بله! همیشه افتخار می‌کنم که یک گیمر هستم

۲۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۰

۶ سال از نخستین مقاله ی “افتخار می‌کنم که یک گیمر هستم” گذشت. ۶ سالی که هر روزش همراه شما بوده ام و باید بگویم امروز بیشتر از همیشه به گیمر بودنم افتخار می کنم و می دانم که شما نیز چنین حسی دارد. اصلا مگر می شود که جادوی دنیای گیم را لمس کرده باشید و عاشق و شیفته ی آن نشده باشید و به تجربه های بی نظیر و رنگارنگی که در این دنیا داشته اید افتخار نکنید؟ برای ما گیم کامل ترین نوع هنر است حالا چه کسی خوشش بیاید و چه نه. امروز دنیای محبوب ما غول های هالیوود را هم رد کرده است و دیگر همه می دانند که دنیای گیم چقدر قدرتمند است. راستش را بخواهید از ۶ سال پیش و نخستین قسمت مقاله، اوضاع مقداری بهتر شده است و برخی گیمرهای دیروز حالا پدر هستند و با کودکانشان بازی می کنند و اتفاقا خیلی از این پدران عزیز را در گیمفا داریم. پدران روشن فکر و خوش ذهنی که می توانند نسل را عوض کنند و دید جامعه را به گیم تا حد زیادی تغییر دهند و اتفاقا تا حدی این کار را هم کرده اند. یک پدر گیمر همیشه به تجربه هایش در دنیای بازی افتخار می کند و قطعا به فرزند گیمرش هم افتخار می کند، به جای این که او را زیر بار نگاه های سنگین و کنایه ها و زخم زبان هایی که شاید خودش از پدرش دیده و شنیده است، له کند. آن نگاه هایی که هدفشان این بود که ما را از گیمر بودن شرمسار و خجالت زده کنند ولی خب عشق ما به دنیای گیم خیلی بیشتر از این حرف ها بود.

سیمی که مستقیما به قلب و روح و وجودمان وصل است

ما تلاش کردیم و درس خواندیم و زندگی موفقیت آمیزی را پیش گرفتیم تا به آنها بفهمانیم گیمر می تواند در زندگی بسیار بسیار موفق باشید. کلی زحمت کشیدیم تا بالاخره یک روز اطرافیان و والدینمان با احترام به گیم نگاه کنند. بله ما عاشق گیم هستیم و هیچ کس نمی تواند کاری کند که به گیمر بودن خود افتخار نکنیم و نبالیم. هیچ نیازی نداریم که به کسی توضیح دهیم چرا گیمر هستیم و یا سعی کنیم بقیه را قانع کنیم که گیمینگ خیلی خوب است. گیمر هستیم چون عاشق گیم و رفتن به دنیا ناشناخته ها و قرار گرفتن در قالب قهرمانان و ضد قهرمانان و انواع و اقسام شخصیت ها هستیم. گیمر هستیم چون با گیم حال می کنیم و وقتی وارد دنیای بازی می شویم انگار که روحمان از وجودمان پر می کشد به یک دنیای دیگر، آسوده خیال از تمام مشکلات و واقعیت مسخره ی دنیای واقعی که لااقل با ورود به دنیای گیم برای مدت کوتاهی از آن فاصله می گیریم. گیمر هستیم چون گیم لااقل از نظر ما کامل ترین فرم هنر است و مثل فیلم سینمایی نیست که از قبل برایمان تصمیم گرفته باشند چه باید ببینیم و ما هم ببینیم. اینجا ما خودمان تعیین می کنیم و خودمان کنترل می کنیم و خیلی وقت ها خودمان سرنوشت را رقم می زنیم. اینجا ما داستان و فیلم داریم، نقاشی و طراحی هنری داریم، موسیقی و ساندترک داریم، شخصیت پردازی داریم و از همه ی این ها مهم تر، اینجا ما رویا داریم. دنیای گیم رویای ماست و از لحظه لحظه ی بودن در آن لذت می بریم.

وقتی می گویم بازی برای من یعنی یک بخش خیلی خیلی بزرگ از روحم، از زندگی ام، از وجودم، از تمام آن چیزی که هستم. اگر کسی این را نمی فهمد از کوته فکری خودش است و نه مشکل ما گیمرها. ما دشمن جامعه و زندگی و موفقیت نیستیم. دشمن جامعه آن ابلهی است که کاریکاتور می کشد و گیمر را به شکل یک کرم ترسیم می کند که انگار اصلا نگرانی ندارد. تا وقتی این ابله ها در جامعه هستند ما باید خیلی محکم تر به هم بچسبیم و قدرتمندتر باشیم و بیشتر از همیشه به خودمان افتخار کنیم. وقتی کسی که ذهنش کرم خورده است گیمر را کرم ترسیم می کند باید خدا را شکر کرد چون می دانیم که قطعا در مسیر درستی هستیم. گیمر می توانید دکتر باشد، مهندس باشد، نابغه باشند، ریاضی دان و فیزیک دان باشد، دانشمند باشد و در کنار همه ی اینها بله ممکن هم هست که یک آدم به درد نخور و بیکار و معتاد هم باشد، مثل تمام اقشار دیگر جامعه که خوب و بد دارند. 

دلمان می خواهد گیمر باشیم و مشکل ما نیست اگر کسی این قدر کوته فکر است که این را نمی تواند درک کند. روز ها و نسل ها و کنسول ها و بازی ها می آیند و می روند اما اینها همه موضوعات فرعی است برای این که به یادمان نیاوریم که در اصل با گفتن اینها داریم می گوییم روزهای عمر و سن ما هستند که می روند. هر روز بزرگتر و احتمالا عاقل تر و بالغ تر می شویم و جالب اینجاست که لااقل برای من هر روز که می گذرد و بزرگتر می شوم بیشتر دلیلی پیدا می کنم که عاشق بازی ها باشم و به این دنیای زیبا عشق بورزم. وقتی می گویم بازی برای من یعنی یک بخش خیلی خیلی بزرگ از روحم، از زندگی ام، از وجودم، از تمام آن چیزی که هستم. اگر کسی این را نمی فهمد از کوته فکری خودش است و نه مشکل ما گیمرها. ما دشمن جامعه و زندگی و موفقیت نیستیم. دشمن جامعه آن ابلهی است که کاریکاتور می کشد و گیمر را به شکل یک کرم ترسیم می کند که انگار اصلا نگرانی ندارد. تا وقتی این ابله ها در جامعه هستند ما باید خیلی محکم تر به هم بچسبیم و قدرتمندتر باشیم و بیشتر از همیشه به خودمان افتخار کنیم. وقتی کسی که ذهنش کرم خورده است گیمر را کرم ترسیم می کند باید خدا را شکر کرد چون می دانیم که قطعا در مسیر درستی هستیم. گیمر می توانید دکتر باشد، مهندس باشد، نابغه باشند، ریاضی دان و فیزیک دان باشد، دانشمند باشد و در کنار همه ی اینها بله ممکن هم هست که یک آدم به درد نخور و بیکار و معتاد هم باشد، مثل تمام اقشار دیگر جامعه که خوب و بد دارند.

گیم و بازی ویدئویی هرگز و هرگز برای ما صرفا فقط یک “بازی” نبوده و نیست و نخواهد بود. برای ما این یک زندگی است. یک تجربه ی دیگر است و شاید باید بگویم صدها تجربه ی دیگر است. هرگز فکر نکنید که چون عاشق دنیای بازی ها هستید توضیحی به کسی بدهکارید. هر کس عشقی دارد و ما هم عشقمان به دنیای بی نظیر بازی هاست که روح و وجودمان با آن گره خورده است. یک گره باز نشدنی که نه خودمان می خواهیم بازش کنیم و نه می گذاریم کسی بخواهد بازش کند. ما گیم و دنیای گیم را زندگی کرده ایم. ما اینجا اشک ریخته ایم و خندیده ایم. عاشق شده ایم. از خانواده دفاع کرده ایم. با خدایان جنگیده ایم. تمام دنیای باستان را گشته ایم. انواع اساطیر کشورهای مختلف را از نزدیک لمس کرده ایم. قهرمان بوده ایم. شکست داده ایم و شکست خورده ایم. خیانت دیده ایم و تصمیم گرفته ایم. اصلا ما اینجا بارها مرده ایم. بله مرده ایم ولی یاد گرفته ایم که بلند شویم و دوباره و دوباره و صد باره تلاش کنیم تا آخرش مشت هایمان را گره کنیم و بگوییم ایول!!‌ 

آهای آقایان و خانم های مثلا نگران که ضد گیم هستید، فکر نکنید که می توانید هر چه خصوصیت منفی است را ببندید به گیمر بودن یک شخص و بگویید دلیلش این است که گیمر است. دیگر دوره ی این اراجیف گذشته است زیرا که اگر قبلا پدر و مادرهایمان حرف های شما را می خریدند، حالا دیگر نسل دارد عوض می شود و خود ما می شویم پدر و مادرها و آن وقت است که وقتی این اراجیف را تحویلمان دهید در صورتتان می خندیم و می گوییم “آره تو راست می گی! تو خوبی! هر چی بدبختیه به خاطر گیمه!” امروز دیگر می دانیم که گیم به صورت عادی و نرمال و صحیح، نه تنها باعث ایجاد موارد منفی نمی شود بلکه تازه یک گیمر در مقایسه با یک فرد عادی در شرایط مساوی، خیلی هم می تواند متمرکزتر و با تجربه تر و با اطلاعات تر و دارای پشتکار و سختکوشی بیشتر باشد. بله ما گیمر هستیم و بدجوری هم به آن می بالیم. ما یک جامعه ی سالم هستیم که از مصاحبت هم لذت می بریم و کلی حرف و فلسفه و ایده داریم که با هم به اشتراک بگذاریم. ذهن ما آن قدر در بازی های مختلف همه چیز را دیده و شنیده است که حالا خودش می تواند داستان سرایی و ایده پردازی کند. ما کسانی هستیم که تنها برای یک بازی مثل دارک سولز و یک رابطه مثل رابطه ی سیف و آرتوریاس، می توانیم کتابی بنویسیم و اینترنت را از ایده و تئوری های خود پر کنیم. می توانیم داستان بلادبورن را صدها طور برداشت کنیم و برای خودمان شخصی سازی اش کنیم.

ما گیمرها هم زندگی واقعی موفقیت آمیز خودمان را داریم و هم صدها زندگی بی نظیر رویایی در دنیای بازی ها. تجربه هایی کرده ایم که بقیه حتی خیال پردازی اش را هم نمی توانند بکنند. ما چالش هایی را رد کرده ایم که بقیه طاقت و تحمل ۱ دقیقه اش را هم ندارند. بله! ما سکیرو پلات می کنیم! ما با دنیای بازی ها عشق می کنیم، زندگی می کنیم، کیف می کنیم. هیچ کس نمی تواند این را از ما بگیرد. فرقی نمی کند پلی استیشن داریم یا و پی سی و نینتندو و ….، چرا که همگی عضو یک جامعه بزرگ و دوست داشتنی هستیم. جامعه ای که باعث شده است امروز و هر روز در وبسایتی مثل گیمفا با هم صحبت کنیم و با هم دوست شویم و مثل یک خانواده باشیم. تا روزی که هستیم شعار ما تنها و تنها یک جمله است: “تا همیشه افتخار می کنیم که گیمر هستیم.”

گیم و بازی ویدئویی هرگز و هرگز برای ما صرفا فقط یک “بازی” نبوده و نیست و نخواهد بود. برای ما این یک زندگی است. یک تجربه ی دیگر است و شاید باید بگویم صدها تجربه ی دیگر است. هرگز فکر نکنید که چون عاشق دنیای بازی ها هستید توضیحی به کسی بدهکارید. هر کس عشقی دارد و ما هم عشقمان به دنیای بی نظیر بازی هاست که روح و وجودمان با آن گره خورده است. یک گره باز نشدنی که نه خودمان می خواهیم بازش کنیم و نه می گذاریم کسی بخواهد بازش کند. ما گیم و دنیای گیم را زندگی کرده ایم. ما اینجا اشک ریخته ایم و خندیده ایم. عاشق شده ایم. از خانواده دفاع کرده ایم. با خدایان جنگیده ایم. تمام دنیای باستان را گشته ایم. انواع اساطیر کشورهای مختلف را از نزدیک لمس کرده ایم. قهرمان بوده ایم. شکست داده ایم و شکست خورده ایم. خیانت دیده ایم و تصمیم گرفته ایم. اصلا ما اینجا بارها مرده ایم. بله مرده ایم ولی یاد گرفته ایم که بلند شویم و دوباره و دوباره و صد باره تلاش کنیم تا آخرش مشت هایمان را گره کنیم و بگوییم ایول!!‌ ما گیمرها هم زندگی واقعی موفقیت آمیز خودمان را داریم و هم صدها زندگی بی نظیر رویایی در دنیای بازی ها. تجربه هایی کرده ایم که بقیه حتی خیال پردازی اش را هم نمی توانند بکنند. ما چالش هایی را رد کرده ایم که بقیه طاقت و تحمل ۱ دقیقه اش را هم ندارند. بله! ما سکیرو پلات می کنیم! ما با دنیای بازی ها عشق می کنیم، زندگی می کنیم، کیف می کنیم. هیچ کس نمی تواند این را از ما بگیرد. فرقی نمی کند پلی استیشن داریم یا و پی سی و نینتندو و ….، چرا که همگی عضو یک جامعه بزرگ و دوست داشتنی هستیم. جامعه ای که باعث شده است امروز و هر روز در وبسایتی مثل گیمفا با هم صحبت کنیم و با هم دوست شویم و مثل یک خانواده باشیم. تا روزی که هستیم شعار ما تنها و تنها یک جمله است: “تا همیشه افتخار می کنیم که گیمر هستیم.”

در انتهای این مقاله که در واقع بخش دوم از مقالات “افتخار میکنم که یک گیمر هستم” محسوب می شود و از آنجایی که شاید مقاله ی ۶ سال پیش را بسیاری از مخاطبین گیمفا که در سال های بعد از آن همراه ما شده اند ندیده و نخوانده باشند، خالی از لطف نیست که قسمت دوم مقاله را، با یادآوری بخش اول آپدیت کنیم تا همه ی مخاطبین امروز گیمفا هم آن را بخوانند و بدانند که باید همیشه به خودشان افتخار کنند که در جامعه ی گیم هستند.

یکی از مسائلی که به طور حتم ما بازیبازهای ایرانی در زندگی با آن روبرو بوده ایم و یا روبرو خواهیم شد مسئله ی موضع گرفتن والدین در برابر بازی کردن بازی های رایانه ای توسط فرزندانشان می باشد که بسته به سن والدین، سن فرزند و تعداد ساعت های بازی کردن در روز متفاوت است ولی به هر حال کم و بیش برای همه ی ما رخ داده است. چه بخواهیم و چه نخواهیم دیدگاه پدران و مادران ما نسبت به بازی های ویدئویی دیدگاه مثبتی نیست و اگر ما صدها تحقیق و مقاله و در مورد مفید بودن بازی های رایانه ای به آن‎ ها نشان دهیم کافی است تا در یک خبر و یا یک مورد بشنوند که “فلان نفر در فلان جای دنیا بر اثر بازی کردن زیاد بازی های ویدئویی به خود یا دیگران آسیب رسانده است” و یا “تحقیقی انجام شده است که طی شرایطی خاص بازی های ویدئویی را مضر دانسته است.”

همین کافیست تا همه چیز را فراموش کنند و شروع به بد گفتن و انتقاد کردن از بازی های ویدئویی کنند و ما را با جملاتی نظیر “خجالت نمی کشی با این سنت بازی می کنی؟”، “کی می خوای دست برداری از بازی کردن”، “بازی کردن برای بچه ها است” و… متهم می کنند. تازه این یک قسمت قضیه است و قسمت دیگر این است که حتی اگر بازی های ویدئویی را مضر نیز ندانند این گمان را دارند که این بازی ها تنها برای کودکان است چون اسمش بازی است!

این دیدگاهی است که لااقل در جامعه ی ما در مورد بازی های ویدئویی وجود دارد و نسل ما با آن روبرو بوده است. موضوع اینجاست که بازی‎ های ویدئویی نیز مانند هر چیز دیگری در دنیا نسبی هستند و می ‎توانند با استفاده‎ ی درست به یک ابزار مفید تبدیل شوند و یا با استفاده ‎ی افراطی و غلط مسیر زندگی را منحرف کنند.

بازی کردن جرم نیست… قابل توجه خیلی‎ها

اگر بخواهیم در مورد افراط و اعتیاد حرف بزنیم که خب این فقط مختص بازی‎ های ویدئویی نیست. افراط و اعتیاد حتی در مورد مسائل مثبت نیز مضر هستند و زندگی را از روند عادی خود خارج می کنند. چه  فرقی می کند که یک شخص هر روز ۱۵ ساعت بازی ویدئویی انجام دهد و یا مثلا مشغول تماشای فیلم باشد یا حتی ۱۵ ساعت از وقت تمام روزهای زندگی خود را کتاب (غیر درسی) بخواند و از تمام مسائل مختلف زندگی و روابط با خانواده و دوستان و…. غافل شود. باور کنید در تمام این موارد فرد از دیگر فعالیت ‎های زندگی ‎اش باز می‎ ماند و لطمه می خورد ولی در دیدگاه والدین ما اینطور نیست. بگذارید رک و پوست کنده همین ۳ مورد را با هم مقایسه کنیم. اگر روزی ۱۵ ساعت کتاب بخوانیم واقعا فرزند خوبی هستیم. اگر ۱۵ ساعت فیلم ببینیم می توان گذشت و ایراد نگرفت ولی اگر ۱۵ ساعت بازی کنیم ما قطعا از دیدگاه والدین مریض هستیم و مشکل جدی داریم! این طرز فکر منصفانه نیست ولی خواه ناخواه وجود دارد. منظور این نیست که ۱۵ ساعت بازی کردن ایراد ندارد بلکه خیلی هم بد است ولی نه بدتر از ۱۵ ساعت فیلم دیدن و شاید حتی ۱۵ ساعت کتاب خواندن و …..

در مورد مسئله ی سن مناسب بازی کردن نیز متاسفانه همین مشکلات و مسائل در کشورمان برای والدین وجود دارد. آخر چطور می شود یک بازی که تنها برای سن بالای ۱۸ سال ساخته شده است برای کودکان باشد؟ متاسفانه برای والدین ما بازی کردن عنوانی مثل GTA با کلی صحنه های نامناسب برای کودکان توسط یک کودک ۱۰ ساله بسیار قشنگ تر و منطقی تر از بازی کردن آن توسط یک فرد مثلا ۲۷ ساله است و با کمال میل حاضرند این بازی را برای کودک خود خریداری نمایند و در اختیارش قرار دهند ولی به دیگر فرزند خود که ۲۵ سال دارد و آن را بازی می کند ایراد بگیرند و او را بچه خطاب کنند و فکر کنند که دارند درست ترین کار دنیا را انجام می دهند و فرزندشان را از ورطه‎ی خانمان سوز بازی های رایانه ای نجات می دهند. متاسفانه این مسئله تنها در کشور ما وجود دارد و نسل ما با آن درگیر بوده است و درگیر است و درگیر خواهد بود تا روزی که شاید خود ما در صدد از بین بردن آن برآییم.

به هر حال همه ی ما روزی پدر و مادر خواهیم شد و شاید همین مسئله را با فرزندانمان داشته باشیم. نکته اینجاست که ما چگونه با این مسئله برخورد خواهیم کرد؟ قطعا ما که خود در دنیای فوق العاده زیبای بازی های رایانه ای سیر و سفر کرده ایم نباید برخوردی مانند پدر و مادرانمان با بازی های ویدئویی داشته باشیم و در برابر آن موضعی کاملا خصمانه بگیریم. این تنها راهی است که می توان امیدوار بود تا نسل های آینده با مشکلی که ما با آن روبرو بوده ایم درگیر نشوند و یا لا اقل کمتر درگیر باشند.

” گیمر بودن من به این دلیل نیست که تصمیم گرفته ام زندگی نداشته باشم، بلکه به این دلیل گیمر هستم که تصمیم گرفته ام زندگی های زیادی داشته باشم “.

بگذارید کمی از جنبه ی تفریح به این مقوله نگاه کنیم. واقعا کدام سرگرمی و تفریح است که به ما اجازه دهد تا در غایت تخیل خود غوطه ور شویم و به دنیاهایی سفر کنیم که هر گز نمی توان در واقعیت در آن ها بود و در نقش شخصیت هایی قرار گیریم که شاید قهرمان تمام زندگی ما بوده اند. غیر از یک بازی رایانه ای چگونه می توان با اتوموبیلی رانندگی کرد که شاید در دنیای واقعی نمونه اش را حتی از نزدیک هم نبینیم. چگونه می توان طعم واقعی هدایت یک ارتش بزرگ را در یک نبرد هیجان انگیز در جریان جنگ جهانی چشید و با تمام وجود آن را حس کرد. چگونه می توانیم در قالب شوالیه ی تاریکی قرار بگیریم و مردم را از شر جوکر و دیگر دشمنان جامعه نجات دهیم؟ بازی های رایانه ای دنیایی هستند که به ما اجازه می دهند رویاهایمان را کنترل کنیم و آن ها را رقم بزنیم. مانند فیلم های سینمایی نیستند که فقط به تماشای آن‎ ها بنشینیم و کاری جز نگاه کردن نداشته باشیم. اینجا خود ما گردانندگان وقایع هستیم و به آن ها جهت می دهیم. اینجا ما تصمیم می گیریم و سپس با عواقب تصمیمان روبرو می شویم. اینجا ما نقش اول هستیم و همه چیز در کنترل ماست. راه می رویم ، اکتشاف می کنیم ، می کشیم ، کشته می شویم، عاشق می شویم، انتقام می گیریم، اشک می ریزیم، می خندیم، خواننده و نوازنده می شویم، در کالبد محبوب ترین ورزشکارانمان قرار می گیریم، در نقش ابر قهرمانان زندگیمان قرار می گیریم، تصمیمات مهم و حیاتی می گیریم، رانندگی می کنیم، تصادف می کنیم، بین خوبی و بدی انتخاب می کنیم، خیانت می بینیم و خیانت می کنیم و درس می گیریم، تاریخ را رقم می زنیم و صدها عمل دیگر که تنها و تنها در این دنیای شگفت انگیز ممکن می شوند. واقعا نگاهی به نکاتی که ذکر کردم بیاندازید و با خود فکر کنید که کجا می شود این همه تفریح و سرگرمی مختلف را با هم داشت و این تعداد تجربه را کسب کرد.

بازی کردن در خون من است…قطعا همین طور است. نه؟

اگر فقط به جنبه های سرگرمی نگاه نکنیم و بخواهیم از جنبه های آموزشی نیز بازی های ویدئویی را بررسی کنیم حرف های بسیاری برای گفتن داریم. به راستی که همین بازی ها کلی اطلاعات عمومی ما را بالا برده اند. توسط همین بازی ها با کلی از وقایع مختلف تاریخی آشنا شده ایم. توسط همین بازی ها با فرهنگ و معماری و تاریخ بسیاری از شهرها و کشورهای دنیا در دوره های تاریخی مختلف آشنا شده ایم، استراتژی ها و نقشه های مختلف را به کار برده ایم و  شکست خورده ایم و یاد گرفته ایم، با بازی های شبیه ساز بسیاری از مهارت ها را تا حدودی آموخته ایم و اگر روزی در واقعیت با آن ‎ها روبرو شویم قطعا مانند یک فرد صفر کیلومتر نیستیم، با زندگی و سرنوشت بسیاری از شخصیت های مهم تاریخ آشنا شده ایم و از آن ها درس گرفته ایم. در دنیای بازی های ویدئویی ما با مفهوم تیم و کار گروهی آشنا شده ایم، لذت همکاری با دوستان و حتی غریبه ها را چشیده ایم و دوستان جدید پیدا کرده ایم. مگر زندگی غیر از این است؟ مگر تمام ورزش ها و آموختنی ها قصدشان آموزش همین مسائل به ما نیست؟ بازی های ویدئویی با استفاده ی درست به ما درس هایی از زندگی می دهند. این بی انصافی است که از ریشه و پایه این صنعت را به مضر بودن متهم کنیم و همه چیز را به گردن آن بیاندازیم. بازی های رایانه ای به وضوح ذهن و دید ما را باز می کنند و ما را با مسائلی آشنا می کنند که هرگز نمی توان در جای دیگری جستجو کرد. آیا نباید به بازیباز بودن خود افتخار کنیم؟ وقتی بازی های رایانه ای این همه نکات مثبت و جذاب و آموزنده و سرگرم کننده را برای ما به ارمغان آورده اند، به ما چه که در فلان کشور یک شخص غیر نرمال ۴ روز در کافی نت پشت سر هم بازی کرده تا جان خود را از دست داده است. آیا اگر بازی رایانه ای نبود چنین فردی راه دیگری برای اعتیاد و از بین بردن خود پیدا نمی کرد؟ ایا این تقصیر بازی های ویدئویی است؟ خیر این طور نیست. این ما هستیم که با استفاده ی صحیح یا غلط، خوب و بد بودن یک حوزه را تعیین می کنیم و بر آن اساس هدف گذاری انجام می ‎دهیم.

یک گیمر از آخرالزمان نمی ‎ترسد چون بارها آن را دیده است!

کاش والدین ما بدون تعصب این مسائل را می دیدند و درک می کردند. لا اقل کاش زمانی که ما خود در نقش والدین قرار بگیریم تمام این مسائل و لذت هایی را که در این دنیای بی انتها چشیده ایم فراموش نکنیم و فرزندانمان را از آن منع نکنیم. بالاخره باید روزی این دیدگاه در کشورمان اصلاح شود و شاید نسل ما که از این مسئله آسیب دیده است و متهم شده است و حرف شنیده است باید شروع کننده ی از بین بردن این تعصبات باشد. تعصباتی که هر کدام از ما را آزار داده است، کسانی را بیشتر و کسانی را کمتر. یادمان باشد که اگر روزی جایگاهمان از فرزند به والدین تغییر کرد یاد همین روزهای خود نیز باشیم و همه چیز را فراموش نکنیم. هر چیزی که به ما مربوط نباشد لا اقل این یکی به ما مربوط است و ما بیشترین صلاحیت را برای تغییر این دیدگاه و تعصبات داریم چون ما یک بازیباز هستیم.شخصی که دنیاهای بسیار بسیار بیشتری را از سایرین دیده است و تخیل قوی تری دارد. شخصی که سریع تر از دیگران تصمیم گیری می کند. شخصی باهوش و قابل احترام که تخیل خود را محدود نکرده است و در انواع و اقسام افسانه ها و واقعیت های تاریخی نقش آفرینی کرده است.ما از اشتباهات خود درس می گیریم و  یاد گرفته ایم که هیچ مرحله ای را رها نکنیم حتی مراحل سخت و دشوار زندگی را. ما می توانیم تقلب کنیم ولی با درستی و عدالت بازی می کنیم. باید به خود افتخار کنیم که یک بازیباز هستیم و امیدوار باشیم روزی برسد که پدران و مادران نیز دیدگاه بهتری در این باره پیدا کنند. شاید بهترین جمله در مورد ما گیمرها این باشد:

”  گیمر بودن من به این دلیل نیست که تصمیم گرفته ام زندگی نداشته باشم، بلکه به این دلیل گیمر هستم که تصمیم گرفته ام زندگی های زیادی داشته باشم “.

ما صبر و پشتکار را از مراحل Dark Souls آموخته ایم و خشم کریتوس را کنترل کرده ایم. بارها و بارها بشریت را نجات داده ایم. عاقبت ایده های آرمان گرایانه و آرمان شهرها را در بایوشاک و رپچر و کلمبیا دیده ایم. در سخت ترین ماموریت ها اسنیک بزرگ را همراهی کرده ایم و در واقع همه کاره ی او بوده ایم. فکر می کنید چه کسانی این شخصیت ها را تبدیل به افسانه کرده اند؟ بدون شک ما… بازی بازان…

پس بیایید بازی کردن خود را پنهان نکنیم و افتخار کنیم که یک بازی‎ باز هستیم. ما یک جامعه هستیم. جامعه ای که کسی نمی تواند به این راحتی پایه های آن را سست کند. حتی اگر در داخل این جامعه با هم درگیری هایی داشته باشیم اما با این حال در قدرت و سلامت جامعه ی خود شکی نداریم. به ما می گویند بازیباز. ما صبر و پشتکار را از مراحل Dark Souls آموخته ایم و خشم کریتوس را کنترل کرده ایم. بارها و بارها بشریت را نجات داده ایم. عاقبت ایده های آرمان گرایانه و آرمان شهرها را در بایوشاک و رپچر و کلمبیا دیده ایم. در سخت ترین ماموریت ها اسنیک بزرگ را همراهی کرده ایم و در واقع همه کاره ی او بوده ایم. فکر می کنید چه کسانی این شخصیت ها را تبدیل به افسانه کرده اند؟ بدون شک ما… بازیبازان…

1
0

بیشتر بخوانید



نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • dante61 گفت:

    عاشقانه‌ای دیگر از آقا سعید عزیز، واقعاً زیبا بود، اینجور مقالات واقعاً لازم و مفید هستند. انشاالله که همیشه سلامت و موفق باشید.

    2
    0
  • BATMAN FAN گفت:

    سلام به آقای بابایی خسته نباشید مقاله زیبایی بود امیدوارم روزی برسه که مردم ایران هم برای بازیهای ویدئویی احترام قائل بشن و بازی رو به عنوان یک اثر هنری بدونند

    2
    0
  • aref44 گفت:

    عرض ادب و سلام خدمت جناب آقابابایی که همیشه با مطالبشون مستفیض میکنن مارو.
    من که تا پلی استیشن ۳ گیمر بودم، الان دیگه نه وقتش هست و نه هزینه اش. اخبار بازیارو از گیمفا و و فول مچشونو از یوتیوب دنبال میکنم
    البته شور و حال اون دوران قابل مقایسه با الان نیست. اون موقع ها بازیسازا مغز داشتن و امکانات پیشرفته نبود، الان امکانات پیشرفته شده و مغز توی کله بازیسازا نیست
    از این نوشته هم استفاده کردیم. متاسفانه توی ایران به دلیل گرونی و تورم وحشتناک دیگه نمیشه لذت برد از بازی کردن. همه چی شده آنلاین، وضعیت نت ما هم داغون

    1
    0
  • Aegon8 گفت:

    حالا ما قبول داریم لذت بازی خیلی زیاده ولی دیگه نیاید براش مقاله بنویسید که این اتلاف وقتو توجیح کنید ….واقعا گیم
    زیاد بازی کردن جلوی وقت و استعداد و پول ادم رو میگیره ایا واقعا هدف ما زیاد بازی کردنه
    سود و عشق و حال رو الان اون بازیساز ها میکنن هم استعدادشونو بروز میدن و هم پولشو میگیرن
    انتظارم دارید پدر مادرا کنایه نگن و دلخور نشن؟؟؟؟

    0
    1
    • دوستِ عزیز هر‌چیزی زیادش خوب نیست اما دیگه خانواده نباید به خودش اجازه بده برای یکی دو ساعت بازی کردن فرزندش رو سرزنش کنه و همین رو بهانه کنه تا فرزندش رو با هر … مقایسه کنه.مثلا میگن خجالت نمیکشی فلان کس تو زندگیش چقدر پیشرفت کرده بعد تو همش بازی میکنی بعد هی بگی بچه تو هیچی نمیشی.اون موقع اون خانواده باید بدونه با این کار مجوز این رو به بچه داده تا والدینش رو به راحتی با بقیه مقایسه کنه.اگه شما هم فرزند دارین این رو به عنوانِ نصیحت و تجربه از من قبول کنین.این کار‌ها در اکثرِ موارد نتیجه عکس میده و بچه دور میشه از خانواده.انسان باید در کنار چهار‌چوبِ تربیتی که برای فرزندش مشخص میکنه و محدوده براش مشخص میکنه با فرزندش رفاقت هم بکنه.هیچ چیز با کنایه زدن حل نمیشه اما با حرفِ منطقی و محبت چرا خیلی چیزا حل میشه.به جای کنایه باید به سرگرمیِ بچه احترام گذاشت و بهش در پیدا کردنِ علاقه‌ها و استعداد‌هاش کمک کرد.

      1
      0
      • Aegon8 گفت:

        اخه تیتر میگه گیمر
        گیمر هم کسیه که اصولا همه تایما بازی میکنه نه تفننی…..پس یا میشه گفت گیمر که کل وقتشو میزاره یا اصلا نباید بگید گیمر که بنظرم گیمر بودن دلیل منطقی بر برتر بودن نیست
        نمیدونم چیه هر دفعه یه بازیرو شروع میکنم اگه تا یه حده زیادی طولانی بشه خودم معذب میشم برای همین به دوستان توصیه میکنم اگرم بازی میکنید بازیهای خفن و شاهکار رو انجام بدید و از قبلش دربارش نقد بخونید که شاید ارزش پول و وقتتونو داشته باشه مخصوصا اونایی که مثل من الان نوجونن و اگه بی توجهی کنن قطعا ضربشو چند سال بعد میخورن

        0
        0
        • عزیز اول بگم اگه گیمر هستی به این معنا نیست ۲۴ ساعت در حالِ پلی دادن باشی حالا داستانِ اونایی که اعتیاد پیدا کردن و چندین ساعت روزانه آنلاین میزنن فرق داره.گیمر بودن دلیل بر برتر بودن نیست اما وقتی میگیم با افتخار گیمر هستیم چون سال‌هاست که خانواده‌ها میزنن تو سرِ بچه و کلا دیدِ بدی به بازی‌ها دارن و گیمر رو سرزنش میکنن انگار که اون گیمر بدبخت جرمی مرتکب شده.گیمر بودن دلیل منطقی بر برتر بودن نیست اما وقتی شما در بازی معما حل میکنید تصمیم میگیرید کاوش میکنید و استراتژی میچینید و گوش میکنید و میبینید و جملات و کلمات انگلیسی یاد میگیرید نا‌خود‌آگاه یا خود‌آگاه مهارت‌هایی کسب میکنید که کسایی که گیم نمیزنن اون‌ها رو ندارن.بازی باعث فعال‌تر شدن مغز میشه.رفلکس یک گیمر از دیگران سریع‌تره.گیمر سرعتِ تحلیلش نسبت به بقیه بیشتره یا گیمر در حل مشکلات توانا‌تر از بقیه هستش یه گیمر میتونه مدیری عالی باشه و…
          حتی معتادینِ به سیگار هم همه تایما رو به سیگار کشیدن نمیگذرونن پس این دیدگاه که اگه کل تایمت رو بازی کنی گیمری و اگه تفننی بازی کنی گیمر نیستی غلطه.والا من در ۱۶ سالِ گذشته که گیمر بودم یادم نمیاد یک بار هم کلِ وقتم رو بگذارم و فقط بازی کنم.اما در مورد توصیه شما باید بگم که دوستان اگر هم بخوان نمیتونن همه بازی‌هایی که میخوان رو پلی بدن و حتما مطالعه میکنن در موردِ بازی‌ها و اتوماتیک بازی‌های با ارزش بالا رو انتخاب میکنن.شما نوجونی میخوام مهمترین تجربه‌هام رو در اختیارت بگذارم که موهام در رابطه باهاش سفید شده.تلاش کن تا در راه علاقت تحصیل کنی و پیدا کردنِ علاقه و استعداد‌هات رو تبدیل به دغدغه بکن برای خودت. از تفریحاتت به هیچ عنوان نزن(البته از نوعِ سالم).هیچوقت حسرت کاری که نمیتونی بکنی رو نخور اما کاری که میخوای و میتونی انجام بدی رو و به نفعت هست به تعویق ننداز چون بعد‌ها حسرتش آزارت میده.وقتی علاقه باشه تا هرچقدر از ذهنت کار بکشی بهت بازده مثبت میده اما وقتی راه رو اشتباه انتخاب کنی به شدت برات سخت میشه برای همین گفتم پیدا کردنِ علاقه‌ها و استعداد‌هات رو تبدیل به دغدغه بکن برای خودت.اما یک سوال از شما دارم شما دقیقا در برابر چه چیزی یا کسی معذب میشی وقتی از یه حدی طولانی‌تر میشه؟

          0
          0
  • Dragon گفت:

    هووووو هه .. عجب زیاد نوشتی
    ولی دمت گرم خوب بود.. Yes
    منم میخوام مثل تو زیاد بنویسم …

    بازی باعث افتخاره
    ولی نه با کنسول اجاره

    میبردت تا ابر ستاره
    نشاید با دستگاه ابوطیاره!

    شیرینی لحظه ها میاد با یه اشاره
    اگه خودتو کنترل کنی و اداره

    چرااا بعضی بازیا در انحصاره
    ای بخوره تو سر باعث و بانیش آتیش پاره

    کاش ما گیمرا با هم متحد بشیم بالاخره
    هر چند با چنگ و دندان و آرواره

    تا حسرت نخورن گیمران فقیر و بیچاره
    و تنها نباشن مثل من قداره !

    خدا کسی رو بخاطر بازی نکنه آواره
    تا بخواد زیر کار سخت شکنجه بشه و بد قواره

    کاش همه لذت زندگی رو ببرن بدون آب غوره
    که زندگی رو یروز باد با خودش میبره چون باد آوره
    .
    .
    .
    بسمت مغز و قلبت شلیک میکنم دوباره
    توی دنیاییکه وجود نداره

    میشم یه قاتل بالفطره
    لذت کشتن تو عین بهاره

    باهات یه مسابقه میدم توی پیست های پر خاطره
    شتاب میگیرم تو زمینهای سبز و پر از منظره

    به سر و صورتت لگ میزنم ای موشواره
    استخوناتو خورد میکنم و با خودم میبرمت تا ته جهنم دره
    .
    .
    .

    رویای من اگرچه واقعی نیست پشت پنجره
    اگرچه عمر من تیره و بی ثمره

    ولی با این کارم زندگی تاریکمو میدم به توبره
    و شاید اینم باعث افتخاره

    تا زندگیتون پر از انرژی و پر مقداره
    به همدیگه عشق بورزیم تا نشویم جگر پاره..

    تا نور زندگی میزنه به این دایره
    میشود همه را خوشبخت کرد دگر باره

    تا دهانه ی دره ما را نخورده ذره ذره
    سیاهی های درونمونو پاک کنیم و بشیم یه زنجیره

    مثل سنگها و شهاب های زمین و زهره
    که آخرش شد یه سیاره Smile

    0
    0
  • mahdi84 گفت:

    سلام دوستان
    من هم همیشه افتخار کرده و میکنم که یک عاشق گیم هستم (چرا عاشق گیم و نه گیمر بخاطر افکار پوسیده و عقب مانده پدر و مادرم)اما هیچ کنسول یا پی سی ندارم ولی حقیقتا آرزو دارم که یک ps3 حتی داشته باشم(اینم بگم که از نظر مالی مشکلی ندارم اما والدینم گیم رو بیهوده و وقت تلف کردن میدونن)

    0
    0
    • Dragon گفت:

      اکثر پدرو مادراییکه مخالفت میکنن اصلا درک نمیکنن که گیم چیه و همیجوری رو هوا باهاش مخالفت میکنن..
      درحالیکه اینطور نیست.. گیم ذهن باز و تاز و جوان میخواد کا اونا ندارن..
      ولی به شخصه با زیاده روی تو گیم مخالفم و تو این زمینه حق میدم بهشون که وقت رو نباید همش گذاشت برای بازی که از زندگی عقب بیفتی

      1
      0
    • طاها گفت:

      جالبه من رو از ۵ سالگی برام کنسول خریدن و بازی هاشو تعمیین میکردن و میکنن ولی موقع بازی کردن ادم رو میکشن کخ میخواد حداقل روزی ۵ ساعت بازی کنی وقتی ۱۰ ساعک میشینی درس میخونی نمیبینن ولی کنسول رو روشن کن نابودت میکنن

      1
      0
  • Rich Man گفت:

    مقاله بی نظیر . کیف کردم . گیم فا در این سال ها برای من یک محفل همیشه شاد و نامحسوس بوده که مشتاقانه روزی دو بار بهش سر می زنم . این واقعا درسته که روح ما در تعامل با این دنیای پر زرق و برق از ناب ترین هنرهاست . Yes Heart

    0
    0
  • با تمام وجود افتخار میکنم که یک گیمر هستم ممنون سعید جان بابت نوشتن همچین مقاله زیبایی In Love In Love In Love

    2
    0