۲ نفره لذت دیگری دارد! | برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم – بخش پایانی

3 مرداد 1399 - 09:00

می رسیم به سومین بخش از سری مقالات درخواستی شما عزیزان که علاقمند بودید مقالات ۱۰ برتری را با محوریت نظر شخصی خودم بنویسم و این باعث افتخار من نیز هست که شما عزیزان به چنین مقالاتی علاقه داشته و دوست دارید که از نظرات شخصی من در مورد بازی ها آگاه شوید. من هم سعی می کنم عناوینی خوب و تجربیات جذابم را برای شما عزیزان بنویسم تا شاید با بازی هایی باکیفیت و عالی آشنا شوید و به سراغ آنها بروید. مثل لیست امروز که شاید از طریق آن عناوینی را پیدا کنید که خوراک تجربه Co-op از نوع Cooperative (واقعا از Competative بدم می آید) هستند و با دوستانتان بزنید به قلب صدها ساعت بازی! خلاصه این که این نوع مقالات جدا از مقالات رسمی و عمومی سایت که بیشتر حالت رده بندی جهانی و کاملا منطقی و بدون نظر شخصی دارند هستند و اتفاقا نظر شخصی در این مقالات کاملا دخیل شده است، در واقع چیزی مشابه مقالات Opinion وبسایت های خارجی است که در آن نویسندگان، مطالب و لیست هایی را فقط بر طبق نظر شخصیشان می نویسند و با مخاطبین به اشتراک می گذارند. امروز سومین مقاله از این سری را کلید می زنیم و در آینده شاهد مقالات بیشتری هم بر طبق پیشنهادهای شما خواهیم بود. در مقاله امروز، بنده محبوب ترین و برترین تجربه های Co-op که طی نسل هشتم داشته ام را برای شما عزیزان به رشته تحریر در آورده ام و آنها را با شما در میان می گذارم. در واقع در این مطلب قصد دارم تا به ۱۸ عدد از بازی هایی که ساعات فوق العاده ای را در تجربه کردن با دوستان برای من خلق کرده اند اشاره کنم. بازی هایی که قطعا برای من و شاید هم برای خیلی از شماها خاطرات زیادی را رقم زده اند حالا چه به صورت تک نفره یا چند نفره. عناوینی که هر کدام می توانند لذت انجام یک بازی دو نفره را به ما هدیه دهند و سرگرمی نابی را برایمان به ارمغان داشته باشند (لااقل برای من که حسابی داشته اند!). دقت داشته باشید که مقاله ی شخصی امروز من در مورد تجربه های دو نفره جذابی که فقط در نسل هشتم داشته ام، است. در واقع به جای نام بردن از عناوین قدیمی Co-op که بسیار هم زیاد و با کیفیت بودند، تصمیم گرفتم برای این که مقاله کاربردی تر باشد تنها برترین بازی های “دونفره نسل هشتم” را از نظر خودم معرفی کنم تا کسانی که به دنبال این بازی ها می گردند شاید بتوانند گزینه های خوبی پیدا کنند. شاید اگر در لیست، برترین تجربه های دونفره کل زندگی ام را قرار می دادم کیفیت لیست بسیار هم بالاتر می رفت ولی این گونه، مطلب من بیشتر به بازیبازان در نسل هشتم کمک خواهد کرد زیرا کسی دیگر الان به سراغ بازی دو نفره نسل پنجمی نمی رود و می خواهد بداند در حال حاضر و در نسل هشتم چه گزینه هایی دارد. به مانند همیشه و در مقالات ۱۰ برتر و ۲۰ برتر و … قبل از شروع این مطلب باید نکاتی را ذکر کنم که از شما عزیزان خواهشمندم آن ها را مطالعه نمایید تا شک و شبهه ای برای شما دوستان پیش نیاید. در ابتدا باید بگویم که ملاک انتخاب بازی های این لیست فقط و فقط و فقط نظر شخصی بنده و تجربه ای که من داشته ام است و هیچ ملاک دیگری غیر از این وجود نداشته و ندارد. یعنی این لیست دقیقا مثل هر لیستی از شما عزیزان است که مثلا در بخش نظرات، محبوب ترین تجربه های Co-op خودتان در نسل هشتم را بنویسید. یعنی مطلبی بر اساس “نظر کاملا شخصی”.

همچنین در این لیست دو قسمتی تنها بازی هایی را نوشته ام که به صورت کوآپ آنها را تمام کرده ام یعنی از اول تا آخر یک بازی را به صورت کواپ تجربه کرده ام، نه عناوینی مثل سولز و بلادبورن که مثلا گاهی برخی مراحل را برای کمک به بقیه رفته ام و با آنها بازی کرده ام و کامل نکرده ام. در دنیای بازی ها و نسل هشتم تعداد بسیار زیادی عناوین بی نظیر Co-op از انواع Competative و Cooperative وجود دارند که می توانستند در لیست هر شخصی حاضر باشند اما در این مقاله که لیست شخصی بنده است،  انتخاب هایی را که برای خودم جذاب تر بوده و هستند در لیست جای داده ام. پس دقت کنید که این مقاله، “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” است. رتبه بندی و ترتیبی هم که در این لیست برای بازی های مختلف لحاظ شده است کاملا نظر شخصی نویسنده است و هیچ معیار و میزانی برای درست یا غلط بودن آن وجود ندارد زیرا پای سلیقه شخصی مطرح است. بالاخره هر شخصی بر اساس تجربه و خاطراتی که دارد جایگاه ها عناوین را تعیین می کند. در واقع بازی که مثلا من در رتبه اول قرار داده ام شاید حتی اصلا در لیست شما حضور هم نداشته باشد. پس بهتر است تا این مطلب را به عنوان یک مقاله سرگرم کننده که به همراه آن برخی خاطراتتان یا برخی از بازی های Co-op محبوب را مرور خواهید کرد، نگاه کنید. با بیان این نکات اگر تا کنون به خواندن مقاله ادامه داده اید از شما دعوت می کنم تا در ادامه مطلب بخش دوم و پایانی “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید. اینها در واقع عناوینی هستند که به شما پیشنهاد می کنم به صورت کوآپ با دوستانتان تجربه کنید و لذت ببرید.

۹ – Divinity: Original Sin 2

سازنده: Larian Studios

ناشر: Bandai Namco Entertainment

ژانر:  RPG ,Turn-Based

پلتفرم ها:  PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows, Switch, Mac

سال انتشار: ۲۰۱۷

امتیاز متا:  ۹۳/۱۰۰

از سال ۲۰۰۲ تا به امروز فرنچایز  Divinity یکی از اصیل ترین و قدیمی ترین فرنچایزهای نقش آفرینی محسوب می گردد و حدود ۱۸ سال است که با بازیبازان و علاقمندان نقش آفرینی در دنیا همراه بوده است، ولی خیلی ها اصلا آن را نمی شناختند و فکر می کنند تنها همین ۲ بازی Divinity: Original Sin در این سری وجود دارند. در واقع اکثریت بازیبازان مخصوصا در کشورمان یا کلا نام Divinity را نمی شناسند و آن هایی نیز که می شناسند، در این یکی دو سال اخیر با موفقیت فوق العاده بالای بازی Divinity: Original Sin توجهشان به چنین نامی جلب شده است، اما این طور نیست. طی ۱۸ سال ۸ نسخه از فرنچایز Divinity منتشر شده است که جدیدترین آنها نسخه دوم بازی Divinity: Original Sin در نسل هشتم است که در این لیست صحبت از آن است. البته به نوعی نیز می توان به بازیبازان کشورمان حق داد زیرا که اولا سبک نقش آفرینی سال های خیلی زیادی نیست که در کشورمان جا افتاده است و همین طور از این نکته نیز نباید غافل شد که عناوینی که تاکنون برای سری Divinity منتشر شده اند اغلب بازی های خوب و متوسط رو به بالایی بوده اند و کمتر شاهد شاهکاری در این سری بوده ایم. اولین بازی این سری که در سال ۲۰۰۲ منتشر گردید Divine Divinity نام داشت و بعد از آن در سال های مختلف شاهد انتشار عناوین Divinity: Dragon Commander ،Divinity II: The Dragon Knight Saga ،Divinity 2: Flames of Vengeance ،Divinity II: Ego Draconis ،Beyond Divinity و نهایتا Divinity: Original Sin و Divinity: Original Sin 2 بوده ایم.

شاید اگر این بازی را به صورت Co-op تجربه نمی کردم، هرگز تک نفره به سراغش نمی رفتم،

باید گفت با انتشار بازی Divinity: Original Sin در نسل هشتم، این سری قدم خیلی بزرگی در راه محبوبیت و موفقیت بیشتر و همین طور شناخته تر شدن برداشت. جالب است بدانید که Divinity: Original Sin عنوانی بود که توسط کیک استارتر کلید خورد و حالا یکی از برترین عناوین نقش آفرینی دنیا محسوب می گردد و نسخه ی دومش را یکی از ناشران بزرگ دنیا منتشر کرد. بازی Divinity: Original Sin 2 یک نقش آفرینی نوبتی عظیم و جذاب است که توسط Larian Studios توسعه یافت و در سال ۲۰۱۷ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را کمپانی Bandai Namco Entertainment بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان، نینتندو سوییچ و رایانه های شخصی منتشر نمود. البته لازم به ذکر است که ابتدا در سال ۲۰۱۷ نسخه رایانه های شخصی منتشر شد. سپس در سال ۲۰۱۸ نسخه های پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان بازی عرضه شدند و در سال ۲۰۱۹ نیز نسخه های Mac و سوییچ بازی در اختیار علاقمندان قرار گرفتند. عناوین این سری در دنیایی فوق العاده زیبا و فانتزی به نام Rivellon اتفاق می افتند که دنیایی پر از موجودات و هیولاها و اژدهایان و شیاطین مختلف است و نبردهای حماسی را تاکنون برای ما رقم زده اند.

عناوین این سری در دنیایی فوق العاده زیبا و فانتزی به نام Rivellon اتفاق می افتند که دنیایی پر از موجودات و هیولاها و اژدهایان و شیاطین مختلف است و نبردهای حماسی را تاکنون برای ما رقم زده اند. یکی از برترین المان های بازی Divinity: Original Sin، وجود بخش دو نفره و کوآپ فوق العاده عمیق و داستانی به صورت آفلاین است که تجربه بی نقص یک نقش آفرینی ایزومتریک دو نفره و چالش برانگیز را به بازیبازان هدیه می دهد و بیراه نیست اگر لذت آن را تا حدودی با کوآپ دیابلو مقایسه کنیم.

یکی از برترین المان های بازی Divinity: Original Sin، وجود بخش دو نفره و Co-op فوق العاده عمیق و داستانی به صورت آفلاین است که تجربه بی نقص یک نقش آفرینی ایزومتریک دو نفره و چالش برانگیز را به بازیبازان هدیه می دهد و بیراه نیست اگر لذت آن را تا حدودی با Co-op دیابلو مقایسه کنیم. Divinity: Original Sin 2 پس از عرضه، مانند بازی نخست مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار گرفت و موفق شد بازخوردها و امتیازات فوق العاده ای را از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید که اکثر آنها بازی را به واسطه ارائه ی دنیایی عظیم و المان های پرتعداد و بالانس شده ی نقش آفرینی با جزییات بسیار زیاد مورد تحسین قرار داده و طرفداران نیز به نیکی از آن یاد می کردند. این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای شاهکار ۹۳/۱۰۰ را برای Divinity: Original Sin 2 به ارمغان آوردند تا به عنوان یک بازی بی نظیر در نسل هشتم شناخته شود که یکی از بهترین تجربه های Co-op را نیز برای بنده و خیلی از بازیبازان دیگر به همراه داشت. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل طولانی هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از نام های بسیار مهم عنوان Divinity: Original Sin 2 است که به همراه محمدرضا تقی پور عزیز ساعات بسیار جذاب و لذتبخشی را برای من رقم زد (در واقع باید بگویم شاید اگر این بازی را به صورت Co-op تجربه نمی کردم، هرگز تک نفره به سراغش نمی رفتم). شاهکار Divinity: Original Sin 2 در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه نهم را کسب نموده است.

۸ – Remnant: From the Ashes

سازنده: Gunfire Games  

ناشر:  Perfect World Entertainment

ژانر: Action RPG

پلتفرم ها:  PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows

سال انتشار: ۲۰۱۹

امتیاز متا:  ۸۱/۱۰۰

می رسیم به یکی از عجیب ترین و البته دوست داشتنی ترین تجربه های من نه فقط در بازی های Co-op بلکه در کل نسل هشتم. عنوانی که اصلا و ابدا فکر نمی کردم حتی آن را به اتمام برسانیم حالا چه به صورت Co-op و چه تک نفره، ولی در نهایت عاشقش شدم و آن را پلات هم کردم با این که کار سختی بود! یک بازی به اسم Remnant: From the Ashes که بعد از چند ساعت بازی کردن به خاطر سیستم خلق تصادفی مراحل و باس ها که از این سیستم متنفر هستم، داشتم آن را پاک می کردم ولی در نهایت آن را به صورت Co-op به پایان رساندیم و به قدری این بازی عالی بود و رمز و راز داشت و چالش برانگیز بود که کاملا برای من یادآور سولز بود و باعث شد آخرش بعد از تمام کردن آن به صورت ۳ نفره با محمدرضا تقی پور عزیز و برادرش، بنشینم و خودم تکی شروع به فارم کردن مراحل کنم تا بالاخره آن باس هایی که هنوز به خاطر خلق تصادفی مراحل ندیده بودم و آیتم هایی که نگرفته بودم، ظاهر شوند و بازی را پلات کنم. بگذارید تا ابتدا اصلا این بازی را درست معرفی کنم چون خیلی ها نامش را هم نشنیده اند و خیلی حیف است که عاشق سولز و بهتر است بگویم عاشق عناوین چالش برانگیز با باس های جذاب و شخصیت های عجیب و غریب باشید و این بازی را تجربه نکنید.

می رسیم به یکی از عجیب ترین و البته دوست داشتنی ترین تجربه های من نه فقط در بازی های کوآپ بلکه در کل نسل هشتم. عنوانی که اصلا و ابدا فکر نمی کردم حتی آن را به اتمام برسانیم حالا چه به صورت کوآپ و چه تک نفره، ولی در نهایت عاشقش شدم و آن را پلات هم کردم با این که کار سختی بود! یک بازی به اسم Remnant: From the Ashes که بعد از چند ساعت بازی به خاطر سیستم خلق تصادفی مراحل و باس ها که از این سیستم متنفر هستم، داشتم آن را پاک می کردم ولی در نهایت آن را به صورت کوآپ به پایان رساندیم و به قدری این بازی عالی بود و رمز و راز داشت و چالش برانگیز بود که کاملا برای من یادآور سولز بود و باعث شد آخرش بعد از تمام کردن آن به صورت ۳ نفره با محمدرضا تقی پور عزیز و برادرش، بنشینم و خودم تکی شروع به فارم کردن مراحل کنم تا بالاخره آن باس هایی که هنوز به خاطر خلق تصادفی مراحل ندیده بودم و آیتم هایی که نگرفته بودم، ظاهر شوند و بازی را پلات کنم

بازی Remnant: From the Ashes یک اکشن نقش آفرینی سوم شخص یونیک و جذاب است که توسط استودیو Gunfire Games توسعه یافت و در سال ۲۰۱۹ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را کمپانی Perfect World Entertainment بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر نمود. من از سیستم خلق تصادفی مراحل و باس ها و .. متنفرم و همین بود که داشت باعث می شد بازی را پاک کنم ولی خدا را شکر که این کار را نکردم وگرنه کلی لذت را از دست می دادم. این بازی خلق تصادفی اش یک نظم مشخص داشت که همین باعث می شد بتوانی الگو را یاد بگیری. یعنی اگر مثلا برای یک مرحله، دو محیط و دو نوع باس در نظر گرفته شده بود که در هر بار بازی کردن شما فقط یکی از آنها را می توانستید ببینید، وقتی یک بار بازی کرده بودید و یکی از این دو روند را طی کرده بودید، بار دوم بازی کردنتان، خیلی احتمالش کم بود که بازی دوباره شما را در مسیر تکراری دفعه ی قبلتان قرار دهد و معمولا شما را می برد به مسیر جدیدی که ندیده بودید. همچنین چون یک حالت تکرار کردن مراحل برایتان در دسترس بود لازم نبود که برای دیدن موقعیت ها و باس های جدید و رقم زدن داستان جدید، مدام بازی را از اول شروع کنید و می توانستید مراحل را تکرار کنید تا بالاخره آن چیزی که دوست دارید برایتان رقم بخورد.

من از سیستم خلق تصادفی مراحل و باس ها و .. متنفرم و همین بود که داشت باعث می شد بازی را پاک کنم ولی خدا را شکر که این کار را نکردم وگرنه کلی لذت را از دست می دادم. این بازی خلق تصادفی اش یک نظم مشخص داشت که همین باعث می شد بتوانی الگو را یاد بگیری. یعنی اگر مثلا برای یک مرحله، دو محیط و دو نوع باس در نظر گرفته شده بود که در هر بار بازی کردن شما فقط یکی از آنها را می توانستید ببینید، وقتی یک بار بازی کرده بودید و یکی از این دو روند را طی کرده بودید، بار دوم بازی کردنتان، خیلی احتمالش کم بود که بازی دوباره شما را در مسیر تکراری دفعه ی قبلتان قرار دهد و معمولا شما را می برد به مسیر جدیدی که ندیده بودید. همچنین چون یک حالت تکرار کردن مراحل برایتان در دسترس بود لازم نبود که برای دیدن موقعیت ها و باس های جدید و رقم زدن داستان جدید، مدام بازی را از اول شروع کنید و می توانستید مراحل را تکرار کنید تا بالاخره آن چیزی که دوست دارید برایتان رقم بخورد

Remnant: From the Ashes پس از عرضه تا حد خوبی مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار گرفت و موفق شد بازخوردها و امتیازات مثبتی را از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید که اکثر آنها بازی را به واسطه استفاده ی جذاب از المان خلق تصادفی مناطق و باس فایت ها که به داستان بازی هم گره خورده بود، مورد تحسین قرار دادند. این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای ۸۱/۱۰۰ را برای Remnant: From the Ashes به ارمغان آوردند تا به عنوان یک بازی موفق در نسل هشتم شناخته شود که یکی از بهترین تجربه های Co-op را نیز برای بنده به همراه داشت. برخی باس های بازی آنقدر سخت بودند که ۳ نفره هم دخلمان را می آوردند مثل دو پروانه ی لعنتی عظیم که روی یک پل در وسطشان گیر کرده بودیم و یکی از آن طرف می زد و یکی از این طرف و تازه باید از پل هم پرت نمی شدیم پایین. ولی نکته جالب اینجا بود که فهمیدم این بازی چقدر رمز و راز دارد و مثلا وقتی که هنوز پروانه ی دوم از پیله در نیامده بود اگر تمرکزمان را جای زدن پروانه ی اول روی زدن پیله ی دومی می کردیم احتمالا اصلا هیچ وقت دومی در نمی آمد و یا با خط سلامتی خیلی خیلی کمتری می آمد. بازی پر بود از رمز و راز که مثلا اگر در برخورد با فلان NPC فلان کار را می کردیم یک راه رقم می خورد و اگر کار دیگری می کردیم راه دیگری پیش می آمد و کل مسیر بازی و حتی باس ها عوض می شدند.

برخی باس های بازی آنقدر سخت بودند که ۳ نفره هم دخلمان را می آوردند مثل دو پروانه ی لعنتی عظیم که روی یک پل در وسطشان گیر کرده بودیم و یکی از آن طرف می زد و یکی از این طرف و تازه باید از پل هم پرت نمی شدیم پایین. ولی نکته جالب اینجا بود که فهمیدم این بازی چقدر رمز و راز دارد و مثلا وقتی که هنوز پروانه ی دوم از پیله در نیامده بود اگر تمرکزمان را جای زدن پروانه ی اول روی زدن پیله ی دومی می کردیم احتمالا اصلا هیچ وقت دومی در نمی آمد و یا با خط سلامتی خیلی خیلی کمتری می آمد. بازی پر بود از رمز و راز که مثلا اگر در برخورد با فلان NPC فلان کار را می کردیم یک راه رقم می خورد و اگر کار دیگری می کردیم راه دیگری پیش می آمد و کل مسیر بازی و حتی باس ها عوض می شدند

Remnant: From the Ashes واقعا هرگز از یاد من نخواهد رفت زیرا یکی از غیر منتظره ترین بازی هایی است که عاشقش شدم. عنوانی که داشتم پاکش می کردم ولی به آن فرصت دادم و تازه فهمیدم عجب جواهری است. البته بهتر است بگویم به خودم فرصت دادم چون اگر بازی نکرده بودم خودم آن را از دست داده بودم. Remnant: From the Ashes عنوانی است که اگر بازی های چالش برانگیز و پر از رمز و راز مثل سولز را دوست دارید باید به آن فرصت بدهید زیرا پر است از جذابیت و باس های معرکه و شخصیت های عجیب و مراحل سخت. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از نام هایی که به خاطر خاص بودنش و لذت زیادی که برایم داشت خیلی زود به ذهنم می آید عنوان Remnant: From the Ashes است که از بازی کردن آن به صورت Co-op، به معنای واقعی لذت بردم. بازی Remnant: From the Ashes در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه هشتم را کسب نموده است.

۷ –  Tom Clancy’s Ghost Recon Wildlands

سازنده:  Ubisoft

ناشر:   Ubisoft

ژانر:  Open World Multiplayer Third Person Shooter

پلتفرم مقصد:  Microsoft Windows, Playstation 4 ,XboxOne

سال انتشار: ۲۰۱۷

امتیاز متا: ۷۶/۱۰۰

این بازی یک عید کامل را برای من تبدیل به یک نوروز تک بعدی کرد که در آن فقط و فقط به صورت دو نفری با پسرعمویم در یک اتاق با دو پلی استیشن ۴ و دو تلویزیون نشستیم و کل روز را از صبح تا شب و از شب تا صبح Tom Clancy’s Ghost Recon Wildlands بازی کردیم و وای که چقدر کیف داشت! تازه بعد از آن هم خودم نشستم و بازی را پلات کردم تا دیگر ماموریتم کامل شود! سری دوست داشتنی Ghost Recon، همیشه و در طول عمرش، توانسته به بهترین نحو ممکن، تاکتیک های نظامی و همکاری را در یک بازی ویدئویی جای دهد. اما دوست داران این سری بی نظیر که نوشته یکی از بهترین نویسنده های عرصه بازی های ویدئویی، یعنی تام کلنسی فقید است، پس از نسخه سرباز آینده، به هیچ وجه شاهد عرضه شدن یک بازی که در خور نام بزرگ و بسیار موفق این سری باشد نبوده‌اند. این سری همیشه موفق شده با تغییرات عظیم در هسته اصلی گیم پلی، نوآوری را در بازی هایش بگنجاند و از سویی هم تعهدی هرچند کمرنگ، اما قابل مشاهده نسبت به ریشه هایش داشته باشد. حال آن که پس از عرضه نسخه بی نظیر و بسیار زیبای سرباز آینده، هیچ کدام از نسخه های دیگر سری نتوانستند نوآوری و احترام به ریشه ها را در کنار هم و به صورت یک معجون خوش طعم تحویل طرفداران بدهند. اما خوشبختانه با عرضه Tom Clancy’s Ghost Recon Wildlands یکی دیگر از نسخه های بی نظیر و دوست داشتنی سری را تجربه کردیم. نسخه ای که پر بود از نوآوری های بی شمار در این سری و در عین حال، توانست به ریشه های سری، یعنی رعایت اصل اساسی همکاری و تاکتیک های نظامی پایبند بماند. بازی Tom Clancy’s Ghost Recon Wildlands یک شوتر سوم شخص جهان آزاد و چند نفره است که توسط یوبیسافت توسعه یافت و در سال ۲۰۱۷ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را نیز خود کمپانی یوبیسافت بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر نمود. Ghost Recon: Wildlands یک بازی کاملا پخته و عمیق از سوی یوبیسافت بود و نشان داد که این شرکت هنوز هم از بهترین های صنعت بازی است و وقتی که بخواهد یک بازی قدرتمند بسازد حتما توانایی این کار را دارد. این بازی برخلاف فرمول همیشگی سری، در یک جهان باز و البته بسیار زنده اتفاق می افتد. سرزمینی که بر اساس کشور بولیوی ساخته شده است و یک نقشه بزرگ، مشابه و بسیار زنده از بولیوی در بازی داریم. نقشه ای که میزبان گروه ها و کارتلی جنایتکار و همچنین احزاب متفاوت و مردمی است که هر کدام بنا به شرایط پیش آمده و بر اساس نیاز هایی که دارند دست به تصمیم گیری و عمل می زنند.

این بازی یک عید کامل را برای من تبدیل به یک نوروز تک بعدی کرد که در آن فقط و فقط به صورت دو نفری با پسرعمویم در یک اتاق با دو پلی استیشن ۴ و دو تلویزیون نشستیم و کل روز را از صبح تا شب و از شب تا صبح Tom Clancy’s Ghost Recon Wildlands بازی کردیم و وای که چقدر کیف داشت. تازه بعد از آن هم خودم نشستم و بازی را پلات کردم تا دیگر ماموریتم کامل شود!

سازنده ها در این بازی از یک سناریوی بسته بهره نبرده اند و افسار داستان را هم به دست بازیباز سپرده اند. به همین منظور، بازیباز ها در نقش نیروهای ویژه ارتش ایالات متحده موسوم به Ghost باید با تصمیمات فردی و روندی که خودشان اتخاذ می‌کنند، در دنیای زنده و بسیار خطرناک بولیوی به جنگ کارتل خوفناک و بسیار قدرتمند سانتابلانکا بروند. کارتلی که با گسترش روز افزون فعالیت هایش، قدرتی بی حد در بولیوی به دست آورده و حالا در روز روشن می تواند به عملکرد غیرقانونی‌اش ادامه دهد. عملکردی که با خارج شدن از مرزهای بولیوی حالا مسئولان امریکایی را هم نگران کرده است. باید گفت Ghost Recon: Wildlands یکی از برترین بازی های سری بزرگ Ghost Recon تا به امروز محسوب می شود و باید بگویم اگر دنبال یک بازی Co-op می گردید که حداکثر لذت ممکن را از آن با دوستان و آشنایتان ببرید قطعا و بدون هیچ شکی Ghost Recon: Wildlands یک انتخاب عالی است که از بازی کردن آن شگفت زده خواهید شد. همچنین اگر می خواهید آفلاین و به تنهایی نیز بازی را پیش ببرید باید گفت باز هم Ghost Recon: Wildlands فوق العاده است و بخش داستانی جذاب با یارانی که دارای هوش مصنوعی خیلی خوبی هستند را در اختیار شما قرار می دهد تا از یک شوتر سوم شخص فوق العاده جذاب و عمیق بهره ببرید. Ghost Recon: Wildlands بخش ماموریت های داستانی خود را آنقدر طولانی و متنوع درست کرده است که مدت ها می توانید پای آن وقت بگذارید و ماموریت ها همه جدید باشند زیرا که هر منطقه و گرفتن یا کشتن رییس آن بخش با دیگران فرق دارد و ماموریت های آن نیز جداگانه است و یک بار باید دختر یکی از روسا را بگیرید که به پدرش زنگ بزند و جای او را بفهمید و یک بار باید تمام کازینوها و دستگاه های بازی یک منطقه را خراب کنید تا توجه رئیس به شما جلب شود و واکنش نشان دهد. گوست ریکان به واقع عنوان تکامل بافته بازی های این سبک است که سعی کرده خوبی های آنها را بردارد و بدی ها و ضعف ها را حذف نماید که تا حدود زیادی هم موفق شده است و یوبیسافت خوب از بازی های قبلی خود درس گرفته است. این بازی در بخش گیم پلی خود به حدی لذت بخش و جذاب ظاهر می شود که باعث می گردد برخی عیب و ایرادات آن را هنگام بازی کاملا فراموش کنید و از آن ها بگذرید مخصوصا اگر به صورت Co-op با دوستانتان در حال بازی کردن باشید که لذت بازی چند برابر می شود.

این بازی برخلاف فرمول همیشگی سری، در یک جهان باز و البته بسیار زنده اتفاق می افتد. سرزمینی که بر اساس کشور بولیوی ساخته شده است و یک نقشه بزرگ، مشابه و بسیار زنده از بولیوی در بازی داریم. نقشه ای که میزبان گروه ها و کارتلی جنایتکار و همچنین احزاب متفاوت و مردمی است که هر کدام بنا به شرایط پیش آمده و بر اساس نیاز هایی که دارند دست به تصمیم گیری و عمل می زنند.

دنیای بسیار وسیع و پر از ماموریت های مختلف، مناطق متفاوت و متنوع، انواع و اقسام سلاح و ارتقا و شخصی سازی و وسائل نقلیه، بازی آنلاین بدون مشکل و روان، سیستم شوتینگ جذاب، طراحی جالب روند نفوذ به درون چرخه اصلی اعضای کارتل، مبارزات نفس گیر و نیازمند تاکتیک مخصوصا در درجات سختی بالاتر، مخفی کاری بسیار جذاب و هوش مصنوعی مناسب و استاندارد (که البته مانند اکثر بازی ها گاها مشکلاتی هم دارد)، همه و همه باعث شده اند تا Ghost Recon: Wildlands تبدیل به یک بازی قدرتمند در بخش گیم پلی شود که در این سبک از بازی ها، بی شک تکیه نیز بر همین بخش است و گیم پلی حرف اول و آخر را می زند. در بازی شاهد وسایل نقلیه بسیار زیاد، مراحل فرعی زیبا و پر جزییات، جهانی زنده و در نهایت یک گیم‌ پلی سرگرم کننده و مثال زدنی هستیم. در کنار گیم پلی اما، بازی با وجود جهان وسیع و زنده‌اش، گرافیکی خیره کننده و زیبا را به بازیبازها ارائه می کند که می تواند تجربه بازی را بسیار لذت بخش تر و زیباتر جلوه دهد. باید اعتراف کنم که اصلا قبل از تجربه بازی فکر نمی کردم Ghost Recon: Wildlands تا این حد بازی خوب و جذابی باشد و انتظار نداشتم که با این دنیای عظیم و این حجم وحشتناک از محتوا روبرو شوم که می تواند ماه ها من را سرگرم کند و به هیچ وجه خیلی زود مانند اکثر بازی های این سبک خسته کننده نشود. اصلا انتظار نداشتم که بازی چنین کمپین داستانی فکر شده و زیبایی داشته باشد و سیستم نمودار سازمانی کارتل و افراد رده بالای آن این قدر دقیق و جذاب چیده شده باشد و هر یک از شخصیت ها از نظر اخلاق و رفتار گرفته تا داستان وی و منطقه ای که در آن حکومت می کند، با دیگری فرق داشته باشد. 

Ghost Recon: Wildlands بخش ماموریت های داستانی خود را آنقدر طولانی و متنوع درست کرده است که مدت ها می توانید پای آن وقت بگذارید و ماموریت ها همه جدید باشند زیرا که هر منطقه و گرفتن یا کشتن رییس آن بخش با دیگران فرق دارد و ماموریت های آن نیز جداگانه است و یک بار باید دختر یکی از روسا را بگیرید که به پدرش زنگ بزند و جای او را بفهمید و یک بار باید تمام کازینوها و دستگاه های بازی یک منطقه را خراب کنید تا توجه رئیس به شما جلب شود و واکنش نشان دهد.

با تمام این اوصاف و کیفیت بالا، Tom Clancy’s Ghost Recon Wildlands پس از عرضه مثل خیلی از بازی های یوبیسافت در دو نسل اخیر با کج سلیقگی و ظلم واضح روبرو شد و از نظر امتیازات حتی ذره ای هم به آن چیزی که لیاقتش را داشت و کیفیتش بیانگر آن بود، دست پیدا نکرد تا بار دیگر ثابت شود که عده ی زیادی با یوبیسافت دشمنی محض دارند. امتیازات و بازخوردهای این بازی، نهایتا امتیاز متای ۷۶/۱۰۰ را برای Tom Clancy’s Ghost Recon Wildlands به ارمغان آوردند که تازه این بالاترین متای نسخه های این بازی است و ورژن های پلی استیشن ۴ و پی سی متای ۷۰ و ۶۹ را داند که واقعا مسخره و شرم آور و یک ظلم واضح است. تازه بگذریم از این که این بازی با توجه به حمایت های عالی یوبیسافت هر چقدر زمان گذشت بهتر هم شد. وقتی نقدهای بازی را مطالعه می کردم نکته ای برایم عجیب بود و آن این بود که “تعداد نکات منفی و ایراداتی که منتقدان برخی سایت ها از بازی گرفته بودند، اصلا برابر با نمره ای که از آن کم کرده بودند نبود.” مثلا سایت مشهوری نوشته بود بازی در زمینه داستان نقص دارد (که در این سبک معمولا همینطور است) و در دراز مدت ماموریت ها خسته کننده می شود (که قانون این سبک همین است و باید مدام ماموریت ها را با افراد مختلف و دوستان با تاکتیک های گوناگون تکرار کنید، همانند دستینی و دیویژن و …. و تازه Ghost Recon: Wildlands خیلی خیلی در این زمینه از بقیه بازی های هم سبک بهتر است) اما در امتیاز بازی برای این دو مورد ۴ نمره از بازی کم کرده بود که به نظرم اصلا عادلانه نبود. این که در این سبک بازی ها بعد از مدتی طولانی ماموریت ها تکراری می شوند که یک قانون برای این سبک است و نمی شود غیر از این باشد. بالاخره زمانی ماموریت ها تمام می شوند و دوباره باید همه چیز را تکرار کنید که این برای علاقمندان این سبک و کسانی که Co-op بازی می کنند بسیار لذتبخش است تا باز هم قوی تر شوند و با هم تاکتیک های مختلف را در ماموریت ها تجربه نمایند. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در این نسل داشته ام فکر می کنم، یکی از نام های بسیار بسیار واضح که تا ابد نامش در ذهنم حک شده است عنوان Tom Clancy’s Ghost Recon Wildlands است که واقعا از بازی کردنش کیف کردم و آن قدر چسبید که آن را پلات کردم. Tom Clancy’s Ghost Recon Wildlands در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه هفتم را کسب نموده است.

۶ – Darksiders: Genesis

سازنده: Airship Syndicate  

ناشر: THQ Nordic

ژانر: Action RPG, Isometric

پلتفرم ها:  PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows و Switch

سال انتشار: ۲۰۱۹   

امتیاز متا:  ۷۷/۱۰۰

در نوامبر ۲۰۱۸ یک بازی هک اند اسلش و اکشن ماجرایی به نام دارک سایدرز ۳، توسط THQ Nordic منتشر گردید و به نوعی لااقل از نظر من تبدیل به Underrated بازی تاریخ شد. یعنی نمرات بازی ذره ای و حتی ذره ای ربطی به کیفیتش نداشتند و قبلا در نقد کامل این نسخه برایتان گفته ام چرا این طور است. وقتی نوبت به نسخه ی بعدی رسید، ناشر این سری می دانست که اگر یک بازی دیگر در سبک دارک سایدرزهای ۱ و ۲ و ۳ منتشر کند باز هم منتقدین عجیب و غریب به آن گیرهای بیهوده می دهند بنابراین در تصمیم هوشمندانه نسخه جدید این سری با نام Darksiders Genesis را به دوربین ایزومتریک و بر پایه Co-op بردند تا عنوانی شبیه دیابلو خلق شود. خوشبختانه بازخوردهای بازی مقداری بهتر بود اما متاسفانه باز هم نه در سطح لازم و نه در اندازه ای که این عنوان شایسته اش است. عنوانی که در حد و اندازه های دیابلو جذابیت دارد مخصوصا وقتی آن را دو نفره بازی کنید. برویم سراغ معرفی بازی. عنوان Darksiders: Genesis یک اکشن ماجرایی و نقش آفرینی ایزومتریک جذاب است که توسط استودیو Airship Syndicate توسعه یافت و در سال ۲۰۱۹ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را کمپانی THQ Nordic بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان، سوییچ و رایانه های شخصی منتشر نمود. البته لازم به ذکر است که ابتدا در سال ۲۰۱۹ نسخه پی سی این بازی عرضه شد و سپس چند ماه بعد در سال ۲۰۲۰ نسخه های کنسولی در دسترس علاقمندان قرار گرفتند.

Darksiders Genesis دومین بازی برتر اکشن نقش آفرینی ایزومتریک است که تا امروز بازی کرده ام و سیستم بازی با وجود ۲ برادر محبوب و با ابهت از سواران آخرالزمان، قابلیت Co-op آفلاین و آنلاین، وجود پرش در بازی و چالش های پلتفرمینگ، پازل ها و معماهای محیطی، ساعت ها محتوای دارای ارزش تکرار بی نهایت بالا و قابلیت تعویض لحظه ای شخصیت در بازی تک نفره  باعث شده است تا شاهد بازی خیلی خیلی بهتر و خاص تر و جذاب تری نسبت به قدرتمندترین عناوین این سبک باشیم.

در Darksiders Genesis با عنوانی طرف هستیم که قطعا هم برای دوست داران دارک سایدرز و هم نزد طرفداران دیابلو و اکشن نقش آفرینی ایزومتریک، کاملا محبوب خواهد بود. با وجود ده ها و ده ها بازی اکشن نقش آفرینی ایزومتریک که بازی کرده ام هرگز و حتی یک بار هم نگفته ام عنوانی در حد و اندازه دیابلو است زیرا هرگز نبوده اند، ولی حالا خیلی راحت به شما می گویم که برای اولین بار عنوانی در این ژانر توانسته در سطح و اندازه دیابلو عمل کند و البته خب دارک سایدرز هم اسم خیلی بزرگ و محبوبی است و چنین انتظاری هم از آن می رود. در واقع Darksiders Genesis دومین بازی برتر اکشن نقش آفرینی ایزومتریک است که تا امروز بازی کرده ام و سیستم بازی با وجود ۲ برادر محبوب و با ابهت از سواران آخرالزمان، قابلیت Co-op آفلاین و آنلاین، وجود پرش در بازی و چالش های پلتفرمینگ، پازل ها و معماهای محیطی، ساعت ها محتوای دارای ارزش تکرار بی نهایت بالا و قابلیت تعویض لحظه ای شخصیت در بازی تک نفره باعث شده است تا شاهد بازی خیلی خیلی بهتر و خاص تر و جذاب تری نسبت به قدرتمندترین عناوین این سبک باشیم. Darksiders Genesis اصلا و ابدا مشکلات زیاد و ویران کننده ای ندارد و واقعا مشخص است که سازندگان توانمند بازی خوب می دانسته اند که با وجود این که دوربین بازی را عوض کرده اند ولی باید عنوانی در سطح نام عظیم و محبوب دارک سایدرز بسازند و الحق و والانصاف که Darksiders Genesis یک بازی در خور این نام بزرگ است و بدون ذره ای اغراق یکی از برترین عناوین اکشن نقش آفرینی ایزومتریک در تاریخ بازی هاست.

سازندگان توانمند بازی خوب می دانسته اند که با وجود این که دوربین بازی را عوض کرده اند ولی باید عنوانی در سطح نام عظیم و محبوب دارک سایدرز بسازند و الحق و والانصاف که Darksiders Genesis یک بازی در خور این نام بزرگ است و بدون ذره ای اغراق یکی از برترین عناوین اکشن نقش آفرینی ایزومتریک در تاریخ بازی هاست.

Darksiders: Genesis پس از عرضه تا حد تقریبا خوبی مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار گرفت و موفق شد بازخوردها و امتیازات مثبتی را از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید ولی همان طور که گفتم ابدا نه در سطح کیفیت واقعی بازی. این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای ۷۷/۱۰۰ را برای Darksiders: Genesis به ارمغان آوردند که باید به شما بگویم حداقل حق این بازی امتیاز بالای ۸.۵ در بدترین حالت است. Darksiders Genesis عنوانی است که بدون ذره ای تردید باید تجربه ی آن را به تمام عاشقان دارک سایدرز و علاقمندان به اکشن نقش آفرینی های ایزومتریک توصیه نمایم زیرا که ساعات فوق العاده لذتبخشی را برای آنها رقم خواهد زد و همان طور که قبل تر هم اشاره کردم محتوایی دو سه برابر یک بازی ۶۰ دلاری و قیمتی نصف آن را دارد. حالا بدجوری منتظر نسخه ای هستیم که در آن همین سیستم گیم پلی و بازی را برای دو شخصیت Death و Fury پیاده کنند و امیدواریم شاهد باشیم که چنین عنوانی را مثلا با نام Darksiders Genesis ۲ عرضه می کنند. بعد از حدود ۷۵ ساعت تجربه Darksiders Genesis به همراه محمدرضا تقی پور عزیز و پلات کردن این بازی، آن را نه تنها به شما پیشنهاد می کنم، بلکه باید بدانید که یکی از برترین پیشنهادهایی هم هست که می ‎توانم به شما داشته باشم و حیف است فرصت تجربه این بازی که در سطح  و اندازه شاهکاری مثل دیابلو ۳ است و تازه فقط ۳۰ دلار قیمت دارد را به راحتی از دست بدهید.

حالا بدجوری منتظر نسخه ای هستیم که در آن همین سیستم گیم پلی و بازی را برای دو شخصیت Death و Fury پیاده کنند و امیدواریم شاهد باشیم که چنین عنوانی را مثلا با نام Darksiders Genesis ۲ عرضه می کنند.

یک اکشن نقش آفرینی ایزومتریک بی نهایت خوش ساخت با گیم پلی فوق العاده متنوع و عمیق و جذاب که آن قدر نکات مثبت در تمامی زمینه ها دارد که باعث می شود لحظه لحظه ای که در حال تجربه آن هستید واقعا کیف کنید و از تجربه یک دارک سایدرز اصیل با دوربینی متفاوت و قابلیت معرکه Co-op لذت ببرید. گشت و گذار در دنیای Darksiders Genesis و انجام ماموریت ها و چالش ها و مراحل Arena و…  بی ‎نهایت لذت ‎بخش و فوق ‎العاده است. پس هر چه سریع‎ تر همراه دو برادر خفن آخرالزمان یعنی Strife و War سوار اسب های بی نظیرشان شوید تا به خدمت لوسیفر و خدمت گذارانش و توطئه ای که بهشت و جهنم را درگیر کرده و به فساد و تباهی کشانده است، برسید! در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل طولانی هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از برترین نام هایی که خیلی زود به ذهنم می آید عنوان Darksiders: Genesis است که برای من یک شاهکار فوق العاده محسوب می شود. Darksiders: Genesis در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه ششم را کسب نموده است.

۵ –   Dying Light: The Following 

 سازنده:  Techland  

ناشر:  .Warner Bros

ژانر:   Open World First Person Survival Horror Action-Adventure

پلتفرم مقصد:  PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows, Linux  

سال انتشار:  ۲۰۱۶   

امتیاز متا:  ۸۷/۱۰۰ 

می رسیم به یکی از بازی هایی که تا بازی نکرده باشید نمی دانید عجب بازی معرکه ای را از دست داده اید. الحق که Dying Light عنوانی فوق العاده جذاب است حالا چه به صورت تک نفره و چه به صورت Co-op. در همین ابتدا این را به شما می گویم که تحت هیچ شرایطی این بازی از دست ندهید که ضرر بزرگی کرده اید. با آغاز نسل هشتم یکی از نخستین بازی‌هایی که موضوع زامبی را به عنوان اصل محوری خود قرار داد و بسیار هم موفق عمل کرد، همین عنوان Dying Light بود که بسیاری را با جذابیت خود سورپرایز کرد. یک سال بعد از انتشار بازی اصلی و پس از عرضه یکی دو بسته الحاقی نسبتا کوچک، سازندگان یک بسته الحاقی بزرگ با اضافاتی تعیین‌کننده به نام The Following را منتشر کردند که داستان بازی را دقیقا بعد از اتمام بازی اصلی ادامه می‌دهد. همراه با این دی ال سی، نسخه‌ای کامل از بازی اصلی همراه با این محتوای الحاقی نیز با نام Dying Light: Enhanced Edition نیز عرضه شد که همین نسخه، بازی مورد نظر من در این لیست هم به حساب می آید. بازی Dying Light: The Following یک اکشن ماجرایی اول شخص جهان آزاد با المان های وحشت بقا است که توسط استودیو Techland توسعه یافت و در سال ۲۰۱۶ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را کمپانی براداران وارنر بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر نمود. این بازی ابتدا قرار بود برای نسل هفتم نیز منتشر شود ولی در ادامه تبدیل به عنوانی مختص نسل هشتم شد.

هنوز هم دیدن این صحنه و روبرو شدن با نایت هانترها در شب آدم را به استرس می اندازد!

Dying Light: The Following پس از عرضه تا حد زیادی مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار گرفت و موفق شد بازخوردها و امتیازات فوق العاده ای را از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید که اکثر آنها بازی را به واسطه ی گیم پلی بی نظیر و اضافه کردن برخی قابلیت های عالی به بازی مثل قابلیت ماشین سواری مورد تحسین قرار دادند. این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای عالی ۸۷/۱۰۰ را برای Dying Light: The Following به ارمغان آوردند تا به عنوان یک بازی موفق در نسل هشتم شناخته شود که یکی از بهترین تجربه های Co-op را نیز برای بنده و خیلی از بازیبازان دیگر به همراه داشت و موفقیتش باعث شد تا روند ساخت نسخه دوم آن نیز کلید بخورد. باید بگویم امتیاز ۸۷ که نسخه ی Dying Light: The Following کسب کرد بسیار عادلانه تر بود و در واقع خیلی بیشتر شایسته ی این بازی بود تا امتیازات نسخه ی اولیه ی Dying Light. امیدوار هستیم که نسخه دوم سری نیز که امسال منتشر خواهد شد یک بازی فوق العاده و جذاب باشد. شواهد و قراین که تا اینجا این طور می گویند.

بازی یک سرزمین بسیار بزرگ برای اکتشاف، یک داستان پر رمز و راز و پر تنش و مکانیک‌های فوق العاده جذابی را در گیم‌ پلی در اختیار شما قرار می داد و به نوعی می شود گفت المان های موفق Dead Island (فرنچایز قبلی همین سازنده) و Mirror’s Edge و گاها رزیدنت اویل را با هم ترکیب کرده بود و نتیجه آن ترکیبی منحصر به فرد، جدید و سرگرم‌کننده بود.

بازی یک سرزمین بسیار بزرگ برای اکتشاف، یک داستان پر رمز و راز و پر تنش و مکانیک‌های فوق العاده جذابی را در گیم‌ پلی در اختیار شما قرار می داد و به نوعی می شود گفت المان های موفق Dead Island (فرنچایز قبلی همین سازنده) و Mirror’s Edge و گاها رزیدنت اویل را با هم ترکیب کرده بود و نتیجه آن ترکیبی منحصر به فرد، جدید و سرگرم‌کننده بود. buggy ها که در نسخه The Following به بازی اضافه شدند، یک افزونه فوق‌العاده برای بازی بودند که سرگرمی جدید و بی ‌نظیری را در دنیای Dying Light برای ما به ارمغان آوردند. در داستان نسخه Dying Light: The Following علاوه بر بخش داستانی بازی اصلی، شاهد اضافه شدن خط داستانی عظیم بسته الحاقی The Following نیز هستیم که در آن Kyle Crane شخصیت اصلی بازی و دوستانش در برج (Tower) با کمبود شدید ماده Antizin روبرو هستند و در این حین مردی مرموز نیز پای به Harran می‌گذارد و در مورد مکانی صحبت می‌کند که در آن همه نسبت به ویروس زامبی مقاوم و ایمن هستند. Crane پس از اطمینان از امنیت و نجات دوستانش، از نقشه این مرد برای ورود به سرزمین مرموزی که از آن صحبت می کند استفاده کرده و در یک ماجرای رازآلود و پیچیده درگیر می‌شود. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره که در نسل هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از نام هایی که برایم سرشار از خاطرات خوب و جذابیت است، عنوان Dying Light: The Following است که اتفاقا یکی از اولین بازی های Co-op من در نسل هشتم بود و حتی الان که بیشتر فکر می کنم می بینم این اصلا اولین بازی Co-op من در این نسل بود که آن را با پسرعمویم تمام کردیم و جایتان خالی از بس که کیف داشت! شما هم این بازی را دست ندهید چه تک نفره و چه Co-op. Dying Light: The Following در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه پنجم را کسب نموده است.

۴ – Diablo 3: Ultimate Evil Edition

سازنده:   Blizzard Entertainment

ناشر:  Blizzard Entertainment

ژانر:  Action RPG, Hack and Slash

پلتفرم ها:  PlayStation 4, Xbox One, PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows, Macintosh operating systems

سال انتشار:   ۲۰۱۴

امتیاز متا:  ۹۰/۱۰۰

در دو شماره ی قبل تر این لیست در مورد دارک سایدرز جنسیس گفتم از نظر کیفی در حد و اندازه های دیابلو ۳ است و حالا در این بخش لیست می رسیم به خود دیابلو ۳. فرنچایز Diablo یکی از عظیم ترین و محبوب ترین عناوین کمپانی بلیزارد به حساب می آید. این سری یک فرنچایز اکشن نقش آفرینی هک اند اسلش و dungeon crawler محسوب می شود که فروش بی نظیری در دنیا داشته و جالب است بدانید قبل از عرضه نسخه سوم بی نظیر این بازی و در سال ۲۰۱۲ دو نسخه اول این فرنچایز چیزی حدود ۲۵ میلیون نسخه در دنیا فروش داشتند! سری دیابلو دارای ۳ عنوان اصلی است (بازی چهارم در راه است و وای که عجب عنوانی هم هست با توجه به چیزهایی که دیده ایم) که شامل  Diablo, Diablo II, و Diablo III می باشند. عناوین فرعی و الحاقی این سری شامل Diablo: Hellfire که بازی اول را ادامه می داد، Lord of Destruction که بعد از بازی دوم عرضه گردید و Reaper of Souls که نسخه سوم را ادامه می دهد، هستند. این سری در دنیای Sanctuary اتفاق می افتد و هر ۳ بازی این سری نیز از لحاظ جغرافیایی در یک محدوده واقع می شوند. در دنیای Sanctuary شاهد حضور انسان ها، فرشتگان و انواع و اقسام کلاس های شیاطین و هیولاها هستیم. از این فرنچایز کتاب های بسیاری نیز منتشر شده است که بسیار موفق عمل کرده اند و همین طور کمیک بوکی نیز از این سری منتشر شده است که وقایع مختلف این دنیا را دنبال می کند. اولین نسخه این فرنچایز هنوز که هنوز است به عنوان موفق ترین بازی این سری از لحاظ امتیاز متا محسوب می شود و امتیاز متای بی نظیر ۹۴/۱۰۰ را در اختیار دارد. 

بدون شک دلیل اصلی موفقیت Diablo 3: Ultimate Evil Edition قطعا در ابتدا گیم پلی است، اما اصلا داستان را نیز در این بازی و کلا این سری نباید دست کم گرفت، مخصوصا با ویدئوهایی که به عنوان کات سین هایی بی نظیر برای روایت داستان عناوین این شرکت مانند Diablo 3: Ultimate Evil Edition پخش می شوند و به طرز عجیبی زیبا و با کیفیت هستند.

نسخه دوم بازی ۴ سال بعد در سال ۲۰۰۰ منتشر شد و سپس بعد از یک انتظار طولانی و سخت، نسخه سوم این سری در سال ۲۰۱۲ عرضه شد که این بار برای اولین بار این سری را بر روی کنسول های نسل هفتم و بعد از آن نسل هشتم شاهد بودیم که خبر بسیار خوبی برای دارندگان کنسول ها بود و نسخه سوم بازی موفقیت عظیمی را نیز بر روی کنسول ها کسب کرد و  واقعا این بازی هم مانند عناوین سولز، زمان ندارد و بارها و بارها به آن ها باز خواهیم گشت. بازی Diablo 3: Ultimate Evil Edition یک اکشن نقش آفرینی ایزومتریک با مبارزات هک اند اسلش جذاب است که توسط بلیزارد توسعه یافت و در سال ۲۰۱۴ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را خود کمپانی بلیزارد بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One, PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows و Mac منتشر نمود. Diablo 3: Ultimate Evil Edition پس از عرضه و با وجود برخی حواشی که برای آن پیش آمد، مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار گرفت و موفق شد بازخوردها و امتیازات فوق العاده ای را (امتیاز ۱۰۰ از God is a Geek و Digital Spy، امتیاز ۹۲ از IGN و امتیاز ۹۳ از Game Informer) از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید که اکثر آنها بازی را به واسطه گیم پلی شاهکارش مورد تحسین قرار داده و طرفداران نیز به نیکی از آن یاد می کردند. این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای ۹۰/۱۰۰ را برای Diablo 3: Ultimate Evil Edition به ارمغان آوردند تا به عنوان یک بازی شاهکار دیگر در این سری شناخته شود که اتفاقا یکی از بهترین تجربه های Co-op را نیز برای بنده و خیلی از بازیبازان دیگر در دنیا به همراه داشت.  قطعا وجود بخش دو نفره داستانی آفلاین هم یکی از نکات مثبت عنوانی است که همه چیزش در واقع نکات مثبت است.

گیم پلی در Diablo 3: Ultimate Evil Edition دیابلو به طرز فوق العاده ای گسترده و اعتیاد آور است و سیستم لوتینگ این بازی بدون شک یکی از برترین ها در تاریخ است و هیچ بازی دیگری نمی تواند در این زمینه با دیابلو رقابت کند. به دلیل همین گیم پلی بی نظیر هم هست که هر عنوانی که در این سبک منتشر می شود در میزان مقایسه با دیابلو قرار می گیرد و به آن دیابلو کلون گفته می شود و سازندگان ژانر اکشن نقش آفرینی با زاویه دوربین ایزومتریک کار خیلی سختی برای خارج کردن بازی هایشان از زیر سایه این نام دارند و غالبا هم موفق نمی شوند.

بدون شک دلیل اصلی موفقیت Diablo 3: Ultimate Evil Edition قطعا در ابتدا گیم پلی است، اما اصلا داستان را نیز در این بازی و کلا این سری نباید دست کم گرفت، مخصوصا با ویدئوهایی که به عنوان کات سین هایی بی نظیر برای روایت داستان عناوین این شرکت مانند Diablo 3: Ultimate Evil Edition پخش می شوند و به طرز عجیبی زیبا و با کیفیت هستند. گیم پلی در Diablo 3: Ultimate Evil Edition دیابلو به طرز فوق العاده ای گسترده و اعتیاد آور است و سیستم لوتینگ این بازی بدون شک یکی از برترین ها در تاریخ است و هیچ بازی دیگری نمی تواند در این زمینه با دیابلو رقابت کند. به دلیل همین گیم پلی بی نظیر هم هست که هر عنوانی که در این سبک منتشر می شود در میزان مقایسه با دیابلو قرار می گیرد و به آن دیابلو کلون گفته می شود و سازندگان ژانر اکشن نقش آفرینی با زاویه دوربین ایزومتریک کار خیلی سختی برای خارج کردن بازی هایشان از زیر سایه این نام دارند و غالبا هم موفق نمی شوند.  Diablo 3: Ultimate Evil Edition داستان مبارزه انسان های ساکن Sanctuary و شیاطین اعظم که توسط دیابلو که آنتاگونیست اصلی بازی است، رهبری می شوند را دنبال می کند. انسان ها در این بازی توسط فرشتگانی مانند archangel of justice با نام Tyrael یاری می شوند. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل طولانی هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از قدرتمندترین و واضح ترین نام هایی که به ذهنم می آید عنوان Diablo 3: Ultimate Evil Edition است که آن را هم به تنهایی، هم با پسرعمویم و هم با محمدرضا تقی پور و برادرش تجربه کرده ام. باور کنید که حتی نمی دانم چند بار آن را تمام کرده ام ولی می دانم که باز هم دوست دارم این کار را بکنم حالا چه تک نفره و چه Co-op. بازی Diablo 3: Ultimate Evil Edition در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه چهارم را کسب نموده است.

۳ – Tom Clancy’s The Division 2

سازنده: Ubisoft

ناشر: Ubisoft

ژانر: Open World TPS Multiplayer

پلتفرم مقصد: PC, PS4, Xbox One

سال انتشار: ۲۰۱۹

امتیاز متا: ۸۵/۱۰۰

می رسیم به ۳ شماره ی نخست لیست که اتفاقا دو تای آنها بازی های یوبیسافت هستند زیرا این شرکت نه تنها جهان آزادهای متنوع و با کیفیت و بی نظیر می سازد، بلکه آن ها و طرفدارانش را رها نمی کند و سال ها بازی را پشتیبانی می کند تا دیگر خود بازیبازان از آن سیر شوند. باور کنید حتی وقتی نسخه ی دوم دیویژن عرضه شده بود این شرکت هنوز از بازی نخست پشتیبانی می کرد. کیفیت سرورهای این شرکت برای بازی Co-op فراتر از فوق العاده هستند و فقط کافیست مثل من بازی  Tom Clancy’s The Division 2 را با فیلترشکن ساعت ها و ساعت ها Co-op بازی کرده باشید تا بدانید چه می گویم. در این بخش از لیست Tom Clancy’s The Division 2 قرار گرفته است که نسخه ی اولش را هم در قسمت قبلی لیست دیدیم. بازی Tom Clancy’s The Division 2 یک شوتر سوم شخص جهان آزاد است که توسط یوبیسافت توسعه یافت و در سال ۲۰۱۹ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را نیز خود کمپانی یوبیسافت بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر نمود. Division 2 عنوانیست که به خوبی راه موفقیت نسخه اول را ادامه داده و آن را از خیلی جهات بهبود بخشیده است. با تجربه بسیار طولانی این بازی باید بگویم هیچ تردیدی نیست که Tom Clancy’s The Division 2 با خلق شاهکارگونه ی واشنگتن، یکی از باکیفیت ترین بازی های نسل هشتم تا به امروز در سبک خود است. اکنون دیگر کاخ سفید تبدیل به مقر فرماندهی و پایگاه اصلی شما در بازی Tom Clancy’s The Division 2 شده است و باید منطقه به منطقه شهر واشنگتن را از چنگال غارتگران و قاتلین و اراذل و اوباش پاکسازی کرده و پس بگیرید. Tom Clancy’s The Division 2 ضعف های بازی نخست را کاور کرده و کلی المان جذاب را بر پایه و ریشه کلی سری اضافه کرده است تا عمق گیم پلی بسیار بیشتر شود و فعالیت های خیلی بیشتری برای انجام دادن داشته باشیم و بازی بسیار جذاب تر و هیجان انگیز تر شود.

فقط یک کلمه مناسب این بازی است. یک شاهکار در سبک خودش با بهترین و سنگین ترین گیم پلی ممکن و خفن ترین و پرجزییات ترین دنیای ممکن

در قسمت قبلی مقاله در مورد نسخه ی اول Division خدمت شما عرض کردم “عنوانی است پر از محتوا و مراحل جذاب و ارتقاهای پر تعداد و مبارزات و مراحل بی نظیر و جذاب. یک شوتر سوم شخص با ثبات و عمیق که سیستم گان پلی و کاورگیری و شلیک آن یکی از برترین هایی است که در تاریخ بازی های رایانه ای تا به امروز دیده ایم و کمتر عنوانی این چنین لذت کاور گیری و شلیک های عالی و با وزن را به ما هدیه داده است. در بازی و هنگام مبارزات کاملا وزن سلاح و شلیک ها و لگد اسلحه و … به شما منتقل می شود و آن را حس می کنید. شاید بعد از ۴۰ تا ۵۰ ساعت مراحل و ماموریت های بازی مقداری تکراری شوند ولی این در مورد تمام شوترهای آنلاین چند نفره وجود دارد و علاوه بر آن این موضوع اصلا در مورد سیستم شلیک و کاور گیری و مبارزات بازی صادق نیست و هیچ گاه از گان پلی و شوتینگ فوق العاده بازی سیر نمی شوید.”

واقعا این بازی با فیلترشکن هم کیفیت تجربه ی آنلاینش از دیگر بازی ها بهتر بود و این کیفیت سرورها و پشتیبانی یوبیسافت است. با محمدرضا تقی پور عزیز این بازی را کلا به پایان رساندیم و بارها ان را تکرار کردیم آن هم با فیلتر شکن، ولی باور کنید که اندازه ی یک دهم عنوانی جدید مثل بردرلندز ۳ هم ما را اذیت نکرد.

بدون شک و البته با قطعیت بیشتر، باید بگویم این موارد دقیقا در مورد بازی Tom Clancy’s The Division 2 نیز صادق هستند ولی خب همان طور که گفتم این بار کیفیت خیلی هم بالاتر رفته است و معدود ضعف های بازی اول هم رفع شده اند و واقعا این بازی با فیلترشکن هم کیفیت تجربه ی آنلاینش از دیگر بازی ها بهتر بود و این کیفیت سرورها و پشتیبانی یوبیسافت است. با محمدرضا تقی پور عزیز این بازی را کلا به پایان رساندیم و بارها آن را تکرار کردیم آن هم با فیلتر شکن، ولی باور کنید که اندازه ی یک دهم عنوانی جدید مثل بردرلندز ۳ هم ما را اذیت نکرد. Tom Clancy’s The Division 2 پس از عرضه بسیار مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار گرفت و موفق شد بازخوردها و امتیازات فوق العاده ای را از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید که واقعا هم شایسته اش بود. این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای ۸۵/۱۰۰ را برای Tom Clancy’s The Division 2 به ارمغان آوردند که باید این را بدانید امتیاز ۸۵ برای یک بازی کاملا “آنلاین چند نفره” آن هم دقیقا در ابتدای عرضه، خیلی خیلی خیلی ارزشمند است و نشان از یک بازی شاهکار دارد که دقیقا دیویژن ۲ در سبک خودش شاهکار است.

سطح جزییات نمایش داده شده در این بازی واقعا شگفت انگیز است. آن هم در یک بازی آنلاین چند نفره سنگین. گاهی فکر می کنم یوبیسافت با سطح استاندارد بازی هایش برخی را زیادی پررو کرده است و دیگر برایشان عادی شده و حتی توان درک جزییات شگفت انگیز و کیفیت بالایی که یوبیسافت در یک عنوان چند نفره آنلاین برایشان فراهم کرده ندارند در حالی که بازی های تک نفره ی آفلاین هم چنین دنیایی ندارند

Tom Clancy’s The Division 2 اکنون به عنوان یکی از عناوین باکیفیت ژانر جهان آزاد چند نفره در تاریخ بازی های رایانه ای شناخته می شود و طرفداران زیادی را نیز به تجربه خود علاقمند کرده که مدام مشغول تجربه آن هستند و تازه با توجه به محتویات جدید و جذابی مثل دی ال سی Warlords of NewYork که ما را دوباره به نیویورک نسخه ی اول برگرداند، قطعا هنوز شاهد ارتقاها و بهبودهای خیلی بیشتری در این بازی خواهیم بود و وضع از این هم بهتر خواهد شد زیرا یوبیسافت نشان داده که بی خیال بازی هایش و طرفدارانش نمی شود. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از ۳ بازی نخست (که اتفاقا دوتایشان هم برای یوبیسافت هستند) عنوان Tom Clancy’s The Division 2 است که ساعات بسیار جذاب و لذتبخشی را برای ما رقم زد و قطعا دوباره هم آن را بازی خواهم کرد. بازی Tom Clancy’s The Division 2 در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه سوم را کسب نموده است.

۲ – Tom Clancy’s Ghost Recon: Breakpoint

سازنده: Ubisoft

ناشر: Ubisoft

ژانر:  Third-Person Shooter RPG, Open World

پلتفرم ها:  PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows و Stadia

سال انتشار:  ۲۰۱۹  

امتیاز متا: ۶۲/۱۰۰

هر کسی نظر خودش را دارد اما این مطلب من و مقاله ی من و نظر من است. امان از جو و جوگیری که وقتی بعضی را بگیرد دیگر ول نمی کند. آقا مثلا یک نفر می گوید بازی Ghost Recon: Breakpoint با این گرافیک و دنیای عظیم و گیم پلی و … نمره اش از نظر من ۷ است. خب احسنت به شما خدا خیرت بدهد. نمره ت است و کلا زیاد از این بازی خوشت نمی آید ولی با کیفیت بخش های مختلفش نهایتا نمره ای که از نظرت منطقی است مثلا ۷ است. این خیلی خوب است و هیچ ایرادی ندارد بالاخره منتقدها متفاوت هستند و سلیقه و دید متفاوت دارند. مشکل جو و جوگیری می دانید کجاست؟ “این بازی یک آشغال محض با نمره ی ۲ است.” خب عزیزم تو نه تنها منتقد نیستی بلکه یک جوگیر هستی که دشمنی با یوبیسافت کورت کرده است. جالب این است که ۹۵ درصد کسانی که در مورد این بازی اراجیف بسیار متعصبانه و حد نمرات ۲ و ۳ می گویند، آن هایی هستند که بازی را حتی ۲ دقیقه هم تجربه نکرده اند. عزیز من اصلا بگو که مثلا حق این بازی از نظر من ۷ و ۸ است. خب اوکی نظرت است و اصلا دوست داری سخت گیرانه نقد کنی. نقدت روی چشم! ولی لعنتی آخر چطوری امتیاز ۲ و ۳ و ۴ را می بندی به این بازی. اصلا می دانی بازی امتیاز ۳ و ۴ چطور است؟ این شکلی است؟ اصلا کیفیت سرورها و بازی آنلاین و پشتیبانی از بازی را دیده ای؟ اینها همه ارزش و نمره دارند. چطور نتیجه می گیری ۳؟ Tom Clancy’s Ghost Recon: Breakpoint عنوانی است که بیش از ۱۰۰ ساعت آن را با محمدرضا تقی پور عزیز به صورت کوآپ بازی کرده و پلات کردیم و هر لحظه ای که جلو رفتیم بیشتر فهمیدیم گه بوی گند متا و نمرات خصمانه و دشمنی های واضح با یوبیسافت  در آمده است به حدی که نمی شود دیگر گندش را ندیده گرفت. ظلم از این واضح تر نداریم که یک نفر به اصطلاح منتقد به چنین عنوانی که فقط گرافیکش و دنیایش به تنهایی ۵-۶ نمره دارد امتیاز ۳ می دهد. بازی Tom Clancy’s Ghost Recon: Breakpoint یک شوتر سوم شخص جهان آزاد چند نفره است که توسط یوبیسافت توسعه یافت و در سال ۲۰۱۹ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را نیز خود کمپانی یوبیسافت بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان، استادیا و رایانه های شخصی منتشر نمود.  بعد از انتشار بازی شاهد نظرات مختلف و بسیار ضد و نقیضی در مورد آن بودیم که البته بیشتر به سمت ضعیف بودن بازی گرایش داشتند. برخی گفتند که شاهد یک بازی عالی هستیم و خیلی ها از آن به عنوان یک بازی بی ارزش یاد کردند. بسیاری هم  برای خوشایند بقیه و راضی کردن همه و تحت تاثیر جو وحشتناکی که علیه یوبیسافت ایجاد شده، بدون حتی لحظه ای تجربه این بازی به آن تاختند و نمرات عجیب و غریب به آن دادند. خیلی از این بازخوردها به خاطر نام یوبیسافت بود و اگر بازی به صورت ناشناس عرضه می شد کلی قضیه فرق می کرد.

هر کسی نظر خودش را دارد اما این مطلب من و مقاله ی من و نظر من است. امان از جو و جوگیری که وقتی بعضی را بگیرد دیگر ول نمی کند. آقا مثلا یک نفر می گوید بازی Ghost Recon: Breakpoint با این گرافیک و دنیای عظیم و گیم پلی و … نمره اش از نظر من ۷ است. خب احسنت به شما خدا خیرت بدهد. نمره ت است و کلا زیاد از این بازی خوشت نمی آید ولی با کیفیت بخش های مختلفش نهایتا نمره ای که از نظرت منطقی است مثلا ۷ است. این خیلی خوب است و هیچ ایرادی ندارد بالاخره منتقدها متفاوت هستند و سلیقه و دید متفاوت دارند. مشکل جو و جوگیری می دانید کجاست؟ “این بازی یک آشغال محض با نمره ی ۲ است.” خب عزیزم تو نه تنها منتقد نیستی بلکه یک جوگیر هستی که دشمنی با یوبیسافت کورت کرده است.

یکی از بهترین نکات بازی Tom Clancy’s Ghost Recon: Breakpoint که متاسفانه خیلی ها چشمشان را روی آن بستند، این است که در یک بازی آنلاین چند نفره جهان آزاد که بازی های هم سبکش رسما بی خیال داستان هستند، برای همین است که می گویم یوبیسافت انگار برخی را زیادی پررو کرده است. یک داستان با شخصیت هایی عالی و بازیگرهایی بزرگ و مشهور را شاهد هستیم. به عنوان مثال به یک بازی مثل دستینی نگاه کنید. داستان رسما وجود ندارد و هیچ چیزی از آن یاد بازیباز نمی ماند چه برسد که به شخصیت هایش علاقمند بشویم. هیچ کس هم به آن ایرادی نمی گیرد چون سبکش اینطور است و نیاز خاصی نبوده داستان و شخصیت های عالی داشته باشد. اما Breakpoint با روایت جذاب داستان، کات سین های فوق العاده و فلش بک های عالی کاملا در مسیر داستان شخصیت ها را برای شما شکل می دهد و گذشته آنها را روشن می کند و به روابط گذشته آنها می پردازد به طوری که بعد از اتمام بازی قطعا یکی دو شخصیت در یادتان تا مدت ها خواهند ماند که بدون شک یکی از آنها شخصیت منفی اصلی Breakpoint با بازی جان برنتال است که واقعا در این بازی هم مثل همه کارهایش معرکه عمل کرده است. گروه Ghost همیشه زمانی که اوضاع از کنترل خارج شده وارد عمل می‌‎ شوند و جزو آموزش دیده‌ ترین جوخه‌های ارتش ایالات متحده آمریکا به شمار می روند. گروه ارواح همیشه مثل یک ناجی عمل کرده و به بهترین نحو ممکن کار خود را ترجیحا بدون سر و صدا انجام می‌دهند اما حالا ارواحی که به نظر شکست ناپذیر می‌رسیدند در Ghost Recon Breakpoint واقعا به مشکل می‌خورند. سر و کارتان در این نسخه با یک کارتل مواد مخدر و تعدادی قاچاقچی نیست. این بار با خودی ها طرفید. ارواح در برابر گرگ ها.

جالب این است که ۹۵ درصد کسانی که در مورد این بازی اراجیف بسیار متعصبانه و حد نمرات ۲ و۳ می گویند، آنهایی هستند که بازی را حتی ۲ دقیقه هم تجربه نکرده اند. عزیز من اصلا بگو که مثلا حق این بازی از نظر من ۷ و ۸ است. خب اوکی نظرت است و اصلا دوست داری سخت گیرانه نقد کنی. نقدت روی چشم! ولی لعنتی آخر چطوری امتیاز ۲ و ۳ و ۴ را می بندی به این بازی. اصلا می دانی بازی امتیاز ۳ و ۴ چطور است؟ این شکلی است؟ اصلا کیفیت سرورها و بازی آنلاین و پشتیبانی از بازی را دیده ای؟ اینها همه ارزش و نمره دارند. چطور نتیجه می گیری ۳؟ Tom Clancy’s Ghost Recon: Breakpoint عنوانی است که بیش از ۱۰۰ ساعت آن را با محمدرضا تقی پور عزیز به صورت کوآپ بازی کرده و پلات کردیم و هر لحظه ای که جلو رفتیم بیشتر فهمیدیم گه بوی گند متا و نمرات خصمانه و دشمنی های واضح با یوبیسافت  در آمده است به حدی که نمی شود دیگر گندش را ندیده گرفت. ظلم از این واضح تر نداریم که یک نفر به اصطلاح منتقد به چنین عنوانی که فقط گرافیکش و دنیایش به تنهایی ۵-۶ نمره دارد امتیاز ۲ می دهد.

یوبیسافت با این که ارائه یک داستان و روایت جذاب و عالی برای بازی Breakpoint حیاتی نبوده، این کار را حسابی انجام داده است و با هزینه بالا و استفاده از بازیگرهای مطرح جهانی، یک داستان جذاب را با شخصیت هایی به یادماندنی و از همه مهم تر روایتی هیجان انگیز برای شما تعریف می کند. ولی وقتی نقدها غیرمنصفانه بازی را بخوانید هرگز نمی بینید که کسی به این اشاره کرده باشد و انگار چشم هایشان را کاملا روی این موضوع بسته اند. همچنین کیفیت بازی آنلاین و سرورهای این بازی به معنای واقعی بی نظیر هستند و واقعا با ۱۰۰ ساعت بازی هرگز مشکلی برای ما به وجود نیاوردند و از این نظر بهترین بازی لیست من همین عنوان است که اصلا حتی یادم نمی آید که یک بار در بازی کوآپ ما را بیرون انداخته باشد و یا از این قبیل مشکلات دیده باشم. Tom Clancy’s Ghost Recon: Breakpoint پس از عرضه ابدا مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار نگرفت و بازخوردها و امتیازات عجیب و غریب و خیلی وقت ها خصمانه و مضحکی را دریافت کرد. از این امتیازات و بازخوردهای عجیب، Ghost Recon Breakpoint نهایتا امتیاز متای ۶۲/۱۰۰ را تازه در بهترین حالت و بر روی پلتفرمی که کمترین نقد را دارد کسب کرد وگرنه متای نسخه های پلی استیشن ۴ و پی سی ۵۶ و ۵۸ هستند که واقعا فراتر از مسخره و مضحک است برای عنوانی که یکی از بهترین تجربه های Co-op را برای بنده و خیلی از بازیبازان دیگر به همراه داشته است. تازه اصلا کاری به این که این بازی شخصا مورد علاقه م است ندارم. یعنی فقط بر اساس کیفیت بخش های مختلف بازی به عنوان یک شخص بی طرف صحبت می کنم. یعنی اصلا نمی گویم که نمره ی این بازی برای من ۹ است. بلکه می گویم بازی را عادلانه نقد کنید و کیفیت بخش های مختلف و کیفیت بازی آنلاین و .. را در نقد لحاظ کنید که اگر این کار را بکنید در بدترین و دشمنانه ترین حالت ممکن نمره ی بازی کمتر از ۷.۵ نمی شود.

یکی از بهترین نکات بازی Tom Clancy’s Ghost Recon: Breakpoint که متاسفانه خیلی ها چشمشان را روی آن بستند، این است که در یک بازی آنلاین چند نفره جهان آزاد که بازی های هم سبکش رسما بی خیال داستان هستند، برای همین است که می گویم یوبیسافت انگار برخی را زیادی پررو کرده است. یک داستان با شخصیت هایی عالی و بازیگرهایی بزرگ و مشهور را شاهد هستیم. به عنوان مثال به یک بازی مثل دستینی نگاه کنید. داستان رسما وجود ندارد و هیچ چیزی از آن یاد بازیباز نمی ماند چه برسد که به شخصیت هایش علاقمند بشویم. هیچ کس هم به آن ایرادی نمی گیرد چون سبکش اینطور است و نیاز خاصی نبوده داستان و شخصیت های عالی داشته باشد. اما Breakpoint با روایت جذاب داستان، کات سین های فوق العاده و فلش بک های عالی کاملا در مسیر داستان شخصیت ها را برای شما شکل می دهد و گذشته آنها را روشن می کند و به روابط گذشته آنها می پردازد به طوری که بعد از اتمام بازی قطعا یکی دو شخصیت در یادتان تا مدت ها خواهند ماند که بدون شک یکی از آنها شخصیت منفی اصلی Breakpoint با بازی جان برنتال است که واقعا در این بازی هم مثل همه کارهایش معرکه عمل کرده است.

بدون هیچ شک و تردیدی Ghost Recon Breakpoint یکی از بهترین بازی‌های این نسل یوبیسافت و یکی از بهترین بازی های سبک خودش محسوب می‌شود و از جنبه‎‌ های مختلف یک سر و گردن بهتر از خیلی از بازی‌های موفق این نسل است. پرداخت‌های درون برنامه‌ای نه چندان تاثیرگذار، وسعت عظیم نقشه و جزئیات بی‌نظیر آن ، داستان زیبای بازی و شخصیت های جذاب، آن هم برای یک بازی در این سبک، حالت Ghost War اعتیاد آور، گیم پلی عمیق و تاکتیکی با دریایی از انتخاب های اکشن و مخفی کاری برای پیشروی در بازی. گان پلی در سطح برترین بازی های نسل و میزان عظیم محتوای غیرتکراری و شخصی سازی های گسترده، سبب خلق یک بازی در سطح برترین های این نسل شدند که یک قدم رو به جلو برای این سبک از بازی ها محسوب می شود و بسیار حیف است که اگر به چنین عناوینی علاقه دارید به خاطر نمره هایش خودتان را از تجربه Tom Clancy’s Ghost Recon: Breakpoint محروم کنید. در نهایت باید بگویم مهم نیست که کسی بازی کوآپ چند نفره محض را به صورت تک نفره ۲-۳ ساعت بازی کرده و آن را نقد کرده. مهم نیست که کسی حتی نزدیک کاور بازی هم نشده و چنان در مورد پرداخت درون برنامه ای و باگ های بازی حرف می زند که انگار ۱۰۰ ساعت بازی کرده. مهم نیست که کلی در مورد این بازی حرف های ناحق زده شده. برای ما مهم این است که آن چیزی را که ساعت ها برایش وقت گذاشتیم و زیر و رو کردیم به کامل ترین شکل به شما منتقل کنیم و در این راه نه اتهام دروغ به بازی بزنیم و نه بدون تجربه آن برای شما سخنرانی کنیم، بلکه ما مسئولیم فقط آن چه که در طول ساعت ها تجربه کوآپ این بازی دستگیرمان شده را برای شما روشن کنیم. این که بخواهید به حرف های چه کسی اعتماد کنید کاملا دست شماست و می تونید نمره ۲ و ۵ و ۶ بازی را باور کنید یا به ما باور داشته باشید. به شخصه زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل طولانی هشتم داشته ام فکر می کنم، یکی از نام هایی که کاملا می تواند در رتبه ی اول لیست باشد و تا همیشه آن را به خاطر خواهم داشت (نه فقط به خاطر کیفیتش بلکه به خاطر ظلمی که به آن شد) عنوان Tom Clancy’s Ghost Recon: Breakpoint است که برخی از بهترین خاطرات نسل هشتم را برای من رقم زد. Tom Clancy’s Ghost Recon: Breakpoint در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” رتبه دوم را کسب نموده است ولی کاملا می تواند در رتبه ی اول نیز باشد.

۱ – Borderlands 3

Borderlands 3

سازنده:  Gearbox Software

ناشر: ۲K Games

ژانر:  RPG, first-person shooter

تاریخ انتشار: ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۹

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows

امتیاز متا: ۸۲/۱۰۰

رتبه ی نخست لیست من یعنی Borderlands 3 اتفاقا جدیدترین بازی هم هست که به صورت Co-op آن را با محمدرضا تقی پور عزیز به پایان رساندیم و لحظه لحظه ای که در بازی پیش رفتیم بیشتر عاشق آن شدیم و دریافتیم که این شاهکار چقدر چقدر چقدر نسبت به عناوین قبلی سری پیشرفت کرده است، ولی مسخرگی این وضعیت آنجاست که با وجود دنیایی از پیشرفت و دریایی از محتویات متنوع و تمام نشدنی که هیچ کدام مانند هم نیستند، امتیازاتش کمتر از بازی قبلی است. در واقع تنها مشکل این بازی سیستم پر از باگ تروفی هایش بود و بس. هیچ عیب و ایراد خاصی را نمی توان به Borderlands 3 نسبت داد. فکر نکنید که این را الکی می گویم زیرا این حاصل حدود ۱۰۰ ساعت تجربه ی Co-op این بازی است. نمی شود از Co-op صحبت کرد و نام Borderlands را در همان اوایل لیست مشاهده نکرد. مگر می شود از یکی از لذت بخش ترین شوترهای co-op داستانی که تاکنون خلق شده است و گیم پلی عمیق نقش آفرینی دارد و به عنوان یکی از برترین فرنچایزهای نقش آفرینی تاریخ شناخته می شود سخن نگفت؟ فرنچایزی فوق العاده زیبا با دنیایی بی نهایت عجیب و غریب و شخصیت هایی دیوانه و گرافیک سل شید فوق العاده و از همه مهم تر تعداد بیشماری سلاح های مختلف که از ترکیب صدها مدل مختلف با المان های مختلف آتش و برق و … تشکیل شده اند. فرنچایز Borderlands در سال ۲۰۰۹ توسط استودیو توانمند گیرباکس خلق شد و نسخه اول آن توسط کمپانی ۲K Games در نسل هفتم منتشر گردید که توانست نظر منتقدان و بازیبازان را جلب کرده و امتیاز متای عالی ۸۴ را نیز کسب نماید. با موفقیت نسخه اول سری، بازی Borderlands 2 نیز در سال ۲۰۱۲ و در نسل هفتم منتشر شده و تبدیل به یک بازی شدیدا تحسین شده توسط منتقدان و بازیبازان گردید و امتیاز رویایی ۹۱ را نیز دریافت نمود که نشان از یک شوتر اول شخص نقش آفرینی شاهکار دارد. بعد از آن نیز عنوان فرعی Borderlands: The Pre-Sequel در اواخر نسل هفتم منتشر شد که به نوعی ضعیف ترین بازی سری نیز محسوب می شود. در نسل هشتم و بعد از عرضه ی یک کالکشن ریمسترد از نسخه ی دوم و Pre-Sequel و سپس نسخه ی ریمسترد بازی اول، نوبت به بازی سوم سری رسید که بدون شک بهترین است. بازی Borderlands 3 یک شوتر اول شخص نقش آفرینی است که توسط استودیو گیرباکس توسعه یافت و در سال ۲۰۱۹ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. انتشار بازی را کمپانی ۲K Games بر عهده داشت که آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر نمود. این بازی دقیقا همان چیزی بود که می خواستیم و طرفداران انتظارش را داشتند.

رتبه ی نخست لیست من یعنی Borderlands 3 اتفاقا جدیدترین بازی هم هست که به صورت کوآپ آن را با محمدرضا تقی پور عزیز به پایان رساندیم و لحظه لحظه ای که در بازی پیش رفتیم بیشتر عاشق آن شدیم و دریافتیم که این شاهکار چقدر چقدر چقدر نسبت به عناوین قبلی سری پیشرفت کرده است، ولی مسخرگی این وضعیت آنجاست که با وجود دنیایی از پیشرفت و دریایی از محتویات متنوع و تمام نشدنی که هیچ کدام مانند هم نیستند، امتیازاتش کمتر از بازی قبلی است. در واقع تنها مشکل این بازی سیستم پر از باگ تروفی هایش بود و بس. هیچ عیب و ایراد خاصی را نمی توان به Borderlands 3 نسبت داد. فکر نکنید که این را الکی می گویم زیرا این حاصل حدود ۱۰۰ ساعت تجربه ی کوآپ این بازی است.

وقایع داستانی Borderlands 3 بعد از اتفاقات تمامی نسخه های قبلی روایت می شود. جایی که پس از کشته شدن Roland به دست Handsome Jack, اکنون Lilith فرماندهی Crimson Raiders را بر عهده گرفته است. در پایان نسخه دوم، مشخص شد Vault های دیگری در مناطق مختلف و سیاره های گوناگون وجود دارد و حال دو برادر دوقلو، با نام های Troy و Tyreen Calypso, به دنبال پیدا کردن و دست یابی به این Vault ها هستند تا بتوانند از هیولاهای موجود در آنها در جهت اهداف خود استفاده کنند. در واقع این دفعه بیش از یک Vault در بازی وجود دارد و بازیبازان برای پیدا کردن این مناطق، باید به سیاره های مختلفی سفر کنند. هدف شما مقابله با Calypso twins و جلوگیری از به ثمر رسیدن نقشه های آن هاست و البته در این بین خط های داستانی گوناگونی در شهرها و سیارات مختلف پیش روی بازیبازان قرار می گیرد. در Borderlands 3 شاهد حضور چهار Vault Hunters جدید هستیم به نام های Moze, Zane, Amara و FL4K که در ابتدای بازی باید از بین این چهار شخصیت، یکی را به عنوان شخصیت اصلی  انتخاب کنید. این چهار شخصیت نه تنها از نظر ظاهری کاملا جدید هستند، بلکه قابلیت های جدید، متنوع و جذابی را نیز به همراه دارند. این بار هر کدام از شخصیت های بازی، به جای تنها یک Action Skill که در بازی های قبلی شاهد آن بودیم, سه عدد Action Skill در اختیار دارند. یکی از نکات مهم گیم پلی بازی، اضافه شدن قابلیت Sliding یا همون لیز خوردن و تکل زدن با سرعت زیاد روی زمین که جای آن در عنوان شوتری سریع و بی نظیر  مانند Borderlands همیشه خالی بود و حالا عمق زیادی به گیم پلی Borderlands 3 بخشیده است. همچنین قابلیت گرفتن اجسام و بالا رفتن از آنها نیز به بازی اضافه شده که می تواند کار بازیباز را خیلی راحت تر کند.

وقایع داستانی Borderlands 3 بعد از اتفاقات تمامی نسخه های قبلی روایت می شود. جایی که پس از کشته شدن Roland به دست Handsome Jack, اکنون Lilith فرماندهی Crimson Raiders را بر عهده گرفته است. در پایان نسخه دوم، مشخص شد Vault های دیگری در مناطق مختلف و سیاره های گوناگون وجود دارد و حال دو برادر دوقلو، با نام های Troy و Tyreen Calypso, به دنبال پیدا کردن و دست یابی به این Vault ها هستند تا بتوانند از هیولاهای موجود در آنها در جهت اهداف خود استفاده کنند.

همچنین سیستم Loot Drop جداگانه برای بازیکن های مختلف هنگام بازی چندنفره نیز در بازی وجود دارد تا دیگر شاهد مشکلاتی مثل برداشتن لوت ها توسط یک نفر و ایجاد دیگری و تنش در بازی نباشیم. از لحاظ میزان و تنوع محتوا Borderlands 3 بسیار عظیم تر از عناوین قبلی سری هست و دنیای فوق العاده وسیع و عمیقی دارد که می تواند با احتساب مراحل فرعی و فعالیت های جانبی و با وجود سیارات مختلف، هفته ها و ماه ها شما را سرگرم کند. تنوع سلاح های موجود در بازی مثل همیشه در این سری نقطه عطف گیم پلی و جزو برترین ها در تاریخ محسوب می شوند. تعداد شگفت انگیزی ترکیبات مختلف سلاح در بازی وجود دارند و حتی با ساعت ها بازی کردن نیز نمی توانید تمامی ترکیبات ممکن سلاح ها که به صورت تصادفی در بازی ایجاد می شوند را مشاهده کنید. گان پلی بازی مثل همیشه بسیار روان و جذاب به نظر می رسد و با پیشرفت ها و بهبودهایی هم که به خودش دیده است، از اصلی ترین نقاط قوت بازی به حساب می آید. ویژگی‌های اضافه شده به گیم پلی و دنیای بازی، در کنار المان های ثابت و جذاب این سری، می تواند ساعت ها مخاطبان را با ماجراجویی دیوانه وار و لذت بخش سرگرم کند. از نظر بصری و با توجه به گذشتن یک نسل، با پیشرفت قابل توجهی در  Borderlands 3 روبرو هستیم. کیفیت بافت ها و تکسچرها، با وجود اینکه بازی از گرافیک Cellshade برخوردار است بسیار صیقل یافته تر هستند. همچنین طراحی چهره شخصیت های بازی، و جزئیات به کار رفته در آنها کاملا قابل قبول هست و البته  با توجه به سبک گرافیکی بازی هرگز انتظار گرافیک و چهره های واقع گرایانه را نداشته و نداریم چرا که این موضوع با ذات گرافیکی این سری در تضاد است.

مانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل طولانی هشتم داشته ام فکر می کنم، بهترین عنوانی که شایسته ی رتبه ی اول لیستم می بینم عنوان Borderlands 3 است که اخیرا ساعات بی نهایت لذتبخشی را برای من رقم زد و از بازی کردن آن به صورت Co-op با محمدرضا تقی پور عزیز که اکثر عناوین این لیست دو قسمتی را با او تجربه کرده ام، به معنای واقعی لذت بردم. بازی Borderlands 3 در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” جایگاه نخست را به خود اختصاص داده است.

Borderlands 3 پس از عرضه تا حد زیادی مورد استقبال منتقدین و طرفداران قرار گرفت و به واسطه تنوع بی نظیر گیم پلی و سلاح ها و همچنین در اختیار داشتن حجم عظیمی از محتوای درجه یک و بسیار باکیفیت موفق شد بازخوردها و امتیازات بسیار خوبی را از سوی وبسایت ها و منابع معتبر گیمینگ دنیا دریافت نماید و طرفداران نیز به نیکی از آن یاد می کردند. این امتیازات و بازخوردهای مثبت، نهایتا امتیاز متای ۸۲/۱۰۰ را برای Borderlands 3 به ارمغان آوردند تا به عنوان یک بازی موفق در نسل هشتم شناخته شود که یکی از بهترین تجربه های Co-op را نیز برای بنده و خیلی از بازیبازان دیگر به همراه داشته است ولی باید این را هم بگویم با این که این بازی از همه نظر قدمی رو به جلو نسبت به نسخه های قبلی و چند سر و گردن از نظر کیفیت و تنوع محتوا بالاتر از آنهاست ولی نمره اش به طور عجیبی کمتر از بازی قبلی است که اگر هر دو نسخه را بازی کرده باشید قطعا حرفم را درک می کنید. وقتی می گویم بازی کردن یعنی خودم آن را اخیرا حدود ۱۰۰ ساعت Co-op بازی کرده و تمام کرده ام و اگر تروفی هایش باگ نداشت پلاتش هم می کردیم. یکی از اصلی ترین خصوصیات و برترین المان های عناوین این سری، وجود قابلیت Co-op بی نظیر آفلاین و داستانی آن هم به صورت اسپلیت اسکرین تا سقف ۴ نفر است که این سری را تبدیل به یکی از بهترین گزینه های بازی چند نفره به سبک عناوین قدیمی کرده است. بخش Co-op در Borderlands 3 فوق العاده عمیق و لذتبخش با انواع قابلیت های متنوع و هیجان انگیز طراحی شده است و واقعا لذت بازی کردن این عنوان به صورت دو نفره و بیشتر، اصلا قابل مقایسه با بازی کردن تک نفره نیست و گشت زدن با ماشین در دنیای بازی به صورتی که یک بازیباز راننده است و دیگری با رگبار یا موشک انداز ماشین، دیگر دشمنان و وسایل نقلیه آن ها را قلع و قمع و منفجر می کند، اصلا لذت دیگری دارد. Borderlands 3 عنوانی است که به لطف گان پلی فوق العاده قدرتمند، دنیا و اتمسفری جذاب، چاشنی طنز همیشگی در داستان گویی، المان های عمیق نقش آفرینی و همینطور تنوع بی نظیر سلاح ها، یکی از عناوین قدرتمند نسل هشتم محسوب می شود که می تواند مدت خیلی زیادی شما را سرگرم نماید. در نهایت باید بگویم زمانی که به بهترین تجربه های دو نفره و Co-op که در نسل طولانی هشتم داشته ام فکر می کنم، بهترین عنوانی که شایسته ی رتبه ی اول لیستم می بینم عنوان Borderlands 3 است که اخیرا ساعات بی نهایت لذتبخشی را برای من رقم زد و از بازی کردن آن به صورت Co-op با محمدرضا تقی پور عزیز که اکثر عناوین این لیست دو قسمتی را با او تجربه کرده ام، به معنای واقعی لذت بردم. بازی Borderlands 3 در مطلب امروز بنده در مورد “برترین تجربه های Co-op “من” در نسل هشتم” جایگاه نخست را به خود اختصاص داده است.

شما در نسل هشتم چه عناوینی را کوآپ بازی کرده اید؟ آیا اصلا اهل بازی دو نفره هستید؟ لیستتان را با ما در میان بگذارید

مطالب مرتبط



نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • خسته نباشی جناب بابایی یک تعداد ازین بازیا واقعت لذت بخشن مخصوصا Borderlands و Diablo که بشدت منتظر نسخه ۴ ام این بازی هستم…

    فعلا Hunt Showdown
    بعضی وقتا Valorant میزنم چیز خاصی نیست برای پلی دادن تکراری شدن

    • سلام و درود خدمت شما. سلامت باشید انشالله. منم مثل شما بدجوری منتظر دیابلو ۴ هستم اصلا ویدئوهاش شاهکارن واقعا. خیلی ممنون از نظرتون.
      https://t.me/Gametal

      • درست میگین البته خیلی ازین بازیا سرگرم کننده هستن ولی خب با اون تریلری که بلیزارد از دیابلو IV نشون داد
        طرفداران رو بیش از حد خوشحال کرد چون میدونیم که داستان این سری بسیار بسیار قشنگه همچنین گیم پلی اگر به این سبک گیم پلی علاقه داشته باشین میتونه یکی از بهترین تجربه هاتون باشه درست مثل Divinity 2

        مقالتون عالی بود همش رو خوندم خیلیا از Breakpoint و Wildlands بدشون میاد و ازش انتقاد میکنن گاهی توهین ولی من خودم انلاین گوست رو بازی کردم حدود ۱۰۰ ساعت و واقعا لذت بردم با دوستان بریکپوینت رو هنوز فرصت نشده
        این بازی The Division 2 رو هم تازه خریدم ولی هیچ اطلاعی ازش ندارم نمیدونم بازی خوبیه یا ن

        بابت این مقاله زیباتون تشکر میکنم …یکی از معدود گیمرهایی هستین که تقریبا هر سبکی رو پلی میده و واقعا گیمره !!

        • بله کاملا درست می فرمایید. این بازی ها هم خیلی خوب و باحال هستن ولی دیابلو خب یه کلاس بالاتری داره از خیلی از بازی ها. تازه من دیابلو رو خیلی بیشتر از دیویتینی دوست دارم چون نوبتی نیست و اکشن همزمانه.
          لطف کردید که مطالعه فرمودید. اگر از وایلدلندز لذت بردید قطعا با بریک پوینت هم خیلی کیف خواهید کرد. دیویژت ۲ هم که اصلا یه بازی سنگین و با کلاسه که شلیک و گان پلیش رو هیچ جا نمی بینید. خیلی خیلی لذت خواهید برد ازش قطعا.
          نظر لطف شماست. خیلی ممنون از لطف و محبتتون. خوشحالم که نظرتون مثبته. امیدوارم موفق و سلامت باشید همیشه.
          https://t.me/Gametal

          • در بالا بودن کلاس دیابلو که شکی نیست بنده هم از اکشن همزمان بیشتر لذت میبرم اگر دیوینیتی هم مثل دیابلو میشد خیلی بیشتر ازش لذت میبردم … دویژن هم اینطور که میگین جالبه و حتما تجربش خواهم کرد …
            در هر صورت نظر لطف شماست بنده فقط حقیقت رو میگم نه بیشتر ازون موفق و پیروز باشین

  • Amir_kh گفت:

    خسته نباشید واقعا مقاله خیلی خوبی بود
    “هر لحظه ای که جلو رفتیم بیشتر فهمیدیم گه بوی گند متا و نمرات خصمانه و دشمنی های واضح با یوبیسافت در آمده است به حدی که نمی شود دیگر گندش را ندیده گرفت. ظلم از این واضح تر نداریم”
    این قسمت حرفتون کاملا حرف دلم بود. چیزیه که کاملا واضحه و متاسفانه جدیدا نمره ی متا تو نظر خیلی از گیمرا هم تاثیر میذاره که واقعا اشتباهه
    دوستان سعی کنین خودتون از بازی لذت ببرین نه اینکه معیار خوب بودن یه بازی براتون، میانگین نمره هایی باشه که یه سری ادم به یه بازی میدن

    • درود بر شما امیرجان. سلامت باشید انشالله. خیلی ممنون که محبت کردید مطالعه فرمودید.
      خوشحالم که این موضوع رو درک می کنید که چقدر واقعا کثیف شده این جو لعنتی. وظیفه ی ماست که هر چقدر میتونیم به گیمرا بگیم خودشون کیف کنن از هر چی خوششون میاد. نمره یعنی نظر یه نفر دیگه نه نظر شما. بسیار زیبا گفتید و کاملا باهاتون موافقم.
      خیلی ممنون از نظرتون.
      https://t.me/Gametal

  • Batman Hero گفت:

    خسته نباشید آقا سعید مقاله جالبی بود مثل همیشه

  • بوردرلند بینهایت عالیه واسه کو آپ، من با رفیقم رو تلویزیون ۴۹ اینچ دونفره نسخه دوم رو دوبار پشت سر هم تموم کردیم هر سری هم اسلحه های جدیدی میدیدیم، سر لوت و صندوق هم که همیشه دعوامون بود شماره ۳ هم آماده رو کنسول دارم ولی هنوز وقت نشده دونفره بریم…در ضمن بازی Kayne & lynch هم اگه یادتون بیاد دونفره عالی بود شدید هم از مکس پین الهام گرفته بود با داستان پلیسی جنایی،،، Army of two هم عالی بود البته اینا مال نسل هفت بودن

  • Anfield گفت:

    به نظر بهترین رتبه بندی سایت شما داشت همه چی درست سرجای خودش بود دقیقا من و یکی از دوستام که تقریبا یک ساله داریم کو آپ بازی میکنیم از بردرلند ۳ شروع کردیم واقعا بدون گلیچ جلو رفتیم شاید نزدیک به شیش بار استوری اصلی بازی تموم کردیم اینقدر غرق بازی شده بودیم که نصف دوستامون حداقل یکبار مجبور شدن تست کنن وای استوری بی نظیرش به کنار میهم و باس فایت هاش ما دهنمون سرویس شد نهایت رو میهم شیش تونستیم باس فایت بزنیم و در مورد ghost recon واقعا اینایی که از یوبی سافت بد میگن نمیدونم فازشون چیه برن همون فورت نایت بازی کنن والا نمیگم یوبی سافت خداس ولی خداییش من و دوستم هم wild lands , هم breakpoint بازی کردم حتی الان در حال حاضر داریم breakpoint. بازی میکنیم واقعا گرافیگ بازی برای نسل بعد هوش npc. بازی رو حالت نرمال به شدت بالاس شاپ بازی هر ساعت رفرش میشه تازه یوبی سافتی که این همه داره از رینبو سود در میاره یک مثلا میزنم و بحث تموم میکنم مثلا شرکت الکترونیک ارتز بیشترین درآمد سالیانه اش از بازی فیفا و بخش التیمیتش ولی تو همون بازی فیفا یک بخش کو آپ به اسم پرو کلاب داره که سال هاس بهش دست نزده فقط منتش رو پلیرها میزاره که ما داریم این بخشو ولی یوبی سافتی که اون همه درآمد از رینبو داره میاد این همه خرج برا بازی های دیگه اش هم میکنه پس خواهشا نمک نشناس نباشید
    در ضمن اقای اقابابایی واقعا حس سلیقه نزدیک به هم داریم کاش میشد با هم پلی بدیم

  • Rezz گفت:

    اقا سعید لطفا بجید کدوم عناوین کو اپ افلاین داره