شبهِ کسلوانیا | نقد و بررسی بازی Odallus: The Dark Call

مقالات ، نقد و بررسی ۱۳ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۹:۰۴

بدون اغراق، کسلوانیا یکی از بهترین و متفاوت ترین عناوینی است که در تاریخ بازی های کامپیوتری وجود دارد. فضای بازی های این مجموعه گیرا و جذاب است و در طول تاریخ بسیاری از بازی های دیگر تلاش کرده اند تا از فرمول این مجموعه استفاده کرده و یک بازی مشابه کسلوانیا تولید کنند. در کنار این بازی، بازی متروید نیز تاثیر بسزایی بر روی صنعت بازی های کامپیوتری داشته است. احتمالاً آن قدری که دو بازی کسلوانیا (Castlevania) و متروید (Metroid) روی بازی های اکشن ماجرایی دو بعدی اثر گذاشته اند هیچ بازی دیگری نگذاشته است. این تاثیر تا جایی پیش رفت که بعدها سبکی به نام مترویدوانیا خلق شد که ترکیبی از دو عنوان متروید و کسلوانیا بود. نامی که این روزها خیلی راحت از آن به عنوان یک سبک مستقل یاد می شود و تقریباً هر گیمری که بیشتر با بازی های دو بعدی آشنا باشد می داند وقتی می گوییم فلان بازی در سبک مترویدوانیا ساخته شده منظورمان چیست. قبل‌ترها، زمانی که این دو بازی در اوج محبوبیت خود بودند، بازی های زیادی در این سبک ساخته شد و طرفداران کاملاً از این جهت سیراب شدند، اما بعداً رفته رفته این سبک تازگی خود را از دست داد و برای مدتی بازی خاصی در این سبک نمی دیدیم. معمولاً چنین کلیشه هایی وقتی مدتی دست نخورده بمانند، تبدیل به نوستالژی می شوند و سر زدن دوباره به آن ها پر از لذت و تجدید خاطره است. بازی هایی مانند کسلوانیا و متروید آنقدر بزرگ و خوش ساخت هستند که سازنده های دیگر کاملاً بدون تعارف از آن ها به عنوان استاندارد الگوبرداری می کنند و سعی می کنند خودشان را شبیه آن ها کنند. بسیاری از گیمرها هم با این موضوع مشکلی ندارند، چون چه کسی بدش می آید کمی بیشتر متروید یا کسلوانیا بازی کند؟

عنوانی که امروز قصد داریم به شکل مختصر آن را مورد نقد و بررسی قرار دهیم، عنوانی است که می تواند یکی از جانشینان بر حق کسلوانیا باشد. کونامی که گویا کلاً فراموش کرده چگونه باید یک بازی خوب بسازد و سال هاست که از بازی های خوب این شرکت مثل سایلنت هیل و کسلوانیا خبر خوبی نشنیده ایم. اما استودیوی برزیلی Joymasher، با بازی Odallus: The Dark Call کاری کرده است که احتمالاً طرفداران سبک مترویدوانیا و کسلوانیاهای قدیمی حسابی آن را دوست خواهند داشت.

امسال شاهد عرضه ی بازی های نسبتاً زیادی در این سبک بوده ایم که برخی خوب بودند و برخی نتوانتستند نظرات مثبت مخاطبان را جلب کنند. اما عنوانی که امروز قصد داریم به شکل مختصر آن را مورد نقد و بررسی قرار دهیم، عنوانی است که می تواند یکی از جانشینان بر حق کسلوانیا باشد. کونامی که گویا کلاً فراموش کرده چگونه باید یک بازی خوب بسازد و سال هاست که از بازی های خوب این شرکت مثل سایلنت هیل و کسلوانیا خبر خوبی نشنیده ایم. اما استودیوی برزیلی Joymasher، با بازی Odallus: The Dark Call کاری کرده است که احتمالاً طرفداران سبک مترویدوانیا و کسلوانیاهای قدیمی حسابی آن را دوست خواهند داشت. یک مترویدوانیای کلاسیک با المان هایی نو که آن را از تکراری یا خسته کننده بودن نجات داده است. البته لازم است ذکر کنیم این بازی در سال ۲۰۱۵، یعنی پنج سال پیش برای PC عرضه، و موفق شده بود امتیاز متای ۸۰ را کسب کند که بسیار تحسین برانگیز است. پس از آن نسخه های نینتندو سوییچ و Xbox One در سال های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ منتشر شدند و حالا نسخه ی PS4 نیز به بازار آمده تا Odallus: The Dark Call هم جزو بازی های مولتی پلتفرم به شمار بیاید. به هر حال از شما دعوت می کنم تا در ادامه با نقد و بررسی این بازی با من و گیمفا همراه شوید.

بازی در سال ۲۰۱۵، یعنی پنج سال پیش برای PC عرضه، و موفق شده بود امتیاز متای ۸۰ را کسب کند که بسیار تحسین برانگیز است. پس از آن نسخه های نینتندو سوییچ و Xbox One در سال های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ منتشر شدند و حالا نسخه ی PS4 نیز به بازار آمده تا Odallus: The Dark Call هم جزو بازی های مولتی پلتفرم به شمار بیاید.

یکی از نقاط قوت بازی های کسلوانیا داستان قدرتمند آن ها بود. ما معمولاً از بازی های دو بعدی انتظار نداریم که بیایند و برای ما داستان سرایی کنند و وقتی نمونه هایی مانند کسلوانیا: سمفونی شب یا Celeste و Katana Zero از میان نمونه های جدیدتر، با داستانی گیرا و عمیق ما را درگیر ماجراهای خود می کنند، باعث می شود در ذهن ما جاودانه تر شوند. اما Odallus: The Dark Call داستان عمیق و نوآورانه ای ندارد. جریان از این قرار است که نیروهای اهریمنی، روستای قهرمان بازی را که هگیس (Haggis) نام دارد، به آتش می کشند، مردمش را می کشند، همه جا را ویران می کنند و پسرش را با خود می برند. نیرویی که این حمله را ترتیب داده، پسر هگیس را گروگان گرفته و می خواهد او را قربانی کند. هگیس هم دقیقاً کاری را می کند که از او انتظار می رود؛ او به دنبال پسرش راهش را از اهریمن ها، شوالیه ها و دشمن های دیگر پاک می کند تا پسرش را نجات دهد. وقتی پس از کشتن هزاران دشمن، هگیس به قلعه ای که پسرش در آن گروگان شده می بینید اوضاع کمی فرق کرده و همه چیز جوری که انتظار داشتیم پیش نرفته است که دیگر برایتان اسپویل نمی کنم. داستان کلی بازی از طریق تنها کات سین بازی که در ابتدای آن نمایش داده می شود و همین طور دیالوگ هایی که در طول بازی صورت می گیرد، به مخاطب انتقال داده می شود. کل بازی چیزی حدود ۴ الی ۵ ساعت به طول می انجامد و داستان Odallus: The Dark Call اگر مانند بازی های کسلوانیا، داستانی قوی هم نداشته باشد، آن قدری شما را درگیر می کند که بخواهید بازی را به اتمام برسانید. در واقع داستان در Odallus: The Dark Call فقط بهانه ای برای توجیه اتمسفر زیبا و مبارزات و پلتفرمینگ با کیفیت آن است

مراحلی که در آن ها ترن هوایی (!) سوار می شوید، از مراحلی هستند که به گیم پلی بازی تنوع خوبی بخشیده اند.

گیم پلی بازی در دو بخش مبارزات و پلتفرمینگ خلاصه می شود. بخش مبارزات بازی کاملاً شبیه به بازی های قدیمی NES است و برای گیمرهایی که سن شان بیشتر است، یادآور آن دوران طلایی خواهد بود. در طول چهار، پنج ساعت مدت زمان بازی، سلاح های متنوعی مانند شمشیر، پتک و شلاق را تجربه خواهید کرد. از آن جایی که بازی سعی کرده است کاملاً به بازی های کلاسیک مترویدوانیا وفادار باشد، باید گفت توانسته به خوبی از پس این کار بربیاید. مبارزات با دشمنان چالش برانگیز است ولی آن قدر سخت نیست که خیلی دچار مشکل شوید. یکی از نکات مثبت بازی همان درجه ی سختی معقول آن است که باعث خواهد شد بسیاری از افراد که بخاطر سختیِ این عناوین، از کنار آن ها رد می شدند، اکنون مشکلی نداشته باشند. گرچه برای طرفداران قدیمی تر ممکن است این موضوع زیاد خوشایند نباشد که در این صورت از درجه ی سختی Veteran استفاده کنند که به خوبی برایشان چالش ایجاد خواهد کرد. از نکات مثبت دیگر گیم پلی این است که پس از هر بار مرگ، دیگر لازم نیست کل مرحله را از ابتدا آغار کنید. در ضمن Odallus: The Dark Call در زمینه ی چک پوینت ها کمی مدرن تر عمل می کند و مردن شما، به معنای از دست دادن آپگرید اسلحه ها و بسته شدن درهای باز شده نخواهد بود. بنابراین خیالتان راحت باشد که این موضوع خیلی به روند بازی تان صدمه نخواهد زد. باس فایت های بازی نیز جذابیت ویژه ای دارند و هر باس، قلق خاصی دارد که قبل پیدا کردن آن قلق ممکن است دچار مشکل شوید.

از آن جایی که بازی سعی کرده است کاملاً به بازی های کلاسیک مترویدوانیا وفادار باشد، باید گفت توانسته به خوبی از پس این کار بربیاید. مبارزات با دشمنان چالش برانگیز است ولی آن قدر سخت نیست که خیلی دچار مشکل شوید. یکی از نکات مثبت بازی همان درجه ی سختی معقول آن است که باعث خواهد شد بسیاری از افراد که بخاطر سختیِ این عناوین، از کنار آن ها رد می شدند، اکنون مشکلی نداشته باشند. گرچه برای طرفداران قدیمی تر ممکن است این موضوع زیاد خوشایند نباشد که در این صورت از درجه ی سختی Veteran استفاده کنند که به خوبی برایشان چالش ایجاد خواهد کرد.

برخی از باس ها بیشتر از یک الگو تبعیت می کنند، اما باس های دیگر، مانند باس آخر بازی می توانند غیر قابل پیش بینی عمل کنند که کار را کمی سخت تر می کند. بهتر از همه، طراحی زیبا و تاثیرگذار این باس هاست که می تواند فوراً در دل طرفداران کسلوانیا جا باز کند. برای اینکه مبارزات تکراری نشوند، بازی شما را در برخی مراحل به زیر آب هم می برد. البته رفتن به زیر آب بیش از مبارزات روی پلتفرمینگ بازی تاثیر می گذارد، چون زیر آب شما قادر خواهید بود کمی بلندتر بپرید. ترکیب مکانیک های خاص پلتفرمینگ در این بازی با معماهایی که تک و توک در جریان بازی مشاهده خواهید کرد نیز ابداعی خوب از سوی سازندگان بازی به شمار می رود.

برای اینکه مبارزات تکراری نشوند، بازی شما را در برخی مراحل به زیر آب هم می برد. البته رفتن به زیر آب بیش از مبارزات روی پلتفرمینگ بازی تاثیر می گذارد، چون زیر آب شما قادر خواهید بود کمی بلندتر بپرید. ترکیب مکانیک های خاص پلتفرمینگ در این بازی با معماهایی که تک و توک در جریان بازی مشاهده خواهید کرد نیز ابداعی خوب از سوی سازندگان بازی به شمار می رود.

اما Odallus: The Dark Call اشکالاتی هم دارد که نمی گذارد از به یاد ماندنی ترین آثار مترویدوانیا به شمار بیاید. بزرگ ترین مشکل آن این است که نوآوری خاصی در بازی دیده نمی شود. Odallus یک عنوان بسیار خوش ساخت است. Joymasher هم نشان داد که می تواند بهتر از کونامیِ این روزها کسلوانیا بسازد، اما به جز همین موضوع، بازی هویتی ندارد که بخواهید سال ها آن را به خاطر بسپارید. البته این بررسی بازی از بُعد هنری است، وگرنه گیم پلی و اتمسفر آن، مخاطبی را که فقط برای سرگرم شدن آمده حتماً جذب خواهد کرد. مشکل دیگر بازی که بیشتر در نسخه ی PC دیده می شد، مشکل کنترل بود. البته در دسته های PS4 و Xbox One هم دکمه های نامعمولی برای پلتفرمینگ و مبارزه انتخاب شده که کمی زمان می برد تا به آن عادت کنید.

روستای به آتش کشیده شده ی Haggis…

اتمسفر بازی و طراحی مدل های آن زیباست. دشمن ها طراحی خوبی دارند و محیط ها نیز تاریک و اتمسفریک هستند. موسیقی های بازی نیز شما را یاد بازی های قدیمی NES می اندازد.

در حالت کلی، اگر طرفدار بازی های مترویدوانیا و کسلوانیاهای قدیمی هستید، این عنوان را به هیچ وجه از دست ندهید. تجربه ای سرگرم کننده، خوش ساخت و کمی راحت تر، که می تواند خاطرات قدیمی تان با آن بازی ها را زنده کند.

12345678910(17 رای, میانگین آرا 8٫71 از 10 )
Loading...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید