… و باز هم شاهکار | نقد و بررسی بازی Pillars of Eternity II: Deadfire

مقالات ، نقد و بررسی ۲۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۰

چند تا از شرکت های بازی سازی هستند که وقتی عنوان جدیدشان منتشر می شود، بی چون و چرا باید آن را تجربه کنم. یکی از این شرکت ها Obsidian Entertainment است که همواره با بازی هایش توانسته نوآوری کند و دنیا را به جای بهتری برای گیمرها و علی الخصوص نقش آفرینی بازها تبدیل کند. شرکتی که پس از بازی خوش ساخت Fallout: New Vegas روی رادار خیلی از گیمرها آمد و توانست موفقیت این بازی را با بازی های با کیفیت دیگری مانند Pillars of Eternity، The Outer Worlds و South Park: The Stick of Truth ادامه دهد تا اکنون پس از چندین سال سابقه در صنعت بازی سازی، به یکی از بهترین و معتبرترین نام های این صنعت تبدیل شود. آن هم در سبکی مانند نقش آفرینی که شرکت های بزرگی مانند بایوور، From Software و بتسدا غول های آن هستند و از نظر بودجه و نیروی کار چیزی کم ندارند. آبسیدین در سال پیش با بازی The Outer Worlds بار دیگر ثابت کرد که همیشه و در هر حال و هوایی می تواند یک نقش آفرینی سرگرم کننده و با کیفیت تولید کند که چندین و چند ساعت بازیباز را مشغول کرده و خاطرات خوبی برای او رقم بزند.

صحنه ای چشم نواز از بازی که می تواند هر CRPG بازی را جذب کند. آبسیدین استاد فضاسازی است و می داند چگونه یک بازی اعتیادآور، پر جزئیات و رضایت بخش تولید کند. Pillars of Eternity II: Deadfire هم که از شاهکارهای این شرکت است.

اما نقش آفرینی کلاسیک، سبکی است که برای مدتی در دهه ی اخیر به دست فراموشی سپرده شده بود و بازی های زیادی با این فرمت تولید نمی شدند. آن هایی هم که سعی می کردند چنین بازی هایی تولید کنند، معمولاً نتیجه ی کارشان یک کپی ناقص بود از نقش آفرینی های قدیمی تر که مورد استقبال مخاطبان جدیدتر قرار نمی گرفتند. اما در سال های اخیر خوشبختانه ورق برگشت و دوباره شاهکارهایی مانند Pillars of Eternity و Divinity: Original Sin تولید شدند که نه تنها بازی های بسیار لذت بخش و باکیفیتی بودند، بلکه به نوبه ی خود، جریانی جدید در این سبک به وجود آوردند و بلافاصله توسط بازی های مشابه الگوبرداری شدند. عناوینی که مانند دوران طلایی سبک RPG، دوباره به مخاطب این فرصت را می دادند تا در دنیای بازی غرق شود و آن قدر جزئیات در گوشه و کنار بازی باشد که هیچ گاه حس «تمام شدن» به مخاطب دست ندهد. البته Pillars of Eternity II: Deadfire بازی جدیدی نیست و نزدیک دو سال است که برای PC منتشر شده، اما نسخه ی کنسولی آن، امکان تجربه ی این عنوان بی نظیر را به تازگی برای دارندگان کنسول های نسل هشتمی هم مهیا کرده تا گیمرهای بیشتری بتوانند با معنای واقعی کلمه ی CRPG آشنا شوند. از Pillars of Eternity II: Deadfire همین قدر بگویم که مرحله ی ساخت کاراکتر برای من یکی دو ساعت زمان برد و جزئیات این بخش آن قدر بالا بود که به هیچ وجه دلم نمی آمد آن را رها کرده یا روی آن وسواس به خرج ندهم. هر آنچه که نسخه ی اول بازی را به یک عنوان قدرتمند و کم نظیر تبدیل می کرد، در نسخه ی دوم با تمام قوا برگشته و علاوه بر آن، آن قدر محتوا و نکته ی مثبت به بازی اضافه شده که دیگر نمی خواهم شما را تا آخر این نقد و بررسی منتظر بگذارم و همین اول کار می گویم در تجربه ی این عنوان هیچ شکی نکنید! علاوه بر این، نسخه ی Ultimate Edition این بازی، هر سه DLC عظیمی که به مرور برای PC عرضه شده بودند را به همراه دارد و قیمتی که برای چنین عنوانی با بیش از ۱۰۰ ساعت گیم پلی در نظر گرفته شده، کاملاً معقول و منطقی به نظر می رسد. به هر حال، ترجیح می دهم نتیجه گیری نهایی را به خودتان بسپارم و در ادامه به نقد و بررسی Pillars of Eternity 2: Deadfire بپردازم. در ادامه با من، گیمفا و این شاهکار کلاسیک همراه باشید.

شاهکارهایی مانند Pillars of Eternity و Divinity: Original Sin نه تنها بازی های بسیار لذت بخش و باکیفیتی بودند، بلکه به نوبه ی خود، جریانی جدید در این سبک به وجود آوردند که بلافاصله توسط بازی های مشابه الگوبرداری شد. عناوینی که مانند دوران طلایی سبک RPG، دوباره به مخاطب این فرصت را می دادند تا در دنیای بازی غرق شود و آن قدر جزئیات در گوشه و کنار بازی باشد که هیچ گاه حس «تمام شدن» به مخاطب دست ندهد. البته Pillars of Eternity II: Deadfire بازی جدیدی نیست و نزدیک دو سال است که برای PC منتشر شده، اما نسخه ی کنسولی آن، تجربه ی این عنوان بی نظیر را به تازگی برای دارندگان کنسول های نسل هشتمی هم مهیا کرده تا گیمرهای بیشتری بتوانند با معنای واقعی کلمه ی CRPG آشنا شوند.

داستان در Pillars of Eternity II: Deadfire یکی از ارکان اصلی بازی به شمار می رود. هم داستان کلی بازی که در واقع ادامه ای بر جریانات اتفاق افتاده در بازی اول است و هم داستان های کوچکی که در گوشه و کنار بازی و مراحل جانبی وجود دارند و در واقع هر چقدر خودتان ماجراجوتر بوده و بیشتر در دنیای بازی وقت بگذرانید، بیشتر از داستان سرایی بی نظبر آبسیدین لذت خواهید برد. داستان اصلی بازی، چیزی حدود ۴۰ ساعت طول می کشد، اما با در نظر گرفتن همه ی مراحل جانبی، DLCهایی که چیزی کم از خط اصلی داستان ندارند، محیطی بزرگ که جستجو در آن نه تنها لازم که بسیار رضایت بخش است، متون طولانی و انتخاب های بسیاری که در پیش رو دارید، بیش از ۱۰۰ ساعت گیم پلی در بازی گنجانده شده که از هر لحظه اش لذت خواهید برد.

داستان Deadfire حدود ۵ سال پس از نسخه ی اول رخ می دهد. شما همچنان در نقش یک Watcher هستید که قابلیت خواندن روح مردم را دارد و حتی می تواند به خاطرات و زندگی گذشته ی آن ها دسترسی داشته باشد. Eothas، خدای نور که همه فکر می کردند مرده است، بار دیگر بیدار می شود و قلعه ی Caed Nua را که در واقع محل سکونت شماست ویران می کند.

اما داستان Deadfire حدود ۵ سال پس از نسخه ی اول رخ می دهد. شما همچنان در نقش یک Watcher هستید که قابلیت خواندن روح مردم را دارد و حتی می تواند به خاطرات و زندگی گذشته ی آن ها دسترسی داشته باشد. Eothas، خدای نور که همه فکر می کردند مرده است، بار دیگر بیدار می شود و قلعه ی Caed Nua را که در واقع محل سکونت شماست ویران می کند. این بار Eothas اصلاً اعصاب ندارد و وجود او خطری برای تمام مردم Eora محسوب می شود. حال خدای مرگ، یعنی Berath به Watcherها که قسمتی از روح خود را از دست داده اند پیشنهادی می دهد: اینکه Eothas را دنبال کرده و از نقشه های او با خبر شوند، و در عوض او روحشان را به آن ها برگرداند. داستانی که از آن پس روی آب های آزاد، کشتی و در جزایر بازی دنبال می شود. داستانی فانتزی که پتانسیل ساعت ها روایت دارد و تا آخر بازی به خاطر اتفاقاتی که دائماً در حال رخ دادن است، جذابیت خود را از دست نمی دهد. در کنار داستان جذاب، مجموعه ای تمام نشدنی از دیالوگ در بازی وجود دارد که آینده ی بازی را در دستان شما قرار می دهد. البته برخی جاها ممکن است حس کنید بازی در جاهایی که باید به شما حق انتخاب دهد، این کار را نمی کند، اما در کل آن قدر همه چیز در دستان شماست که دیگر به این چند مورد جزئی توجهی نخواهید کرد.

شما آزادید که کاراکترتان را تک کلاسه یا چند کلاسه طراحی کنید. این به چه معناست؟ به این معناست که اگر کاراکتر شما تک کلاسه باشد، می توانید تنها در یک قابلیت حرفه ای تر شوید، و بقیه ی قابلیت ها کندتر پیش خواهند رفت. برای مثال می توانید قابلیت مبارزه یا Combat را انتخاب کنید و از کاراکتر خود یک جنگجوی تمام عیار بسازید، اما سایر قابلیت های شما تا آخر بازی رشد چندانی نخواهند کرد. شاید برایتان سوال پیش بیاید که وقتی می توانم کاراکتر خود را چند کلاسه انتخاب کنم، چرا اصلاً گزینه ای به نام تک کلاسه در بازی وجود دارد و به چه دردی می خورد. باید بگویم چند کلاسه بودن، کار شما را برای ارتقاء قابلیت های کاراکترتان سخت تر می کند.

Pillars of Eternity II: Deadfire یکی از کامل ترین بخش های ساخت کاراکتر را در میان کل بازی های کامپیوتری دارد. به جز انتخاب کلاس و چهره و بدن کاراکترتان که «همان همیشگی»های بخش کاراکترسازی به شمار می روند، جزئیات جدید و جذابی هم به این بخش اضافه شده اند. اول از همه می خواهم به قابلیت تک کلاسه یا چند کلاسه بودن کاراکتر اشاره کنم. شما آزادید که کاراکترتان را تک کلاسه یا چند کلاسه طراحی کنید. این به چه معناست؟ به این معناست که اگر کاراکتر شما تک کلاسه باشد، می توانید تنها در یک قابلیت حرفه ای تر شوید، و بقیه ی قابلیت ها کندتر پیش خواهند رفت. برای مثال می توانید قابلیت مبارزه یا Combat را انتخاب کنید و از کاراکتر خود یک جنگجوی تمام عیار بسازید، اما سایر قابلیت های شما تا آخر بازی رشد چندانی نخواهند کرد. شاید برایتان سوال پیش بیاید که وقتی می توانم کاراکتر خود را چند کلاسه انتخاب کنم، چرا اصلاً گزینه ای به نام تک کلاسه در بازی وجود دارد و به چه دردی می خورد؟ باید بگویم چند کلاسه بودن، کار شما را برای ارتقاء قابلیت های کاراکترتان سخت تر می کند. برای کسانی که فقط علاقه دارند داستان اصلی بازی ها را به اتمام برسانند، این گزینه در نهایت موجب می شود کاراکترشان ضعیف تر باشد، چون امتیازات کسب شده را در چند شاخه ی مختلف سرمایه گذاری خواهند کرد. اما اگر قصد دارید چند ده ساعت را در بازی سپری کنید و حسابی روی پیشرفت کاراکتر خود وقت بگذارید، می توانید چند کلاسه پیش بروید.

Deadfire روی استراتژی و صرفه جویی در نیرو طراحی شده است. به این شکل که نه تنها در مورد خودتان، بلکه در مورد همراهان تان هم این انتخاب به شما داده شده که هر فرد را در پُستی قرار دهید که در آن پست قابلیت بیشتری دارد.

Deadfire روی استراتژی و صرفه جویی در نیرو طراحی شده است. به این شکل که نه تنها در مورد خودتان، بلکه در مورد همراهان تان هم این انتخاب به شما داده شده که هر فرد را در پُستی قرار دهید که در آن پست قابلیت بیشتری دارد. به این طریق دیگر لازم نیست همه چیز را شما به گردن بگیرید. مخصوصاً اینکه جزئیات بازی بسیار بالاست و در گوشه و کنار کشتی تان، اتفاقات زیادی در حال جریان است که باید همه را به نوعی کنترل کنید. از ارتقاء توپ های جنگی گرفته تا خدمه ی روی کشتی و استحکام بدنه و غیره. کلاً Pillars of Eternity II: Deadfire بازی بسیار عمیق و پر جزئیاتی است. این موضوع مانند شمشیر دو لبه عمل می کند. برای کسانی که اهل نقش آفرینی کلاسیک و صرف کردن چندین هفته و ماه بر روی یک بازی هستند، Deadfire به منزله ی بهشتی است که می توانند در آن غرق شوند و دنیای بیرون را به فراموشی بسپارند! اما برای کسانی که تازه‌کارتر هستند یا کمتر بازی های مشابه کمتری را امتحان کرده اند، ممکن است این عنوان در ابتدا کمی ترسناک باشد. خوشبختانه آبسیدین کارش را بلد است و آن قدر همه چیز را با نهایت دقت و وسواس توضیح می دهد، که احساس کمبود نمی کنید، اما این موضوع همچنان از عظیم بودن بازی چیزی کم نمی کند. به هر حال اگر از آن دسته هستید که به نقش آفرینی های مدرن تر عادت دارید، پیشنهاد می کنم کمی صبر کنید تا ببینید Deadfire چقدر دوست داشتنی و عمیق است و بازی را در مراحل اولیه رها نکنید.

در نسخه ی کنسولی، می توانید یکی از دو روش «اکشن نوبتی» یا Turn Based Action یا Real-time را انتخاب کنید. این یکی از تفاوت هایی است که نسخه ی کنسولی با نسخه ی PC دارد. در حالت Real-time شما قابلیت نگه داشتن یا Pause کردن مبارزات را هم دارید.

گیم پلی بازی از دیگر نقاط عطف بازی است. دومین نسخه از Pillars of Eternity هم همانند نسخه ی اول، با زاویه ی ایزومتریک روایت می شود. بسیاری از افراد هنگامی که نسخه ی اول به بازار آمده بود، به خاطر این زاویه ی دید آن را خسته کننده و سنتی خواندند، در حالی که درون مایه ی گیم پلی ترکیبی لذت بخش از دوران کلاسیک نقش آفرینی و دوران مدرن آن است و ایزومتریک بودن زاویه ی دید، مانعی برای لذت بردن از بازی نیست. به نظرم این بازی آنقدر در سبکی که هست خوش درخشیده، که عوض کردن سبک یا زاویه ی دوربین، هویت آن را خواهد گرفت.

در نسخه ی کنسولی، می توانید یکی از دو روش اکشن نوبتی (Turn Based Action) یا Real-time را انتخاب کنید. این یکی از تفاوت هایی است که نسخه ی کنسولی با نسخه ی PC دارد. در حالت Real-time شما قابلیت نگه داشتن یا Pause کردن مبارزات را هم دارید. علاوه بر این، در حالت نوبتی شاید استراتژی چیدن در مواقع حساس کمی سخت تر باشد و مبارزات Real-time این مشکل را تا حدودی حل کرده است. به هر جهت باید به سابقه ی گیمری خود رجوع کنید و ببینید با کدام یک از این حالات راحت تر هستید. چون اشکالی که Deadfire در این قسمت دارد این است که نمی توانید پس از شروع بازی حالت دیگر را انتخاب کنید. موضوعی که ممکن است در صورت انتخاب اشتباه کمی اذیت تان کند و از معدود اشکالات بازی است که به چشم می آید. اما در کل پیشنهاد می کنم که بازی را به شکل Real-time آغاز کنید، چون متوقف کردن نبرد و تغییر استراتژی در حین نبرد، چیزی است که به کمک‌تان خواهد شتافت و مبارزات سخت بازی را کمی آسان تر خواهد کرد. همچنین نسخه ی PC حالت نوبتی نداشت و بازی اصلی در واقع با همین حالت Real-time عرضه شده بود.

Deadfire تمرکز زیادی بر عملکرد تیمی دارد و دوستانی که در بازی برای خود پیدا می کنید تا با آن ها در این مسیر همراه شوید، می توانند سختی بازی را برایتان آسان تر و لذت بخش تر کنند. در درجات سختی بالاتر، چیدن استراتژی برای هر یک از دوستان‌تان، خودش موردی است که باید حتماً مورد توجه قرار بگیرد. در کل گیم پلی Pillars of Eternity II: Deadfire فراتر از انتظارات ما از یک بازی ایزومتریک است و مبارزات، گشت و گذار و همه ی المان های دیگر بسیار خوب سر جای خود قرار گرفته و بازی را جذاب تر کرده اند.

اینکه بخش عظیمی از بازی را روی آب های آزاد در حال ماجراجویی هستید، به این معناست که جنگ های دریایی هم در Deadfire وجود دارند. نکته ی مهم در اینجا این است که کاراکترها و کشتی خود را باید دائماً ارتقاء دهید و این کار را هوشمندانه انجام دهید. در اوایل بازی هرگاه یک کشتی غریبه به شما نزدیک می شود استرس درگیری با آن را خواهید داشت، اما به تدریج و با آپگرید کردن ها مداوم، این مبارزات لذت بازی را دو چندان خواهد کرد. همچنین یک عالمه رمز و راز در جزایر بازی پنهان شده که پیدا کردن هر یک لذت خاصی دارد.

روی زمین، مبارزات بیشتر به عناوین استراتژیک شباهت دارد. با اشاره و کلیک افراد خود را از یک نقطه به نقطه ی دیگر انتقال می دهید و در این میان با دشمنان می جنگید. گاهی دشمنان گردن کلفتی مانند عنکبوت های غول پیکر هم سر راه شما سبز می شوند که کشتن آن ها استراتژی صحیح و حوصله می طلبد. همانطور که بالاتر هم اشاره کردم، Deadfire تمرکز زیادی بر عملکرد تیمی دارد و دوستانی که در بازی برای خود پیدا می کنید تا با آن ها در این مسیر همراه شوید، می توانند سختی بازی را برایتان آسان تر و لذت بخش تر کنند. در درجات سختی بالاتر، چیدن استراتژی برای هر یک از دوستان‌تان، خودش موردی است که باید حتماً مورد توجه قرار بگیرد. در کل گیم پلی Pillars of Eternity II: Deadfire فراتر از انتظارات ما از یک بازی ایزومتریک است و مبارزات، گشت و گذار و همه ی المان های دیگر بسیار خوب سر جای خود قرار گرفته و بازی را جذاب تر کرده اند.

نورپردازی، سایه ها و رنگ بندی بسیار هنرمندانه کار شده اند و محیط های فراوان و متفاوتی در بازی وجود دارد که هر کدام حسی متفاوت به بازیباز می بخشند. کاراکترها با وسواس ساخته شده اند و طراحی لباس و چهره ی آن ها، به حس هویت آن ها می افزاید.

Deadfire همچنین از نظر بصری چیزی کم ندارد و گاهی اتفاق می افتد که محو در صحنه ها و چشم اندازهای زیبای بازی شوید. نورپردازی، سایه ها و رنگ بندی بسیار هنرمندانه کار شده اند و محیط های فراوان و متفاوتی در بازی وجود دارد که هر کدام حسی متفاوت به بازیباز می بخشند. کاراکترها با وسواس ساخته شده اند و طراحی لباس و چهره ی آن ها، به حس هویت آن ها می افزاید. همچنین صداپیشگی در این بازی حرف ندارد و لذت شنیدن داستان غنی آن را چند برابر می کند. البته اشکلاتی جزئی مانند افت فریم در برخی صحنه های شلوغ و یا لودینگ های فراوان در بخش پرفورمنس به چشم می خورد، اما در حدی نیست که مانع لذت بردن از بازی شود.

در کل اگر یک نقش آفرینی کلاسیک خوش ساخت می خواهید، Pillars of Eternity II: Deadfire هم اکنون بر روی کنسول ها نیز موجود است. شاید یکی از کامل ترین عناوین نقش آفرینی چند سال گذشته که به نظرم کمتر از حدی که لیاقتش است شناخته شده است. این شاهکار را با اطمینان به هر نقش آفرینی بازی پیشنهاد می کنم.

 

12345678910(13 رای, میانگین آرا 9٫00 از 10 )
Loading...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید