ویترین زندگی یک گیمر | برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها (بخش دوم)

۳۰ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۰

در ماه های اخیر بارها شما عزیزان پیشنهاد نوع جدیدی از مقالات ۱۰ برتر را به بنده دادید که در آن ها جدا از مقالات رسمی و عمومی سایت که بیشتر حالت رده بندی جهانی و کاملا منطقی دارند و نظر شخصی در آنها خیلی کم دخیل شده است، مقالاتی را نیز به صورت ۱۰ برترهای شخصی برای شما عزیزان نگارش کنم که در واقع مشابه مقالات Opinion وبسایت های خارجی است که در آن نویسندگان مطالب و لیست هایی را فقط بر طبق نظر شخصیشان می نویسند و با مخاطبین در اختیار می گذارند. امروز دومین مقاله از این سری را کلید می زنیم و در آینده شاهد مقالات بیشتری هم بر طیق پیشنهادهای شما خواهیم بود. در مقاله امروز که بخش نخست از یک مقاله ۳ قسمتی است، بنده محبوب ترین و برترین بازی هایی که طی حدود ۳ دهه در دنیای بازی ها تجربه کرده ام، برای شما عزیزان به رشته تحریر در آورده ام و آنها را با شما در میان می گذارم. در واقع در این مطلب ۳ قسمتی قصد دارم تا به ۳۰ عدد از بازی هایی  که در دنیای بازی ها برای من برترین بوده و هستند اشاره کنم. بازی هایی هایی که قطعا برای من و شاید هم برای خیلی از شماها خاطرات زیادی را رقم زده اند و بسیار هم محبوب هستند. به مانند همیشه و در مقالات ۱۰ برتر و ۲۰ برتر و … قبل از شروع این مطلب باید نکاتی را ذکر کنم که از شما عزیزان خواهشمندم آن ها را مطالعه نمایید تا شک و شبهه ای برای شما دوستان پیش نیاید. در ابتدا باید بگویم که ملاک انتخاب بازی های این لیست فقط و فقط و فقط  نظر شخصی بنده است و هیچ ملاک دیگری غیر از این وجود نداشته و ندارد. یعنی این لیست دقیقا مثل هر لیستی از شما عزیزان است که مثلا در بخش نظرات، محبوب ترین بازی های زندگیتان را بنویسید. یعنی مطلبی بر اساس “نظر کاملا شخصی”. در این مطلب از هر فرنچایز سعی شده است تا تنها یک بازی انتخاب شود تا شاهد دو بازی از یک فرنچایز مشترک نباشیم وگرنه کل ایست می شد یایوشاک و دارک سولز و یکی دو سری دیگر. در دنیای بازی ها تعداد بسیار زیادی عناوین بی نظیر و محبوب وجود دارند که می توانستند در لیست هر شخصی حاضر باشند اما در این مقاله که لیست شخصی بنده است،  انتخاب هایی را که برای خودم محبوب تر بوده و هستند در لیست جای داده ام. پس دقت کنید که این مقاله، “برترین عناوین من در تاریخ بازی ها ” است. رتبه بندی و ترتیبی هم که در این لیست برای بازی های های مختلف لحاظ شده است کاملا نظر شخصی نویسنده است و هیچ معیار و میزانی برای درست یا غلط بودن آن وجود ندارد زیرا پای سلیقه شخصی مطرح است. بالاخره هر شخصی بر اساس تجربه و خاطراتی که دارد جایگاه ها عناوین را تعیین می کند. در واقع بازی که مثلا من در رتبه اول قرار داده ام شاید حتی اصلا در لیست شما حضور هم نداشته باشد. پس بهتر است تا این مطلب را به عنوان یک مقاله سرگرم کننده که به همراه آن برخی خاطراتتان یا برخی از بازی های محبوب را مرور خواهید کرد، نگاه کنید. با بیان این نکات اگر تا کنون به خواندن مقاله ادامه داده اید از شما دعوت می کنم تا در ادامه بخش نخست مطلب “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها ” که به بررسی شماره های ۳۰ تا ۲۰ لیست می پردازد، با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید. 

لطفا در بخش نظرات اگر پیشنهادی در مورد این دارید که برای مقالات بعدی در مورد چه موضوعی بر اساس نظر شخصی خودم بنویسم، لطفا آن موضوع را با من در میان بگذارید و قطعا نظر شما اولین اولویت من برای نوشتن این مقالات است، همان طور که شروعش هم بر اساس درخواست شما بود که این نوع مقالات استارت خورد. همچنین بسیار خوشحال می شوم که در این مقاله که کاملا نظر شخصی است شما هم لیست برترین بازی هایتان را بنویسید تا لیست ها را با هم مقایسه کنیم و قطعا تفاوت های جالب و جذابی را در لیست های مختلف خواهیم دید که بیانگر وسعت دامنه نظرات و سلایق است. 

۲۱ –  Castlevania: Lords of Shadow

سازنده:  Mercury Steam

ناشر: Konami

ژانر:  Action Adventure, Hack and Slash

پلتفرم مقصد:   Playstation 3 ,Xbox360 ,PC

سال انتشار:  ۲۰۱۰

امتیاز متا:  ۸۵/۱۰۰

واقعا گابریل بلمونت را خیلی دوست دارم. خیلی شخصیت کار درست و خوش تیپی است. یک چیزی مثل دانته ولی از نوع انسانی، نه که Nephelim. هر ۲ بازی او هم معرکه هستند یعنی Castlevania: Lords of Shadow و Castlevania: Lords of Shadow 2. نسخه اول این سری در لیست من قرار دارد و واقعا هر وقت به این دو بازی فکر می کنم حسابی ذوق می کنم. باور کنید Castlevania: Lords of Shadow و Castlevania: Lords of Shadow 2 به قدری معرکه هستند و به قدری برای من “عشق” هستند که بعد نوشتن این شماره، پلی استیشن ۳ را برداشتم و وصل کردم و نسخه اول و دوم را ریختم روی هارد اکسترنالم و وصل کردم به پلی استیشن ۳ تا دوباره نسخه ۱ و ۲ را بازی کنم و عشق کنم! بازی Castlevania: Lords of Shadow که عنوانی در ژانر اکشن ماجرایی هک اند اسلش  محسوب می شود، در نسل هفتم و در سال ۲۰۱۰ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 3 ,Xbox 360 و PC قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را استودیو Mercury Steam عهده دار بود و کمپانی کونامی نیز در قامت ناشر  این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. داستان و روایت این بازی خیلی زیبا و جذاب دنبال می شد و بازیباز را کاملا به شنیدن ادامه داستان و فهمیدن سرنوشت گابریل ترغیب می کرد.  گابریل در Castlevania: Lords of Shadow مبارز و مرد بسیار خوبی بود و برای هدف خیر و از بین بردن شیطان می جنگید و همه هیولاها را شکست داد اما در نبرد با شیطان سرانجام خود نیز به یکی از همان هیولاها تبدیل شد. هیولایی که کنایه ای بزرگ و تلخ به خودش و خانواده اش است، زیرا گابریل تبدیل به لرد دراکولا شد، همان موجودی که نسل ها و قرن ها خانواده اش در پی کشتن آن بوده اند. در دواقع سرنوشت با گابریل به ناحق تا کرد و در حقش جفا روا داشت. در نسخه دوم اربابان سایه نیز دیدیم که سال ها از انتهای نسخه اول گذشته است و به دنیای مدرن امروزی آمده ایم. گابریل یا همان لرد دراکولای کنونی به خوابی طولانی فرو رفته است اما دوست و همراه او در نسخه اول یعنی زوبک وی را بیدار می کند و به وی وعده ای می دهد اما باز هم دروغ. در واقع سرنوشت گابریل بلمونت در دو بازی سری Castlevania: Lords of Shadow بسیار تلخ و غمناک است و دیدن شخصیتی با آن همه عزم و اراده با قلبی پاک که به نبرد با شیطان می رود و در این حین خود تبدیل به موجودی می شود که قرن هاست خانواده و اجداد و خود او در صدد نابود کردنش بوده اند (لرد دراکولا)، بسیار ناراحت کننده است و در واقع یک طعنه تلخ از سرنوشت به گابریل است که و مشاهده این سرنوشت تلخ و عاقبت شوم مبارزی پاک نیت هر بازیبازی را اندوهگین می کند.

وقتی کوچکتر  بودیم برادرهایم بازی کردن من را مثلا هنگام تجربه عناوین اولیه تومب ریدر در سال های ۱۹۹۳ و این حدودها می نشتند و نگاه می کردند ولی وقتی بزرگتر شدند دیگر کم کم فرصت نکردند این کار را بکنند و علاقه اشن به بازی کم تر شد، ولی این Castlevania: Lords of Shadow جزو یکی دو بازی بود که برادرم که در آن زمان در ترم های اول دانشگاه قرار داشت، لحظه لحظه اش را می نشست و بازی کردن من را نگاه می کرد و واقعا به من اجازه نمی داد بدون حضور او Castlevania: Lords of Shadow را جلو ببرم! یعنی این بازی در این حد معرکه بود و خیلی خیلی خیلی خیلی حیف است اگر آن را بازی نکرده باشید و همینطور شماره دومش را (اشتباه تایپی نیست که خیلی تکرار شده است بلکه برای تاکید است!). باور کنید Castlevania: Lords of Shadow و Castlevania: Lords of Shadow 2 به قدری معرکه هستند و به قدری برای من “عشق” هستند که بعد نوشتن این شماره، پلی استیشن ۳ را برداشتم و وصل کردم و نسخه اول و دوم را ریختم روی هارد اکسترنالم و وصل کردم به پلی استیشن ۳ تا دوباره نسخه ۱ و ۲ را بازی کنم و عشق کنم!

Castlevania: Lords of Shadow از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه داستان گویی و روایت عالی، شخصیت اول جذاب و پرکشش، گیم پلی فوق العاده لذتبخش و زیبا، مبارزات شاهکار و البته طراحی مراحل هیجان انگیز و متنوع، بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک هک اند اسلش فوق العاده خوش ساخت یاد می کردند. Castlevania: Lords of Shadow که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها و حتی خیلی بیشتر از اینها بود، نهایتا توانست امتیاز متای عالی ۸۵/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد که مهر تایید دیگری بر کیفیت بسیار بالای این عنوان بی نظیر بود که حتی باز هم شایسته ی بیشتر از این نمره بود، البته باز جای شکرش باقی است که همین نمره را هم دادند وگرنه در نسخه دوم که رسما حق بازی را خوردند و یک آب هم رویش! شاید همین ۸۵ هم که به بازی دادند به خاطر این بود که استاد کوجیما در ساخت بازی به سازندگان مشورت داده بود و منتقدین اسمش را دیده بودند و یک چشم بند Snake هم برای شخصیت اصلی وجود داشت وگرنه که احتمالا همین نسخه اول را هم یک هفتی چیزی می دادند می رفت! در واقع یکی از دلایل اصلی که توجه ها را به این عنوان بیش از پیش جلب می کرد حضور نام کوجیما پروداکشنز در کنار نام سازنده بازی بود که به واقع نیز به نظر می رسید کوجیما پروداکشنز کمک زیادی در این پروژه به سازندگان بازی کرده است. علاوه بر داستانی فوق العاده زیبا و احساسی و غمناک مخصوصا در  انتهای بازی، Castlevania: Lords of Shadow گیم پلی فوق العاده ای نیز داشت و مبارزات بسیار جذابی را دنبال می کرد. گابریل به عنوان یکی از اعضای خانواده بلمونت و عضو گروه برادری، سلاح شلاق مانندی داشت که شبیه به زنجیر باز و در مبارزات استفاده می شد. جالب است بسیاری که از گذشته این سری خبر نداشتند می گفتند  این سلاح از روی عنوان خدای جنگ و سلاح کریتوس تقلید شده است در حالی که سلاح شلاقی و زنجیری شکل مبارزان سری کسلوانیا از همان آغاز، سال هاست که وجود داشته است و متعلق به این سری بوده است و هر بازی دیگری که سلاحی شبیه به آن داشته باشد را می توان گفت از سری کسلوانیا الهام گرفته است.

تازه خود مرکوری استیم که با اعضایش صحبت می کردم می گفتند دوست دارند نسخه بعد را بسازند و ایده های خوب هم برایش دارند ولی خب می گفتتند دست ما نیست و کونامی باید بخواهد که خب حتما خبر دارید که مرحوم شده است! رویم هم نمی شود که به بر و بچ مرکوری استیم این خبر تلخ را بدهم. اگر هر کدامتان شماره مرکوری استیم را دارید زنگ بزنید و خبر مرگ کونامی را بهشان بدهید، بالاخره بد است از مرده ناراحت باشند! از این ها گذشته نمی دانم واقعا چرا کونامی که وقت برای ساختن متال گیر Survive داشت، این دو بازی را ریمستر نکرد که پولی به جیب بزند و ما را هم خوشحال کند. آن هم در نسلی که امام ریمسترها است و فکر کنم موفق ترین و پر در آمدترین استودیو Bluepoint است، حتی موفق تر از ناتی داگ!

در مورد کیفیت Castlevania: Lords of Shadow ید نیست تا به موضوعی که برای خودم رخ داد اشاره کنم و شاید این خاطره خالی از لطف نباشد. وقتی کوچکتر  بودیم برادرهایم بازی کردن من را مثلا هنگام تجربه عناوین اولیه تومب ریدر در سال های ۱۹۹۳ و این حدودها می نشتند و نگاه می کردند ولی وقتی بزرگتر شدند دیگر کم کم فرصت نکردند این کار را بکنند و علاقه اشن به بازی کم تر شد، ولی این Castlevania: Lords of Shadow جزو یکی دو بازی بود که برادرم که در آن زمان در ترم های اول دانشگاه قرار داشت، لحظه لحظه اش را می نشست و بازی کردن من را نگاه می کرد و واقعا به من اجازه نمی داد بدون حضور او Castlevania: Lords of Shadow را جلو ببرم! یعنی این بازی در این حد معرکه بود و خیلی خیلی خیلی خیلی حیف است اگر آن را بازی نکرده باشید و همینطور شماره دومش را (اشتباه تایپی نیست که خیلی تکرار شده است بلکه برای تاکید است!). تازه خود مرکوری استیم که با اعضایش صحبت می کردم می گفتند دوست دارند نسخه بعد را بسازند و ایده های خوب هم برایش دارند ولی خب می گفتتند دست ما نیست و کونامی باید بخواهد که خب حتما خبر دارید که مرحوم شده است! رویم هم نمی شود که به بر و بچ مرکوری استیم این خبر تلخ را بدهم. اگر هر کدامتان شماره مرکوری استیم را دارید زنگ بزنید و خبر مرگ کونامی را بهشان بدهید، بالاخره بد است از مرده ناراحت باشند! از این ها گذشته نمی دانم واقعا چرا کونامی که وقت برای ساختن متال گیر Survive داشت، این دو بازی را ریمستر نکرد که پولی به جیب بزند و ما را هم خوشحال کند. آن هم در نسلی که امام ریمسترها است و فکر کنم موفق ترین و پر در آمدترین استودیو Bluepoint است، حتی موفق تر از ناتی داگ! در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Castlevania: Lords of Shadow یکی از عناوین قطعی لیست است که هرگز و هرگز از ذهن من پاک نمی شود زیرا که خیلی خیلی یونیک و بی مشابه است و باید بگویم این بازی برخی از بهترین خاطراتم را در دنیای جذاب بازی ها رقم زده است .Castlevania: Lords of Shadow در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه بیست و یکم را کسب کرده است.

۲۰ – Diablo 3: Ultimate Evil Edition

سازنده:   Blizzard Entertainment

ناشر:  Blizzard Entertainment

ژانر:  Action RPG, Hack and Slash, Multiplayer, Open World

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, Xbox One, PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows, Mac

سال انتشار:  ۲۰۱۴

امتیاز متا:  ۹۰/۱۰۰

 کمپانی بلیزارد جزو بازیسازانی است که عناوینش اصلا تاریخ مصرف مشخصی نداشته و هر وقت سراغ آنها بروید تازه و جذاب هستند حالا چه شوتر اول شخص بسازد و چه ورلد او وارکرفت و چه دیابلو که در این بخش لیست مورد صحبت ما قرار دارد، عناوین این سری یک جادوی خاصی دارند که شما را به سمت خود جذاب می کنند و به طور عجیبی اعتیاد آور هستند. نسخه سوم این سری جذاب، یکی از بهترین عناوینی است که تا امروز بازی کرده ام و باور کنید که حتی نمی دانم مجموعا چند بار آن را به صورت تک نفره و کواپ و با شخصیت ها و کلاس های مختلفش تجربه کرده ام و هنوز هم یکی از اولین انتخاب هایم است برای زمانی که بدون بازی می شوم یا دنیال یک تجربه کواپ فوق العاده می گردم. بازی Diablo 3 که عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی محسوب می شود، در مارس سال ۲۰۱۴ و سپس در طول یکی دو سال بعد در اختیار دارندگان پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One, PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows و Mac قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را Blizzard Entertainment عهده دار بود و همین کمپانی نیز در قامت ناشر این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت.

عناوین این سری یک جادوی خاصی دارند که شما را به سمت خود جذاب می کنند و به طور عجیبی اعتیاد آور هستند.

Diablo 3 از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه ارائه یک گیم پلی بی نهایت اعتیاد آور و عمیق با محتوایی عظیم و سیستم لوتینگ فوق العاده جذاب بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که البته از عنوانی متعلق به بلیزارد و سری دیابلو هیچ انتظاری هم جز این نداشتیم. Diablo 3 که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای بسیار عالی ۹۰/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد که مهر تایید دیگری بر کیفیت بسیار بالای این عنوان بی نظیر بود. Diablo 3: Ultimate Evil Edition داستان مبارزه انسان های ساکن Sanctuary و شیاطین اعظم که توسط دیابلو که آنتاگونیست اصلی بازی است، رهبری می شوند را دنبال می کند. انسان ها در این بازی توسط فرشتگانی مانند archangel of justice با نام Tyrael یاری می شوند. بدون شک دلیل اصلی موفقیت Diablo 3: Ultimate Evil Edition قطعا در ابتدا گیم پلی است، اما اصلا داستان را نیز در این بازی و کلا این سری نباید دست کم گرفت، مخصوصا با ویدئوهایی که به عنوان کات سین هایی بی نظیر برای روایت داستان عناوین این شرکت مانند Diablo 3: Ultimate Evil Edition پخش می شوند و به طرز عجیبی زیبا و با کیفیت هستند. حالا که صحبت از داستان شد، بد نیست تا کمی هم در مورد کلیت داستانی این سری توضیح دهیم. این سری در دنیای Sanctuary اتفاق می افتد و هر ۳ بازی این سری نیز از لحاظ جغرافیایی در یک محدوده واقع می شوند. در دنیای Sanctuary شاهد حضور انسان ها، فرشتگان و انواع و اقسام کلاس های شیاطین و هیولاها هستیم. از این فرنچایز کتاب های بسیاری نیز منتشر شده است که بسیار موفق عمل کرده اند و همین طور کمیک بوکی نیز از این سری منتشر شده است که وقایع مختلف این دنیا را دنبال می کند.

روی آن درجه های سختی خیلی خیلی بالای بازی دیگر تقریبا بازی کردن یک نفره و دو نفره غیر ممکن می شود و باید خدای لول باشید تا بتوانید حتی از پس چند دشمن معمولی بر آیید!

گیم پلی Diablo 3: Ultimate Evil Edition به طرز فوق العاده ای گسترده و اعتیاد آور است و سیستم لوتینگ این بازی بدون شک یکی از برترین ها در تاریخ است و هیچ بازی دیگری نمی تواند در این زمینه با دیابلو رقابت کند. به دلیل همین گیم پلی بی نظیر هم هست که هر عنوانی که در این سبک منتشر می شود در میزان مقایسه با دیابلو قرار می گیرد و به آن دیابلو کلون گفته می شود و سازندگان ژانر اکشن نقش آفرینی با زاویه دوربین ایزومتریک کار خیلی سختی برای خارج کردن بازی هایشان از زیر سایه این نام دارند و غالبا هم موفق نمی شوند. همچنان تعداد خیلی زیادی از بازیبازان هنوز هم مشغول تجربه Diablo 3 هستند و به شخصه نیز گاهی باز هم این عنوان زیبا را (که نمی دانم چند بار آن را تمام کرده ام)، بازی می کنم و لذت می برم، مخصوصا روی آن درجه های سختی خیلی خیلی بالایش که دیگر تقریبا بازی کردن یک نفره و دو نفره غیر ممکن می شود و باید خدای لول باشید تا بتوانید حتی از پس چند دشمن معمولی بر آیید! در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در طول زندگی آنها را تجربه کرده ام، عنوان Diablo 3 یکی از عناوین قطعی است که واقعا حتی نمی دانم آن را چند بار تمام کرده ام و برخی از بهترین خاطراتم را چه به صورت تک نفره و چه کوآپ در دنیای جذاب بازی ها رقم زده است. Diablo 3 در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه بیستم را کسب کرده است.

۱۹ –   Horizon: Zero Dawn

سازنده:  Guerilla Games 

ناشر:  Sony Interactive Entertainment

ژانر: Action RPG Adventure

پلتفرم مقصد:   Playstation 4 (در آینده نسخه رایانه های شخصی هم توسط سونی عرضه خواهد شد)

سال انتشار:  ۲۰۱۷ 

امتیاز متا: ۸۹/۱۰۰ 

Horizon: Zero Dawn از همان روز معرفی برای من یک بازی خیلی خاص بود و همان طور که شاید برخی از شما یادتان باشد، برای من تبدیل به مورد انتظارترین بازی سال شد و بعد عرضه هم برای من بازی سال بود. این بازی یک رابطه خاصی با من برقرار کرد، البته بهتر است بگویم من رابطه خاصی با آن برقرار کردم! اما خب بعدا فهمیدم که به من خیانت کرده است و با خیلی ها گویا رابطه خاصی برقرار کرده است! از شوخی بگذریم و برویم سراغ معرفی بازی. بازی Horizon: Zero Dawn که عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی (و ماجرایی) محسوب می شود، در نسل هشتم و در سال ۲۰۱۷ در قالب یک انحصاری مورد انتظار، در اختیار دارندگان Playstation 4 قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را استودیو Guerilla Games  عهده دار بود و کمپانی سونی نیز در قامت ناشر این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. در ادامه هم یک  بسته الحاقی داستانی موفق با نام فروزن وایلد برای این عنوان منتشر گردید و حال و هوای برفی و جدیدی را به بازی بخشید و یک بسته الحاقی ارزشمند در نسل هشتم به شمار می رود. Horizon: Zero Dawn به این دلیل از همان نخستین نمایش چشم ها را خیره کرد (جدا از زیبایی فوق العاده اش،) که طرفداران انتظار یک عنوان جهان آزاد نقش آفرینی سوم شخص بی‎ نظیر را از خالق کیلزون و یک متخصص ساخت شوتر اول شخص نداشتند، آن هم با ایده ای بی نظیر که در دنیای آخرالزمانی ۱۰۰۰ سال پس از سقوط تمدن‎ های جدید اتفاق میافتد. Horizon: Zero Dawn با ترکیب تکنولوژی فوق پیشرفته با زندگی انسان های عصر حجر و پدید آوردن دایناسورهای رباتیک، نشان داد هنوز هم در دنیای بازی های تکراری و ایده های تکراری. می توان خلاق بود و یک بازی AAA خلق کرد که در حد بازی سال شدن نیز باشد. وقایع داستان بازی Horizon Zero dawn در ۱۰۰۰۰ سال آینده اتفاق می افتد که گویی همان ۱۰۰۰۰ سال قبل است. انسان ها از زمین و زندگی عادی و خانه و شهرهایشان طرد شده اند و دوباره مانند عصر حجر روی به زندگی قبیله ای و غارنشینی و زندگی در طبیعت آورده اند. شما در بازی در نقش دختری به نام Aloy قرار دارید که عضو یکی از قبیله های بومی کوچک است که باید برای بقای خود این موجودات مکانیکی وحشی را شکار کنند تا هم وسایل و لوازم به دست آورند و هم از جان خود در برابر آن ها محافظت کنند و البته Aloy قصد دارد تا هر چه بیشتر از حقایق دنیای خود و اتفاقاتی که قبلا در آن رخ داده است آگاه شود و در واقع داستان برای او حالتی شخصی نیز دارد.

Horizon: Zero Dawn از همان روز معرفی برای من یک بازی خیلی خاص بود و همان طور که شاید برخی از شما یادتان باشد، برای من تبدیل به مورد انتظارترین بازی سال شد و بعد عرضه هم برای من بازی سال بود. این بازی یک رابطه خاصی با من برقرار کرد، البته بهتر است بگویم من رابطه خاصی با آن برقرار کردم! اما خب بعدا فهمیدم که به من خیانت کرده است و با خیلی ها گویا رابطه خاصی برقرار کرده است!

خیلی دشوار است که سازندگان یک بازی (مخصوصا AAA) در مسیر ساخت عنوان خود برای بالا بردن و با کیفیت تر کردن برخی بخش های بازی، قسمت هایی دیگر را قربانی نکنند و تمرکز آنها بر روی برخی بخش ها کمتر نشود. مثلا تمرکز بیشتر بر روی گرافیک و داستان شاید سازندگان را از برخی المان های گیم پلی بازی غافل کند مخصوصا در بازی های بسیار بزرگ که انتظارات از آنها خیلی بالاست. Horizon: Zero Dawn از همان بدو عرضه و حتی بهتر است بگوییم از قبل انتشار مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و با عرضه ی خود توانست بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نماید و در کنار شاهکاری مثل Legend of Zelda Breath of the Wild کاندید بازی سال شد. Horizon: Zero Dawn که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای عالی ۸۹/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد تا یک انحصاری فوق العاده ی دیگر هم برای پلی استیشن ۴ ثبت شود. البته قرار است در آینده سونی نسخه رابانه های شخصی را هم برای این بازی عرضه نماید. واقعا ایده ی داستانی”عصر حجر در ۱۰۰۰۰ سال آینده با دایناسورهای مکانیکی”، ایده ای بسیار یونیک و منحصر به فرد است. موجودات رباتیکی که زمانی توسط خود انسان ها خلق شده بودند اکنون زندگی آن ها را نابود کرده اند و مانند زمان دایناسورها بر زمین حکومت می کنند. اتفاقا شکل و اندازه و … این ربات ها هم درست مانند دایناسورها است که همین موضوع یکی از جذاب ترین نکات بازی است زیرا سازندگان خوش فکر و خلاق بازی ایده یونیک و بی نظیری را انتخاب کرده اند که به نوعی هم کنایه ای است از این که خود انسان بلا را بر سر خود می آورد.

این ایده و داستان جذاب از لحاظ بصری هم به زیباترین شکل پیاده شده بود و همه چیز را بسیار باورپذیرتر جلوه می داد. گرافیک Horizon: Zero Dawn در یک کلام خیره کننده و چشم نواز و در نهایت زیبایی است و به معنای واقعی نشان دهنده ی یک بازی نسل هشتمی است. Horizon گیمر را در دنیایی خیره کننده از لحاظ زیبایی و کیفیت قرار می ‎دهد و باید با ماشین ‎هایی مرگبار که پس از فاجعه‎ قرن‎ ها قبل باقی مانده ‎اند و حالا صاحبان اصلی زمین هستند مبارزه کنیم. عنوانی که چشم برداشتن از زیبایی خیره کننده‎ آن کار سختی است و بازی در تمام زمینه‎ ها از ریزترین جزئیات تا طراحی و محیط و جلوه ‎های گرافیکی بی نظیر است. گیم پلی Horizon: Zero Dawn نیز واقعا فوق العاده است. مبارزات Horizon: Zero Dawn  بسیار جذاب بوده و طراحی دشمنان بازی بسیار خلاقانه صورت گرفته است. نکته ای که مبارزات بازی را جذاب تر نیز می کند این است که می توانیم از قطعات جدا شده از بدن این ربات ها به عنوان اسلحه و بر ضد خودشان استفاده نماییم. المان ها و فاکتورهای نقش آفرینی موجود در بازی را به نوعی می توان ترکیبی از Assassin’s Creed و The Elder Scrolls V: Skyrim نامید. به طور کلی باید بگویم Horizon Zero Dawn عنوانی بسیار بسیار کم نقص در تمامی زمینه هاست. سازندگان بازی در تک تک قسمت های آن، کیفیت را به بالاترین حد ممکن رسانده اند و خوشبختانه هیچ بخشی حتی ذره ای از زیر ذره بین تمرکز سازندگان خارج نشده و به تک تک بخش ها به بهترین شکل پرداخته شده است. این بازی به طرز شاهکار و خاصی که اصلا شبیهش را ندیده بودیم، فضای آخرالزمان را با عصر حجر در آمیخت تا یک ای پی انحصاری قدرتمند و شاهکار دیگر را به لیست بلند بالای انحصاری های سونی اضافه نماید و فرنچایزی خلق شود که می تواند تا سال ها طرفداران و دارندگان پلی استیشن را برای داشتن یک اکشن نقش آفرینی جهان آزاد بیمه کند در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران ۲۷ ساله ی گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Horizon: Zero Dawn  همیشه برای من در بین برترین ها جای دارد که قبل از انتشارش برای من مورد انتظارترین بازی سال بود و بعد از انتشارش هم برای من یکی از برترین های تاریخ. Horizon: Zero Dawn در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه نوزدهم را کسب کرده است.

۱۸ – Dragon Age: Inquisition

سازنده:  Bioware

ناشر: Electronic Arts

ژانر: Action RPG

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, Xbox One, PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows

سال انتشار:  ۲۰۱۴

امتیاز متا: ۸۹/۱۰۰

در مورد اهمیت زیادی که بازی Dragon Age: Inquisition برای این سری، برای بایویر و برای الکترونیک آرتز در جهت ثابت کردن دوباره ی خودشان به طرفداران داشت، باید از قبل تر و از زمان انتشار نسخه دوم صحبت کنیم. نسخه دوم سری Dragon Age نتوانست افسانه نسخه اول این سری را تکرار کرده و موفقیت حماسی آن را ادامه دهد. به همین دلیل هم بود که زمانی که صحبت از انتشار نسخه جدیدی از Dragon Age مطرح گردید، نگرانی ها و دغدغه های زیادی بین بازیبازان به وجود آمد و با توجه به خاطره بدی که از نسخه دوم داشتند از این می ترسیدند که مبادا باز هم یک عنوان بی کیفیت را شاهد باشند.  اما از طرفی دیگر نیز این امید وجود داشت که با توجه به کاربلد بودن سازندگان بازی (که تعداد عناوین فوق العاده آن ها خیلی بیشتر از بازی های ضعیف ساخته شده توسط آنهاست) آن ها موفق شوند تا جانی دوباره در کالبد این سری نیمه جان بدمند. نام بازی جدید Dragon Age: Inquisition بود. خوشبختانه پس از انتشار این نسخه اوضاع حتی از چیزی که در حالت خوشبینانه فکر می کردیم هم بهتر پیش رفت. Dragon Age: Inquisition موفق شد تا نه تنها خاطره بد نسخه دوم را پاک کند بلکه ما را به یاد نسخه اول قدرتمند این سری نیز بیاندازد. بازی Dragon Age: Inquisition که عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی محسوب می شود، در نسل هفتم و هشتم به عنوان یک بازی بین نسلی در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 4 ,Xbox One ,PC ,Playstation 3 و Xbox 360 قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را استودیو Bioware عهده دار بود و کمپانی Electronic Arts نیز در قامت ناشر  این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت.

آزادی عمل فوق العاده، تصمیمات مهم و حیاتی، مبارزات جذاب و تاکتیکی، شخصی سازی تا ریزترین جزییات حتی برای تمام شخصیت های همراه شخصیت اصلی، دنیای بزرگ و زیبا با تنوع محیطی عالی، مبارزه با اژدهاهای عظیم و پر ابهت، انواع و اقسام دشمنان مختلف و…. همه و همه از نکاتی هستند که Dragon Age: Inquisition از آنها تمام و کمال بهره مند بود و لذتی ناب را به ما هدیه داد.

هر چه در دنیا و داستان و گیم پلی Dragon Age: Inquisition جلوتر بروید، بیشتر غرق در جادوی دنیای آن شده و دل کندن از آن برایتان سخت و سخت تر خواهد شد تا جایی که به خود می آیید و می بینید که چندین ساعت است مشغول انجام این بازی هستید که این راز بازی های نقش آفرینی قدرتمند است. بازی دارای برخی نقاط ضعف نیز بود اما وقتی آن را تجربه کنید در می یابید که نقاط ضعف کوچک بازی اصلا برای شما مهم نیستند و در برابر عظمت و زیبایی این دنیای پهناور حتی به حساب نیز نمی آیند. جادوی اصلی عنوان Dragon Age: Inquisition در بخش گیم پلی آن نمود یافته است و قدرت اصلی بازی را در بخش گیم پلی مشاهده می کنیم. از یک بازی نقش آفرینی چه می خواهید؟ می خواهید شخصیتتان را آپگرید کنید؟ می خواهید سلاحهایتان را ارتقا دهید، زرهتان را ارتقا دهید، خودتان لباس و یا اسلحه جدید با مواد خام خلق کنید، می خواهید تمام این موارد را علاوه بر شخصیت خودتان برای کل همراهانتان هم انجام دهید؟ دنیایی وسیع و بی انتها برای گشت و گذار و جمع کردن آیتم می خواهید؟ صدها ماموریت جانبی و جذاب و مختلف و …. می خواهید، صدها قابلیت و تاکتیک های مختلف مبارزه ای برای هر کدام از کلاس های بازی می خواهید؟ باور کنید تمام این موارد باز هم در برابر وسعت و لذت این بازی ناچیز هستند و همگی به علاوه کلی مورد دیگر در بازی وجود دارند و شما را ساعت ها غرق در خود خواهند کرد.

هر چه در دنیا و داستان و گیم پلی Dragon Age: Inquisition جلوتر بروید، بیشتر غرق در جادوی دنیای آن شده و دل کندن از آن برایتان سخت و سخت تر خواهد شد تا جایی که به خود می آیید و می بینید که چندین ساعت است مشغول انجام این بازی هستید که این راز بازی های نقش آفرینی قدرتمند است.

Dragon Age: Inquisition از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه المان های جذاب و گیم پلی عمیق تقش آفرینی و داستان چند شاخه بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک شاهکار یاد می کردند. Dragon Age: Inquisition که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای عالی ۸۹/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد و همینطور به عنوان بازی سال ۲۰۱۴ انتخاب شد که موفقیت دیگری برای Bioware بعد از خلق شاهکارهای نسل هفتمی اش بود. Bioware با ساخت Dragon Age Inquisition باز هم ثابت کرد که استاد بی چون و چرای سبک RPG است و نشان دادند که چگونه می توان عنوانی را ساخت که با حدود ۱۵۰ ساعت گیم پلی هرگز از آن خسته نشده و حتی گذر زمان را نیز احساس نکنید. آن ها ثابت کردند که قدرت ساخت قوی ترین نقش آفرینی های ممکن را دارا هستند. آزادی عمل فوق العاده، تصمیمات مهم و حیاتی، مبارزات جذاب و تاکتیکی، شخصی سازی تا ریزترین جزییات حتی برای تمام شخصیت های همراه شخصیت اصلی، دنیای بزرگ و زیبا با تنوع محیطی عالی، مبارزه با اژدهاهای عظیم و پر ابهت، انواع و اقسام دشمنان مختلف و…. همه و همه از نکاتی هستند که Dragon Age: Inquisition از آنها تمام و کمال بهره مند بود و لذتی ناب را به ما هدیه داد. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که آنها طی حدود ۳ دهه تجربه کرده ام، عنوان Dragon Age: Inquisition یکی از انتخاب های قطعی است که همیشه برای من در بین برترین های تاریخ جای داشته و دارد و خواهد داشت. Dragon Age: Inquisition در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه هجدهم را کسب کرده است.

۱۷ – Nier: Automata

سازنده:  Platinium Games

ناشر:  Square Enix

ژانر:  Action RPG

پلتفرم مقصد:   Playstation 4 ,Xbox One ,PC

سال انتشار:  ۲۰۱۷

امتیاز متا:  ۹۰/۱۰۰

هرگز و هرگز NieR: Automata را فراموش نمی کنم. این بازی هرگز ار قلب من پاک نمی شود. این بازی اصلا چه بود؟! چطوری این قدر خاص و یونیک و خفن بود؟ در این بازی بیشتر از این که مشغول سرگرم شدن باشم مشغول نگاه کردن و فکر کردن و هنگ کردن بودم که آخر چطور این بازی این قدر زیباست. این چه شخصیت زیبایی است که فقط در عرض یکی دو ساعت تبدیل به یکی از برترین شخصیت ها برای من شد. واقعا NieR: Automata مثل یک معجزه است. مخصوصا برای من که عاشق بازی اول که هیچ کس نمی شناخت هم بودم و در نسل هفتم با آن هم هنگ کرده بودم! برویم به سراغ معرفی کلی بازی. بازی Nier Automata که عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی محسوب می شود، در نسل هشتم و در سال ۲۰۱۷ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 4 ,Xbox One و PC قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را Square Enix عهده دار بود و همین کمپانی نیز در قامت ناشر  این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. البته حتما می دانید که این بازی در ابتدا برای پلی استیشن ۴ عرضه شد و سپس در ادامه نسخه رایانه های شخصی و بعد هم ایکس باکس وان برای آن عرضه شدند. Nier: Automata امضای عناوین فوق العاده قدرتمند Platinum Games را با خود همراه دارد. یک بازی بسیار زیبا و یونیک که شاید به خاطر اتمسفر خاصش، درست مثل عنوان اول این فرنچایز و سری بازی های Drakengard جزو بازی های عامه پسند و همه گیر نباشد، اما قطعا و بدون هیچ شکی برای طرفداران بازی قبلی NieR و همین طور دوست داران سری Drakengard یک عنوان بسیار هیچان انگیز و دوست داشتنی است. البته طرفداران عناوین اکشن نقش آفرینی با مبارزات سریع و همزمان و بر پایه سبک هک اند اسلش نیز می توانند از تجربه Nier: Automata هیجان زده شده و لذتی منحصر به فرد را در دنیای بازی های رایانه ای حس کنند که کمتر عنوانی تاکنون لذتی از این جنس را در اختیار آنها قرار داده است.

NieR: Automata انگار که خوبی های تمام عناوین قدرتمند هک اند اسلش مانند دویل می کرای و بایونتا و … را گرفته و در یک قالب نقش آفرینی کاملا منحصر به فرد تنیده است تا مبارزاتی بسیار جذاب و سریع را شاهد باشیم که لحظه ای از تجربه آن سیر نمی شوید و به طور مدام دوست دارید تا به دل دشمنان بزنید و آن ها را با حرکات و فنون سریع و جذاب و متنوع بازی از پای در آورید.

داستان و روایت NieR: Automata بی نظیر، غمگین و فوق العاده است و جلوه های بصری این عنوان هم کاملا در خدمت داستان بازی عمل می کند و تم غم زده و مرده بازی را به بازیباز منتقل می کند که هدف نیز همین بوده است. حتی رنگ پردازی دنیای بازی نیز حالتی رنگ و رو رفته، کهنه، غمگین و افسرده دارد که دقیقا در راستای داستان و تم بازی است. گیم پلی عنوان Nier: Automata یکی از قدرتمندترین بخش های این بازی محسوب می شود و یکی از برگ های برنده پرتعداد این عنوان، مبارزات بی نهایت جذاب و سریع و لذتبخش آن هستند که هر بازیبازی را هیجان زده می کنند و به وجد می اورند.در NieR: Automata مبارزات بازی کاملا حالت هک اند اسلش دارند و سرعت حرف اول را در این نبردهای بی نظیر می زند و در واقع بهتر است بگویم مبارزات NieR: Automata یکی از برترین و سریع ترین مبارزات در عناوین هم سبکش است. سازندگان به خوبی بالانس را در گیم پلی بازی رعایت کرده و مبارزات هک اند اسلش سریع را با المان های نقش آفرینی به بهترین شکل در هم تنیده اند تا محصول نهایی یک اکشن نقش آفرینی هک اند اسلش خوش ساخت و بسیار جذاب باشد. NieR: Automata انگار که خوبی های تمام عناوین قدرتمند هک اند اسلش مانند دویل می کرای و بایونتا و … را گرفته و در یک قالب نقش آفرینی کاملا منحصر به فرد تنیده است تا مبارزاتی بسیار جذاب و سریع را شاهد باشیم که لحظه ای از تجربه آن سیر نمی شوید و به طور مدام دوست دارید تا به دل دشمنان بزنید و آن ها را با حرکات و فنون سریع و جذاب و متنوع بازی از پای در آورید.

هرگز و هرگز NieR: Automata را فراموش نمی کنم. این بازی هرگز ار قلب من پاک نمی شود. این بازی اصلا چه بود؟! چطوری این قدر خاص و یونیک و خفن بود؟ در این بازی بیشتر از این که مشغول سرگرم شدن باشم مشغول نگاه کردن و فکر کردن و هنگ کردن بودم که آخر چطور این بازی این قدر زیباست. این چه شخصیت زیبایی است که فقط در عرض یکی دو ساعت تبدیل به یکی از برترین شخصیت ها برای من شد. واقعا NieR: Automata مثل یک معجزه است. مخصوصا برای من که عاشق بازی اول که هیچ کس نمی شناخت هم بودم و در نسل هفتم با آن هم هنگ کرده بودم!

Nier Automata از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه داستان گویی و روایت شاهکار، فضاسازی فوق العاده غمگین و زیبا، ساندترک شاهکار و البته المان های بی نهایت جذاب و عمیق گیم پلی بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک شاهکار یاد می کردند. Nier Automata که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۰/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد که مهر تایید دیگری بر کیفیت بسیار بالای این عنوان بی نظیر بود. وقتی که یک بازی خیلی خیلی خاص که با سلیقه ی هر کسی جور نیست می تواند این قدر امتیازات فوق العاده از تمام مراجع مختلف بگیرد و نامش را در بین شاهکارهای یک نسل مطرح کند، یعنی آن بازی باید خیلی خیلی بی نظیر باشد. این دقیقا اتفاقی است که در مورد Nier Automata رخ داد و این شاهکار بسیار یونیک و خاص، توانست توجه کل صنعت بازی را به خود جلب کند و تبدیل به یکی از برترین ها در نسل هشتم شود. Nier: Automata  یک عنوان فوق العاده زیبا و شاهکار است که کافیست تا آن را چند ساعتی تجربه نمایید تا در دنیای محزون و غمزده و داستان تاریک و روشن و دنیای آخرالزمانی و شخصیت های زیبا و دوست داشتنی آن غرق شوید و این بازی در ذهنتان تا همیشه ثبت گردد. این عنوان می تواند مخاطب خاص خود را به اوج لذتی که از یک بازی رایانه ای انتظار دارد برساند. NieR: Automata عنوانی خاص، ارزشمند و قابل تحسین است که سازندگانش با این نسخه، اعتبار جدیدی را برای سری NieR در صنعت بازی های ویدئویی کسب نمودند و آن را تبدیل به یک نام بزرگ و موفق در اندازه های یک شاهکار کردند. در واقع NieR: Automata سبب شد تا نام Nier به یک فرنچایز بسیار قدرتمند و معتبر در دنیای بازی های ویدئویی تبدیل شود و احتمال خیلی زیادی وجود دارد که باز هم شاهد شاهکار دیگری از این سری باشیم، البته نسخه ریمستر بازی اول که همین الان هم تایید شده است.  در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Nier Automata یکی از عناوین قطعی لیست است که هرگز و هرگز از ذهن من پاک نمی شود زیرا که خیلی خیلی یونیک و بی مشابه است و باید بگویم این بازی برخی از بهترین خاطراتم را در دنیای جذاب بازی ها رقم زده است. Nier Automata در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه هفدهم را کسب کرده است.

۱۶ – Metal Gear Solid 3: Snake Eater

سازنده:  Konami, Konami Computer Entertainment Japan

ناشر:  KONAMI

ژانر:  Action-adventure, Stealth

پلتفرم مقصد: PlayStation 3, PlayStation 2, Nintendo 3DS, Xbox 360, PlayStation Vita

سال انتشار:  ۲۰۰۴

امتیاز متا: ۹۱/۱۰۰

  شاید در مورد خیلی از شاهکارهای قدیمی بگوییم امیدوار هستیم که باز هم شرابطی فراهم آید تا بتوانیم نسخه ای عالی و جدید از آن ها را تجربه نماییم، اما با وضعیت کنونی کونامی و رفتن کوجیما و… بهتر است بگوییم انشالله که دیگر هیچ وقت نسخه ای از این سری را (مگر ساخته شده توسط کوجیما) نبینیم. ولی خب اینها دلیل نمی شوند که شاهکارهای جاودانه ی کونامی را از یاد ببریم زیرا برخی از برترین خاطرات خلق شده برای ما و مخصوصا بازیبازهای قدیمی تر، کار این شرکت بوده است. شرکتی که عنوانی مثل Metal Gear Solid 3: Snake Eater را می سازد که کسی که اصلا و ابدا علاقه ای به مخفی کاری ندارد حتی یادش نیست آن را چند بار تمام کرده است از بس که زیاد آن را بازی کرده است. واقعا برای من Metal Gear Solid 3: Snake Eater در این سری یک چیز دیگر است. یعنی همه ی این سری یک طرف و Metal Gear Solid 3: Snake Eater برای من یک طرف. برویم به سراغ معرفی کلی بازی. بازی Metal Gear Solid 3: Snake Eater که عنوانی در ژانر اکشن ماجرایی و مخفی کاری محسوب می شود، ابتدا در نسل ششم و در سال ۲۰۰۴ برای کنسول پلی استیشن ۲ عرضه شد و سپس در طول سال های بعد در اختیار دارندگان پلتفرم های PlayStation ۳, Nintendo 3DS, Xbox 360 و PlayStation Vita نیز قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را کونامی (کوجیما پروداکشنز) عهده دار بود و همین کمپانی نیز در قامت ناشر  این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. طراح، نویسنده، کارگردان و تهیه کننده این شاهکار بی نظیر هم هیدئو کوجیمای نابغه بود که با ساخت این بازی یکی از برترین عناوین تاریخ و شاید بهترین نسخه سری متال گیر را خلق نمود.

با وضعیت کنونی کونامی و رفتن کوجیما و… بهتر است بگوییم انشالله که دیگر هیچ وقت نسخه ای از این سری را (مگر ساخته شده توسط کوجیما) نبینیم. ولی خب اینها دلیل نمی شوند که شاهکارهای جاودانه ی کونامی را از یاد ببریم زیرا برخی از برترین خاطرات خلق شده برای ما و مخصوصا بازیبازهای قدیمی تر، کار این شرکت بوده است.

Metal Gear Solid 3: Snake Eater تبلور هنر ناب و نبوغ عجیب کوجیماست و ترکیب همگونی از چندین شاخه هنر مانند داستان سرایی و سینما و موسیقی و … آن هم در بالاترین و حداکثر کیفیت ممکن است. این بازی از آن دست عناوینی است که در طول یک یا حتی دو نسل از بازی های رایانه ای تنها چند عدد انگشت شمار شبیه آن منتشر می‌شوند. عنوانی که لااقل برای من برترین و زیباترین نسخه متال گیر است. بسیار حیف و البته خیلی عجیب است که گیمر باشید و لذت تجربه Metal Gear Solid 3: Snake Eater را از خود دریغ نموده باشید حتی اگر مثل من اصلا اهل مخفی کاری نیستید. باور کنید که همین الان هم مسیر بازی و مراحل آن مثل فیلم جلوی من هستند و آنها را انگار حفظم. این بازی مخصوصا از آنجایی برایم خیلی خاص بود که همان زمان (که خبری از نت و گیمفا که برایتان راهنما بگذارد نبود) یک کتاب قطور و گران راهنمای بازی ها را از توپخونه خریده بودم که راهنمای این بازی و این که مثلا جطور The End را قبل نبرد بکشیم و … داشت که برای من مثل یک معجزه بود دیدن این چیزها!

واقعا برای من Metal Gear Solid 3: Snake Eater در این سری یک چیز دیگر است. یعنی همه ی این سری یک طرف و Metal Gear Solid 3: Snake Eater برای من یک طرف. برویم به سراغ معرفی کلی بازی.

Metal Gear Solid 3: Snake Eater از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه ترکیب کردن همگون تمام المان های ممکن که یک بازی مخفی کاری را به یک شاهکار تبدیل می کنند، بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک شاهکار یاد می کردند. این بازی امتیازاتی مثل امتیاز ۹ از Destructoid، امتیاز ۹٫۶ از آی جی ان، امتیاز ۹٫۵ از گیم اینفورمر، امتیاز ۹ از گیم تریلرز و امتیاز ۸٫۷ را از وبسایت گیم اسپات دریافت نمود. Metal Gear Solid 3: Snake Eater که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و نمرات بود، نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۱/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد که باید بگویم باز هم حقش بیشتر است زیرا یکی از بهترین های تاریخ است. اگر این بازی شایسته نمره ۹.۵ و ۱۰ نیست دیگر واقعا نمی دانم جه بازی هست.   Metal Gear Solid 3: Snake Eater شاهکاری است که با حداکثر ریزبینی و دقت به جزییات ساخته شده است، آن هم شاهکاری که که به هیچ عنوان “فقط” یک بازی نیست بلکه یک پکیج کامل از بسیاری از هنرهاست. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Metal Gear Solid 3: Snake Eater یک پای ثابت لیست خواهد بود و این را واقعا می گویم که اصلا و ابدا حتی نمی دانم چند بار آن را تمام کردم، تازه من که از بازی مخفی کاری خوشم نمی آید! Metal Gear Solid 3: Snake Eater در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه شانزدهم را کسب کرده است.

۱۵ – Assassin’s Creed 4: Black Flag

سازنده:  Ubisoft

ناشر:  Ubisoft

ژانر:  Action-Adventure و Open World

پلتفرم مقصد:  Playstation 4 ,Xbox One ,PC ,Playstation 3 ,Xbox 360

سال انتشار:  ۲۰۱۳

امتیاز متا:  ۸۸/۱۰۰

می خواستم نسخه دوم سری را به عنوان نماینده انتخاب کنم ولی از آنجایی که کل این سری یعنی همگی بریام شت سر هم از برترین های تاریخ هستند، تصمیم گرفتم عنوانی جدیدتر و سرگرم کننده تر را در لیست قرار دهم که بدون هیچ شکی یکی از بهترین و ناب ترین و لذت بخش ترین و سرگرم کننده ترین و با حال ترین تجربه های زندگی من بوده است یعنی Assassin’s Creed IV: Black Flag. شاهکاری که در یک کلام فوق العاده بود و هست و خواهد بود و نشان می دهد چرا یوبیسافت بیشترین نقش را در سرگرم کردن بازیبازان دارد و چرا این فرنچایز نظیری ندارد. این که از نظر بنده این بازی یکی از دو سه بازی برتر سری است،فقط یک عقیده شخصی مطلق نیست و اگر در اکثر رده بندی های عناوین این فرنچایز در دنیا نگاه کنید می بینید که Assassin’s Creed IV: Black Flag جزو ۳ بازی اول است. بریوم سراغ معرفی کلی بازی. عنوان Assassin’s Creed 4: Black Flag که عنوانی در ژانر اکشن-ماجرایی جهان آزاد محسوب می شود، در نسل هفتم و هشتم به عنوان یک بازی بین نسلی در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 4 ,Xbox One ,PC ,Playstation 3 و Xbox 360 قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را یوبیسافت عهده دار بود و همین کمپانی نیز در قامت ناشر این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. در بازی Assassin’s Creed IV: Black Flag به “دوره طلایی دزدان دریایی” در ابتدای قرن هفدهم سفر می کنیم و در قالب شخصیتی به نام  Edward Kenway که پدربزرگ کانر یعنی شخصیت اصلی نسخه سوم و همینطور پدر Haytham Kenway است و البته باید گفت شخصیتی است که از هر دوی این افراد جذاب تر است و بیشتر با بازیباز ارتباط برقرار می کند (اساسین هم اساسین های قدیم).

ببین یوبیسافت! ببین داداش! عاشقتم!!

بازی به مانند تمامی شماره‌های قبلی این سری، در دو دوره زمانی روایت می‌ شود؛ یعنی زمان حال و همینطور یک دورۀ تاریخی که همانطور که گفتیم این بار اتفاقات این بخش بازی در “دوره طلایی دزدان دریایی” در ابتدای قرن هفدهم رقم می خورد. پس از این که شاهد مرگ Desmond Miles در پایان نسخه سوم این سری بودیم، شرکت آبسترگو با موفق شد تا به قابلیتی دست پیدا کند که از طریق حافظه ژنتیکی Desmond، به مشاهده سرگذشت اجداد وی بپردازد و در اصل داستان این سری و این فرنچایز سودآور را برای یوبیسافت ادامه دهد. Assassin’s Creed 4: Black Flag از همان بدو عرضه مورد توجه صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه ارائه گیم پلی جذاب و سیستم فوق العاده عالی نبردهای دریایی و شخصی سازی کشتی و تنوع خاصی که به گیم پلی سری بخشیده بود، بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود. Assassin’s Creed 4: Black Flag که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای  ۸۸/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد. واقعا باید بگویم حداقل حق این بازی ۹ است و اگر برای یوبیسافت نبود امتیازش خیلی هم از این بیشتر می شد زیرا وقتی این عنوان را بازی کنید با خود می گویید “آقا خب یه بازی اکشن ماجرایی جهان آزاد باید دیگه چی داشته باشه که نمره واقعیش رو بدین بهش لعنتی ها؟”

اگر لیستم بر اساس انتخاب یک بازی از هر فرنچایز نبود پر بازی ترین فرنچایز زندگی ام در لیست برترین هایی که تجربه کرده ام همین A.C بود. حتی نمی توانم با حرف نزدیک به میزانی که عاشق این سری هستم را بیان کنم. یه دونه ای A.C مثل سازنده ت که یه دونه اس

Assassin’s Creed IV: Black Flag از هر نظر که به آن نگاه کنید فوق العاده است و معنای واقعی لذت از یک بازی رایانه ای را برای ما به همراه داشت؛ از شخصیت اصلی جذاب و بی خیال بازی گرفته تا نبردهای بی نظیر دریایی، دنیایی بسیار زیبا و وسیع برای اکتشاف، قابلیت های شخصی سازی بسیار عالی برای کشتی و شخصیت اصلی بازی (که آن را بسیار شبیه به یک عنوان نقش آفرینی جهان آزاد کرده بود و اتفاقا همین استفاده از المان های نقش آفرینی برگ برنده بازی بود و لذت آن را برای بازیباز چند برابر کرده بود). Assassin’s Creed IV: Black Flag از آن عناوینی نیست که هر سال و هر چند سال یک بازی مانند آن و با این کیفیت و سرگرم کنندگی منتشر شود و حتی باید بدانید در بین عناوین همین فرنچایز که همگی جذاب و با کیفیت بوده و هستند نیز کمتر بازی مانند نسخه چهارم می شود و می تواند این سطح از جذابیت و هیجان و ارزش تکرار بالا و تنوع را به شما هدیه کند. این بازی دقیقا معنای “یک بازی بی نهایت سرگرم کننده” است. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران ۲۷ ساله ی گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، Assassin’s Creed 4: Black Flag یکی از عناوین قطعی است گه البته در اصل نماینده ای از این سری است زیرا اگر بخواهم بدون در نظر گرفتن یک نماینده از هر سریع برترین بازی هایم را بنویسم شک نکنید که کل عناوین اساسین پشت سر هم در لیست من ردیف می شوند زیرا این سری برایم از اکثر فرنچایزها برتر است و لذت بیشتری به همراه داشته است. Assassin’s Creed 4: Black Flag در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه پانزدهم را کسب کرده است.

۱۴ – Silent Hill 2

سازنده: KONAMI, Team Silent

ناشر:  KONAMI

ژانر:  Survival Horror

پلتفرم مقصد: PlayStation 2, PlayStation 3, Xbox 360, Xbox, Microsoft Windows

سال انتشار: ۲۰۰۱

امتیاز متا: ۸۹/۱۰۰

 کاشکی نسخه Silent Hills کوجیما کنسل نمی شد. دلم خیلی برای این سری تنگ شده است. اخیرا هم باز شابعاتی از بازی جدید و انحصاری این سری برای پلی استیشن می شنویم که معلوم نیست درست هستند یا نه. اگر هم درست هستند امیدوارم کونامی خرابکاری نکند. Silent Hill هم مانند خیلی دیگر از بازی های کونامی، متاسفانه این روزها اصلا حال و روز خوشی ندارد و طرفداران حق دارند نگران این سری باشند زیرا برای خیلی ها این سری جزو برترین های زندگیشان بوده است و برای من هم طی حدود ۳ دهه بازی کردن و بین صدها و صدها بازی، Silent Hill 2 و دیگر عناوین این سری جزو ۲۰ بازی برتر کل زندگیم محسوب می شوند. از این سری خیلی از بازی ها می توانند در لیستم باشند ولی وقتی قرار به انتخاب یک بازی از سری باشد Silent Hill 2 انتخاب اول من است. نسخه اول Silent Hill، فرنچایزی بسیار زیبا و قدرتمند را بنا نهاد و نسخه دوم آن را به بهترین شکل  تکمیل کرد و تبدیل به یکی از برترین عناوین وحشت بقای تاریخ شد. بازی Silent Hill 2 که عنوانی در ژانر وحشت بقا محسوب می شود، در سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ در اختیار دارندگان پلتفرم های پلی استیشن ۲، ایکس باکس و رایانه های شخصی قرار گرفت، بعدا این بازی به صورت نسخه HD شده به همراه دو عنوان دیگر ۳ گانه ی سایلنت هیل، در نسل هفتم و برای PlayStation 3 و Xbox 360 نیز عرضه گردید. ساخت و توسعه این بازی را کونامی عهده دار بود و همین کمپانی نیز در قامت ناشر این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. داستان و روایت یکی از اصلی ترین نقش ها را در عناوین این سری دارند و شما را مدام بیشتر شگفت زده می کنند. در شهر Silent Hill هیچ چیزی کاملا درست نیست، همه چیز مصنوعی به نظر می رسد و انگار که شما به همان دنیایی نگاه نمی کنید که بقیه افرادی که در آن هستند به آن نگاه می کنند. این بازی در ذهن شما کلی سوال ایجاد می کند و شما را به فکر کردن وا می دارد. خوب می دانید که ایجاد کردن سوالات جذاب در ذهن بازیباز کاری نیست که هر سازنده و هر عنوانی بتواند انجام دهد اما بازی Silent Hill 2 به بهترین شکل ممکن این کار را انجام می دهد و لحظاتی بسیار پر استرس و ترسناک و پر از حس تعلیق را برای ما رقم می زند.

Pyramid Head انگار برآیندی از گناهان اعضای این شهر است و از این گناهان و حس پشیمانی و ندامت گناهکاران تغذیه می کند و قوی تر می شود و حتی به نوعی می شود گفت خود گناهکاران وی را برای خود خلق کرده اند و حاضرند خود را به دست وی بسپارند زیرا می خواهند مجازات شوند مثل James Sunderland که این موجود را در ذهن خود ساخته و انتظار دارد که توسط وی برای مرگ ماری مجازات شود.

  داستان Silent Hill 2 که بر اساس سرنوشت پروتاگونیست آن یعنی جیمز ساندرلند و مسیر او برای یافتن همسرش قرار دارد فوق العاده بی نظیر، عالی و عمیق است. وقتی ماریا کشته می شود جیمز تصمیم می گیرد تا به شهر مرده ی Silent Hill برود و با انواع وحشت ها و حوادث این شهر عجیب روبرو شود. از خود گذشتگی وی برای همسرش واقعا قابل تحسین بود و وی در این راه در مواجهه با ترسناک ترین اتفاقات و رفتارها و هولناک ترین موجودات نیز دریغ نکرد و پا پس نکشید و نا امیدانه تلاش می کرد تا به جستجوی همسر مرده اش بپردازد و در این نا امیدی امیدوار بود تا شاید او را جایی زنده پیدا کند. داستان Silent Hill 2 از آن داستان هایی است که شخصیت اصلی در آن بارها و بارها امید، نا امید می شود ولی باز هم با استقامت و تلاش راه را ادامه می دهد تا شاید سرانجام در کورسوی امیدی بتواند بارقه ای از نور را بیابد ولی موضوع سیاه تر از این حرف هاست و او هنوز خودش هم نمی داند چه کار کرده است و چرا سر و کارش به این شهر افتاده و لباقتش سایلنت هیل است. بالاخره آدم پاک و بی گناه که مستقیم سر از سایلنت هیل در نمی آورد تا طعمه ی کله هرمی باشد. خب صحبت از کله هرمی شد. همان طور که قبلا نیز بارها و بارها اشاره کرده ایم و شما هم خوب می دانید، نماد اصلی دنیای Silent Hill موجودات خوفناکی هستند به نام Pyramid Head یا کله هرمی که مانند تعریفی هستند برای شهر سایلنت هیل. Pyramid Head انگار برآیندی از گناهان اعضای این شهر است و از این گناهان و حس پشیمانی و ندامت گناهکاران تغذیه می کند و قوی تر می شود و حتی به نوعی می شود گفت خود گناهکاران وی را برای خود خلق کرده اند و حاضرند خود را به دست وی بسپارند زیرا می خواهند مجازات شوند مثل James Sunderland که این موجود را در ذهن خود ساخته و انتظار دارد که توسط وی برای مرگ ماری مجازات شود. در واقع Pyramid Head یک Punisher و نمایشگر ذات مجازاتگر شهر سایلنت هیل است.

مثلا فکر کنید ایرانی ها بخواهند برداشتی از بازی سایلنت هیل بسازند یا الهام بگیرند از این بازی. الهام که خب  می دانید برای این ها کپی است و آخرش هم یک موجود می سازند که می گویند کاملا جدید است و خودمان خلقش کرده ایم و فقط ار کله هرمی الهام گرفته ایم و نه بیشتر! نامش هم مثلا کله مربعی و مستطیل و ذوزنقه ای چیزی است که به دلیل کمبود بودجه هم یک کارتن از سوپرمارکت کشیده اند سرش. نام بازی هم که باز هم فقط الهام است، می شود Noisy Hill یا Be Silent. موضوعش هم در مورد کسی است که چون همسرش بالشت را گرفته جلوی صورتش و در فیفا گل خورده است، با بالشت زنش را کشته!!در پرانتز:  ولی بچه ها الان که تمام این ایده ها را که نوشتم می گذارم کنار هم می بیتم بازی باحال و مریضی هم می شود ها!  بازی Be Silent (ساکت باش) که در مورد یک گیمر جامعه گریز مجنون است که همسرش را چون هنگام بازی کردن اذیتش کرده است با بالشت خفه کرده است تا برای همیشه او Be Silent شود!! چقدر ترسناک! عجب ذهنی دارم من به خدا! الکی

این اصلا یک برداشت شخصی و احتمالی نیست که از این بازی و این موجود داشته باشیم، بلکه یک نتیجه قطعی است زیرا که خود James Sunderland در یکی از دیالوگ های نسخه دوم سایلنت هیل می گوید “من ضعیف بودم، به خاطر همین به تو نیاز داشتم… به کسی که مرا برای گناهانم مجازات کند.” Silent Hill 2 به قدری عمیق به کنکاش در روح و روان پروتاگونیست بازی می پردازد که برای بازی های دیگر چنین کاری اغلب شبیه یک رویا به نظر می رسد و همین هم باعث می شود تا این بازی یکی از برترین وحشت بقاهای تاریخ باشد Silent Hill 2 بیشتر از دیگر عناوین این سری بر روانشناسی و نماد شناسی تکیه دارد و به همین دلیل هم می شود گفت نقش کله هرمی (که اولین حضورش در سری را در همین بازی تجربه کرد) در آن به عنوان نماد جلاد و مجازاتگر این شهر، پررنگ تر از تمام عناوین این سری است و با این که خیلی زیاد هم با او برخوردی نداریم اما نقشش از اکثر شخصیت های بازی پررنگ تر است. Silent Hill 2 از همان بدو انتشار مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه ارائه ی عالی المان های وحشت بقا در کنار داستان گویی جذاب، بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود. Silent Hill 2 که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای عالی ۸۹/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد و همیشه به عنوان یکی از بهترین وحشت بقاهای تاریخ شناخته می شود. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران ۲۷ ساله ی گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Silent Hill 2 یکی از عناوین قطعی و یک پای ثابت لیست خواهد بود. Silent Hill 2 در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه چهاردهم را کسب کرده است.

۱۳ – Devil May Cry 3: Dante’s Awakening

سازنده: Capcom Production Studio 1

ناشر:  Capcom

ژانر: Action-Adventure و Hack “n Slash

پلتفرم مقصد: PlayStation 2 ,Microsoft Windows ,PlayStation 3 ,Xbox 360 ,PlayStation 4 ,Xbox One ,Nintendo Switch

سال انتشار: ۲۰۰۵

امتیاز متا:  ۸۷/۱۰۰

اگر بنا نبود در این مقاله از هر سری یک بازی قرار دهم، لااقل ۵-۶ بازی Devil May Cry در این لیست می دیدیم از عنوان Devil May Cry 3: Dante’s Awakening که نماینده این فرنچایز در لیست من است گرفته تا تک تک دیگر نسخه های این سری مثل شاهکارهای اول و چهارم و  پنجم و حتی نسخه ریبوت نینحا تئوری که واقعا عاشقش هستم، اما خب باید یک بازی انتخاب شود و آن هم برای من نسخه سوم است. وقتی برای نخستین بار بازی اول Devil May Cry منتشر گردید تمام صنعت بازی و منتقدان و بازیبازان را شگفت زده کرد و تا آن زمان بازی هک اند اسلشی مثل این شاهکار وجود نداشت و این بازی امتیاز متای ۹۴ را کسب کرد. بازی پر بود از نکات مثبت و خالی بود از ضعف های بزرگی که بتوانند لطمه ای به تجربه ناب بازیبازان وارد کنند. بازی کمبو و فنون و مبارزات فوق سریع و مرگباری داشت، داستان بسیار زیبایی را روایت می کرد، شخصیت های آن عالی بودند و مخصوصا شخصیت اصلی آن دانته، کاملا مشخص بود که توانایی تبدیل به یکی از برترین و محبوب ترین شخصیت های تاریخ را داراست که همین طور هم شد، پیشینه داستانی بسیار قوی و کاملی برای بازی در نظر گرفته شده بود، گرافیک فنی و هنری بازی در زمان خود شاهکار بودند و در مجموع همه چیز در این عنوان در نقطه اوج کیفیت قرار داشتند و به این ترتیب فرنچایز بی نظیر Devil May Cry به دنیای بازی های رایانه ای معرفی شد. پس از موفقیت نه چندان زیاد نسخه دوم این فرنچای یا بهتر است بگویم شکست آن، نوبت به بازی سوم رسید. بازی Devil May Cry 3: Dante’s Awakening که عنوانی در ژانر اکشن ماجرایی و هک اند اسلش محسوب می شود، در نسل ششم و در سال ۲۰۰۵ در اختیار دارندگان پلتفرم Playstation 2 قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را استودیو Capcom Production Studio 1 عهده دار بود و کمپانی Capcom نیز مثل همیشه در قامت ناشر  این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. این عنوان یک سال بعد یعنی در سال ۲۰۰۶ با نسخه  Devil May Cry 3: Dante’s Awakening, Special Edition که در آن درجه سختی مقداری تغییر کرده و اصلاح شده بود و همچنین ورجیل به عنوان یک شخصیت قابل بازی در آن قرار داشت، مجددا برای Playstation 2 و همچنین این بار برای PC نیز منتشر گردید. در سال ۲۰۱۲ و نسل هفتم نیز این بازی با نسخه HD Collection که هر ۳ بازی اول سری را در خود داشت برای پلتفرم های Playstation 3 و Xbox 360 منتشر گردید. سپس نوبت به نسل هشتم و سال ۲۰۱۸ رسید تا این بازی باز هم در قالب کالکشن برای Playstation 4 ,Xbox One و PC نیز عرضه گردد و نهایتا نیز در همین سال ۲۰۲۰ و بیخ گوشمان، برای کنسول دوست داشتنی Switch نیز در دسترس علاقمندان قار گرفت تا نسلی و پلتفرمی باقی نماینده باشد که این بازی را در خود ندیده باشد، بالاخره داریم از یکی از بهترین هک اند اسلش های تاریخ حرف می زنیم ها!

نمراتی که از این بازی کسر شد بیشتر به خاطر وجود برخی صحبت ها و بحث ها در مورد درجه سختی بسیار بالای بازی بود. آن زمان ها که استاد میازاکی هنوز نبود تا بزند در گوش این منتقدها و بازیبازهای سوسول که به خاطر سختی از بازی نمره کم می کردند! لابد انتظار داشتند دانته برود پشت کاور تا خونش پر ش

  جالب است بدانید این نسخه یک پیش زمینه یا Prequel بر بازی اصلی و شماره نخست Devil May Cry محسوب می شود که در آن شاهد جوان ترین و کله شق ترین دانته هستیم. بازی سال ها قبل از وقایع بازی اول و در یک برج جادویی به نام Temen-ni-gru اتفاق می افتاد و روایتگر رابطه ویران شده بین دو برادر یعنی دانته و ورجیل بود که ورجیل به عنوان آنتاگونیست اصلی بازی درخششی کمتر از دانته در آن نداشت. داستان بازی اغلب توسط کات سین هایی که با انجین بازی رندر می شدند و همینطور ویدئوهایی بسیار باکیفیت و زیبا که از پیش رندر شده بودند، روایت می شد. داستان در مغازه دانته که هنوز نامی ندارد آغاز می شود و یک مرد مرموز به نام Arkham دعوتنامه ای را از سوی برادر دانته، ورجیل، در پوشش یک حمله شیطانی به دست دانته می رساند. پس از این که دانته دشمنان و شیاطین را شکست می دهد یک برج بسیار عظیم از زمین بیرون می آید و شهری که اطراف ان است را نابود می کند. دانته که حس می کند ورجیل در آن برج است، این موضوع و دعوتنامه را به عنوان یک چالش در نظر می گیرد و قصد رفتن به برج و رویارویی با ورجیل را می کند. او در طول مسیرش شروع به از بین بردن شیاطین می کند و وقتی آن ها شکست می خورند تبدیل به سلاح هایی برای دانته می شوند. سپس دانته توسط یک زن موتور سیکلت سوار مورد حمله قرار می گیرد که بعد مشخص می شود دختر Arkham است و می خواهد انتقام مرگ مادرش را از پدرش بگیرد. بازی از لحاظ گیم پلی المان های دو نسخه قبلی را در خود حفظ کرده و سیستم مبارزات بازی را با افزودن چندین استایل مبارزه گسترش داده بود. مبارزات بازی بر استفاده از شمشیر تمرکز داشتند اما به سنت تقریبا همیشگی این سری که از بازی اول آغاز شده بود، بعد از شکست هر باس در بازی، سلاح جدیدی را به دست می آورید که نهایتا باعث می شد تعداد بسیار زیادی سلاح های متنوع در اخنیار داشته باشید که هر کدام کاملا متفاوت از دیگری بودند و در واقع با پیشرفت در بازی هرگز احساس خستگی و تکراری شدن به شما دست نمی داد زیرا مدام سلاح هایی جدید با کارایی و قابلیت های جدید در بازی در اختیار شما قرار می گرفت تا انواع و اقسام کمبوهای قدرتمند را با آنها خلق نمایید.

اگر بنا نبود در این مقاله از هر سری یک بازی قرار دهم، لااقل ۵-۶ بازی Devil May Cry در این لیست می دیدیم از عنوان Devil May Cry 3: Dante’s Awakening که نماینده این فرنچایز در لیست من است گرفته تا تک تک دیگر نسخه های این سری مثل شاهکارهای اول و چهارم و  پنجم و حتی نسخه ریبوت نینحا تئوری که واقعا عاشقش هستم،

دانته نیز که این بار از همیشه جوان تر بود، مانند همیشه شخصیتی بسیار خوش تیپ و جذاب است و یک پروتاگونیست فوق العاده قدرتمند و با ابهت و البته یکی از محبوب ترین ها در دنیای بازی های رایانه ای محسوب می شود. داستان بسیار زیبا و جذاب که آغاز سری را به بهترین شکل به تصویر می کشد، شخصیت پردازی فوق العاده و بی نظیر پروتاگونیست و آنتاگونیست بازی یعنی دانته و ورجیل، گرافیک های فنی و هنری که در زمان خود جزو برترین ها بودند، گیم پلی بسیار جذاب و هیجان انگیز و چالش برانگیز که بسیار مناسب بازیبازان هاردکور است، تنوع بی نظیر مبارزات و سلاح ها و کمبوها، صداگذاری های عالی شخصیت ها، اضافه شدن سیستم استایل ها به بازی، تنوع معرکه ای به آن بخشیده است، یکی از برترین بازی های تاریخ از لحاظ تعدد باس فایت های شاهکار و کلی موارد مثبت دیگر که در Devil May Cry 3: Dante’s Awakening وجود دارند، همه و همه دست به دست هم داده اند تا یک شاهکار هک اند اسلش خلق شود و عنوانی را تجربه کنید که هرگز هیچ گاه نه از یاد شما می رود و نه از دفتر کهنه و قدیمی بازی های شاهکار تاریخ پاک خواهد شد. Devil May Cry 3: Dante’s Awakening از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه ارائه مجموعه ای بسیار وزین و بالانس شده از بهترین المان های یک گیمپلی هک اند اسلش شاهکار به همراه کلی نکات مثبت در تک تک بخش های بازی که به بهترین شکل یکدیگر را حمایت می کنند و هر کدام سبب می شوند تا بخش دیگر قدرتمندتر گردد، بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که تازه باز هم آن طور که باید و شاید بیانگر کیفیت بازی نبودند.

Devil May Cry 3: Dante’s Awakening به معنای واقعی، تعریف یک هک اند اسلش فوق العاده خوش ساخت و جذاب بود که هر طرفدار این سبک را پای خود میخکوب می کرد و پر بود از مبارزات عالی، باس های مخوف، فضاسازی های فوق العاد، شخصیت پردازی های عالی و چالش های بی شمار برای بازیبازان هاردکور

Devil May Cry 3: Dante’s Awakening که واقعا شایسته ی حداکثر تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای ۸۷/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد (امتیازاتی مثل ۹۶ از IGN، امتیاز ۹۰ از Game trailers، امتیاز ۹۰ از Informer و ۸۶ را از Gamespot) که بگذارید این طور بگویم که حداقل لیاقت بازی نمره ۹۰ بود. به نظر می رسد نمراتی که از این بازی کسر شد بیشتر به خاطر وجود برخی صحبت ها و بحث ها در مورد درجه سختی بسیار بالای بازی بود که برخی از آن گلایه داشتند و حتی همان طور که در معرفی کلی بازی عرض کردم باعث شد نسخه Devil May Cry 3: Dante’s Awakening, Special Edition که در آن درجه سختی مقداری تغییر کرده و اصلاح شده بود منتشر شود. آن زمان ها که استاد میازاکی هنوز نبود تا بزند در گوش این منتقدها و بازیبازهای سوسول که به خاطر سختی از بازی نمره کم می کردند! لابد انتظار داشتند دانته برود پشت کاور تا خونش پر شود. Devil May Cry 3 عنوانی است که شایسته هر تحسینی است و واقعا هر شخصی که این بازی را تجربه کرده باشد به احتمال خیلی زیاد از آن به عنوان یکی از شاهکارهای زندگی اش یاد می کند. Devil May Cry 3: Dante’s Awakening به معنای واقعی، تعریف یک هک اند اسلش فوق العاده خوش ساخت و جذاب بود که هر طرفدار این سبک را پای خود میخکوب می کرد و پر بود از مبارزات عالی، باس های مخوف، فضاسازی های فوق العاد، شخصیت پردازی های عالی و چالش های بی شمار برای بازیبازان هاردکور.  در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران زندگی آنها را تجربه کرده ام، عنوان Devil May Cry 3: Dante’s Awakening و تک تک دیگر نسخه های این سری مثل چهارم و شاهکار پنجم و اول و حتی نسخه ریبوت نینحا تئوری که عاشقش هستم، یکی از عناوین قطعی لیست خواهد بود که همان طور که در ابتدای این شماره خدمت شما عرض کردم اگر بنا نبود در این مقاله از هر سری یک بازی قرار دهم، لااقل ۵-۶ دویل می کرای در این لیست می دیدیم . Devil May Cry 3: Dante’s Awakening در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه سیزدهم را کسب کرده است.

۱۲ –   Sekiro: Shadows Die Twice

سازنده:  From Software

ناشر:  Activision

ژانر: Action-Adventure

پلتفرم مقصد:   Playstation 4 ,XboxOne ,PC

سال انتشار:  ۲۰۱۹

امتیاز متا:  ۹۱/۱۰۰

استاد هیدتاکا میازاکی و فرام سافتور اگر بخواهند ساختار گیم پلی مخوف و شدبدا هاردکور را در یک قالب اکشن ماجرایی با المان های نقش آفرینی، به ژاپن ببرند هم بازی سال خلق می کنند! عنوانی که شبیه به هیچ عنوان دیگری در تاریخ نیست و استاد میازاکی کلا کار دیگری هم بلد نیست جز خلق شاهکار.  هر بار که صحبتی از این می شود که هیدتاکا میازاکی در حال ساخت بازی جدیدی است برخی می گویند خب دیگر این بار احتمالا نتواند شاهکار خلق کند و شاید یک بازی تکراری شبیه قبلی هایش بسازد، ولی عده ای هم همیشه به استاد ایمان دارند و جالب است که میازاکی نه تنها هرگز این عده از یاران وفادارش را ناامید نمی کند، بلکه هر بار عناوین بهتری را هم به ارمغان می آورد. اوضاع برای جدیدترین عنوان فرام سافتور و میازاکی یعنی Sekiro Shadows Die Twice هم به همین شکل پیش رفت و شاهد یکی شاهکار فوق العاده دیگر از این سازنده بودیم. بازی Sekiro: Shadows Die Twice که عنوانی در ژانر اکشن ماجرایی هک اند اسلش  محسوب می شود، در نسل هشتم و در سال ۲۰۱۹ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 4 ,Xbox One و PC قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را استودیو From Software و استاد میازاکی عهده دار بود و کمپانی اکیتویژن نیز در قامت ناشر  این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. گیم پلی بازی واقعا شاهکار ، لذت بخش، و سرگرم کننده است. از مبارزات جذاب و نفس گیر بر پایه دفاع و ضد حمله گرفته، تا استفاده از ابزار های prosthetic Arm, و المان های مختلف نقش آفرینی همه و همه به خوبی در  بازی جای گرفته اند.

Sekiro: Shadows Die Twice نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۱/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد و به عنوان بازی سال ۲۰۱۹ انتخاب شد تا سرانجام دنیای بازی دینش را به استاد میازاکی بابت بازی های شاهکارش ادا کرده باشد و جایزه یک بازی سال به ایشان داده باشد.

در بازی به زیباترین و باکیفیت ترین شکل ممکن شاهد یک دنیای زیبا و مخوف با انواع دشمنان و باس های جذاب، مبارزات نفس گیر و حتی هیولاهای عظیم هستیم. Sekiro به هیچ وجه عنوان ساده یا حتی متوسط نیست و در طول بازی، دشمنان، مینی باس ها و باس های مختلف، چالش های خیلی زیادی برای شما ایجاد خواهد کرد. البته مهم ترین و مثبت ترین نکته در مورد چالش و سختی بازی این است که شما را به تجربه و تلاش مجدد بعد از شکست ترغیب می کند.  نکته جالبی که در مورد Sekiro Shadows Die Twice وجود دارد این است که با وجود شباهت های زیاد بین این بازی و سری سولز، حتی سبک این بازی هم اکشن نقش آفرینی نیست و شاهد یک عنوان اکشن ماجرایی هستیم که از همه نظر و به طور کامل از  سری تحسین شده سولز متفاوت است. سیستم مبارزات  Sekiro به طور کامل با دیگر عناوین میازاکی تفاوت دارد. در Sekiro چیزی به نام کلاس مبارزه از راه دور  از طریق جادو یا سلاح های دورزن، و همچنین روش محتاطانه مبارزه با سپر وجود ندارد و حتی هیچ گونه کلاس انتخابی هم در دسترس نیست. تنها  سلاح اصلی شما از ابتدا تا انتها  Katana است در کنار قابلیت های مختلف دست مصنوعی. Sekiro: Shadows Die Twice از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه المان های بی نظیر  خاص گیم پلی که این بار با تمام بازی های استاد میازاکی متفاوت بود بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک شاهکار یاد می کردند.

به زودی راهنمای قدم و به قدم و لحظه به لحظه ی این بازی شاهکار را هم برایتان قتار می دهم نت عناوین استاد میازاکی دیگر بی راهنما باقی نمانده باشند. بعد هم که تا این تمام شود نسخه ریمیک دیمونز سولز آمده است که می روم سراغ آن.

Sekiro: Shadows Die Twice که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۱/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد و به عنوان بازی سال ۲۰۱۹ انتخاب شد تا سرانجام دنیای بازی دینش را به استاد میازاکی بابت بازی های شاهکارش ادا کرده باشد و جایزه یک بازی سال به ایشان داده باشد. در خصوص داستان این بازی در گیمفا آمده است  “وقایع Sekiro:Shadow Die Twice در قرن ۱۵ میلادی جریان دارد. جایی که ژاپن به شدت درگیر هرج و مرج و جنگ های قبیله ای است.  داستان بازی از جایی شروع می شود که یک Shinobi که مسئولیت حفاظت از یک ارباب جوان را بر عهده دارد، در دشتی با دشمن قدیمی خود مواجه شده و طی نبردی، به شدت زخمی  و به حال مرگ رها می شود و ارباب او نیز ربوده می شود.  یک مجسمه ساز او را پیدا کرده و از مرگ نجات می دهد. همچنین به جای دست چپ او که طی نبرد قطع شده بود، یک دست و ابزار مصنوعی   قرار می دهد. حالا  این شینوبی که  Sekiro  به معنای گرگ یک دست نامیده می شود  بعد از بازیابی سلامت جسمی و کمی تمرینات برای آشنایی به چگونگی استفاده از دست مصنوعی و ابزار وابسته به آن، راهی ماجراجویی عظیم و پر مخاطره ای می شود تا هم ارباب خود را نجات دهد، و هم انتقام شکست  خود را از دشمنان بگیرد. البته در طی این ماجراجویی دشمنان و هیولاهای بسیاری سد راه او خواهند شد که باید این دشمنان را از پای در بیاورد.” در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران ۲۷ ساله ی گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Sekiro: Shadows Die Twice مثل تمامی عناوین استاد هیدتاکا میازاکی برای من جزو برترین های تاریخ است و با این که این عنوان در رده آخر برای من دز میان شاهکارهای میازاکی قرار دارد، باز هم جزو ۱۰-۱۲ بازی برتر زندگی من است زیرا میازاکی برای من با دیگران فرق دارد .Sekiro: Shadows Die TwiceX در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه دوازدهم را کسب کرده است.

لطفا در بخش نظرات اگر پیشنهادی در مورد این دارید که برای مقالات بعدی در مورد چه موضوعی بر اساس نظر شخصی خودم بنویسم، لطفا آن موضوع را با من در میان بگذارید و قطعا نظر شما اولین اولویت من برای نوشتن این مقالات است، همان طور که شروعش هم بر اساس درخواست شما بود که این نوع مقالات استارت خورد. همچنین بسیار خوشحال می شوم که در این مقاله که کاملا نظر شخصی است شما هم لیست برترین بازی هایتان را بنویسید تا لیست ها را با هم مقایسه کنیم و قطعا تفاوت های جالب و جذابی را در لیست های مختلف خواهیم دید که بیانگر وسعت دامنه نظرات و سلایق است. 

1
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • به به،به به.چه بازیهاب شاهکاری.واقعا خیلب عشقید اقا سعید،حالا لیست من
    ۱_DARK SOULS 3
    ۲_DARK SOULS 2
    ۳_Sekrio:Shadows Die Twice
    ۴_DMC 5
    ۵_Star Wars Jedi:Fallen Order
    ۶_DMC Devil May Cry
    ۷_Gears 5
    Kiss Kiss Kiss

    0
    0
  • https://gamefa.com/wp-content/uploads/2020/06/sek1.jpg
    این عکس رو دیدم اشکم در اومد.نمیدونم چرا Cry

    0
    0
  • Kuros گفت:

    بسیار زیبا ،، خسته نباشید آقای آقا بابایی…

    0
    0
  • aryanm1155 گفت:

    واقعا مقاله خوبی بود .امیدوارم skyrim تو قسمت بعدی باشه(صد درصد هست)

    0
    0
  • Irgamer گفت:

    خسته نباشید متن زیبایی بود مثل قسمت اول این مقاله.

    0
    0
  • Hamid گفت:

    به خدا به جز تشکر دیگه نمیدونم چی بگم
    خیلی خیلی خیلی ممنون اقا سعید عزیز یدونه اید

    0
    0
  • سلام‌ به سعید عزیز و گل
    بی‌صبرانه منتظر قسمت سوم ‌هستم‌.
    با تشکر فراوان از سعیدِ عزیزم. Heart Heart Heart Rose .

    0
    0
  • RezaAndy گفت:

    سلام و وقت بخیر
    شاید باورتون نشه من بازیهایی که من تو لیست خاطراتم دارم مال کنسول میکرو و سگا و پلی وان هست . ولی بدلیل مسایل مالی نتونستم پلی تو و پلی تری بخرم و هیچ خاطره ایی از این دو کنسول ندارم تا اینکه مستقل شدم و از جیب خودم تونستم پلی فور بخرم سال ۲۰۱۴ و چندتا بازی هم تو ی پلی فور تو لیستم دارم که واقعا ارزشش رو داشت وقت بگذارم براش مثل رد دد تو و جی تی ای وی و مافیا ۳ و جاست کاز ۳ و مد مکس و بتل فیلد یک و وی و کال اف و گرند توریسمو و کرو تو و چندتا بازی دیگه مخصوصا کراش بانتی کد و اسپیرو و ری من که توی پلی وان خاطره داشتم باهاشون

    0
    0
  • NOT_AMIROOOI گفت:

    درود بر شما آقا سعید عزیز
    یه لیست از نا امید کننده ترین بازی هاتون هم بزارید ممنون میشیم

    0
    0
  • bloodborn گفت:

    به نظرم bloodborn . Nioh تو لیستت غایبه

    0
    0
  • SinaS گفت:

    آقا سعید جان با آرزوی موفقیت و سلامتی برای شما,اول از همه تشکر بابت آموزش های دارک سولز که واقعا به کارم اومدن و تشکر بابت زحماتی که برای سایت میکشید.چند وقتیه مقالات برترین بازی های عمرتون یا بهترین بازی های نظر شخصیتون یا غیره و غیره رو دنبال کردم و خوندم. چند بازی برتر عمرتون(یا بر اساس نظرات دوستان که بی تاثیر نیست توی مقاله)توی تمام مقاله ها یا د لست آف آس بوده یا گاد آف وار یا دارک سولز یا رزیدنت اویل یا آنچارتد,و اون مابین رتبه های مثلا ۲۰ تا ۵ هم بازی هایی که اکثرا توی مقاله های قبلی گفتید.همه بازی های فوق العاده ای هستن و هیچکس منکر این نیست بشخصه احترام زیادی هم به بازی های مورد علاقتون و هم به زحماتی که برای مقاله میکشید قائلم ولی بنظرم یکم دیگه تکراری شده.یکم سمت مقاله های جدیدتر برید نه اینکه مقاله برترین بازی های عمرتون رو با عوض کردن تیتر و عکس دوباره بازنویسی کنید.از اونجا که تمام مقاله هاتون رو دنبال میکنم دوست دارم مقاله جدید ببینم نه مقاله تکراری.امیدوارم لحنمو به صورت تند یا خشن نخونده باشین به عنوان یه طرفدار و یه دوست نظرمو گفتم و امیدوارم که مورد توجه قرار بگیره تا شاهد مقاله های بهتر و جذاب تر از شما باشم.

    0
    0
  • لیست من
    ۱ dark souls 3
    ۲ bloodborne
    ۳٫sekiro
    ۴ god of war 4
    ۵ red d2
    ۶ tlou
    ۷ r evill 7
    ۸ uncharted 4
    ۹ horizon zero down
    ۱۰ world of warcraft lich king

    0
    0
  • سجاد گفت:

    خسته نباشی آقا سعید گل گر تو نبودی گیمفا بدین جایگاه و منزلت نبود لیست ینی این با لیست های خوب و ماندگارت منو به طرف خیلی از بازی ها کشوندی که اسمشونم نمیدونستم و تجربه عالی ازشون کسب کردم واقعا دمت گرم مخصوصا با راهنماهات و شاهکارهات ایشالله دیامون سولز کبیر ریمیک هم بازی مکنم به عشق سولز بازانی مثل تو به دستش میارم #گیمفا بی تو هیچ است

    0
    0
    • سجاد گفت:

      فراموش کردم بگم لیست من :
      ۱٫ویچر
      ۱٫گاد آف وار
      ۲٫سری دارک سولز
      ۳٫دیامون سولز
      ۴٫سه گانه مس افکت
      ۵٫اساسین کرید ۲ . برادرهود و بلک فلگ و روگ
      ۶٫سه گانه کالاف دیوتی مدرن وار
      ۷٫سایلنت هیل ۱ و مخصوصا ۲
      ۸٫هاریزون زیرو داون
      اونقدر بازی هست که مخم پکید فکرش هم بکنی سردرد میگیره آدم به یاد آدم نمیاد

      راستی یه موضوع برای مقاله های آینده میخواستم بگم که اگر قابل دونستید نظر بنده رو بگید مقالشو بنویسن:
      برترین شخصیت های منفی تاریخ کالاف دیوتی
      و یک مقاله دیگه درمورد دنیای گیمری خودتون مشتاق شدم البته نمدونم چی بگم هرچی خودتون میدونید اسمشو بزارید

      0
      0
  • gow dmc ps4 گفت:

    تشکر از آقای بابایی بابت مقاله زیبا
    منتظر قسمت هستیم

    0
    0
  • squall گفت:

    درود. بسیار لیست خوبی بود و خاطره انگیز . مشخصه که همه بازیای خوبو ار دم تیغ گذروندی و بازی کردی.
    برای لیست بعدی به نظرم برو سراغ باسهای بازی ها که باهاشون حال کردی . چه لذت مبارزه چه، تحسین، یا تنفری که تونسته ایجاد کنه از خودش ….
    برای مثال the forgotten one بازی کسلوانیا که بعد از باس اخر بازی بود و باید مهارت زیادی برای شکستش میداشتی و از همه ضربه ها جاخالی میدادی(البته فکر کنم هارد مود من رفتم) . یا dhaka در شاهزاده ایرانی، جوری که من احترامشو داشتم و ازش فرار میکردم بی سابقه بود. artorias بازی دارک سولز.

    0
    0
  • pokerface گفت:

    Nier automata یک عنوان دیوانه کننده و شاهکار بی بدیل صنعت گیمه اما همون سال هم منتقدین غرب پرست بهش کم لطفی کردن و گیم آواردز هم برای بهترین بازی سال نامزد نشد که به نظر من حقش گوتی بود (زلدا هم عالی بود اما این عنوان فراتر از شاهکار بود که کاملا حق گوتی داشت)

    0
    0
  • leonpeyman گفت:

    این مقاله بیش تر جنبه شخصی داره تا عمومی.

    0
    0