یکی از نمایندگان سونی نقد وبسایتی معتبر در مورد The Last of Us Part 2 را زیر سوال برد

۱۶ تیر ۱۳۹۹ - ۲۰:۳۰

بازی The Last of Us Part 2 توانست نظر اکثر منتقدان را به خود جلب کند اما در این میان برخی از آن‌ها خشونت بیش از حد و روایت آن را مورد انتقاد قرار داده‌اند. با وجود انتقادات از سوی برخی کاربران و منتقدین همچنان شاهد نمرات بالا و میانگین ۹۴ در وبسایت متاکریتیک هستیم اما ظاهراََ به تازگی یکی از نمایندگان سونی نقدی از The Last of Us Part 2 را زیر سوال برده است.

شاید بسیاری از نمرات داده شده به بازی از سوی کاربران معتبر نباشند اما در میان آن‌ها افرادی وجود دارند که انتقادات واقعی و بعضاََ شخصی به این اثر وارد کرده‌اند که به طور حتم باید با این دسته از کاربران با منطق مناسب بحث کرد. وبسایت Vice در نقد و بررسی خود نوشته بود:

در حقیقت The Last of Us Part 2 نسبت به بازی‌های قبلی ناتی‌داگ (Naughty Dog) چیز جدیدی برای ارائه ندارد. هر چه در بازی پیش می‌رویم گیرایی قصد و انگیزه‌ی شخصیت‌ها در این عنوان کمرنگ‌تر می‌شود.

حال جالب است بدانید که یکی از نمایندگان سونی با آقای راب زکنی (Rob Zacny) ارتباط برقرار کرده و گفته است که برخی نتیجه‌گیری‌ها در نقد شما ناعادلانه بوده و شما پیشرفته‌ها و تغییرات به وجود آمده را به طور کامل نادیده گرفته‌اید. زکنی می‌گوید که این گفت و گو میان او و نماینده‌ی سونی لذت‌بخش اما غیرمعمول بوده است.

قبلاََ نیز ناشرهای مختلف با منتقدین صحبت‌هایی در مورد عدم دقت در نقد داشته‌اند اما این که نتیجه‌گیری نقد یک منتقد موضوع اصلی باشد خیلی معمول نیست.

مطمئناََ عناوینی که موضوع جاه‌طلبانه و روایتی متفاوت از سایر بازی‌ها دارند باعث به وجود آمدن دو دستگی در میان بازی‌بازان می‌شوند و تا جایی که نقد‌های دو طرف جانب‌دارانه نباشند باید به حرف دو دسته گوش داد تا شاید بتوان به نتیجه‌ای منطقی رسید اما در این میان مهم‌ترین چیز تجربه‌ی شخصی افراد است.

استودیو‌ی ناتی داگ پس از گذشت یک هفته از آزار و اذیت توسعه دهندگان بازی The Last of Us Part II و تهدید شدن‌ آن‌ها به مرگ در حساب توییتر (Twitter) خود این پیام را منتشر و این اقدام آزاردهنده را محکوم کرده است:

اگرچه ما همواره از هرگونه انتقاد نسبت به آثارمان استقبال کرده و خواهیم کرد. اما تهدید و آزار و اذیت تیم توسعه و بازیگری خود را به شدت محکوم می‌کنیم.

The Last of Us Part II در حال حاضر برای پلتفرم پلی‌استیشن ۴ در دسترس قرار دارد.

0
0
برچسب‌ها: ، ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • Uchiha-Salar گفت:

    بازی گیم پلی اش چه رشدی داشته؟ طناب اضافه شده. المانهای ار پی جی اضافه شده. قابلیت پریدن اضافه شده.
    اصلا میگیم گیم پلی خیلی برتری نسبت به قبل داشته.

    گرافیک فوق العاده هست و همیشه بود.
    موسیقی فوق العاده هست و بود.

    داستان؟
    بنده عاشق لست یک بودم و کلا هیچ علاقه ای به طرفداری کورکورانه از هیچ کنسولی و پلتفرمی ندارم. جنگ سر کنسول واقعا کودکانه هست. بحث اینجا فقط راجب حقیقت یک محصوله نه هیچ چیز دیگه.

    سوال من فقط اینه: این داستان واقعا منطقی هست؟ یا فقط توجیه شدنی؟ شما می تونی هر چیزی رو حتی غیر منطقی با تعاریف شخصی و با یک مجموعه قوانین به خصوص توجیه کنی. ولی ایا اون واقعا منطقی هست؟ برای مثال شما می تونی جاذبه رو با قوانین نیوتونی به راحتی توجیه کنی ولی ایا این قوانین میتونن جاذبه در سیاه چاله و ابعاد اتمی رو توجیه کنن؟ منطق چی هست؟
    من روی صحبتم با منتقد این بازی تو این سایت هست. شما به خوبی بازی رو توجیه کردین ولی ایا واقعا این داستان به نظر شما منطقی هست. جدا از هر گونه تعصب، هر گونه طرفداری کورکورانه، ایا واقعا روندی که داستان طی میکنه منطقی هست؟ دوستان همگی از جریانات بازی با خبرن. من هیچ اشاره ای به اونها نمیکنم.
    باز هم میگم این بازی اگر مستقل بود بازی فوق العاده ای میشد ولی جدا به نظر شما این دنباله لست یک می تونست باشه؟
    ایکاش نقدها و قضاوتها جدا از تعصبات شخصی بود.
    متاسفانه اگر با همین روند پیش بریم صنعت گیم به مریضی صنعت فیلم دچار میشه که کماکان در شرف اون هم هست.
    برادر اصلا هدف نهایی گیم این هست که مثل زندگی بشه. یعنی سیاه و بی رحم و … بشه. قبول. ولی زندگی دست کم منطقیه. تحمیلی نیست. اگر یه چی به شما تحمیل بشه باهاش مقابله نمیکنی؟
    میگم اقا قبول شما میگی دوست نداری بازی نکن. نخر. باشه بازم قبول.
    من فقط دلم سوخت. تمام

    0
    0
  • Stalin 657 گفت:

    اسپویل

    بلی شاهکار شاهکاری که منفورترین بازی تاریخ پلی استیشن شده منحیث یک طرفدار نسخه یک بازی این همه سال منتظر این بازی بودم و تجربه هم کرد ولی در یک کلام بگم ارزش اش را نداشت اصلا منصفانه بگم چرا نیم بازی رو در نقش منفی بازی طی کنیم بازی به زور می خواهد به ما بگه که نقش منفی داستان در واقع نقش مثبت و نقش مثبت در واقع منفی یا اصلا چرا یک شخصیت اصلی داستان طی یک اتفاق مسخره کشته بشه نیل کارگردان بازی عقاید خودش رو می خواهد به زور تحمیل کنه تو هیچ بازی انتقام که اساس داستان رو تشکیل نیم تمام بماند مثلا در نسخه سوم god of war کریتوس انتقام نیم تمام راه کنه اونم در صحنه آخر یک فلش بک از گذشته به یادش بیاد قلعه المپ رو ترک کنه یا چند روز پیش یکی از کاربران داستان cod modern warfare 2 رو مثل زدن حال اگر من در روایت داستانی مشکل زیاد داره اگر بگم کامنت طولانی می شود
    Cool

    0
    0
  • امم
    نماینده همون سهام دار حساب میشه؟
    اگه میشه رفتارش منطقیه چونسهام داره دیگه

    0
    0
  • Grandwarden گفت:

    دوستان عزیز نظرم دارای اسپویلره خواهش میکنم اگر بازی رو تجربه نکردید نخونید.این گوهر هنری رو باید فقط خودتون تجربه کنید.
    اسپویل
    .
    .
    .
    ‌.
    .
    از وقتی که اولین بار اطلاعات لو رفته توی اینترنت منتشر شد،با دقت تمام تونستم از همشون دوری کنم.ولی متاسفانه سر یک اشتباه از جانب خودم مرگ جول برام لو رفت که البته خودمم حدس زده بودم.بگذریم.بعد از اینکه توی بازی ابی به صورت وحشیانه جول رو به قتل رسوند،حالم از بازی بهم خورد.حالم از دراکمن هم بهم خورد.نمیتونستم درک کنم که چرا جول باید این شکلی کشته بشه.و اما بعدش که روز اول سیاتل آغاز شد،یک حس عجیب و بی سابقه ای در من شکل گرفت.باور نکردنی بود ولی انگار خود من بودم که سوار بر اسب در اون مناظر زیبا و نفس گیر در حال عبور بودم.نه تنها گرافیک بازی من رو به وجد آورد،بلکه ذوق و خلاقیت اعضای ناتی داگ این شور و هیجان رو چند برابر کرد.دیالوگ های رد و بدل شده بین الی و دینا در بالاترین کیفیت ممکن نوشته شده‌.شخصیت پردازی ها فوق العاده بی نقص.آخه مگه میشه؟جزئیات صورت به گونه ای کار شدند که انگار چندین بار این شخصیت ها رو از نزدیک دیدی و باهاشون معاشرت کردی.و بعد از اون یواش یواش گیم پلی فرا شاهکار بازی شروع به درخشیدن میکنه.گیم پلی بازی تا حدی منو به هیجان آورد که احساس کردم خودمم که در این جهان پسا آخر الزمانی در حال از پا در آوردن دشمنانم هستم.به جرئت میتونم بگم گیم پلی بازی در این سبک یکی از ۳ تای برتر تاریخ هستش.همچنان که جلو میریم گیم پلی و گرافیک و طراحی هنری بازی منو بیشتر غافلگیر میکنن و منو به وجد میارن و پیشرفت ها نسبت به نسخه اول بیشتر نمایان میشن اما این بازی همچنان نسبت به نسخه اول چیزی کم داره.داستان و روایت به قدرتمندی نسخه اول نیستن و نمیتونن اون حس جادویی رو به بازیکن القا کنند.تا این که یواش یواش میرسیم به فلش بک ها.بخش هایی از بازی که به شخصه برای من بهترین قسمت های بازین‌.کارگردانی استادانه و از اون مهم تر اینکه در زمان مناسب پخش میشن.و حالا یواش یواش ورق داره برمیگرده.داستانی که برام نسبت به نسخه اول ضعیف تر محسوب میشد،به آهستگی داره جای نسخه اول رو واسم میگیره.دوستان بعد از اینکه متوجه شدم قراره تقریبا نصف بازی رو با ابی ادامه بدیم،به شدت جا خوردم و یک حس بدی در من شکل گرفت.هر چی نباشه داری آنتاگونیستی رو کنترل میکنی که کاراکتر مورد علاقت رو به بدترین شکل ممکن جلوی چشمات به قتل رسوند.اما ناتی داگ چیز دیگه ای در سر داره. روایت داستان واقعا بی نظیره.انگیزه ابی که یواش یواش متوجه میشیم صرفا آدم بد داستان نیست در قتل جول مشخص میشه.ابی از انجام این کار انگیزه خودش رو داره.دقیقا همونطور که الی میخواد انتقام پدرش رو بگیره.هر چند ما به عنوان مخاطب باهاش موافق باشیم یا نه.و در آخر هم جا داره یادی کنیم از پایان بندی شاهکار داستان.به جرئت میتونم بگم بهترین پایان ممکن رو داشت با توجه به چیزهایی که توی این صحنه و در طول بازی نمایش داده شد.دوستان توهین و ایراد گرفتن از این بازی توهین به ذات هنره.اگر با داستان و نحوه پیشرفت اون مخالفت دارید،دلیل نمیشه اون رو بکوبونید چون به زیباترین و استادانه ترین شکل ممکن نوشته شده.داستانی که نشون میده هیچکس سیاه یا سفید نیست.داستانی که نشون میده نباید یک نفر صرفا از روی یک عمل قضاوت باشه.داستانی که روایت داستان رو از سمت دیگه ای برای ما نمایش میده و روایت میکنه.واقعا از لحاظ داستانی یکی از انقلابی ترین داستان ها و جنجالی ترین در کل مدیوم سرگرمی هست.باید قدر افرادی مثل دراکمن رو بخاطر همچنین آثار هنری دونست.ای کاش میشد از بعضی افراد کپی گرفت و ازشون چنتا داشت.چندین سال انتظار برای این بازی قطعا ارزشش رو برای من داشت و امیدوارم بیشتر شاهد چنین آثاری باشیم.امتیاز من به این بازی ۱۰/۱۰ و جای نسخه اول رو برام به عنوان بهترین بازی زندگیم میگیره.

    0
    0