیفیت بافت ها و تکسچرها در این عنوان شگفت انگیز است. خلق دنیایی بی نظیر و وسیع با تنوع محیط های مختلف و آب و هوای مختلف از جنگلی گرفته تا کوهستانی و…، باعث شده تا بازی جلوه خاص و بی نظیری بیابد. از نظر گیم پلی نیز بازی Shadow of the Tomb Raider یکی از برترین اکشن ماجرایی های نسل است و شاید از دو بازی قبلی خود امتیازات کمتری گرفت ولی این به خاطر عدم تغییر نسبت به آن ها بود ولی باز هم از نظر گیم پلی اگر حتی مثل دو بازی قبلش هم باشد قطعا یکی از برترین هاست زیرا دو نسخه قبلی واقعا معرکه بودند و تازه این بازی باز هم گسترده تر و عظیم تر از آن هاست. اگر به این سری علاقه دارید و بازی ها اول و دوم را دوست داشته اید مطمئن باشید که ذره ای هم از تجربه ی Shadow of the Tomb Raider پشیمان نخواهید شد و اصلا گول این دروغ را نخورید که Shadow of the Tomb Raider از دو بازی قبلی اش ضعیف تر است زیر در بدترین حالت باید بگویم دقیقا مثل آنهاست و با همان کیفیت. امیدوارم بعد از این ۳ گانه باز هم شاهد عناوین جدید این سری باشیم.

۸ – Lords of the Fallen ارزش تجربه کردن ندارد

بالاخره نمی شود که من مقاله ای در مورد دروغ های صنعت گیم بنویسم و به یکی از بزرگترین دروغ هایی که در زندگیم دیده ام اشاره نکنم. باور کنید که یکی از عجیب ترین، بی معنی ترین و ناحق ترین امتیاز متا در تاریخ بازی های رایانه ای “از نظر بنده” مربوط به این بازی است و خوشبختانه لااقل در گیمفا باعث شدیم خیلی از شما عزیزان سراغش بروید و کیف کنید! این صحیح نیست که عنوانی خوب و زیبا بیش از حد سختگیرانه و متفاوت با دیگر بازی‌ها نقد شود و به دلایل نه چندان حرفه ‎ای یا به دلیل این که مثلا سازندگان آن بازی‎ های بزرگی در آن سبک نساخته ‎اند و نامشان چندان پرآوازه نیست، امتیاز آن کسر گردد. Lords of the Fallen عنوانیست در ژانر اکشن نقش آفرینی که توسط Deck13 Interactive و CI Games ساخته شد و در سال ۲۰۱۴ توسط کمپانی های CI Games ,Square Enix و Ubisoft برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One و Microsoft Windows منتشر گردید. بعد از سال‌ها تجربه بازی کردن عناوین مختلف مخصوصا نقش‌آفرینی خود را در جایگاهی می‌بینم که لااقل بتوانم بگویم کدام عنوان ضعیف و کدام بازی قوی است و باور کنید که صمیمانه و بدون تعصب می‌گویم که Lords of the Fallen بدون هر گونه اغراق، یکی از برترین نقش ‎آفرینی‌ هایی است که در نسل هشتم عرضه شده است و با گرافیک فنی و هنری عالی، گیم ‎پلی استوار و محکم، سیستم پاداش و جزای ریسکی، مبارزات کاملا جذاب، زره‌ها و تجهیزات بی ‎نظیر و درجه سختی نسبتا بالا، موفق می‌شود تا کاملا شما را جذب و پای بازی میخکوب کند. تا به امروز در هیچ عنوان نقش‌آفرینی از برترین‌ ها تا ضعیف‌ ترین‌ ها، زره ها و تجهیزاتی با ابهت ‎تر، زیباتر و جذاب ‎تر از زره‎ های Lords of the Fallen ندیده‎ ام. باور کنید که در بازی به قدری محو زره های زیبای آن می‌ شوید که هر چند دقیقه یک بار آن ها را عوض می ‎کنید تا از تنوع آن‎ ها لذت ببرید.

بالاخره نمی شود که من مقاله ای در مورد دروغ های صنعت گیم بنویسم و به یکی از بزرگترین دروغ هایی که در زندگیم دیده ام اشاره نکنم. باور کنید که یکی از عجیب ترین، بی معنی ترین و ناحق ترین امتیاز متا در تاریخ بازی های رایانه ای “از نظر بنده” مربوط به این بازی است و خوشبختانه لااقل در گیمفا باعث شدیم خیلی از شما عزیزان سراغش بروید و کیف کنید! این صحیح نیست که عنوانی خوب و زیبا بیش از حد سختگیرانه و متفاوت با دیگر بازی‌ها نقد شود و به دلایل نه چندان حرفهای یا به دلیل این که مثلا سازندگان آن بازیهای بزرگی در آن سبک نساخته اند و نامشان چندان پرآوازه نیست، امتیاز آن کسر گردد

بازی حتی در بخش گرافیک و داستان و گیم پلی نیز کاملا موفق عمل کرده است و نکاتی دارد که واقعا تجربه آن را لذتبخش می کند. Lords of the Fallen در بخش گیم پلی حتی یکی از المان های اصلی سری سولز را نیز ارتقا داده است و آن را جذاب تر کرده و بازیباز را بیشتر به فکر وا می دارد. آن ها در بازی خود سیستم پاداش و جزایی را قرار داده‌اند که حمل کردن یا نکردن روح‌ ها با خودتان را برای شما تبدیل به یک دغدغه کنند. در بازی دارک سولز شما می‌دانید که اصلا نباید مقدار زیادی روح با خود حمل کنید و این اشتباه است، ولی در Lords of the Fallen علاوه بر این، می‌دانید که هر چقدر روح بیشتری همراهتان باشد هنگام مبارزات با دشمنان روح‌ های بسیار بیشتری را کسب می‌کنید و مثلا وقتی که مقدار زیادی از روح‌ ها همراهتان است شاید یک دشمن وقتی کشته می ‎شود دو یا ۳ برابر بیشتر به شما روح می ‎دهد و این برای شما تبدیل به یک چالش می ‎شود که آیا سریع روح‌ ها را خرج کنید و یا آن‎ ها را هنگام مبارزات همراه خود ببرید و کلی روح بیشتر بگیرید که این سیستم پاداش و جزا بازی را بسیار جذاب می ‎کند. Lords of the Fallen بعد از انتشار با امتیاز متای ۶۸/۱۰۰ به کار خود پایان داد تا یکی از عجیب ترین امتیازهای متای تاریخ در مورد یک بازی عالی رقم بخورد اما این امتیاز هرگز نمی تواند ناقض این باشد که Lords of the Fallen  یک انتخاب عالی برای دوستداران اکشن نقش آفرینی های چالش برانگیز است. بازی با مکانیک ‎ها و تغییراتی که به خود دیده کاملا از زیر سایه وسیع و نام بزرگ سولز بیرون می آید و انگ تقلیدی بودن به آن نمی چسبد. واقعا از این سازنده انتظار ساخت عنوانی با کیفیت Lords of the Fallen را نداشتیم و به عقیده من بسیاری از نقدها و نمرات متوسطی که به این عنوان تعلق گرفت به دلیل همین نام سازنده آن بود که نام بزرگی نبود و خیلی ‌ها انتظار چنین عنوان قدرتمندی را از آن نداشتند و شاید بدون تجربه کردن کامل آن، بر آن تاختند و بیهوده از آن امتیاز کم کردند در حالی که این رفتار کاملا ناعادلانه بود و معتقدم که اگر در جلوی نام سازنده Lords of the Fallen اسم‌هایی مثل فرام‌ سافتور یا بایوویر و … بود توجه بسیار بیشتری به آن می‌کردند و بازی تبدیل به یک عنوان تحسین شده می‌شد.

اوضاع در صنعت گیم انگار برعکس است، البته برعکس که چه عرض کنم، زیرا تقریبا در همه دنیا و همه حوزه ها همین بی عدالتی و چربیدن قدرت و پول بر ضعیف تر ها وجود دارد. Lords of the Fallen عنوانی است که بعد از ۴ بار بازی کردن آن و انجام محتوای الحاقی اش هنوز که هنوز است متوجه نشده ام که چرا این بازی چندان مورد اقبال منتقدان قرار نگرفت و واقعا چه ایراد بزرگی داشت که در حد ۶۸ باشد؟ این بازی نه تنها ارزش تجربه کردن دارد بلکه یکی از بهترین های این سبک در نسل هشتم است.

در حالی که به نظر من وقتی استودیویی ناشناخته با کارنامه ‎ای نه چندان پربار، یک عنوان بسیار زیبا و جذاب می‌سازد بایستی خیلی بیشتر به آن توجه کرد و به ویژه منتقدان و مراجع گیمی مختلف در دنیا باید بیشتر به آن بپردازند و به سازندگان این نوید را بدهند که راه درستی را پیش گرفته‌اند و با رفع برخی مشکلات بازی که ناشی از کم‌تجربگی است، می‌توانند در ادامه عناوین بسیار بهتری بسازند و خیلی موفق‌تر عمل کنند. اما در عمل می بینیم که مثلا در مورد بازی Lords of the Fallen عکس این قضیه اتفاق می‌افتد و منتقدان با بازی بسیار سختگیرانه‌تر از عناوین شرکت‌های بزرگ و خوش‌نام برخورد می‌کنند و مواردی را که در بازی‎ های اسم و رسم دار گاهی نادیده می‌گیرند، به شدیدترین شکل در عناوینی که سازندگانش کمی کوچکتر و کم آوازه‌تر هستند، لحاظ می‌کنند و از بازی امتیاز کم می‌کنند. باید بگویم کمترین لیاقتی که بازی Lords of the Fallen دارد این است که جای اعداد امتیاز متای آن برعکس شوند، زیرا که این کمترین حقی است که این اکشن نقش آفرینی زیبا و قدرتمند دارد. اوضاع در صنعت گیم انگار برعکس است، البته برعکس که چه عرض کنم، زیرا تقریبا در همه دنیا و همه حوزه ها همین بی عدالتی و چربیدن قدرت و پول بر ضعیف تر ها وجود دارد. Lords of the Fallen عنوانی است که بعد از ۴ بار بازی کردن آن و انجام محتوای الحاقی ‎اش هنوز که هنوز است متوجه نشده ‎ام که چرا این بازی چندان مورد اقبال منتقدان قرار نگرفت و واقعا چه ایراد بزرگی داشت که در حد ۶۸ باشد؟ این بازی نه تنها ارزش تجربه کردن دارد بلکه یکی از بهترین های این سبک در نسل هشتم است.

۷ – Deus Ex Mankind Divided از عنوان Human Revolution ضعیف تر است

این که در مورد یک بازی با متای ۸۴ بگوییم انتظار ما بیشتر بود، این فقط یک معنی دارد. با عجب فرنچایز خفن و قدرتمندی روبرو هستیم که متای ۸۴ هم برایش کم است. ولی متاسفانه برخی این حرف را بد برداشت کردند و فکر کردند اگر کسی می گوید انتظار از Deus Ex: Mankind Divided بیشتر بود یعنی این که این بازی عنوان زیاد خوبی نبوده است و این دقیقا پایه ریزی برای دروغی است که خیلی ها راحت می گویند، یعنی “Deus Ex Mankind Divided از عنوان Human Revolution ضعیف تر است”. نه نه نه! اصلا! این بازی از بازی قبلی در همه مقیاس ها برتر است فقط انتظار برخی این بود که با توجه به یک نسل جلو آمدن، این برتر بودن خیلی خیلی بیشتر باشد وگرنه لحظه ای شک نکنید که Deus Ex: Mankind Divided به معنای واقعی یک نقش آفرینی فوق العاده است. سری نقش آفرینی Deus Ex در سل ۲۰۰۰ برای اولین بار با عنوانی به همین نام پای به دنیای بازی های رایانه ای گذاشت و اتفاقا مورد توجه بازیبازان و منتقدان نیز قرار گرفت اما بعد از این نسخه، بازی چندین سال به سکوت رفت تا این که نسخه بعدی آن با نام Deus Ex: Human Revolution در نسل هفتم عرضه گردید و باز هم بسیار بسیار موفق عمل کرد. سپس در نسل هشتم نوبت به نسخه جدید این سری رسید که Deus Ex: Mankind Divided نام گرفت. عنوان  Deus Ex: Mankind Divided دنباله ‎ای مستقیم بر عنوان بی ‎نظیر Deus Ex: Human Revolution بود. عنوانی که در نسل هفتم باعث شد این سری روز به روز در دنیا و بین گیمرهای نسل جدید که با عنوان اول Deus Ex آشنایی نداشتند محبوب و محبوب‎ تر شود. بازی Deus Ex: Mankind Divided که کار ساخت و توسعه آن را Eidos Montréal برعهده داشت، عنوانی در سبک اکشن نقش آفرینی اول شخص محسوب می شود که در تاریخ ۲۳ آگوست ۲۰۱۶، شرکت Square Enix آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد. یکی از موضوعاتی که در سال‌های اخیر زیاد آن را می بینیم و به آن پرداخته می شود مسئله ارتقا یافتن فیزیکی و حتی ذهنی انسان ها به وسیله تکنولوژی است که از زیر شاخه های همان موضوع “جنگ تکنولوژی در برابر انسان” است و بسیار ذهن ها را به خود درگیر کرده است که اگر تعدادی از انسان ها و مثلا نیروهای نظامی و ارتشی ارتقا یابند و دستکاری شوند و ابر سربازها و … خلق شوند چه رخ خواهد داد. شاید در ابتدا به عنوان نیت دفاع از کشور و … مطرح شوند اما در نهایت صدمات جبران ناپذیری به جامعه و شاکله خانواده ها خواهد زد. به هر حال همان ابر سربازها باید با تمام مشکلاتی که ناشی از دستکاری شدن و ارتقا یافتن فیزیکی و ذهنی به آن دچار شده اند به خانواده خود بر گردند و در میان مردم عادی زندگی کنند. آیا دیگر کسی به آن ها به چشم یک انسان نگاه خواهد کرد یا یک ماشین؟ آیا آنها می توانند دوباره آغوش گرم خانواده خود را داشته باشند؟ هزاران اما و اگر دیگر نیز مطرح است که اگر بخواهیم خودمان را گول نزنیم می دانیم که جواب آنها همه منفی است و این قبیل موارد به پایان های خوشی ختم نخواهند شد.

این که در مورد یک بازی با متای ۸۴ بگوییم انتظار ما بیشتر بود، این فقط یک معنی دارد. با عجب فرنچایز خفن و قدرتمندی روبرو هستیم که متای ۸۴ هم برایش کم است. ولی متاسفانه برخی این حرف را بد برداشت کردند و فکر کردند اگر کسی می گوید انتظار از Deus Ex: Mankind Divided بیشتر بود یعنی این که این بازی عنوان زیاد خوبی نبوده است و این دقیقا پایه ریزی برای دروغی است که خیلی ها راحت می گویند، یعنی “Deus Ex Mankind Divided از عنوان Human Revolution ضعیف تر است”. نه نه نه! اصلا! این بازی از بازی قبلی در همه مقیاس ها برتر است فقط انتظار برخی این بود که با توجه به یک نسل جلو آمدن، این برتر بودن خیلی خیلی بیشتر باشد وگرنه لحظه ای شک نکنید که Deus Ex: Mankind Divided به معنای واقعی یک نقش آفرینی فوق العاده است

سری عناوین زییا و محبوب Deus Ex نیز همواره به بهترین شکل به کنکاش در این موضوع از طریق یک بازی رایانه‌ای پرداخته است و با اضافه کردن انتخاب های مختلف به این شرایط، کاری کرده است تا به فکر فرو رویم و کمی به معنای انسان بودن فکر کنیم. وقتی تمام این موضوعات را کنار هم می گذاریم به نتیجه ای جالب و حتی ساده می رسیم؛ انتخاب های ما است که این شرایط و چگونگی رقم خوردن آن ها را تعیین می کند. هیچ چیز کامل نیست و همه چیز از قانون نسبیت پیروی می کند. یعنی یک انسان ارتقا یافته ممکن است تصمیماتی خوب بگیرد و این موضوع را در نظر کسانی که این روی مسئله را می بینند خوب جلوه دهد و یا از قدرت خود برای آزار مردم استفاده کند و کسانی که این سمت موضوع را می بینند بر ضد آن شوند اما باید دید که احتمال وقوع کدام مورد بیشتر است. در سری Deus Ex که مشخص است انتخاب های منفی و استفاده غلط از این قدرت ها خیلی بیشتر رواج می یابد و احتمال بدبختی خیلی بیشتر از پایان خوش است که البته درست نیز به نظر می رسد. ما انسان ها آماده نابود کردن و ضربه زدن به خودمان هستیم و توانایی گرفتن تصمیمات بد را خیلی بیشتر از تصمیمات درست داریم. اما در نهایت یک موضوع ثابت است؛ ما و انتخاب های ما تمام این شرایط را می سازند. خود انسان و انتخاب هایش است که باعث بدبختی و حتی نابودی وی خواهد شد. در Mankind Divided بار دیگر کنترل Adam Jensen را به دست گرفته و در قالبی نقش ‎آفرینی با ترکیبی از زاویه دید اول شخص و سوم شخص بازی می کنید. در این عنوان هم بار دیگر ارتقاها (که در این بازی نامشان augmentation است) نقش بسیار مهمی را در گیم پلی به مانند نسخه قبل ایفا می ‎کنند و البته نقش مهمی را هم در داستان بازی دارند زیرا مردم بسیار با این ارتقاها که بر روی بدن انسان سوار می ‎شوند مخالفند و اعتقاد دارند که این‎ ها انسانیت را از بین می ‎برند. Deus Ex: Mankind Divided  یک تجربه نقش آفرینی فوق العاده جذاب و خاص در دنیایی است که هر بار که از بازی خارج می شوید در یاد شما می ماند و به آن فکر می کنید تا مجددا وارد بازی شوید.

Eidos دنیایی بسیار متنوع و جذاب خلق کرد با انواع و اقسام فعالیت های مختلف و آزادی بی نظیر در روش انجام آن‌ها؛ هر کدام از این فعالیت‌ها را که انجام دهید، بازی با پاداش هایی عالی از امتیاز تجربه گرفته تا ایستر اگ و آیتم های مختلف از شما قدردانی می کند و باعث پیشرفت هر چه بیشتر و سریع تر شما می شود. هر طور که قصد داشته باشید تا بازی را پیش ببرید، Deus Ex: Mankind Divided بسیار لذت بخش و عالی است. سیستم گان پلی جذاب و محکم بازی و مخفی کاری عالی آن به همراه مینی گیم های جذاب هک کردن و برخی مکانیک های جالب مکالمات بازی را بسیار سرگرم کننده و لذت بخش کرده اند. همان طور که در ابتدا هم خدمت شما عرض کردم  لحظه ای شک نکنید که Deus Ex: Mankind Divided به معنای واقعی یک نقش آفرینی فوق العاده است.

زیبایی ترسناک، فریبندگی بی اندازه، چشم اندازی از یک پاد آرمان شهر، تجربه ای بسیار قانع کننده، ساختار و زیربنای محکم، داستان و روایت بی نقص؛ اینها همه و همه در Deus Ex: Mankind Divided جای گرفته اند و قطعا از آزادی عمل بی نظیر آن هیجان زده خواهید شد. این بازی به واسطه تنوع بسیار بالایی که برای تمام کردن ماموریت ها به روش های مختلف در اختیار بازیبازان قرار می داد، موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای خوبی را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای خوب ۸۴/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد. البته با وجود این موفقیت، باز هم قبل از انتشار، انتظار از این بازی بیشتر بود زیرا نسخه قبلی در نسل هفتم امتیاز متای ۹۱ را کسب کرده بود و دلیل این که نسخه جدید امتیازی کمتر را کسب کرد، شباهت بسیار زیاد آن به بازی نسل قبلی بود. درست است که Mankind Divided بسیار شبیه به نسخه Human Revolution است اما بازی قبلی به قدری عالی و پرطرفدار و کم ایراد بود که واقعا نیازی به تغییرات خاصی نداشت و تنها باید کمی نسل هشتمی می شد که آن هم صورت گرفته است. Eidos دنیایی بسیار متنوع و جذاب خلق کرد با انواع و اقسام فعالیت های مختلف و آزادی بی نظیر در روش انجام آن‌ها؛ هر کدام از این فعالیت‌ها را که انجام دهید، بازی با پاداش هایی عالی از امتیاز تجربه گرفته تا ایستر اگ و آیتم های مختلف از شما قدردانی می کند و باعث پیشرفت هر چه بیشتر و سریع تر شما می شود. هر طور که قصد داشته باشید تا بازی را پیش ببرید، Deus Ex: Mankind Divided بسیار لذت بخش و عالی است. سیستم گان پلی جذاب و محکم بازی و مخفی کاری عالی آن به همراه مینی گیم های جذاب هک کردن و برخی مکانیک های جالب مکالمات بازی را بسیار سرگرم کننده و لذت بخش کرده اند. همان طور که در ابتدا هم خدمت شما عرض کردم  لحظه ای شک نکنید که Deus Ex: Mankind Divided به معنای واقعی یک نقش آفرینی فوق العاده است.

۶ – Dead Space 3 ارزش تجربه کردن ندارد

شرم بر کسانی که آن قدر در مورد Dead Space 3 بد و بیراه گفتند و نمرات عجیب و غریب دادند و بازی را کوبیدند و باعث شدند کسی بازی را نخرد و نهایتا استودیوی بی نظیری مثل ویسرال گیمز تعطیل شود و عناوینی مثل دانته اینفرنو و دد اسپیس به خاک سپرده شوند. همان طور که همیشه گفته ام، جدا از گندکاری های استاروارز بتلفرانت ۲ و لوت باکس و… برای من بدترین کار الکترونیک آرتز، تعطیل کردن ویسرال گیمز بود که با هر ۴ بازی ساخته آن کلی خاطره خوب دارم. زمانی که صنعت بازی در عطش یک وحشت بقای بی نظیر می سوخت، ویسرال گیمز فرنچایزی را خلق کرد که بی شک در کنار بزرگترین فرنچایزهای وحشت بقای تاریخ در کنار بزرگانی چون رزیدنت اویل و سایلنت هیل قرار می گیرد. فرنچایزی خوفناک و بسیار خوش ساخت به نام Dead Space که دوباره علاقمندان وحشت بقا را زنده کرد و جانی دوباره به این ژانر بخشید و با چندین تفنگ، وقتی صدای برخی دشمنان مخوفش به نام نکرومورف ها را می شنیدیم دلمان می خواست برویم زیر تخت قایم شویم! Dead Space باعث شد علاقمندان و طرفداران سبک وحشت بقا بعد از مدت‌های طولانی رنج بردن از نبود یک بازی خوب در این سبک، با این عنوان بی نظیر دلی از عزا در بیاورند و غرق در وحشت ناب و تلاش برای بقا شوند. بازی اول این فرنچایز که در سال ۲۰۰۸ منتشر گردید، موفقیت فوق العاده ای را کسب کرد و بازخوردهای مثبتی را چه از سوی منتقدان و چه بازیبازان دریافت نمود و متای ۸۹ را به خودش اختصاص داد که یک افتخار بی نظیر برای یک آی پی جدید به شمار می رفت.

Dead Space 3 با این که از دو بازی شاهکار نخست ضعیف تر بود ولی اصلا و ابدا نه در حد بازخوردهای بی رحمانه ای که دریافت نمود. به شخصه دو بار این عنوان را به پایان رساندم و لذت بسیار بسیار زیادی را از آن بردم. بیشتر منتقدان به وجود بخش کواپ گیر داده بودند و می گفتند که این بازی باید فقط حس تنهایی داشته باشد و… ولی بعدا دیدیم در سری رزیدنت اویل هم کوآپ گذاشتند و کسی هم ایراد خاصی نگرفت در حدی که به دد اسپیس ۳ گیر دادند. در هر حال به خاطر این موارد بود که با بازی Dead Space 3 از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود رفتار نشد و با بی رحمی منتقدین، نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۷۶/۱۰۰ به کار خود پایان داد که قطعا این متا در دنیای امروز که بازیبازها به طور عجیب و غریبی چشمشان به متا است، در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بود و حتی شاید دلیل اصلی تعطیل شدن استودیو ویسرال گیمز توسط الکترونیک آرتز و ادامه نیافتن این سری نیز همین بازخوردهای نسخه سوم Dead Space بود. در هر صورت درست است که این بازی بین ۳ گانه ی این سری ضعیف ترین است اما هنوز هم یک وحشت بقای فوق العاده و معرکه است که خیلی اشتباه کرده اید اگر با وجود علاقه به این سبک آن را به خاطر بازخوردهای چند نفر دیگر بازی نکنید

موفقیت بازی اول سبب شد تا  نسخه دوم بازی نیز ساخته شود که بدون شک برترین نسخه این ۳ گانه نیز هست. سپس نوبت به تکمیل ۳ گانه رسید و به این شکل بود که بازی Dead Space 3 در ژانر  وحشت بقا و شوتر سوم شخص که توسط استودیو فقید و دوست داشتنی Visceral Games ساخته شد، در سال ۲۰۱۳ توسط کمپانی Electronic Arts برای پلتفرم های PlayStation 3, Xbox 360 و Microsoft Windows منتشر گردید. داستان نسخه سوم با یک سکانس جذاب در سیاره تماما برفی Tau Volantis در سال ۲۳۱۴ آغاز می شود و شاهد هستیم که یک سری از سربازان (S.C.A.F.) یا Sovereign Colonies Armed Force در این سیاره به دنبال یافتن یک کدکس برای Dr. Earl Serrano هستند و طی اتفاقاتی که رخ می دهد و کدکس را پیدا می کنند، همه کشته می شوند و نفر آخر هم یک نفر دیگری که زنده مانده را می کشد و سپس خودکشی می کند. سپس داستان بازی به ۲۰۰ سال بعد و سراغ شخصیت اصلی سری یعنی آیزاک کلارک می آید. دو نفر به سراغ وی می آیند و می گویند به او نیاز دارند که Ellie و تیم گمشده اش را پیدا نمایند. به این ترتیب است که وقایع بعدی داستان بازی رقم می خورد. در بخش گیم پلی در این بازی نیز شاهد اکثر المان های آشنا و معرکه دو بازی قبل بودیم در کنار برخی موارد جدید و از همه مهم تر، قابلیت بازی کردن کوآپ که سازندگان برای تکراری نشدن بازی و این که دقیقا مثل دو تای قبلی نباشد در بازی قرار داده بودند، ولی یک جورهایی می شود گفت اثر معکوس داد و کلی به این موضوع اعتراض شد و این اعتراضات و در ادامه نمرات بازی، باعث شد پرونده این سری شاید برای همیشه بسته شود.

شرم بر کسانی که آن قدر در مورد Dead Space 3 بد و بیراه گفتند و نمرات عجیب و غریب دادند و بازی را کوبیدند و باعث شدند کسی بازی را نخرد و نهایتا استودیوی بی نظیری مثل ویسرال گیمز تعطیل شود و عناوینی مثل دانته اینفرنو و دد اسپیس به خاک سپرده شوند. همان طور که همیشه گفته ام، جدا از گندکاری های استاروارز بتلفرانت ۲ و لوت باکس و… برای من بدترین کار الکترونیک آرتز، تعطیل کردن ویسرال گیمز بود که با هر ۴ بازی ساخته آن کلی خاطره خوب دارم. زمانی که صنعت بازی در عطش یک وحشت بقای بی نظیر می سوخت، ویسرال گیمز فرنچایزی را خلق کرد که بی شک در کنار بزرگترین فرنچایزهای وحشت بقای تاریخ در کنار بزرگانی چون رزیدنت اویل و سایلنت هیل قرار می گیرد. فرنچایزی خوفناک و بسیار خوش ساخت به نام Dead Space که دوباره علاقمندان وحشت بقا را زنده کرد و جانی دوباره به این ژانر بخشید و با چندین تفنگ، وقتی صدای برخی دشمنان مخوفش به نام نکرومورف ها را می شنیدیم دلمان می خواست برویم زیر تخت قایم شویم!

Dead Space 3 با این که از دو بازی شاهکار نخست ضعیف تر بود ولی اصلا و ابدا نه در حد بازخوردهای بی رحمانه ای که دریافت نمود. به شخصه دو بار این عنوان را به پایان رساندم و لذت بسیار بسیار زیادی را از آن بردم. بیشتر منتقدان به وجود بخش کوآپ گیر داده بودند و می گفتند که این بازی باید فقط حس تنهایی داشته باشد و… ولی بعدا دیدیم در سری رزیدنت اویل هم کوآپ گذاشتند و کسی هم ایراد خاصی نگرفت در حدی که به دد اسپیس ۳ گیر دادند. در هر حال به خاطر این موارد بود که با بازی Dead Space 3 از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود رفتار نشد و با بی رحمی منتقدین، نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۷۶/۱۰۰ به کار خود پایان داد که قطعا این متا در دنیای امروز که بازیبازها به طور عجیب و غریبی چشمشان به متا است، در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بود و حتی شاید دلیل اصلی تعطیل شدن استودیو ویسرال گیمز توسط الکترونیک آرتز و ادامه نیافتن این سری نیز همین بازخوردهای نسخه سوم Dead Space بود. در هر صورت درست است که این بازی بین ۳ گانه ی این سری ضعیف ترین است اما هنوز هم یک وحشت بقای فوق العاده و معرکه است که خیلی اشتباه کرده اید اگر با وجود علاقه به این سبک آن را به خاطر بازخوردهای چند نفر دیگر بازی نکنید.

۵ – The Evil Within کیفیت بازی های آقای میکامی را ندارد

یک سری افراد طوری در نسخه های اول رزیدنت اویل گیر کرده اند که دیگر آقای میکامی تا آخر عمرش هر بازی بسازد می گویند این اصلا در حد بازی های اولش نیست. آقا درست است که مثلا رزیدنت اویل ۴ یکی از برترین بازی های کل تاریخ است ولی دیگه دلیل نمی شود که وقتی اقای میکامی فرنچایز جدید و با کیفیت مثل The Evil Within خلق می کند مدام سعی کنیم آن را بکوبیم و هی تکرار کنیم که این اصلا نصف رزیدنت اویل هم نیست! حالا اگر همین The Evil Within را برای کپکام و با نام رزیدنت اویل فلان ساخته بود، می گفتند وحشت بقا به خانه برگشت و از این حرف ها!! خیلی رک و راست یک چیز را به شما می گویم. The Evil Within هر ضعفی هم که داشته باشد، در یک زمینه عالی عمل می کند و آن هم ترساندن شما با تمام وجود است و نه یک ترس بیهوده و مسخره، بلکه ترس از اعماق وجود. یک ترس ناب، واقعی و مخوف که حتی از راه رفتن هم استرس بگیرید. اصلا مگر می شود استاد شینجی میکامی بزرگ، یک بازی دیگر بسازد و آن بازی جزو برترین های آن سبک نباشد؟ The Evil Within بازی نیست که هر روز از خواب بیدار شوید یک بازی مانند آن در بازار عرضه شده باشد و یا مدام بازی های استاد شینجی میکامی را شاهد باشیم. The Evil Within حتی بازی ای نیست که در یک سال و یا چند سال نظیرش پیدا شود. این بازی شینجی میکامی است، پدر سبک وحشت بقا، پدر رزیدنت اویل؛ این شیطان درون است. ترس ناب چیزی نیست که در هر بازی ای که بر روی خود نام ترسناک می گذارد مشاهده کنیم. ترس ناب حس کردنی است و باید در وجودتان بخزد و لانه گزیند. در The Evil Within همین ترس ناب در وجودتان رخنه خواهد کرد و گاهی کنترلر را از ترس محکم می گیرید که مبادا ناگهان اتفاقی بیافتد و شما آماده نباشید. ترس مدت هاست که در بازی های رایانه ای وجود دارد ولی لااقل قبل از سال ۲۰۱۴ و عرضه نسخه اول The Evil Within چند سالی بود که تنها نام آن باقی مانده بود و متاسفانه شاهد روند نزولی با شیب بسیار زیاد در عناوین سبک وحشت بقا چه از نظر کمیت و چه از نظر کیفیت بودیم. در واقع به استثناء چند عنوان انگشت شمار که تعدادشان به تعداد انگشتان یک دست نیز نمی رسند (مانند شماره اول و دوم Dead Space)، بازی دیگری نبوده است که بتواند حس بازی های ناب وحشت بقای کلاسیک را به ما یاد آوری کند و شاهد عرضه بازی قدرتمندی در سبک وحشت بقا نبودیم. عناوین با کیفیتی هم که در آن سال ها، خوب و عالی بودند تقریبا همگی از نوع عناوین سبک “وحشت” بودند و نه “وحشت-بقا”؛

یک سری افراد طوری در نسخه های اول رزیدنت اویل گیر کرده اند که دیگر آقای میکامی تا آخر عمرش هر بازی بسازد می گویند این اصلا در حد بازی های اولش نیست. آقا درست است که مثلا رزیدنت اویل ۴ یکی از برترین بازی های کل تاریخ است ولی دیگه دلیل نمی شود که وقتی اقای میکامی فرنچایز جدید و با کیفیت مثل The Evil Within خلق می کند مدام سعی کنیم آن را بکوبیم و هی تکرار کنیم که این اصلا نصف رزیدنت اویل هم نیست! حالا اگر همین The Evil Within را برای کپکام و با نام رزیدنت اویل فلان ساخته بود، می گفتند وحشت بقا به خانه برگشت و از این حرف ها!! خیلی رک و راست یک چیز را به شما می گویم. The Evil Within هر ضعفی هم که داشته باشد، در یک زمینه عالی عمل می کند و آن هم ترساندن شما با تمام وجود است و نه یک ترس بیهوده و مسخره، بلکه ترس از اعماق وجود. یک ترس ناب، واقعی و مخوف که حتی از راه رفتن هم استرس بگیرید

در همین دوران بود که باز هم پدر ژانر وحشت بقا دست به کار شد و آستین های خود را برای نجات این ژانر بالا زد. شینجی میکامی ترس را دوباره بازگرداند، همان ترس نابی را که سری رزیدنت اویل به خاطر دایم ولی در قالب عنوانی دیگر… عنوانی با اسمی بسیار پرمعنی و با مسما به نام The Evil Within…شیطان درون. The Evil Within و استاد میکامی با دستمایه قرار دادن موفقیت آمیز سبک وحشت و بقا و پدید آوردن ترکیبی خوش ساخت از المان های محبوب و قدیمی سری رزیدنت اویل با مکانیک های جدید، بسیار موفق عمل کردند و این عنوان بازخوردهای بسیار خوبی را از سوی طرفداران و منتقدان منابع و مراجع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نمود و نهایتا نیز The Evil Within موفق گردید تا از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای ۷۹/۱۰۰ را کسب نمود که الحق یک کم لطفی محض به این عنوان است زیرا شینجی میکامی باز هم یک بازی بی نظیر وحشت بقا را برای ما خلق کرد و هر کس که این عنوان را تجربه کرده است قطعا تا همیشه آن را به یاد خواهد داشت، زیرا مجددا یاد و خاطره سری عناوین کلاسیک رزیدنت اویل را زنده می کند و یک بازی وحشت بقای بسیار با کیفیت در سبک خود به حساب می آید. البته به هیچ وجه نمی گویم The Evil Within یک بازی بدون نقص و کامل است و قطعا کمبودهایی گاها بزرگ هم دارد ولی این کمبودها در مقایسه با نقاط قوت بازی و لذتی که به شما منتقل می کنند و ترس نابی که بعد از سال ها انتظار کشیدن، تجربه خواهید کرد، حتی به حساب نیز نمی آیند. البته باید به نسخه دوم این سری یعنی The Evil Within 2 نیز اشاره کرد که این بازی نیز یکی از بهترین انتخاب ها برای طرفداران رزیدنت اویل است و پس از موفقیت بالای بازی اول این سری، در سال ۲۰۱۷ توسط کمپانی Bethesda Softworks در نسل هشتم منتشر گردید. عنوانی که این بار استاد شینجی میکامی بزرگ را در مقام تهیه کننده خود می دید و بازخوردهای خیلی مثبتی را نیز از سوی منتقدان و طرفداران دریافت نمود و نهایتا امتیاز متای بسیار خوب ۸۲/۱۰۰ را کسب کرد.

The Evil Within برای ما گیمرهای قدیمی که با رزیدنت اویل و سایلنت هیل بزرگ شده ایم یک دنیا نوستالژی همراه خود دارد. یک دنیا حرف و یک دنیا لذت. The Evil Within از دسته عناوینی است که بازی کردنش برای کسانی که ذره ای به بازی های وحشت بقا تعلق خاطر دارند واجب و لازم است. حتی کسانی که این سبک را تجربه نکرده اند نیز قطعا با انجام این بازی لذت بسیار زیادی را تجربه خواهند کرد و شاید به این ژانر از عناوین نیز علاقمند شوند. The Evil Within بازی کمیابی است. عنوانی که شاید تنها استاد میکامی می توانست برایمان به ارمغان بیاورد. پس اسیر حرف هایی مثل این سری اصلا در حد بازی های قبلی میکامی نیست و از این حرف ها نشوید زیرا ضعیف ترین بازی استاد میکامی هم چند سر و گردن بالاتر از بازی های هم سبکش است.

اگر می خواهید که مجددا یاد و خاطره ای از سری عناوین کلاسیک رزیدنت اویل برای شما زنده شود و یک بازی وحشت بقای با کیفت را تجربه نمایید، اکنون زمان آن است که کنسول نسل هفتم یا هشتم خود را روشن کنید و به سراغ The Evil Within و نسخه ی دوم آن بروید. حتی اگر در زمان عرضه نیز آن را بازی کرده اید، مطمئن باشید که اکنون و پس از گذشت چند سال، تجربه مجدد آن برای شما خالی از لطف نخواهد بود و دوباره طعم لذت ترس ناب را خواهید چشید. The Evil Within برای ما گیمرهای قدیمی که با رزیدنت اویل و سایلنت هیل بزرگ شده ایم یک دنیا نوستالژی همراه خود دارد. یک دنیا حرف و یک دنیا لذت. The Evil Within از دسته عناوینی است که بازی کردنش برای کسانی که ذره ای به بازی های وحشت بقا تعلق خاطر دارند واجب و لازم است. حتی کسانی که این سبک را تجربه نکرده اند نیز قطعا با انجام این بازی لذت بسیار زیادی را تجربه خواهند کرد و شاید به این ژانر از عناوین نیز علاقمند شوند. The Evil Within بازی کمیابی است. عنوانی که شاید تنها استاد میکامی می توانست برایمان به ارمغان بیاورد. پس اسیر حرف هایی مثل این سری اصلا در حد بازی های قبلی میکامی نیست و از این حرف ها نشوید زیرا ضعیف ترین بازی استاد میکامی هم چند سر و گردن بالاتر از بازی های هم سبکش است.

۴ – Spec Ops: The Line فقط داستان خوبی دارد

انصاف داشته باشید. چرا وقتی یک سازنده خیلی زیاد مشهور و بزرگ نیست دیگر حق بازی اش را می خورید؟ اصلا با منتقدین کاری ندارم. به آنهایی هستم که به خاطر حرف منتقدین بازی را نمی خرند و باعث می شوند یک بازی که می توانست یک سری بزرگ و جذاب شود دیگر در نطفه خفه شود. یکی از مثال های بارز این موضوع Spec ops: The Line است. بدون شک امتیازات این بازی برای گیمرهایی که امروزه فکر می کنند هر بازی زیر ۸ باشد “به درد نخور” است، در فروش بازی نیز تاثیرگذار بود و از چشم خیلی ها افتاد و آن را نخریده و تجربه نکردند تا بازی تقریبا شکست بخورد. در واقع باید بگوییم بازی Spec ops: The Line بدجوری با بی عدالتی صنعت امروز بازی های رایانه ای روبرو شد، در حالی که می توانستیم امروز منتظر نسخه دوم فوق العاده ای از آن باشیم. بازی Spec ops: The Line عنوانیست در ژانر شوتر سوم شخص که توسط استودیو Yager Development ساخته شد و در سال ۲۰۱۲ توسط کمپانی ۲K Games برای پلتفرم های PlayStation 3, Xbox 360 و Microsoft Windows منتشر گردید. Spec ops: The Line در بخش داستان بسیار بسیار مورد توجه و تحسین قرار گرفت و داستان فراتر از شاهکار و روایت بی نظیر و استثنایی و بسیار غمگین آن بود که اصلی ترین نقطه قوت بازی بود و هر گاه صحبت از برترین داستان ها، برترین پایان ها، برترین روایت ها و واقعی ترین نمایش تلخی های جنگ و تصمیمات سخت مطرح باشد نام بازی Spec ops: The Line را خواهیم شنید.

انصاف داشته باشید. چرا وقتی یک سازنده خیلی زیاد مشهور و بزرگ نیست دیگر حق بازی اش را می خورید؟ اصلا با منتقدین کاری ندارم. به آنهایی هستم که به خاطر حرف منتقدین بازی را نمی خرند و باعث می شوند یک بازی که می توانست یک سری بزرگ و جذاب شود دیگر در نطفه خفه شود. یکی از مثال های بارز این موضوع Spec ops: The Line است. بدون شک امتیازات این بازی برای گیمرهایی که امروزه فکر می کنند هر بازی زیر ۸ باشد “به درد نخور” است، در فروش بازی نیز تاثیرگذار بود و از چشم خیلی ها افتاد و آن را نخریده و تجربه نکردند تا بازی تقریبا شکست بخورد. در واقع باید بگوییم بازی Spec ops: The Line بدجوری با بی عدالتی صنعت امروز بازی های رایانه ای روبرو شد، در حالی که می توانستیم امروز منتظر نسخه دوم فوق العاده ای از آن باشیم

الحق که این بازی داستان بی نظیری داشت و به واقع بدون هیچ گونه تعارفی، زشتی جنگ عواقب انتخاب های سخت و مرگبار در جنگ و تاثیری که روی مردم عادی می گذارد را نشان می داد. چیزی به نام خوبی و خوشحالی و “برد” در جنگ وجود ندارد. وقتی از بین بد و بدتر، بدون هیچ چاره و گریزی، بد را انتخاب کنید و مثلا انتخاب کنید که به جای ۱۰۰ نفر، ۳۰ نفر کشته شوند، در دنیای واقعی و همینطور در عنوانی مثل Spec ops: The Line، اصلا دلیلی بر این نیست که با خود حس کنید موفق شده اید و خوشحال باشید، بلکه بار گناه و عذاب وجدان تا ابد بر دوشتان سنگینی می کند و اگر شما را دیوانه نکند، مطمئنا عذاب سختی را به شما تحمیل خواهد کرد. بدتر آن است که بدانید یک تصمیم که در زمان اتخاذ آن درست به نظر می رسیده است، باعث خلق یک فاجعه شده است و این از درون شما را خواهد خورد. اینها همه مواردی هستند که در بازی  Spec ops: The Line با آن ها دست به گریبان خواهید بود و داستان و روایت غمگینی را از فاجعه ای که “جنگ” خلق می کند خواهید شنید. Spec ops: The Line از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که لیاقتش را داشت تقدیر نشد و نهایتا با امتیاز متای ۷۷/۱۰۰ به کار خود پایان داد ولی بسیاری بر این باورند که حق این بازی بسیار بیشتر بود و عنوانی که در آن یکی از برترین داستان های تاریخ بازی های رایانه ای را شاهد هستیم که زشتی جنگ واقعی را نشان می دهد و به معنای واقعی کلمه غمگین و ناراحت کننده است، حقش بیشتر از ۷۷ است، آن هم وقتی که سایر بخش های بازی هم بسیار باکیفیت هستند. بله… Spec ops: The Line حتی در زمینه گیم پلی هم چیزی از یک بازی خوش ساخت و عالی کم نداشت و بازی بسیار منحصر به فردی بود. با آن طوفان های شن دبی و تصمیمات خیلی خیلی سخت و تاثیرگذار در داستان بازی و ارزش تکرار بالا و تیراندازی خوش دست، امتیاز Spec ops: The Line می توانست و می بایست خیلی بالاتر می بود و این حرف اکثریت بازیبازان دنیاست و البته عده ای هم مخالف آن هستند.

Spec ops: The Line عنوانی است که با اتمسفر سنگین و تلخ خود می تواند هر بازیبازی را اندوهگین نماید و بسیار تاثیرگذار عمل کند، ولی کم لطفی های زیادی را دید و خیلی حیف شد که تبدیل به یک فرنچایز ادامه دار نشد. عنوانی که وقتی آن را انجام دهید چنان به عمق داستان و انتخاب ها و گیم پلی بازی کشیده می شوید که در پایان بازی و دیدن ارزش تکرار بالای آن با خود می گویید ۷۷؟ واقعا فقط ۷۷؟ خیلی بی انصافی است. به شخصه گمان می کنم که منتقدان در آن ابتدا که می خواستند بازی را نقد کنند، نگاهی به نام سازنده کم نام و نشان بازی یعنی Yager Development انداختند و بازی را در سطح شناخته شده بودن این سازنده پایین آوردند و به آن فرصت دیده شدن به عنوان یک بازی فارغ از نام سازنده اش را ندادند و با دیدی منفی آن را نقد کردند. بازیبازان هم که… بی خیال

Spec ops: The Line تعداد ۴ پایان فوق العاده تاثیرگذار و سنگین داشت که اصلا شوخی نداشتند و ذره ای مثبت و Happy Ending نبوده و ابایی از بیان واقعیت نداشتند و اثر واقعی تصمیمات سخت بازیباز را به او نشان می دادند. در واقع بازی نشان می داد در چنین تراژدی هایی اصلا سمت مثبت و منفی و رستگار شدن و … نداریم و آخر چنین فجایعی، به صورت دو سر باخت تمام شده و عواقب کشتار مردم، چه با هدف منفی و چه بر اساس گول زدن خود و مثلا دیدن Greater Good، گریبان همه را خواهد گرفت و سرانجام آن ها را به زمین خواهد زد. Spec ops: The Line عنوانی است که با اتمسفر سنگین و تلخ خود می تواند هر بازیبازی را اندوهگین نماید و بسیار تاثیرگذار عمل کند، ولی کم لطفی های زیادی را دید و خیلی حیف شد که تبدیل به یک فرنچایز ادامه دار نشد. عنوانی که وقتی آن را انجام دهید چنان به عمق داستان و انتخاب ها و گیم پلی بازی کشیده می شوید که در پایان بازی و دیدن ارزش تکرار بالای آن با خود می گویید ۷۷؟ واقعا فقط ۷۷؟ خیلی بی انصافی است. صداگذاری های شخصیت های بازی فوق العاده بود و شاهد هنرنمایی Nolan North بزرگ در نقش شخصیت اصلی بازی یعنی Captain Martin Walker بودیم و در این زمینه نیز بازی کاملا استانداردهای جهانی داشت. به شخصه گمان می کنم که منتقدان در آن ابتدا که می خواستند بازی را نقد کنند، نگاهی به نام سازنده کم نام و نشان بازی یعنی Yager Development انداختند و بازی را در سطح شناخته شده بودن این سازنده پایین آوردند و به آن فرصت دیده شدن به عنوان یک بازی فارغ از نام سازنده اش را ندادند و با دیدی منفی آن را نقد کردند. بازیبازان هم که… بی خیال.

۳ – Assassin’s Creed Syndicate یک اساسین ضعیف است

حتی من هم که حدود ۳ دهه انواع و اقسام موضوعات را در صنعت بازی و دنیای گیم شاهد بوده ام و واقعا سعی می کنم حتی ذره ای هم به حرف کسی در مورد یک بازی کاری نداشته باشم، گاهی مقداری این حرف ها رویم تاثیر می گذارد و نظرم را قبل تجربه ی یک بازی به سمتی متمایل می کند بدون این که خودم بخواهم. یک مثال بارز این موضوع برای من Assassin’s Creed Syndicate (و همینطور فارکرای پریمال) بود که انصافا مقداری گول حرف های برخی را خوردم و با دیدی تقریبا منفی و جبهه گیرانه به سراغ تجربه آن رفتم و حتی چند ساعت اول بازی انگار سعی داشتم از بازی بدم بیاید! ولی خب ذات آدم و قلب آدم هرگز دروغ نمی گوید. وقتی مقداری این بازی را تجربه کردم به معنای واقعی شیفته آن شدم و آن قدر این بازی مرا جذب خودش کرد که تا پلات کردن آن پیش رفتم و واقعا باید بگویم یکی از اساسین های بسیار باکیفیت و خاص و متفاوت است که همین دو شخصیت قابل بازی داشتنش در کنار مکانیک های جدید نبرد و مخفی کاری و…، دنیایی از تغییر و حس و حال جدید را به این سری آورده بود. در واقع این بازی یکی از عناوینی بود که خیلی بیشتر به من فهماند که هرگز و هرگز و هرگز اسیر حرف کسی نشوم و فقط به خودم و تجربه م کار داشته باشم.

این بازی فوق العاده با کیفیت و جذاب است و یکی از برترین طراحی های ممکن از شهر لندن را در کل تاریخ بازی ها در این عنوان شاهد هستیم و شاید هم برترین و واقعی ترین لندن تاریخ بازی ها، یک لندن ویکتوریایی. برای اولین بار دو شخصیت در بازی داشتیم که هر لحظه می توانستیم بین آنها سوییچ کنیم و این یک قابلیت جذاب و جدید برای سری بود. گویا منتقدین هنوز هم در جو زمان عرضه یونیتی مانده بودند و این بازی را هم با عنوانی که زمان عرضه مشکلات فنی غیر قابل باوری داشت یکی کردند در حالی که این بازی بسیار بهینه شده بود و مشکل خاصی نداشت. خلاصه ی مطلب این که دوستان عزیزم اگر شما هم مثل من اسیر جو این بازی شده بودید و دروغ ها مقداری به وجودتان رخنه کرده و با دید بدی به آن نگاه می کنید، بدانید که Assassin’s Creed Syndicate نه تنها عنوان ضعیفی نیست بلکه یکی از بهترین بازی های جهان‌ آزاد این نسل است و آن قدر محتوا دارد که ساعد ها و ساعت ها می تواند به بهترین شکل ممکن سرگرمتان کند. Assassin’s Creed Syndicate را با خاطر حرف بقیه از دست ندهید چون حرف و سلیقه ی خودتان در درجه ی اول مهم است

بازی Assassin’s Creed Syndicate که کار ساخت و توسعه آن را یوبیسافت برعهده داشت، عنوانی در سبک اکشن ماجرایی سوم شخص جهان آزاد محسوب می شود که در تاریخ ۲۳ اکتبر ۲۰۱۵، شرکت یوبیسافت آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد. این بازی در واقع نهمین بازی اصلی در این سری محسوب می شود که بعد از یونیتی منتشر شد. مثل همیشه در این بازی هم وقایع خیالی نبرد ابدی بین اساسین ها (که برای صلح و آزادی می جنگند) و تمپلارها (که صلح را در کنترل و نظم می بینند) را به زیباتری شکل ممکن با تاریخ واقعی ترکیب کرده بود و یک معجون جذاب و خوش طعم را خلق کرده بود که تجربه آن بسیار لذتبخش بود. بازی ماجرای دو اساسین که برادر و خواهر بودند به نام جیکوب و ایوا فری را دنبال می کرد که قصد داشتند شهر را از زیر نفوذ و کنترل همه جانبه ی تمپلارها آزاد کنند. در بازی آزادانه می توانستید در شهر لندن سوار بر قطار، پیاده و یا با کالسکه (و البته یک قلاب جذاب که جابجایی را خیلی سریع تر می کرد) گشت و گذار و اکتشاف کنید و ماموریت های مختلف را انجام دهید و در هر زمان که می خواستید بین خواهر و برادر سوییچ کنید (البته غیر از برخی بخش های داستانی) که هر کدام لباس ها و تجهیزات خودشان را داشتند. این نسخه یک سری مکانیک های کاملا جدید را در مبارزات و مخفی کاری داشت که باز هم ارزش این بازی را بیشتر می کردند زیرا با این که با فاصله خیلی طولانی از یونیتی عرضه نشد ولی زمین تا اسمان با آن فرق کرده بود.

حتی من هم که حدود ۳ دهه انواع و اقسام موضوعات را در صنعت بازی و دنیای گیم شاهد بوده ام و واقعا سعی می کنم حتی ذره ای هم به حرف کسی در مورد یک بازی کاری نداشته باشم، گاهی مقداری این حرف ها رویم تاثیر می گذارد و نظرم را قبل تجربه ی یک بازی به سمتی متمایل می کند بدون این که خودم بخواهم. یک مثال بارز این موضوع برای من Assassin’s Creed Syndicate (و همینطور فارکرای پریمال) بود که انصافا مقداری گول حرف های برخی را خوردم و با دیدی تقریبا منفی و جبهه گیرانه به سراغ تجربه آن رفتم و حتی چند ساعت اول بازی انگار سعی داشتم از بازی بدم بیاید! ولی خب ذات آدم و قلب آدم هرگز دروغ نمی گوید. وقتی مقداری این بازی را تجربه کردم به معنای واقعی شیفته آن شدم و آن قدر این بازی مرا جذب خودش کرد که تا پلات کردن آن پیش رفتم و واقعا باید بگویم یکی از اساسین های بسیار باکیفیت و خاص و متفاوت است که همین دو شخصیت قابل بازی داشتنش در کنار مکانیک های جدید نبرد و مخفی کاری و…، دنیایی از تغییر و حس و حال جدید را به این سری آورده بود. در واقع این بازی یکی از عناوینی بود که خیلی بیشتر به من فهماند که هرگز و هرگز و هرگز اسیر حرف کسی نشوم و فقط یه خودم و تجربه م کار داشته باشم

Assassin’s Creed Syndicate بعد از انتشار از لحاظ بازخوردهای منتقدین و طرفداران با این که تقریبا موفق عمل کرد ولی نتوانست تا بازخوردهایی در حد برترین عناوین قبلی این سری کسب کند و امتیازات آن در بهترین حالت نهایتا منجر به کسب امتیاز متای ۷۸/۱۰۰ گردید که شاید برای بازی های دیگر بد باشد ولی برای نام بزرگ Assassin’s Creed یک شکست بود، آن هم یک شکست بر اساس تهمت های دروغ. این بازی فوق العاده با کیفیت و جذاب است و یکی از برترین طراحی های ممکن از شهر لندن را در کل تاریخ بازی ها در این عنوان شاهد هستیم و شاید هم برترین و واقعی ترین لندن تاریخ بازی ها، یک لندن ویکتوریایی. برای اولین بار دو شخصیت در بازی داشتیم که هر لحظه می توانستیم بین آنها سوییچ کنیم و این یک قابلیت جذاب و جدید برای سری بود. گویا منتقدین هنوز هم در جو زمان عرضه یونیتی مانده بودند و این بازی را هم با عنوانی که زمان عرضه مشکلات فنی غیر قابل باوری داشت یکی کردند در حالی که این بازی بسیار بهینه شده بود و مشکل خاصی نداشت. خلاصه ی مطلب این که دوستان عزیزم اگر شما هم مثل من اسیر جو این بازی شده بودید و دروغ ها مقداری به وجودتان رخنه کرده و با دید بدی به آن نگاه می کنید، بدانید که Assassin’s Creed Syndicate نه تنها عنوان ضعیفی نیست بلکه یکی از بهترین بازی های جهان‌ آزاد این نسل است و آن قدر محتوا دارد که ساعد ها و ساعت ها می تواند به بهترین شکل ممکن سرگرمتان کند. Assassin’s Creed Syndicate را با خاطر حرف بقیه از دست ندهید چون حرف و سلیقه ی خودتان در درجه ی اول مهم است.

۲ – Castlevania Lords of Shadow 2 یک دنباله ضعیف است

هرگز نتوانستم این حرف را هضم کنم که چطور می گویند نسخه دوم Castlevania Lords of Shadow یکم دنباله ضعیف برای بازی نخست است آن هم در حالی که در همه مقیاس ها بازی برتر و بزرگ تر و بهتر از بازی اول شده بود. ولی بالاخره هر کسی طوری فکر می کند و نمی توان کسی را مجبور کرد، اما خب این مقاله من است و نظر من، و از نظر من هم Castlevania Lords of Shadow 2 به معنای واقعی فوق العاده است. قصه ی این سری در سال ۲۰۱۰ آغاز شد که عنوان جدیدی از یکی از قدیمی ترین فرنچایزهای تاریخ بازی های رایانه ای به نام سری کسلوانیا منتشر گردید که این بار این عنوان بر خلاف سبک همیشگی این سری که معمولا اکشن ماجرایی و دو بعدی بوده است، یک بازی کاملا هک اند اسلش ۳ بعدی بود که اتفاقا بسیار نیز موفق ظاهر شد و خود را به عنوان یکی از برترین عناوین هک اند اسلش که تا به امروز تجربه کرده ایم در دل بازیبازان جای داد. نام این عنوان Castlevania: Lords of Shadow بود. سری عناوین Castlevania که البته در ‍ژاپن با نام Akumajō Dracula یا همان “Devil’s Castle Dracula” شناخته می شوند، یک سری عناوین اکشن ماجرایی با تم فانتزی تاریک محسوب می شوند که متعلق به کمپانی کونامی هستند و حول محور خانواده بلمونت که خانواده ای از شکارچیان خون آشام هستند و مبارزات آنها با دراکولا می گردد. با موفقیت بازی نخست کاملا مشخص بود که نسخه دومی هم در راه خواهد بود و همین اتفاق رخ داد. Castlevania: Lords of Shadow 2 که یک اکشن ماجرایی و هک اند اسلش بود نیز مانند عنوان اولیه توسط استودیو مرکوری استیم ساخته و توسط کونامی در اواخر فبریه ۲۰۱۴ برای پلتفرم های Xbox 360 و PlayStation 3 و رایانه های شخصی منتشر گردید و این بار نامی از کوجیما پروداکشنز نیز در آن به چشم نمی خورد. در ژاپن نیز بازی با نام Akumajō Dracula: Lords of Shadow 2 منتشر گردید و البته مدتی بعد یک بسته الحاقی نیز برای این عنوان منتشر شد.

هرگز نتوانستم این حرف را هضم کنم که چطور می گویند نسخه دوم Castlevania Lords of Shadow یکم دنباله ضعیف برای بازی نخست است آن هم در حالی که در همه مقیاس ها بازی برتر و بزرگ تر و بهتر از بازی اول شده بود. ولی بالاخره هر کسی طوری فکر می کند و نمی توان کسی را مجبور کرد، اما خب این مقاله من است و نظر من، و از نظر من هم Castlevania Lords of Shadow 2 به معنای واقعی فوق العاده است

Castlevania: Lords of Shadow 2 نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۶۳/۱۰۰ (روی پلی استیشن ۳) به کار خود پایان داد که قطعا این متا در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بوده و بازی Castlevania: Lords of Shadow 2 هرگز در حد شایستگی اش تقدیر نشد. درست است که بازی ضعف هایی دارد و خیلی هم کم تعداد نیستند، اما آنقدر شدید نیستند که تجربه شما را کاملا تلخ کنند. در واقع کمتر پیش می آید که عنوانی در این سبک با کیفیت Castlevania: Lords of Shadow 2 بازی کنید و کسانی که عاشقانه بازی های هک اند اسلش را دوست دارند، خوب منظور حرف من را می فهمند. باز هم تاکید می کنم که در مورد این بازی به نقدها و امتیازات هیچ توجهی نکنید و اگر به خاطر امتیاز متای آن، بازی را تجربه نکرده اید و از آن گذشته اید به سراغش بروید زیرا که یک تجربه لذتبخش در انتظار شماست که تنها وقتی آن را بازی کنید خواهید فهمید که حق Castlevania: Lords of Shadow 2 خیلی بیشتر از امتیازاتی بوده که به آن تعلق گرفته است. بازی هم در دنیای مدرن و هم در دنیای فانتزی دنبال می شد و داستان دراکولای تضعیف شده که در واقع همان گابریل بلمونت نسخه اول است را دنبال می کند که قصد دارد دشمن نسخه قبلی خود را که باعث تبدیل وی به دراکولا است، یعنی شیطان را از بین ببرد.

شاید تنها اگر مانند نسخه اول نام کوجیما کنار نام این عنوان بود امتیاز آن حداقل ۲۰ تا بالاتر بود زیرا منتقدین نشان داده اند که نام کوجیما خودش ۲۰-۳۰ نمره دارد. منتقدین باز هم ثابت کردند که اگر یک سازنده کوچک یک بازی بزرگ و AAA بسازد هر چقدر هم بازی خوب باشد آن را له خواهند کرد و Castlevania: Lords of Shadow 2 نیز همین مسیر را پیش رفت و با بی مهری منتقدین مواجه شد در حالی که آن قدر هم حقش نبود. در واقع این گونه باید بگویم که اگر نسخه اول خوب بود، پس نسخه دو هم قطعا خوب است زیرا که هیچ موردی و کم و کسر خاصی ندارد از بازی اول و اگر قرار به نمره پایین است بازی اول هم باید نمره پایین می گرفت که البته این هم ناحق بود زیرا که هر دو بازی عناوین زیبا و فوق العاده ای در سبک هک اند اسلش و اکشن ماجرایی بودند که در طول یک نسل، زیاد از آنها نمی بینیم

گیم پلی دقیقا مانند عنوان قبلی است با این تفاوت که این بار بازی یک عنوان جهان آزاد است. بازیباز کنترل دراکولا را برعهده دارد و انواع و اقسام حملات قدرتمند و سلاح ها را در اختیار دارد. با این که بازی همانند نسخه اول بسیار زیبا و عالی ظاهر شد ولی نتوانست بازخوردهای عنوان قبلی را دریافت کند که این از موضوعاتی است که من هیچ وقت نتوانستم ان را درک کنم زیرا که نسخه دوم به مانند بازی اول لذتبخش و عالی است و حتی جهان آزاد شدن ان باعث شده است تا لذت بخش تر نیز بشود اما بسیاری از منتقدین چنین عقیده ای نداشتند. حال دلیل این بازخورد منفی حذف نام کوجیما پروداکشنز از کنار نام مرکوری استیم بود یا هر چیز دیگری، Castlevania: Lords of Shadow 2 از نظر بنده آن عنوانی نیست که در نقدها از آن خوانده اید. به گفته ها اعتماد نکنید و تنها آن ها را در کنار ذهن خود داشته باشید و خودتان بازی را تجربه کنید تا تصمیم نهایی و نظرتان در مورد بازی مشخص گردد. قطعا منتقدانی که به لردز او فالن امتیاز ۶ می دهند توانایی این که به Castlevania: Lords of Shadow 2 نیز به خاطر کوچک بودن سازنده و همراه نبودن نام کوجیما در این نسخه، امتیاز ۵ بدهند را نیز دارا هستند، اما به واقع حق بازی این امتیازات نیست، لااقل از دیدگاه بنده این امتیازات برای بازی عادلانه نیست. درست است که بازی ضعف هایی دارد اما نه در این حد که امتیاز ۵-۶ به آن بدهیم.

Castlevania: Lords of Shadow 2 از نظر بنده آن عنوانی نیست که در نقدها از آن خوانده اید. به گفته ها اعتماد نکنید و تنها آن ها را در کنار ذهن خود داشته باشید و خودتان بازی را تجربه کنید تا تصمیم نهایی و نظرتان در مورد بازی مشخص گردد. قطعا منتقدانی که به لردز او فالن امتیاز ۶ می دهند توانایی این که به Castlevania: Lords of Shadow 2 نیز به خاطر کوچک بودن سازنده و همراه نبودن نام کوجیما در این نسخه، امتیاز ۵ بدهند را نیز دارا هستند، اما به واقع حق بازی این امتیازات نیست، لااقل از دیدگاه بنده این امتیازات برای بازی عادلانه نیست. درست است که بازی ضعف هایی دارد اما نه در این حد که امتیاز ۵-۶ به آن بدهیم.

Castlevania: Lords of Shadow 2 عنوانی بسیار لذتبخش است و مهمترین نکته ان این است در یک سال حتی یکی دو عنوان خوب در این سبک مانند ان منتشر نمی شوند و در بازار بازی های امروزی، این سبک عناوین هک اند اسلش ناب در ترکیب با با اکشن ماجرایی یا جهان آزاد، برای بازیبازان و علاقمندان ارزش بسیار زیادتری دارند نسبت به زمانی که تقریبا تمامی بازی ها در همین سبک هک اند اسلش و Beat ’em up بودند. شاید تنها اگر مانند نسخه اول نام کوجیما کنار نام این عنوان بود امتیاز آن حداقل ۲۰ تا بالاتر بود زیرا منتقدین نشان داده اند که نام کوجیما خودش ۲۰-۳۰ نمره دارد. منتقدین باز هم ثابت کردند که اگر یک سازنده کوچک یک بازی بزرگ و AAA بسازد هر چقدر هم بازی خوب باشد آن را له خواهند کرد و Castlevania: Lords of Shadow 2 نیز همین مسیر را پیش رفت و با بی مهری منتقدین مواجه شد در حالی که آن قدر هم حقش نبود. در واقع این گونه باید بگویم که اگر نسخه اول خوب بود، پس نسخه دو هم قطعا خوب است زیرا که هیچ موردی و کم و کسر خاصی ندارد از بازی اول و اگر قرار به نمره پایین است بازی اول هم باید نمره پایین می گرفت که البته این هم ناحق بود زیرا که هر دو بازی عناوین زیبا و فوق العاده ای در سبک هک اند اسلش و اکشن ماجرایی بودند که در طول یک نسل، زیاد از آنها نمی بینیم.

۱ – Darksiders 3 از دو بازی نخست کیفیت پایین تری دارد

این هم یکی دیگر از دردناک ترین و بزرگترین دروغ ها برای من است زیرا واقعا وقتی که حق کشی شده و با یک بازی برخورد رادیکالی می شود ناراحت و غمگین می شوم، زیرا دیده ام که این روند ممکن است منجر به بسته شدن استودیوهایی شود که واقعا کارشان خوب است و خاطرات خوب برای ما خلق کرده اند. به اعتقاد من، در مورد بازی Darksiders III منتقدین واقعا شورش را در آوردند با این سطح از ناحقی و بی انصافی و دادن نمره ی ۵ و ۶ به یک بازی که حقش این نیست. دیگر اصلا کسی به بازی کار ندارد. بازی را ۲۰ قسمت می کنند و جدا جدا بخش های مختلفش را می کوبند و نمره را پرت می کنند توی صورت سازنده بازی. Darksiders III اصلا و ابدا بازخوردهایی در سطح کیفیتش دریافت نکرد. اگر با این بازی و این سری زیاد آشنا نیستید باید بگویم بازی Darksiders III عنوانیست در ژانر اکشن ماجرایی و نقش آفرینی که توسط Gunfire Games ساخته شد و در سال ۲۰۱۸ توسط کمپانی THQ Nordic برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One و Microsoft Windows منتشر گردید. Darksiders III عنوانی است که خیلی حیف شد و خیلی در حقش بی مهری صورت گرفت و از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود تقدیر نشد و نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۶۴/۱۰۰ به کار خود پایان داد که به خدا قسم نمره ناحقی است آن هم در حالی که شاهد یک هک اند اسلش و اکشن ماجرایی و نقش آفرینی بسیار خاص و خوش ساخت و جذاب هستیم.

موضوع، دست بالا گرفتن نمره برای باز های شاهکار و عالی و گذشت از ایراداتشان نیست زیرا این خیلی هم خوب است، بلکه مشکل ثابت نبودن و عادل نبودن معیار و مقیاس برای سنجش دو بازی است. در واقع عیبی ندارد که یک بازی عالی کلی نمره اش بالا شود و از عیب هایش بگذریم و به آن ۱۰ بدهیم، ولی باید برای بازی دیگر نیز مقداری عادلانه تر رفتار کنیم برای همان عیب هایی که در بازی قبلی ندید گرفتیم. خواهش می کنم گول دروغ هایی که برخی در مورد Darksiders III می گویند را نخورید و خودتان را از تجربه آن محروم نکنید، هر چند که می دانم عاقل تر از این حرف ها هستید و خوشبختانه انگار دارد کم کم گول خوردن بازیبازان کشورمان از امتیاز متای یک بازی کمتر می شود و خیلی هوشیارتر شده ایم مخصوصا با تعداد زیاد سایت های عجیب و غریب که به متا راه پیدا کرده اند و هر چه دلشان می خواهند می گویند و هر نمره ای که می خواهند می دهند و توضیحش را هم نمی دهند که چرا؟

وقتی نمرات بازی Darksiders III منتشر شد من مثل کسی که هنگ کرده باشد همین طور خیره شده بودم و از تعجب دهانم باز مانده بود! خیلی خیلی واضح است که کیفیت Darksiders III ار هر دو بازی قبلی سری بهتر است و اکثریت افرادی که آن را بازی کرده اند نیز چنین نظری دارند و این را تایید می کنند. نسخه سوم ترکیبی عالی از دو بازی اول و دوم با چالش خیلی بیشتر و سخت تر شدن مبارزات است. Darksiders III بهترین و لذتبخش ترین ترکیب ممکن از بازی اول و دوم سری است که چندین ساعت با گیم پلی جذاب، مبارزات چالش برانگیز، سلاح ها و Hollow های بسیار جذاب فیوری و دنیای پیچیده و پر از رمز و رازش شما را سرگرم می کند. این نسخه به نوعی از همه نظر پیشرفت کرده است و در بدترین حالت حقش همان نمره دو بازی قبل است اما آن نمره ها کجا و ۶۴ کجا. واقعا بعد از ساعت ها تجربه این بازی و پلات کردن آن باید بگویم تیم سازنده بازی در استودیو گان‌فایر گیمز که در واقع از تعداد خیلی زیادی از کارکنان سابق این استودیوی خالق این سری هستند و قبلا بر روی نسخه اول و دوم کار کرده اند، به خوبی توانستند از پس ساخت عنوانی که بسیاری از بازیبازان چشم به انتشار آن داشتند بر آیند و یک بازی عالی را عرضه نمایند که کاملا ارزش بازی کردن و وقت گذاشتن را داراست

این هم یکی دیگر از دردناک ترین و بزرگترین دروغ ها برای من است زیرا واقعا وقتی که حق کشی شده و با یک بازی برخورد رادیکالی می شود ناراحت و غمگین می شوم، زیرا دیده ام که این روند ممکن است منجر به بسته شدن استودیوهایی شود که واقعا کارشان خوب است و خاطرات خوب برای ما خلق کرده اند. به اعتقاد من، در مورد بازی Darksiders III منتقدین واقعا شورش را در آوردند با این سطح از ناحقی و بی انصافی و دادن نمره ی ۵ و ۶ به یک بازی که حقش این نیست. دیگر اصلا کسی به بازی کار ندارد. بازی را ۲۰ قسمت می کنند و جدا جدا بخش های مختلفش را می کوبند و نمره را پرت می کنند توی صورت سازنده بازی

چه طرفدار این سری باشید و چه تنها دنبال یک اکشن ماجرایی با المان های نقش آفرینی و مبارزات هک اند اسلش عالی هستید، از بازی کردن Darksiders III خیلی کیف خواهید کرد. وقتی که Darksiders III را بازی کنید به نمرات آن خواهید خندید. بدجور هم خواهید خندید و شاید هم باید گریه کرد! روز به روز نمرات بازی ها دارند عجیب تر و ناعادلانه تر می شوند و البته برخی شرکت ها مصون هستند و انگار یک هاله مقدس دورشان است و همیشه ۹۷ و ۱۰۰ می شوند حتی با دنیایی از مثلا مشکلات فنی و باگ، اما یک بازی دیگر با همان مشکلات فنی و باگ، کلی نمره از آن کم می شود. موضوع، دست بالا گرفتن نمره برای باز های شاهکار و عالی و گذشت از ایراداتشان نیست زیرا این خیلی هم خوب است، بلکه مشکل ثابت نبودن و عادل نبودن معیار و مقیاس برای سنجش دو بازی است. در واقع عیبی ندارد که یک بازی عالی کلی نمره اش بالا شود و از عیب هایش بگذریم و به آن ۱۰ بدهیم، ولی باید برای بازی دیگر نیز مقداری عادلانه تر رفتار کنیم برای همان عیب هایی که در بازی قبلی ندید گرفتیم. خواهش می کنم گول دروغ هایی که برخی در مورد Darksiders III می گویند را نخورید و خودتان را از تجربه آن محروم نکنید، هر چند که می دانم عاقل تر از این حرف ها هستید و خوشبختانه انگار دارد کم کم گول خوردن بازیبازان کشورمان از امتیاز متای یک بازی کمتر می شود و خیلی هوشیارتر شده ایم مخصوصا با تعداد زیاد سایت های عجیب و غریب که به متا راه پیدا کرده اند و هر چه دلشان می خواهند می گویند و هر نمره ای که می خواهند می دهند و توضیحش را هم نمی دهند که چرا؟

2
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • Reza KL گفت:

    راستش دوستان یه سوال دارم خیلی برام حیاتیه خیلی ممنون میشم اگه کاربرای محترم سایت جواب بدن:
    راستش من تا همین پارسال پی سی گیمر بودم ولی به خاطر سنگ اندازی بالا دستی ها مجبور شدم به کنسول گیمری رو بیارم و فقط به خاطر اینکه بتونم red dead 2 رو پلی بدم رفتم یه one s گرفتم که خودش ۲۰ تا بازی رو یه اکانتی که از قبل روش بود داشت حالا میخوام بدونم که این اکانت قانونیه چیه و میتونم رو همین بازی ها رو به صورت دیجیتالی و قانونی بخرم یا باید برم یه اکانت دیگه خودم بسازم؟ البته ناگفته نماند که تا الانم هر چی آپدیت رو کنسولم اومده زدم و هیچ مشکلی هم نداشتم.

    بازم عذرخواهی می کنم اگه این کامنت تکراری رو تو پست های دیگه دیدید واقعا باور کنین من ۹۰ درصد پست ها رو می خونم ولی کلا زیاد اهل کامنت دادن نیستم و تو رو خدا فک نکنین از این کاربرام که هی اسپم کنن الان مجبورم چون همونطور که بالا گفتم برام حیاتیه( می دونین که گیمر و گیم دو عضو جدانشدنی اند Worship ) البته یکی از دوستان لطف کردن جواب دادن ولی راستش به خاطر کندذهنی من Giggle ،نتونستم به جواب سوالم برسم. بازم معذرت و لطفا این گیمر لب گور رو احیاء کنین Starving

    0
    0
    • Leonardo گفت:

      ببین عزیزم وقتی اپدیت میکنی از استور این یعنی اکانت قانونیه !! ولی اینکه بهتون دادن معلومع اکانت مال شما نیست !! گرچه میتونین باش دان کنید یا هرکار دیگه ای ولی ! کنسول شما هک شده نیست برای همین شاید صاحب اکانت یه روزی بخواد با اکانتش وارد بشه ! البته اگر باشه و اکانت رو دور ننداخته باشه اما شما بازم نمیدونین که اون میاد یا ن چون هر لحظه ممکنه اکانتش رو پس بگیره حالا هرکسی که هست صاحب اصلی اکانت بدون ایمیل رمز عبور و .. هم میتونه اون اکانت رو پس بگیره پس اگر میخواین بازی قانونی بگیرین !! بهتره که اکانت بسازین برای خودتون و روی اون خرید کنین چون این اکانت روی هواست !! چون اگر اکانت هکی میشد با وصل شدن به اینترنت کنسولتون قفل میشد !

      0
      0
  • mmd1376 گفت:

    با تمام احترام به نظراتتون برای من assassin’s unity بدترین بازی عمرم بوده، بهینه سازی ضعیف، داستان کسل کننده، سیستم مبارزاتی ضعیف، شخصیت پردازی خیلی ضعیف. من تنها بازی ای بوده برام که اواسطش بازی رو رها کردم مطمنم برای خیلی ها هم همین بوده، اما با بخشی از حرفاتون راجب بازی های دیگه موافقم

    0
    0