گیفت کارت
گیفت کارت
گیفت کارت 98

ویترین زندگی یک گیمر | برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها (بخش پایانی)

برترین ها ، مقالات ۲۰ تیر ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۰

در ماه های اخیر بارها شما عزیزان پیشنهاد نوع جدیدی از مقالات ۱۰ برتر را به بنده دادید که در آن ها جدا از مقالات رسمی و عمومی سایت که بیشتر حالت رده بندی جهانی و کاملا منطقی دارند و نظر شخصی در آنها خیلی کم دخیل شده است، مقالاتی را نیز به صورت ۱۰ برترهای شخصی برای شما عزیزان نگارش کنم که در واقع مشابه مقالات Opinion وبسایت های خارجی است که در آن نویسندگان مطالب و لیست هایی را فقط بر طبق نظر شخصیشان می نویسند و با مخاطبین در اختیار می گذارند. امروز دومین مقاله از این سری را کلید می زنیم و در آینده شاهد مقالات بیشتری هم بر طبق پیشنهادهای شما خواهیم بود. در مقاله امروز که بخش نخست از یک مقاله ۳ قسمتی است، بنده محبوب ترین و برترین بازی هایی که طی حدود ۳ دهه در دنیای بازی ها تجربه کرده ام، برای شما عزیزان به رشته تحریر در آورده ام و آنها را با شما در میان می گذارم. در واقع در این مطلب ۳ قسمتی قصد دارم تا به ۳۰ عدد از بازی هایی  که در دنیای بازی ها برای من برترین بوده و هستند اشاره کنم. بازی هایی هایی که قطعا برای من و شاید هم برای خیلی از شماها خاطرات زیادی را رقم زده اند و بسیار هم محبوب هستند. به مانند همیشه و در مقالات ۱۰ برتر و ۲۰ برتر و … قبل از شروع این مطلب باید نکاتی را ذکر کنم که از شما عزیزان خواهشمندم آن ها را مطالعه نمایید تا شک و شبهه ای برای شما دوستان پیش نیاید. در ابتدا باید بگویم که ملاک انتخاب بازی های این لیست فقط و فقط و فقط  نظر شخصی بنده است و هیچ ملاک دیگری غیر از این وجود نداشته و ندارد. یعنی این لیست دقیقا مثل هر لیستی از شما عزیزان است که مثلا در بخش نظرات، محبوب ترین بازی های زندگیتان را بنویسید. یعنی مطلبی بر اساس “نظر کاملا شخصی”. در این مطلب از هر فرنچایز سعی شده است تا تنها یک بازی انتخاب شود تا شاهد دو بازی از یک فرنچایز مشترک نباشیم وگرنه کل لیست می شد بایوشاک و دارک سولز و یکی دو سری دیگر. در دنیای بازی ها تعداد بسیار زیادی عناوین بی نظیر و محبوب وجود دارند که می توانستند در لیست هر شخصی حاضر باشند اما در این مقاله که لیست شخصی بنده است،  انتخاب هایی را که برای خودم محبوب تر بوده و هستند در لیست جای داده ام. پس دقت کنید که این مقاله، “برترین عناوین من در تاریخ بازی ها ” است. رتبه بندی و ترتیبی هم که در این لیست برای بازی های های مختلف لحاظ شده است کاملا نظر شخصی نویسنده است و هیچ معیار و میزانی برای درست یا غلط بودن آن وجود ندارد زیرا پای سلیقه شخصی مطرح است. بالاخره هر شخصی بر اساس تجربه و خاطراتی که دارد جایگاه ها عناوین را تعیین می کند. در واقع بازی که مثلا من در رتبه اول قرار داده ام شاید حتی اصلا در لیست شما حضور هم نداشته باشد. پس بهتر است تا این مطلب را به عنوان یک مقاله سرگرم کننده که به همراه آن برخی خاطراتتان یا برخی از بازی های محبوب را مرور خواهید کرد، نگاه کنید. با بیان این نکات اگر تا کنون به خواندن مقاله ادامه داده اید از شما دعوت می کنم تا در ادامه بخش پایانی مطلب “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها ” که به بررسی شماره های ۱۱ تا ۱ لیست می پردازد، با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید. 

۱۱ – Uncharted 3: Drake’s Deception

سازنده: Naughty Dog

ناشر: Sony Interactive Entertainement

ژانر:  Third Person Shooter ,Action Adventure

پلتفرم مقصد:  PlayStation ۳ و PlayStation 4

سال انتشار: ۲۰۱۱

امتیاز متا: ۹۲/۱۰۰

 آنچارتد ۲ و ۴ هم اصلا و ابدا تفاوت خیلی خاصی برای من ندارند و حتی به نوعی می شود گفت آنچارتد ۴ هم می تواند بهترین نسخه ی من در این سری باشد همان طور که در نقد این نسخه هم گفته بودم، ولی خب در نهایت نهایت وقتی فکر می کنم که کدام نسخه یک حس خاص ترین برای من زمان بازی کردنش داشته است فکر می کنم نسخه سوم بوده که برایم بهترین است. بازی Uncharted 3: Drake’s Deception که عنوانی در ژانر اکشن ماجرایی و شوتر سوم شخص محسوب می شود، در نسل هفتم و در سال ۲۰۱۱ در اختیار دارندگان پلتفرم Playstation ۳ قرار گرفت و البته بعدا در نسل هشتم و در قالب کالکشن این سری در کنار نسخه های اول و دوم برای پلی استیشن ۴ نیز عرضه شد، ساخت و توسعه این بازی را استودیو ناتی داگ عهده دار بود و کمپانی سونی نیز در قامت ناشر  این بازی شاهکار قرار داشت. Uncharted 3: Drake’s Deceptionاز همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی از این بازی به عنوان یک شاهکار یاد می کردند. Uncharted 3: Drake’s Deception که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۲/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد که مهر تایید دیگری بر کیفیت بسیار بالای این عنوان بی نظیر بود.

این نیتن منه.. دوسش دارم خیلی زیاد!

ساخت دنباله برای شاهکار دوم سری که بازی سال بود واقعا سخت بود اما سازندگان این سری باز هم موفق به انجام این کار شدند و با عنوان Uncharted 3: Drake’s Deception شاهکاری دیگر آفریدند. عنوانی که از لحاظ جلوه های بصری پیشرفت کرده بود و البته از همان مکانیک های موفق و جواب پس داده نسخه دوم استفاده کرده بود که البته ذره ای هم نیاز به تغییر نداشتند. هر چند که برخی منتقدان به این مسئله ایراداتی گرفتند و مقداری از نمره بازی به نسبت نسخه دوم کاسته شد و در Uncharted 3: Drake’s Deception شاهد عنوانی بودیم که به جای آن که مانند Uncharted 2: Among Thieves متای ۹۶ کسب کند، به شاهکاری با متای ۹۲ تبدیل شود که این امتیاز تنها با خاطر تغییر نکردن نسبت به نسخه دوم کسر شده بود. در واقع Uncharted 3: Drake’s Deception گویا ادامه مراحل بازی دوم بود که گرافیک آن ارتقا یافته بود اما به عقیده من این نه تنها یک مورد منفی نبود بلکه نشان از هوشمندی سازندگان بازی داشت که می دانستند بازی در نسخه دوم به قدری کامل و عالی بوده است که نه نیاز است چیزی به آن اضافه شود و نه چیزی از آن کم شود. بلکه با تمرکز بر روی داستان و گرافیک بازی عنوان را خلق کردند که به حق یکی از “پادشاهان گرافیک کنسولی نسل هفتم” محسوب می شود.

از شاهکار ترین مراحل تاریخ بازی ها

جدا از گرافیک و گیم پلی و صدا و موسیقی، داستان Uncharted 3: Drake’s Deception هم در یک کلام فوق العاده و بسیار جذاب و هیجان انگیز است و از ساختار و چارچوب محکمی بهره می برد. داستان در بازی یک لحظه هم شما را به حال خود رها نمی کند و همواره از عوامل اصلی شما برای پیشروی در بازی است. داستان از همان ابتدا بسیار جذاب شروع می شود و با تغییر زمان و روایت داستان هایی از کودکی نیتن و جوانی سالی باعث می شود تا داستان بازی را بهتر درک کنیم و متوجه شویم که شخصیت منفی اصلی بازی که در این نسخه می بینیم از قدیم با نیتن و سالی درگیر بوده است و این دشمنی به زمان حال رسیده است. در آغاز بازی نیتن دریک (Nathan Drake) را می بینیم که به همراه ویکتور سالیوان (Victor Sullivan) یا همان سالی خودمان قصد انجام معامله ای را با شخصی به نام تالبوت دارند که قصد خرید حلقه نیتن را دارد. در ادامه درگیری به وجود می آید و در نهایت متوجه می شویم که خریدار اصلی و در حقیقت شخصیت منفی اصلی بازی زنی به نام کاترین مارلو (Katherine Marlowe) است. Uncharted 3 در زمینه شخصیت پردازی نیز فوق العاده عمل کرد و شخصیت های محبوب این سری از نیتن و سالی گرفته النا فیشر، همه به بهترین شکل پرداخت شده بودند.

داره دنبال یه رقیبی چیزی می گرده در دور دست ها!

البته این موضوع در این فرنچایز چیز جدیدی نیست و همواره در عناوین آنچارتد شاهد شخصیت پردازی بی نظیری بوده و هستیم. Uncharted 3: Drake’s Deception عنوانی است که باعث افتخار صنعت محبوب ماست و با آن می توانیم در برابر هر هنر دیگری فخر فروشی کنیم که ما چنین بازی هایی داریم. عنوانی که استانداردهای صنعت بازی های رایانه ای را بالا می برد و هر زمان کنسول خود را روشن کنید و به سراغ تجربه آن چه در نسل هفتم و چه نسخه بازسازی شده در نسل هشتم بروید باز هم برایتان نکات جدیدی دارد و به قدری لذت بخش است که انگار دارید برای اولین بار آن را تجربه می کنید. خیلی کم تعدادند عناوینی که در سبک شوتر سوم شخص این قدر ارزش تکرار داشته باشند و بتوانید بدون این که خسته شوید بارها و بارها آن را تجربه کنید. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران ۲۷ ساله ی گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Uncharted 3: Drake’s Deception (بهتر است بگویم کل سری آنچارتد)، یکی از عناوین قطعی خواهد بود که همیشه برای من در بین برترین های تاریخ جای داشته و دارد و خواهد داشت و برخی از بهترین خاطراتم را در دنیای جذاب بازی ها رقم زده است. Uncharted 3: Drake’s Deception به عنوان نماینده ای از این سری جاودانه در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه یازدهم را کسب کرده است.

۱۰ – The Last of Us Part II

سازنده:  Naughty Dog

ناشر:  Sony Interactive Entertainement

ژانر: Action-Adventure, Survival Horror

پلتفرم مقصد:  Playstation 4

سال انتشار: ۲۰۲۰

امتیاز متا:  ۹۴/۱۰۰

نقد The Last of Us: Part 2 خیلی سنگین بود و در واقع سنگین ترین مقاله از بین ۷۰۰ مقاله ای که برایتان نوشته ام بود و خیلی خسته ام کرد، ولی خب خیلی هم به من چسبید وقتی بازخوردهای شما را دیدم و دریافتم که زمین و زمان نقد گیمفا را می خوانند و در موردش با هم صحبت و بحث می کنند و از آن مهم تر حدود ۳۰۰ نظری را مطالعه کردم که یکی از دیگری زیباتر بود و واقعا به من انگیزه و روحیه داد و بابت آن از شما ممنونم. همینطور پشت سر کلی پیام های پر از محبتی که از شما دریافت کردم نیز باز هم باعث شد که متوجه شوم که چقدر خوب است آدم حرف حق بزند و تجربه‌ی خودش از بازی را بگوید و مقابل جهالت و دشمنان هنر هم بایستد. هر چند که چند ایمیل و پیام ناشایست هم دریافت کردم ولی خب اولا تعدادشان در مقایسه با پیام های محبت آمیز شما اصلا حساب نمی شد و حتی کمتر از انگشتان یک دست بودند. همچنین اینها باز هم نشانه این بود که چقدر نقد گیمفا مهم است و چقدر تاثیر می گذارد و هم می تواند خوشحالی زیادی ایجاد کند و هم آتش سوزی زیاد! بگذریم. وقتی داشتم این لیست را می نوشتم نسخه اول سری در این بخش بود ولی بعدش که نسخه دوم را بازی کردم و این قسمت مقاله هم هنوز منتشر نشده بود دیگر جایش با قسمت دوم عوض شد و The Last of Us: Part 2 در این مقاله قرار گرفت تا به روز تر هم باشد. برویم سراغ معرفی بازی. بازی The Last of Us Part II که عنوانی در ژانر اکشن ماجرایی سوم شخص و وحشت بقا محسوب می شود، در نسل هشتم و در سال ۲۰۲۰ به تازگی در اختیار دارندگان پلتفرم پلی استیشن ۴ قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را استودیو ناتی داگ عهده دار بود و کمپانی سونی نیز در قامت ناشر  این بازی بی نظیر قرار داشت. The Last of Us Part II با وجود این که خیلی ها نمی خواستند و برای بازی جنجال درست شده بود، از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه ارائه ی یک ترکیب شاهکار و بی نقص از داستان و گیم پلی و گرافیک و صداگذاری و موسیقی، بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک شاهکار و حتی عنوانی برتر از بازی نخست یاد می کردند.

در سطح فهم هیترهای متعصب (نه کاربران منطقی) این بازی همین بس که طرف پیام داد که شما نقد ۱۴۰۰۰ کلمه ای را کپی کردید. چرا؟ چون سیاتل را در نقد نوشته اید ستل!! حالا می دانید اصلش چیست؟ این هیتر عزیز کلمه settlement یا اقامتگاهی که در وایومینگ جکسون سیاتل است و من در متن نوشته ام جوئل و الی در آنجا زندگی می کنند را با خود فرض کرده است که یعنی سیاتل و تازه از همین نتیجه گرفته نقد کپی است!!! یعنی در این حد تعطیل هستند! 

The Last of Us Part II که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۴/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد که باعث آسیب دیدن کلی کاربر غیر از کاربران پلی استیشن و بالارفتن شدید روند ایمیل سازی شد! جدا از این که ساخت یک بازی مثل بخش اول  The Last of Us یعنی عنوانی با بالاترین کیفیت ممکن کار بینهایت سختی است که شاید فقط ۲-۳ بازیساز از پس آن برآیند، ساخت یک دنباله شاهکار که حتی در همان سطح عمل کند (چه برسد بهتر هم باشد) چندین برابر سخت تر و دشوار هم هست و برای همین است که ارزش ساخت و کسب متای ۹۴ برای The Last of Us: Part 2 خیلی خیلی تحسین برانگیزتر از عنوان نخست است. The Last of Us: Part 2 از نظر گیم پلی یک عنوان اکشن ماجرایی با المان های وحشت و بقا از زاویه دوربین سوم شخص و بر پایه مبارزات دور و نزدیک و مخفی کاری است که به عنوان یک حسن ختام در انحصاری های شاهکار نسل هشتم سونی منتشر گردیده است تا پلی استیشن ۴ نیز مثل برادران بزرگترش در نسل های قبلی، نسلی پر از انحصاری های فراتر از شاهکار را پشت سر گذاشته باشد و با یک انحصاری غول پیکر که کاندید اصلی بازی سال ۲۰۲۰ هم هست، منتظر رسیدن برادر کوچک و زیبا و قدرتمندش یعنی Playstation 5 در چند ماه آینده بنشیند تا سکان قدرت و رهبری نسل نهم را به او تحویل دهد!

چقدر چسبید نقد این بازی! چه بازدیدی خورد. دمتون گرم واقعا. دشمنا هم مدام اینجا مشغول خوندن مقالات ما هستن!

The Last of Us: Part 2 یک بازی بین عناوین جهان آزاد و بازی های خطی به حساب می آید و این موضوع بدون شک برای افرادی مثل من که عاشق و شیفته ی بازی های جهان آزاد هستند یک نقطه عطف و یک نکته بسیار مثبت تلقی می شود و لذت این نسخه با بازی اول برای من اصلا قابل مقایسه نیست و The Last of Us: Part 2 بسیار بازی مناسب تری برای ذائقه من به حساب می آید. تازه این گسترده تر شدن دنیای بازی، تنها یک پارامتر مسئول در شدیدا لذتبخش تر شدن بازی برای من است و موضوع مهم تر از آن، توسعه یافتن و قرارگرفتن المان های بیشتر نقش آفرینی در این نسخه است که از همان سیستم ساخت و ساز بازی که خیلی زود هم با آن آشنا خواهید شد و مقایسه اش با سیستم ساخت و ساز جذاب بازی اول، کاملا برای شما مبرهن و آشکار خواهد شد و هر چقدر هم که پیشروی کنید، این المان های لذتبخش نقش آفرینی، بیشتر و پررنگ تر و مهم تر می شوند و در یک کلام باید بگویم علاقمندان به عناوین اکشن ماجرایی با المان های پررنگ نقش آفرینی و دنیای تقریبا بزرگ برای گشت و گذار، معنای کامل لذت یک شاهکار بی نظیر این ژانر را در رگ هایشان حس خواهند کرد آن هم در یک قالب یک زمینه و تم کامل The Last of Us، یعنی فکر نکنید اینها را که گفتم به معنی این است است ذره ای بازی از The Last of Us بودن فاصله گرفته است بلکه فقط وسیع تر و عظیم تر و عمیق تر شده است. بازی  The Last of Us: Part 2 علاوه بر این ها یک وحشت بقا نیز محسوب می شود و به دلیل وجود دشمنان بیمار قارچ زده مخوفی که در بازی وجود دارند و چند نوع مختلف هستند (و در این نسخه متنوع تر هم شده اند و مخوف تر)، گاها لحظات ترسناک و استرس زایی را نیز تجربه می کنید و لحظاتی از بازی که باید از لابه لای آنها بدون هیچ سروصدایی رد شوید واقعا ترسناک و دلهره آور هستند.

میخوای تراژدی رو تعریف کنی؟ بگو لست ۲

شما در این نسخه می توانید با جمع کردن منابع و آیتم های مختلف، قابلیت های خود را در یک سیستم درخت ارتقا، آپگرید کنید که واقعا این موضوع لااقل از نظر من برای این بازی یک موضوع بی نظیر است که عمق بازی را چندین برابر کرده است. این درخت مهارت ها ۳ شاخه اصلی دارد که شامل Survival, Crafting و  Stealth هستند. شاخه ی بقا یا Survival مواردی مثال خط سلامتی و دامنه ی Listen Mode و فاصله ی پرتاب را افزایش می دهد. شاخه ی ساخت و ساز یا Crafting اجازه می هد تا سلاح های سرد را ارتقا دهید و سرعت ساخت و سازتان را زیاد می کندو با آن می توانید بمب های دودی و گیج کردن درست کنید. نهایتا هم شاخه ی Stealth یا مخفی کاری را داریم که سرعت شما را هنگام خریدن زیاد می کند، سرعت کشتن به روش مخفیانه را افزایش می دهد و برای کلت صدا خفه کن باز می کند. در مجموع باید خدمت شما عرض کنم که گیم پلی بازی The Last of Us: Part 2 معنای کامل بی نقصی است و نه تنها معدود مشکلات خیلی کوچک بازی اول مثل هوش مصنوعی تبدیل به نقطه قوت بازی شده اند، بلکه کلی موارد جدید که عمق گیم پلی را بیشتر کرده اند نیز به بازی اضافه شده اند. به قدری ترکیب موارد مختلف گیم پلی در The Last of Us: Part 2 بی نظیر و جذاب از کار در آمده که سبب خلق یکی از بهترین بازی های تاریخ شده است که تجربه آن برای هر گیمری لازم است. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران ۲۷ ساله ی گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام (و همچنین برترین بازی که نوشتن نقدش با وجود سنگین بودن خیلی به من کیف داد)، عنوان The Last of Us Part II همیشه در لیست حاضر خواهد بود و افتخار می کنم که در زمانی هستم که می توانم این شاهکار ناتی داگ را تجربه کنم. The Last of Us Part II در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه دهم را کسب کرده است.

این هم از خلاصه انگلیسی نقد لست ۲ که برای ناتی داگ ارسال و در اپن کریتیک ثبت شد تا ناتی داگ بداند در ایران هم قدر بازیشان را می دانیم و قدر هنر را می دانیم:

It is a “Mission (almost) Impossible” to create a sequel for a Masterpiece like The Last of Us that would be better in every aspect, but for Naughty Dog it seems that it is just another regular day in the office! The Last of Us Part II is one of the best games ever created and it really breaks your heart with one of the most beautiful and sad stories we’ve ever seen. Amazing graphics, deep gameplay, perfect voice acting and beautifully heartbreaking soundtrack, made The Last of Us Part II an even better than the first installmenmt and a game worths buying a PS4 just to play it. Also If you want to have the best experience, first play the original The Last of Us before yo go to the sequel

۹ –   Demon’s Souls 

سازنده:  FromSoftware, SIE Japan Studio

ناشر:  Sony Interactive Entertainement

ژانر: Action-RPG

پلتفرم مقصد: پلی استیشن ۳

سال انتشار: ۲۰۰۹

امتیاز متا: ۸۹/۱۰۰

ریمیکش هم که معرفی شد و عشق است! بهترین لحظه برای من در مراسم معرفی پلی استیشن ۵. عجب کیفیتی و عجب کمپانی برای ریمیک کردن این شاهکار. بگذریم… بریم به سراغ نسخه اصلی.  وای که هر چقدر از این بازی بگویم کم است! عنوانی که  یک دریچه بود برای ورود من به دنیایی که تبدیل به یک بخش خیلی بزرگ از زندگیم شد و از بس که این دنیا جذاب و هیجان انگیز بود، دلم می خواست خیلی از هموطنانم هم آن را ببینند و با آن آشنا شوند بنابراین دست خیلی ها را هم گرفتم و با خودم آنها را به این دنیا بردم تا از تجربیاتی که بعدا تبدیل به برخی از برترین خاطرات آنها شدند، محروم نشوند. صحبت از Demon’s Souls و آغاز افسانه ی آقای میازاکی. افسانه ای که اگر اعتماد سونی نبود شاید اصلا آغاز نمی شد و همین یکی از دلایلی است که نشان می دهد که چرا سونی شرکت پیشتاز دنیای گیم است زیرا دید صحیحی دارد و می داند کجا باید به یک سازنده و خلق یک آی پی جدید انحصاری اعتماد کند. آی پی که در ادامه باعث شود عناوین ۳ گانه دارک سولز، بلادبورن و سکیرو و البته کلی بازی که با الهام از اینها خلق شدند. برویم سراغ معرفی Demon’s Souls که یکی از برترین بازی های کل زندگی من است و برای من هرگز ارزشش کمتر از دارک سولز و بلادبورن نیست. بازی Demon’s Souls که عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی محسوب می شود، در نسل هفتم و در سال ۲۰۰۹در اختیار دارندگان پلتفرم  Playstation 3 قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را استودیو فرام سافتور و استودیوی ژاپن سونی عهده دار بود و کمپانی سونی نیز در قامت ناشر این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت.

ریمیکش هم که معرفی شد و عشق است!

بازی Demon’s Souls که ساخت و انتشار آن را FromSoftware و شرکت سرگرمی های سونی برعهده داشتند، در سال ۲۰۰۹ و بر روی پلتفرم پلی استیشن ۳ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین واقع شد. البته لازم است بدانید که دیمونز سولز تماما توسط فرام سافتور ساخته نشد و استودیوی ژاپن سونی نیز در ساخت این بازی مستقیما نقش داشت و امتیاز و نام دیمونز سولز متعلق به سونی است. بازی در زمینه گیم پلی، تاکتیک ها، مهارت ها، آیتم های مخفی و المان ها و مکانیک های نقش آفرینی بسیار عمیق عمل می کند. به بهترین و هنرمندانه ترین شکل ممکن شما را در یک فضای تاریک و استرس زا قرار می دهد که دشواری بسیار زیاد آن سبب می شود که این استرس بیشتر نیز بروز یابد و شما را بیشتر به چالش بکشد. Demon’s Souls هیچ گاه با شما تعارف ندارد. شما را مثل آب خوردن می کشد، خط سلامتی تان را مدام و هر چقدر بخواهد کوتاه می کند، شمشیر شما را می شکند، وادارتان می کند که یک بخش نیم ساعته را ۱۵ بار تکرار کنید تا در نهایت باز هم جور دیگری شما را بکشد؛ هر چه جمع کرده اید را در یک بار مرگ از شما می گیرد و شاید در بار بعدی در ۱۰ قدمی آن روح هایتان و در حالی که چشم به آن دارید تا دوباره آن را از روی زمین بردارید شما را بکشد تا از شدت غم و ناراحتی و حرص تا مرز دیوانه شدن بروید؛ اما خب بازی به همان اندازه که چالش برانگیز و مجازات کننده است، پاداش دهنده نیز هست و به قدری کسب این پاداش ها لذت بخش و جذاب است که می توانید سختی ها را به شوق دریافت پاداش تحمل کنید.

نکسوس…

Demon’s Souls از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه درجه سختی بیرحمانه و کیفیت بسیار بالای ساخت، بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک بازی بی مشابه در سال های اخیر یاد می کردند. Demon’s Souls که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای عالی ۸۹/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد که مهر تایید دیگری بر کیفیت بسیار بالای این عنوان بی نظیر بود. دشمنانی مرگبار و بی‌رحم، تله‌های محیطی، باس‌ هایی دیوانه و وحشی، سیستم ذخیره بسیار سخت‌گیر و دشوار، از دست رفتن کل تجربه جمع آوری‌ شده با مردن (یک بار شانس دارید آن را به دست آورید مجددا)، کاهش بسیار زیاد نوار جان با هر بار مردن (و تبدیل شدن به Undead) و عدم وجود دکمه Pause در بازی به همراه تعداد زیادی دیگر عوامل دشوار کننده، همه و همه دست به دست هم می‌دهند تا با یکی از سخت‌ترین، بیرحم‌‌ترین و البته یکی از زیباترین و اعتیادآورترین عناوین اکشن نقش‌آفرینی تاریخ بازی‌ های ویدئویی روبرو شوید که در عین حال که با اعصاب شما بازی می‌کند به قدری دوست‌داشتنی و جذاب و زیباست که رها کردن آن پس از یکی دو ساعت تجربه بازی کاری بسیار سخت است و مانند یک مریضی بازیباز را رها نمی‌کند.

بهترین لحظه برای من در مراسم معرفی پلی استیشن ۵

Demon’s Souls یک بازی تاریخ ساز و جریان ساز در نسل هفتم بود که خیلی چیزها را دوباره به یاد سازندگان انداخت و تابوشکنی کرد. تابویی که بسیار همه گیر شده بود و به طور مداوم به سمت بازی های آسان و بدون چالش و مسخره پیش می رفتیم. Demon’s Souls این تابو را شکست و نام هیدتاکا میازاکی را بر سر زبان ها انداخت و باعث خلق یکی از برترین عناوین و فرنچایزها در تاریخ بازی های رایانه ای گردید، آن هم با یک نقش آفرینی بی نظیر و بی نهایت دشوار. اگر  Demon’s Souls نبود قطعا دیگر اکنون با شاهکارهایی به نام دارک سولز خاطره بازی نمی کردیم و شاید عنوان بی نظیر مثل بلادبورن را هم نمی دیدیم. Demon’s Souls شروع یک انقلاب بود، انقلابی که به سازندگان یادآوری کرد می توانند بازی سخت و بسیار مرگبار بسازند و مورد استقبال هم قرار بگیرند. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام زندگی تجربه کرده ام، از عنوان Demon’s Souls نه تنها به عنوان یکی از برترین ها بلکه به عنوان یکی از تاثیرگذارترین بازی ها در طول زندگی نام می برم که نه تنها من را تغییر داد بلکه دنیای بازی ها را هم تغییر داد و دوباره چالش را به نسل های اخیر بازی ها بازگرداند. Demon’s Souls در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه نهم را کسب کرده است.

۸ – Mass Effect 2

سازنده: Bioware

ناشر: Electronic Arts

ژانر: Ation RPG , Third Person Shooter

پلتفرم مقصد: Xbox 360 ,PC ,Playstation 3

سال انتشار: ۲۰۱۰

 امتیاز متا: ۹۶/۱۰۰

خیلی باید بدشانس باشی که Mass Effect 2 را بسازی و عرضه کنی و بازی متای ۹۶ را کسب کند ولی بازی سال نشود. اصلا چطور با این متا می شود بازی سال نشد. بایوشاک و اسکایریم و رزیدنت اویل ۴ با این متا بازی سال شده اند ولی Mass Effect 2 که حتی ذره ای از این عناوین کم ندارد بدشانس بود و بازی Red Dead Redemption در آن سال بازی سال شد که البته این ذره ای از ارزش بازی Mass Effect 2 و این سری کم نمی کند. زیرا هیچ شکی نیست که یکی از برترین و کامل ترین سه گانه های سبک نقش آفرینی در تاریخ بازی ها ۳ گانه شاهکار Mass Effect است و بارها به همراه فرمانده شپرد در سراسر کهکشان سفر کرده ایم، مبارزه کرده ایم، متحد جمع کرده ایم، زمین را نجات داده ایم، عاشق شده ایم و البته گاهی دوستانمان را از دست داده ایم. ۳گانه ای که هر ۳ بازی آن یک شاهکار بی نظیر بوده اند و به حدی زیبا و بی نقص هستند که هنوز هم که هنوز است تجربه هر یک از آن ها از برترین بازی های این نسل نیز لذت بخش تر است.  در تاریخ بازی های رایانه ای خیلی کم سراغ داریم سه گانه ای را که هر ۳ بازی آن متای بالای ۹۰ داشته باشند، اما این ۳ گانه شاهکار، تاریخ ساز و خاطره انگیز، موفق شده است تا چنین افتخاری را کسب کند و  یک موفقیت عظیم را در کارنامه یکی از برترین نقش آفرینی سازان دنیا یعنی بایوویر و کمپانی الکترونیک آرتز ثبت کرده است.

داداش ریمیکی ریمستری چیزی!

نکته بسیار مهم در مورد این فرنچایز آن است که با انتشار نسخه های جدید هرگز کیفیتش پایین نیامد و ۳ بازی و ۳ شاهکار را در این ۳ گانه شاهد هستیم. نقطه اوج این ۳ گانه بی نظیر و بهترین بازی در این کالکشن Mass Effect 2 است که نه فقط در سبک نقش آفرینی بلکه در واقع یکی از چند بازی برتر در تاریخ بازی های رایانه ای و عنوانی در حد بازی های بی تکرار تاریخ مثل بایوشاک است. البته گمان نکنید که دو بازی دیگر این سری نیز دست کمی از بازی دوم دارند. بازی Mass Effect 2 که عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی محسوب می شود، در نسل هفتم و در سال ۲۰۱۰ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 3 ,Xbox 360 و PC قرار گرفت و خیلی عجیب است که دیگر هرگز شاهد عرضه ریمستری یا کالکشن نسل هشتمی و… از این بازی و کلا ۳ عنوان نخست این سری نبوده ایم. به همین دلیل هم مدت هاست که خیل طرفداران Mass Effect 2، منتظر شنیدن خبری در مورد ریمستر یا ریمیک شدن این بازی و به طور کلی بهتر است بگویم منتظر ریمستر شدن یا ریمیک شدن کل ۳ گانه این سری باشند.، ساخت و توسعه این بازی را استودیو بایوویر عهده دار بود و کمپانی EA نیز در قامت ناشر  این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت.

EA جان ریمیک و ریمستر کنی، مثل بنز پوله که در میاری ها

در بازی های نقش آفرینی به دلیل داستان های اغلب طولانی و تصمیم گیری های مختلف و موثر و داستان های چندلایه و عمیق، همیشه شخصیت های محبوب زیادی را سراغ داشته و داریم که بدون هیچ شکی یکی از برترین، قدرتمندترین، جذاب ترین و البته دوست داشتنی ترین آن ها فرمانده ای شریف و با قدرت است به نام فرمانده شپرد که وقتی که صحبت از این سری می شود بدون شک اولین کلمه ای که به ذهن هر طرفدار و بازیبازی می رسد “فرمانده شپرد” است و بس. داستان فوق العاده و چند لایه، روایت عالی، شخصیت های دوست داشتنی، شخصیت پردازی های بی نظیر، نقش بسیار بسیار واضح تصمیمات شما در رقم خوردن وقایع بازی و قرار دادن بازیباز در لحظاتی مرگبار برای گرفتن تصمیماتی کاملا خاکستری، گرافیک و جلوه های بصری فنی و هنری عالی، گیم پلی فوق العاده متنوع و اعتیادآور با مبارزاتی بسیار عمیق و جذاب و هیجان انگیز، لذت ناب گشت و گذار و اکتشاف در کهکشان، شخصی سازی های فوق العاده عالی، صداگذاری و موسیقی های شاهکار و بی نظیر و پایان بندی بسیار عالی بازی، همه و همه در کنار هم وجود داشتند و سبب می شدند تا هر بخش بازی، بخش های دیگر را نیز با کیفیت تر کند و ترکیبی کاملا بدون نقص به معنای واقعی را پدید آورند.

پیش بینی کرونا!!

Mass Effect 2 خیلی سریع بعد از انتشار توجه تمامی صنعت بازی را به خود جلب و واقعا همه را شگفت زده کرد تا بازخوردهای بی نظیری را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت کند. Mass Effect 2 که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای رویایی ۹۶/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد و در کنار برترین های تاریخ قرار بگیرد.  Mass Effect 2 از هر نظر که فکرش را بکنید یک عنوان کاملا بی نقص بود و جزو عناوینی است که کاملا و تنها شایسته امتیاز کامل ۱۰/۱۰ می باشد و هیچ گونه نقصی را در آن به عنوان یک بازی نقش آفرینی نمی توان یافت و هر کس آن را بازی کرده است این عنوان تبدیل به یکی از برترین تجربه هایش شده است، دقیقا مثل بنده. بسیار امیدواریم که در نسل آینده بازی های ویدئویی (و شاید هم در اواخر همین نسل) شاهد اعلام رسمی ریمستر یا ریمیک شدن بازی Mass Effect 2 و همچنین Mass Effect و Mass Effect ۳ باشیم، در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در حدود ۳ دهه گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Mass Effect 2 یک پای ثابت لیست خواهد بود و این شاهکار جاودانه در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه هشتم را کسب کرده است.

۷ –  Resident Evil 4

سازنده: Capcom Production Studio 4

ناشر: Capcom

ژانر:  Survival Horor – Third-person shooter

پلتفرم مقصد: GameCube, PlayStation 2, Microsoft Windows, Wii, Zeebo, iOS, PlayStation 3, Xbox 360, Android, PlayStation 4, Xbox One

سال انتشار:  ۲۰۰۵

امتیاز متا:  ۹۶/۱۰۰

کپکام کمپانی خیلی بزرگی است و دریایی از شاهکارهای تاریخ ساز دارد ولی بین همه‌ی اینها  به یقین Resident Evil 4 برترین و زیباترین عنوانی است که تاکنون توسط کمپانی کپکام ساخته شده است. اصلا عجیب است که یک وحشت بقا چنین ارزش تکراری داشته باشد، ولی خب از رزیدنت اویل و استاد میکامی هیچ چیزی بعید نیست. Resident Evil 4 می تواند کاری کند تا شما مدت ها و مدت ها بدون توجه به ساعت و گذشت زمان بازی را بارها و بارها دوباره از اول آغاز کنید تا آیتم های بهتر به دست آورده و چندین بار از زیبایی بی نظیر و خوفناک بازی لذت ببرید و قید خیلی بازی ها را به خاطر تجربه چندین باره این شاهکار بزنید. اجازه دهید تا از ابتدا با معرفی بازی شروع کنیم. بازی Resident Evil 4 که عنوانی در ژانر وحشت بقا محسوب می شود، ابتدا در نسل ششم و در سال ۲۰۰۵ و سپس در طول سال ها تا امروز در اختیار دارندگان پلتفرم های GameCube, PlayStation 2, Microsoft Windows, Wii, Zeebo, iOS, PlayStation 3, Xbox 360, Android, PlayStation 4 و Xbox One قرار گرفته است و حتی صحبت هایی از باز سازی کامل این عنوان مثل رزیدنت اویل ۲ و ۳ نیز مطرح است که کار خطرناکی نیز هست دست زدن به این شاهکار، ساخت و توسعه این بازی را Capcom Production Studio 4 عهده دار بود و کمپانی کپکام نیز در قامت ناشر این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. Resident Evil 4 به نوعی پدر بازی های شوتر سوم شخص مدرن، پدر عناوین وحشت بقای مدرن و برترین عنوان و خالق مبارزات شوتر سوم شخص مدرن و دوربین روی شانه در صنعت بازی محسوب می شود.

وقتی یک بازی، نقش آفرینی و استراتژی و MMO نیست و هر کدام ما شاید ۲۰ بار آن را به پایان رسانده ایم یعنی خیلی خیلی کارش درست است

باید گفت تمام شوترهای سوم شخص شاهکاری که از نسل ششم به بعد با سیستم نشانه گیری دوربین روی شانه و گان پلی عالی دیده ایم، در واقع از بهترین این سبک الگو گرفته اند، یعنی از Resident Evil 4 که این سیستم دوربین روی شانه در مبارزات سوم شخص را معرفی کرد و هر بازی که در این سبک موفق عمل کرده است در اصل از  Resident Evil 4 الگو گرفته است و از جی تی ای گرفته تا رد دد و دد اسپیس و … همگی کاری را کرده اند که  Resident Evil 4 و خالق نابغه، دوست داشتنی و توانمندش یعنی استاد شینجی میکامی، اولین بار و بدون الگو برداری از کسی انجام دادند و در حقیقت میکامی این سیستم را خلق کرد و استاندارد جدیدی را به سبک شوتر سوم شخص آورد و سطح این عناوین را بالاتر برد. بعد از  Resident Evil 4 بود که تمام بازی های خوب شوتر سوم شخص که امروز می بینیم عرضه شدند و با استفاده صحیح از این سیستم و بهبود آن مبارزاتی بسیار جذاب را خلق کردند. اما به هر حال همیشه اولین بودن از همه چیز مهم تر است. شاید برخی بازی ها امروز گان پلی و مبارزات و دوربین روی شانه و گان پلی بسیار لذت بخش تری از  Resident Evil 4 داشته باشند اما  Resident Evil 4 بود که باعث شد آن ها اصلا بتوانند چنین سیستمی را پیاده کنند که حالا بعد ارتقایش دهند و بهبود بخشند.

هیچ بازی سبک وحشت بقا چنین ارزش تکرار عجیب و غریبی مثل Resident Evil 4 ندارد و انگار شاهد یک بازی نقش آفرینی عمیق هستیم

Resident Evil 4 از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک شاهکار یاد می کردند. Resident Evil 4 که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۶/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد و تا همیشه به عنوان برترین بازی وحشت بقای تاریخ و یکی از چند بازی برتر تاریخ هم شناخته می شود. امتیاز متای ۹۶ یعنی بایوشاک و عناوینی در سطح آن که بدون شک  Resident Evil 4 یکی از همان هاست و تا ابد در قلب بازیبازان نامش جاودانه است و خالقش یعنی استاد میکامی همواره مورد احترام کل صنعت بازی بوده و هست و خواهد بود.  Resident Evil 4 عنوانی است که وقتی برای نسل ۸ عرضه می شود و آن را بازی می کنید هنوز شگفت زده تان می کند که این بازی چطور برای پلی استیشن ۲ بوده است و هنوز که هنوز است از خیلی عناوین جدید برتر و لذتبخش تر و با کیفیت تر است.

چه بازی بود خدایا!

همان طور که در ابتدا هم اشاره کردم هیچ بازی سبک وحشت بقا چنین ارزش تکرار عجیب و غریبی مثل Resident Evil 4 ندارد و انگار شاهد یک بازی نقش آفرینی عمیق هستیم با چندین خط داستانی مختلف که بارها و بارها آن را تمام کنیم! وقتی یک بازی، نقش آفرینی و استراتژی و MMO نیست و هر کدام ما شاید ۲۰ بار آن را به پایان رسانده ایم یعنی خیلی خیلی کارش درست است و واقعا باید بازی بی نظیر و خفنی باشد که بدون این که در این سبک های ۱۰۰ ساعته و ۲۰۰ ساعته و ۱۰۰۰ ساعته باشد، باز هم توانسته بازیبازان را بارها و بارها پای خود نگه دارد و آنقدر بی نظیر باشد که با این که در سال ۲۰۰۵ عرضه شده اما هنوز در سال ۲۰۲۰ داریم در نسل هشتم آن را بازی می کنیم و تازه مثل بازی هایی از قبیل وارکرفت و دوتا و …. مدام وسیع تر و عظیم تر نمی شود و محتوای جدید به آن اضافه نمی شود و ۱۰۰ ساعت هم گیم پلی ندارد. خیلی از ما حتی نمی دانیم چند بار و واقعا چند بار و چند ساعت عنوان Resident Evil 4 را بازی کرده ایم و نمی دانیم چطور است که هر بار این بازی تمام می شود باز دوباره می خواهیم آن را از ابتدا شروع کنیم و انگار هیچ گاه این بازی قدیمی نمی شود. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام دوران ۲۷ ساله ی گیمر بودنم آنها را تجربه کرده ام، عنوان Resident Evil 4 که واقعا حتی نمی دانم آن را چند بار تمام کرده ام (قطعا بالای ۱۰ بار) یکی از بی جایگزین ترین عناوین لیست است. Resident Evil 4 در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه هفتم را کسب کرده است.

۶ – The Elder Scrolls V: Skyrim

سازنده: Bethesda Game Studios

ناشر: Bethesda

ژانر: Action-RPG

پلتفرم مقصد: Playstation 4 ,Xbox One ,PC ,Playstation 3 ,Xbox 360, Switch

سال انتشار:  ۲۰۱۱

امتیاز متا: ۹۶/۱۰۰

یادم هست که همراه دوستان به مسافرت شمال رفته بودیم و این Skyrim لعنتی کاری کرد (بله کنسول را برده بودم) که کل مسافرت را بنده در ویلا مشغول بازی کردن بودم و پایم را از ویلا بیرون نگذاشتم تا برگشتیم تهران! بله با چنین دیوانه ی گیمی طرف هستید! بگذریم صحبت از Skyrim است. در این بازی لعنتی به معنای کامل، همه چیز از ریزترین جزییات تا المان های اصلی، شگفت انگیز و جذاب است و در نهایت تک تک همین بخش های کوچک و جزییات هستند که با هم جمع شده اند و شاهکاری را خلق کرده اند که بارها و بارها نمره کامل می گیرد و بازی سال می شود و همواره از آن به عنوان یکی از برترین عناوین تاریخ یاد می شود. سری عناوین بسیار پرطرفدار و قدرتمند The Elder Scrolls یا “کتیبه بزرگان” در طول تاریخ هر گونه افتخاری که شما فکرش را بکنید کسب کرده است و از بازی سال گرفته تا ایجاد انقلاب در سبک نقش آفرینی و فروش بی نظیر و امتیاز متای فوق العاده و … همه و همه در پرونده پر افتخار این سری دیده می شود. فرنچایزی که برترین و قدرتمندترین فرنچایز Bethesda محسوب می شود. سری The Elder Scrolls در سال ۱۹۹۴ با بازی The Elder Scrolls: Arena به دنیای بازی های رایانه ای معرفی شدند و در طول سال ها خود را به عنوان یکی از ۲-۳ فرنچایز برتر تاریخ نقش آفرینی به دنیا شناساندند.

به امید بعدی…

نقطه عطف این فرنچایز با بازی The Elder Scrolls IV: Oblivion در سال ۲۰۰۶ بود که انقلابی را در سبک نقش آفرینی ایجاد کرد و مورد تحسین بازیبازان و منتقدان قرار گرفت و متای بی نظیر ۹۴ را نیز به خود اختصاص داد. بعد از انتشار The Elder Scrolls IV: Oblivion و موفقیت فوق العاده آن، بسیاری منتظر بودند تا ببینند نسخه پنجم این سری بزرگ چگونه خواهد شد و خوشبختانه The Elder Scrolls V: Skyrim تمام طرفداران و سازندگان بازی را روسفید کرد و تبدیل به یکی از برترین بازی های تاریخ شد. Bethesda Game Studios که یکی از بزرگترین و معتبرترین کمپانی های بازیسازی و نشر در دنیای بازی های رایانه ای به حساب می آید بدون شک نقش عظیمی در محبوب تر کردن هر چه بیشتر ژانر نقش آفرینی در دنیا بر عهده داشته است. این کمپانی دو فرنچایز بی نظیر Fallout و همین طور The Elder Scrolls را در اختیار دارد که از برترین و محبوب ترین فرنچایزهای نقش آفرینی تاریخ هستند و هرکدام طرفداران بیشماری در دنیا دارند و جزو پرمحتواترین و با کیفیت ترین عناوین نقش آفرینی تاریخ قلمداد می شوند. بازی The Elder Scrolls V: Skyrim که عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی محسوب می شود، در نسل هفتم و در سال ۲۰۱۱ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 3 ,Xbox 360 و PC قرار گرفت،

چقدر مگه میتونه گسترده باشه یه بازی…

ساخت و توسعه این بازی را بتزدا عهده دار بود و همین کمپانی نیز در قامت ناشر  این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. در نسل هشتم و در سال ۲۰۱۶ بود که نسخه بازسازی شده این بازی بی نظیر نیز برای کنسول های PlayStation 4 و Xbox One نیز عرضه گردید. یک سال بعد نیز نسخه نینتندو سوییچ این عنوان به همراه نسخه پشتیبانی کننده از هدست واقعیت مجازی پلی استیشن وی آر منتشر شدند. The Elder Scrolls V: Skyrim از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه خلق دنیایی بی نهایت جذاب و سرشار از محتوای باکیفیت و داستان های گوناگون بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک شاهکار یاد می کردند. The Elder Scrolls V: Skyrim که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۶/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد. همین طور The Elder Scrolls V: Skyrim، عنوان بازی سال ۲۰۱۱ را نیز با شایستگی هر چه تمام تر به خود اختصاص داد و الحق و و الانصاف هم که بهترین انتخاب بود، حتی در حضور شاهکاری مثل آنچارتد ۳ که یکی دو شماره قبل تر در لیست قرار داشت.

زره یعنی این…

به طور کلی باید بگویم سبک “نقش آفرینی” در طول سال ها، همواره دست آویزی برای رسیدن به اوج لذت گیمینگ برای من بوده است و بهترین خاطراتی که تاکنون در دنیای پهناور بازی های رایانه ای داشته ام متعلق به عناوین نقش آفرینی است. این سبک یکی از محبوب ترین ژانرهای بازی در دنیا محسوب می شود ولی در کشورمان در سال های قدیم چنین نبوده است و تنها در چند سال اخیر است که این سبک با ارائه عناوینی بی نظیر و محبوب در دل بازیبازان کشورمان نیز جا باز کرده است و بسیاری از بازیبازان جدید اصطلاحا “نقش آفرینی باز” شده اند و از این سبک لذت می برند. بدون شک در این تغییر سلیقه و ذائقه، نقش انتشار عناوین بزرگ قدرتمند انکار ناشدنی است و بازی های بی نظیری که در سال های اخیر در این ژانر ساخته شده اند و چند بار هم موفق شده اند تا به عنوان بازی سال انتخاب شوند، باعث شده اند تا نگاه و توجه بیشتری از سوی بازیبازان کشورمان به این سبک معطوف گردد. در عناوین سری The Elder Scrolls همواره شاهد کامل ترین محتوا و بزرگ ترین نقشه ها برای گشت و گذار و تعداد بسیار زیادی ماموریت ها و فعالیت های مختلف و متنوع بوده ایم که سبب شده است تا بازی های الدر اسکرولز تبدیل به یکی از پرمحتواترین فرنچایزهای تاریخ شوند. در این بین قطعا بازی Skyrim حرف اول را می زند و واقعا اگر بخواهیم بگوییم کدام بازی در دنیا وجود دارد که به نسبت قیمتش محتوایی چندین برابر آن هم با حداکثر کیفیت ممکن و جذابیت را در اختیار بازیباز قرار می دهد، در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که در تمام زندگی تجربه کرده ام، عنوان The Elder Scrolls V: Skyrim یکی از واضح ترین انتخاب هاست که برخی از بهترین خاطراتم را رقم زده است. The Elder Scrolls V: Skyrim در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه ششم را کسب کرده است.

۵ – Bloodborne

سازنده: From Software

ناشر: Sony interactive Entertainement

ژانر: Ation RPG

پلتفرم مقصد: PlayStation ۴

سال انتشار:  ۲۰۱۵

امتیاز متا: ۹۲/۱۰۰

 وقتی به رتبه های برتر لیست محبوب ترین بازی های بنده در تاریخ برسیم می دانید که کم کم سر و کله ی شاهکارهای استاد میازاکی پیدا می شود! تازه ار هر سری فقط یک بازی قرار داده ام وگرنه که این اوایل لیست از ۱۰ تا ۶-۷ تایش می شد بازی های استاد! هرچقدر از بازی های استاد بنویسم و بنویسم باز هم می شود از آنها گفت و نوشت و خواند. عناوینی که شاید وقتی برای پنجم یا ششم دارید آن ها را بازی می کنید تازه چیزهایی را بفهمید که مختان سوت بکشد و بگویید عجب مغزی دارند این سازنده های لعنتی بازی. می رسیم به Bloodborne و معرفی آن. بازی Bloodborne که عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی محسوب می شود، در نسل هشتم و در سال ۲۰۱۵ انحصارا در اختیار دارندگان پلتفرم Playstation 4 قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را استودیو فرام سافتور عهده دار بود و کمپانی سونی نیز در قامت ناشر  این بازی هاردکور شاهکار قرار داشت. طراحی بی نظیر و گرافیک هنری شگفت انگیز همواره حرف اول را در عناوین هیدتاکا میازاکی می زنند باید اعتراف کرد که در زمینه گرافیک هنری، Bloodborne بالاتر از طراحی شاهکار محیط‎ های سری سولز، به عنوان برترین کار طراحان FromSoftware شناخته می‌ شود. درست است که سری عناوین سولز همواره گرافیک هنری و طراحی های فوق العاده ای داشته اند و دارند اما طراحی و اتمسفر سنگین و تاریک موجود در Bloodborne  بسیار گیراتر و سیاه تر است و تاثیر بیشتری را روی بازیباز می گذارد. شهر Yharnam یکی از مخوف‌ ترین شهرها و محیط‌ هایی است که تا به حال بازی ‎های رایانه ‎ای به خود دیده‌ اند.

خون‌زاده

Yharnam دارای طراحی و معماری برگرفته از لندن ویکتوریایی است با ساختمان‏‌ هایی بلند، متروک و کثیف، با فضاسازی بسیار سیاه و مرده که نشانگر اتفافاتی است که در آن رخ داده است. طراحی های هنری بازی به حدی زیبا و فوق‌ العاده انجام شده است که امکان ندارد بازیباز از این سطح از حرفه ‎ای‌ گری که در طراحی ها به کار رفته است شگفت زده نشود و طراحان بازی را تحسین نکند. خیابان‌‌های سنگفرشی کثیف و پر از سیاهی، موجودات بدشکل و بدفرم مثل ترکیب سگ و کلاغ، هیولاهای غول پیکر، انسان‌ های مجنون و دیوانه، دیو هایی که به شکل انسان در‌ آمده‎ اند، ساختمان‎ های رنگ و رو رفته و دوده گرفته و کثیف، وسایل و لوازم رها شده در خیابان‎ ها و کوچه ‎ها مثل کالسکه‎ ها و …، هوای سیاه رنگ و آلوده، محیطی مرده و فاقد هر گونه شادابی، همه و همه باعث شده ‎اند تا بازیباز کاملا در محیط و جو بازی قرار بگیرد و هر چه بیشتر در داستان بازی غرق شود. فضاسازی و اتمسفر شهر Yharnam به قدری حزن‌انگیز، تاریک، ناامید‌ کننده و مرده است که Bloodborne را تبدیل به تاریک‌ترین عنوان میازاکی تاکنون کرده است. به همین ترتیب باس هایی نیز که در این بازی مشاهده می کنیم بسیار تاریک تر و شوم تر و مخوف تر از سری سولز هستند و به نوعی بازیباز می تواند بدبختی و تاریکی درون آن ها را کاملا لمس کند.

بهنرین سلاح کل بازی که تقریبا تمام دفعاتی که بازی را تمام کردم ۹۵ درصدش را با آن مبارزه می کردم، شمشیر همین داداشمون بود. یکی از سخت ترین باس های کل تاریخ

Bloodborne از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه ترکیب بی نقصی که از همه چیز داشت بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها نیز بود. بازی مخصوصا در زمینه طراحی هنری نیز بسیار تحسین شد و جوایزی مثل British Academy Games Award را برای طراحی بازی و گرافیک هنری آن دریافت نمود. Bloodborne نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۲/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد و اگر ویچر ۳ نبود بازی سال هم می شد. واقعا شاید فقط ویچر ۳ بود که می توانست در حضور Bloodborne بازی سال شود. Bloodborne عنوانی است که هیچ نقصی در هیچ بخشی ندارد و به عقیده من جزو عناوینی است که امتیاز ۱۰ واقعی و کامل، دقیقا برازنده اش است. داستان جذاب و مخوف و غمناک و البته روایتی عالی، شهر مخوف و بی نظیر و مرگبار یارنام که یک مثال از برترین طراحی ها در تاریخ بازی های رایانه ای است، گیم پلی بی نهایت لذتبخش و چالش برانگیز که شدیدا شما را به خود وابسته می کند و شیفته آن می شوید، انواع و اقسام موارد مخفی و سلاح ها و لباس ها و ارتقاها و آیتم های جمع کردنی که شدیدا ارزش تکرار بازی را بالا می برند، صداگذاری و موسیقی های عالی، باس فایت هایی بی نظیر (که البته وقتی اسم میازاکی را می آوریم خودش یعنی وجود باس فایت های بی نظیر) و هر چه که در این بازی هست بی نظیر است و باعث می شود تا این بازی فقط لایق امتیاز کامل باشد.

میازاکی به خدا قسم خیلی کارت درسته.. ببینمت بهت میگم دمت گرم استاد!

علاوه بر کلی محتوای شاهکار بخش اصلی داستانی بازی، سیاهچال ها نیز هستند که برای خودشان یک چالش جدا و کامل محسوب می شوند و تجربه آن ها و باس های جدیدی که در آن ها می بینیم و انجام آن ها با دوستان و دیگر بازیبازان، سبب می شود تا Bloodborne باز هم بیشتر و بیشتر بتواند شما را شیفته خود کند. به طور کلی باید گفت Bloodborne و بسته الحاقی فوق العاده آن یعنی The Old Hunters یکی از بی ‎نقص ترین عناوینی است که در نسل هشتم منتشر شده است و در تک تک بخش های خود از گرافیک و گیم‌ پلی گرفته تا صداگذاری و … کیفیت فوق العاده بالایی دارد.  اکنون بسیاری از دارندگان و طرفداران پلی استیشن ۴ در دنیا شدیدا منتظر معرفی نسخه دوم Bloodborne هستند و بدون شک وقتی این عنوان معرفی شود مانند بمبی عمل خواهد کرد که صنعت گیم را به شور و وجد خواهد آورد. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین بازی هایی نام ببرم که کل زندگی آنها را تجربه کرده ام، Bloodborne یکی از عناوینی است که لیستم بدون آن معنایی ندارد و این بازی در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه پنجم را کسب کرده است.

۴ – God of War

سازنده: Sony Santa monica

ناشر: Sony interactive Entertainement

ژانر: Hack ‘n Slash و Action-Adventure

پلتفرم مقصد: Playstation 4

سال انتشار:  ۲۰۱۸

امتیاز متا: ۹۴/۱۰۰

همین اول بگویم که این بازی و این سری کاملا می تواند کنار ویچر و یایوشاک و دارک سولز باشد و درواقع اصلا همینطور هم هست. این ۳-۴ رتبه ابتدایی لیست اصلا و ابدا فرقی با هم ندارند. God of War باشد؟ عشق است! هیچ مشکلی نیست. من با این نام بزرگ شدم و دلیل اصلی خرید کنسول های سونی برای من همین نام بوده است و باید بگویم دمت گرم کریتوس که باعث این موضوع شدی. در این جایگاه یک بازی سری را به عنوان نماینده انتخاب کردم ولی لحظه ای فکر نکنید که کل بازی های سری برایم ذره ای فرق دارند و از نسخه ۱ گرفته تا ۲۰۱۸ و Ascrnsion و نسخه کنسول های دستی و … برای من بهترین های تاریخ هستند و اگر قرار نبود یک بازی ازهر سری باشد، نام ۷-۸ تا God of War هم در این لیست بود. به عنوان نماینده دست روی بازی جدید این سری گذاشتم که وای خدایا هر چقدر از آن بگویم کم است! اصلا این واقعا خدای بازی هاست نه خدای جنگ. برویم سراغ معرفی بهتر این بازی. بازی God of War که عنوانی در ژانر اکشن ماجرایی و هک اند اسلش محسوب می شود، در نسل هشتم و در سال ۲۰۱۹ انحصارا در اختیار دارندگان Playstation 4 قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را استودیو سانتامونیکا عهده دار بود و کمپانی سونی نیز در قامت ناشر این بازی بی تکرار قرار داشت. سری God of War نیاز به تغییرات اساسی نسبت به بازی های قبلی داشت زیرا دیگر همه چیز در ۶-۷ بازی گذشته سری تکراری و لوث شده بود و عنوان Ascension، در واقع آخرین بازی مجاز به استفاده از فرمول همیشگی سری God of War بود و قطعا دیگر بعد از آن نه منتقدین و نه بازیبازان یک تکرار دوباره از همان فرمول را آن هم در یک نسل جلوتر بر نمی تابیدند. در واقع عنوان جدید God of War بهترین شروع دوباره و استارتی جدید برای فرنچایز و افسانه ای بود که نیاز به تغییراتی عظیم و انقلابی داشت و خوشبختانه کوری بارلوگ و تیم هنرمندش در سانتامونیکا به بهترین شکل این تغییرات بزرگ را در بازی اعمال کردند تا نه تنها تمامی صنعت بازی اعم از منتقدان و بازیبازان از این تغییرات راضی باشند و آن را تحسین کنند بلکه کاملا به ریشه های سری هم وفادار باشد و هنوز هم شاهد یک God of War باشیم که این در واقع نقطه عطف و بزرگترین مزیت این شاهکار بزرگ است. با وجود تمام تغییرات بنیادی مخصوصا در گیم پلی بازی و ساختار آن، هنوز هم وقتی در حال تجربه بازی هستید، کاملا حس و حال بازی کردن یک عنوان از سری God of War را دارید و روح این سری کاملا در بازی جریان داشته و ریشه های آن حفظ شده است تا هنوز روح و عظمت کریتوس و سری God of War کاملا در بازی مشهود بوده و در رگ های بازی جریان داشته باشد.

اگر روزی عنوانی داستانی ساخته شود که در آن بخواهم روبروی کریتوس بایستم و با او نبرد کنم، حتی اگر شاهکار قرن هم باشد آن بازی هرگز تجربه نمی کنم. کریتوس به تنهایی ۵۰ درصد دلیل عشق من به دنیای بازی است

تغییرات گسترده و عمیق داستان بازی یکی از مهم ترین نکاتی است که در بازی اعمال شده است و یکی از بزرگترین نقاط قوت آن نیز هست و داستان و ماجراجویی جدید کریتوس در سرزمین های شمالی همه چیز دارد، از عشق و احساس تا پدر بودن و خشم و جنون همیشگی کریتوس. جالب اینجاست که وقتی بازی را آغاز می کنید و مقداری در آن پیشروی می کنید کاملا در می یابید که جدا از فضا و داستان و سرزمین بازی، اصلی ترین چیزی که در بازی تغییر کرده است شخصیت خود کریتوس و جهان بینی اوست که بسیار پخته تر شده و بهبود یافته است و دلیل این هم چیزی نیست جز داشتن یک فرزند که پدرش را قهرمان خود می بیند و از هر کاری که او انجام می دهد درس می گیرد و همان را درست می داند. در واقع کریتوس خوب می داند که اکنون او یک کتاب آموزش زندگی برای فرزندش است و از قدیم گفته اند که شاید شرورترین و بدترین آدم های دنیا هم وقتی صاحب فرزند می شوند، در جلوی فرزندشان سعی می کنند بهترین باشند و در کنار فرزندشان خیلی از مسائل را رعایت می کنند که این موضوع کاملا در بازی جدید God of War در مورد کریتوس واضح است. کسی که داغ کشتن دختر و همسرش او را دیوانه و مجنون کرد و تبدیل به یک ماشین سلاخی خدایان شد، حالا با داشتن فرزند پسری که کاملا خود را در وی می بیند، هرگز نمی خواهد که فرصت دوباره ای که به دست آورده را از دست بدهد و می خواهد که فرزندی خوب و درستکار را در کنار یک جنگجوی قدرتمند بودن، تربیت نماید. در واقع در این عنوان ما جنبه ای دیگر از شخصیت کریتوس را شاهد هستیم، جنبه ای که هرگز آن را ندیده بودیم و نمی دانستیم که کریتوس می تواند چنین فردی نیز باشد. در واقع در عنوان جدید God of War بیشترین موضوعی که در مورد داستان بازی به چشم می خورد اضافه شدن بسیار زیاد بار احساسی به داستان است که تاکنون حتی ذره ای از این احساس را در عناوین قبلی سری مشاهده نکرده ایم و نگاه از این زاویه جدید با بار احساسی بیشتر در عنوان جدید خدای جنگ، موضوعی بسیار جذاب و قابل تحسین است که سازندگان به خوبی آن را در دل خشم و خشونت کریتوس حل کرده اند.

این بازی و این سری کاملا می تواند کنار ویچر و یایوشاک و دارک سولز باشد و درواقع اصلا همینطور هم هست. این ۳-۴ رتبه ابتدایی لیست اصلا و ابدا فرقی با هم ندارند. God of War باشد؟ عشق است!

God of War وجهه جدیدی از شخصیت کریتوس را برای ما نمایش داد و جدا از خشم و جنون و مرگ و رنج، ما شخصیت پدرانه کریتوس را به تماشا نشستیم که بسیار جذاب است. جذاب از این نظر که در طول بازی ما مدام کریتوس را با گذشته اش مقایسه می کنیم و با شخصیتی که از او می شناختیم، تک تک تصمیماتش را می سنجیم و دیدن تغییر شخصیتی وی به خاطر فرزندش و البته به خاطر با تجربه تر شدنش موضوعی است که بسیار بسیار جذاب و جدید بوده و برای ما جالب است که با زاویه ای دیگر از شخصیت مردی که می شناختیم روبرو می شویم. “کریتوسی که که از یک موجود فانی تبدیل به یک خدا شد و تک تک خدایان و حتی تایتان های عظیم الجثه و افسانه ای را سلاخی کرد. مردی که تا ابد کابوس کشتن زن و دخترش را با خود حمل می کند. مردی که برادر خود هرکول افسانه ای و مادر خود را می کشد. پدر خود یعنی خدای خدایان زئوس را سلاخی می کند، خدای جنگ را جنگاوری می آموزد، چشمهای پوسایدون را با انگشت کور می کند و سر هلیوس را با دست از جا می کند. مردی که کرونوس غول پیکر و عظیم را به زانو در می آورد و وی را نابود می کند. مردی که خیانت مادر زمین یعنی گایا را نیز تاب نمی آورد و دست او را قطع می کند و وی را از بلندای کوه های المپ به سقوط نابودی روانه می کند. مردی که به دل جهنم می رود و دنیای زیر زمین و جهنم را برای صاحب آن یعنی هیدیس که خودش خدای جهنم و دنیای زیرزمینی است و روح های مردگان را می گیرد، تبدیل به جهنم می کند و خدای مرگ را به کام مرگ می فرستد، حالا دیگر خیلی تغییر کرده است” و تک تک رفتارهایش را در بازی بر اساس این که چه تاثیری روی پسرش می  گذارد انجام می دهد و خیلی بیشتر از خودش به فکر فرزندش است و حتی در بازی جدید چند باری می بینیم که گاها کریتوس خشم خود را در مقابل فرزندش کنترل می کند و بیش از آن که به فکر خود باشد به فکر پسرش است. بگذارید تا از معرفی این بازی شروع کنیم.

تو اصلا به من بگو Booooy!!

God of War از همان ابتدای انتشار دنیای بازی را منفجر کرد و به واسطه ارائه داستان و روایتی قدرتمند و نمایش وجهه دیگری از شخصیت کریتوس به همراه المان های گیم پلی بی نهایت جذاب، بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود و ما عاشقان پلی استیشن و کریتوس را دیوانه‌ی خود کرد. God of War که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۴/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد که مبادا لحظه ای فکر کنید درست است ها! این بازی فقط و فقط یک امتیاز شایسته اش است آن هم ۱۰ کامل در جیب کریتوس کبیر است. واقعا باید اعتراف کنم وقتی نمرات بازی منتشر شد و پشت سر هم ۱۰۰ و ۱۰۰ و ۹۷ و ۹۵ و .. را می دیدم و مخصوصا وقتی این عنوان جایزه بهترین بازی سال را از آن خود کرد، دائما قند در دلم آب می شد و به سونی و کوری بارلوگ و پلی استیشن و خودم افتخار می کردم! حالا نمی دانم به خودم چرا؟! شاید چون با این کنسول و جاج کریتوس کبیر، بزرگ شده ام. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین عناوین کل زندگی ام که دیوانه وار عاشقشان هستم و به بازی کردنشان افتخار می کنم نام ببرم، عنوان God of War (به عنوان نماینده فرنچایزی که تک تک نسخه هایش برایم یک عشق ابدی هستند و هیچ فرقی با هم برایم ندارند) قطعا بین برترین هاست که تا ابد شیفته و شیدای آن خواهم بود و اصلی ترین دلیل عشق من به دنیای گیم، همین نام است. God of War در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه چهارم یا سوم یا دوم یا اول را کسب کرده است!

۳ – BioShock

سازنده: ۲K Games

ناشر: ۲K Games

ژانر: Action-Adventure و First Person Shooter

پلتفرم مقصد: Microsoft Windows ,Xbox 360 ,PlayStation 3 ,Mac OS X ,iOS ,PlayStation 4 ,Xbox One

سال انتشار: ۲۰۰۷

امتیاز متا: ۹۶/۱۰۰

می رسیم به ۳ رتبه اول لیست. دوستان باید خیلی رک بگویم که این ۳ رتبه دقیقا رتبه های یک و یک و یک هستند (البته نه که بعدش بگین دو و دو و دو، سه و سه و سه، مسابقه محله!!). از شوخی گذشته واقعا این ۳ بازی نخست هر ۳ رتبه نخست لیستم هستند و فرقی برایم ندارند پس فکر نکنید که مثلا BioShock برایم کمتر از دارک سولز است یا ویچر و خلاصه از این حرف ها. نکته بعدی هم این که هر۳ بازی بایوشاک برایم در این بخش لیست هستند ولی وقتی یک عدد را بخواهم انتخاب کنم بازی نخست است. خدا را صد هزار مرتبه شکر که در کشورم گیمرهایی داریم که قدر و منزلت واقعی BioShock را بدانند و به آن عشق بورزند و دلشان برای استاد لوین تنگ شده باشد، هر چند که خیلی زیاد نیستند و با این که حتی حتی جتی این بازی در پلاس رایگان شد خیلی ها بازی نکرده اند! ولی خب همین که تعداد نسبتا خوبی هم افرادی را داریم که ارزش این نام را می دانند خیلی عالی است. بگذریم. برویم به سراغ معرفی این بازی که جای خاصی در قلب من دارد. بازی BioShock که عنوانی در ژانر اکشن ماجرایی اول شخص محسوب می شود، در نسل هفتم و در سال ۲۰۰۷ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 3 ,Xbox 360 و PC قرار گرفت، ساخت و توسعه این بازی را ۲K Games با کارگردانی کن لوین افسانه ای عهده دار بود و همین کمپانی نیز در قامت ناشر  این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت.

Daddyمون جنتلمنه جنتلمته!

در نسل هشتم نیز نسخه ریمستر شده ی این بازی در قالب کالکشن ارزشمند سری در دسترس علاقمندان قرار گرفت. یکی از برگ های برنده BioShock داستان بی نظیرش است هرچند که در حقیقت باید بگویم این عنوان چیزی به غیر از برگ برنده ندارد! شاید در برخی بخش های بازی، عناوینی شبیه به بایوشاک وجود داشته باشند ولی از نظر داستان به واقع بازی مثل بایوشاک با چنین روایت و عمق وحشتناکی ندیده ایم یا شاید در حد انگشتان یک دست می شناسیم. تاسیس آرمان شهری به نام رپچر توسط شخصی به نام اندرو رایان باعث ایجاد زمینه داستانی بازی بایوشاک شده است و زمانی که ما وارد بازی می شویم سال ها از تاسیس آن گذشته و شهر در دوران نابودی و ویرانی خود است. شهری که قرار نبود به مخروبه ای از اجساد و دیوانه هایی جانی تبدیل شود، اما این گونه شد، زیرا که اساس جوامع انسانی این است. این طمع بیشتر و بیشتر می ‎شود و رقیبانی ایجاد می ‎شوند که برای برتری بر یکدیگر بی رحمانه هم را قلع و قمع می ‎کنند و این طمع در نهایت به جنونی منجر می ‎شود که جامعه را به چنان فسادی می ‎کشاند که کم ‎کم گریبان مردم عادی را نیز می‎ گیرد و زندگی در آرمان‎ شهری بهشت‎ گونه را به دست و پا زدن در چاه ‎های سوزان جهنم تبدیل می ‎کند. این نه سرنوشت رپچر، بلکه سرنوشت تمام آرمان‌شهرهایی است که قصد کنند جامعه و شهری را تافته جدا بافته از دیگر جوامع کنند و نوید زندگی و جامعه بی‌نقص به مردمانش بدهند.

شاهکار هنری استاد لوین…

رپچر پر از فیلم ها و تابلوهایی تبلیغاتی است که نشان از اطمینان بنیان گذاران شهر به موفقیتشان است و تبلیغات انواع و اقسام Plasmid ها Gene Tonic ها و مزایای استفاده از آن‎ها را با حالتی طنز و جذاب برای مردم توضیح می دهد و آن‌ها را تشویق به استفاده از این قابلیت‌ها می کند. حال نکته این‌جاست که داشتن هر یک از این قابلیت‌ها در گروی خرج کردن ماده‌ای ارزشمند به نام Adam است که حتی نامش نیز با هوشیاری و زیرکی توسط کن لوین در بازی انتخاب شده است. در واقع آن ارزشی که عرض کردم طمع انسان‌ها را بر می‌انگیزد و کاری می‌کند تا برای داشتن هرچه بیشتر از آن به جان هم بیافتند، در مورد شهر رپچر همین Adam است. آن‌ها به قدری ارزشمند و گرانقیمت و کمیاب هستند که در طی زمان حس طمع انسان ها برای استفاده هر چه بیشتر آن‌ها، به جنونی کور تبدیل می‌شود و وحشیانه بر سر ذره‌ای از آن به جان هم می افتند. BioShock از همان بدو عرضه مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و به واسطه ارائه یک بازی کاملا فاقد نقص، روایت داستان شگفت انگیز که شاید بشود از َآن به عنوان برترین در تاریخ بازی ها نام برد، طراحی هنری های خارق العاده، موسیقی های شاهکار و همینطور گیم پلی بی نهایت جذاب، بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود و نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۶/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد.

چی ساختی استاد لوین.. تو هم خیلی کارت درسته

بایوشاک از طراحی هنری بی نظیر، بی نقص، چشم نواز، شگفت انگیز و بسیار زیبایی نیز برخوردار است که این طراحی های زیبا در طراحی شهر رپچر نمود یافته است. شهری به مانند رپچر در دنیای بازی های رایانه ای وجود ندارد که تا این حد از نظر طراحی هنری بی نقص و لایق بارها و بارها و بارها دیده شدن باشد. همان نمای گرافیکی رپچر در ویدئویی که از سطح اقیانوس و لا به لای ماهی ها به پایین می رویم و ناگهان نورهای کلان شهری در زیر آب را می بینیم از هر منظره گرافیکی و هنری در هر بازی دیگری زیباتر و شگفت انگیز تر است. خلق کردن یک چنین شهری تنها و تنها از ذهن یک نابغه با دیدی وسیع نسبت به مسائل اجتماعی، عرف، ارزش‎ ها، ضد ارزش‎ ها و هنجارها بر می ‎آید که خاطری نگران دارد. وقتی به یک بازی ابرشاهکار می گوییم باید حتما در گیم پلی نیز چنین باشد. درست است که داستان و گرافیک و … هر کدام به تنهایی ارزش این را دارند که به خاطر آن ها بازی را انجام دهید، ولی آن چه که در اصل باعث شده است تا بایوشاک تبدیل به یکی از بی نظیرترین بازی های تاریخ شود گیم پلی شگفت انگیز و بسیار جذاب آن است که بعد از کمی بازی کردن دیگر جدا شدن از آن چیزی مثل غیر ممکن است. گیم پلی بازی به قدری جذاب و هیجان انگیز است که شما را وادار می کند که فقط بخواهید بیشتر و بیشتر در آن فرو بروید و انواع و اقسام ترکیب های ممکن را که بازی در اختیار شما قرار داده است امتحان نمایید. حجم کارهای متنوعی که می توانید با ترکیب حملات دست راست و چپ که شامل اسلحه ها و پلاسمیدها می باشد انجام دهید خارق العاده است و به حدی کارهای گوناگون برای شکست دادن دشمنان می توانید انجام دهید که انگار بازی هر بار تبدیل به یک بازی جدید می شود. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از تجربه های کل زندگی ام (نه فقط در دوران بازی کردن) یاد کنم، تجربه کردن BioShock یکی از بهترین و مهم ترین آن هاست که حتی دید و نگاه من را نسبت به دنیای بازی ها کلی تغییر داد و فکرم را پخته تر کرد. شاهکار بی تکرار BioShock در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه سوم که فرق خاصی با اول و دوم ندارد را کسب کرده است.

۲ – Dark Souls II: Scholar of the First Sin

سازنده:  FromSoftware

ناشر:  Bandai Namco

ژانر: Ation RPG

پلتفرم مقصد:  Playstation 4 ,Xbox 360 ,PC ,Playstation 3 ,Xbox One

سال انتشار:  ۲۰۱۵

امتیاز متا:  ۸۹/۱۰۰

اگر که مقاله اینطور نبود که از هر سری یک بازی انتخاب کنم اکنون اینجا ۳ بازی دارک سولز را پشت سر هم داشتیم ولی خب چون فقط یک بازی از هر سری برای افزایش تنوع مقاله قرار دادم، نسخه دوم این سری و مخصوصا نسخه نسل هشتمی سری که ۳ دی ال سی کامل را با خودش دارد به عنوان نماینده در لیست قرار دادم چون یکی از اصلی ترین دلایلی که نسخه دوم برای من بهترین بازی سری است همین ۳ دی ال سی شاهکارش هستند. سری Dark Souls از برترین های اکشن نقش آفرینی در تاریخ است و در روزگاری که همه بازی ها دست به تقلید های بسیار زیاد از عناوین موفق می زدند این بازی یک خصوصیت داشت و دارد، و آن هم چیزی نیست جز “Originality” یا همان اوریجینال بودن، یونیک بودن و منحصر به فرد بودن. سازندگان بازی دوم این سری در عصر بازی های پوشالی و در موج عوام پسند شدن بازی ها برای فروش بیشتر، حاضر نشدند با آسان تر کردن این نسخه مخاطبان بیشتر و فروش بیشتری را برای بازی به دست بیاورند. آن ها با احترام به طرفداران بازی دقیقا همان چیزی را که از آن ها انتظار می رفت عرضه کردند. یک نکته را در مورد نسخه دوم بگویم که زیاد توجه نکنید که برخی می گویند نسخه دوم را میازاکی نساخته و از این حرف ها،. بازی در فرام سافتور ساخته شده و همه کاره ی این استودیو و این سری میازاکی است و فقط مستقیم کارگردانش نبوده است وگرنه همه کاره ی این بازی و کلا خلق این سری خود استاد است. برویم سراغ خود بازی. بازی Dark Souls II: Scholar of the First Sin که عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی محسوب می شود، در نسل هشتم و در سال ۲۰۱۵ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 4 ,Xbox 360 ,PC ,Playstation 3 و Xbox One قرار گرفت،

فرنچایزی که یکی از بخش های بزرگ کل زندگی من است

ساخت و توسعه این بازی را استودیو فرام سافتور عهده دار بود و کمپانی یاندای نامکو نیز در قامت ناشر  این بازی جذاب و فوق العاده قرار داشت. ما طرفداران در نسل هستم می خواستیم دوباره به اعماق سیاه چال ها و مبارزات نفس گیر و مرگبار نسخه دوم باز گردیم که همین طور هم شد و بازی با پیشرفت بصری و همراه دی ال سی های شاهکارش عرضه شد و ما را در نسل هشتم هم سیراب کرد. همین که بازی بر روی ۶۰ فریم بر ثانیه اجرا می شود به قدری لذت بخش بود که یک دلیل کامل برای خرید مجدد این عنوان بود. بهبودهای گرافیکی و بسته های الحاقی و … را نیز وقتی به آن اضافه کنیم می بینیم که Dark Souls II: Scholar of the First Sin در نسل هشتم کاملا ارزش خرید دوباره را داشت. Dark Souls II: Scholar of the First Sin از همان بدو عرضه مثل بازی اصلی مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و نهایتا توانست امتیاز متای عالی ۸۹/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد البته می دانید که خب متای این بازی در عنوان اصلی ۹۱ است و این بازی هم حداقل حقش همان متاست. در این نسخه همان طور که اشاره کردم دی ال سی های داستانی شاهکاری که در قالب یک ۳ گانه با نام های crown of the ivory king ،crown of the old iron king و crown of the sunken king برای بازی اصلی منتشر شده بودند ار ابتدا قرار داشتند و هر کدام چندین ساعت محتوای جدید شامل دشمنان, مکان ها، آیتم ها و باس فایت های جدید را به بازی اضافه می کردند.

زیاد توجه نکنید که برخی می گویند نسخه دوم را میازاکی نساخته و از این حرف ها،. بازی در فرام سافتور ساخته شده و همه کاره ی این استودیو و این سری میازاکی است و فقط مستقیم کارگردانش نبوده است وگرنه همه کاره ی این بازی و کلا خلق این سری خود استاد است.

هم چنین به درخواست طرفداران این ۳ دی ال سی مقداری درجه سختی بالاتری هم داشتند و برخی از سخت ترین باس فایت های این سری را هم در خود می دیدند. همان طور که از نام های این ۳ بسته الحاقی مشخص است هر کدام به ماجرای یک پادشاه می پردازند و شما در نهایت تاج وی را دریافت خواهید کرد. اگر این بسته های الحاقی را تجربه کرده باشید گتمان می کنم که با من هم عقیده باشید که این ۳ محتوای دانلودی بدون شک برترین بخش های بازی دوم در زمینه های مختلف از جمله چالش برانگیزی باس ها هستند؛ باس هایی مثل Fume Knight ،elana squalid queen و Burnt the Ivory King. تمام باس فایت های این دی ال سی ها از برترین های تاریخ بازی های رایانه ای هستند و این مبارزات در اوج هیجان و سختی و اضطراب دنبال می شود و گیم پلی بازی شبیه به هیچ تجربه ای که تا به حال داشته اید نیست و “به شدت بدون نقص” است و هیچ اشتباهی از سوی سازندگان در گیم پلی بازی صورت نگرفته است. نسخه اصلی و اولیه Dark Souls II خود به عنوان یکی از برترین عناوین تاریخ از نظر طراحی باس و سختی باس فایت ها شناخته می شد،

به امید نسخه چهارم…

حال تصور کنید که در نسخه Dark Souls II: Scholar of the First Sin  تعدادی باس فایت شاهکار دیگر هم به آن افزوده شده اند که برخی از آنها از تمام باس های نسخه اصلی بازی هم بهتر و چالش برانگیزتر هستند.  همچنین در این نسخه پیوستن به Covenant of Champions باعث می شود تا دشمن ها هر بار پس از شکست خوردن باز هم تا همیشه ظاهر شوند و این برای کسانی که خواهان سختی بیشتر در بازی هستند بسیار کارآمد و مرگبار البته لذت بخش بود. ۳ بسته الحاقی این بازی به معنای واقعی شاهکاری هستند از خود بازی هم زیباتر. با باس هایی مرگبارتر از بازی اصلی و محیط هایی فوق العاده و دشمنان جدید و کلی آیتم و سلاح جدید. به طور قطع نقطه عطف نسخه  Scholar of the First Sin همین ۳ بسته الحاقی هستند که در این نسخه نسل هشتمی دیگر نیازی به دانلود و … هم ندارند و در بازی موجود هستند. در نهایت باید بگویم بدون شک هر وقت که بخواهم از برترین و تاثیرگذارین و شاهکارترین بازی های کل زندگی ام نام ببرم، سری عناوین دیوانه وار سولز که دیوانه وار عاشقشان هستم در بالای لیست قرار دارند و تازه نه فقط در بازی ها، بلکه در کل زندگیم از برترین اتفاقاتی که برایم رخ داده است محسوب می شوند. Dark Souls II: Scholar of the First Sin در مطلب امروز بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” جایگاه دوم را کسب کرده است که فرقی هم با اول و سوم و چهارم ندارد و همه کنار هم هستند. Dark Souls بازی بزرگان است…

۱-  The Witcher 3: Wild Hunt

سازنده:  CD Projekt Red

ناشر: CD Projekt

ژانر: Ation RPG

پلتفرم های مقصد: Xbox One ,Microsoft Windows ,Playstation 4 و Switch

سال انتشار:  ۲۰۱۵

امتیاز متا: ۹۳/۱۰۰

بعد از یک مسیر طولانی و یک مقاله ی  ۳ قسمتی رسیدیم به رتبه ی اول لیست. از شما واقعا تشکر می کنم که در طول این مقاله همراهم بودید. رتبه ی اول عنوانی را در خود دارد که خیلی هایتان که کمی هم از من شناخت داشته باشید می دانستید اینجا خواهد بود. شاهکاری جاودانه به نام  The Witcher 3: Wild Hunt. البته خب ۲ رتبه قبلی لیست هم فرق خاصی با اول برایم ندارند ولی زمانی که با خودم فکر می کنم که واقعا از مجموع جهات، کدام بازی از این ۳ عنوان از نظرم شایسته تر برای قرار گرفتن در جلوی ویترین است و کدام بازی است که وقتی در رتبه اول باشد قلبم آرامش بیشتری دارد و برایم به حقیقت نزدیک تر است، نام The Witcher 3: Wild Hunt در ذهنم نقش می بندد و به همین خاطر هم این شاهکار جاودانه را در این بخش لیست می بینید. بازی The Witcher 3: Wild Hunt که عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی محسوب می شود، در نسل هشتم و در سال ۲۰۱۵ در اختیار دارندگان پلتفرم های Playstation 4 ,Xbox One و PC قرار گرفت و سپس در سال ۲۰۲۰ نسخه سوییچ آن نیز منتشر گردید، ساخت و توسعه این بازی را سی دی پراجکت عهده دار بود و همین کمپانی نیز در قامت ناشر این بازی شاهکار قرار داشت.

زمانی که به حدود ۳دهه ای که بازی کرده ام نگاه می کنم و برای آن ویترینی در نظر می گیرم و فکر می کنم که واقعا از مجموع جهات کدام بازی از نظرم شایسته تر برای قرار گرفتن در جلوی ویترین است و کدام بازی است که وقتی در رتبه اول باشد قلبم آرامش بیشتری دارد و برایم به حقیقت نزدیک تر است، نام The Witcher 3: Wild Hunt در ذهنم نقش می بندد و درست است که یایوشاک و سولز و گاد آو وار هم واقعا فرق خاصی برایم ندارند، ولی The Witcher 3: Wild Hunt به خاطر سبک و نوع گیم پلی نقش آفرینی که دارد، برایم “اول تر” است

حتی برترین شاهکارها و جاودانه ترین عناوین تاریخ هم بینشان تعدادی گل سر سبد وجود دارد که در واقع آن چند گل سر سبد، نخستین رتبه های لیست “برترین بازی های کل تاریخ” را تشکیل می دهند. عناوینی که فراتر از سطح تصور عمل کرده اند و به حدی از همه لحاظ بی نقص و بی نظیر هستند که حتی  شاهکارهای تاریخ نیز در سطح آن ها نیستند و مقداری پایین تر از این عناوین قرار می گیرند و در واقع می توان به آن ها ابرشاهکار گفت.  The Witcher 3: Wild Hunt دقیقا یکی از همین عناوین است و به عقیده من بهترین مثال برای این عناوین و رتبه اول لیست برترین بازی های کل تاریخ بازی های رایانه ای نیز محسوب می شود. عنوانی که حتی یک لحظه هم نمی توانید از آن چشم بردارید و نه تنها تا چندین وقت بعد از بازی کردن آن در یادتان می ماند و به آن فکر می کنید، بلکه تا آخر زندگی تان نیز این ابر شاهکار جادویی را از یاد نخواهید برد و شاید هر مدت یک بار به سراغ آن بروید و دوباره بازی را تجربه نمایید. مخصوصا با دو بسته الحاقی بی نظیری که برای بازی با نام های Hearts of Stone و Blood and Wine منتشر گردید که هر کدام شاید از بازی اصلی هم زیباتر بودند و به اندازه یک بازی کامل، گیم پلی و ماموریت و موارد جدید در خود داشتند. عناوینی به مانند سری Witcher به معنای واقعی کلمه در بردارنده مفهوم احترام به مصرف کننده هستند و گیمر از ذره‎ ذره پولی که برای خرید آن خرج کرده است با تمام وجود راضی و خشنود است. هفته ‎ها و شاید ماه ‎ها سرگرم کردن یک گیمر کار آسانی نیست که از عهده هر بازی یا هر بازی ‎سازی بر آید.

این بازی نظیر نداره….

The Witcher 3: Wild Hunt بلافاصله بعد انتشار مورد توجه بسیار زیاد تمامی صنعت بازی قرار گرفت و بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی بازیبازان و منتقدین دریافت نمود که همگی یکصدا از این بازی به عنوان یک شاهکار یاد می کردند. The Witcher 3: Wild Hunt که واقعا شایسته ی تمام این تمجیدها و تحسین ها بود، نهایتا توانست امتیاز متای شگفت انگیز ۹۳/۱۰۰ را نیز به خود اختصاص دهد و بازی سال ۲۰۱۵ شود ولی این را خوب بدانید که دادن امتیاز ۹۳ به این بازی و کم کردن امتیاز به خاطر باگ هایش در زمان عرضه کی از همان ظلم های بزرگ و رفتارهای غیر یکسان منتقدین ر مورد بازی های مختلف بود زیرا خیلی بازی های شاهکار بزرگ زمان عرضه باگ هایی دارند ولی همه بخشیده می شوند (باید بشوند)  و امتیاز می شود نزدیک ۱۰۰، ولی از ویچر ۳ باید نمره کم شود.  البته شما زیاد توجه نکنید زیرا متای این بازی فقط و فقط ۱۰۰ است و بس. باید گفت The Witcher 3: Wild Hunt به واقع هیچ گونه نقصی ندارد و معنای یک “شاهکار محض” است، چه از لحاظ هنری، فنی، گیم پلی، موسیقی، صداگذاری، داستان، تصمیم گیری و انتخاب، ماموریت های جانبی.

عشق است گرگ سپید… تا همیشه

 بازی از لحاظ طراحی هنری و گرافیک در سطح بسیار بسیار بالایی قرار دارد و وقتی با گرالت در محیط بازی قدم می زنید تنها به لباس وی و جزئیاتی که در طراحی آن به کار رفته است دقت کنید تا متوجه کیفیت گرافیکی بازی شوید. بافت ها و تکسچرهای موجود در دنیای بازی همگی در اوج کیفیت قرار دارند آن هم در چنین عنوانی با دنیایی بسیار بزرگ و وسیع، که این طراحی بازی را بیشتر از قبل ارزشمند می سازد. همچنین بازی Witcher 3: Wild Hunt عنوانی است پر از تصمیمات تاثیرگذار که در واقع بر پایه‎ تصمیمات شما و عواقب آن‎ ها بنا شده است. گیم پلی بازی نیز پر از سیستم‎ های مختلف و متنوع مبارزه و … است و در عین سادگی و در دسترس بودن، پیچیدگی ‎های بسیاری نیز دارد که بسیاری از آن ‎ها را خود بازی به شما آموزش می دهد ولی یادگیری بسیاری را نیز به عهده خود شما می گذارد تا با آزمون و خطا آن‌ها را فراگیرید. استفاده از سیستم ‎ها و تاکتیک‎ های مختلف مبارزات و … به خصوص در درجات بالای سختی بازی بسیار حیاتی هستند. در نهایت همان طور که در ابتدای این شماره از لیست نیز کوتاه خدمت شما عرض کردم باید بگویم زمانی که به حدود ۳دهه ای که بازی کرده ام نگاه می کنم و برای آن ویترینی در نظر می گیرم و فکر می کنم که واقعا از مجموع جهات کدام بازی از نظرم شایسته تر برای قرار گرفتن در جلوی ویترین است و کدام بازی است که وقتی در رتبه اول باشد قلبم آرامش بیشتری دارد و برایم به حقیقت نزدیک تر است، نام The Witcher 3: Wild Hunt در ذهنم نقش می بندد و درست است که بایوشاک و سولز و گاد آو وار هم واقعا فرق خاصی برایم ندارند، ولی The Witcher 3: Wild Hunt به خاطر سبک و نوع گیم پلی نقش آفرینی که دارد، برایم “اول تر” است و فکر نکنم دیگر عنوانی تا آخر عمرم بتواند این جایگاه را از The Witcher 3: Wild Hunt بگیرد، هر چند هیچ چیز غیر ممکن نیست. The Witcher 3: Wild Hunt در مطلب بنده در مورد “برترین عناوین برای من در تاریخ بازی ها” در رتبه اول قرار می گیرد. واقعا برای من The Witcher 3: Wild Hunt برترین بازی کل تاریخ است و بس.

خیلی متشکرم که تمام این مسیر طولانی ۳ قسمتی را با من تا رسیدن به این نقطه همراه بودید. لطفا در بخش نظرات اگر پیشنهادی در مورد این دارید که برای مقالات بعدی در مورد چه موضوعی بر اساس نظر شخصی خودم بنویسم، لطفا آن موضوع را با من در میان بگذارید و قطعا نظر شما اولین اولویت من برای نوشتن این مقالات است، همان طور که شروعش هم بر اساس درخواست شما بود که این نوع مقالات استارت خورد. همچنین بسیار خوشحال می شوم که در این مقاله که کاملا نظر شخصی است شما هم لیست برترین بازی هایتان را بنویسید تا لیست ها را با هم مقایسه کنیم و قطعا تفاوت های جالب و جذابی را در لیست های مختلف خواهیم دید که بیانگر وسعت دامنه نظرات و سلایق است. 

0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • soroosh0077 گفت:

    آقا سعید عزیز واقعا لذت بردم.اتفاقا توی ۱۰ برتر منم خیلی عناوین مشترکی با مال شما هست ولی ترتیبشون فرق داره.ویچر ۳ و گاد و لست پارت ۲ واقعا از نظر امتیاز متا مورد ظلم واقع شدن.مطمئنم اگه اسم راکستار پشت همینا بود حداقل متای ۹۷ داشتن همشون.آخه اصن تو مخ آدم نمیگنجه عنوان به کاملی ویچر متای ۹۳ داشته باشه.خدایی این همه باگ از تو رد دد درپیاد ولی به خاطر اسم راکستار بخشیده میشه ولی ویچر قشنگ پنج نمره ازش کم میشه.از ویچر بگذریم.گاد.وااااای بهترین بازی عمرمه.چرا باید متاش نود و چهار باشه.خدایی این بازی چه ایرادی داشت؟من شدیدترین حق خوری هایی که تو متا دیدم چند سال اخیر یکی مال بازیای سونی بود.یکی بازیای کپکام.یکی هم ویچر.
    اینم ده برتر من.(بدون گفتن فرنچایز تکراری)
    ۱.گاد آف وار ۲۰۱۸
    ۲.ویچر ۳
    ۳.دیمنز سولز
    ۴.دارک سولز دو(شایدم یک.سخته انتخاب بین این دو تا)
    ۵.رزیدنت اویل چهار.
    ۶.دویل می کرای سه
    ۷.بلادبورن
    ۸.لست آف آس پارت ۲
    ۹.اسکایریم
    ۱۰.آنچارتد سه مشترک با gta sa

    5Thumb up 11Thumb down
    • soroosh0077 گفت:

      اینم بگم که از باگ رد دد گفتم برداشت بدی نشه یه وقت.من فقط منظورم اینه که اسم راکستار وقتی پشت بازی هستش دیگه بهش مثل اینایی که نام بردم ظلم نمیشه.رد دد قطعا یکی از خوش ساخت ترین بازیای تاریخه.فقط متاسفانه به سلیقه‌ی من نخورد.شاید بعدا دوباره بازیش کنم ولی این بار بیشتر بهش وقت بدم.

      2Thumb up 12Thumb down
    • سلام و عرض ادب خدمت شما سروش جان. خیلی ذطف کردید که وقت عزیزتون رو گذاشتید و مطالعه فرمودید مقاله رو. باعث افتخار منه که نظراتمون شبیه هست به هم. واقعا ویچر ۳ و گاد او وار لایق امتیاز خیلی بیشتری بودن. البته بازی های راک استار هم کاملا حقشونه ۹۷ و ۹۸ و اصلا ۱۰۰ باشن ولی خب این عناوین هم این لیاقت رو دارن کاملا.
      از این که لیست زیباتون رو نوشتید بسیار متشکرم سروش عزیز و گل.
      https://t.me/Gametal

      0Thumb up 0Thumb down
  • خیلی ممنونم از جناب آقا بابایی
    مقاله ی پر و پیمون و معرکه ای بود ! کلی خاطره برام زنده شد. Witcher 3 از نظر من هم یکی از برترین های تاریخ هست و Bioshock و Dark Souls هم جلوه ی هنر واقعی در بازی های ویدئویی هستند ! من به شخصه لیست برترین ها ندارم ، به نظرم هر بازی ای که به گیمر احترام بگذاره و انتظاراتش رو برآورده کنه برای من بهترینه Smile

    6Thumb up 0Thumb down
    • درود بر شما. من از شما ممنونم ه محبت کردید و مطالعه فرمودید مقاله ی طولانی من رو. باعث افتخار منه که باعث شده خاطرات خوبی براتون زنده بشه.
      بسیار زیبا فرمودید که “هر بازی ای که به گیمر احترام بگذاره و انتظاراتش رو برآورده کنه برای من بهترینه.” ممنون از شما
      https://t.me/Gametal

      1Thumb up 0Thumb down
  • واقعا مقاله خوبی بود
    از این دست مقالات زیاد بزارید توی سایت

    2Thumb up 3Thumb down
  • وای چه خاطراتی که با این مقاله های شما زنده نشد . اون مرحله صحرای زیبای انچارتد لحظه مرگ تس لست اف اس ۱ مرحله اخر لست اف اس ۱ . ۸۳ ساعت گیم پلی و بازی کردن دارک سولز ۲ . واقعا زیبا بود دارک سولز ۲ . با انکه میازاکی توش کار نداشت و خلاقیت دارک ۱ و ۳ توش نبود و حتی بعضی از باسا از بازی قبلی برگشتن . اما شاهکار بود از نظر من .

    1Thumb up 3Thumb down
  • Mojtabaps4 گفت:

    سلام اقای سعید اقا بابایی مقاله خوبی بود دستتون درد نکنه
    اکثرا همشونو رفتم ولی من به خاطر uncharted یدونه ps3 گرفتم البته خدای جنگ و متال گیر هم جای خودشونو دارن که به خاط هر کدومش میشه یه کنسول گرفت.الانم ps4 ندارم ولی میگم به خاطر the last of us 2 باید یه کنسول بگیرم.
    خدا به همه کنسول مورد علاقشونو بده✌

    1Thumb up 1Thumb down
    • سلام خدمت شما مجتبی جان. دست شما درد نکنه که وقت ارزشمندتون رو گذاشتید و مقاله رو مطالعه فرمودید. یک دنیا سپاس از محبت و حمایتتون.
      انشالله که تمام بازی های مورد علاقه تون رو بازی کنید. مهم نیست که دیر باشه یا زود. مهم اینه که نهایتا بازیشون کنید. فرقی نداره مثلا چند سال اینور اونور. باز هم ممنون از نظر زیباتون.
      https://t.me/Gametal

      0Thumb up 0Thumb down
  • کاملا لیست منطقی ای بود و با بیشتر جاهاش باهات موافقم سعید عزیز
    لیست من به ترتیب این میشن
    The Last of Us Part II
    The Last of Us
    Uncharted Series
    The Witcher 3 Wild Hunt
    God of War
    Red Dead Redemption II
    GTA V
    Batman Arkham Series
    Call of Duty Modern Warfare Series
    Assassin’s Creed II
    Marvel’s Spiderman

    هر کار کردم وجدانم راضی نمیشد برای لست بنویسم سری چون هر دوتاش شااااااهکااااار بودن و باید دو رتبه توی لیستم داشته باشن
    مخصوصا لست ۲ که واقعا به نظرم شاهکارترین مدیومیه که تا الان ساخته شده
    اون نقد شما هم ویدیویی و هم متنی که ما رو غرق خودش کرد و باعث شد بیش از پیش در تاریکی و غم و عشق لست آف آس غوطه ور شیم
    ویچر هم که دیگه سلطانه و من از لحظه به لحظه بازیش با PC لذت بردم و تمام DLC هاش رو رفتم و حتما تو برناممه که یه دور دیگه هم تمومش کنم
    ولی برای من شاهکارترین و تاثیرگذارترین و زیباترین بازی تاریخ The Last of Us Part II هست که منو غرق خودش کرد و مبهوتش شدم
    نسخه اولش هم با فاصله کمی جایگاه دوم رو داره برام In Love In Love In Love In Love

    11Thumb up 6Thumb down
    • Grandwarden گفت:

      سلام نیل عزیز.بهترین عنوان زندگی من و شما با افتخار مشترکه.این بازی واقعا دیگه بازی نیست.این تماشای یک زندگانیست با کلی درس و آموزه.این بازی در حال حاضر کلی حاشیه دورشه.یکی دو ماه دیگه که هیتر ها از نفرت ورزی خسته بشن و افراد بیشتری به صورت کامل تجربه کنن این شاهکار رو بیشتر ارزشش معلوم میشه.این بازی باید چندین بار تجربه بشه تا بفهمی چه اختلافی با بازی های دیگه و حتی تا حدود کمی با نسخه اولش داره.نظرم زیادی طولانی نشه.به امید خدا در یک پست جداگانه که گیمفا به این بازی اختصاص بده نظرم رو به صورت کامل به همراه بررسی و تحقیقی که درباره عدم رضایت بازیکنان دیگه بوده و اینکه مشکل اونا با بازی چی بوده و مهمتر از همه اینکه آیا اونا تجربه کردن بازی رو یا نه به اشتراک میذارم.یا حق.

      3Thumb up 2Thumb down
    • سلام و عرض ادب خدمت شما یاشار جان. خیلی از لطف و محبتتون ممنونم و همچنین متشکرم که لیست زیباتون رو نوشتید. در مورد هر دو بازی لست او اس کاملا باهاتون موافق هستم.واقعا از خوندن نظرتون لذت بردم و باعث افتخار منه که از نقدهای لست ۲ رضایت داشتید. واقعاغ این دو بازی شاهکارهای بی تکرار هستن
      https://t.me/Gametal

      1Thumb up 0Thumb down
  • مقالتون عالی بود اقا سعید In Love من واقا نمدونم کدوم بازی بهترین بازی عمرمه ترجیحم میدم انتخاب نکنم Grin

    1Thumb up 0Thumb down
    • درود بر شما مهدی جان. یک دنیا سپاس از این که محبت کردید مقاله رو مطالعه فرمودید. خیلی خوشحالم رضایت داشتید از مقاله. کار درستی می کنید که انتخاب نمی کنید چون واقعا اخرش ادم بازم نمیتونه خیلی دقیق و کامل بگه و رتبه بندی کنه.
      https://t.me/Gametal

      0Thumb up 0Thumb down
  • hosein1120 گفت:

    سلام
    خسته نباشید اقا سعید واقعا عالی
    چقدر این اسکاریم عالیه هنوز هم که هنوزه قدیمی نشده بنظرم واقعا محشر بود این بازی رو هنوز هم تموم نکردم از بس این بازی طولانی و شاهکار و پر محتوا حتی به نظرم من اول اسکاریم وی بعد ویچر سه توی زمینه ار پی جی البته واقعا ویچر سه هم عالی بود ولی با اسکاریم واقعا شاهکار ساخته بثسدا
    دارک سولز دو هم که دیگه هیچی محشر واقعا چه خاطراتی یادش بخیر یادمه به یه باس رسیدم عنکبوت بود و قیافه خیلی مخوفی داشت واقعا داشتم از ترس میمردم خیلی قیافه بدی داشت ولی واقعا هیچی ترسناک تر از اون توی کار های میازاکی ندیدم نه دیمونز سولز نه سکیرو و نه سولز یک و سه
    دست شما دردنکنه واقعا عالی بود . خسته نباشید

    0Thumb up 0Thumb down
    • سلام خدمت شما حسین جان. سلامت باشید انشالله. یک دنیا سپاس از این محبت و بزرگواریتون. باعث افتخار منه که رضایت داشتید از مقاله. واتقعا اسکایریم شاهکاره و اتفاق برای خیلی ها نسبت به ویچر ۳ محبوب تره اسکایریم. البته جفتشون بی همتا هستن واقعا. در مورد دارک سولز ۲ هم کاملا موافق هستم باهاتون.
      باز هم تشکر از این نظر زیباتون و لطفی که دارید.
      https://t.me/Gametal

      1Thumb up 0Thumb down
  • Hamid گفت:

    خیلی خیلی ممنون اقای اقابابایی عزیز
    همون چیزی که منتظرش بودیم
    خیلی حال کردم باش خسته نباشید
    و همونی که انتظارشو داشتم اول شد

    0Thumb up 0Thumb down
  • ArminMalekM گفت:

    ممنون دمتون گرم بابت این مقاله های جاودان Heart Rose
    به امید مقاله های شخصی دیگر نویسنده ها

    1Thumb up 0Thumb down
  • PedramP224 گفت:

    برا من
    ۱- mass effect 3(راستش ۲ رو بازی نکردم سنم نمیکشید وقتی اومد ۸ سالم بود ولی ۳ رو هم رو ایکس باکس و هم رو کامپیوتر تموم کردم و اشک ها ریختم)
    ۲- Elder scrolls : Skyrim,Halo reach,Halo3: ODST
    ۳- Fall out 4, Witcher 3,Alan Wake,Halo wars,Metal gear solid V&grand zero
    ۴- Mega man X8,Company of heros2,Warcraft3
    ۵-Driver: Paralel lines, Commandos 3,Ace combat5
    ۶-Halo4,God of war1&2,Need for speed underground
    ۷-Deadly dosen,Ace combat Zero,Taken 5 Mortal kombat 9&Decemption&Shaolin monks

    5Thumb up 3Thumb down
  • farshadx گفت:

    خیلی هم عالی من قسمتهای قبلی رو نخوندم
    ولی توقع داشتم حداقل ۱ نسخه از زلدا تو ۱۰ تای برتر باشه
    لیست من
    ۱-ویچر ۳
    ۲- اسکایریم –Warcraft 3
    ۳- zelda botw
    ۴-Walking dead season1
    ۵-رزیدنت اویل ۴و۲و ۷
    ۶-Batman Arkham Knight
    ۷-devil may cry 3
    ۸-BioShock
    ۹-God of War 2018
    ۱۰-Mass Effect 2
    هنوز کلی بازی هست که باید تجربه کنم

    4Thumb up 2Thumb down
    • سلام و درود خدمت شما فرشاد جان. خیلی لطف کردید که مطالعه فرمودید این قسمت مقاله رو. خوشحالم رضایت داشتید.
      فرشاد جان قطعا اگر یکی از زلداها رو کامل بازی کرده بودم و مخصوصا اگر breath of the wild رو بازی کرده بودم شکی ندارم که الان جزو ۱۰ تای اول بود ولی خب هنوز بازی نکردم. خوشبختانه به زودی میتونم breath of the wild رو باز کنم با کنسول سوییچی که به دستم میرسه به صورت قرضی براتی تجربه ی زلدا.
      ممنون که لیستتون رو نوشتید فرشاد جان.
      https://t.me/Gametal

      1Thumb up 0Thumb down
  • Amirhosseinre گفت:

    فقط شماره ۷ Heart Heart Heart Heart Heart Heart
    اصلا مگه میشه یه بازی واسه آدم هیچوقت تکراری نشه!!!!!!!!
    خداکنه ریمیکش هم همینطور باشه

    1Thumb up 0Thumb down
  • vergil2max گفت:

    با درود و خسته نباشید به شما اقای اقابابایی،هر سه قسمت این مقاله زیبا و خواندنی بود.یه کوچولو در وصف بعضی بازیا میگم
    واسه منی که نشد نسل ۷ بازی Demon’s Souls تجربه کنم واقعا جای بسی خوشحالی بود معرفی ریمیکش اونم با همچین گرافیک دلربای…Skyrim از اون دست بازیای بود که بنظرم تمومی نداشت از بس که محتویات داشت این لعنتی دوس داشتنی و…
    بهترین بازیهای که این نسل تجربه کردم
    The Legend of Zelda: BoW…محال که این بازی را تجربه کنید و یکی از برترین هاتون نشه البته بشرطی که با گرافیک و غیره کنار بیاد
    God of War…قبل از اینکه خدای جنگ و خدای گیم بشه خدای دل خیلیا شد این کریتوس وحشی و دوس داشتنی.اما با همه وحشگیری و بی رحمی هاش توی نسخه اخر بهمون نشونم داد که شخص بد ذاتی نیست و همین بس که حاضر بود جونشو بده اما فرزندش،دلبندش خراشی برنداره حتی اگه فرزند شر و شیطونی باش و حتی اگه همه دنیا مقابل فرزند باش اون تا اخر راه پشتش و دوسش داره.کریتوس نشون داد که علاوه بر هنر جنگمیتونه به خیلیا هنر پدری بیاموز
    Dark Souls III…..اعتیاد اورترین اعتیاد.دی.هنوزم یادم نمیره غصه ای که موقع نبرد با اون دو برادر داشتم
    NieR Automata…..بانو In Love 2B خودش بتنهایی نمره کاملو تضمین میکنه.دی.
    Bloodborne…….چه داستانی چه گیم پلی دیوانه واری و چه باس های(بویژه لیدی ماریا Dead Rose و داستانش)

    2Thumb up 0Thumb down
    • vergil2max گفت:

      اقای اقابابایی قسمت شد اونروز ولی درست نبود که نگم.باس بگم عجب نقد فوق العاده و منحصربفرد و خنده داری بود نقد The Last of Us Part II تون.ضمنا طولانی ترین نقدی هم که خوندم یعنی اینقدر جالب بود که نتونستم بیخیالش بشم
      متاسفانه اونروز برخلاف معمول اول نظرات رو خوندم نه نقد زیبا شما رو و جای تاسف و ناراحتی داشت سطح درک و فهم بعضیا و نظرم در جواب تعصب و جهالت انها بود و نه نقد شما.ولی دوس دارم بگم که تعصب و عشق شبیه همن اما یکی نیستن یکی عاشقانه ست و دیگری کورکورانست
      اونیکه عاشق،منطقی رفتار میکنه و اشتباهت خودشو و چیزی که عاشقش میبینه و ابراز و قبول و سعی در بهبودش داره مثل یه ورزشکار و دانشمند و وطن پرست یا طرفداری منطقی هر قشری اما اونی که کورکورانه ست نه و بدترین نوعش بدون شک متعصب های دینی هستن چون اشتباهاتشون را نه تنها قبول ندارن بلکه مقدس هم میدونن(مثل بچه بازی یا گاوپرستی.دی) و تاوقتی خودشون چشمشون باز نکنن کاری از من و دیگران بر نمیاد
      بعد از خوندن نقد دیدم که چه کاری کردم.اخه شما یه تنه جواب همه هیترا رو تو نقد داده بودید اونم با جزئیات.دی.فقط اونجا که گفتید برو با علوسک ها بازی کن،اون منتقد نابود کردید اقای اقابابایی
      خلاصه اینکه خوشحالم که میتونم نقدها و دیدگاه ها و مقاله های شما و بعضی از بروبچ رو ببینم و بخونم با تشکر

      3Thumb up 3Thumb down
      • به به دیگه خوندن ۲ تا نظر از شما در یک مقاله از عالی هم عالی تره.
        بسیار بسیار خوشحالم که نقد لست مورد توجهتون قرار گرفته و این برام یک دنیا ارزش داره که از نظر شما مورد قبول بوده نقد بازی چون براش واقعا زحمت کشیدم. خیلی لطف کردید که وقت گذاشتیدو اون نقد طولانی رو خوندید.
        بسیار بسیار زیبا و عالی نوشتید در مورد متعصبین و باید بگم جدا از فقط گیم، تا اون انتها و منظور درونی حرفتون باهاتون موافقم ولی نمیشسه زیاد در موردش حرف زد و حتی مجبور شدم برای منتشر شدن نظرتون یه بخش کوتاهش رو بردارم که به بزرگی خودتون ببخشید ولی بدونید که دقیقا و کاملا با شما موافقم و عمق حرفتون رو درک میکنم که در چه منجلابی هستیم.
        در مورد گیم هم که خب خودتون نظرات رو خوندید و دیدی که گاها با چه افرادی طرف هستیم و وقتی نفرت کور میکنه کسی رو چطوری میشه. مثل مثالی که زدم در زیر عکس این مقاله در مورد کسی که فکر می کرد خیلی حالیشه ولی فرق اقامتگاه رو با سیاتل نمیدونست. به هر حال اون نقد من بود و مال من بود و خوشبختانه بدجوری هم خونده شد نقد در همه جا و بازدید عجیبی خورد و متوجه شدم که حتی دشمنای ما تا چه حد عجیبی زوم هستن مطالب ما رو میخونن و در گیمفا هستن مدام! به این خاطره که به لطف وجود افرادی مثل شما، گیمفا خانواده ای شده که همه دوست دارن اینجا باشن و میدونن اینجا سردبیر و نویسنده و مخاطب و .. همه با هم کنار هم هستن و یک خانواده ن و همه پایخگو هستیم به مخاطبمون و به شخصه یک نفری جواب ۲۰۰ تا کامنت رو میدم تا بدونید چقدر برام مهم هستید. سعی کردم در نقد جدا از توصیحات کامل بازی، به این هیترها بگن فکر نکنید سرتون رو کردید توی برف و از نزدیک جلد بازی هم رد نشدید کسی نمی فهمه و هیچی نمیگه. نفرت وجودتون رو گرفته و جواب این نفرت کورکورانه و تعصبیتون رو هم می گیرید. نه فقط از من بلکه از متای بازی و فروش بازی و….
        دختره بازی کرده ترسیده از خشونت بهش داده ۸. عزیزم این بازی تو نیست خب که نقد کنی. انیمال کراسینگت رو بازی کن و بده ۱۰ بهش و خوشحال باش. لست ۲ کار تو نیست خب. برای همین نوشتم علوسک.
        واقعا از خوندن این نظرتون هم مثل همیشه و حتی بیشتر لذت بردم. به خودم می بالم که مخاطبی مثل شما ابراز رضایت میکنه از این که دیدگاه و ها و نقدهای من رو میخونه. منم خوشحالم که میتونم نظرات زیبای شما رو خونم در مقالاتم و با هم صحبت کنیم. یک دنیا سپاس از شما.
        https://t.me/Gametal

        3Thumb up 0Thumb down
    • سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما. سلامت باشید انشالله. مثل همیشه تا که نظرتون رو دیدم بسیار خوشحال شدم مثل تمام این ۶-۷ سال که همیشه نظرات زیبا و مفید و صحیح و البته پر از لطف و محبت نوشتید در مطالب بنده. یاعث افتخار من هت که تونستم براون چند سال مطلب بنویسم و رضایتتون رو جلب کنم. قطعا حمایت شما مخاطبین قدیمی یکی از اصلی ترین تکیه گاه های من برای خسته نشدن و انگیزه داشتن بوده و هست و انشالله خواهد بود. بسیار بسیار از این محب و بزرگواری شما تشکر میکنم.
      در مورد تک تک بازی ها مثل همیشه به زیباترین شکل توضیح کوتاهی نوشتید و لذت بردم از خوندنشون. خیلی از شما ممنون به خاطر نطرتون.
      https://t.me/Gametal

      2Thumb up 0Thumb down
  • Amirhosseinre گفت:

    لیست من
    Resident evil 4
    Resident evil 4
    Resident evil 4
    Resident evil 4
    Spiderman
    Gta sa
    Resident evil 2 remake
    Cod mw3
    God of war
    Outlast

    7Thumb up 0Thumb down
  • Neil_druckman گفت:

    شماره دوم رو دیدم خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم In Love In Love In Love In Love پس من تنها نیستم که دارک سولز ۲ رو بهترین نسخه میدونه In Love Chic

    3Thumb up 2Thumb down
  • Neil_druckman گفت:

    دست شما درد نکنه آقای بابایی
    لیست بنده:
    The last of us part 1 and 2
    Witcher 3
    Soulsborne(یه کوچولو ولی دارک سولز ۲ رو بیشتر دوست دارم)
    Red dead 2
    God of war
    Far cry 3
    Uncharted 4
    Gta sa
    Gta v
    Bioshock series

    1Thumb up 1Thumb down
  • به به سعید جان عجب لیستی من هم لیستم رو‌ مینویسم
    ۱۰Walking dead S4
    ۹Walking dead s1
    ۸Psyphon philter2
    ۷Crash bandicoot 3
    ۶Metal gear solid 3
    ۵Red Dead 2
    ۴Uncharted 4
    ۳Persona 5
    ۲Last of us 1
    ۱Last of us 2

    8Thumb up 4Thumb down
  • Godofwar0385 گفت:

    درود بر اقا سعید گل لیست عالی بود
    نظر بنده
    با اختلاف سری گاداف وار In Love
    رزیدنت اویل چار و اویل سه اصلی
    سری انچارتد مخصوصا دو
    سری رددد ردمشن
    جی تی ای
    بلادبورن
    مکس پین۳
    لست اف اس ۱
    گیرز اف وار
    خیلیه به هر حال تشکر

    7Thumb up 0Thumb down
گیفتی