ویترین زندگی یک گیمر | برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها (بخش اول)

۲۳ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۵

در ماه های اخیر بارها شما عزیزان پیشنهاد نوع جدیدی از مقالات ۱۰ برتر را به بنده دادید که در آن ها جدا از مقالات رسمی و عمومی سایت که بیشتر حالت رده بندی جهانی و کاملا منطقی دارند و نظر شخصی در آنها خیلی کم دخیل شده است، مقالاتی را نیز به صورت ۱۰ برترهای شخصی برای شما عزیزان نگارش کنم که در واقع مشابه مقالات Opinion وبسایت های خارجی است که در آن نویسندگان مطالب و لیست هایی را فقط بر طبق نظر شخصیشان می نویسند و با مخاطبین در اختیار می گذارند. امروز دومین مقاله از این سری را کلید می زنیم و در آینده شاهد مقالات بیشتری هم بر طیق پیشنهادهای شما خواهیم بود. در مقاله امروز که بخش نخست از یک مقاله ۳ قسمتی است، بنده محبوب ترین و برترین بازی هایی که طی حدود ۳ دهه در دنیای بازی ها تجربه کرده ام، برای شما عزیزان به رشته تحریر در آورده ام و آنها را با شما در میان می گذارم. در واقع در این مطلب ۳ قسمتی قصد دارم تا به ۳۰ عدد از بازی هایی  که در دنیای بازی ها برای من برترین بوده و هستند اشاره کنم. بازی هایی هایی که قطعا برای من و شاید هم برای خیلی از شماها خاطرات زیادی را رقم زده اند و بسیار هم محبوب هستند. به مانند همیشه و در مقالات ۱۰ برتر و ۲۰ برتر و … قبل از شروع این مطلب باید نکاتی را ذکر کنم که از شما عزیزان خواهشمندم آن ها را مطالعه نمایید تا شک و شبهه ای برای شما دوستان پیش نیاید. در ابتدا باید بگویم که ملاک انتخاب بازی های این لیست فقط و فقط و فقط  نظر شخصی بنده است و هیچ ملاک دیگری غیر از این وجود نداشته و ندارد. یعنی این لیست دقیقا مثل هر لیستی از شما عزیزان است که مثلا در بخش نظرات، محبوب ترین بازی های زندگیتان را بنویسید. یعنی مطلبی بر اساس “نظر کاملا شخصی”. در این مطلب از هر فرنچایز سعی شده است تا تنها یک بازی انتخاب شود تا شاهد دو بازی از یک فرنچایز مشترک نباشیم وگرنه کل ایست می شد یایوشاک و دارک سولز و یکی دو سری دیگر. در دنیای بازی ها تعداد بسیار زیادی عناوین بی نظیر و محبوب وجود دارند که می توانستند در لیست هر شخصی حاضر باشند اما در این مقاله که لیست شخصی بنده است،  انتخاب هایی را که برای خودم محبوب تر بوده و هستند در لیست جای داده ام. پس دقت کنید که این مقاله، “برترین عناوین من در تاریخ بازی ها ” است. رتبه بندی و ترتیبی هم که در این لیست برای بازی های های مختلف لحاظ شده است کاملا نظر شخصی نویسنده است و هیچ معیار و میزانی برای درست یا غلط بودن آن وجود ندارد زیرا پای سلیقه شخصی مطرح است. بالاخره هر شخصی بر اساس تجربه و خاطراتی که دارد جایگاه ها عناوین را تعیین می کند. در واقع بازی که مثلا من در رتبه اول قرار داده ام شاید حتی اصلا در لیست شما حضور هم نداشته باشد. پس بهتر است تا این مطلب را به عنوان یک مقاله سرگرم کننده که به همراه آن برخی خاطراتتان یا برخی از بازی های محبوب را مرور خواهید کرد، نگاه کنید. با بیان این نکات اگر تا کنون به خواندن مقاله ادامه داده اید از شما دعوت می کنم تا در ادامه بخش نخست مطلب “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها ” که به بررسی شماره های ۳۱ تا ۲۲ لیست می پردازد، با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید. 

لطفا در بخش نظرات اگر پیشنهادی در مورد این دارید که برای مقالات بعدی در مورد چه موضوعی بر اساس نظر شخصی خودم بنویسم، لطفا آن موضوع را با من در میان بگذارید و قطعا نظر شما اولین اولویت من برای نوشتن این مقالات است، همان طور که شروعش هم بر اساس درخواست شما بود که این نوع مقالات استارت خورد. همچنین بسیار خوشحال می شوم که در این مقاله که کاملا نظر شخصی است شما هم لیست برترین بازی هایتان را بنویسید تا لیست ها را با هم مقایسه کنیم و قطعا تفاوت های جالب و جذابی را در لیست های مختلف خواهیم دید که بیانگر وسعت دامنه نظرات و سلایق است. 

۳۱ – The Surge 

سازنده:  Deck13 Interactive

ناشر:  Focus Home Interactive

ژانر:  Action RPG

پلتفرم مقصد:  PlayStation 4, Xbox One, PC

سال انتشار:  ۲۰۱۷

امتیاز متا:  ۷۴/۱۰۰

این گزینه بیشتر به نمایندگی از بازی های سولز لایک است یعنی surge و Nioh و Salt and Sanctuary و Lords of The Fallen و…. که خیلی زیاد هستند ولی چون این بازی به نوعی بهترین تجربه سولزلایک من است در لیست قرارش دادم. نسخه دوم را هم می توانم به جای نسخه اول ینویسم ولی خب چون نسخه اول برایم خیلی حس و حال جدیدی داشت و من را شگفت زده کرد، این بازی را به جای نسخه دوم سری که کاملا پیشرفت کرده بود در لیست محبوب ترین بازی هایم قرار می دهم. راستش حتی همان طور که گفتم می توانم Lords of The Fallen را بنویسم در این بخش، ولی خب چون دیگر نمی خواهم لیست خیلی خیلی طولانی تر از اینی که هست بشود، به نمایندگی از عناوین سولزلایک باکیفیت، بازی نخست The Surge را در این مطلب قرار می دهم که واقعا یکی از محبوب ترین بازی هایی است که تا امروز تجربه کرده ام در حدی که آن را ۴-۵ بار پشت سر هم تمام کنم (کاری که فقط یک بازی سولز می تواند باعث شود انجام دهم) تا یک آیتم را پیدا کرده و بازی را پلات کنم. مطمئن باشید وقتی که یک طرفدار پر و پا قرص و قدیمی سری سولز، ۴ بار به صورت پشت سر هم یک بازی را تجربه و آن را پلات نماید (یعنی هر بار که بازی تمام شد بلافاصله و بی درنگ از ابتدا آن را شروع کند تا زمان گرفتن تروفی پلاتینیوم) یعنی آن بازی باید خیلی خاص و جذاب باشد. قطعا وقتی یک بازی می تواند چنین کاری را با یک طرفدار کهنه کار نقش آفرینی و سری دارک سولز انجام دهد یعنی خیلی خیلی بازی باکیفیتی است. بریم سراغ معرفی کلی بازی. بازی The Surge که عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی محسوب می شود، در نسل هشتم و در سال ۲۰۱۷ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 4 ,Xbox One و PC قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را استودیو Deck13 Interactive عهده دار بود و کمپانی Focus Home Interactive نیز در قامت ناشر  این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. The Surge عنوانی با درجه سختی کاملا بالاست و فقط مناسب هاردکور بازان و طرفداران سولز است زیرا باید حسابی صبر داشته باشید و لول بزنید و سلاح و زره ارتقا دهید و ست های جدیدتر بسازید تا بتوانید راحت تر پیشروی کنید. وقتی کشته شوید آیتم های tech scrap می مانند همان جا و یک بار وقت دارید برگردید و آن ها را بردارید و تازه “زمان مشخص شده برای انجام این کار” هم دارید و بعد از زمانی آن ها از بین می روند.

The Surge حتی بین عناوین سولز لایک که از سری سولز الهام گرفته اند هم خاص و منحصر به فرد است زیرا تمامی آن بازی همگی بر پایه مبارزات قدیمی با سلاح سرد و کلاسیک هستند ولی The Surge سراغ تکنولوژی بسیار پیشرفته رفته است و در قالب ابرسربازها و ارتقای فیزیکی انسان، عنوانی را کاملا وفادار به ریشه های دارک سولز خلق کرده است.

هر چقدر هم که بیشتر دشمن بکشید قبل از این که به پایگاه بروید و استراحت کنید، ضریب گرفتن آیتم از دشمنان بالاتر می رود و می توانید مقدار خیلی خیلی بیشتری tech scrap بگیرید. بازی پر است از رازهای مختلف که درست مانند سری سولز جذابیت دارند و باید آن ها را کشف کنید. یک نکته بازی که به معنای واقعی چیزی فراتر از شگفت انگیز است و واقعا یادآور سری سولز است، موضوع نوع راهیابی مراحل به هم و ایجاد مبان برها در بازی است که واقعا مختان گاها سوت می کشد و از این که چقدر بی نظیر مراحل به هم وصل می شوند و از آخرین بخش بازی به اولین بخش آن میان بر می خورد و همه جا به طرزی شگفت انگیز به هم وصل می شوند، واقعا در بازی هنگ می کنید و سازندگان را تحسین خواهید کرد. در یک کلمه می گویم The Surge چیزی از یک بازی شاهکار برای “سولز دوستان” کمتر ندارد و آن قدر گسترده و عمیق است و آن قدر ارزش تکرار دارد که هر بار بازی کنید باز هم برای دفعه بعد انگیزه دارید.  The Surge حتی بین عناوین سولز لایک که از سری سولز الهام گرفته اند هم خاص و منحصر به فرد است زیرا تمامی آن بازی همگی بر پایه مبارزات قدیمی با سلاح سرد و کلاسیک هستند ولی The Surge سراغ تکنولوژی بسیار پیشرفته رفته است و در قالب ابرسربازها و ارتقای فیزیکی انسان، عنوانی را کاملا وفادار به ریشه های دارک سولز خلق کرده است. خیلی بی‌انصافی است که یک بازی به حق خود نرسد و با آن طوری که باید، برخورد نشود. بازی که ضعیف است باید نقد شود و ایراداتش گفته شود و امتیاز هم از آن کسر گردد و بر عکس عنوانی که قوی و قدرتمند است هم بایستی نقد شود و به حق خود که امتیازات عالی است برسد، ولی صحیح نیست که عنوانی خوب و زیبا بیش از حد سختگیرانه و متفاوت با دیگر بازی‌ها نقد شود و به دلایل نه چندان حرفه ‎ای یا به دلیل این که مثلا سازندگان آن بازی ‎های بزرگی در آن سبک نساخته ‎اند و نامشان چندان پرآوازه نیست، امتیاز آن کسر گردد. این اتفاق مثل عنوان قبلی لیست، برای بازی The Surge هم رخ داد و با این که امتیازاتش بهتر از لردز او فالن بود، ولی باز هم حقش خیلی بیشتر بود.

این گزینه بیشتر به نمایندگی از بازی های سولز لایک است یعنی surge و Nioh و Salt and Sanctuary و Lords of The Fallen و…. که خیلی زیاد هستند ولی چون این بازی به نوعی بهترین تجربه سولزلایک من است در لیست قرارش دادم. نسخه دوم را هم می توانم به جای نسخه اول ینویسم ولی خب چون نسخه اول برایم خیلی حس و حال جدیدی داشت و من را شگفت زده کرد، این بازی را به جای نسخه دوم سری که کاملا پیشرفت کرده بود در لیست محبوب ترین بازی هایم قرار می دهم. راستش حتی همان طور که گفتم می توانم Lords of The Fallen را بنویسم در این بخش، ولی خب چون دیگر نمی خواهم لیست خیلی خیلی طولانی تر از اینی که هست بشود، به نمایندگی از عناوین سولزلایک باکیفیت، بازی نخست The Surge را در این مطلب قرار می دهم که واقعا یکی از محبوب ترین بازی هایی است که تا امروز تجربه کرده ام

The Surge متاسفانه مثل دو بازی دیگر این سازنده اصلا و ابدا به حق واقعی اش نرسید و به وضوح در حقش اجحاف کردند ولی خب خدا را شکر گویا خوب فروخت زیرا شاهد عرضه نسخه دومش هم بودیم.  The Surge که واقعا شایسته ی تمجید و تحسین بود، نهایتا امتیاز متای ۷۴/۱۰۰ را کسب کرد که حتی ذره ای بیانگر لیاقت و کیفیت بازی نبود. The Surge جزو برترین عناوین الهام گرفته شده از دارک سولز در دنیاست و ذره ای به متا توجه نکنید هر چند که تازه متای ۷۴ امتیاز خوبی است. اوضاع در صنعت گیم انگار برعکس است، البته برعکس که چه عرض کنم، زیرا تقریبا در همه دنیا و همه حوزه ها همین بی عدالتی و چربیدن قدرت و پول بر ضعیف تر ها وجود دارد و اسم های بزرگ که هدیه های بزرگ می دهند و سبیل عزیزان را خوب چرب می کنند همیشه خیالشان از نمرات راحت است ولی کوچکترها هرگز. در حالی که واقعا باید برعکس این باشد و وقتی استودیویی کوچک تر از غول های بزرگ دنیا، دل و جرات به خرج می دهد و یک عنوان بسیار زیبا و جذاب می‌ سازد بایستی خیلی بیشتر به آن توجه کرد و به ویژه منتقدان و مراجع گیمی مختلف در دنیا باید بیشتر به آن بپردازند و به سازندگان این نوید را بدهند که راه درستی را پیش گرفته‌ اند و با رفع برخی مشکلات بازی که ناشی از کم‌ تجربگی است، می‌توانند در ادامه عناوین بسیار بهتری بسازند و خیلی موفق‌تر عمل کنند. اما در عمل می بینیم که عکس این قضیه اتفاق می‌ افتد و منتقدان با بازی های بزرگ ساخت سازندگان کوچک تر بسیار سختگیرانه‌ تر از عناوین شرکت‌ های بزرگ و خوش‌ نام برخورد می‌ کنند و مواردی را که در بازی ‎های اسم و رسم دار گاهی نادیده می‌ گیرند، به شدیدترین شکل در عناوینی که سازندگانش کمی کوچک تر و کم آوازه‌ تر هستند، لحاظ کرده و از بازی امتیاز کم می‌ کنند. انگار که سازندگان کوچک تر حق ندارند بازی AAA بسازند و فقط باید بازی کوچک بسازند تا نمره خوب بگیرند. بدون شک بهترین نسخه برای تجربه این بازی نسخه کامل آن است که همراه دی ال سی های بسیار جذابی است مخصوصا به خاطر دی ال سی A Walk in the Park که در آن یک محیط جدید و خیلی بزرگ که یک شهر بازی زیبا و البته ویران شده است به بازی اضافه شده و چندین دشمن جدید و چندین سلاح و زره جدید و آیتم های جذاب و ۲ باس فایت جدید نیز در بازی قرار داده شده اند که این بسته الحاقی را تبدیل به یک دی ال سی کاملا ارزشمند می کند. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران ۲۷ ساله ی گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان The Surge و همینطور نسخه دوم این بازی و Lords of The Fallen یک پای ثابت لیست خواهند بود زیرا نه تنها فوق العاده بودند و کلی با آنها لذت بردم بلکه به وضوح دیدم که چقدر راحت در این صنعت حق خوری می شود. The Surge در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه سی و یکم را کسب کرده است.

۳۰ –  Borderlands 2

Borderlands 2

سازنده:  Gearbox Software

ناشر: ۲K Games

ژانر:  First Person Shooter RPG

پلتفرم مقصد:   Microsoft Windows ,OS X ,Linux   ,PlayStation 3 ,PlayStation Vita ,Xbox 360 ,PlayStation 4 ,Xbox One ,Nvidia Shield  

سال انتشار:  ۲۰۱۲

امتیاز متا:  ۹۱/۱۰۰

سری Borderlands فقط یه دونه است!!! خب در همین ابتدا خیلی رک و راست تکلیفم را با این سری مشخص کردم که بدانید داستان من و این سری از چه قرار است! از شوخی که بگذریم واقعا این سری برای من خیلی محبوب است و مخصوصا نسخه دومش را نمی دان اصلا چند بار با دوستان مختلفم و به تنهایی و در نسل هفتم و هشتم و .. بازی کرده ام! کلا این بازی عنوانی است که هر وقت حوصله ام سر برود و بازی خاصی نداشته باشم کاملا این قابلیت را دارد که من را به خود مشغول کند و همیشه برایم قابل بازی است. همان طور هم که می دانید کلا سبک شوتر اول شخص نقش آفرینی خیلی بازی های پرتعدادی مخصوصا از نوع AAA ندارد اما Borderlands خودش به تنهایی برای این سبک کافیست و به قدری زیبا و با کیفیت است که همیشه نام خود را به عنوان یکی از برترین فرنچایزهای نقش آفرینی در دنیا مطرح می کند و هر جا که صحبت از فرنچایزهای قدرتمند نقش آفرینی باشد نام Borderlands نیز شنیده خواهد شد. نسخه اول این سری در سال ۲۰۰۹ توسط استودیو توانمند گیر باکس ساخته شد و توسط کمپانی ۲ کی گیمز در نسل هفتم منتشر گردید که توانست نظر منتقدان و بازیبازان را جلب کرده و امتیاز متای عالی ۸۴ را نیز کسب نماید. اما اوج این سری بدون شک به عنوان دوم ابن باز می گردد که با نام Borderlands 2 در نسل هفتم منتشر گردید و تبدیل به عنوانی تحسین شده گشت و محبوب ترین بازی این سری برای من نیز هست. بازی Borderlands 2 که عنوانی در ژانر شوتر اول شخص نقش آفرینی محسوب می شود، در نسل هفتم و در سال ۲۰۱۲ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 3 ,Xbox 360 و PC قرار گرفت و البته طی سال های بعد و تا به امروز برای کلی پلتفرم های نسل هشتم و کنسول های دستی و… هم عرضه شده است که جدیدترینشان کنسول سوییچ است که در همین چند روز اخیر این بازی در قالب کالکشن Borderlands Legendary Collection برای سوییچ منتشر گردید، ساخت و توسعه این بازی را استودیو Gearbox Software عهده دار بود و کمپانی  ۲K Games نیز در قامت ناشر این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت.

داستان بازی Borderlands 2 واقعا جذاب و فوق العاده است و به طور کلی دنیای این سری پتانسیل قصه گویی خیلی بالایی دارد. شخصت پردازی های عجیب و جالب همیشه جزوی از سری عناوین Borderlands بوده و هستند و جنس شخصیت هایی که تا به امروز در این سری دیده ایم را تا به حال در هیچ بازی دیگری مشاهده نکرده و شاهد شخصیت هایی بسیار یونیک در داستان های زیبای این سری بوده ایم. بدون شک در راس تمامی این شخصیت ها، آنتاگونیست بازی دوم یعنی Handsome Jack قرار دارد که حتی در بازی نمی توانید زیاد فکر کنید که او دشمن شما و شخصیت منفی اصلی بازی است، اما او مدام با رذالت خاص خود خلافش را به شما ثابت می کند که رذالت و خشونتی آمیخته با شوخ طبعی است. Handsome Jack راهی را که شخصیت های منفی در بازی ها و فرنچایزهای مختلف در زمانی طولانی رفته اند یک شبه طی کرد

Borderlands 2 عنوانی فوق العاده زیباست با دنیایی بی نهایت عجیب و غریب و شخصیت هایی دیوانه و گرافیک سل شید فوق العاده و از همه مهم تر تعداد بیشماری سلاح های مختلف که از ترکیب صدها مدل مختلف با المان های مختلف آتش و برق و .. تشکیل شده اند و بازی را به یک بهشت واقعی از نظر تنوع سلاح تبدیل کرده اند. داستان بازی Borderlands 2 واقعا جذاب و فوق العاده است و به طور کلی دنیای این سری پتانسیل قصه گویی خیلی بالایی دارد. شخصت پردازی های عجیب و جالب همیشه جزوی از سری عناوین Borderlands بوده و هستند و جنس شخصیت هایی که تا به امروز در این سری دیده ایم را تا به حال در هیچ بازی دیگری مشاهده نکرده و شاهد شخصیت هایی بسیار یونیک در داستان های زیبای این سری بوده ایم. بدون شک در راس تمامی این شخصیت ها، آنتاگونیست بازی دوم یعنی Handsome Jack قرار دارد که حتی در بازی نمی توانید زیاد فکر کنید که او دشمن شما و شخصیت منفی اصلی بازی است، اما او مدام با رذالت خاص خود خلافش را به شما ثابت می کند که رذالت و خشونتی آمیخته با شوخ طبعی است. Handsome Jack راهی را که شخصیت های منفی در بازی ها و فرنچایزهای مختلف در زمانی طولانی رفته اند یک شبه طی کرد و بلافاصله بعد از نسخه دوم سری عناوین فوق العاده Borderlands توانست تا خود را به پای ثابت لیست های برترین شخصیت های منفی و محبوب ترین آن ها در بازی های رایانه ای تبدیل کند و آنتاگونیستی به یاد ماندنی را برای بازیبازان رقم بزند. Handsome Jack یا همان جک خوشتیپه از هر نظر که فکرش را بکنید جذابیت دارد و تک تک ابعاد خلق وی به درستی توسط هنرمندان Gearbox Software رعایت شده اند. از اسم با حال او گرفته که به ظاهرش باز می گردد و به واقع نیز وی خوشتیپ و جذاب است با آن موهای یک طرفه و خوش حالت، آستین های بالازده و لباس های جذاب و چهره ای گیرا. البته در بازی Borderlands: The Pre-Sequel وی شخصیت منفی نبود و می توانستیم یک سیلوئت از او را برای بازی انتخاب کنیم.

سری Borderlands فقط یه دونه است!!! خب در همین ابتدا خیلی رک و راست تکلیفم را با این سری مشخص کردم که بدانید داستان من و این سری از چه قرار است! از شوخی که بگذریم واقعا این سری برای من خیلی محبوب است و مخصوصا نسخه دومش را نمی دان اصلا چند بار با دوستان مختلفم و به تنهایی و در نسل هفتم و هشتم و .. بازی کرده ام! کلا این بازی عنوانی است که هر وقت حوصله ام سر برود و بازی خاصی نداشته باشم کاملا این قابلیت را دارد که من را به خود مشغول کند و همیشه برایم قابل بازی است.

Borderlands 2 از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه خلق دنیایی بی نهایت عجیب و غریب، شخصیت هایی دیوانه و جذاب، گرافیک سل شید فوق العاده، گیم پلی متنوع و از همه مهم تر تعداد بیشماری سلاح های مختلف که از ترکیب صدها مدل مختلف با المان های مختلف آتش و برق و .. تشکیل شده اند، بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک شاهکار یاد می کردند. Borderlands 2 که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۱/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد که مهر تایید دیگری بر کیفیت بسیار بالای این عنوان بی نظیر بود. بعد از نسخه دوم نیز عنوان فرعی Borderlands: The Pre-Sequel در اواخر نسل هفتم منتشر شد که به نوعی ضعیف ترین بازی سری نیز محسوب می شود. در نسل هشتم ۲ عنوان این سری در قابل یک مجموعه بازسازی شده ارزشمند به نام Borderlands: The Handsome Collection برای پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان نیز عرضه گردید که یک مجموعه واقعا ارزشمند برای طرفداران شوترهای نقش آفرینی و بهتر است بگوییم برای طرفداران نقش آفرینی محسوب می شود و امتیاز متای ۸۲ را نیز دریافت نمود. همان طور که می دانید در نسل هشتم نیز شاهد عرضه نسخه سوم این سری بی نظیر یعنی Borderlands ۳ بودیم که این بازی هم یکی از برترین بازی های سبک خود است. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام حدود ۳ دهه گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Borderlands 2 یکی از عناوین قطعی لیست خواهد بود که همیشه برای من در بین برترین های تاریخ جای داشته و دارد. Borderlands 2 در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه سی ام را کسب کرده است.

۲۹ –  The Darkness

The Darkness

سازنده:  Starbreeze Studios

ناشر: ۲K Games

ژانر:  First Person Shooter ,Action RPG

پلتفرم مقصد:  PlayStation 3, Xbox 360

سال انتشار:  ۲۰۰۷

امتیاز متا:  ۸۲/۱۰۰

در تمام زندگی ام کمتر عنوانی را مثل The Darkness بازی کرده ام. عنوانی که حس و حال خیلی خاصی دارد و شاید بهتر است بگویم “غم” خیلی خاصی دارد، چیزی مثل Nier Automata که بسیار یونیک و غمگین است و آدم را به درون خودش می کشد. The Darkness در زمره بازی هایی قرار دارد که اگر آن را تجربه کرده باشید، هیچ گاه از یادتان نخواهد رفت و گیم پلی بی نظیر، فضاسازی تاریک و غمگین و داستان خاص بازی را همیشه به یاد خواهید داشت. بازی The Darkness که عنوانی در ژانر ژانر اکشن نقش آفرینی اول شخص محسوب می شود، در نسل هفتم و در سال ۲۰۰۷ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 3 و Xbox 360 قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را استودیو Starbreeze Studios عهده دار بود و کمپانی ۲K Games نیز در قامت ناشر این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. برای کسانی که شاید زیاد با سازنده این بازی آشنایی ندارند باید بگویم این استودیو سازنده عناوینی مثل The Chronicles of Riddick ،Syndicate ،Payday 2 و Brothers: A Tale of Two Sons بوده است. بازی بعد از انتشار، خیلی زود برای خود نامی دست و پا کرد و به عنوان یکی از عناوین جذاب و شوترهای خاص آن سال نامش شنیده می شد.

در تمام زندگی ام کمتر عنوانی را مثل The Darkness بازی کرده ام. عنوانی که حس و حال خیلی خاصی دارد و شاید بهتر است بگویم “غم” خیلی خاصی دارد، چیزی مثل Nier Automata که بسیار یونیک و غمگین است و آدم را به درون خودش می کشد. The Darkness در زمره بازی هایی قرار دارد که اگر آن را تجربه کرده باشید، هیچ گاه از یادتان نخواهد رفت و گیم پلی بی نظیر، فضاسازی تاریک و غمگین و داستان خاص بازی را همیشه به یاد خواهید داشت.

The Darkness از همان بدو عرضه مورد توجه صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه گیم پلی بی نظیر، فضاسازی تاریک و غمگین و داستان خاص، بازخوردهای بسیار مثبتی را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک عنوان یونیک یاد می کردند ولی خب یونیک بودن خیلی وقت ها باعث می شود که خیلی ها آن را اصلا نفهمند. The Darkness که واقعا شایسته ی تمجید و تحسین بود، موفق شد تا امتیازاتی نظیر ۸۸ از وبسایت گیم اینفورمر، امتیاز ۸۵ از گیم اسپات و امتیاز ۸۳ از گیم تریلرز را کسب نماید و نهایتا توانست امتیاز متای عالی ۸۲/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد. نکته مهم اینجا بود که The Darkness از نظر خیلی ها که آن را تجربه کرده بودند از آن بازی ها بود که امتیاز متای آن نباید زیاد مورد توجه قرار گیرد زیرا عنوانی بسیار خاص است و نمی شود آن را به عنوان یک شوتر اول شخص معمولی نقد کرد و عنوانی مثل آن در بازار وجود ندارد و به معنای کامل یک بازی یونیک محسوب می شود. در واقع باید گفت در دنیای بازی های رایانه ای و مخصوصا بین خیلی از بازیبازان این اعتقاد وجود داشته و دارد که ارزش The Darkness بسیار بیشتر از امتیاز متای آن است و آن را در زمره یکی از برترین بازی های سال ۲۰۰۷ محسوب می کنند (با این که متای ۸۲  بسیار خوب و قابل قبول است اما کسانی که به عمق این بازی و تاریکی رفته اند خوب می دانند که بازی فراتر از این امتیاز است). به واقع اگر بازی The Darkness را تجربه کرده باشید می دانید که این بازی شبیه به هیچ عنوان دیگری نیست و تقریبا مشابهی ندارد، به همین خاطر نیز بسیار ارزشمند است.

The Darkness از نظر خیلی ها که آن را تجربه کرده بودند از آن بازی ها بود که امتیاز متای آن نباید زیاد مورد توجه قرار گیرد زیرا عنوانی بسیار خاص است و نمی شود آن را به عنوان یک شوتر اول شخص معمولی نقد کرد و عنوانی مثل آن در بازار وجود ندارد و به معنای کامل یک بازی یونیک محسوب می شود. در واقع باید گفت در دنیای بازی های رایانه ای و مخصوصا بین خیلی از بازیبازان این اعتقاد وجود داشته و دارد که ارزش The Darkness بسیار بیشتر از امتیاز متای آن است و آن را در زمره یکی از برترین بازی های سال ۲۰۰۷ محسوب می کنند (با این که متای ۸۲  بسیار خوب و قابل قبول است اما کسانی که به عمق این بازی و تاریکی رفته اند خوب می دانند که بازی فراتر از این امتیاز است). به واقع اگر بازی The Darkness را تجربه کرده باشید می دانید که این بازی شبیه به هیچ عنوان دیگری نیست و تقریبا مشابهی ندارد، به همین خاطر نیز بسیار ارزشمند است.

روند خلق چنین بازی هایی مانند “The Darkness” به این صورت نیستند که هر سال ۱۰ عدد مثل آن ها منتشر شود و جای هم را بگیرند و قبلی ها از یاد بروند، بلکه این مدل عناوین شاید در یک نسل ۲ یا ۳ عدد بیشتر نباشند که اینچنین خاص و متفاوت هستند.  The Darkness یک شوتر اول شخص با المان هایی است که آن را از هر بازی دیگری در سبک خود متمایز کرده است و حال و هوای بی نظیری به بازی بخشیده است. فضای بسیار خاص و غمناک، روایت زیبا و جذاب، وجود المان های شبیه به عناوین نقش آفرینی، گیم پلی خاص به دلیل وجود موجودات تاریکی و بسیاری از موارد دیگر از The Darkness عنوانی ساخته بود که بسیار خاص و جذاب و هیجان انگیز بود و تجربه ای بسیار لذتبخش را برای بازیبازان رقم می زد. به واقع اگر بخواهبم بازی هایی را انتخاب کنیم که نامشان کاملا با فضای بازی منطبق بوده و تمام بازی در نام آن نهفته باشد، بی شک The Darkness یکی از اولین هاست که به واقع مانند نامش تاریک و تاریک و تاریک است. The Darkness تاریکی محض است. قصه مرگ و غم و انتقام و فروختن روح به تاریکی. سرگذشتی غمناک و تراژیک از جوانی به نام جکی استکادو که نمی خواست سرانجامش این شود، ولی دست تقدیر، مافیای بی رحم و از همه مهم تر تاریکی، برایش خواب دیگری دیده بود. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران ۲۷ ساله ی گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان The Darkness یکی از عناوین ثابت است که واقعا باید بگویم در تمام زندگیم عنوانی دقیقا شبیهش را ندیده ام و زمانی که آن را بازی می کردک واقعا حس و حال خاص و غیر قابل وصفی داشتم. The Darkness در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه بیست و تهم را کسب کرده است.

۲۸ – Dead Space 2

سازنده: Visceral Games

ناشر: Electronic Arts

ژانر: Survival-Horror

پلتفرم مقصد:  Microsoft Windows ,Playstation 3 ,Xbox 360 

سال انتشار: ۲۰۱۱

امتیاز متا: ۹۰/۱۰۰

سری Dead Space یک طور عجیب و غریبی به من چسبید! اصلا دلیل درستش را هم نمی دانم ولی حتی نسخه ی سوم این سری هم خیلی بیشتر از کلی از بازی های این سبک برای من لذت به همراه داشت و به طور کلی نام Dead Space در ذهن من یه عنوان یکی از شاهکارها حک شده است. Electronic Arts با تعطیل کردن استودیو ویسرال گیمز، گند زد! بدجوری هم گند زد. سازنده ای که عناوینی مثل Dead Space و Dante’s Inferno را خلق کرده بود به راحتی توسط این شرکت تعطیل شد. نمی دانم چرا Electronic Arts که همواره در روند تاریخ، بازی های بی نظیری را برای ما به ارمغان آورده و ما را از لذت تجربه هایی ناب سیراب کرده است، این قدر با جدیت دوست دارد که ما را از خودش براند و خود را بدنام کند. حتی من که در زمانی که انتقادها از این شرکت در اوج خود قرار داشت باز هم حامی Electronic Arts بودم نیز متنفرم از حرکت این شرکت برای تعطیل کردن ویسرال گیمز که با هر ۴ بازی آن کلی خاطره خوب دارم.  بگذریم.. برویم به سراغ موارد مثبت. بهترین بازی ۳ گانه Dead Space برای من نسخه دوم است که در این لیست نامش را می بینید. بازی اول Dead Space که در سال ۲۰۰۸ منتشر گردید، موفقیت فوق العاده ای را کسب کرد و بازخوردهای مثبتی را دریافت نمود و متای ۸۹ را به خودش اختصاص داد که یک افتخار بی نظیر برای یک آی پی جدید به شمار می رفت.Dead Space باعث شد علاقمندان و طرفداران سبک وحشت بقا بعد از مدت‌های طولانی رنج بردن از نبود یک بازی خوب در این سبک، با این عنوان بی نظیر دلی از عزا در بیاورند و غرق در وحشت ناب و تلاش برای بقا شوند.  موفقیت بازی اول سبب شد تا  نسخه دوم بازی نیز ساخته شود که بدون شک برترین نسخه این ۳ گانه نیز هست.

همراهی با ماجراهای آیزاک کلارک و سفینه ایشیمورا به قدری وهم‌انگیز و جذاب بود که بسیاری از افراد مانند بنده چندین و چند بار بازی را پشت سر هم بازی می‌کردند و انگار که لذت بازی ذره‌ای کم نمی‌شد که این به جهت ارزش تکرار بسیار بالای بازی نیز بود. این بازی لذت اساسی را به ما هدیه داد که در آن با چندین تفنگ، وقتی صدای برخی دشمنان مخوفش به نام نکرومورف ها را می شنیدیم دلمان می خواست برویم زیر تخت قایم شویم! علاوه بر فضاسازی عالی و بسیار مخوف Dead Space 2 که باعث شده بود حتی در محیط خالی نیز استرس بگیرید، عامل دیگر و در حقیقت عامل اصلی ترس و وحشت در این بازی و کلا در این سری، نکرومورف‌ها (دشمنان اصلی بازی) بودند که به قدری طراحی مخوف، عالی و فوق‌العاده‌ای داشتند که زمانی که به سمت شما حرکت می‌کردند ناخود‌اگاه قلب شروع به تندتر زدن می‌کرد و حس وحشت و استرس بازی‌باز را فرا می‌گرفت.

بازی Dead Space ۲ که عنوانی در ژانر وحشت بقا  محسوب می شود، در نسل هفتم و در سال ۲۰۱۱ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 3 ,Xbox 360 و PC قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را استودیو  Visceral Games عهده دار بود و کمپانی Electronic Arts نیز در قامت ناشر  این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. Dead Space ۲ از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه ارائه ی برترین ترکیب ممکن از المان های لازم برای شاهکار کردن یک بازی وحشت بقا، بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک شاهکار یاد می کردند. Dead Space ۲ که واقعا شایسته‌ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۰/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد و تا همیشه از آن به عنوان یکی از برترین وحشت بقاهای تاریخ یاد خواهد شد. Dead Space 2 بازی بسیار خوش‌ ساختی بود که با این که مثل بازی اول سری، المان‌های موفق بسیاری از بازی‌ها را استفاده کرده بود، اما نه تنها به بهترین شکل از آن‌ها استفاده کرده بود بلکه حتی در بخش‌هایی، از خود بازی الهام گرفته شده نیز بهتر عمل کرده بود. بازی از زاویه دوربین سوم شخص و بر پایه مبارزه با سلاح های گرم بنا شده بود که اتفاقا همین میارزات یکی از قدرتمندترین بخش های بازی بودند و لذت و استرس ناب مقابله با نکرومورف های وحشی را به بازیباز منتقل می کردند. مبارزات فوق العاده جذاب و سلاح های عالی و گان پلی لذتبخش بازی، آن را تبدیل به یک شوتر سوم شخص وحشت بقای دوست داشتنی و خوفناک کرده است.

سری Dead Space یک طور عجیب و غریبی به من چسبید! اصلا دلیل درستش را هم نمی دانم ولی حتی نسخه ی سوم این سری هم خیلی بیشتر از کلی از بازی های این سبک برای من لذت به همراه داشت و به طور کلی نام Dead Space در ذهن من یه عنوان یکی از شاهکارها حک شده است. Electronic Arts با تعطیل کردن استودیو ویسرال گیمز، گند زد! بدجوری هم گند زد. سازنده ای که عناوینی مثل Dead Space و Dante’s Inferno را خلق کرده بود به راحتی توسط این شرکت تعطیل شد. نمی دانم چرا Electronic Arts که همواره در روند تاریخ، بازی های بی نظیری را برای ما به ارمغان آورده و ما را از لذت تجربه هایی ناب سیراب کرده است، این قدر با جدیت دوست دارد که ما را از خودش براند و خود را بدنام کند. حتی من که در زمانی که انتقادها از این شرکت در اوج خود قرار داشت باز هم حامی Electronic Arts بودم نیز متنفرم از حرکت این شرکت برای تعطیل کردن ویسرال گیمز که با هر ۴ بازی آن کلی خاطره خوب دارم.

همراهی با ماجراهای آیزاک کلارک و سفینه ایشیمورا به قدری وهم‌انگیز و جذاب بود که بسیاری از افراد مانند بنده چندین و چند بار بازی را پشت سر هم بازی می‌کردند و انگار که لذت بازی ذره‌ای کم نمی‌شد که این به جهت ارزش تکرار بسیار بالای بازی نیز بود. این بازی لذت اساسی را به ما هدیه داد که در آن با چندین تفنگ، وقتی صدای برخی دشمنان مخوفش به نام نکرومورف ها را می شنیدیم دلمان می خواست برویم زیر تخت قایم شویم! علاوه بر فضاسازی عالی و بسیار مخوف Dead Space 2 که باعث شده بود حتی در محیط خالی نیز استرس بگیرید، عامل دیگر و در حقیقت عامل اصلی ترس و وحشت در این بازی و کلا در این سری، نکرومورف‌ها (دشمنان اصلی بازی) بودند که به قدری طراحی مخوف، عالی و فوق‌العاده‌ای داشتند که زمانی که به سمت شما حرکت می‌کردند ناخود‌اگاه قلب شروع به تندتر زدن می‌کرد و حس وحشت و استرس بازی‌باز را فرا می‌گرفت. تازه صداگذاری آن‌ها حتی از طراحیشان نیز بهتر بود و  بنده به شخصه بهترین صداگذاری موجودات ترسناک در عناوین سبک وحشت که تاکنون مشاهده کرده‌ و شنیده‌ام مربوط به همین بازی بوده است. صدای جیغ نکرومورف‌ها و مخصوصا برخی انواع آن‌ها به قدری خوفناک بود که مو بر تن بازی‌باز سیخ می‌کرد مخصوصا اگر با هدفون بازی می‌کردید. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که تا امروز تجربه کرده ام، عنوان Dead Space ۲ یک نام ثابت است که فکر می کنم حتی شاید چند برابر بیشتر از بقیه‌ی بازیبازان برای من لذت به همراه داشت و راستش دلیل این را هم نمی دانم، اما می دانم که هر ۳ بازی این سری یکی از فوق العاده ترین های تاریخ برای من هستند و هرگز EA را به خاطر تعطیل کردن سازنده‌ی این سری نمی بخشم. Dead Space ۲ در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه بیست و هشتم را کسب کرده است.

۲۷ – Fallout 4

سازنده: Bethesda

ناشر: Bethesda

ژانر: Action RPG

پلتفرم مقصد:  Playstation 4 ,Xbox One ,PC

تاریخ انتشار:  ۱۰ نوامبر ۲۰۱۵

امتیاز متا:  ۸۸/۱۰۰

راستش دو دل بودم که از بین نسخه سوم و چهارم فال آوت کدام را در لیستم قرار دهم ولی نهایتا به خاطر جدیدتر بودن نسخه چهارم و این که بازیباران بیشتری آن را تجربه کرده اند، Fallout 4 را انتخاب کردم. وای که هر چقدر از زیبایی این بازی بگویم کم است. دوستان فقط همان تم موسیقی اول این بازی که شاهکار جاودانه ای از Inon Zur است را گوش کتید و دیگر نمی توانید از این بازی دل بکنید. برویم سراغ معرفی کلی این بازی. با موفقیت بی نظیر بازی فال آوت ۳ و ورود به نسل هشتم همه منتظر بازی جدید این سری بودیم و به این ترتیب بود که نسخه چهارم فال آوت معرفی و عرضه شد. بازی Fallout 4 که عنوانی در ژانر نقش آفرینی محسوب می شود، در نسل هشتم و در سال ۲۰۱۵ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 4 ,Xbox One و PC قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را بتردا عهده دار بود و همین کمپانی نیز مثل همیشه در قامت ناشر این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. Fallout 4 به واسطه خلق دنیایی عظیم با محتوای بسیار زیاد و باکیفیت و همچنین داستان چند شاخه عالی با تصمیمات تاثیرگذار، یکی از ارزشمندترین بازیها برای طرفداران سبک نقش‌آفرینی نه فقط در نسل هشتم بلکه در طول تاریخ این ژانر محسوب می‌شود و این توانایی را دارد که نه تنها هفته‌ ها بلکه ماه‌ ها علاقمندان را سرگرم کند. البته با بسته‌های الحاقی عظیمی که  برای بازی منتشر شدند این بازی حتی می‌ تواند تا یکی دو سال به بازی اصلی و هر روزه ما در کنسول یا رایانه‌ های شخصی‌مان تبدیل شود و ما را غرق در خود کند که البته همین کار را هم با خیلی از ما کرده است.

جالب است که این کیفیت شاهکار و حتی کاندید بازی سال شدن و امتیازات عالی و موفقیت بالا، برای خیلی از طرفداران کافی نبود و به همین خاطر وقتی این بازی در رقابت با The Witcher 3: Wild Hunt پایین‌تر قرار گرفت بسیاری شروع به غر زدن و ایراد گرفتن از بازی کردند.برخی ایرادهایی که از بازی گرفته می‌شد منطقی بودند و برخی که باید گفت اکثر ایرادها را شامل می‌شد ابرادهای عجیب و غریب و بی‌ انصافانه و حتی گاها من‌درآوردی بودند و بعضی‌ها از گرافیک بازی تا گیم‌پلی و … را زیر سوال بردند. آن‌ها چشمشان را بسته بوندند و بی‌وقفه از بازی ایراد می‌گرفتند چرا که اعصابشان به خاطر برترین بازی سال نشدن Fallout 4 خراب شده بود و عیب‌هایی را می‌دیدند که دلشان می‌خواست به خود بقبولانند که دلیل انتخاب نشدن این بازی، آن معایب هستند اما آن‌ها سخت در اشتباه بودند، زیرا Fallout 4 اصلا ایرادات زیادی نداشت. هر عقل سلیمی اگر چند ساعت Fallout 4 را تجربه می‌کرد دیگر اجازه گرفتن ایرادهای عجیب و غریب از بازی را به خود نمی‌دهد چرا که الحق و الانصاف سازندگان Fallout 4 در بتزدا و در راس آن‌ها تاد هاوارد موفق شده‌اند عنوانی را بسازند و منتشر کنند که ساعت‌ها محتوای عالی و عمیق را خالصانه و صادقانه در اختیار ما قرار می‌دهد و به بهترین شکل ما را سرگرم می‌کند.

مثل همیشه در این سری داستان بازی وقایع سال های بعد از انفجار هسته ای در آمریکا را نشان می دهد و داستان امید انسان به بقا و دست و پا زدن او برای نجات نوع خود در یک دنیای وحشی پر از هیولاهای جهش یافته و غارتگران و قاتلین بی رحم را دنبال می کند. در Fallout 4 می توانید هم بازی را از دید اول شخص و هم سوم شخص دنبال نمایید که البته به نظر می رسد زاویه اول شخص پایه اصلی ساخت این سری محسوب می گردد زیرا که بازی در این حالت بسیار خوش دست تر از زاویه سوم شخص است، درست مانند سری الدر اسکرولز. Fallout 4 از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه داستان بی نظیر و چند شاخه، تاثیر عمیق انتخاب‌ها، مبارزات عالی و شخصی‌‌ سازی فوق‌العاده، بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود و موفق شد تا در کنار شاهکارهایی مثل بلادبورن و ویچر ۳ کاندید بازی سال شود. Fallout 4 که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای عالی ۸۸/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد که حتی می توانست بالاتر از این نیز باشد زیرا کمتر عنوان نقش آفرینی در تاریخ به این کاملی دیده ایم اما جالب است که این کیفیت شاهکار و حتی کاندید بازی سال شدن و امتیازات عالی و موفقیت بالا، برای خیلی از طرفداران کافی نبود. آن‌ها انتظار شاهکاری بی‌رقیب و بی‌ نظیر را داشتند که بدون حرف و حدیث برترین بازی سال ۲۰۱۵ باشد و به همین خاطر وقتی این بازی در رقابت با The Witcher 3: Wild Hunt پایین‌تر قرار گرفت بسیاری شروع به غر زدن و ایراد گرفتن از بازی کردند زیرا که انتظارشان فقط و فقط بهترین بود و بس.

راستش دو دل بودم که از بین نسخه سوم و چهارم فال آوت کدام را در لیستم قرار دهم ولی نهایتا به خاطر جدیدتر بودن نسخه چهارم و این که بازیباران بیشتری آن را تجربه کرده اند، Fallout 4 را انتخاب کردم. وای که هر چقدر از زیبایی این بازی بگویم کم است. دوستان فقط همان تم موسیقی اول این بازی که شاهکار جاودانه ای از Inon Zur است را گوش کتید و دیگر نمی توانید از این بازی دل بکنید. برویم سراغ معرفی کلی این بازی. با موفقیت بی نظیر بازی فال آوت ۳ و ورود به نسل هشتم همه منتظر بازی جدید این سری بودیم و به این ترتیب بود که نسخه چهارم فال آوت معرفی و عرضه شد.

برخی ایرادهایی که از بازی گرفته می‌شد منطقی بودند و برخی که باید گفت اکثر ایرادها را شامل می‌شد ابرادهای عجیب و غریب و بی‌ انصافانه و حتی گاها من‌درآوردی بودند و بعضی‌ها از گرافیک بازی تا گیم‌پلی و … را زیر سوال بردند. آن‌ها چشمشان را بسته بوندند و بی‌وقفه از بازی ایراد می‌گرفتند چرا که اعصابشان به خاطر برترین بازی سال نشدن Fallout 4 خراب شده بود و عیب‌هایی را می‌دیدند که دلشان می‌خواست به خود بقبولانند که دلیل انتخاب نشدن این بازی، آن معایب هستند اما آن‌ها سخت در اشتباه بودند، زیرا Fallout 4 اصلا ایرادات زیادی نداشت. هر عقل سلیمی اگر چند ساعت Fallout 4 را تجربه می‌کرد دیگر اجازه گرفتن ایرادهای عجیب و غریب از بازی را به خود نمی‌دهد چرا که الحق و الانصاف سازندگان Fallout 4 در بتزدا و در راس آن‌ها تاد هاوارد موفق شده‌اند عنوانی را بسازند و منتشر کنند که ساعت‌ها محتوای عالی و عمیق را خالصانه و صادقانه در اختیار ما قرار می‌دهد و به بهترین شکل ما را سرگرم می‌کند. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران ۲۷ ساله ی گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Fallout 4 یکی از خاطره انگیزترین و جذاب ترین آنهاست گه واقعا ارزش وقت زیادی که برای آن گذاشتم را لحظه لحظه داراست. Fallout 4 در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه بیست و هفتم را کسب کرده است.

۲۶ –  Call of Duty 4: Modern Warfare  

سازنده: Infinity Ward  

ناشر:   Activision

ژانر:  First-person shooter 

پلتفرم مقصد:  Microsoft Windows ,PlayStation 3 ,Xbox 360 ,OS X ,Wii, Playstation 4, Xbox One 

سال انتشار:  ۲۰۰۷  

امتیاز متا:  ۹۴/۱۰۰

وقتی که ریمستر بازی  Call of Duty 4: Modern Warfare که اکنون در سال ۲۰۲۰ و در حدود ۱۳ سال بعد از انتشار بازی اصلی تجربه کنید تازه می فهمید که “وای خدایا این دیگه چه بازیه!” به خدا قسم هنوز بعد از ۱۳ سال و عرضه صدها شوتر اول شخص باکیفیت با تکنولوژی های جدید، ۹۹ درصد آنها حتی به گرد پای  Call of Duty 4: Modern Warfare هم نمی رسند و این بازی اصلا یک چیز دیگری است که شما را واقعا شگفت زده می کند و در می یابید که چطور می شود یک شوتر اول شخص با داستانی شاهکار ترکیب شود و لحظه لحظه بازی، قلب و روح شما را درگیر کند. سری عناوین Call of Duty آن قدر تاریخچه و پیشینه قدرتمندی دارد که هیچ گاه نمی توان آن را کوچک شمرد و بدترین عنوان های آن از بیشتر بازی های شوتر اول شخص زمان خودش برتر است و البته که محبوب تر هم هست. Call of Duty یعنی یکی از ستون های صنعت بازی های رایانه و هر چه هم که در سال های اخیر ضعیف شده باشد آن قدر عظیم و بزرگ است که باز هم از تمام بازی ها بیشتر بفروشد و محبوب تر باشد. باید گفت بسیاری از بازیبازان مخصوصا در کشور ما به خاطر Call of Duty بود که بازیباز شدند. به این خاطر که در زمان انتشار Call of Duty آن قدر صحبت از آن مطرح می شد و همه جا حرف یک شوتر نظامی عالی بود که خیلی آدم ها برای این که فقط ببینند این بازی چیست که این قدر از آن تعریف می شود، سراغ بازی کردن Call of Duty رفتند و آن قدر لذت بردند که جذب دنیای بازی های رایانه ای شدند و در حقیقت تبدیل به گیمر گشتند. حتی خیلی از زمان ها فروشنده های بی اطلاع از بازی ها، از انواع بازی های سبک شوتر اول شخص نظامی با نام کال اف دیوتی یاد می کردند و در حقیقت این بازی تبدیل به معنای سبک اول شخص نظامی شده بود.

راستش اگر همین اخیرا نسخه ریمستر این بازی را تجربه نکرده بودم شاید این بازی اکنون در لیستم نبود زیرا یادم رفته بود که عجب شاهکاری بود این لعنتی!! ٱن مرحله که منتظر هلیکوپتر بودیم روی آخرین درجه سختی معنای واقعی چالش بود، اما چالشی که دقیقا با لذت ناب در هم تنیده شده بود.

اگر بخواهیم در بین شاهکارهای پرتعداد این سری بزرگ از بهترین و موفق ترین و قدرتمندترین نسخه آن یاد کنیم از اکثریت افراد حاضر در صنعت گیم یک نام را خواهیم شنید و آن هم Call of Duty 4: Modern Warfare است که محبوب ترین بازی من در این سری نیز هست و همچنین یکی از بهترین بازی هایی که تا امروز تجربه کرده انم. بازی Call of Duty 4: Modern Warfare که عنوانی در ژانر شوتر اول شخص محسوب می شود، در نسل هفتم و در سال ۲۰۰۷ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 3 ,Xbox 360 و PC قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را استودیو اینفینیتی وارد عهده دار بود و کمپانی اکتیویژن نیز مثل همیشه در قامت ناشر  این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. همان طور که می دانید نسخه ریمستر شده ی این بازی هم در نسل هشتم منتشر کردید که واقعا هم یکی از برترین ریمسترهای این نسل است و هنوز که هنوز است وقتی آن را تجربه می کنید از اکثر سوترهای ۲۰۲۰ چند سر و گردن برتر است. البته ابن ریمستر را با عنوان ریبوت Call of Duty: Modern Warfare که یک بازی کاملا نسل هشتمی است و دیگر شماره ی ۴ را هم در خود ندارد اشتباه نکنید، هر چند که آن ریبوت هم واقعا یک شوتر فوق العاده است. Call of Duty 4: Modern Warfare داستانی فوق العاده عالی و زیبا را با گیم پلی شاهکار و بی نظیر خود ترکیب کرده بود تا یکی از برترین شوترهای اول شخص و یکی از برترین بازی های تاریخ خلق شود. همه چیز در این بازی فوق العاده بود و هر بازیبازی که حتی علاقمند به این سبک نبود را نیز به خود علاقمند می کرد.

وقتی که ریمستر بازی  Call of Duty 4: Modern Warfare که اکنون در سال ۲۰۲۰ و در حدود ۱۳ سال بعد از انتشار بازی اصلی تجربه کنید تازه می فهمید که “وای خدایا این دیگه چه بازیه!” به خدا قسم هنوز بعد از ۱۳ سال و عرضه صدها شوتر اول شخص باکیفیت با تکنولوژی های جدید، ۹۹ درصد آنها حتی به گرد پای  Call of Duty 4: Modern Warfare هم نمی رسند و این بازی اصلا یک چیز دیگری است که شما را واقعا شگفت زده می کند و در می یابید که چطور می شود یک شوتر اول شخص با داستانی شاهکار ترکیب شود و لحظه لحظه بازی، قلب و روح شما را درگیر کند

راستش اگر همین اخیرا نسخه ریمستر این بازی را تجربه نکرده بودم شاید این بازی اکنون در لیستم نبود زیرا یادم رفته بود که عجب شاهکاری بود این لعنتی!! ٱن مرحله که منتظر هلیکوپتر بودیم روی آخرین درجه سختی معنای واقعی چالش بود، اما چالشی که دقیقا با لذت ناب در هم تنیده شده بود. Call of Duty 4: Modern Warfare از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه داستانی فوق العاده عالی و زیبا و گیم پلی شاهکار و بی نظیر بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک شاهکار یاد می کردند. Call of Duty 4: Modern Warfare که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۴/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد و تا همیشه به عنوان یکی از چند شوتر اول شخص برتر تاریخ شناخته خواهد شد. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران ۲۷ ساله ی گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان X یکی از عناوین قطعی و یک پای ثابت لیست خواهد بود که همیشه برای من در بین برترین های تاریخ جای داشته و دارد و خواهد داشت و برخی از بهترین خاطراتم را در دنیای جذاب بازی ها رقم زده است. X در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه بیست و ششم را کسب کرده است.

۲۵ –  Far Cry 3

سازنده:  Ubisoft Montreal

ناشر: Ubisoft

ژانر:  Action Adventure, First Person Shooter

پلتفرم مقصد:  Xbox 360 ,PC ,Playstation 3

سال انتشار:  ۲۰۱۲

امتیاز متا:  ۹۱/۱۰۰

به شخصه نسخه دوم فارکرای را خیلی هم دوست دارم و با این که فضایش بیابانی بود و خوش آب و رنگی نسخه ی اول سری را دارا نبود ولی باز هم از نظر گیم پلی خیلی جذاب و دوست داشتنی بود و ساعت های لذتبخشی برای من رقم زد. اما خب برای خیلی ها اینطور نبود و بسیاری از بازیبازان و منتقدین از این نسخه به عنوان ضعیف ترین فارکرای یاد می کردند. شاید حتی بعد از عنوان فارکرای ۲ کمتر کسی فکرش را می کرد که این سری با یک شاهکار و یکی از برترین شوترهای اول شخص تاریخ بازگردد اما یوبیسافت این اتفاق را رقم زد، آن هم به بهترین شکل ممکن و با عنوان زیبای Far Cry 3 که واقعا باید بگویم بدجوری عاشقش هستم. بازی Far Cry 3 که عنوانی در ژانر ژانر شوتر اول شخص و اکشن ماجرایی محسوب می شود، در نسل هفتم و در سال ۲۰۱۲ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 3 ,Xbox 360 و PC قرار گرفت و بعدا در نسل هشتم نسخه ریمستر شده ی آن برای کنسول های نسل هشتمی پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان به همراه رایانه های شخصی مجددا عرضه گردید، ساخت و توسعه این بازی را استودیو Ubisoft Montreal عهده دار بود و کمپانی یوبیسافت نیز در قامت ناشر  این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. در ابتدای این بازی شاهد هستیم که نقش اول داستان به همراه برادر و برخی دوستانش برای تفریح به جزیره ای می روند، اما خیلی زود اوضاع مرگبار می شود و Vaas شخصیت اصلی بازی و برادر وی و همراهان آن ها را می دزدد و قصد دارد تا از خانواده آن ها اخاذی نماید و بعد هم آنان را به صورت برده بفروشد. Vaas در بازی رهبر دزدان جزیره است (هر چند که بعدا مشخص می گردد وی توسط شخص دیگری استخدام شده است اما قطعا برای بازیبازان Vaas آنتاگونیست اصلی قصه بوده است).

به شخصه نسخه دوم فارکرای را خیلی هم دوست دارم و با این که فضایش بیابانی بود و خوش آب و رنگی نسخه ی اول سری را دارا نبود ولی باز هم از نظر گیم پلی خیلی جذاب و دوست داشتنی بود و ساعت های لذتبخشی برای من رقم زد. اما خب برای خیلی ها اینطور نبود و بسیاری از بازیبازان و منتقدین از این نسخه به عنوان ضعیف ترین فارکرای یاد می کردند. شاید حتی بعد از عنوان فارکرای ۲ کمتر کسی فکرش را می کرد که این سری با یک شاهکار و یکی از برترین شوترهای اول شخص تاریخ بازگردد اما یوبیسافت این اتفاق را رقم زد، آن هم به بهترین شکل ممکن و با عنوان زیبای Far Cry 3 که واقعا باید بگویم بدجوری عاشقش هستم

وی به واقع یک شخصیت کاملا سیاه و نماد بی رحمی و رذالت و سیاهی مطلق است که خود توسط شخصیت انسان نمای دیگری به نام Hoyt به کار گرفته شده است تا روند آدم ربایی و تجارت و قاچاق انسان ها را برای وی مدیریت نماید. Far Cry 3 از همان بدو عرضه (و البته از همان زمان معرفی به خاطر شخصیت مجنون و شاهکار واس) مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه خلق دنیایی بی نهایت زیبا و رویایی، داستان عالی و شخصیت پردازی های فوق العاده، گرافیک چشم نواز و فوق العاده از لحاظ فنی و هنری و همینطور گیم پلی بسیار متنوع، بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک شاهکار یاد می کردند. Far Cry 3 که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۰/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد تا تبدیل به یکی از برترین شوترهای اول شخص تاریخ شود. Far Cry 3 تمامی المان های لازم برای تبدیل به یک شوتر شاهکار را داشت. دنیایی بی نهایت زیبا و رویایی، داستان عالی و شخصیت پردازی های فوق العاده، گرافیک چشم نواز و فوق العاده از لحاظ فنی و هنری، گیم پلی بسیار متنوع و پر از فعالیت های مختلف، گان پلی و سیستم تیراندازی بسیار خوش دست و لذتبخش و تنوع عالی سلاح ها، صداگذاری و موسیقی بی نقص همه و همه سبب شدند تا این بازی به یک شاهکار تبدیل گردد.

وی به واقع یک شخصیت کاملا سیاه و نماد بی رحمی و رذالت و سیاهی مطلق است که خود توسط شخصیت انسان نمای دیگری به نام Hoyt به کار گرفته شده است تا روند آدم ربایی و تجارت و قاچاق انسان ها را برای وی مدیریت نماید.

اما در این میان یکی از اصلی ترین دلایل موفقیت بازی Far Cry 3 ،شخصیت منفی دارای شخصیت پردازی عمیق، چندلایه و قدرتمند آن یعنی واس مونته نگرو است. یک شخصیت کاملا مجنون و بی ثبات از لحاظ روحی که معنای واقعی یک جانی روانی را به تصویر می کشید و راهی که بسیاری شخصیت ها در سال های طولانی برای کسب محبوبیت طی کرده اند را با بیان چند جمله هنرمندانه و جنون آمیز در همان نخستین تریلر بازی فارکرای ۳ طی کرد و به محبوبیتی باور نکردنی بین شخصیت های منفی تاریخ دست یافت.  همه چیز در شخصیت پردازی Vaas Montenegro به بهترین شکل انجام شده بود و سازندگان فکر همه جای کار را در خلق شخصیت او کرده بودند. طراحان بازی در طراحی ظاهری وی به بهترین شکل عمل کرده بودند و ظاهر او و نوع طراحی چهره اش هم کاملا با رفتار و صحبت کردن او هماهنگ بود و حتی نوع ریشی که برای وی گذاشته بودند بیشتر شخصیت وی را روی اعصاب بازیباز می برد. صدای وی هم بسیار روی اعصاب بود و وقتی جنون وی با هنزنمایی صداپیشه وی یعنی اقای Michael Mando ترکیب می شد، به معنای کلمه شخصیتی دیوانه و جانی را نمایش می داد. او همچنین کاملا رفتار و تفکرات و استدلالات جنون آمیزی نیز داشت. نهایتا باید گفت مجموعه تمامی نکات مثبتی که در Far Cry 3 وجود داشت سبب شدند. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران ۲۷ ساله ی گیمر بودنم آن ها را تجربه کرده ام، عنوان Far Cry 3 یکی از آن انتخاب های خوش آب و رنگ و خاطره انگیز و دوست داشتنی است که هرگز فراموشش نمی کنم. Far Cry 3 در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه بیست و پنجم را کسب کرده است.

۲۴ – Rise of the Tomb Raider: 20 Year Celebration

سازنده: Crystal Dynamics, Eidos Montréal

ناشر: Square Enix

ژانر:   Action Adventure

پلتفرم مقصد:  PlayStation 4, Xbox One, Xbox 360 و Microsoft Windows

سال انتشار:    ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶

امتیاز متا:  ۸۸/۱۰۰

نام Tomb Raider برای ما بازیبازان مخصوصا قدیمی تر (که به آن تام رایدر می گفتیم)، یکی از نام های بسیار بزرگ و با احترام است که واقعا با آن بزرگ شده ایم. بازی نخست Tomb Raider یکی از خاطره انگیز ترین، زیباترین و جذاب ترین عناوین سبک اکشن ماجرایی بود که در سال ۱۹۹۶ منتشر و پایه گذار یکی از سردمداران این سبک شد و امروز در دنیای بازی های ویدئویی کسی وجود ندارد که نام این فرنچایز محبوب و قدرتمند و بانو لارا کرافت را به عنوان محبوب ترین شخصیت مونث تاریخ گیم را نشناسد.  در اواخر نسل هفتم و زمانی که متوجه شدیم قرار است تا این فرنچایز در سال ۲۰۱۳ یک ریبوت و شروع مجدد را تجربه کند استرس بسیاری داشتیم که مبادا با یک بازی سطح پایین و ضعیف به اعتبار سری لطمه بزنند. اما انگار سازندگان خودشان از ما حساس تر بودند و بعد از انتشار بازی، تمام طرفداران در دنیا نفسی به راحتی کشیدیم و کیفیت بازی به حدی بالا بود که حتی خوشحال هم شدیم که این بازی ریبوت شده است زیرا ساعت ها با آن کیف کردیم. اما این پایان کار نبود و اوضاع قرار بود بهتر هم بشود، آن هم با نسخه بعدی این سری یعنی Rise of the Tomb Raider که در لیست امروز من قرار دارد. عنوانی که به معنای واقعی یک اکشن ماجرایی شاهکار و فوق العاده بود و خیلی زود در سراسر دنیا طرفداران بیشماری را پیدا کرد و مانند بازی قبلی خود فروش معرکه ای را نیز تجربه کرد.  بازی Rise of the Tomb Raider که عنوانی در ژانر ژانر اکشن نقش ماجرایی محسوب می شود، در نسل هفتم و در سال ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ در اختیار دارندگان پلتفرم های ایکس باکس وان، ایکس باکس ۳۶۰، رایانه های شخصی و پلی استیشن ۴ قرار گرفت،

این بازی در زمینه گیم پلی و ایجاد تعادل در المان های اکشن و ماجراجویی یکی از برترین اکشن ماجرایی ها در تاریخ بازی های رایانه ای به حساب می آید و توانست تا در حد نام بزرگ این فرنچایز عمل کرده و رسالت و اصالت سری به عنوان یکی از پرچمداران اکشن ماجرایی را حفظ کرد. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در طول دوران حدود ۳ دهه گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Rise of the Tomb Raider (و کلا بهتر است بگویم تک تک عناوین سری Tomb Raider از ابتدا تا  امروز)، یکی از بی جایگزین ترین و بی نظیرترین عناوین است و سری Tomb Raider همیشه برای من در بین برترین های تاریخ جای داشته و دارد و خواهد داشت.

ساخت و توسعه این بازی را Crystal Dynamics و Eidos Montréal عهده دار بودند و کمپانی اسکوئر انیکس نیز در قامت ناشر این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. لازم به ذکر است که نسخه پلی استیشن ۴ بازی که تقریبا یک سال دیرتر از نسخه ایکس باکس منتشر گردید، برترین و کامل ترین نسخه به همراه تمام دی ال سی هاست و Rise of the Tomb Raider: 20 Year Celebration نام دارد که بالاترین امتیاز متا را داراست و همین نسخه هم در لیست من جای گرفته است زیرا می دانید که من همیشه با پلی استیشن بازی می کنم. عنوان Rise of the Tomb Raider  تقریبا از همه لحاظ یک بازی بی نقص و فوق العاده بود. علاوه بر گیم پلی و روایت داستان فوق العاده جذاب و هیجان انگیز، این عنوان یکی از برترین گرافیک ها و جلوه های بصری را داراست و یکی از برترین و چشم نواز ترین عناوین نسل هشتم تاکنون محسوب می گردد که به واقع چشم های بازیبازان را به خود خیره کرد. خلق دنیایی بی نظیر و وسیع با تنوع محیط های مختلف و آب و هوای مختلف از جنگلی گرفته تا کوهستانی و یخ زده، باعث شد تا بازی جلوه خاص و بی نظیری بیابد و در تک تک لحظات بازی کاملا به وضوح سطح بالای گرافیکی بازی مشخص است. تا به امروز که ۲۴ سال از آن زمان انتشار بازی اول این سری می گذرد، هر روز شاهد محبوب تر شدن این فرنچایز و لارا کرافت بوده ایم.

عنوان Rise of the Tomb Raider  تقریبا از همه لحاظ یک بازی بی نقص و فوق العاده بود. علاوه بر گیم پلی و روایت داستان فوق العاده جذاب و هیجان انگیز، این عنوان یکی از برترین گرافیک ها و جلوه های بصری را داراست و یکی از برترین و چشم نواز ترین عناوین نسل هشتم تاکنون محسوب می گردد که به واقع چشم های بازیبازان را به خود خیره کرد. خلق دنیایی بی نظیر و وسیع با تنوع محیط های مختلف و آب و هوای مختلف از جنگلی گرفته تا کوهستانی و یخ زده، باعث شد تا بازی جلوه خاص و بی نظیری بیابد و در تک تک لحظات بازی کاملا به وضوح سطح بالای گرافیکی بازی مشخص است. تا به امروز که ۲۴ سال از آن زمان انتشار بازی اول این سری می گذرد، هر روز شاهد محبوب تر شدن این فرنچایز و لارا کرافت بوده ایم.

Rise of the Tomb Raider پس از انتشار مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه المان های فوق العاده جذاب ماجراجویی و اکشن در کنار بهبود المان های بازی قبلی و تکمیل آن بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود. Rise of the Tomb Raider که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای فوق العاغده عالی ۸۸/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد که مهر تایید دیگری بر کیفیت بسیار بالای این عنوان بی نظیر بود. این بازی در زمینه گیم پلی و ایجاد تعادل در المان های اکشن و ماجراجویی یکی از برترین اکشن ماجرایی ها در تاریخ بازی های رایانه ای به حساب می آید و توانست تا در حد نام بزرگ این فرنچایز عمل کرده و رسالت و اصالت سری به عنوان یکی از پرچمداران اکشن ماجرایی را حفظ کرد. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در طول دوران حدود ۳ دهه گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Rise of the Tomb Raider (و کلا بهتر است بگویم تک تک عناوین سری Tomb Raider از ابتدا تا  امروز)، یکی از بی جایگزین ترین و بی نظیرترین عناوین است و سری Tomb Raider همیشه برای من در بین برترین های تاریخ جای داشته و دارد و خواهد داشت. Rise of the Tomb Raider در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه بیست و چهارم را کسب کرده است

۲۳ – Darksiders 2 Deathinitive Edition

سازنده:   Vigil Games

ناشر:  THQ Nordic

ژانر:  Action RPG

پلتفرم مقصد:  PlayStation 4, Xbox One و NS و PC

سال انتشار:  ۲۰۱۵

امتیاز متا: ۸۵/۱۰۰

زیاد فرقی نمی کند که کدام نسخه دارک سایدرز را در این لیست قرار دهم چون هر ۴ نسخه این سریع ۴ تا از بهترین تجربه های من در تاریخ بازی هستند و این فرنچایز تنها سری بازی است که تمام بازی هایش را پلات کرده ام زیرا وقت گذاشتن برای آن یکی از لذت بخش ترین کارهایی است که در دنیای بازی ها انجام داده ام. بین ۴ بازی سری که برای من شاهکار هستند، نسخه دوم و ورژن نسل هشتمی آن را در لیست محبوب ترین هایم قرار داده ام ولی شما اینطور در نظر بگیرید که منظور من کلی عناوین این سری است. برویم سراغ بازی دوم.  Darksiders II نیز به مانند بازی اول این سری و حتی بیشتر از آن، بازی موفقی بود و توانست موفقیت نسخه اول بازی را ادامه دهد و البته با تغییراتی که به خود دیده بود کاملا یک بازی جدید و مجزا نیز به حساب می آمد و نه فقط یک ادامه دقیقا مانند بازی اول، که به همین دلیل نیز مورد تحسین قرار گرفت. با ورشکست شدن کمپانی THQ، امتیاز این سری به شرکت نوردیک گیمز رسید و صنعت بازی نیز پای به نسل هشتم گذاشت. در این نسل، کمپانی Nordic Games (که کم کم تبدیل به THQ Nordic شد) و استودیو Vigil Games نیز که بازخوردهای بسیار مثبتی از بازی Darksiders II گرفته بودند و فروش خوبی را نیز تجربه کرده بودند، فرصت را مغتنم شمرده و تصمیم گرفتند تا انتشار نسخه ارتقا یافته و نسل هشتمی Darksiders II را در دستور کار قرار دهند. آن‎ ها این بازی را به همراه تمامی بسته‎های الحاقی منتشر شده و البته ارتقاهایی که قصد داشتند روی گرافیک بازی لحاظ کنند، منتشر کردند. بازی Darksiders II: Deathinitive Edition که عنوانی در ژانر ژانر اکشن نقش آفرینی محسوب می شود، در نسل هشتم و در سال ۲۰۱۵ در اختیار دارندگان پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One و NS و PC قرار گرفت،

زیاد فرقی نمی کند که کدام نسخه دارک سایدرز را در این لیست قرار دهم چون هر ۴ نسخه این سریع ۴ تا از بهترین تجربه های من در تاریخ بازی هستند و این فرنچایز تنها سری بازی است که تمام بازی هایش را پلات کرده ام زیرا وقت گذاشتن برای آن یکی از لذت بخش ترین کارهایی است که در دنیای بازی ها انجام داده ام. بین ۴ بازی سری که برای من شاهکار هستند، نسخه دوم و ورژن نسل هشتمی آن را در لیست محبوب ترین هایم قرار داده ام ولی شما اینطور در نظر بگیرید که منظور من کلی عناوین این سری است. برویم سراغ بازی دوم.  Darksiders II نیز به مانند بازی اول این سری و حتی بیشتر از آن، بازی موفقی بود و توانست موفقیت نسخه اول بازی را ادامه دهد و البته با تغییراتی که به خود دیده بود کاملا یک بازی جدید و مجزا نیز به حساب می آمد و نه فقط یک ادامه دقیقا مانند بازی اول، که به همین دلیل نیز مورد تحسین قرار گرفت.

ساخت و توسعه این بازی را استودیو Vigil Games عهده دار بود و کمپانی THQ Nordic نیز در قامت ناشر این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. این نسخه شامل بازی اصلی Darksiders II و سیزن پس آن است که حاوی سه بسته الحاقی داستانی فوق العاده زیبای منتشر شده برای این بازی و همین طور آیتم ‎های اضافه شده به آن می باشد. در واقع در نسخه Darksiders II: Deathinitive Edition بسته های الحاقی داستانی بازی اصلی همگی در بازی قرار داده شده اند تا محتوای بازی هرچه کامل تر شود، مخصوصا با توجه این که هر کدام از این بسته ها خودشان یک خط داستانی کوتاه جدید و محتوای چند ساعته گیم پلی دارند که باعث شده اند بازی Darksiders II: Deathinitive Edition یک اکشن نقش آفرینی کامل با ده ها ساعت محتوای جذاب باشد. در بازی شخصیت های مختلفی را خواهید دید که هرکدام شخصیتی خاص و عجیب و گاها ماموریت هایی چندگانه را برای شما دارند. در واقع در باری علاوه بر ماموریت های خط اصلی داستانی، به سنت بازی های نقش آفرینی ماموریت های جانبی که آن ها را از شخصیت های مختلف بازی دریافت می کنید نیز وجود دارند تا بتوانید با انجام آن ها آیتم های جذاب و قدرتمند و امتیاز  تجربه به دست اورید و هر چه بیشتر Death را برای ادامه ماجراجویی اش آماده و تجهیز نمایید.

در نسخه Darksiders II: Deathinitive Edition بسته های الحاقی داستانی بازی اصلی همگی در بازی قرار داده شده اند تا محتوای بازی هرچه کامل تر شود، مخصوصا با توجه این که هر کدام از این بسته ها خودشان یک خط داستانی کوتاه جدید و محتوای چند ساعته گیم پلی دارند که باعث شده اند بازی Darksiders II: Deathinitive Edition یک اکشن نقش آفرینی کامل با ده ها ساعت محتوای جذاب باشد.

گیم پلی بازی Darksiders II: Deathinitive Edition واقعا معرکه و لذتبخش است و ده ها ساعت محتوای متنوع و با کیفیت را در قالب یک اکشن نقش آفرینی قدرتمند با سلاح ها و زره ها و شخصی سازی های بسیار متنوع و انواع و اقسام فنون و قابلیت ها و کمبوها و ارتقاها در اختیار بازیباز قرار می دهد تا بعد از تجربه آن، نام Darksiders II تا همیشه و حتی بیشتر از بازی نخست در یاد و خاطر شما ثبت شده و همواره به خوبی از آن یاد کنید. Darksiders II: Deathinitive Edition از همان بدو عرضه مثل بازی اصلی اش مورد توجه صنعت بازی قرار گرفت و بازخوردهای مثبتی را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود. Darksiders II: Deathinitive Edition که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها بود، نهایتا توانست امتیاز متای عالی۸۵/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد. واقعا هنوز که هنوز است Darksiders II از بسیاری از عناوین نسل هشتمی، برتر، زیباتر و سرگرم ‎کننده ‎تر است، مخصوصا با وجود ارتقاهای هر چند محدود گرافیکی و بسته‎های الحاقی داستانی پرمحتوا. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران ۲۷ ساله ی گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Darksiders II: Deathinitive Edition و به طور کلی سری دارک سایدرز یکی از بی نظیرترین و ثابت ترین گزینه های لیست هستند که برخی از بهترین خاطراتم را در دنیای جذاب بازی ها رقم زده اند. Darksiders II: Deathinitive Edition در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه بیست و سوم را کسب کرده است.

۲۲ – Streets of Rage 2

سازنده: Sega

ناشر: Segaژانر: Beat ’em up

پلتفرم مقصد: Arcade, Mega Drive/Genesis, Game Gear, Master System, PSN, 3DS

تاریخ انتشار:  ۱۹۹۲

امتیاز متا:  ۸۹/۱۰۰

قبل از سری شورش در شهر یا Streets of Rage کلی بازی های مختلف با آتاری و میکرو و… بازی کرده بودم ولی این فرنچایز دقیقا آن نقطه ی عطفی بود که با آن فهمیدم ذاتا یک گیمر هستم و می خواهم همیشه یک گیمر باشم چرا که دنیای بازی ها همان جایی است که به آن تعلق دارم و هیچ کس اندازه من نمی تواند بفهمد که این دنیا چه لذتی دارد. نقطه ای که در آن فهمیدم من یک گیمر خواهم بود و هیچ کسی عمق شادی و لذت من از این دنیا را درک نمی کند و برایشان عجیب است. در این مطلب نسخه دوم سری را به عنوان نماینده قرار داده ام ولی همه ی این بازی ها بی نظیرند و حتی نسخه ۴ که اکنون دارم بازی می کنم و دو ۳ بار هم تمامش کردم معرکه است و باور کنید که فرمول ساده ی این سری هنور هم کاملا پاسخگو است آن هم در نسل هشت با این همه پیچیدگی. دلیل این که نسخه ی دوم را قرار دادم این است که شخصیت محبوب من که در این سری Axel است در این نسخه از نظر ظاهری باحال تر بود و موهایش هم جذاب تر بودند و وقتی می دوید موهایش خیلی خیلی زیبا از زیر هدبندش نکان می خوردند و من کلی کیف می کردم!!

عجب گیفی ساختن. ناز شستش هر کس که ساخته. این گیف یک دنیا خاطره اس…

نسخه اول این سری در سال ۱۹۹۱ منتشر گردید و بازخوردها و امتیازات بی نظیری را کسب کرد و باعث مطرح شدن نام این فرنچایز شد تا سگا تصمیم بگیرد برای ساخت نسخه های بعدی نیز اقدام نماید. بعد از آن نوبت به Streets of Rage 2 رسید که با انتشارش صنعت بازی را شگفت زده کند. بازی Streets of Rage 2 که عنوانی در ژانر Beat ’em up محسوب می شود، در سال ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ در اختیار دارندگان پلتفرم های Mega Drive/Genesis و Game Gear قرار گرفت و سپس در ادامه و در سال ۲۰۱۵ شاهد عرضه نسخه ۳DS بودیم. ساخت و توسعه این بازی را Sega عهده دار بود و همین کمپانی محبوب نیز در قامت ناشر این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. در داستان بازی دوم شاهد بودیم که یک سال از وقایع نسخه اول و شکست شخصیت مرموز ‘Mr. X’ و نابودی سندیکای او به دست ۳ قهرمان بازی گذشته است و بعد از یک سال ۳ قهرمان ما یعنی Adam Hunter, Axel Stone و Blaze Fielding برای یاد کردن از آن پیروزی، یکدیگر را ملاقات می کنند. Axel و Blaze بعد از وقایع بازی اول از شهر رفته اند و اکسل به عنوان بادیگارد پاره وقت و بلیز به عنوان معلم رقص مشغول به کار هستند. آدام نیز مجددا به نیروهای پلیس بازگشته است و با برادر کوچکش زندگی می کند.

قبل از سری شورش در شهر یا Streets of Rage کلی بازی های مختلف با آتاری و میکرو و… بازی کرده بودم ولی این فرنچایز دقیقا آن نقطه ی عطفی بود که با آن فهمیدم ذاتا یک گیمر هستم و می خواهم همیشه یک گیمر باشم چرا که دنیای بازی ها همان جایی است که به آن تعلق دارم و هیچ کس اندازه من نمی تواند بفهمد که این دنیا چه لذتی دارد. نقطه ای که در آن فهمیدم من یک گیمر خواهم بود و هیچ کسی عمق شادی و لذت من از این دنیا را درک نمی کند و برایشان عجیب است. دلیل این که نسخه ی دوم را قرار دادم این است که شخصیت محبوب من که در این سری Axel است در این نسخه از نظر ظاهری باحال تر بود و موهایش هم جذاب تر بودند و وقتی می دوید موهایش خیلی خیلی زیبا از زیر هدبندش تکان می خوردند و من کلی کیف می کردم!!

صبح روز بعد اکسل یک تماس از برادر کوچک آدام یعنی Eddie ‘Skate’ Hunter دریافت می کند که به وی می گوید وقتی از مدرسه به خانه برگشته دیده که خانه کاملا به هم ریخته و برادرش آدام نیز مفقود شده است و روی درب عکس آدام که دست بسته در جلوی Mr. X قرار دارد چسبانده شده است. به این ترتیب است که ماجراجویی قهرمانان ما که این بار شامل اکسل، بلیز، ادی و مکس هستند آغاز می شود. بازی در بخش گیم پلی همان Beat ’em up دوست داشتنی و لذتبخش بود که البته بهبودهای زیادی را هم به خود دیده بود و از تعداد شخصیت ها که یکی اضافه شده بود تا فنون مختلف و قدرت های آن ها و .. همه گسترده تر شده بودند. بزرگترین تغییر مربوط به قدرتهای ویژه شخصیت ها بود که در بازی اول ماشین پلیس را فرا خوانده و تمام صحنه را بمباران می کردند، اما در بازی دوم قدرت ها شخصی شده بود و هر شخصیت یک قدرت مخصوص خودش را داشت که وقتی استفاده می کرد مقداری از خط سلامتی اش کم می شد. هر شخصیت کاملا با دیگری از همه لحاظ متفاوت بود و فنون و قدرتهای مخصوص به خودش را داشت و این موضوع ارزش تکرار بازی را با هر شخصیت بسیار بالا می برد. همچنین بازی به صورت کوآپ نیز قابل اجرا بود که لذتی بی اندازه داشت.

این رو میگم ولی نخندین! البته میدونم میخندین ها ولی خب بچه بودیم دیگه! من و داداش کوچیکم (فکر کنم من دوم-سوم دبستان بودم و داداشم ۵-۶ سالش بود نگاه می کرد بازی منو) وقتی اکسل این حرکت رو می زد فکر می کردیم میگه “ان الله”!! داداشم هم اداش رو در می آورد به بالشت ها از زیر مشت می زد پرتشون می کرد هوا و می گفت “ان الله” یا “الی الله”!!  فکر کنم اگر یه مقدار دیگه فن اکسل طولانی تر بود می گفتیم “ان الله مع الصابرین!!”

Streets of Rage 2 از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه شخصیت های جذاب و تغییراتی که نسبت به نسخه اول به خود دیده بود و مبارزات بی نظیر، بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود و برای بسیاری از ما تبدیل به یک افسانه شد. Streets of Rage 2 از وبسایت VideoGamer امتیاز ۹۴/۱۰۰، از وبسایت Joystick امتیاز ۹۴/۱۰۰، از وبسایت GamePro امتیاز ۵/۵، از وبسایت Sega Pro امتیاز ۹۶/۱۰۰، از Official Xbox Magazine امتیاز ۹/۱۰ و از Joypad امتیاز ۹۳/۱۰۰ را دریافت نمود. Streets of Rage 2 که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای ۸۹/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد که البته برای ما زیاد تفاوتی ندارد زیرا برای من و شاید خیلی از شما بازیبازهای قدیمی تر، امتیاز این بازی ۱۰ و ۱۰۰ و ۱۰۰۰ است! در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام سال های خیلی طولانی گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Streets of Rage 2 و به طور کلی سری Streets of Rage که همیشه برای ما شورش در شهر است، یکی از عناوین قطعی و افسانه ای من خواهد بود که با آن بزرگ شده ام و به معنای واقعی کلمه عاشق آنها هستم چرا که برخی از بهترین خاطراتم را در دنیای جذاب بازی ها را این عناوین رقم زده اند. Streets of Rage 2 در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه بیست و دوم را کسب کرده است.

لطفا در بخش نظرات اگر پیشنهادی در مورد این دارید که برای مقالات بعدی در مورد چه موضوعی بر اساس نظر شخصی خودم بنویسم، لطفا آن موضوع را با من در میان بگذارید و قطعا نظر شما اولین اولویت من برای نوشتن این مقالات است، همان طور که شروعش هم بر اساس درخواست شما بود که این نوع مقالات استارت خورد. همچنین بسیار خوشحال می شوم که در این مقاله که کاملا نظر شخصی است شما هم لیست برترین بازی هایتان را بنویسید تا لیست ها را با هم مقایسه کنیم و قطعا تفاوت های جالب و جذابی را در لیست های مختلف خواهیم دید که بیانگر وسعت دامنه نظرات و سلایق است. 

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • ممنون از بابت مقاله
    بهترین ها برای من اینان:
    GTA san Andreas
    Red dead redemption
    Metal gear solid 3
    Resident evil 4
    Dark souls 2011
    Skyrim
    God of War 1
    Bioshock infinite
    Uncharted
    Portal 2
    Crash

    0
    0
  • به به به.استاد وارد میشود.سعید اقا بابایی،نمیدونید از اشنایی باهاتون چقدر خوشبختم Heart
    من مدت زمان زیادیه که این سایتو دنبال میکنم و بیشترش بخاطر مقالات بسیار جذاب شما بود.
    خوشحالم که عضو اینجام.بی زحمت در فروم هم انلاین بشید.
    حالا بازی های محبوم من به ترتین از بالا به پایین:
    ۱_DARK SOULS 3
    ۲_DARK SOULS 2
    ۳_Sekrio:Shadows Die Twice
    ۴_Devil May Cry 5
    Kiss

    0
    0
  • Ali984 گفت:

    فقط من به شدت منتظر پی دی اف راهنمای دارک سولز ۱ و اویل ۳ هستم که چاپ کنم و با راهنمای عالیتون برم جلو.

    راستی اگه یادتون باشه من یه بار در یکی از مقالاتتون گفتم که شما به عناوین اسنایپر اهمیت نمیدید. اگر چک کرده باشید من همونجا هم معزرت خواهی کردم ولی ممکنه ندیده باشید. حالا اینجا هم میگم که من واقعا معزرت میخوام از چیزی که گفتم خودمم ناراحت شدم و عذاب وژدان گرفتم ): خیلی خیلی ببخشید.

    پیشنهاد برای مقاله بعدی:
    ♤♡◇♧”زیبا ترین طرح جلد بازیها” ♤♡◇♧
    و لطفا قبل اینکه ps5 بیاد یه مقاله هم در باره “بازی های تایید شده و احتمالی ps5” بنویسید. با تشکر از شما

    0
    0