۲ نفره لذت دیگری دارد! | برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم – بخش اول

28 تیر 1399 - 09:00

می رسیم به سومین بخش از سری مقالات درخواستی شما عزیزان که علاقمند بودید مقالات ۱۰ برتری را با محوریت نظر شخصی خودم بنویسم و این باعث افتخار من نیز هست که شما عزیزان به چنین مقالاتی علاقه داشته و دوست دارید که از نظرات شخصی من در مورد بازی ها آگاه شوید. من هم سعی می کنم عناوینی خوب و تجربیات جذابم را برای شما عزیزان بنویسم تا شاید با بازی هایی باکیفیت و عالی آشنا شوید و به سراغ آنها بروید. مثل لیست امروز که شاید از طریق آن عناوینی را پیدا کنید که خوراک تجربه Co-op از نوع Cooperative (واقعا از Competative بدم می آید) هستند و با دوستانتان بزنید به قلب صدها ساعت بازی! خلاصه این که این نوع مقالات جدا از مقالات رسمی و عمومی سایت که بیشتر حالت رده بندی جهانی و کاملا منطقی و بدون نظر شخصی دارند هستند و اتفاقا نظر شخصی در این مقالات کاملا دخیل شده است، در واقع چیزی مشابه مقالات Opinion وبسایت های خارجی است که در آن نویسندگان، مطالب و لیست هایی را فقط بر طبق نظر شخصیشان می نویسند و با مخاطبین به اشتراک می گذارند. امروز سومین مقاله از این سری را کلید می زنیم و در آینده شاهد مقالات بیشتری هم بر طبق پیشنهادهای شما خواهیم بود. در مقاله امروز بنده محبوب ترین و برترین تجربه های Co-op که طی نسل هشتم داشته ام را برای شما عزیزان به رشته تحریر در آورده ام و آنها را با شما در میان می گذارم. در واقع در این مطلب قصد دارم تا به ۱۰ عدد از بازی هایی  که ساعات فوق العاده ای را در تجربه کردن با دوستان برای من خلق کرده اند اشاره کنم. بازی هایی که قطعا برای من و شاید هم برای خیلی از شماها خاطرات زیادی را رقم زده اند حالا چه به صورت تک نفره یا چند نفره. عناوینی که هر کدام می توانند لذت انجام یک بازی دو نفره را به ما هدیه دهند و سرگرمی نابی را برایمان به ارمغان داشته باشند (لااقل برای من که حسابی داشته اند!).  دقت داشته باشید که مقاله ی شخصی امروز من در مورد تجربه های دو نفره جذابی که فقط در نسل هشتم داشته ام، است. در واقع به جای نام بردن از عناوین قدیمی Co-op که بسیار هم زیاد و با کیفیت بودند، تصمیم گرفتم برای این که مقاله کاربردی تر باشد تنها برترین بازی های “دونفره نسل هشتم” را از نظر خودم معرفی کنم تا کسانی که به دنبال این بازی ها می گردند شاید بتوانند گزینه های خوبی پیدا کنند. شاید اگر در لیست، برترین تجربه های دونفره کل زندگی ام را قرار می دادم کیفیت لیست بسیار هم بالاتر می رفت ولی این گونه، مطلب من بیشتر به بازیبازان در نسل هشتم کمک خواهد کرد زیرا کسی دیگر الان به سراغ بازی دو نفره نسل پنجمی نمی رود و می خواهد بداند در حال حاضر و در نسل هشتم چه گزینه هایی دارد. به مانند همیشه و در مقالات ۱۰ برتر و ۲۰ برتر و … قبل از شروع این مطلب باید نکاتی را ذکر کنم که از شما عزیزان خواهشمندم آن ها را مطالعه نمایید تا شک و شبهه ای برای شما دوستان پیش نیاید. در ابتدا باید بگویم که ملاک انتخاب بازی های این لیست فقط و فقط و فقط نظر شخصی بنده و تجربه ای که من داشته ام است و هیچ ملاک دیگری غیر از این وجود نداشته و ندارد. یعنی این لیست دقیقا مثل هر لیستی از شما عزیزان است که مثلا در بخش نظرات، محبوب ترین تجربه های Co-op خودتان در نسل هشتم را بنویسید. یعنی مطلبی بر اساس “نظر کاملا شخصی”.

همچنین در این لیست دو قسمتی تنها بازی هایی را نوشته ام که به صورت کوآپ آنها را تمام کرده ام یعنی از اول تا آخر یک بازی را به صورت کواپ تجربه کرده ام، نه عناوینی مثل سولز و بلادبورن که مثلا گاهی برخی مراحل را برای کمک به بقیه رفته ام و با آنها بازی کرده ام و کامل نکرده ام. در دنیای بازی ها و نسل هشتم تعداد بسیار زیادی عناوین بی نظیر Co-op از انواع Competative و Cooperative وجود دارند که می توانستند در لیست هر شخصی حاضر باشند اما در این مقاله که لیست شخصی بنده است،  انتخاب هایی را که برای خودم جذاب تر بوده و هستند در لیست جای داده ام. پس دقت کنید که این مقاله، “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” است. رتبه بندی و ترتیبی هم که در این لیست برای بازی های مختلف لحاظ شده است کاملا نظر شخصی نویسنده است و هیچ معیار و میزانی برای درست یا غلط بودن آن وجود ندارد زیرا پای سلیقه شخصی مطرح است. بالاخره هر شخصی بر اساس تجربه و خاطراتی که دارد جایگاه ها عناوین را تعیین می کند. در واقع بازی که مثلا من در رتبه اول قرار داده ام شاید حتی اصلا در لیست شما حضور هم نداشته باشد. پس بهتر است تا این مطلب را به عنوان یک مقاله سرگرم کننده که به همراه آن برخی خاطراتتان یا برخی از بازی های Co-op محبوب را مرور خواهید کرد، نگاه کنید. با بیان این نکات اگر تا کنون به خواندن مقاله ادامه داده اید از شما دعوت می کنم تا در ادامه مطلب “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید. اینها در واقع عناوینی هستند که به شما پیشنهاد می کنم به صورت کوآپ با دوستانتان تجربه کنید و لذت ببرید.

۱۸ – Call of Duty: Black Ops III

سازنده: Treyarch

ناشر: Activision

ژانر: First-Person Shooter 

پلتفرم ها:  PlayStation 4, Xbox One, Xbox 360, PlayStation 3, Microsoft Windows

سال انتشار: ۲۰۱۵  

امتیاز متا:  ۸۱/۱۰۰

وجود بخش دو نفره داستانی آفلاین مخصوصا در سری عناوین Call of Duty که تا به حال چنین قابلیتی را نداشت، یکی از نقاط عطف Call of Duty: Black Ops III به حساب می آمد و لذت تجربه دو نفره آفلاین را برای خیلی از بازیبازان به ارمغان آورد. بازی Call of Duty: Black Ops III یک شوتر اول شخص جذاب است که توسط استودیو Treyarch توسعه یافت و در سال ۲۰۱۵ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را مثل همیشه کمپانی Activision بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One, Xbox 360, PlayStation 3 و Microsoft Windows منتشر نمود. البته باید بدانید که نسخه نسل هفتم این بازی که توسط  Beenox و Mercenary Technology ساخته شده بود، فقط دارای بخش چند نفره بازی بود که برای پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ منتشر گردید و آخرین کال او دیوتی بود نسل هفتمی بود البته به صورت نیمه کاره. به طور کلی یکی از مواردی که همواره در مورد سری عناوین Call of Duty و مخصوصا در مورد بازی های بی نظیر و موفق آن حسرتش را می خوردم عدم وجود بخش دو نفره چه آفلاین و چه حتی آنلاین در بخش داستانی آن ها بود و همیشه دوست داشتم تا بتوانم بخش داستانی این بازی ها که همیشه انتخاب اول یا بهتر است بگویم تنها انتخاب من است (زیرا من فقط به بخش داستانی بازی ها علاقه دارم و چندان “آنلاین باز” نیستم) را به صورت دو نفره، مخصوصا در قالب Split-Screen مثل بازی Killzone 3 با دوستانم تجربه کنم ولی هرگز چنین گزینه ای را در بازی های این سری در اختیار ما قرار نمی دادند تا این که در بازی Call of Duty: Black Ops III سرانجام این طلسم لعنتی شکسته شد و قابلیت بازی دونفره بخش داستانی فراهم گردید تا ۴ نفر بتوانند به صورت آنلاین بخش داستانی را تجربه کنند و دو نفر هم به صورت اسپلیت اسکرین و آفلاین این قابلیت را در اختیار دارند.

وجود بخش دو نفره داستانی آفلاین مخصوصا در سری عناوین Call of Duty که تا به حال چنین قابلیتی را نداشت، یکی از نقاط عطف Call of Duty: Black Ops III به حساب می آمد و لذت تجربه دو نفره آفلاین را برای خیلی از بازیبازان به ارمغان آورد. بازی Call of Duty: Black Ops III یک شوتر اول شخص جذاب است که توسط استودیو Treyarch توسعه یافت و در سال ۲۰۱۵ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را مثل همیشه کمپانی Activision بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One, Xbox 360, PlayStation 3 و Microsoft Windows منتشر نمود. البته باید بدانید که نسخه نسل هفتم این بازی که توسط  Beenox و Mercenary Technology ساخته شده بود، فقط دارای بخش چند نفره بازی بود که برای پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ منتشر گردید و آخرین کال او دیوتی بود نسل هفتمی بود البته به صورت نیمه کاره.

  Call of Duty: Black Ops III در واقع دوازدهمین نسخه از این سری فوق محبوب و ادامه ای بر بازی Call of Duty: Black Ops II در سال ۲۰۱۲ به حساب می آید. وقایع بازی در سال ۲۰۶۵ یعنی ۴۰ سال بعد از داستان نسخه دوم سری اتفاق می افتد، در دنیایی که با کلی چالش ناشی از تغییر آب و هوا و تکنولوژی های بسیار پیشرفته دست و پنجه نرم می کرد. از آن جایی که بخش داستانی با قابلیت همکاری ۴ نفره ساخته شده بود، محیط های بازی بسیار بزرگتر طراحی شده و بازی بیشتر از همیشه از حالت خطی فاصله گرفته بود. شخصیت اصلی بازی که از لحاظ سایبرنتیکی تقویت شده بود به تعداد گوناگونی از قابلیت های مختلف و متنوع در بازی دسترسی داشت که گیم پلی بازی را جذاب تر می کرد. این بازی دارای مد استاندارد و همیشگی “زامبی” که همواره در این سری وجود داشته نیز بود و همچنین یک مد “Nightmares” داشت که کل دشمنان بازی را با زامبی ها عوض می کرد!

به طور کلی یکی از مواردی که همواره در مورد سری عناوین Call of Duty و مخصوصا در مورد بازی های بی نظیر و موفق آن حسرتش را می خوردم عدم وجود بخش دو نفره چه آفلاین و چه حتی آنلاین در بخش داستانی آن ها بود و همیشه دوست داشتم تا بتوانم بخش داستانی این بازی ها که همیشه انتخاب اول یا بهتر است بگویم تنها انتخاب من است (زیرا من فقط به بخش داستانی بازی ها علاقه دارم و چندان “آنلاین باز” نیستم) را به صورت دو نفره، مخصوصا در قالب Split-Screen مثل بازی Killzone 3 با دوستانم تجربه کنم ولی هرگز چنین گزینه ای را در بازی های این سری در اختیار ما قرار نمی دادند تا این که در بازی Call of Duty: Black Ops III سرانجام این طلسم لعنتی شکسته شد و قابلیت بازی دونفره بخش داستانی فراهم گردید تا ۴ نفر بتوانند به صورت آنلاین بخش داستانی را تجربه کنند و دو نفر هم به صورت اسپلیت اسکرین و آفلاین این قابلیت را در اختیار دارند.

Call of Duty: Black Ops III پس از عرضه تا حد زیادی مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار گرفت و موفق شد بازخوردها و امتیازات خوبی را از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید که اکثر آنها بازی را به واسطه ارائه یک تجربه جذاب از شوتر اول شخص چه در بخش تک نفره و چه چند نفره مورد تحسین قرار داده و طرفداران نیز به نیکی از آن یاد می کردند. این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای ۸۱/۱۰۰ را برای Call of Duty: Black Ops III به ارمغان آوردند (امتیاز ۹۲ از IGN و GameTrailers و امتیاز ۹۰ از God is a Geek و Hardcore Gamer و Game Informer) که یکی از بهترین تجربه های Co-op را در بخش تک نفره نیز برای بنده و خیلی از بازیبازان دیگر به همراه داشت. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل طولانی هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از نام هایی که به ذهنم می آید عنوان Call of Duty: Black Ops III است که در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه هجدهم را کسب نموده است.

۱۷ – Brothers: A Tale of Two Sons

سازنده: Starbreeze Studios

ناشر:  ۵۰۵ Games

ژانر:  Adventure

پلتفرم ها:  PlayStation 4, Android, Xbox One, Xbox 360, PlayStation 3, Microsoft Windows, iOS, PlayStation Portable, Windows Phone

سال انتشار:   ۲۰۱۳

امتیاز متا:  ۹۰/۱۰۰

به شخصه ارادت خاصی به Starbreeze Studios دارم و واقعا خاطرات خوبی با فرنچایز The Darkness و دو بازی عالی آن برایم رقم خورده است. البته استودیو Starbreeze سازنده عناوینی مثل The Chronicles of Riddick ،Syndicate و Payday 2 هم هست. بازی های این سازنده همیشه خاص و یونیک هستند و خیلی وقت ها هیچ گونه مشابهی ندارند. عناوینی که حاصل خلاقیت ناب ذهن سازندگانی خوش فکر و توانا هستند که چنین بازی هایی را خلق می کنند و دنیا را به تحسین وا می دارند. بازی Brothers: A Tale of Two Sons یکی از همین عناوین است که ساخته دست Starbreeze Studios است. بازی Brothers: A Tale of Two Sons یک بازی ادونچر یونیک است که با کارگردانی جوزف فارس با آن شخصیت جالبش و توسط Starbreeze Studios توسعه یافت و در سال ۲۰۱۳ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را کمپانی ۵۰۵ Games بر عهده داشت که این بازی را تا امروز برای پلتفرم های بسیار زیادی از جمله PlayStation 4, Android, Xbox One, Xbox 360, PlayStation 3, Microsoft Windows, iOS, PlayStation Portable و Windows Phone منتشر کرده است تا خیلی ها از تجربه این عنوان یونیک که هیچ مشابهی در دنیای بازی ها ندارد لذت ببرند.  داستان بازی به این شکل شروع می شود که در ابتدا شما می بینید که پسری به نام Naiee، بر سر مزار مادرش که در دریا افتاده است و او نتوانسته نجاتش دهد، در حال ادای احترام است. سپس برادر بزرگتر او با نام Naia، وی را صدا می زند تا به پدر مریضشان کمک کنند که به نزد دکتر روستا برود.

دلیل اصلی خاص بودن Brothers: A Tale of Two Sons جدا از داستان و روایت و …، کنترل بسیار جذاب آن است که در حالت تک نفره شما می توانید کنترل هر دو برادر را همزمان در دست داشته باشید به این شکل که حرکت هر کدام از آنها بر روی یکی از آنالوگ های کنترلر تنظیم شده است و به این شکل باید بر پازل ها و چالش های محیطی عالی بازی فائق آیید و نوعی از بازی را تجربه کنید که تا به حال هیچ عنوان دیگری در اختیار شما نگذاشته است. در واقع باید این طور بگویم که در حالت تک نفره بازی Brothers: A Tale of Two Sons، شما دارید با خودتان Co-op بازی می کنید!!! واقعا از این بهتر نمی شود که جمله ای در مورد بخش تک نفره این بازی گفت. از سوی دیگر این بازی به صورت دو نفره هم کاملا قابل انجام است و اتفاقا یک بازی دو نفره فوق العاده جذاب و دوست داشتنی هم هست که تجربه کردن آن با شخصی دیگر به صورت آفلاین، لذت زیادی دارد و به خاطر داستان زیبا و احساسی و همین طور گیم پلی جالب و مبتنی بر همکاری دو نفره، تجربه جذابی را برای شما رقم می زند و حتی ممکن است شما را در مواقعی احساساتی کند.

دکتر به آن ها می گوید که تنها راه نجات پدرشان از مریضی، جمع کردن آب از درخت زندگی یا Tree of Life است و به این ترتیب سفر و ماجراجویی سخت و پر خطر دو برادر به منظور نجات پدرشان آغاز می شود که این سفر خیلی غیر قابل پیش بینی تر از چیزی است که فکرش را بکنید و قطعا ارزش دارد تا با این دو برادر چه به صورت تک نفره و چه دو نفره همراه شوید. دلیل اصلی خاص بودن Brothers: A Tale of Two Sons جدا از داستان و روایت و …، کنترل بسیار جذاب آن است که در حالت تک نفره شما می توانید کنترل هر دو برادر را همزمان در دست داشته باشید به این شکل که حرکت هر کدام از آنها بر روی یکی از آنالوگ های کنترلر تنظیم شده است و به این شکل باید بر پازل ها و چالش های محیطی عالی بازی فائق آیید و نوعی از بازی را تجربه کنید که تا به حال هیچ عنوان دیگری در اختیار شما نگذاشته است. در واقع باید این طور بگویم که در حالت تک نفره بازی Brothers: A Tale of Two Sons، شما دارید با خودتان Co-op بازی می کنید!!! واقعا از این بهتر نمی شود که جمله ای در مورد بخش تک نفره این بازی گفت.

داستان بازی به این شکل شروع می شود که در ابتدا شما می بینید که پسری به نام Naiee، بر سر مزار مادرش که در دریا افتاده است و او نتوانسته نجاتش دهد، در حال ادای احترام است. سپس برادر بزرگتر او با نام Naia، وی را صدا می زند تا به پدر مریضشان کمک کنند که به نزد دکتر روستا برود. دکتر به آن ها می گوید که تنها راه نجات پدرشان از مریضی، جمع کردن آب از درخت زندگی یا Tree of Life است و به این ترتیب سفر و ماجراجویی سخت و پر خطر دو برادر به منظور نجات پدرشان آغاز می شود که این سفر خیلی غیر قابل پیش بینی تر از چیزی است که فکرش را بکنید و قطعا ارزش دارد تا با این دو برادر چه به صورت تک نفره و چه دو نفره همراه شوید.

از سوی دیگر این بازی به صورت دو نفره هم کاملا قابل انجام است و اتفاقا یک بازی دو نفره فوق العاده جذاب و دوست داشتنی هم هست که تجربه کردن آن با شخصی دیگر به صورت آفلاین، لذت زیادی دارد و به خاطر داستان زیبا و احساسی و همین طور گیم پلی جالب و مبتنی بر همکاری دو نفره، تجربه جذابی را برای شما رقم می زند و حتی ممکن است شما را در مواقعی احساساتی کند. Brothers: A Tale of Two Sons پس از عرضه مورد استقبال فوق العاده ی منتقدین و طرفداران قرار گرفت و موفق شد بازخوردها و امتیازاتی عالی (امتیاز ۱۰۰ از Giant Bomb، امتیاز ۹۰ از GamingTrend و امتیاز ۸۵ از PC Gamer) را از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید که اکثر آنها بازی را به واسطه روایت داستانی بی نظیر و گیم پلی بسیار یونیک مورد تحسین قرار داده و طرفداران نیز به نیکی از آن یاد می کردند. این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای ۹۰/۱۰۰ را برای Brothers: A Tale of Two Sons به ارمغان آوردند تا به عنوان یک بازی موفق در نسل هشتم شناخته شود که تجربه ی دو نفره آن یکی از مزیت ها و بهتر است بگوییم نکته اصلی و عامل حیاتی موفقیت این بازی زیبا به حساب می آید. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل طولانی هشتم داشته ام فکر می کنم، عنوان Brothers: A Tale of Two Sons سریعا به خاطرم می آید که از  تجربه ی آن به صورت Co-op همراه هامون معتقدی عزیز، به معنای واقعی لذت بردم. بازی Brothers: A Tale of Two Sons در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه هفدهم را کسب نموده است.

۱۶ – A Way Out

سازنده: Hazelight   

ناشر: Electronhc Arts

ژانر: Action-Adventure

پلتفرم ها:  PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows

سال انتشار: ۲۰۱۸   

امتیاز متا:  ۷۹/۱۰۰

A Way Out هم دقیقا همان کارگردان بازی قبلی لیست یعنی جوزف فارس را دارد (البته این بار در قالب استودیو Hazelight) که شخصیت خیلی جالبی دارد و اتفاقا من این بازی را هم با هامون معتقدی کوآپ بازی کرده و به پایان رساندیم. بازی A Way Out یک اکشن ماجرایی جذاب است که توسط استودیو Hazelight توسعه یافت و در سال ۲۰۱۸ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را کمپانی Electronhc Arts بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر نمود. این بازی اصلا قابلیت بازی تک نفره نداشت و یا به صورت آنلاین و یا Split-Screen باید آن را دو نفره بازی می کردید. البته سازندگان برای این که کسانی که بازی را خریده اند بتوانند راحت آن را تجربه کنند قابلیتی را گذاشتند که صاحب بازی می توانست آن را به رایگان با یکی از دوستانش به اشتراک بگذارد و دو تایی با هم بازی کنند که این دقیقا کاری بود که هامون معتقدی عزیز انجام داد و این عنوان جذاب را تجربه کردیم. جالب است بدانید که این بازی در همان دو هفته ی اول عرضه اش بیش از یک میلیون نسخه فروخت.

بازی از زاویه دوربین سوم شخص دنبال می شد و دو نفر کنترل شخصیتهای لئو و وینست را بر عهده می گرفتند که قصد داشتند با هم از زندان فرار کنند و سپس باید از دست ماموران فرار می کردند. با این که داستان بازی و هر دو شخصیت همزمان روایت می شد ولی پیشروی آنها شاید همزمان نبود و مثلا در یک زمان یکی از بازیبازان کنترل شخصیتی را برعهده داشت و دیگری داشت کات سین می دید. در بازی باید بسیار زیاد و در انواع و اقسام موقعیت ها دو نفری با هم همکاری می کردید تا بتوانید بازی را پیش ببرید. سازندگان بخش های بسیار یونیک و جذابی را از این طریق در گیم پلی بازی قرار داده بودند که تجربه دو نفره بازی را خیلی باحال می کرد. مثلا شما در زندان باید نگهبان و پرستار را مشغول نگه می داشتید تا بازیباز دیگر با لئو یک آیتم خاص که برای فرار لازم داشتید را بدزدد. این بازی اصلا قابلیت بازی تک نفره نداشت و یا به صورت آنلاین و یا Split-Screen باید آن را دو نفره بازی می کردید. البته سازندگان برای این که کسانی که بازی را خریده اند بتوانند راحت آن را تجربه کنند قابلیتی را گذاشتند که صاحب بازی می توانست آن را به رایگان با یکی از دوستانش به اشتراک بگذارد و دو تایی با هم بازی کنند

بازی از زاویه دوربین سوم شخص دنبال می شد و دو نفر کنترل شخصیتهای لئو و وینست را بر عهده می گرفتند که قصد داشتند با هم از زندان فرار کنند و سپس باید از دست ماموران فرار می کردند. با این که داستان بازی و هر دو شخصیت همزمان روایت می شد ولی پیشروی آنها شاید همزمان نبود و مثلا در یک زمان یکی از بازیبازان کنترل شخصیتی را برعهده داشت و دیگری داشت کات سین می دید. در بازی باید بسیار زیاد و در انواع و اقسام موقعیت ها دو نفری با هم همکاری می کردید تا بتوانید بازی را پیش ببرید. سازندگان بخش های بسیار یونیک و جذابی را از این طریق در گیم پلی بازی قرار داده بودند که تجربه دو نفره بازی را خیلی باحال می کرد. مثلا شما در زندان باید نگهبان و پرستار را مشغول نگه می داشتید تا بازیباز دیگر با لئو یک آیتم خاص که برای فرار لازم داشتید را بدزدد. حتی در بخشی که اکشن بود و باید به صورت شوتر سوم شخص دشمنان را از بین می بردید کیفیت بازی بسیار بسیار بالا بود و کیفیت گان پلی و شلیک ها واقعا عالی و خوش دست از کار در آمده بودند. همچنین شما می توانستید با کلی شخصیت های غیر قابل بازی تعامل داشته باشید و حتی گزینه های مختلف دیالوگ نیز برای انتخاب کردن به شما داده می شد. گیم پلی بازی پر بود از مینی گیم های مختلف و جذاب. از بازی کامپیوتری آرکید به نام Grenade Brothers گرفته تا مینی گیم های مچ اندازی و پیانو نوازی دونفره و یانجو و بیسبال و بسکتبال و تیراندازی به بطری و انواع و اقسام مینی گیم های جذاب دیگر که سبب می شدند هر کس که این بازی را تجربه کرده است از آن به خوبی یاد کند زیرا بازی اصلا اجازه نمی داد شما خسته شوید.

حتی در بخشی که اکشن بود و باید به صورت شوتر سوم شخص دشمنان را از بین می بردید کیفیت بازی بسیار بسیار بالا بود و کیفیت گان پلی و شلیک ها واقعا عالی و خوش دست از کار در آمده بودند. همچنین شما می توانستید با کلی شخصیت های غیر قابل بازی تعامل داشته باشید و حتی گزینه های مختلف دیالوگ نیز برای انتخاب کردن به شما داده می شد. گیم پلی بازی پر بود از مینی گیم های مختلف و جذاب. از بازی کامپیوتری آرکید به نام Grenade Brothers گرفته تا مینی گیم های مچ اندازی و پیانو نوازی دونفره و یانجو و بیسبال و بسکتبال و تیراندازی به بطری و انواع و اقسام مینی گیم های جذاب دیگر که سبب می شدند هر کس که این بازی را تجربه کرده است از آن به خوبی یاد کند زیرا بازی اصلا اجازه نمی داد شما خسته شوید. حتی در داستان بازی هم پیچیدگی ها و شوک هایی وجود داشت که آن را برای شما غیرقابل پیش بینی می کرد.

حتی در داستان بازی هم پیچیدگی ها و شوک هایی وجود داشت که آن را برای شما غیرقابل پیش بینی می کرد.  A Way Out پس از عرضه تا حد خوبی مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار گرفت و موفق شد بازخوردها و امتیازات اکثرا مثبتی را از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید که اغلب بر کیفیت تجربه دو نفره ی جذاب بازی تمرکز داشتند. این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای ۷۹/۱۰۰ را برای A Way Out به ارمغان آوردند که برای عنوانی در این سبک که متفاوت از دیگر عناوینی است که دیده ایم و سعی کرده ساختار متفاوتی داشته باشد، بسیار مناسب است، البته نه به اندازه ی بازی قبلی جوزف فارس یعنی Brothers: A Tale of Two Sons که متا ۹۰ را کسب کرد و داستان بسیار جذاب تری داشت. البته باید این را بگویم که زمانی که با کسانی که این عنوان را تجربه کرده اند صحبت کنید اکثرا اعتقاد دارند که کیفیت تجربه ی این بازی واقعا بیش از امتیاز ۷۹ است. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل طولانی هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از نام های جذابی که به خاطر می آورم عنوان A Way Out است که ساعت بسیار جذاب و لذتبخشی را برای من و هامون معتقدی عزیز رقم زد و در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه شانزدهم را کسب نموده است.

۱۵ – World War Z

سازنده: Saber Interactive  

ناشر: Mad Dog Games

ژانر: Third Person Shooter Multiplayer

پلتفرم ها:  PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows و Switch

سال انتشار: ۲۰۱۹

امتیاز متا:  ۷۳/۱۰۰

می رسیم به یکی از بازیهایی که خفن ترین زامبی ها و بهتر است بگویم دیوانه ترین و وحشی ترین زامبی ها را در تاریخ بازی ها دارد. زامبی هایی که روی هم سوار می شدند و از یک ساختمان چند طبقه بالا می آمدند تا به سراغتان بیایند. فکر کردید زامبی ها مثل سری اویل کند حرکت می کنند؟ زامبی های World War Z که در این بخش از آن صحبت می کنیم قهرمانان دوی سرعت بودند و چنان به سمت شما می دویدند که زهره ترک می شدید. حتی درجات سختی بازی هم خیلی خیلی سخت بود آن هم تازه با تجربه ی ۴ نفره ی کوآپ. یکی از مواردی که همیشه دوست داشتم در ویدئو ببینم این بود که چطور می شود و اصلا چطور ممکن است که درجات سختی آخر این بازی را کسی بازی کند و به تمام برساند. ما که ۳ نفره و ۴ نفره (به همراه محمدرضا تقی پور عزیز که تقریبا ۷۰ درصد بازی های این مقاله ی دو قسمتی را با او و برادرش تجربه کرده ام)، بازی را سرانجام روی حالت معمولی به پایان رساندیم و تازه در همین حالت هم گاها بسیار اذیت شدیم و کارمان سخت بود ولی خب بازی ارزشش را داشت چون هم ماموریت های جذابی داشت و هم نیمچه داستانی و هم شخصیت های مختلف با ارتقاهای گوناگون.

می رسیم به یکی از بازیهایی که خفن ترین زامبی ها و بهتر است بگویم دیوانه ترین و وحشی ترین زامبی ها را در تاریخ بازی ها دارد. زامبی هایی که روی هم سوار می شدند و از یک ساختمان چند طبقه بالا می آمدند تا به سراغتان بیایند. فکر کردید زامبی ها مثل سری اویل کند حرکت می کنند؟ زامبی های World War Z که در این بخش از آن صحبت می کنیم قهرمانان دوی سرعت بودند و چنان به سمت شما می دویدند که زهره ترک می شدید. حتی درجات سختی بازی هم خیلی خیلی سخت بود آن هم تازه با تجربه ی ۴ نفره ی کوآپ. یکی از مواردی که همیشه دوست داشتم در ویدئو ببینم این بود که چطور می شود و اصلا چطور ممکن است که درجات سختی آخر این بازی را کسی بازی کند و به تمام برساند. ما که ۳ نفره و ۴ نفره (به همراه محمدرضا تقی پور عزیز که تقریبا ۷۰ درصد بازی های این مقاله ی دو قسمتی را با او و برادرش تجربه کرده ام)، بازی را سرانجام روی حالت معمولی به پایان رساندیم و تازه در همین حالت هم گاها بسیار اذیت شدیم و کارمان سخت بود ولی خب بازی ارزشش را داشت چون هم ماموریت های جذابی داشت و هم نیمچه داستانی و هم شخصیت های مختلف با ارتقاهای گوناگون.

بازی World War Z یک شوتر سوم شخص زامبی کشی جذاب است که توسط استودیو Saber Interactive توسعه یافت و در سال ۲۰۱۹ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را کمپانی Mad Dog Games بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر نمود. البته نسخه نینتندو سوییچ هم برای این بازی در راه خواهد بود. دنیای بازی بر اساس کتابی با همین نام که سال ۲۰۰۶ منتشر شده است قرار دارد و در همان دنیای فیلم World War Z در سال ۲۰۱۳ با بازی برد پیت دنبال می شود و وضعیت چندین نجات یافته را در زمان شیوع ویروس مرگبار زامبی کننده در شهرهای مختلف دنیا دنبال می کند.  شما باید تا سقف ۴ نفر در برابر گله های بسیار عظیم و مخوف زامبی ها مقاومت می کردید و از مراحل مختلف جان سالم به در می بردید که این واقعا کار سختی هم بود و جذابیت های خاصی داشت. هر بخش بازی که شامل یک شهر خاص بود و شخصیت ها و ماموریت های خودش را داشت با بقیه متفاوت بود و حس و حال جدیدی را از همه نظر به شما منتقل می کرد. شهرهای بازی شامل نیویورک و اورشلیم و مسکو و توکیو و مارسی هستند.

دنیای بازی بر اساس کتابی با همین نام که سال ۲۰۰۶ منتشر شده است قرار دارد و در همان دنیای فیلم World War Z در سال ۲۰۱۳ با بازی برد پیت دنبال می شود و وضعیت چندین نجات یافته را در زمان شیوع ویروس مرگبار زامبی کننده در شهرهای مختلف دنیا دنبال می کند.  شما باید تا سقف ۴ نفر در برابر گله های بسیار عظیم و مخوف زامبی ها مقاومت می کردید و از مراحل مختلف جان سالم به در می بردید که این واقعا کار سختی هم بود و جذابی های خاصی داشت. هر بخش بازی که شامل یک شهر خاص بود و شخصیت ها و ماموریت های خودش را داشت با بقیه متفاوت بود و حس و حال جدیدی را از همه نظر به شما منتقل می کرد. شهرهای بازی شامل نیویورک و اورشلیم و مسکو و توکیو و مارسی هستند. در بازی ۶ کلاس مختلف وجود دارند که شامل Gunslinger, the Hellraiser, the Fixer, the Medic, the Slasher و the Exterminator هستند و هر کدام توانایی ها و مهارت های خاص خود را دارند و در موقعیت های مختلف کارآمد هستند. در طول پیشروی در بازی انواع سلاح ها و Perk های مختلف برای کلاس های مختلف باز می شد تا قوی تر شوید و در برابر زامبی های وحشی بازی بتوانید بیشتر مقاومت کنید.

در بازی ۶ کلاس مختلف وجود دارند که شامل Gunslinger, the Hellraiser, the Fixer, the Medic, the Slasher و the Exterminator هستند و هر کدام توانایی ها و مهارت های خاص خود را دارند و در موقعیت های مختلف کارآمد هستند. در طول پیشروی در بازی انواع سلاح ها و Perk های مختلف برای کلاس های مختلف باز می شد تا قوی تر شوید و در برابر زامبی های وحشی بازی بتوانید بیشتر مقاومت کنید. World War Z پس از عرضه تا حد زیادی و البته نه در حد لیاقتش مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار گرفت و موفق شد بازخوردها و امتیازات تقریبا خوبی را از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید. این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای ۷۳/۱۰۰ را برای World War Z به ارمغان آوردند که به عنوان شخصی که تمام این بازی و مراحلش را به صورت کوآپ به پایان رسانده و ساعت ها آن را تجربه کرده ام، باید بگویم امتیاز این بازی و لذت تجربه ی آن بیش از امتیاز ۷۳ است و پیشنهاد می کنم با دوستانتان این بازی را تجربه کنید چون واقعا چالش برانگیز و هیجان انگیز است و نفستان را بند می آورد. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل طولانی هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از نام هایی که خیلی زود به ذهنم می آید عنوان World War Z است که ساعت بسیار چالش برانگیز و هیجان انگیزی را برای ما رقم زد. بازی World War Z در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه پانزدهم را کسب نموده است.

۱۴ – Zombie Army 4: Dead War

سازنده: Rebellion Developments   

ناشر: Rebellion

ژانر: Third Person Shooter Multiplayer

پلتفرم ها:  PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows و Stadia

سال انتشار: ۲۰۲۰

امتیاز متا:  ۷۷/۱۰۰

یک بازی رامبی کشی دیگر که این بار زامبی هایش نازی هستند و کلی شخصیت دیوانه ی نازی را در آن می بینیم که البته زامبی هستند. عنوانی جذاب که به صورت کوآپ آن را به همراه محمدرضا تقی پور و برادرش به صورت کامل و با جمع کردن تمام آیتم های جمع کردنی و ارتقاها و .. به پایان رساندیم و واقعا لذت بردیم. صحبت از Zombi Army 4: Dead War است که به شما هم پیشنهاد می کنم آن را به صورت کوآپ تجربه کنید و لذت ببرید. برای ما که ساعات خیلی جذابی را رقم زد و کشتن و قلع و قمع کردن زامبی های نازی لذت خاص خودش را داشت، مخصوصا با نیمچه داستان بازی و آیتم های جمع کردنی مراحل مختلف و کلاس های گوناگون شخصیت ها و انواع و اقسام زامبی های نازی دیوانه در مدل های مختلف. بازی Zombi Army 4: Dead War یک اکشن ماجرایی جذاب است که توسط Rebellion Developments توسعه یافت و در سال ۲۰۲۰ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را کمپانی Rebellion بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان، گوگل استادیا و رایانه های شخصی منتشر نمود.

یک بازی رامبی کشی دیگر که این بار زامبی هایش نازی هستند و کلی شخصیت دیوانه ی نازی را در آن می بینیم که البته زامبی هستند. عنوانی جذاب که به صورت کوآپ آن را به همراه محمدرضا تقی پور و برادرش به صورت کامل و با جمع کردن تمام آیتم های جمع کردنی و ارتقاها و .. به پایان رساندیم و واقعا لذت بردیم. صحبت از Zombi Army 4: Dead War است که به شما هم پیشنهاد می کنم آن را به صورت کوآپ تجربه کنید و لذت ببرید. برای ما که ساعات خیلی جذابی را رقم زد و کشتن و قلع و قمع کردن زامبی های نازی لذت خاص خودش را داشت، مخصوصا با نیمچه داستان بازی و آیتم های جمع کردنی مراحل مختلف و کلاس های گوناگون شخصیت ها و انواع و اقسام زامبی های نازی دیوانه در مدل های مختلف.

البته نسخه استادیا بر خلاف ۳ نسخه ی دیگر در ماه می ۲۰۲۰ منتشر شد و ۳ نسخه قبلی در فبریه ۲۰۲۰ عرضه شده بودند. Zombi Army 4: Dead War در واقع یک نسخه دنباله برای بازی سال ۲۰۱۵ با نام Zombie Army Trilogy است که حتما می دانید خود این فرنچایز در واقع یک اسپین آف و سری فرعی برای فرنچایز محبوب این کمپانی یعنی Sniper Elite محسوب می شود.  وقایع بازی در سال ۱۹۴۶ دنبال می شود. یعنی یک سال بعد از این که در نسخه ی قبلی آدولف هیتلر به وسیله ی گروه مقاومت شکست خورد و به جهنم فرستاده شد. Zombi Army 4: Dead War پس از عرضه تا حد خوبی مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار گرفت و موفق شد بازخوردها و امتیازات اکثرا مثبتی را از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید که این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای ۷۷/۱۰۰ را برای Zombi Army 4: Dead War به ارمغان آوردند که برای این عنوان بی ادعا امتیاز بسیار خوبی است.

Zombi Army 4: Dead War در واقع یک نسخه دنباله برای بازی سال ۲۰۱۵ با نام Zombie Army Trilogy است که حتما می دانید خود این فرنچایز در واقع یک اسپین آف و سری فرعی برای فرنچایز محبوب این کمپانی یعنی Sniper Elite محسوب می شود.  وقایع بازی در سال ۱۹۴۶ دنبال می شود. یعنی یک سال بعد از این که در نسخه ی قبلی آدولف هیتلر به وسیله ی گروه مقاومت شکست خورد و به جهنم فرستاده شد. Zombi Army 4: Dead War پس از عرضه نهایتا امتیاز متای ۷۷/۱۰۰ را کسب کرد که برای این عنوان بی ادعا امتیاز بسیار خوبی است. تازه وقتی Zombi Army 4: Dead War را به صورت کوآپ تجربه کنید خودتان در می یابید که لذتش بیشتر از امتیازش است زیرا این ذات اینطور بازی هاست که معمولا امتیازشان خیلی خیلی بالا نمی شود ولی لذت و سرگرمی را برای شما به ارمغان می آورند. در کل وقتی نقدهای این بازی را بخوانید می بینید که اکثرا نوشته اند Zombi Army 4: Dead War یک بازی زامبی کشی بسیار بسیار جذاب و فان است مخصوصا وقتی آن را با دوستانتان تجربه کنید، البته اصلا نباید انتَظار بالا از داستان و شخصیت پردازی و این حرف ها داشته باشید.

تازه وقتی Zombi Army 4: Dead War را به صورت کوآپ تجربه کنید خودتان در می یابید که لذتش بیشتر از امتیازش است زیرا این ذات اینطور بازی هاست که معمولا امتیازشان خیلی خیلی بالا نمی شود ولی لذت و سرگرمی را برای شما به ارمغان می آورند. در کل وقتی نقدهای این بازی را بخوانید می بینید که اکثرا نوشته اند Zombi Army 4: Dead War یک بازی زامبی کشی بسیار بسیار جذاب و فان است مخصوصا وقتی آن را با دوستانتان تجربه کنید، البته اصلا نباید انتَظار بالا از داستان و شخصیت پردازی و این حرف ها داشته باشید. فقط لذت ناب و خالص کشتن زامبی ها. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل طولانی هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از بازی هایی که نامش را سریعا به یاد می آورم و اتفاقا ار تجربه های نسبتا جدید کوآپ من هم هست، عنوان Zombi Army 4: Dead War است که از بازی کردن آن به صورت Co-op، به معنای واقعی لذت بردم. بازی Zombi Army 4: Dead War در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه دهم را کسب نموده است.

۱۳ – Trine: Enchanted Edition

سازنده: Frozenbyte  

ناشر: Nobilis

ژانر: Action-Adventure

پلتفرم ها:  PlayStation 4, Switch, Microsoft Windows (نسخه نسل هفتمی برای پلی استیشن ۳ و Wii U و Mac و لینوکس)

سال انتشار:  ۲۰۱۴ (نسخه اصلی در سال ۲۰۰۹) 

امتیاز متا: ۸۳/۱۰۰

بدون شک یکی از فرنچایزهایی که نقش خیلی زیادی در این که من بیشتر و بیشتر عاشق دنیای بازی ها شوم داشته است سری Trine است که از روزی که آن را شناختم انگار جادو شدم و دیدن طراحی های دنیای این بازی و موسیقی بی نظیرش من را هر چه بیشتر به دل دنیای بازی ها برد و زیبایی بازی ها در نظرم دو چندان شد و جالب است که با هر نسخه ی بعدی این سری هم بیشتر و بیشتر عاشق این عناوین و این فرنچایز بی نظیر شده ام. واقعا هیچ گاه حس و حالی را که وقتی برای نخستین بار تریلری از عنوانی به نام Trine را دیدم، داشتم فراموش نخواهم کرد و موسیقی دلنوازی که من را محو خود کرده بود و زیبایی باورنکردنی را که در تصویر می دیدم، تا همیشه به یاد خواهم داشت. از آن لحظه هایی که یک بازی می بینید و ناگهان چشمانتان برقی می زند و می گویید “وای خدای من این چه بازی است.. چقدر زیباست… باید آن را بازی کنم… این بازی من است” Trine برای من دقیقا چنین عنوانی بود و تا به حال رنگ بندی به آن زیبایی را در هیچ بازی ندیده بودم که این گونه من را محو و غرق در زیبایی خود کند. در واقع با اولین تریلر از بازی Trine و سپس Trine 2، نوعی وابستگی عجیب روحی به این بازی در من ایجاد شد و محو زیبایی آن شده بودم. شاید باور نکنید اما واقعا تا مدتی خیلی طولانی، روزانه حتی چند بار به مشاهده تریلرهای مختلف این ۲ عنوان می پرداختم و با دیدن زیبایی آن ها گویی روحم به پرواز در می آمد و جالب است که هنوز هم گاهی مجددا به آن تریلرها سری می زنم و آن ها را دوباره تماشا می کنم. حتی با وجود این که در نسل هفتم و هشتم، نسخه اول و دوم و سوم و چهارم را بارها بازی کرده و کاملا برایم شناخته شده هستند، باز هم تماشای تریلر آن با موسیقی بی نظیرش برایم لذتبخش است. پیشنهاد می کنم اگر که شما هم با این سری آشنایی ندارید این تریلر بی نظیر را تماشا کنید تا شاید به این سری علاقمند شده و آنها را تجربه نمایید زیرا که یکی از زیباترین تجربه های دو بعدی خود را در طول دوران بازیباز بودنتان رقم خواهید زد. سری Trine نقطه تلاقی هنر ناب با صنعت بازی‌ سازی است و جلوه‌گاه طراحی و خلق یک تابلوی هنری بی‌نظیر در قالب یک بازی رایانه‌ای محسوب می‌شود. این سری با سادگی و بی آلایشی خود، چنان زیباست که وقتی دارید در محیط های آن حرکت می کنید و به موسیقی پس زمینه آن گوش می دهید انگار جادو شده اید و محو زیبایی مطلق آن خواهید شد.

بدون شک یکی از فرنچایزهایی که نقش خیلی زیادی در این که من بیشتر و بیشتر عاشق دنیای بازی ها شوم داشته است سری Trine است که از روزی که آن را شناختم انگار جادو شدم و دیدن طراحی های دنیای این بازی و موسیقی بی نظیرش من را هر چه بیشتر به دل دنیای بازی ها برد و زیبایی بازی ها در نظرم دو چندان شد و جالب است که با هر نسخه ی بعدی این سری هم بیشتر و بیشتر عاشق این عناوین و این فرنچایز بی نظیر شده ام. واقعا هیچ گاه حس و حالی را که وقتی برای نخستین بار تریلری از عنوانی به نام Trine را دیدم، داشتم فراموش نخواهم کرد و موسیقی دلنوازی که من را محو خود کرده بود و زیبایی باورنکردنی را که در تصویر می دیدم، تا همیشه به یاد خواهم داشت. از آن لحظه هایی که یک بازی می بینید و ناگهان چشمانتان برقی می زند و می گویید “وای خدای من این چه بازی است.. چقدر زیباست… باید آن را بازی کنم… این بازی من است” Trine برای من دقیقا چنین عنوانی بود و تا به حال رنگ بندی به آن زیبایی را در هیچ بازی ندیده بودم که این گونه من را محو و غرق در زیبایی خود کند. در واقع با اولین تریلر از بازی Trine و سپس Trine 2، نوعی وابستگی عجیب روحی به این بازی در من ایجاد شد و محو زیبایی آن شده بودم. شاید باور نکنید اما واقعا تا مدتی خیلی طولانی، روزانه حتی چند بار به مشاهده تریلرهای مختلف این ۲ عنوان می پرداختم و با دیدن زیبایی آن ها گویی روحم به پرواز در می آمد

در این بخش صحبت از نسخه اول این سری است که در نسل هشتم آن را به صورت کوآپ تجربه کردم. بازی Trine: Enchanted Edition که در واقع همان نسخه ی نسل هشتمی و کامل بازی اصلی و نخست این سری است یک اکشن ماجرایی جذاب است که توسط استودیو Frozenbyte توسعه یافت و در سال ۲۰۱۴ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را کمپانی Nobilis بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، نینتندو سوییچ و رایانه های شخصی منتشر نمود. البته این نسخه ی نسل هشتمی است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد وگرنه بازی اصلی اول در نسل هفتم و در سال ۲۰۰۹ عرضه شده بود و برای پلتفرم های پلی استیشن ۳ و Wii U و Mac و لینوکس هم در دسترس قرار دارد. تاکنون شاهد انتشار ۳ نسخه هم بعد از آن بوده ایم که در هر نسخه این سری به نوعی پیشرفت کرده و بهتر شده است و بازی چهارم بدون شک بهترین نسخه ی این سری است که بنده خوشبختانه هر ۴ بازی را به صورت کامل به اتمام رسانده ام، ولی فقط نسخه ی Trine: Enchanted Edition به صورت کوآپ بوده است و می تواند در این لیست بیاید. Trine یک داستان کاملا ساده و معمولی و کلیشه ای از نبرد سیاهی و شیطان مطلق در برابر سپیدی و نیکی محض را روایت می کند و قهرمانان کاملا سپید قصه که ما هستیم، نباید شکست بخورند و آدم خوب ها باید در انتها پیروز شوند و دنیا را نجات دهند. نقطه عطف و برگ برنده فرنچایز Trine، فضاسازی، طراحی هنری، رنگ بندی و مجموعا جلوه های بصری شاهکار آن بود که روح و قلب هر بیننده و بازیباز و منتقدی را تسخیر می کرد. گرافیکی بسیار آرامش بخش، چشم نواز و لطیف که وقتی به آن نگاه می کنیم حس تازگی و طراوت دارد زیرا گرافیک هنری اش بی نظیر است و هنر هم هیچ گاه خسته کننده و تکراری نمی شود و در گذر زمان رنگ کهنگی به خود نمی گیرد. این بازی از خوش گرافیک ترین و شگفت انگیزترین عناوین از لحاظ بصری است و از آن عناوینی به حساب می آید که وقتی بخواهیم برای شخصی از وجود هنر طراحی و زیبایی بصری در بازی های رایانه ای مثالی بزنیم، گزینه ای کاملا مناسب و زیباست که چشم هر بیننده ای را به زیبایی خود خیره می کند و به آن مانند یک تابلوی نقاشی متحرک نگاه می شود.   

نقطه عطف و برگ برنده فرنچایز Trine، فضاسازی، طراحی هنری، رنگ بندی و مجموعا جلوه های بصری شاهکار آن بود که روح و قلب هر بیننده و بازیباز و منتقدی را تسخیر می کرد. گرافیکی بسیار آرامش بخش، چشم نواز و لطیف که وقتی به آن نگاه می کنیم حس تازگی و طراوت دارد زیرا گرافیک هنری اش بی نظیر است و هنر هم هیچ گاه خسته کننده و تکراری نمی شود و در گذر زمان رنگ کهنگی به خود نمی گیرد. این بازی از خوش گرافیک ترین و شگفت انگیزترین عناوین از لحاظ بصری است و از آن عناوینی به حساب می آید که وقتی بخواهیم برای شخصی از وجود هنر طراحی و زیبایی بصری در بازی های رایانه ای مثالی بزنیم، گزینه ای کاملا مناسب و زیباست که چشم هر بیننده ای را به زیبایی خود خیره می کند و به آن مانند یک تابلوی نقاشی متحرک نگاه می شود. Trine: Enchanted Edition لذتی چند ساعته از یک بازی فوق العاده چشم نواز و زیبا و مخصوصا با تکیه بر Co-op آفلاین و آنلاین دو و سه نفره را برای بازیبازان به همراه دارد. این بازی در زمینه گیم پلی هم هیچ چیزی از گرافیک بی نظیر خود کم ندارد و آن قدر عالی و خوش ساخت است که چه به صورت تک نفره و چه دو یا ۳ نفره از گیم پلی معرکه آن لذت خواهید برد. شما برای پیشروی در مراحل اصلی و فرعی بازی ۳ شخصیت مختلف را در اختیار دارید که بایستی به طور مداوم در شرایط مختلف بازی و برحسب موقعیت، آن ها را انتخاب کنید. در بازی اگر بخواهید آن را به صورت Co-op پیش ببرید هر بازیباز کنترل یکی از شخصیت های شوالیه، جادوگر و دزد را بر عهده می گیرد و باید با کمک کردن به یکدیگر از مراحل و موانع مختلف بازی عبور و برخی پازل های محیطی را حل نمایید.

بازی اصلی Trine که دارای امتیاز متا است پس از عرضه تا حد زیادی مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار گرفت و موفق شد بازخوردها و امتیازات بسیار خوبی را از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید که اکثر آنها بازی را به واسطه طراحی های شاهکار و موسیقی جذاب و گیم پلی خاصش مورد تحسین قرار داده و طرفداران نیز به نیکی از آن یاد می کردند. این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای ۸۳/۱۰۰ را برای Trine به ارمغان آوردند تا به عنوان یک بازی موفق در نسل های هفتم و سپس هشتم شناخته شود که یکی از بهترین تجربه های Co-op را نیز برای بنده و خیلی از بازیبازان دیگر به همراه داشته. Trine: Enchanted Edition لذتی چند ساعته از یک بازی فوق العاده چشم نواز و زیبا و مخصوصا با تکیه بر Co-op آفلاین و آنلاین دو و سه نفره را برای بازیبازان به همراه دارد. این بازی در زمینه گیم پلی هم هیچ چیزی از گرافیک بی نظیر خود کم ندارد و آن قدر عالی و خوش ساخت است که چه به صورت تک نفره و چه دو یا ۳ نفره از گیم پلی معرکه آن لذت خواهید برد. شما برای پیشروی در مراحل اصلی و فرعی بازی ۳ شخصیت مختلف را در اختیار دارید که بایستی به طور مداوم در شرایط مختلف بازی و برحسب موقعیت، آن ها را انتخاب کنید. در بازی اگر بخواهید آن را به صورت Co-op پیش ببرید هر بازیباز کنترل یکی از شخصیت های شوالیه، جادوگر و دزد را بر عهده می گیرد و باید با کمک کردن به یکدیگر از مراحل و موانع مختلف بازی عبور و برخی پازل های محیطی را حل نمایید. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل طولانی هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از نام هایی که بدون شک خیلی زود به ذهنم می آید عنوان Trine: Enchanted Edition است که خاطرات خیلی شیرینی را از روزی که این سری را شناخته ام برای من رقم زده است و از نسخه ی اول تا چهارم واقعا بازی های فوق العاده ای را از این سری شاهد بوده ام که نقش به سزایی در علاقمند شدن بیشتر من به دنیای بازی ها داشته اند.. بازی X در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه دهم را کسب نموده است.

۱۲ –  Fallout 76

Fallout 76

سازنده: Bethesda Game Studios

ناشر: Bethesda

ژانر:  Open World RPG Multiplayer

پلتفرم مقصد:  Microsoft Windows, Playstation 4 ,XboxOne

سال انتشار: ۲۰۱۸

امتیاز متا: ۵۳/۱۰۰

Bethesda دو فرنچایز نقش آفرینی فال آوت و الدر اسکرولز را دارد که همه ی شرکت ها حتی در آرزوی یکی از آنها هستند و هر کدام از آن ها بی شک جزو برترین سری بازی های نقش آفرینی تاریخ هستند. سری عناوین فال آوت یک فرنچایز نقش آفرینی شوتر با تم post-apocalyptic Retro-futuristic محسوب می شوند که اولین بار توسط  Interplay Entertainment خلق شد. دنیای بازی فال اوت Wasteland نام دارد که در واقع عنوانی با همین نام که در سال ۱۹۸۸ منتشر شده بود، الهام بخش اصلی سری فال اوت است و در واقع سری فال اوت یک دنباله معنوی برای بازی Wasteland محسوب می شد. سری فال اوت وقایع چندین سال بعد از انفجار هسته ای در آمریکا را نشان می دهد و داستان امید انسان به بقا و دست و پا زدن او برای نجات نوع خود در یک دنیای وحشی پر از هیولاهای جهش یافته و غارتگران و قاتلین بی رحم را نشان می دهد. در این سری می توانید هم بازی را از دید اول شخص و هم سوم شخص دنبال نمایید که البته به نظر می رسد زاویه اول شخص پایه اصلی ساخت این سری محسوب می گردد زیرا که بازی در این حالت بسیار خوش دست تر از زاویه سوم شخص است، درست مانند سری الدر اسکرولز. بعد از موفقیت عالی نسخه چهارم تاد هاوارد و سازندگان سری تصمیم گرفتند پای به یک قلمروی جدید بگذارند و سری فال آوت را به دنیای بازی های آنلاین ببرند که این کار با عنوانی به نام Fallout 76 انجام گرفت و البته حواشی بسیاری در زمان عرضه به خاطر مشکلاتش داشت اما واقعا نمی دانم کی برخی می خواهند بفهمند که قطعا یک بازی آنلاین در بدو عرضه مشکل دارد، ولی تمام آنها رفع می شوند و بازی به ثبات خواهد رسید، مخصوصا وقتی تیم پشتیبانی قدرتمندی مثل بتزدا پشت ان باشد. بازی Fallout 76 یک اکشن ماجرایی جذاب است که توسط بتزدا توسعه یافت و در سال ۲۰۱۸ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را هم خود کمپانی بتزدا بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر نمود.

Fallout 76 پس از عرضه و مخصوصا در ابتدا به خاطر مشکلات فنی که داشت و همین طور به خاطر آنلاین کردن دنیای فال آوت که به مذاق برخی خوش نیامده بود، بازخوردهای ضعیفی را دریافت کرد. این امتیازات و بازخوردها، نهایتا امتیاز متای ۵۳/۱۰۰ را برای Fallout 76 به ارمغان آوردند ولی این طور بازی ها اصلا و ابدا نباید به متایشان توجه کرد چون نمرات برای زمان عرضه هستند و این بازی های آنلاین هم از روز عرضه مدام بهتر و بهتر می شوند و تازه چند ماه بعد از عرضه است که کیفیت واقعیشان را نشان می دهند و برای Fallout 76 هم دقیقا همین اتفاق افتاد و با حدود ۱۰۰ ساعت تجربه کواپ این بازی که به همراه یک گیمر خانم آمریکایی رقم خورد باید بگویم این بازی اکنون واقعا یکی از بهترین بازی های ممکن در این سبک است که وجود دارد مخصوصا با اضافات بسیار بسیار زیاد و جذابی که در بازی لحاظ شده اند.

Fallout 76 پس از عرضه و مخصوصا در ابتدا به خاطر مشکلات فنی که داشت و همین طور به خاطر آنلاین کردن دنیای فال آوت که به مذاق برخی خوش نیامده بود، بازخوردهای ضعیفی را دریافت کرد. این امتیازات و بازخوردها، نهایتا امتیاز متای ۵۳/۱۰۰ را برای Fallout 76 به ارمغان آوردند ولی این طور بازی ها اصلا و ابدا نباید به متایشان توجه کرد چون نمرات برای زمان عرضه هستند و این بازی های آنلاین هم از روز عرضه مدام بهتر و بهتر می شوند و تازه چند ماه بعد از عرضه است که کیفیت واقعیشان را نشان می دهند و برای Fallout 76 هم دقیقا همین اتفاق افتاد و با حدود ۱۰۰ ساعت تجربه کواپ این بازی که به همراه یک گیمر خانم آمریکایی رقم خورد باید بگویم این بازی اکنون واقعا یکی از بهترین بازی های ممکن در این سبک است که وجود دارد مخصوصا با اضافات بسیار بسیار زیاد و جذابی که در بازی لحاظ شده اند. فکر نکنید که من هم مثل خیلی ها از روی نمرات بازی حرف می زنم. بنده بالای ۱۰۰ ساعت این بازی را تجربه کرده ام و کل ماموریت های اصلی و تعداد خیلی خیلی زیادی ماموریت فرعی و … را رفته ام و تقریبا ۹۰ درصد تروفی های بازی را گرفته ام و ابدا اسیر جو نمرات بازی نیستم چون خودم می توانم حرف بزنم! متاسفانه با Fallout 76 از زاویه نگاه به عناوین قبلی و خط اصلی فال آوت برخورد کردند و نمره دادند ولی خب یکی نیست به من بگوید آخه بازی آنلاین چند نفره چه ربطی از نظر نمره دادن داره به خط اصلی سری تک نفره فال آوت؟

فکر نکنید که من هم مثل خیلی ها از روی نمرات بازی حرف می زنم. بنده بالای ۱۰۰ ساعت این بازی را تجربه کرده ام و کل ماموریت های اصلی و تعداد خیلی خیلی زیادی ماموریت فرعی و … را رفته ام و تقریبا ۹۰ درصد تروفی های بازی را گرفته ام و ابدا اسیر جو نمرات بازی نیستم چون خودم می توانم حرف بزنم! متاسفانه با Fallout 76 از زاویه نگاه به عناوین قبلی و خط اصلی فال آوت برخورد کردند و نمره دادند ولی خب یکی نیست به من بگوید آخه بازی آنلاین چند نفره چه ربطی از نظر نمره دادن داره به خط اصلی سری تک نفره فال آوت؟ کدام بازی آنلاین است که در بدو عرضه اش مشکلات زیاد ندارد؟ از غول هایی مثل رد دد آنلاین گرفته تا جی تی ای آنلاین و دیویژن و فور آنر و .. همه زمان عرضه مشکل دارند و با پشتیبانی خوب رفع می شوند. اصلا بازی مثل Fallout 76 را غلط است که ۵ ساعت بازی کنیم و نمره دهیم انگار داریم یک بازی آفلاین خطی را تجربه می کنیم! به هر صورت آن چه مهم است و یک بازی را موفق می کند، نظر بازیبازان و فروش بازی است است که Fallout 76 در این زمینه طرفداران زیادی را پیدا کرد و البته با توجه به جدید بودن آن، قطعا هنوز شاهد ارتقاها و بهبودهای خیلی بیشتری در این بازی هستیم و خواهیم بود. به شخصه با بیش از ۱۰۰ ساعت تجربه این بازی باید بگویم وضعیت این عنوان و ثبات و کیفیت فنی و بالانس آن در حال حاضر اصلا  اصلا حتی قابل مقایسه با روزهای اول نیست

کدام بازی آنلاین است که در بدو عرضه اش مشکلات زیاد ندارد؟ از غول هایی مثل رد دد آنلاین گرفته تا جی تی ای آنلاین و دیویژن و فور آنر و .. همه زمان عرضه مشکل دارند و با پشتیبانی خوب رفع می شوند. اصلا بازی مثل Fallout 76 را غلط است که ۵ ساعت بازی کنیم و نمره دهیم انگار داریم یک بازی آفلاین خطی را تجربه می کنیم! به هر صورت لااقل برای من تردیدی نیست که Fallout 76 با وجود تمام حواشی تا همیشه جزو بازی های بسیار باکیفیت کواپ قلمداد می شود.  همچنین آن چه مهم است و یک بازی را موفق می کند، نظر بازیبازان و فروش بازی است است که Fallout 76 در این زمینه طرفداران زیادی را پیدا کرد و البته با توجه به جدید بودن آن، قطعا هنوز شاهد ارتقاها و بهبودهای خیلی بیشتری در این بازی هستیم و خواهیم بود. به شخصه با بیش از ۱۰۰ ساعت تجربه این بازی باید بگویم وضعیت این عنوان و ثبات و کیفیت فنی و بالانس آن در حال حاضر اصلا  اصلا حتی قابل مقایسه با روزهای اول نیست و واقعا اگر امروز بخواهم نقد و بررسی این بازی را بنویسم نمره آن در حال حاضر برای من بالای ۸ است. در واقع با حمایت های سازندگان اکنون Fallout 76 تبدیل به یک بازی پرمحتوا و قابل اتکا و بسیار جذاب و لذتبخش شده است که کاملا ارزش تجربه کردن را داراست و اکنون تعداد خیلی خیلی زیادی در دنیا مشغول تجربه این عنوان معرکه هستند. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل طولانی هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از نام هایی که خیلی زود به ذهنم می آید عنوان Fallout 76 است که از بازی کردن آن به صورت Co-op، به معنای واقعی لذت بردم و این بازی در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه دوازدهم را کسب نموده است.

۱۱ –  Destiny 2

Destiny 2

سازنده: Bungie

ناشر: Activision

ژانر: Open World First Person Shooter Multiplayer

پلتفرم مقصد: Xbox One, PS4, PC

سال انتشار: ۲۰۱۷

امتیاز متا: ۸۷/۱۰۰

Destiny و Destiny 2 واقعا بازی های فوق العاده زیبا و جذابی بودند. بگذریم از این که نحوه انتشار آن ها یک ننگ بزرگ در تاریخ بازی های رایانه ای بود و سازندگان و ناشر بازی وقیحانه آن ها را چند قسمت کرده و چند بار به ما فروختند در حالی که مشخص بود بازی اصلی و اولیه ای که خریدیم کاملا ناقص بود و کمبود محتوا داشت و بعد هم که مسائل تبلیغاتی بازی و … که در مطلب مربوط به دی ال سی ها برای شما بازگو کردیم. در واقع سازندگان چون می دانستند این دو بازی بسیار عالی و جذاب و پرطرفدار هستند از این مزیت استفاده که هیچ، سوءاستفاده کرده و تا سر حد ممکن بازیبازان را چاپیدند تا هزینه سرسام آور ساخت این دو بازی را در آورند. Destiny و Destiny 2 سردمدار سوءاستفاده از بازیبازان به خاطر یک بازی زیبا و پر طرفدار بودند که زمانی که نسخه اولیه بازی را خریداری می کردید باورتان نمی شد که به این سرعت تمام می شود و باید بعد از آن بسته الحاقی ۲۰-۳۰ دلاری دوم و بعد سوم و … را می خریدید تا تازه بشوند یک بازی که به آن ها بگوییم کامل، اما این بازی های کامل هر کدام حدود ۱۲۰ دلار برای بازیبازان و طرفداران آب خورد. در حالی که بعد از یک سال نسخه کامل بازی با همه بسته های الحاقی و…. منتشر می شود با همان قیمت ۶۰ دلار!! می دانید این یعنی چه؟ یعنی توهین به آن هایی که بازی را اول خریده اند و از آن طرفداری و حمایت کرده اند. یعنی علنا می گویند بهتر است صبر کنید و بازی ناقص را نخرید تا مدتی بعد نسخه کامل آن را که با بسته های الحاقی اش تازه شده است یک “بازی”، خریداری کنید و پشت سر هم پول اضافی برای خرید هر مرحله و اسلحه و لباس و … نپردازید تا به پای این عمل وقیحانه بانجی و اکتیویژن و یا هر سازنده دیگری که از این روش استفاده می کنند، نسوزید.

Destiny و Destiny 2 سردمدار سوءاستفاده از بازیبازان به خاطر یک بازی زیبا و پر طرفدار بودند که زمانی که نسخه اولیه بازی را خریداری می کردید باورتان نمی شد که به این سرعت تمام می شود و باید بعد از آن بسته الحاقی ۲۰-۳۰ دلاری دوم و بعد سوم و … را می خریدید تا تازه بشوند یک بازی که به آن ها بگوییم کامل، اما این بازی های کامل هر کدام حدود ۱۲۰ دلار برای بازیبازان و طرفداران آب خورد. در حالی که بعد از یک سال نسخه کامل بازی با همه بسته های الحاقی و…. منتشر می شود با همان قیمت ۶۰ دلار!! می دانید این یعنی چه؟ یعنی توهین به آن هایی که بازی را اول خریده اند و از آن طرفداری و حمایت کرده اند. یعنی علنا می گویند بهتر است صبر کنید و بازی ناقص را نخرید تا مدتی بعد نسخه کامل آن را که با بسته های الحاقی اش تازه شده است یک “بازی”، خریداری کنید و پشت سر هم پول اضافی برای خرید هر مرحله و اسلحه و لباس و … نپردازید تا به پای این عمل وقیحانه بانجی و اکتیویژن و یا هر سازنده دیگری که از این روش استفاده می کنند، نسوزید.

با تمام این صحبت هایی که مطرح کردیم و از بدی های نوع انتشار این سری گفتیم ولی خب باید به جنبه خوب نیز بپردازیم و واقعا نمی توان از این موضوع چشم پوشی کرد که نسخه کامل Destiny و Destiny 2 (مخصوصا نسخه دوم) از نظر کیفیت، عناوینی در حد شاهکار بودند و به قدری جذاب و زیبا بودند که می توانستید و می توانید مدت ها و مدت ها آن ها را تجربه نمایید و در بخش های مختلف این دو بازی سرگرم شوید. در این بخش صحبت از نسخه دوم این سری است که تجربه کوآپ آن را در نسل هشتم داشتم و بسیار جذاب بود. بازی Destiny 2 یک شوتر اول شخص چند نفره جهان آراد جذاب است که توسط استودیو بانجی توسعه یافت و در سال ۲۰۱۷ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را کمپانی Activision بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر نمود. این بار برخلاف بازی نخست شاهد عنوانی میان نسلی نبودیم و نسخه دوم دیگر برای پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ عرضه نشد. البته اکنون دیگر امتیاز این بازی و این سری در اختیار خود بانجی است و شاید دیگر شاهد یک انتشار ننگین برای بازی سوم نباشیم. انتشاری که اکتیویژن در دو بازی نخست انجام داد و دو بازی را ۶ بار فروخت واقعا کثیف و زشت بود و اگر در نسخه سوم هم این را ببینیم (اگر نسخه سوم در کار باشد) مشخص می شود که مشکل از بانجی هم بوده است! سازندگان در Destiny 2 همان معدود ضعف های بازی اول را نیز رفع کرده و با اضافه کردن المان های جدید و متنوع، یک عنوان بسیار بهتر و هیجان انگیز تر از بازی اول را عرضه کردند.

با تمام این صحبت هایی که مطرح کردیم و از بدی های نوع انتشار این سری گفتیم ولی خب باید به جنبه خوب نیز بپردازیم و واقعا نمی توان از این موضوع چشم پوشی کرد که نسخه کامل Destiny و Destiny 2 (مخصوصا نسخه دوم) از نظر کیفیت، عناوینی در حد شاهکار بودند و به قدری جذاب و زیبا بودند که می توانستید و می توانید مدت ها و مدت ها آن ها را تجربه نمایید و در بخش های مختلف این دو بازی سرگرم شوید. در این بخش صحبت از نسخه دوم این سری است که تجربه کوآپ آن را در نسل هشتم داشتم و بسیار جذاب بود. سازندگان در Destiny 2 همان معدود ضعف های بازی اول را نیز رفع کرده و با اضافه کردن المان های جدید و متنوع، یک عنوان بسیار بهتر و هیجان انگیز تر از بازی اول را عرضه کردند. Destiny 2 از زمان عرضه تا به امروز و مخصوصا به این خاطر که یک بار توسط سونی برای مشترکین پلاس رایگان شد، طرفداران زیادی را نیز به تجربه خود علاقمند کرده و البته همچنان هم شاهد ارتقاها و بهبودهای زیادی در این بازی هستیم.

Destiny 2 از زمان عرضه تا به امروز و مخصوصا به این خاطر که یک بار توسط سونی برای مشترکین پلاس رایگان شد، طرفداران زیادی را نیز به تجربه خود علاقمند کرده و البته همچنان هم شاهد ارتقاها و بهبودهای زیادی در این بازی هستیم. این بازی پس از عرضه حتی بیشتر از بازی نخست مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار گرفت و موفق شد بازخوردها و امتیازات فوق العاده ای را از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید که اکثر آنها بازی را به واسطه X مورد تحسین قرار داده و طرفداران نیز به نیکی از آن یاد می کردند. این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای ۸۸/۱۰۰ را برای Destiny 2 به ارمغان آوردند (که برای عنوانی در این سبک و در زمان لانچ واقعا معرکه است) تا به عنوان یک بازی موفق در نسل هشتم شناخته شود که یکی از بهترین تجربه های Co-op را نیز برای بنده و خیلی از بازیبازان دیگر به همراه داشت. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از نام های مهم عنوان Destiny 2 است که از بازی کردن آن به صورت Co-op، به معنای واقعی لذت بردم. بازی Destiny 2 در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه یازدهم را کسب نموده است.

۱۰ – Tom Clancy’s The Division

Tom Clancy’s The Division

سازنده: Ubisoft

ناشر: Ubisoft

ژانر: Open World Third Person Shooter Multiplayer

پلتفرم مقصد: PC, PS4, Xbox One

سال انتشار: ۲۰۱۶

امتیاز متا: ۸۰/۱۰۰

بارها و بارها در مورد ارزش و اهمیت کمپانی یوبیسافت در صنعت و هنر بازی های رایانه ای صحبت کرده ایم و واقعا وجود این شرکت مثل یک نعمت برای بازیبازان است. یوبیسافت شرکتی است که اگر نبود باید سال ها و سالها صبر می کردیم تا مثلا فلان کمپانی ها عشقشان بکشد و یک بازی بدهند بیرون! اما وقتی یوبیسافت را داریم، Far Cry و Assassin’s Creed و Rainbow Six و Ghost Recon و For Honor و Division و Just Dance و Prince of Persia و Rayman و Watch Dogs و Beyond Good and Evil و صدها بازی دیگر را داریم که لحظه ای نگذارند حوصله ما سر بروید و از نبود بازی های AAA پرتعداد گلایه کنیم. واقعا سهم بزرگی از لذت هایی که از دنیای بازی ها برده ایم و می بریم متعلق به یوبیسافت است. حتی در همین آخر نسل هشتم هم که خیلی شرکت ها دیگر بازی خوب معرفی نمی کند تا به نسل ۹ بروند، یوبیسافت برای گیمرهای نسل هشتمی  بازی بی نظیر را در راه دارد تا آنهایی که نمی توانند زود کنسول نسل نهمی بخرند خیلی بدون بازی نمانند و ۳ عنوان بزرگ AAA را داشته باشند آن هم با نام هایی مثل Far Cry و Assassin’s Creed و Watch Dogs. در واقع باید بگویم بوبیسافت کمپانی بازی های بی نظیر است و شکی نیست که یکی از بی نظیرترین آنها در نسل هشتم، عنوان جذابی بود به نام Tom Clancy’s The Division که از آخرین یادگاری های تام کلنسی فقید نیز محسوب می شود و از همان زمان معرفی و پس از انتشار تبدیل به یکی از پرطرفدارترین عناوین این صنعت شد و انتظارها تا حد زیادی به بار نشست تا شاهد یک بازی بسیار جذاب و لذتبخش باشیم.

بارها و بارها در مورد ارزش و اهمیت کمپانی یوبیسافت در صنعت و هنر بازی های رایانه ای صحبت کرده ایم و واقعا وجود این شرکت مثل یک نعمت برای بازیبازان است. یوبیسافت شرکتی است که اگر نبود باید سال ها و سالها صبر می کردیم تا مثلا فلان کمپانی ها عشقشان بکشد و یک بازی بدهند بیرون! اما وقتی یوبیسافت را داریم، Far Cry و Assassin’s Creed و Rainbow Six و Ghost Recon و For Honor و Division و Just Dance و Prince of Persia و Rayman و Watch Dogs و Beyond Good and Evil و صدها بازی دیگر را داریم که لحظه ای نگذارند حوصله ما سر بروید و از نبود بازی های AAA پرتعداد گلایه کنیم. واقعا سهم بزرگی از لذت هایی که از دنیای بازی ها برده ایم و می بریم متعلق به یوبیسافت است. حتی در همین آخر نسل هشتم هم که خیلی شرکت ها دیگر بازی خوب معرفی نمی کند تا به نسل ۹ بروند، یوبیسافت برای گیمرهای نسل هشتمی  بازی بی نظیر را در راه دارد تا آنهایی که نمی توانند زود کنسول نسل نهمی بخرند خیلی بدون بازی نمانند و ۳ عنوان بزرگ AAA را داشته باشند آن هم با نام هایی مثل Far Cry و Assassin’s Creed و Watch Dogs.

بسیاری از ما ساعت ها و ماه ها را در نیویورک ویران شده سپری کردیم و حالا همین وضعیت در مورد نسخه دوم این بازی نیز صادق است و بازی دوم سری نیز با خلق شاهکارگونه واشنگتن، یکی از باکیفیت ترین بازی های نسل هشتم تا به امروز است (مگه فقط توی بازی بتونیم نیویورک و واشنگتن رو ببینیم! اونم تازه نسخه داغونشون رو!). در این بخش صحبت از عنوان نخست دیویژن است و بازی دوم را در قسمت بعدی مقاله خواهید دید. بازی Tom Clancy’s The Division یک شوتر چند نفره جهان آزاد و سوم شخص است که توسط یوبیسافت توسعه یافت و در سال ۲۰۱۶ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را هم خود کمپانی یوبیسافت بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر نمود. باید گفت Tom Clancy’s The Division عنوانیست پر از محتوا و مراحل جذاب و ارتقاهای پر تعداد و مبارزات و مراحل بی نظیر و جذاب. یک شوتر سوم شخص با ثبات و عمیق که سیستم گان پلی و کاورگیری و شلیک آن یکی از برترین هایی است که در تاریخ بازی های رایانه ای تا به امروز دیده ایم و کمتر عنوانی این چنین لذت کاور گیری و شلیک های عالی و با وزن را به ما هدیه داده است.  در بازی و هنگام مبارزات کاملا وزن سلاح و شلیک ها و لگد اسلحه و … به شما منتقل می شود و آن را حس می کنید.

Tom Clancy’s The Division عنوانیست پر از محتوا و مراحل جذاب و ارتقاهای پر تعداد و مبارزات و مراحل بی نظیر و جذاب. یک شوتر سوم شخص با ثبات و عمیق که سیستم گان پلی و کاورگیری و شلیک آن یکی از برترین هایی است که در تاریخ بازی های رایانه ای تا به امروز دیده ایم و کمتر عنوانی این چنین لذت کاور گیری و شلیک های عالی و با وزن را به ما هدیه داده است.  در بازی و هنگام مبارزات کاملا وزن سلاح و شلیک ها و لگد اسلحه و … به شما منتقل می شود و آن را حس می کنید. شاید بعد از ۴۰ تا ۵۰ ساعت مراحل و ماموریت های بازی مقداری تکراری شوند ولی این در مورد تمام شوترهای آنلاین چند نفره وجود دارد و علاوه بر آن این موضوع اصلا در مورد سیستم شلیک و کاور گیری و مبارزات بازی صادق نیست و هیچ گاه از گان پلی و شوتینگ فوق العاده بازی سیر نمی شوید.

شاید بعد از ۴۰ تا ۵۰ ساعت مراحل و ماموریت های بازی مقداری تکراری شوند ولی این در مورد تمام شوترهای آنلاین چند نفره وجود دارد و علاوه بر آن این موضوع اصلا در مورد سیستم شلیک و کاور گیری و مبارزات بازی صادق نیست و هیچ گاه از گان پلی و شوتینگ فوق العاده بازی سیر نمی شوید. Tom Clancy’s The Division با ارائه یک تم آخرالزمانی جذاب و طراحی عالی نیویورک و گیم پلی بسیار متنوع پس از عرضه تا حد زیادی مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار گرفت و موفق شد بازخوردها و امتیازات خوبی را از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید. این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای ۸۰/۱۰۰ را برای Tom Clancy’s The Division به ارمغان آوردند تا به عنوان یک بازی موفق در سبک خود در نسل هشتم شناخته شود. مخصوصا نکته مهم تر این است که بازی های آنلاین در بدو عرضه آن قدر مشکل دارند که نمراتشان خوب نمی شود ولی این بازی توانست نمره ۸ را در بدو عرضه کسب کند. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل طولانی هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از نام هایی که خیلی زود به ذهنم می آید عنوان Tom Clancy’s The Division است که ساعت بسیار جذاب و لذتبخشی را برای من رقم زد و در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه دهم را کسب نموده است.

مطالب مرتبط



نظرات

دیدگاهتان را بنویسید