َشن‌های فراموش شده، شاهزاده‌ی فراموش نشدنی | نقد و بررسی بازی Prince of Persia: The Forgotten Sands

مقالات ، نقد و بررسی ۲ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۰

یوبیسافت از معدود شرکت های بازی سازی است که گاهی اوقات نمی توان تصمیم گرفت آیا آن را دوست داریم یا نه؟ خاطراتی که این شرکت با سری هایی مانند اساسینز کرید، فارکرای، اسپلینتر سل و حتی Rainbow Six که عمر کمتری نسبت به بازی های نامبرده شده دارد برایمان ساخته، با هیچ چیز دیگری قابل تعویض نیستند. یکی از خلاق ترین تیم های ایده پردازی دنیا بدون شک متعلق به این شرکت است. یوبیسافت استاد این است که بازی های با هویت و اورجینال بسازد. می تواند یک بازی درباره ی هکرها تولید کند، در بازی دیگرش شما را با اتزیو ادیتوره به زمان رنسانس ببرد، در میان خوش آب و هواترین نقاط جهان شما را با دیوانه ای مانند واس (Vaas) روبرو کند و یا در میان شن ها، شما را با ارتش سلیمان در بیاندازد. تنوعی که بازی های این شرکت دارند را کمتر شرکت دیگری در کارنامه اش دارد و اینکه در هر آی پی جدید، سعی می کند مخاطب را در موقعیتی منحصربفرد قرار دهد که قبلاً کمتر در آن موقعیت قرار گرفته، از دلایلی است که همیشه یوبیسافت را دوست داشته ایم. از طرف دیگر، پروژه های ناتمام، باگ های بسیار و رها کردن یا منحرف کردن فرنچایزهای دوست داشتی از مسیر اصلی خود و در بسیاری از مواقع، حیف کردن ایده هایی که پتانسیل بسیار زیادی برای تبدیل به بازی های به مراتب بهتر داشتند، از دلایلی هستند که اجازه نمی دهند مخاطب از آن دلخور نباشد. یکی از فرنچایزهایی که به نظر می رسد یوبیسافت کلاً بی خیالش شده است، سری Prince of Persia است. سری ای که بخاطر ارتباطش با تاریخ و کشور ما، در ایران طرفداران بسیار زیادی دارد. حدود ۱۰ سال از آخرین بازی که یوبیسافت نسخه ی جدیدی از این سری را منتشر کرده است می گذرد و پس از آن فقط حدس و گمان و تئوری های بی پایان طرفداران مجموعه بوده که نام آن را هنوز هم در محافل بازی، زنده نگه داشته است. شایعات بسیاری درباره ی نسخه ی بعدی این مجموعه وجود دارد که هیچ کدام از آن ها تا به حال به واقعیت تبدیل نشده اند و به نظر می رسد تا بازی بعدی این سری هنوز راهی بسیار طولانی در پیش است. از طرف دیگر، آی پی دیگر شرکت یوبیسافت، یعنی اساسینز کرید که با سبکی مشابه و حال و هوایی متفاوت با Prince of Persia در سال ۲۰۰۷ ساخته شد، گوی سبقت را از نظر محبوبیت و فروش ربود و یکی از دلایلی که یوبیسافت هنوز سراغ این آی پی خاک خورده نمی رود، عملکرد بسیار خوب اساسینز کرید است. به خصوص اینکه دو بازی آخر Prince of Persia، بهترین بازی های این سری نبودند و نتوانستند از عظمت نام این سری به خوبی محافظت کنند. به هر حال، در این مقاله قصد داریم به سال ۲۰۱۰ برگردیم که The Forgotten Sands در آن سال ساخته و نگاهی مختصر به آخرین بازی مجموعه ی Prince of Persia تا به امروز بیاندازیم. در ادامه با من و گیمفا همراه باشید!

یکی از فرنچایزهایی که به نظر می رسد یوبیسافت کلاً بی خیالش شده است، سری Prince of Persia است. سری ای که بخاطر ارتباطش با تاریخ و کشور ما، در ایران طرفداران بسیار زیادی دارد. حدود ۱۰ سال از آخرین بازی که یوبیسافت نسخه ی جدیدی از این سری را منتشر کرده است می گذرد و پس از آن فقط حدس و گمان و تئوری های بی پایان طرفداران مجموعه بوده که نام آن را هنوز هم در محافل بازی، زنده نگه داشته است. شایعات بسیاری درباره ی نسخه ی بعدی این مجموعه وجود دارد که هیچ کدام از آن ها تا به حال به واقعیت تبدیل نشده اند و به نظر می رسد تا بازی بعدی این سری هنوز راهی بسیار طولانی در پیش است.

داستان The Forgotten Sands، داستان جالب و درگیرکننده ای است. گرچه در بازی های قبلی سری، داستان های قوی تری هم شنیده بودیم، اما Forgotten Sands نیز هم از نظر محتوا و هم از نظر داستان سرایی و روایت خوب عمل می کند. در اینجا خود شاهزاده روایتگر اتفاقات است و گاهاً طنز به جای او، به روایت داستان کمک بسیاری کرده است. در Forgotten Sands، شاهزاده به دنبال اینکه از برادرش «مالک»، اصول فرامانروایی را یاد بگیرد، به سمت قلعه ی او می تازد. البته اینکه تم کلی داستان، از نام ها گرفته تا برخی کانسپت ها، بیشتر از ایران به تم یک کشور عربی شباهت دارد بحثی است که همواره در این سری مطرح بوده و هست و نگاهی ریزبینانه و دقیق تر می خواهد که در این مقاله مجال بررسی آن وجود ندارد، اما به هر حال دوباره شاهد نام های عربی در این مجموعه هستیم. وقتی شاهزاده به قلعه ی مالک نزدیک می شود، قلعه ی مالک زیر حمله ی شدید دشمن است. پس از شروع بازی که تقریباً از روی شروع بازی دیگر سری، یعنی Prince of Persia: The Sands of Time کپی برداری شده است، شاهزاده پی می برد که مالک تا شکست فاصله ی چندانی ندارد و دشمنان نیز می خواهند به چیزی که مالک از آن به عنوان «ارتش سلیمان» یاد می کند دست پیدا کنند. سپس خود مالک این ارتش را علیرغم مخالفت شاهزاده آزاد می کند و کار از اینجا پیچیده می شود. ارتش سلیمان، ترکیبی از موجودات عجیب الخلقه ای است که همگی از شن ساخته شده اند. پس از آن، نبرد قدرت و نیک و بد میان دو برادر آغاز می شود و جریان ادامه می یابد تا به پایان بندی قابل قبول بازی برسد. درست است که داستان بازی چیز خیلی جدیدی برای ارائه ندارد و صرفاً نبرد سنتی دو برادر که یکی خوب است و دیگری بد را به تصویر می کشد، اما خلاء چنین داستان هایی در سال عرضه ی بازی و کار خوبِ روایت، باعث شده اند تا داستان، از نقاط قوت The Forgotten Sands باشد.

درست است که داستان بازی چیز خیلی جدیدی برای ارائه ندارد و صرفاً نبرد سنتی دو برادر که یکی خوب است و دیگری بد را به تصویر می کشد، اما خلاء چنین داستان هایی در سال عرضه ی بازی و کار خوبِ روایت، باعث شده اند تا داستان، از نقاط قوت The Forgotten Sands باشد.

در بخش گیم پلی، سه بخش عمده وجود دارد. بخش اول و جذاب ترین بخش بازی، پلتفرمینگ یا همان سکوبازی است. چیزی که سری Prince of Persia در وهله ی به خاطر آن معروف شد و در The Forgotten Sands نیز به اوج خود رسید. حرکات آکروباتیک شاهزاده به قدری نرم و خوب طراحی شده اند که هیچ وقت سکوبازی های فراوان بازی حس خستگی یا اضافه بودن به شما نمی دهند. به علاوه اینکه، قابلیت های سکوبازی شاهزاده به تدریج بیشتر می شود و با بیشتر شدن این قابلیت ها، لذت سکوبازی نیز هر بار بیشتر می شود. برای مثال قابلیت هایی مانند راه رفتن روی دیوار و قابلیت تبدیل آب به یخ، سکوبازی را به مرحله ی جدیدی می برند. درست است که این حرکات گاهی اوقات خیلی فانتزی و غیر واقعی می شوند، اما چه کسی از یک بازی عملکرد واقعی می خواهد؟ مگر آنچارتد و اساسینز کرید و کال آو دیوتی واقع گرایانه هستند که شاهزاده هم به شکل واقع گرایانه از در و دیوار بالا برود؟!

حرکات آکروباتیک شاهزاده به قدری نرم و خوب طراحی شده اند که هیچ وقت سکوبازی های فراوان بازی حس خستگی یا اضافه بودن به شما نمی دهند. به علاوه اینکه، قابلیت های سکوبازی شاهزاده به تدریج بیشتر می شود و با بیشتر شدن این قابلیت ها، لذت سکوبازی نیز هر بار بیشتر می شود. برای مثال قابلیت هایی مانند راه رفتن روی دیوار و قابلیت تبدیل آب به یخ، سکوبازی را به مرحله ی جدیدی می برند.

بسیاری از این حرکات با معماهای بازی هم پیوند خورده اند که هم معماها را جذاب تر کرده اند و هم سکوبازی را. برای مثال، برای باز کردن یک در، مجبورید چند بار آب های جاری را به یخ تبدیل کنید تا از آن ها به عنوان دیوار یا ستونی برای پریدن به سکوهای دیگر استفاده کنید. سپس تعدادی از دشمن ها را بکشید و دوباره اهرمی دیگر را پایین بیاورید و همین روند را ادامه دهید تا در آخر آن درِ مورد نظر را باز کنید. همچنین، سکوبازی هیجان انگیزتر از همیشه شده است. برای مثال در برخی مراحل باید از میان تعداد زیادی تیغ های چرخنده عبور کنید و بپرید و به دری برسید که هر لحظه بیشتر به بسته شدن نزدیک می شود. یا باید قبل از بسته شدن دری، با تعدادی دشمن بجنگید و مراقب تله های محیط باشید. این ها باعث می شوند تا گیم پلی، علاوه بر حس رضایتی که در پایان هر سکوبازی به شما می دهد، جذاب و نفسگیر هم باشد.

کانسپت های زیبای شرقی در بازی.

بخش دوم گیم پلی بر میگردد به معماهایی که در اکثر موارد بسیار خوب طراحی شده اند. اکثر این معماها از آن تیپ معماهای فیزیکی هستند که «اول کار a را بکن، بعد برو سراغ b، بعد اینکه تمام شد سراغ c برو و دوباره به a برگرد تا فلان در باز شود». این نوع از معماها لذت خاصی دارند و در کنار این تیپ از معماها، انواع دیگری هم وجود دارد که به گیم پلی تنوع خوبی بخشیده اند. دو المان شن و آب، در معماها نقش مهمی ایفا می کنند و پای ثابت اکثر معماهای سکوبازی هستند.

بخش سوم گیم پلی نیز برمیگردد به مبارزات. مبارزات بازی مانند بازی های قبل سری زیاد کامل و عمیق نیستند، اما در عین حال لذت خاصی دارند. اما این لذت به همان ساعات اولیه ی بازی محدود می شود و وقتی بازی بیشتر پیش می رود، مبارزات تبدیل می شوند به فشردن چند دکمه ی مشخص پشت سر هم.

بخش سوم گیم پلی نیز برمیگردد به مبارزات. مبارزات بازی مانند بازی های قبل سری زیاد کامل و عمیق نیستند، اما در عین حال لذت خاصی دارند. اما این لذت به همان ساعات اولیه ی بازی محدود می شود و وقتی بازی بیشتر پیش می رود، مبارزات تبدیل می شوند به فشردن چند دکمه ی مشخص پشت سر هم. البته کمبوها به تدریج برای شاهزاده آنلاک می شوند، اما این کمبوها هم صرفاً باعث می شوند که مبارزات ساده ی بازی، ساده تر هم شوند و رسماً هیچ چالشی هنگام مبارزات حس نکنید. بازی برای افزودن به چالش مبارزات، تعداد دشمن ها را بالا می برد و باس هایی در نقاط مختلف نقشه قرار می دهد، اما این ها هم کارساز نیستند و حتی در درجات سختی بالاتر هم مبارزات نسبت به بازی های مشابه بسیار آسان ترند. مشکلات دوربین و زاویه ی نامناسب آن ها در هنگام مبارزات، سکوبازی و حل معماها را هم اضافه کنید تا این بازی یک نقطه ضعف بزرگ هم داشته باشد. خوشبختانه مبارزات اصلی ترین بخش بازی نیست و تاثیر فجیعی روی کلیات بازی نگذاشته، ولی در کل از لذت بازی به شکل چشمگیری کاسته است.

از معدود باس های چالش برانگیز بازی.

طراحی محیط مانند همیشه خاص و خوب است و شاهد کانسپت های خوبی در بازی هستیم. صداگذاری شخصیت ها نیز جالب و خوب از آب درآمده، ولی گرافیک فنی بازی در سال انتشار کمی از بازی های هم دوره ی خود عقب تر بود. در کل Prince of Persia: The Forgotten Sands یک بازی خوب و خوش ساخت و لذت بخش است که آن را می توان به همه پیشنهاد کرد، اما شاید بهترین بازی سری نباشد.

 

12345678910(42 رای, میانگین آرا 9٫02 از 10 )
Loading...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید