جهنم کلاسیک | نقد و بررسی بازی Hellbound

مقالات ، نقد و بررسی ۲۳ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۰

بازی هایی مثل Hexen، Quake، Half-Life و Duke Nukem 3D عناوینی هستند که برای گیمرهای امروزه شاید خیلی شناخته شده نباشند ( به غیر از Half – Life ) اما در دوران خود، بازی های بزرگی بودند. شوتر اول شخص هایی که در دهه ۹۰ میلادی، هر کدام به نوبه خود غوغا به پا کرده بودند. مثلا همین Half – Life که تقریبا همه ما با آن آشنایی داریم و محصول Valve معروف به شمار می رود، در سال ۱۹۹۸ یک انقلاب به شمار می رود. عنوانی که به جرات می توان گفت که نسبت به دیگر شوترهای دوران خود، از لحاظ روایت داستان بهترین بود. حتی می توان گفت که Half – Life یکی از اولین شوتر اول شخص هایی بود که واقعا به داستان خود اهمیت می داد و سازندگان بر روی این موضوع، تمرکز کرده بودند. شخصیت اصلی این بازی همچنان شخصیت محبوب و شناخته شده ای است. Gordon Freeman را همچنان روی پروفایل بعضی از گیمرها می بینیم. عنوان Quake محصول استودیو مطرح id Software، یکی از اولین بازی هایی است که به جز بخش داستانی، واقعا بر روی بخش چندنفره خود هم مانور داده بود. همچنین، این بازی را می توان یکی از اولین بازی هایی دانست که یک تجربه سه بعدی واقعی را برای گیمرها رقم زده بود. اولین نسخه از سری Quake در سال ۱۹۹۶ منتشر شد و متای ۹۴ را به خود اختصاص داد. البته داستان Quake به پایان نرسیده و بعدا چند نسخه دیگر هم از این بازی منتشر شد. بقیه Quakeها هم بازی های قابل قبولی بودند ولی خب هرگز حتی به سطح نسخه اول این مجموعه، نزدیک هم نشدند. Hexen هم بازی پر اهمیتی است چرا که یکی از اولین شوتر اول شخص هایی بود که ویژگی های نقش آفرینی را در خود گنجانده بود. در محصول سال ۱۹۹۵، شما می توانستید از بین کلاس های مختلف با ویژگی های متفاوت، یکی را انتخاب کرده و به بازی کردن بپردازید. در این بازی اکشن، جادو و فانتزی با هم ترکیب شده بودند; چیزی که در بازی های امروزه شاید معمول باشد ولی در آن دوران، چیزی شبیه به یک انقلاب بود. Hexen نه تنها یکی از بهترین شوتر اول شخص های دهه ۹۰، بلکه به طور مستقل می تواند به عنوان یکی از برترین بازی های این دهه نیز لقب بگیرد.

اکنون که در سال ۲۰۲۰ هستیم، بسیاری از گیمرها از تجربه بازی های نوستالژیک استقبال می کنند. به خصوص گیمرهای قدیمی تر، بدشان نمی آید که توسعه دهندگان به بازی هایی که حس و حال بازی های قدیمی را در خود دارند هم فکر کنند. عناوین بزرگی این روزها توسط شرکت های بزرگ توسعه پیدا می کنند همیشه طرفداران خاص خود را دارند. صنعت گیم به این شرکت ها نیاز دارد. ولی گاهی اوقات هم دلمان بازی های نوستالژیک تر می خواهد. این نیاز را گاهی اوقات با بازی های ریمستر شده تامین می کنیم. به عنوان مثال همین امسال، ریمستر بخش داستانی بازی Call of Duty Modern Warfare 2 منتشر شد. یا این روزها، شایعه ریمستر شدن سه گانه Mass Effect بسیاری از گیمرها را به وجد آورده است. اگر طرفدار سونی هستید و کنسول PS4 هم دارید، توصیه می کنم که بازی Uncharted: The Nathan Drake Collection را تجربه کنید. تجربه کردن این پکیج به خصوص برای افرادی که به تجربه بازی های قدیمی علاقه دارند، خیلی بیشتر توصیه می شود. اما خب هر کسی می داند که حتی بازی های نوستالژیک هم باید کیفیت کافی را داشته باشند. یک بازی که در سال ۲۰۲۰ منتشر می شود، باید به لحاظ گرافیکی در خور نسل هشتم باشد. گیم پلی بازی باید در مقابل سایر رقبا حرف هایی برای گفتن داشته باشد. به طور کلی، از لحاظ کیفی باید در سطح مناسبی باشد تا بتواند کاربران را به خود جذب کند. اگر این طور نباشد چه اتفاقی رخ می دهد؟ فیدبک های منفی و نمرات پایین، صفحات متاکرایتیک، اپن کرایتیک، فروم ها و حتی استورهای دیجیتالی مطرح را پر می کنند. قطعا می دانید که چنین عنوانی، در شبکه های اجتماعی هم اصلا به چشم نمی آید. اخیرا بازی جدیدی به بازار عرضه شده و در دسترس کاربران PC قرار گرفته که شباهت زیادی به سری DOOM دارد. مجموعه DOOM را همه ما می شناسیم و احتمالا بسیاری از خوانندگان این مطلب، با این مجموعه خاطرات زیادی دارند. اتفاقا آخرین نسخه این مجموعه هم در سال ۲۰۲۰ تحت عنوان DOOM Eternal به بازار عرضه شد و یکی از اولین بازی های امسال میلادی محسوب می شود که توجهات زیادی را به خود جلب کرد. عنوانی که توسط استودیو Saibot ساخته شده و تقریبا از یک هفته پیش در دسترس قرار گرفته است. Saibot Studio پیش از این بر روی بازی ترسناک Doorways کار کرده بود. هیچ یک از Doorwaysها نه محبوبیت خیلی بالایی داشتند، و نه چندان مطرح هستند. به لحاظ کیفی هم در ژانر ترسناک، بازی بهتر زیادی می شد پیدا کرد. بدین ترتیب Saibot Studio تاکنون، حرف خاصی برای گفتن نداشته است. توسعه دهنده هیچ بازی خیلی مطرحی نیست و تداعی کننده هیچ خاطره ای به شمار نمی رود. به هر ترتیب، عنوانی که امروز قصد داریم در موردش صحبت کنیم، Hellbound نام دارد. بازی Hellbound در حال حاضر به صورت انحصاری برای رایانه های شخصی منتشر شده است. خیلی واضح است که سازندگان تمرکز خود را بر روی ساخت عنوانی گذاشته اند که سبک و سیاق شوترهای دهه ۹۰ را داشته باشد. به غیر از اتمسفر و فضای کلی بازی، این موضوع را حتی می توان از روی شعار بازی هم متوجه شد. Hellbound بی شباهت به شوترهای دهه ۹۰ نیست. همچنین واضح است که در توسعه این بازی، از سری DOOM هم الهام گرفته شده است. این روزها نظرات ضد و نقضی را در مورد Hellbound می شنویم. برخی از گیمرها از این بازی لذت برده اند و عده ای هم ایرادات زیادی به آن وارد کرده اند. فیدبک های افرادی که Hellbound را تجربه کرده اند، ترکیبی از فیدبک های مثبت و منفی است. اما ما امروز، قصد داریم که به صورت مفصل در مورد جدیدترین محصول Saibot Studio صحبت کنیم. Hellbound عنوانی است که شاید بتواند برخی از گیمرها و به خصوص آن دسته از افرادی که با سری DOOM ارتباط برقرار می کنند را راضی نگه داشته و یا دست کم، تجربه ای سرگرم کننده برایشان به ارمغان بیاورد. اما خب گیمر هم در این مسیر باید توقعات خود را پایین بیاورد. در مجموع نمی توان به Hellbound به چشم یک بازی با کیفیت نگاه کرد چون فاقد استانداردهای یک بازی با کیفیت مطلوب است. برای این که بیشتر در مورد این بازی بدانید، تا پایان با ما و نقد و بررسی بازی Hellbound همراه باشید.

تنها چیزی که در Hellbound نباید به آن اهمیتی بدهید، داستان بازی است. اصولا Hellbound جزو آن دسته از بازی هایی به شمار می رود که داستان در کیفیت کلی آن، تاثیر بسزایی ندارد. همان طور که بالاتر هم اشاره کردیم، Hellbound بیش از این که یک بازی شبیه به بازی های روز باشد، می خواسته که وفاداری خود نسبت به شوترهای موفق دهه ۹۰ را نشان دهد. خیلی از شوترهای موفق این دهه، بازی هایی بودند که از نظر داستانی، حرف زیادی برای گفتن نداشته اند. حتی در نسل هشتم صنعت گیمینگ هم، در خیلی از FPS‌ها، داستان بازی عملا بی تاثیر بر روی کیفیت نهایی آن بازی است. البته خب اضافه شدن بخش چندنفره به FPS‌ها هم در این مورد، بی تاثیر نیست. با این حال، خیلی اوقات از ضعف های داستانی یک شوتر اول شخص چشم پوشی می کنیم و بیشتر در مورد گرافیک، گیم پلی، صدا گذاری و موسیقی و ارزش تکرار آن بازی صحبت می کنیم. Hellbound هم دقیقا از همین قاعده پیروی می کند. این بازی، داستان دارد ولی داستان آن نه جذابیت کافی را دارد، نه بی نقص است و نه طولانی. در واقع صحبت کردن در مورد کیفیت داستان بازی عملا بی نتیجه است. چرا؟ چون کافی است که چشم روی هم بگذارید تا بخش داستانی بازی به پایان برسد! اصلا همین مورد هم یکی از نقاط ضعف بازی است که بعدا در موردش بیشتر صحبت می کنیم. پس راجع به خوب یا بد بودن داستان بازی زیاد صحبت نمی کنیم. ولی خب این که داستان بازی از کجا شروع می شود و اصطلاحا پلات بازی چیست را خدمتتان توضیح خواهیم داد.

بازی Hellbound شما را در نقش کاراکتری به نام Hellgore قرار خواهد داد; یک روح نفرین شده و شکنجه دیده در جهنم که تنها کاری که بلد است و تنها احساسی که دارد، کشتن اهریمن ها و گرفت انتقام ست. Hellgore توسط انسان ها از دنیای مردگان بازگشته و می خواهد خود را از جهنمی که در آن گرفتار شده، بازگرداند. شما قرار نیست که با پروتاگونیست بازی ارتباط برقرار کنید، قرار نیست او را دوست داشته باشید، قرار نیست که از Hellgore یک شخصیت به یاد ماندنی بسازید و قرار هم نیست که با وی احساس هم دردی کنید. Hellgore صرفا یک وسیله است. وسیله ای که با کنترل آن، قرار است از بخش های دیگر بازی لذت ببرید. در واقع نمی توان گفت که Hellbound یک بازی بدون داستان است; اما در عین حال، واقعا داستان خاصی ندارد! اخود سازندگان هم اعلام کرده اند که اگر به دنبال یک بازی با یک داستان عمیق هستید، به سراغ گزینه های دیگر بروید! به هر ترتیب، این که سازندگان اصلا به دنبال یک داستان عمیق برای بازی خود نبوده اند، کاملا قابل درک و قابل قبول است. منتهی مشکل اینجاست که Hellbound در زمینه های دیگر هم لنگ می زند. در ادامه مطلب، بیشتر در مورد گیم پلی بازی و اشکالات و البته، نقاط قوت آن خواهیم پرداخت.

سرعت بالای گیم پلی،  یکی از اصلی ترین ارکان و مهم ترین نکات بازی Hellbound است. به طور کلی شبیه ترین سری بازی روز به بازی Hellbound، سری DOOM است که پیش از این هم به این موضوع اشاره کردیم. کاملا واضح است که Saibot Studios در ساخت جدیدترین محصول خود، از DOOM هم الهام گرفته اند. گیم پلی سریع بازی هیجان را به بازی باز هم تزریق می کند. شما به صورت مداوم از ابتدا تا انتهای بازی، باید اهریمن هایی که در مقابلتان قرار می گیرند را نابود کنید. تمرکز اصلی بازی هم روی همین موضوع است. این که حرکت کنید، شلیک کنید، دشمنان را تکه پاره کنید و تا پایان بازی، در همین لوپ حرکت کنید. البته خب نباید از موسیقی های بازی هم غافل شد که خوشبختانه، می توانند بازی باز را راضی نگه دارند. اگر احیانا سری DOOM را تجربه کرده باشید، درک بازی Hellbound برایتان ساده خواهد بود.

سرعت بالای گیم پلی،  یکی از اصلی ترین ارکان و مهم ترین نکات بازی Hellbound است. به طور کلی شبیه ترین سری بازی روز به بازی Hellbound، سری DOOM است که پیش از این هم به این موضوع اشاره کردیم. کاملا واضح است که Saibot Studios در ساخت جدیدترین محصول خود، از DOOM هم الهام گرفته اند. گیم پلی سریع بازی هیجان را به بازی باز هم تزریق می کند. شما به صورت مداوم از ابتدا تا انتهای بازی، باید اهریمن هایی که در مقابلتان قرار می گیرند را نابود کنید. تمرکز اصلی بازی هم روی همین موضوع است. این که حرکت کنید، شلیک کنید، دشمنان را تکه پاره کنید و تا پایان بازی، در همین لوپ حرکت کنید. البته خب نباید از موسیقی های بازی هم غافل شد که خوشبختانه، می توانند بازی باز را راضی نگه دارند. اگر احیانا سری DOOM را تجربه کرده باشید، درک بازی Hellbound برایتان ساده خواهد بود. هدف کلی بازی باز و شخصیت Hellgore در هر مرحله، پیدا کردن کلید و باز کردن درهای پیش رو است. برای کشتن دشمنان خود، از حملات Melee ( ضربه زدن با مشت ) هم می توانید استفاده کنید ولی خب لذت استفاده از تفنگ در بازی Hellbound، قطعا خیلی خیلی بیشتر است. درست است که تمرکز اصلی سازندگان بر روی کشتن دشمنان در جهنم است، ولی خب استودیو Saibot آرژانتینی، یک سری پازل هم در بازی گنجانده است. البته پازل های Hellbound مشابه با پازل‌هایی که در بازی های دیگر می بینیم نیستند. در این بازی، منظور از پازل و معما، پیدا کردن کلیدهاست! Hellgore اگر به عنوان حل معما، کارهای دیگری را هم انجام می دهد و پیدا کردن کلید یکی از این موارد است. عنوان Hellbound دو مد دارد. یکی از مدها، همان بخش داستانی یا Campaign بازی است که چندان هم طول نخواهد کشید. صادقانه می گویم، این بازی حتی برای یک روز گیمینگ شما هم کافی نخواهد بود! بخش دیگر بازی Survival نام دارد. در حالت Survival دیگر خبری از معما و پازل نیست و فقط و فقط باید تیر بزنید و دشمنان خود را از پای در بیاورید. در واقع حالت Survival بازی می تواند حتی جذابیت بیشتری نسبت به بخش داستانی بازی داشته باشد. منتهی از آن جایی که شما در حال انجام دادن یک کار تکراری هستید، طبیعتا خیلی زود از این حالت هم خسته خواهید شد. تازه اگر خوشبین باشیم و این احتمال را در نظر بگیریم که بازیکن پس از به پایان رساندن بخش داستانی، بازی را روی سیستم خود نگه داشته و حالت Survival بازی را هم امتحان خواهد کرد. در حالت Survival بازی، شما باید در مقابل موج‌های دشمنان ایستادگی کرده و همه آن ها را بکشید. از آن جایی که حالت داستانی بازی خیلی زود به پایان می رسد، اگر از گیم پلی بازی لذت برده باشید احتمالا روی حالت Survival بازی هم وقت خواهید گذاشت. یکی از بزرگ ترین مشکلات بازی Hellbound، طول مدت گیم پلی بخش داستانی آن است. این بازی مستقل دو یا نهایت و در بدترین و طولانی ترین حالت ممکن، سه ساعته به پایان می رسد!

یکی از بزرگ ترین مشکلات گیم پلی بازی Hellbound، تنوع پایین سلاح ها و مدل دشمنان است. البته این موضوع، احتمالا نشات گرفته از طول بخش داستانی بازی باشد. ولی به هر حال، مستقل از زمانی که برای به پایان رساندن بازی در نظر گرفته شده ( که خود بزرگ ترین ضعف بازی به شمار می رود ) این تنوع پایین هم یک مشکل برای بازی در نظر گرفته می شود. به جز این، وضعیت هوش مصنوعی دشمنان هم چندان قابل قبول نیست. در بازی به جز مشت‌هایتان، یک راکت لانچر، یک سلاح کلت مانند، یک شاتگان و یک مسلسل، تنها چیزهایی هستند که می توانند جهت مقابله با دشمنان، مورد استفاده قرار بگیرند. احتمالا بیشتر استفاده بازیکن از شات گان خواهد بود. اگرچه سلاح های بازی چندان متنوع نیستند، ولی خب می توانند کار Hellgore را راه بیندازند. در مجموع اما وقتی به استانداردها نگاه می کنیم، این موضوع یک ضعف به شمار می رود. این که یک سازنده نتواند به انبار سلاح های بازی خودش به اندازه کافی تنوع دهد، یک ایراد است. ایرادی که Hellbound از آن رنج می برد. همان طور که بالاتر اشاره کردیم، هم سلاح های بازی فاقد تنوع کافی هستند و هم دشمنان شما! در واقع وقتی به دشمنان نگاه می کنیم، اوضاع بدتر می شود!

یکی از بزرگ ترین مشکلات گیم پلی بازی Hellbound، تنوع پایین سلاح ها و مدل دشمنان است. البته این موضوع، احتمالا نشات گرفته از طول بخش داستانی بازی باشد. ولی به هر حال، مستقل از زمانی که برای به پایان رساندن بازی در نظر گرفته شده ( که خود بزرگ ترین ضعف بازی به شمار می رود ) این تنوع پایین هم یک مشکل برای بازی در نظر گرفته می شود. به جز این، وضعیت هوش مصنوعی دشمنان هم چندان قابل قبول نیست. در بازی به جز مشت‌هایتان، یک راکت لانچر، یک سلاح کلت مانند، یک شاتگان و یک مسلسل، تنها چیزهایی هستند که می توانند جهت مقابله با دشمنان، مورد استفاده قرار بگیرند. احتمالا بیشتر استفاده بازیکن از شات گان خواهد بود. اگرچه سلاح های بازی چندان متنوع نیستند، ولی خب می توانند کار Hellgore را راه بیندازند. در مجموع اما وقتی به استانداردها نگاه می کنیم، این موضوع یک ضعف به شمار می رود. این که یک سازنده نتواند به انبار مهمات بازی خودش به اندازه کافی تنوع دهد، یک ایراد است. ایرادی که Hellbound از آن رنج می برد. همان طور که بالاتر اشاره کردیم، هم سلاح های بازی فاقد تنوع کافی هستند و هم دشمنان شما! در واقع وقتی به دشمنان نگاه می کنیم، اوضاع بدتر می شود! با تنوع پایین سلاح‌ها شاید بتوان کنار آمد ولی یکسان بودن تقریبا همه دشمنان، به شدت آزاردهنده خواهد بود. در بازی Hellbound صرفا سه مدل دشمن گنجانده شده است. گروهی از دشمنان که به سمت شما توپ‌های آتشین پرتاب می کنند، گروهی که به سمت شما حمله ور شده و بدون سلاح گرم به Hellgore آسیب می زنند و در نهایت، پیشرفته ترین دشمنان شما، گروهی هستند که با خود سلاح حمل می کنند. سلاح‌هایی که اهریمن های بازی به همراه خود دارند، درست مثل سلاح‌های خود Hellgore هستند. دشمنان شما هیچ امتیازی نسبت به شما ندارند و حتی در حمل سلاح هم، درست هم رده Hellgore قرار می گیرند. در کنار همه این موارد، ضعف هوش مصنوعی دشمنان را نیز به عنوان یک ایراد بزرگ، به خاطر بیاورید. خب Hellbound در بحث گیم پلی، مشکلات واقعا زیادی دارد. هر یک از این مشکلات به تنهایی، می توانند روی کیفیت یک اثر تاثیر منفی بگذارند. حال عنوانی را در نظر بگیرید که همه این مشکلات را با هم دارد.  عنوان Hellbound در واقع می خواسته یک بازی چالش برانگیز باشد ولی خب ضعف هوش مصنوعی دشمنان، در نهایت سبب می شود که Hellbound بازی ساده ای به نظر برسد. نهایتا بخش Survival بازی است که می تواند کمی برایتان چالش ایجاد کند. دشمنان شما از آن جایی که هوش مصنوعی پایینی دارند، در پیکار با شما حرف خاصی برای گفتن نخواهند داشت. بر خلاف ظاهری که دارند، Hellgore آن ها را به عنوان یک سری دشمن جدی و خطرناک نخواهید دید. البته در این زمینه، دسته دوم – همان دسته ای که بدون سلاح به سمت شما حمله ور می شوند – در شرایط بهتری به سر می برند. در مواجهه با این گروه، دست کم باید حواستان را به اطرافتان جمع کنید. ضمنا این گروه آسیب ( Damage ) زیادی به بازیکن می زنند.

با وجود مشکلات پرشماری که بازی در گیم پلی خود دارد، Hellbound از لحاظ بصری بازی قابل دفاعی است. مشکلات گیم پلی بازی صرفا به چند موردی که گفتیم محدود نمی شوند. بازی از قابلیت quick save بهره نبرده و صرفا گاهی اوقات، بازیکن از سیستم checkpoint بازی استفاده می کند. مشکل این جاست که این چک پوینت ها خیلی از هم دور هستند. در واقع حتی در پیاده سازی چنین سیستم رایج و معمولی هم Saibot Studios از خود ضعف نشان داده است. به این ترتیب، شما باید یک راند دیگر تمامی دشمنانی که کشته اید را دوباره سلاخی کنید تا به مکان مورد نظر برسید. دور بودن چک پوینت ها از هم، نه تنها روی کیفیت بازی تاثیر داشته و توانایی های سازنده را زیر سوال می برد، بلکه بازیکن را هم به شدت آزار می دهد. این ایراد، یکی از اذیت کننده ترین ایرادهایی بود که حین تجربه بازی، متوجه آن شدم. اما به لحاظ بصری، همان طور که اشاره شد Hellbound بازی قابل دفاعی است. روی جزئیات محیط و کاراکترها به خوبی کار شده است. درست بر خلاف گیم پلی بازی، روی گرافیک و جلوه های بصری آن، واقعا حرفه ای کار شده است. همچنین طراحی کلی محیط های بازی هم کاملا سازگار با چیزی است که بازیکن انتظار دارد. به طور کلی، اتسمفر بازی اتمسفر جذابی است. یکی از بزرگ ترین نقاط قوت بازی هم همین است. یکی از بزرگ ترین دلایلی هم که طرفداران سری DOOM می توانند از Hellbound لذت برده و یا دست کم آن را تحمل کنند هم، همین اتمسفر بازی است. لذت شلیک کردن به دشمنان با شات گان را طرفداران DOOM خیلی خوب درک می کنند! همین حس را Hellbound هم تجربه خواهید کرد. همچنین، سازندگان موسیقی های خوبی هم در بازی خود گنجانده اند. موسیقی های متالی که با سبک بازی همگن هستند. در مجموع، بازی Hellbound از لحاظ گرافیکی و صداگذاری و موسیقی بازی بدی نیست. ولی خب گیم پلی بازی واقعا ناامیدکننده است.

 زی Hellbound می توانست یک انتخاب ایده آل برای طرفداران سبک FPS باشد. این بازی می توانست به بهترین شکل ممکن، یاد شوتر اول شخص های ۳۰ سال پیش را زنده کند. منتهی ایرادات و ضعف‌های پرشمار بازی در زمینه گیم پلی، این فرصت را از Hellbound و استودیو آرژانتینی Saibot گرفتند. وقتی یک بازی این همه مشکل دارد، دیگر صحبت از پتانسیل‌های هدر رفته آن بی معناست. حقیقت این است که در حال حاضر، Hellbound صرفا یک بازی ضعیف و پر ایراد است که شاید، آن هم فقط شاید، بتواند که عده کمی از گیمرها را به خود جذب کند.

بازی Hellbound می توانست یک انتخاب ایده آل برای طرفداران سبک FPS باشد. این بازی می توانست به بهترین شکل ممکن، یاد شوتر اول شخص های ۳۰ سال پیش را زنده کند. منتهی ایرادات و ضعف‌های پرشمار بازی در زمینه گیم پلی، این فرصت را از Hellbound و استودیو آرژانتینی Saibot گرفتند. وقتی یک بازی این همه مشکل دارد، دیگر صحبت از پتانسیل‌های هدر رفته آن بی معناست. حقیقت این است که در حال حاضر، Hellbound صرفا یک بازی ضعیف و پر ایراد است که شاید، آن هم فقط شاید، بتواند که عده کمی از گیمرها را به خود جذب کند. عنوان Hellbound بازی سریعی است. گیم پلی بازی شاید برای طرفداران سری DOOM جذاب باشد و به لحاظ گرافیکی هم عملکرد خوبی دارد. مراحل بازی هم طراحی قابل قبولی دارند. اما حتی نقاط قوت بازی هم، زیر سایه نقاط ضعف بازی، نمی توانند خیلی خودشان را نشان دهند. این که Hellbound سعی کرده به شوترهای دهه ۹۰ میلادی وفادار بماند قابل احترام است; منتهی حقیقت این است که این بازی، نسبت به شوترهای ۳۰ سال پیش تقریبا هیچ چیز بیشتری ندارد.

 

12345678910(11 رای, میانگین آرا 8٫82 از 10 )
Loading...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید